دین در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۳۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۰ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
=== معنای لغوی ===
=== معنای لغوی ===
واژه دِین اسم مصدر<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۸۷-۲۹۰؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref>، برگرفته از ریشه "د- ی - ن" و در لغت دارای معانی گوناگون و گاه متضادی است؛ [[طاعت]]، [[نافرمانی]]، [[کیفر]] و [[پاداش]]، [[قضاوت]]، [[عادت]] و [[خلق و خوی]] از این معانی‌اند. واژه [[دین]] هر چند با ریشه و ساختاری مشترک بر همه این معانی دلالت دارد، کاربرد فعل مربوط به هریک از معانی با دیگری متفاوت است و با توجه به همین [[اختلاف]] در کاربرد، معانی مختلفی را می‌رساند؛ گاهی فعلِ برگرفته از ریشه دین، بی‌هیچ حرف اضافه‌ای در معنای متعدی به کار می‌رود "مانند دانَهُ". در این صورت معانی "به او پاداش داد"، "او را [[مجازات]] کرد"، "از او [[فرمانبرداری]] کرد"، "او را به [[اطاعت]] در آورد" و "درباره او [[داوری]] کرد" را می‌رساند<ref>الصحاح، ج۵، ص۲۱۱۸-۲۱۱۹؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹-۱۷۰؛ مفردات، ص۱۷۵، «دین».</ref> گاهی فعل آن همراه حرف [[تعدی]] "لام" به کار می‌رود "مانند دانَ لَهُ". در این صورت معنای "از او اطاعت کرد" را می‌رساند<ref>العین، ج۸، ص۷۳؛ الصحاح، ج۵، ص۲۱۱۹، «دین».</ref> گاهی نیز همراه حرف تعدى "باء" "مانند دانَ بِالاسلام" به کار رفته و معنای [[ایمان آوردن]] و گرویدن "به دین و عقیده‌ای" را می‌رساند<ref>الصحاح، ج۵، ص۲۱۱۹؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹؛ فرهنگ معاصر، ص۲۱۲.</ref>
واژه دِین اسم مصدر<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۸۷-۲۹۰؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref>، برگرفته از ریشه "د- ی - ن" و در لغت دارای معانی گوناگون و گاه متضادی است؛ [[طاعت]]، [[نافرمانی]]، [[کیفر]] و [[پاداش]]، [[قضاوت]]، عادت و [[خلق و خوی]] از این معانی‌اند. واژه [[دین]] هر چند با ریشه و ساختاری مشترک بر همه این معانی دلالت دارد، کاربرد فعل مربوط به هریک از معانی با دیگری متفاوت است و با توجه به همین [[اختلاف]] در کاربرد، معانی مختلفی را می‌رساند؛ گاهی فعلِ برگرفته از ریشه دین، بی‌هیچ حرف اضافه‌ای در معنای متعدی به کار می‌رود "مانند دانَهُ". در این صورت معانی "به او پاداش داد"، "او را [[مجازات]] کرد"، "از او [[فرمانبرداری]] کرد"، "او را به [[اطاعت]] در آورد" و "درباره او [[داوری]] کرد" را می‌رساند<ref>الصحاح، ج۵، ص۲۱۱۸-۲۱۱۹؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹-۱۷۰؛ مفردات، ص۱۷۵، «دین».</ref> گاهی فعل آن همراه حرف [[تعدی]] "لام" به کار می‌رود "مانند دانَ لَهُ". در این صورت معنای "از او اطاعت کرد" را می‌رساند<ref>العین، ج۸، ص۷۳؛ الصحاح، ج۵، ص۲۱۱۹، «دین».</ref> گاهی نیز همراه حرف تعدى "باء" "مانند دانَ بِالاسلام" به کار رفته و معنای [[ایمان آوردن]] و گرویدن "به دین و عقیده‌ای" را می‌رساند<ref>الصحاح، ج۵، ص۲۱۱۹؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹؛ فرهنگ معاصر، ص۲۱۲.</ref>.


دین به معنای اصطلاحی آن "[[کیش]] و [[آیین]]" به معنای طاعت و فرمانبرداری گرفته شده<ref>مفردات، ص۱۷۵؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref> و به اعتبار [[انقیاد]] و تبعیتی که از یک آیین و [[شریعت]] می‌شود، به آن دین گفته می‌شود<ref>مفردات، ص۱۷۵، «دین».</ref>.
دین به معنای اصطلاحی آن "[[کیش]] و [[آیین]]" به معنای طاعت و فرمانبرداری گرفته شده<ref>مفردات، ص۱۷۵؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref> و به اعتبار [[انقیاد]] و تبعیتی که از یک آیین و [[شریعت]] می‌شود، به آن دین گفته می‌شود<ref>مفردات، ص۱۷۵، «دین».</ref>.


برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] ریشه "د-ی-ن" را در اصل به معنای [[خضوع]] و انقیاد در برابر برنامه یا مقرراتی معین - نه هر طاعتی - دانسته و معتقدند که معانی طاعت، [[تعبد]]، محکوم و [[تسلیم شدن]] در برابر یک [[فرمان]]، داوری، [[قانون]]، کیفر و پاداش، به آن معنای اصلی نزدیک‌اند، بنابراین، [[جزا]]، [[حساب]]، طاعت، عادت و جز آن، مصادیق معنای یاد شده‌اند<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۶۹.</ref>.
برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] ریشه "د-ی-ن" را در اصل به معنای [[خضوع]] و انقیاد در برابر برنامه یا مقرراتی معین - نه هر طاعتی - دانسته و معتقدند که معانی طاعت، [[تعبد]]، محکوم و [[تسلیم شدن]] در برابر یک [[فرمان]]، داوری، [[قانون]]، کیفر و پاداش، به آن معنای اصلی نزدیک‌اند، بنابراین، جزا، حساب، طاعت، عادت و جز آن، مصادیق معنای یاد شده‌اند<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۶۹.</ref>.


ارتباط[[دین]] با مفاهیمی چون [[شریعت]] و [[ملت]] مورد اتفاق نیست. عموم صاحب‌نظران، دین را فراگیرتر از [[شریعت]] دانسته و براین باورند که "[[دین]]" بر [[اصول عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] اطلاق می‌شود<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲؛ ج۲، ص۴.</ref>؛ ولی "شریعت" فقط به [[احکام عملی]] فرعی گفته می‌شود<ref>نثر [[طوبی]]، ج۲، ص۴؛ [[تفسیر مراغی]]، ج۶، ص۱۳۰؛ [[دائرة‌المعارف]] [[بستانی]]، ج۱۰، ص۴۳۶.</ref> بر همین اساس، [[اصول دین]] همه [[پیامبران]] برخلاف شریعت آنان یکی<ref>لسان العرب، ج۸، ص۱۷۶، «شرع».</ref> و [[نسخ]] ناپذیر است<ref>مفردات، ص۴۵۰، «شرع»؛ المیزان، ج۵، ص۳۵۰؛ الموسوعة الذهبية، ج۴۰، ص۵۹۸.</ref>؛ اما شریعت هر [[پیامبری]] در برخی از [[احکام]] با دیگری فرق دارد<ref>المیزان، ج۵، ص۳۵۰-۳۵۱؛ المنیر، ج۶، ص۲۱۸؛ نک: شریعت در آیینه معرفت، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> گروهی دیگر دین، [[شریعت]] و [[ملت]] را مترادف<ref>نک: نثر طوبی، ج۲، ص۴.</ref> و به معنای مجموعه‌ای از اصول و [[فروع]] [[وحیانی]] و گاه دربرگیرنده [[تاریخ]] [[زندگی]] و [[سیره]] [[اولیای دین]] دانسته‌اند<ref>نک: قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ گستره شریعت، ص۲۵.</ref> بر این اساس، تفاوت دین، شریعت و ملت فقط اعتباری است.
ارتباط[[دین]] با مفاهیمی چون [[شریعت]] و [[ملت]] مورد اتفاق نیست. عموم صاحب‌نظران، دین را فراگیرتر از [[شریعت]] دانسته و براین باورند که "[[دین]]" بر [[اصول عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] اطلاق می‌شود<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲؛ ج۲، ص۴.</ref>؛ ولی "شریعت" فقط به احکام عملی فرعی گفته می‌شود<ref>نثر [[طوبی]]، ج۲، ص۴؛ [[تفسیر مراغی]]، ج۶، ص۱۳۰؛ [[دائرة‌المعارف]] [[بستانی]]، ج۱۰، ص۴۳۶.</ref> بر همین اساس، [[اصول دین]] همه [[پیامبران]] برخلاف شریعت آنان یکی<ref>لسان العرب، ج۸، ص۱۷۶، «شرع».</ref> و [[نسخ]] ناپذیر است<ref>مفردات، ص۴۵۰، «شرع»؛ المیزان، ج۵، ص۳۵۰؛ الموسوعة الذهبية، ج۴۰، ص۵۹۸.</ref>؛ اما شریعت هر [[پیامبری]] در برخی از [[احکام]] با دیگری فرق دارد<ref>المیزان، ج۵، ص۳۵۰-۳۵۱؛ المنیر، ج۶، ص۲۱۸؛ نک: شریعت در آیینه معرفت، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> گروهی دیگر دین، [[شریعت]] و [[ملت]] را مترادف<ref>نک: نثر طوبی، ج۲، ص۴.</ref> و به معنای مجموعه‌ای از اصول و فروع [[وحیانی]] و گاه دربرگیرنده [[تاریخ]] [[زندگی]] و [[سیره]] اولیای دین دانسته‌اند<ref>نک: قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ گستره شریعت، ص۲۵.</ref> بر این اساس، تفاوت دین، شریعت و ملت فقط اعتباری است.


مجموع آموزه‌های [[اعتقادی]] و عملی "هست و نیست‌ها و باید و نبایدها" به اعتبار اینکه از آنها [[پیروی]] می‌شود، [[دین]]، به جهت اینکه [[املاء]] و نوشته می‌شوند، ملت و از آنجا که برای [[انسان]] [[تشریع]] شده‌اند، شریعت خوانده می‌شوند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۸-۱۰؛ الموسوعة الذهبيه، ج۴۰، ص۵۹۶؛ دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۵.</ref>.
مجموع آموزه‌های [[اعتقادی]] و عملی "هست و نیست‌ها و باید و نبایدها" به اعتبار اینکه از آنها [[پیروی]] می‌شود، [[دین]]، به جهت اینکه املاء و نوشته می‌شوند، ملت و از آنجا که برای [[انسان]] [[تشریع]] شده‌اند، شریعت خوانده می‌شوند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۸-۱۰؛ الموسوعة الذهبيه، ج۴۰، ص۵۹۶؛ دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۵.</ref>.


واژه دین در اصطلاح رشته‌هایی چون [[فلسفه دین]]، [[جامعه‌شناسی دین]] و [[روانشناسی]] دین در برابر noigiler به کار می‌رود. تعریف اصطلاحی دین در این حوزه‌ها مورد اتفاق نیست. انبوهی از تعاریف وجود دارند که به رغم مشابهت‌هایی چند، یافتن یک مخرج مشترک برای همه آنها، حتى ارائه فهرست ناقصی از آنها عملاً ناممکن است. تعاریف یاد شده نمایانگر نگرش‌هایی بسیار متفاوت و گاه غیر قابل جمع‌اند<ref>نک: فرهنگ و دین، ص۲۰۲-۲۰۳؛ جامعه‌شناسی دین، ص۲۶-۴۱؛ دین‌پژوهی، ج۱، (دفتر اول)، ص۸۴-۹۳.</ref> این وضعیت از یک سو زاییده نگرش‌های گوناگون به دین و از سوی دیگر برخاسته از تنوع فراوان چیزی است که به نام دین شناخته می‌شود؛ به گونه‌ای که از [[یکتاپرستی]] گرفته تا [[روح]] پرستی، [[بت‌پرستی]]، [[پرستش]] [[اجرام آسمانی]]، [[اعتقاد]] به [[رب]] النوع‌ها و نیروهای جادویی و [[تقدیس]] برخی [[حیوانات]] و اشیاء همگی به نام "[[دین]]" شناخته می‌شوند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۵.</ref> از آنجا که ارائه تعریفی فراگیر از آنچه به نام دین شناخته می‌شود، نه امکان‌پذیر است نه ضرورتی دارد، تنها به دسته‌بندی کلی تعاریف و بيان تعریف مورد نظر خویش می‌پردازیم<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص۲۰۶- ۲۰۷.</ref>.
واژه دین در اصطلاح رشته‌هایی چون [[فلسفه دین]]، جامعه‌شناسی دین و روانشناسی دین در برابر noigiler به کار می‌رود. تعریف اصطلاحی دین در این حوزه‌ها مورد اتفاق نیست. انبوهی از تعاریف وجود دارند که به رغم مشابهت‌هایی چند، یافتن یک مخرج مشترک برای همه آنها، حتى ارائه فهرست ناقصی از آنها عملاً ناممکن است. تعاریف یاد شده نمایانگر نگرش‌هایی بسیار متفاوت و گاه غیر قابل جمع‌اند<ref>نک: فرهنگ و دین، ص۲۰۲-۲۰۳؛ جامعه‌شناسی دین، ص۲۶-۴۱؛ دین‌پژوهی، ج۱، (دفتر اول)، ص۸۴-۹۳.</ref> این وضعیت از یک سو زاییده نگرش‌های گوناگون به دین و از سوی دیگر برخاسته از تنوع فراوان چیزی است که به نام دین شناخته می‌شود؛ به گونه‌ای که از [[یکتاپرستی]] گرفته تا [[روح]] پرستی، [[بت‌پرستی]]، [[پرستش]] اجرام آسمانی، [[اعتقاد]] به [[رب]] النوع‌ها و نیروهای جادویی و [[تقدیس]] برخی حیوانات و اشیاء همگی به نام "[[دین]]" شناخته می‌شوند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۵.</ref> از آنجا که ارائه تعریفی فراگیر از آنچه به نام دین شناخته می‌شود، نه امکان‌پذیر است نه ضرورتی دارد، تنها به دسته‌بندی کلی تعاریف و بيان تعریف مورد نظر خویش می‌پردازیم<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۰۶- ۲۰۷.</ref>.


=== معنای اصطلاحی ===
=== معنای اصطلاحی ===
مفهوم اصطلاحی دین با دو رویکرد برون [[دینی]] "بدون توجه به [[آموزه‌های دین]]" و درون دینی "بر اساس آموزه‌های خود دین" تعریف شده است:<ref>فلسفه دین، رشاد، ص۲۰-۲۳.</ref>
مفهوم اصطلاحی دین با دو رویکرد برون [[دینی]] "بدون توجه به [[آموزه‌های دین]]" و درون دینی "بر اساس آموزه‌های خود دین" تعریف شده است:<ref>فلسفه دین، رشاد، ص۲۰-۲۳.</ref>
# '''رویکرد برون دینی:''' در این رویکرد، [[دین]] به مثابه یکی از نیازها و لوازم جدا ناشدنی [[زندگی]] [[انسان]] دانسته و غالباً با رویکرد [[جامعه شناختی]] و [[روان شناختی]] به تحلیل کارکرد گرایانه آن پرداخته می‌شود. نادیده گرفتن ماهیت [[الهی]] [[وحیانی]] دین و در نتیجه، [[تقدس‌زدایی]] از آن، همچنین به تعبیر "[[جان]] هیک"، بر ساخته بودن تعاریف، از چالش‌های جدی این رویکرد است. در تعاریف برون دینی، عمدتاً دین از مؤلفه‌های اصلی [[فرهنگ]] و زاییده [[ذهن]] [[بشر]] و [[جامعه]] پنداشته می‌شود که در فرایند [[حیات]] جمعی و برای [[پاسخگویی]] به نیازهای [[اجتماعی]] و روانی انسان پدید آمده است، برای همین، ابتدا [[نیازهای بشری]] [[شناسایی]]، آن گاه دین با توجه به کارکرد آن در برآوردن این نیازها تعریف می‌شود. تعاریف مبتنی بر این رویکرد هر چند هر یک، بُعدی از ابعاد دین را بیان می‌کند، از ترسیم سیمای کامل آن، به ویژه [[ادیان]] وحیانی ناتوان‌اند.
# '''رویکرد برون دینی:''' در این رویکرد، [[دین]] به مثابه یکی از نیازها و لوازم جدا ناشدنی [[زندگی]] [[انسان]] دانسته و غالباً با رویکرد [[جامعه شناختی]] و روان شناختی به تحلیل کارکرد گرایانه آن پرداخته می‌شود. نادیده گرفتن ماهیت [[الهی]] [[وحیانی]] دین و در نتیجه، تقدس‌زدایی از آن، همچنین به تعبیر "[[جان]] هیک"، بر ساخته بودن تعاریف، از چالش‌های جدی این رویکرد است. در تعاریف برون دینی، عمدتاً دین از مؤلفه‌های اصلی [[فرهنگ]] و زاییده ذهن [[بشر]] و [[جامعه]] پنداشته می‌شود که در فرایند [[حیات]] جمعی و برای پاسخگویی به نیازهای [[اجتماعی]] و روانی انسان پدید آمده است، برای همین، ابتدا نیازهای بشری [[شناسایی]]، آن گاه دین با توجه به کارکرد آن در برآوردن این نیازها تعریف می‌شود. تعاریف مبتنی بر این رویکرد هر چند هر یک، بُعدی از ابعاد دین را بیان می‌کند، از ترسیم سیمای کامل آن، به ویژه [[ادیان]] وحیانی ناتوان‌اند.
# '''رویکرد درون دینی:''' در این رویکرد، با توجه به خاستگاه الهی دین و بر اساس [[آموزه‌ها]] و منابع اصیل دینی، به تعریف آن پرداخته می‌شود. رویکرد درون دینی که بیشتر مربوط به [[متکلمان]] الهی است، به سبب توجه به "ماهیت وحیانی"دین و آموزه‌های آن از دقت و [[درستی]] بیشتری برخوردار است؛ زیرا اساساً برای تعریف درست یک [[دین]] باید آموزه‌های آن را به دقت [[شناخت]] و آنها را بر اساس منابع اصیل آن [[دین]] تعریف کرد.
# '''رویکرد درون دینی:''' در این رویکرد، با توجه به خاستگاه الهی دین و بر اساس آموزه‌ها و منابع اصیل دینی، به تعریف آن پرداخته می‌شود. رویکرد درون دینی که بیشتر مربوط به [[متکلمان]] الهی است، به سبب توجه به "ماهیت وحیانی"دین و آموزه‌های آن از دقت و [[درستی]] بیشتری برخوردار است؛ زیرا اساساً برای تعریف درست یک [[دین]] باید آموزه‌های آن را به دقت [[شناخت]] و آنها را بر اساس منابع اصیل آن [[دین]] تعریف کرد.


در رویکرد درون [[دینی]]، [[ادیان]] ابتدا به دو دسته بزرگ [[الهی]] و بشری قسمت می‌شوند؛ [[ادیان الهی]]، ماهیت [[وحیانی]] و ریشه در [[غیب]] دارند و [[انسان]]، فقط دریافت‌کننده آن بوده و هرگز در [[ساخت و ساز]] آن نقش‌آفرین نیست<ref>دین‌شناسی، ص۲۶.</ref>؛ ولی ادیان بشری، بازتاب نیازهای [[زیستی]]، روانی و [[اجتماعی]] [[آدمی]] - براساس [[شناخت]] خود او از آنها - و پدید آمده انسان و عمدتاً دارای درونمایه [[بت‌پرستی]] و [[اعتقاد]] به نیروهای جادویی است
در رویکرد درون [[دینی]]، [[ادیان]] ابتدا به دو دسته بزرگ [[الهی]] و بشری قسمت می‌شوند؛ [[ادیان الهی]]، ماهیت [[وحیانی]] و ریشه در [[غیب]] دارند و [[انسان]]، فقط دریافت‌کننده آن بوده و هرگز در ساخت و ساز آن نقش‌آفرین نیست<ref>دین‌شناسی، ص۲۶.</ref>؛ ولی ادیان بشری، بازتاب نیازهای زیستی، روانی و [[اجتماعی]] [[آدمی]] - براساس [[شناخت]] خود او از آنها - و پدید آمده انسان و عمدتاً دارای درونمایه [[بت‌پرستی]] و [[اعتقاد]] به نیروهای جادویی است


از سوی دیگر، ادیان الهی موجود نیز به [[دین حق]] و [[دین باطل]] قسمت می‌شوند؛ دین حق دارای [[باورها]]، [[ارزش‌ها]]، [[هنجارها]] و [[مناسک]] درست، [[مطابق با واقع]] و برخوردار از ضمانت کافی برای [[صحت]] و اعتبار [[خوی]]ش است، درحالی که [[آموزه‌های دین]] [[باطل]] در گذر [[زمان]]، دستخوش [[تغییر]] و [[تحریف]] گشته و با فاصله گرفتن از آموزه‌های اصلی با [[خرافه]] و [[اباطیل]] درهم آمیخته‌اند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۸.</ref>، بنابراین، [[دین]] الهیِ بر [[حق]]، برخاسته از [[اراده تشریعی]] خداست که در قالب مجموعه گسترده‌ای از [[معارف]] و در حوزه‌های معینی مانند باورها، ارزش‌ها، [[ایدئولوژی]]، هنجارها و نمادها ارائه و از راه [[وحی]] در [[اختیار انسان]] قرار داده شده است تا [[زندگی]] او را برای رسیدن به [[هدف آفرینش]] [[هدایت]] کند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۷-۲۸.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص۲۰۷- ۲۰۹.</ref>.
از سوی دیگر، ادیان الهی موجود نیز به [[دین حق]] و دین باطل قسمت می‌شوند؛ دین حق دارای [[باورها]]، [[ارزش‌ها]]، هنجارها و [[مناسک]] درست، [[مطابق با واقع]] و برخوردار از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار [[خوی]]ش است، درحالی که [[آموزه‌های دین]] [[باطل]] در گذر [[زمان]]، دستخوش [[تغییر]] و [[تحریف]] گشته و با فاصله گرفتن از آموزه‌های اصلی با [[خرافه]] و [[اباطیل]] درهم آمیخته‌اند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۸.</ref>، بنابراین، [[دین]] الهیِ بر [[حق]]، برخاسته از اراده تشریعی خداست که در قالب مجموعه گسترده‌ای از معارف و در حوزه‌های معینی مانند باورها، ارزش‌ها، [[ایدئولوژی]]، هنجارها و نمادها ارائه و از راه [[وحی]] در [[اختیار انسان]] قرار داده شده است تا [[زندگی]] او را برای رسیدن به [[هدف آفرینش]] [[هدایت]] کند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۷-۲۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۰۷- ۲۰۹.</ref>


== [[دین در قرآن]] ==
== دین در قرآن ==
واژه دین دست کم ۹۱ بار در [[قرآن کریم]] آمده است: ۶۱ بار در معنای اصطلاحی یا نزدیک به آن برای نمونه: {{متن قرآن|يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ}}<ref> که ای فرزندان من! خداوند برای شما این دین را برگزیده است پس، جز در فرمانبرداری (از او) از این جهان نروید؛ سوره بقره، آیه: ۱۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref> و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد؛ سوره بقره، آیه:۱۹۳.</ref>، {{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست؛ سوره بقره، آیه: ۲۵۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای [[اهل کتاب]]! در [[دین]] خود ناحق [[غلو]] نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش [[گمراه]] بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند [[پیروی]] نکنید؛ [[سوره مائده]]، [[آیه]]: ۷۷.</ref>، {{متن قرآن|فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاء أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاء أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مِّن نَّشَاء وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ}}<ref> آنگاه (جست و جو را) از باربندهای آنان پیش از باربند برادر (تنی‌اش) آغازید سپس آن را از باربند برادرش بیرون آورد! بدین‌گونه برای یوسف چاره‌گری کردیم (زیرا) او برادرش را بر آیین آن پادشاه نمی‌توانست بازداشت کند- مگر آنکه خداوند می‌خواست- هر کس را که بخواهیم به پایه‌هایی فرا می‌بریم و ز هر داننده‌ای داناتری هست؛ سوره یوسف، آیه:۷۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> مگر آنان را شریک‌هایی است که از دین آنچه را که خداوند بدان اذن نداده است برای آنان بیان داشته‌اند؟ و اگر فرمان قاطع (خداوند) نبود به یقین میان آنها داوری می‌شد و بی‌گمان ستمگران را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره شوری، آیه:۲۱.</ref>، {{متن قرآن|لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}<ref> دین شما از شما و دین من از من؛ سوره کافرون، آیه:۶.</ref> و ۱۸ بار و اغلب با ترکیب {{متن قرآن|يَوْمِ الدِّينِ}} به معنای [[جزا]] "[[کیفر]] و [[پاداش]]" برای نمونه: {{متن قرآن|يَوْمِ الدِّينِ}}<ref> مالک روز پاداش و کیفر؛ سوره فاتحه، آیه:۴.</ref>، {{متن قرآن|يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ}}<ref>می‌پرسند: روز پاداش و کیفر چه هنگام است؟؛ سوره ذاریات، آیه: ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ}}<ref> این، پذیرایی (از) آنان در روز پاداش و کیفر است؛ سوره واقعه، آیه:۵۶.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ}}<ref> و آنان که روز پاداش و کیفر را راست می‌شمارند؛ سوره معارج، آیه:۲۶.</ref> و ۱۲ بار به معنای [[طاعت]] و [[انقیاد]] به کار رفته است برای نمونه: {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref> بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید؛ سوره اعراف، آیه:۲۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه: ۱۴۶.</ref>، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref> اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود؛ سوره یونس، آیه: ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref> و چون در کشتی سوار می‌شوند خداوند را می‌خوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب می‌گردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک می‌ورزند؛ سوره عنکبوت، آیه:۶۵.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
واژه دین دست کم ۹۱ بار در [[قرآن کریم]] آمده است: ۶۱ بار در معنای اصطلاحی یا نزدیک به آن برای نمونه: {{متن قرآن|يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ}}<ref> که ای فرزندان من! خداوند برای شما این دین را برگزیده است پس، جز در فرمانبرداری (از او) از این جهان نروید؛ سوره بقره، آیه ۱۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref> و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد؛ سوره بقره، آیه۱۹۳.</ref>، {{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست؛ سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای [[اهل کتاب]]! در [[دین]] خود ناحق [[غلو]] نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش [[گمراه]] بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند [[پیروی]] نکنید؛ [[سوره مائده]]، [[آیه]]: ۷۷.</ref>، {{متن قرآن|فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاء أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاء أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مِّن نَّشَاء وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ}}<ref> آنگاه (جست و جو را) از باربندهای آنان پیش از باربند برادر (تنی‌اش) آغازید سپس آن را از باربند برادرش بیرون آورد! بدین‌گونه برای یوسف چاره‌گری کردیم (زیرا) او برادرش را بر آیین آن پادشاه نمی‌توانست بازداشت کند- مگر آنکه خداوند می‌خواست- هر کس را که بخواهیم به پایه‌هایی فرا می‌بریم و ز هر داننده‌ای داناتری هست؛ سوره یوسف، آیه۷۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> مگر آنان را شریک‌هایی است که از دین آنچه را که خداوند بدان اذن نداده است برای آنان بیان داشته‌اند؟ و اگر فرمان قاطع (خداوند) نبود به یقین میان آنها داوری می‌شد و بی‌گمان ستمگران را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره شوری، آیه۲۱.</ref>، {{متن قرآن|لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}<ref> دین شما از شما و دین من از من؛ سوره کافرون، آیه۶.</ref> و ۱۸ بار و اغلب با ترکیب {{متن قرآن|يَوْمِ الدِّينِ}} به معنای جزا "[[کیفر]] و [[پاداش]]" برای نمونه: {{متن قرآن|يَوْمِ الدِّينِ}}<ref> مالک روز پاداش و کیفر؛ سوره فاتحه، آیه۴.</ref>، {{متن قرآن|يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ}}<ref>می‌پرسند: روز پاداش و کیفر چه هنگام است؟؛ سوره ذاریات، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ}}<ref> این، پذیرایی (از) آنان در روز پاداش و کیفر است؛ سوره واقعه، آیه۵۶.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ}}<ref> و آنان که روز پاداش و کیفر را راست می‌شمارند؛ سوره معارج، آیه۲۶.</ref> و ۱۲ بار به معنای [[طاعت]] و [[انقیاد]] به کار رفته است برای نمونه: {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref> بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید؛ سوره اعراف، آیه۲۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه ۱۴۶.</ref>، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref> اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود؛ سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref> و چون در کشتی سوار می‌شوند خداوند را می‌خوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب می‌گردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک می‌ورزند؛ سوره عنکبوت، آیه۶۵.</ref>.


[[قرآن کریم]] در معنای اصطلاحی با کاربردی نسبتاً گسترده، واژه [[دین]] را درباره [[ادیان]] بر [[حق]] و [[تحریف]] شده [[الهی]] {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً}}<ref> ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سه‌گانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بی‌گمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمان‌ها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید؛ سوره مائده، آیه: ۷۷.</ref>، {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref>، [[ادیان]] بشری شرک‌آمیز و [[آیین]] [[بت‌پرستی]] {{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الأَرْضِ الْفَسَادَ}}<ref> و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد؛ سوره غافر، آیه:۲۶.</ref>، {{متن قرآن|لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}<ref> دین شما از شما و دین من از من؛ سوره کافرون، آیه:۶.</ref>. نیز بخشی از [[آموزه‌های دینی]] {{متن قرآن|إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref> بی‌گمان شمار ماه‌ها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است، این است آیین استوار، در آنها به خود ستم روا ندارید و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ می‌کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است؛ سوره توبه، آیه: ۳۶.</ref> به کار برده است. بر همین اساس، واژه [[دین]] در کاربردهای [[قرآنی]] به [[تنهایی]] و بی‌هیچ قرینه‌ای، بار مثبت یا منفی ندارد و درباره [[ادیان الهی]] و [[ادیان]] بشری یکسان به کار می‌رود<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
[[قرآن کریم]] در معنای اصطلاحی با کاربردی نسبتاً گسترده، واژه [[دین]] را درباره [[ادیان]] بر [[حق]] و [[تحریف]] شده [[الهی]] {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً}}<ref> ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سه‌گانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بی‌گمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمان‌ها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس؛ سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید؛ سوره مائده، آیه ۷۷.</ref>، {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد؛ سوره شوری، آیه۱۳.</ref>، [[ادیان]] بشری شرک‌آمیز و [[آیین]] [[بت‌پرستی]] {{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الأَرْضِ الْفَسَادَ}}<ref> و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد؛ سوره غافر، آیه۲۶.</ref>، {{متن قرآن|لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}<ref> دین شما از شما و دین من از من؛ سوره کافرون، آیه۶.</ref>. نیز بخشی از [[آموزه‌های دینی]] {{متن قرآن|إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref> بی‌گمان شمار ماه‌ها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است، این است آیین استوار، در آنها به خود ستم روا ندارید و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ می‌کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است؛ سوره توبه، آیه ۳۶.</ref> به کار برده است. بر همین اساس، واژه [[دین]] در کاربردهای [[قرآنی]] به تنهایی و بی‌هیچ قرینه‌ای، بار مثبت یا منفی ندارد و درباره [[ادیان الهی]] و [[ادیان]] بشری یکسان به کار می‌رود.


ادیان یاد شده در [[قرآن کریم]] را می‌توان به سه دسته کلی قسمت کرد: قرآن کریم ابتدا به [[روایت]] بخش‌های برجسته‌ای از [[تاریخ]] [[ادیان توحیدی]] و آموزه‌های آنها به عنوان یک جریان واحد [[تاریخی]] پرداخته است. این جریان در فرایند تکاملی همراه [[زندگی]] [[نخستین انسان]] و [[اولین پیامبر]] [[الهی]] بر روی [[زمین]] آغاز و با دین [[پیامبر خاتم]]{{صل}} پایان پذیرفته است. در مرحله دوم گونه‌های مختلف [[بت‌پرستی]] و آیین‌های شرک‌آمیز و [[تعالیم]] آنها به عنوان [[ادیان غیر توحیدی]] و جریان معارض با ادیان و [[آموزه‌های وحیانی]] گزارش شده‌اند. دسته سوم، صورت [[تحریف]] شده ادیانِ [[توحیدی]] است. این دسته از ادیان، به عبارت دقیق، بیشتر یک پرداخت انتقادی از [[انحرافات اعتقادی]] و [[رفتاری]] یگانه‌پرستان در دوره‌های گوناگون تاریخی و آموزه‌های تحریف شده در [[یهودیت]] و مسیحیتِ رایج است و اغلب به همان یهودیت و [[مسیحیت]] اختصاص دارد. ابتدا به [[سیر]] پیدایش و [[تکامل]] ادیان توحیدی و سپس به کلیاتی درباره ادیان غير توحیدی می‌پردازیم<ref>علی اسدی|اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص۲۰۸- ۲۰۹.</ref>.
ادیان یاد شده در [[قرآن کریم]] را می‌توان به سه دسته کلی قسمت کرد: قرآن کریم ابتدا به [[روایت]] بخش‌های برجسته‌ای از [[تاریخ]] [[ادیان توحیدی]] و آموزه‌های آنها به عنوان یک جریان واحد [[تاریخی]] پرداخته است. این جریان در فرایند تکاملی همراه [[زندگی]] [[نخستین انسان]] و [[اولین پیامبر]] [[الهی]] بر روی [[زمین]] آغاز و با دین [[پیامبر خاتم]]{{صل}} پایان پذیرفته است. در مرحله دوم گونه‌های مختلف [[بت‌پرستی]] و آیین‌های شرک‌آمیز و تعالیم آنها به عنوان [[ادیان غیر توحیدی]] و جریان معارض با ادیان و [[آموزه‌های وحیانی]] گزارش شده‌اند. دسته سوم، صورت [[تحریف]] شده ادیانِ [[توحیدی]] است. این دسته از ادیان، به عبارت دقیق، بیشتر یک پرداخت انتقادی از انحرافات اعتقادی و [[رفتاری]] یگانه‌پرستان در دوره‌های گوناگون تاریخی و آموزه‌های تحریف شده در [[یهودیت]] و مسیحیتِ رایج است و اغلب به همان یهودیت و [[مسیحیت]] اختصاص دارد. ابتدا به [[سیر]] پیدایش و [[تکامل]] ادیان توحیدی و سپس به کلیاتی درباره ادیان غير توحیدی می‌پردازیم<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۰۸- ۲۰۹.</ref>.


== [[منشأ دين]] ==
== منشأ دين ==
{{اصلی|منشأ دين}}
{{اصلی|منشأ دين}}
[[منشأ دین]] از موضوعات مهم فلسفۀ دین و حوزۀ دین پژوهی است. نظریه‌های منشأ دین در دو دسته [[الحادی]] و خداگرایانه جای می‌گیرند. بنابر نظریۀ الحادی دربارۀ منشأ دین، سه دیدگاه و رویکرد کلان و عمده وجود دارد: دیدگاه [[جامعه شناختی]]؛ دیدگاه [[روان‌شناختی]] و دیدگاه [[اقتصادی]] که هر کدام از اینها مورد نقد قرار گرفته است. اما براساس نظریه‌های خداگرایانه، منشأ پیدایش دین، خداست و نیازهای روانی یا [[اجتماعی]] نقشی در پیدایش دین ندارند. در مورد علت [[دین‌گرایی]] نیز باید گفت: بنابر [[آیات قرآنی]] و [[روایات اسلامی]] علت دین‌گرایی [[فطرت]] و [[خرد]] [[انسانی]] است و عوامل روانی، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] زمینه‌ساز [[گرایش به دین]] هستند<ref>دین‌شناسی، ۳۸؛ انتظار بشر از دین، ص۲۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۵۳- ۲۶۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]] ص۴۳۱.</ref>
منشأ دین از موضوعات مهم فلسفۀ دین و حوزۀ دین پژوهی است. نظریه‌های منشأ دین در دو دسته [[الحادی]] و خداگرایانه جای می‌گیرند. بنابر نظریۀ الحادی دربارۀ منشأ دین، سه دیدگاه و رویکرد کلان و عمده وجود دارد: دیدگاه [[جامعه شناختی]]؛ دیدگاه روان‌شناختی و دیدگاه [[اقتصادی]] که هر کدام از اینها مورد نقد قرار گرفته است. اما براساس نظریه‌های خداگرایانه، منشأ پیدایش دین، خداست و نیازهای روانی یا [[اجتماعی]] نقشی در پیدایش دین ندارند. در مورد علت دین‌گرایی نیز باید گفت: بنابر [[آیات قرآنی]] و [[روایات اسلامی]] علت دین‌گرایی [[فطرت]] و [[خرد]] [[انسانی]] است و عوامل روانی، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] زمینه‌ساز گرایش به دین هستند<ref>دین‌شناسی، ۳۸؛ انتظار بشر از دین، ص۲۶.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۵۳- ۲۶۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]] ص۴۳۱.</ref>


== [[قلمرو دین]] ==
== قلمرو دین ==
{{اصلی|قلمرو دین}}
{{اصلی|قلمرو دین}}
[[شناخت]] و بررسی دقیق آموزه‌های [[کتاب و سنت]] به خوبی نشان می‌دهد که هیچ شأنی از [[شئون زندگی]] [[انسان]] از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، [[حیات انسان]] به دو بخش [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت می‌شود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی [[زندگی اخروی]] انسان با توجه به چگونگی [[زندگی دنیوی]] او شکل می‌گیرد. بر این اساس، هیچ [[احساس]]، [[اندیشه]] و [[رفتار]] [[خرد]] و کلانی را نمی‌توان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در زندگی دنیوی و اخروی [[انسان]] مورد امر یا [[نهی]] [[دین]] قرار نگرفته باشد<ref>علی اسدی|اسدی، علی، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۶۲- ۲۶۳.</ref>.
[[شناخت]] و بررسی دقیق آموزه‌های [[کتاب و سنت]] به خوبی نشان می‌دهد که هیچ شأنی از شئون زندگی [[انسان]] از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، [[حیات انسان]] به دو بخش [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت می‌شود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی زندگی اخروی انسان با توجه به چگونگی [[زندگی دنیوی]] او شکل می‌گیرد. بر این اساس، هیچ [[احساس]]، [[اندیشه]] و [[رفتار]] [[خرد]] و کلانی را نمی‌توان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در زندگی دنیوی و اخروی [[انسان]] مورد امر یا [[نهی]] [[دین]] قرار نگرفته باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۶۲- ۲۶۳.</ref>.


== [[اصول دین]] ==
== اصول دین ==
{{اصلی|اصول دین}}
{{اصلی|اصول دین}}
اصول دین در برابر [[فروع دین]] عبارت است از اعتقاداتی که باید براساس دلیل و [[استدلال]] به آنها [[معتقد]] و [[تسلیم]] شد که عبارت‌اند از [[توحید]]، [[نبوت]]، [[معاد]]، [[امامت]] و [[عدل]]. البته دو مورد آخر از [[اصول مذهب شیعه]] است<ref>ر.ک: [[عبدالله ابراهیم‌زاده آملی|ابراهیم‌زاده [[آملی]]، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیم‌زاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص۷۲-۷۷؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰.</ref>.
اصول دین در برابر [[فروع دین]] عبارت است از اعتقاداتی که باید براساس دلیل و [[استدلال]] به آنها [[معتقد]] و [[تسلیم]] شد که عبارت‌اند از [[توحید]]، [[نبوت]]، [[معاد]]، [[امامت]] و [[عدل]]. البته دو مورد آخر از اصول مذهب شیعه است<ref>ر.ک: [[عبدالله ابراهیم‌زاده آملی|ابراهیم‌زاده [[آملی]]، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیم‌زاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص۷۲-۷۷؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰.</ref>.


== [[ادیان توحیدی]] ==
== [[ادیان توحیدی]] ==
=== [[دین حضرت آدم]]{{ع}} ===
=== دین حضرت آدم{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت آدم}}
{{اصلی|دین حضرت آدم}}
[[قرآن کریم]] درباره نبوت [[حضرت آدم]]{{ع}} و دین او بیان صریحی ندارد؛ اما مواردی مانند [[خلیفه خدا]] بودن وی در [[زمین]]<ref>سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، [[سخن گفتن خدا]] با او<ref>سوره اعراف، آیه ۱۹.</ref> و نام بردن از وی در کنار [[حضرت نوح]]{{ع}} و [[آل]] ابراهيم و [[آل عمران]] به عنوان [[برگزیده خدا]]<ref>سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> دلیل [[پیامبری]] آن حضرت معرفی شده است<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۲۷۷؛ نور الثقلین، ج۵، ص۵۶۲.</ref>. برخی [[روایات]] از [[نزول]] [[کتاب آسمانی]] "۱۰ [[صحیفه]]" بر [[حضرت آدم]]{{ع}} خبر داده‌اند<ref>نور الثقلین، ج۵، ص۵۶۲؛ روح البیان، ج۱۰، ص۴۱۲.</ref>. [[آیات قرآن کریم]] نیز بر نزول مجموعه‌ای از [[معارف وحیانی]] بر حضرت آدم{{ع}} دلالت می‌کنند. آیاتِ بیانگر آموزه‌های دریافتی حضرت آدم{{ع}}، محتوای کلی [[دین]] آن حضرت را نشان می‌دهند. براساس این [[آیات]]، [[پیروی]] از [[هدایت]] "دین" [[الهی]] مانع [[گمراهی]] و تیره بختی و رویگردانی از [[یاد خدا]] مایه [[سختی]] [[زندگی]] و نابینا [[محشور]] شدن در [[قیامت]] است<ref>سوره طه، آیه ۱۲۳- ۱۲۴.</ref>. [[خداوند]] مجموعه‌ای از معارف وحیانی را در [[اختیار]] حضرت آدم{{ع}} قرار داد که صورت ساده و ابتدایی و در عین حال بنیادی‌ترین اصول یک [[دین توحیدی]] را به تصویر می‌کشند<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۰- ۲۱۳.</ref>.
[[قرآن کریم]] درباره نبوت [[حضرت آدم]]{{ع}} و دین او بیان صریحی ندارد؛ اما مواردی مانند [[خلیفه خدا]] بودن وی در [[زمین]]<ref>سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، سخن گفتن خدا با او<ref>سوره اعراف، آیه ۱۹.</ref> و نام بردن از وی در کنار [[حضرت نوح]]{{ع}} و [[آل]] ابراهيم و [[آل عمران]] به عنوان [[برگزیده خدا]]<ref>سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> دلیل [[پیامبری]] آن حضرت معرفی شده است<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۲۷۷؛ نور الثقلین، ج۵، ص۵۶۲.</ref>. برخی [[روایات]] از نزول [[کتاب آسمانی]] "۱۰ [[صحیفه]]" بر [[حضرت آدم]]{{ع}} خبر داده‌اند<ref>نور الثقلین، ج۵، ص۵۶۲؛ روح البیان، ج۱۰، ص۴۱۲.</ref>. [[آیات قرآن کریم]] نیز بر نزول مجموعه‌ای از معارف وحیانی بر حضرت آدم{{ع}} دلالت می‌کنند. آیاتِ بیانگر آموزه‌های دریافتی حضرت آدم{{ع}}، محتوای کلی [[دین]] آن حضرت را نشان می‌دهند. براساس این [[آیات]]، [[پیروی]] از [[هدایت]] "دین" [[الهی]] مانع [[گمراهی]] و تیره بختی و رویگردانی از [[یاد خدا]] مایه [[سختی]] [[زندگی]] و نابینا [[محشور]] شدن در [[قیامت]] است<ref>سوره طه، آیه ۱۲۳- ۱۲۴.</ref>. [[خداوند]] مجموعه‌ای از معارف وحیانی را در [[اختیار]] حضرت آدم{{ع}} قرار داد که صورت ساده و ابتدایی و در عین حال بنیادی‌ترین اصول یک [[دین توحیدی]] را به تصویر می‌کشند<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۰- ۲۱۳.</ref>.


=== [[دین حضرت نوح]]{{ع}} ===
=== دین حضرت نوح{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت نوح}}
{{اصلی|دین حضرت نوح}}
شماری از [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] ۲۱۳سوره بقره براین باورند که [[انسان‌ها]] پس از حضرت آدم{{ع}} تا [[زمان]] [[حضرت نوح]]{{عم}} و [[زندگی اجتماعی]] ساده‌ای داشتند و عموماً براساس [[فطرت بشری]] می‌زیستند تا اینکه به تدریج [[خودبرتربینی]] و [[برتری جویی]]، [[استثمار]] دیگران، [[بت‌پرستی]]، [[اختلافات]] طبقاتی و در نهایت درگیری‌های [[اجتماعی]] پدید آمدند<ref>جوامع الجامع، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ الاصفی، ج۱، ص۱۰۲؛ المیزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref> و در زمان حضرت نوح{{ع}} با [[فساد]] و [[تباهی]] میان [[مردم]] گسترش یافت<ref>سوره اعراف، آیه ۵۹- ۶۰ و سوره هود، آیه ۲۵- ۳۰.</ref>.<ref>المیزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref>  
شماری از [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] ۲۱۳سوره بقره براین باورند که [[انسان‌ها]] پس از حضرت آدم{{ع}} تا [[زمان]] [[حضرت نوح]]{{عم}} و زندگی اجتماعی ساده‌ای داشتند و عموماً براساس [[فطرت بشری]] می‌زیستند تا اینکه به تدریج [[خودبرتربینی]] و [[برتری جویی]]، [[استثمار]] دیگران، [[بت‌پرستی]]، [[اختلافات]] طبقاتی و در نهایت درگیری‌های [[اجتماعی]] پدید آمدند<ref>جوامع الجامع، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ الاصفی، ج۱، ص۱۰۲؛ المیزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref> و در زمان حضرت نوح{{ع}} با [[فساد]] و [[تباهی]] میان [[مردم]] گسترش یافت<ref>سوره اعراف، آیه ۵۹- ۶۰ و سوره هود، آیه ۲۵- ۳۰.</ref>.<ref>المیزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref>  


ت[[وحید]] و [[یگانه‌پرستی]] از میان مردم رخت بربست و بت‌پرستی رواج یافت<ref>سوره نوح، آیه ۱- ۳ و آیه ۲۳.</ref>. کسانی که [[ثروت]] و [[فرزندان]] بیشتری داشتند به استثمار و [[بهره‌کشی]] از [[ناتوانان]] پرداختند. [[عدالت]] برچیده شد و توانمندان براساس [[خواهش‌های نفسانی]] خویش بر مردم [[حاکم]] شدند. در چنین اوضاع اجتماعی و [[دینی]]، حضرت نوح{{ع}} با کتاب و دین و [[شریعت الهی]] برانگیخته شده و با [[انذار]] و [[تبشیر]]، مردم را به [[باورها]] و ارزش‌های [[توحیدی]] فراخواند<ref>سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>.<ref>الميزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]؛ ص۲۱۳- ۲۱۴.</ref>
[[توحید]] و [[یگانه‌پرستی]] از میان مردم رخت بربست و بت‌پرستی رواج یافت<ref>سوره نوح، آیه ۱- ۳ و آیه ۲۳.</ref>. کسانی که [[ثروت]] و [[فرزندان]] بیشتری داشتند به استثمار و [[بهره‌کشی]] از [[ناتوانان]] پرداختند. [[عدالت]] برچیده شد و توانمندان براساس [[خواهش‌های نفسانی]] خویش بر مردم [[حاکم]] شدند. در چنین اوضاع اجتماعی و [[دینی]]، حضرت نوح{{ع}} با کتاب و دین و [[شریعت الهی]] برانگیخته شده و با [[انذار]] و [[تبشیر]]، مردم را به [[باورها]] و ارزش‌های [[توحیدی]] فراخواند<ref>سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>.<ref>الميزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۳- ۲۱۴.</ref>


=== [[دین حضرت هود]]{{ع}} ===
=== دین حضرت هود{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت هود}}
{{اصلی|دین حضرت هود}}
[[حضرت هود]]{{ع}} [[پیامبر]] [[قوم عاد]] بود. مستقيماً [[وحی]] دریافت می‌کرد و دارای [[آموزه‌های دینی]] و [[معجزه]] بود. [[قرآن کریم]] درباره اینکه حضرت هود{{ع}} پیرو [[دین حضرت نوح]]{{ع}} بود یا اینکه [[دین]] و [[کتاب آسمانی]] جداگانه‌ای داشت، سخنی نگفته است؛ اما برخی گزارش‌های [[تاریخی]]<ref>الكشاف، ج۲، ص۱۱۷-۱۱۶؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و نیز [[روایات]]<ref>الکافی، ج۱، ص۴۷۸.</ref> نه چندان معتبر<ref>شرح اصول کافی، ج۷، ص۲۰۶.</ref> برای آن حضرت[[دین]] و کتاب آسمانی یاد کرده‌اند. بر اساس برخی [[احادیث]]، [[حضرت نوح]]{{ع}} آمدن حضرت هود{{ع}}، [[تکذیب]] وی به وسیله قوم عاد و نابودی آنان با [[عذاب الهی]] ([[صاعقه]]) را خبر داده بود<ref>کمال الدین، ص۲۱۶؛ بحار الانوار، ج۱۱، ص۴۶-۴۷.</ref>. [[یگانه‌پرستی]] و [[نفی]] [[الوهیت]] [[خدایان]] دیگر از آموزه‌های کانونی حضرت هود{{ع}} بود<ref>سوره اعراف، آیه ۶۵.</ref>.<ref>علی اسدی|اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳، ص۲۱۴- ۲۱۶.</ref>
[[حضرت هود]]{{ع}} [[پیامبر]] [[قوم عاد]] بود. مستقيماً [[وحی]] دریافت می‌کرد و دارای [[آموزه‌های دینی]] و [[معجزه]] بود. [[قرآن کریم]] درباره اینکه حضرت هود{{ع}} پیرو [[دین حضرت نوح]]{{ع}} بود یا اینکه [[دین]] و [[کتاب آسمانی]] جداگانه‌ای داشت، سخنی نگفته است؛ اما برخی گزارش‌های [[تاریخی]]<ref>الكشاف، ج۲، ص۱۱۷-۱۱۶؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و نیز [[روایات]]<ref>الکافی، ج۱، ص۴۷۸.</ref> نه چندان معتبر<ref>شرح اصول کافی، ج۷، ص۲۰۶.</ref> برای آن حضرت[[دین]] و کتاب آسمانی یاد کرده‌اند. بر اساس برخی [[احادیث]]، [[حضرت نوح]]{{ع}} آمدن حضرت هود{{ع}}، [[تکذیب]] وی به وسیله قوم عاد و نابودی آنان با [[عذاب الهی]] ([[صاعقه]]) را خبر داده بود<ref>کمال الدین، ص۲۱۶؛ بحار الانوار، ج۱۱، ص۴۶-۴۷.</ref>. [[یگانه‌پرستی]] و [[نفی]] الوهیت خدایان دیگر از آموزه‌های کانونی حضرت هود{{ع}} بود<ref>سوره اعراف، آیه ۶۵.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۴- ۲۱۶.</ref>


=== [[دین حضرت صالح]]{{ع}} ===
=== دین حضرت صالح{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت صالح}}
{{اصلی|دین حضرت صالح}}
[[حضرت صالح]]{{ع}} و [[قوم ثمود]] پس از حضرت هود{{ع}} و پیش از [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} می‌زیسته‌اند. درباره فعالیت‌های [[تبلیغی]] حضرت صالح{{ع}} در میان مردمانی دیگر گزارشی در دست نیست. حضرت صالح{{ع}} از [[وحی الهی]] برخوردار بود<ref>سوره نساء، آیه۱۶۳.</ref> و در میان قوم ثمود[[رسالت]] داشت<ref>سوره اعراف، آیه ۷۳.</ref> درباره کتاب آسمانی آن حضرت و نام آن و نیز درباره اینکه وی پیرو دین حضرت نوح{{ع}} بود یا نه، گزارشی در دست نیست. آموزه‌های دینی حضرت صالح{{ع}} عمدتاً از [[عقاید]] [[خداشناختی]] و شماری از ارزش‌های [[توحیدی]] تشکیل می‌شدند. [[دعوت به یگانه‌پرستی]] و نفی دیگر خدایان از آموزه‌های محوری حضرت صالح{{ع}} بود. [[دعوت به تقوای الهی]]<ref>سوره شعراء، آیه ۱۴۱- ۱۴۴.</ref>، [[پیروی]] نکردن از [[شاعران]]<ref>سوره شعراء، آیه ۱۵۱ - ۱۵۲.</ref> و زوال‌پذیری [[نعمت‌های الهی]] در نتیجه [[گناهان]] و [[نافرمانی خداوند]]<ref>سوره شعراء، آیه ۱۴۶- ۱۵۲.</ref> از دیگر [[آموزه‌های دین]] [[حضرت صالح]]{{ع}} بودند<ref>اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳، ص۲۱۶- ۲۱۷.</ref>.
[[حضرت صالح]]{{ع}} و [[قوم ثمود]] پس از حضرت هود{{ع}} و پیش از [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} می‌زیسته‌اند. درباره فعالیت‌های [[تبلیغی]] حضرت صالح{{ع}} در میان مردمانی دیگر گزارشی در دست نیست. حضرت صالح{{ع}} از [[وحی الهی]] برخوردار بود<ref>سوره نساء، آیه۱۶۳.</ref> و در میان قوم ثمود[[رسالت]] داشت<ref>سوره اعراف، آیه ۷۳.</ref> درباره کتاب آسمانی آن حضرت و نام آن و نیز درباره اینکه وی پیرو دین حضرت نوح{{ع}} بود یا نه، گزارشی در دست نیست. آموزه‌های دینی حضرت صالح{{ع}} عمدتاً از [[عقاید]] خداشناختی و شماری از ارزش‌های [[توحیدی]] تشکیل می‌شدند. [[دعوت به یگانه‌پرستی]] و نفی دیگر خدایان از آموزه‌های محوری حضرت صالح{{ع}} بود. [[دعوت به تقوای الهی]]<ref>سوره شعراء، آیه ۱۴۱- ۱۴۴.</ref>، [[پیروی]] نکردن از [[شاعران]]<ref>سوره شعراء، آیه ۱۵۱ - ۱۵۲.</ref> و زوال‌پذیری [[نعمت‌های الهی]] در نتیجه [[گناهان]] و [[نافرمانی خداوند]]<ref>سوره شعراء، آیه ۱۴۶- ۱۵۲.</ref> از دیگر [[آموزه‌های دین]] [[حضرت صالح]]{{ع}} بودند<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۶- ۲۱۷.</ref>.


=== [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} ===
=== دین حضرت ابراهیم{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت ابراهیم}}
{{اصلی|دین حضرت ابراهیم}}
[[شریعت]] ابراهیم برپایه [[یکتاپرستی]] و [[اخلاص]] و [[نفی شریک]] برای [[خدا]] بنا شده و از [[احکام]] آن، [[نماز]]، [[ختنه]]، کوتاه کردن شارب، چیدن موی زاید زیر بغل، تراشیدن زهار، بنای [[خانه خدا]] و [[حج]] و [[مناسک]] آن است<ref>علل شرایع، ج۱، ص۱۲۲.</ref> و همه [[پیامبران]] هم‌عصر ابراهیم تا [[زمان]] [[موسی]]{{ع}} تابع شریعت او بوده‌اند<ref>المیزان، ج۲، ص۱۴۵.</ref>.
[[شریعت]] ابراهیم برپایه [[یکتاپرستی]] و [[اخلاص]] و نفی شریک برای [[خدا]] بنا شده و از [[احکام]] آن، [[نماز]]، [[ختنه]]، کوتاه کردن شارب، چیدن موی زاید زیر بغل، تراشیدن زهار، بنای [[خانه خدا]] و [[حج]] و [[مناسک]] آن است<ref>علل شرایع، ج۱، ص۱۲۲.</ref> و همه [[پیامبران]] هم‌عصر ابراهیم تا [[زمان]] [[موسی]]{{ع}} تابع شریعت او بوده‌اند<ref>المیزان، ج۲، ص۱۴۵.</ref>.


[[آیین]] ابراهیم بر محور [[توحید]] ویکتاپرستی دور می‌‌زند، [[خداوند]] بارها [[دین توحید]] را به [[دین ابراهیم]] و [[دین حنیف]] و [[دین]] [[فطرت]] وصف کرده و [[پیامبر اسلام]] را پیرو آیین او دانسته است<ref>سوره آل عمران، آیه ۶۷، سوره آل عمران، آیه ۶۸.</ref>.
[[آیین]] ابراهیم بر محور [[توحید]] ویکتاپرستی دور می‌‌زند، [[خداوند]] بارها [[دین توحید]] را به [[دین ابراهیم]] و [[دین حنیف]] و [[دین]] [[فطرت]] وصف کرده و [[پیامبر اسلام]] را پیرو آیین او دانسته است<ref>سوره آل عمران، آیه ۶۷، سوره آل عمران، آیه ۶۸.</ref>.
خط ۷۵: خط ۷۵:
گرچه در بخش احکام، [[دین مقدس اسلام]] از شریعت ابراهیم{{ع}} کامل‌تر و جامع‌تر است، امّا از پاره ای [[آیات]] استفاده می‌‌شود که [[شرایع]] و [[احکام اسلام]] همه از آن فطریاتی سرچشمه می‌‌گیرد که ابراهیم به زبان [[تشریع]] بیان کرده است و هر عملی که موافق فطرت بود مورد امر، و عملی که مخالف فطرت بود، مورد [[نهی]] قرار داده بود<ref>المیزان، ج۷، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[ابراهیم - ضیائی (مقاله)|مقاله «ابراهیم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۴۷-۱۵۰؛ [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۷- ۲۱۸.</ref>
گرچه در بخش احکام، [[دین مقدس اسلام]] از شریعت ابراهیم{{ع}} کامل‌تر و جامع‌تر است، امّا از پاره ای [[آیات]] استفاده می‌‌شود که [[شرایع]] و [[احکام اسلام]] همه از آن فطریاتی سرچشمه می‌‌گیرد که ابراهیم به زبان [[تشریع]] بیان کرده است و هر عملی که موافق فطرت بود مورد امر، و عملی که مخالف فطرت بود، مورد [[نهی]] قرار داده بود<ref>المیزان، ج۷، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[ابراهیم - ضیائی (مقاله)|مقاله «ابراهیم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۴۷-۱۵۰؛ [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۷- ۲۱۸.</ref>


=== [[دین حضرت شعیب]]{{ع}} ===
=== دین حضرت شعیب{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت شعیب}}
{{اصلی|دین حضرت شعیب}}
[[حضرت شعیب]]{{ع}} در میان [[مردم]] [[مَدیَن]] که امروزه به آن معان گفته می‌شود، [[مبعوث]] شد. ایشان شریعت مستقلی نداشته و [[قوم]] خود را به آیین [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} می‌خوانده است. [[قرآن کریم]] نامی از [[کتاب آسمانی]] و [[معجزه]] شعیب نبرده است.  
[[حضرت شعیب]]{{ع}} در میان [[مردم]] مَدیَن که امروزه به آن معان گفته می‌شود، [[مبعوث]] شد. ایشان شریعت مستقلی نداشته و [[قوم]] خود را به آیین [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} می‌خوانده است. [[قرآن کریم]] نامی از [[کتاب آسمانی]] و [[معجزه]] شعیب نبرده است.  


حضرت شعیب{{ع}} در آغاز مردم را به توحید و پس از آن به [[پرهیز]] از [[مفاسد]] گوناگون [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] [[دعوت]] کرد. دعوت به [[یگانه‌پرستی]] و [[نفی]] دیگر [[خدایان]] از آموزه‌های محوری [[حضرت شعیب]]{{ع}} بود<ref>سوره اعراف، آیه۸۵.</ref>. آن حضرت از [[مردم]] خواست [[آمرزش گناهان]] خود را از [[خدای یگانه]] خواسته و با [[ایمان]] به دعوت [[توحیدی]] وی و انجام [[عمل صالح]] به سوی [[خداوند]] [[توبه]] و بازگشت کنند و در ادامه برای [[ترغیب]] آنان، از [[رحمت]] و [[محبت خدا]] نسبت به آنان سخن گفت. [[توحید در الوهیت]] و [[ربوبیت]]، نامحدود بودن [[علم الهی]]، [[توکل بر خدا]]<ref>سوره اعراف، آیه ۸۹.</ref>، [[داوری]] نهایی و عادلانه [[خدا]] میان [[کافران]] و [[مؤمنان]]<ref>سوره اعراف، آیه ۸۹.</ref>، [[آگاهی]] خدا از [[اعمال]] [[بندگان]] و منشأ توفيق بودن او<ref>سوره هود، آیه۸۸.</ref> و حتمی بودن [[وعده خداوند]] و [[شکست ناپذیری]] او<ref>سوره هود، آیه ۹۲- ۹۳.</ref> آموزه‌های [[خداشناختی]] دیگری‌اند که در [[تعالیم]] حضرت شعیب{{ع}} به چشم می‌خورند<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۲۵- ۲۲۷.</ref>.
حضرت شعیب{{ع}} در آغاز مردم را به توحید و پس از آن به پرهیز از [[مفاسد]] گوناگون [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] [[دعوت]] کرد. دعوت به [[یگانه‌پرستی]] و [[نفی]] دیگر خدایان از آموزه‌های محوری [[حضرت شعیب]]{{ع}} بود<ref>سوره اعراف، آیه۸۵.</ref>. آن حضرت از [[مردم]] خواست [[آمرزش گناهان]] خود را از [[خدای یگانه]] خواسته و با [[ایمان]] به دعوت [[توحیدی]] وی و انجام [[عمل صالح]] به سوی [[خداوند]] [[توبه]] و بازگشت کنند و در ادامه برای ترغیب آنان، از [[رحمت]] و محبت خدا نسبت به آنان سخن گفت. توحید در الوهیت و [[ربوبیت]]، نامحدود بودن [[علم الهی]]، [[توکل بر خدا]]<ref>سوره اعراف، آیه ۸۹.</ref>، [[داوری]] نهایی و عادلانه [[خدا]] میان [[کافران]] و [[مؤمنان]]<ref>سوره اعراف، آیه ۸۹.</ref>، [[آگاهی]] خدا از [[اعمال]] [[بندگان]] و منشأ توفيق بودن او<ref>سوره هود، آیه۸۸.</ref> و حتمی بودن وعده خداوند و شکست ناپذیری او<ref>سوره هود، آیه ۹۲- ۹۳.</ref> آموزه‌های خداشناختی دیگری‌اند که در تعالیم حضرت شعیب{{ع}} به چشم می‌خورند<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۲۵- ۲۲۷.</ref>.


=== [[دین حضرت موسی]]{{ع}} ===
=== دین حضرت موسی{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت موسی}}
{{اصلی|دین حضرت موسی}}
[[حضرت موسی]]{{ع}} حدود[[سال]] ۱۳۰۰ پیش از میلاد [[مبعوث]] شد<ref>نک: المرشد الى الكتاب المقدس، ص۱۶۰.</ref> نام [[کتاب آسمانی]] او [[تورات]] است که همانند [[قرآن]] و [[انجیل]] و پیش از آن دو برای [[هدایت مردم]] از سوی خدا نازل شده است. [[آموزه‌های دینی]] حضرت موسی{{ع}} در مقایسه با [[تعالیم پیامبران]] پیش از وی از گستردگی و تنوع بیشتری برخوردار است. دین حضرت موسی{{ع}} به معنای مجموعه [[تعالیم وحیانی]] نازل شده بر وی در طی چند دهه پدید آمد.
[[حضرت موسی]]{{ع}} حدود[[سال]] ۱۳۰۰ پیش از میلاد [[مبعوث]] شد<ref>نک: المرشد الى الكتاب المقدس، ص۱۶۰.</ref> نام [[کتاب آسمانی]] او [[تورات]] است که همانند [[قرآن]] و [[انجیل]] و پیش از آن دو برای [[هدایت مردم]] از سوی خدا نازل شده است. [[آموزه‌های دینی]] حضرت موسی{{ع}} در مقایسه با تعالیم پیامبران پیش از وی از گستردگی و تنوع بیشتری برخوردار است. دین حضرت موسی{{ع}} به معنای مجموعه تعالیم وحیانی نازل شده بر وی در طی چند دهه پدید آمد.


[[قرآن کریم]]، گاه با برخی اوصاف کلی و گاه با یادکرد پاره‌ای از [[احکام]] و [[آموزه‌های اخلاقی]] و [[اعتقادی]] مشخص، تصویری نسبتاً كامل، از ویژگی‌های عمومی و محتوای تورات و تعالیمِ دین حضرت موسی{{ع}} را به دست می‌دهد. [[توحید در ربوبیت]]، [[الوهیت]] و [[عبودیت]]، نخستین [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر حضرت موسی{{ع}} و اصلی‌ترین آنها بود<ref>سوره طه، آیه ۱۱- ۱۴.</ref>، چنان که [[دعوت به پرستش خدای یگانه]] و نفی [[خدایان دروغین]] آموزه بنیادین دیگری در [[دین حضرت موسی]]{{ع}} است<ref>سوره بقره، آیه ۸۳.</ref>. برخی دیگر از آموزه‌ا عبارت‌اند از: [[پرهیز]] از اتکال بر غیر [[خدا]]<ref>سوره اسراء، آیه۲.</ref>، [[معادشناسی]]<ref>سوره طه، آیه ۱۴- ۱۵.</ref> و...<ref>اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳، ص۲۲۷- ۲۳۴.</ref>.
[[قرآن کریم]]، گاه با برخی اوصاف کلی و گاه با یادکرد پاره‌ای از [[احکام]] و آموزه‌های اخلاقی و [[اعتقادی]] مشخص، تصویری نسبتاً كامل، از ویژگی‌های عمومی و محتوای تورات و تعالیمِ دین حضرت موسی{{ع}} را به دست می‌دهد. [[توحید در ربوبیت]]، الوهیت و [[عبودیت]]، نخستین [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر حضرت موسی{{ع}} و اصلی‌ترین آنها بود<ref>سوره طه، آیه ۱۱- ۱۴.</ref>، چنان که [[دعوت به پرستش خدای یگانه]] و نفی خدایان دروغین آموزه بنیادین دیگری در [[دین حضرت موسی]]{{ع}} است<ref>سوره بقره، آیه ۸۳.</ref>. برخی دیگر از آموزه‌ا عبارت‌اند از: پرهیز از اتکال بر غیر [[خدا]]<ref>سوره اسراء، آیه۲.</ref>، [[معادشناسی]]<ref>سوره طه، آیه ۱۴- ۱۵.</ref> و...<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۲۷- ۲۳۴.</ref>.


=== [[دین حضرت عیسی]]{{ع}} ===
=== دین حضرت عیسی{{ع}} ===
{{اصلی|دین حضرت عیسی}}
{{اصلی|دین حضرت عیسی}}
[[بعثت]] و [[دین]] [[حضرت عیسی]]{{ع}}، [[استمرار رسالت]] [[حضرت موسی]]{{ع}}<ref>سوره بقره، آیه ۸۷.</ref> و در نتیجه حضرت عیسی{{ع}} و [[انجیل]] [[تصدیق]] کننده [[تورات]] و [[تعالیم وحیانی]] حضرت موسی{{ع}} است<ref>سوره مائده، آیه ۴۶.</ref>. افزون بر [[تعالیم]][[ تورات]] و [[شریعت حضرت موسی]]{{ع}}، [[آیین]] و [[کتاب آسمانی]] حضرت عیسی{{ع}} هم در حد خود آموزه‌هایی جداگانه داشته است مانند:  
[[بعثت]] و [[دین]] [[حضرت عیسی]]{{ع}}، استمرار رسالت [[حضرت موسی]]{{ع}}<ref>سوره بقره، آیه ۸۷.</ref> و در نتیجه حضرت عیسی{{ع}} و [[انجیل]] تصدیق کننده [[تورات]] و تعالیم وحیانی حضرت موسی{{ع}} است<ref>سوره مائده، آیه ۴۶.</ref>. افزون بر تعالیم [[تورات]] و شریعت حضرت موسی{{ع}}، [[آیین]] و [[کتاب آسمانی]] حضرت عیسی{{ع}} هم در حد خود آموزه‌هایی جداگانه داشته است مانند:  
# '''[[توحید در ربوبیت]]''' و [[عبودیت]] و معرفی آن به عنوان [[صراط مستقیم]] و [[دعوت به تقوای الهی]] از آموزه‌های مهم و کلیدی حضرت عیسی{{ع}} است:<ref>سوره آل عمران، آیه ۵۰- ۵۱.</ref>.
# '''[[توحید در ربوبیت]]''' و [[عبودیت]] و معرفی آن به عنوان [[صراط مستقیم]] و [[دعوت به تقوای الهی]] از آموزه‌های مهم و کلیدی حضرت عیسی{{ع}} است:<ref>سوره آل عمران، آیه ۵۰- ۵۱.</ref>.
# '''[[نبوت]]:''' حضرت عیسی{{ع}} خود را [[پیامبر خدا]] می‌خواند و حواریان نیز به این موضوع [[ایمان]] داشتند<ref>سوره مریم، آیه ۳۱.</ref>. [[اعتقاد]] به [[الوهیت]] و [[پسر خدا]] بودن وی بعدها پدید آمد.
# '''[[نبوت]]:''' حضرت عیسی{{ع}} خود را [[پیامبر خدا]] می‌خواند و حواریان نیز به این موضوع [[ایمان]] داشتند<ref>سوره مریم، آیه ۳۱.</ref>. [[اعتقاد]] به الوهیت و پسر خدا بودن وی بعدها پدید آمد.
# '''[[معاد]]:''' [[عهد جدید]]، در مقایسه با [[عهد قدیم]] بیشتر به بحث معاد و [[جهان]] پس از [[مرگ]] پرداخته است، هر چند آموزه‌های آن در سنجش با [[قرآن کریم]] بسیار ناچیز است.
# '''[[معاد]]:''' عهد جدید، در مقایسه با عهد قدیم بیشتر به بحث معاد و [[جهان]] پس از [[مرگ]] پرداخته است، هر چند آموزه‌های آن در سنجش با [[قرآن کریم]] بسیار ناچیز است.
# '''[[جهاد]]:''' یکی دیگر از آموزه‌هایی که [[قرآن]] از ذکر آن در تورات و انجیل[[سخن]] می‌گوید، [[جنگ]] و [[جهاد در راه خدا]] و [[وعده]] حتمی [[بهشت]] از سوی او به مؤمنانی است که در این مسیر، [[دشمنان خدا]] را کشته یا خود کشته می‌شوند<ref>سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۳۴- ۲۳۶.</ref>
# '''[[جهاد]]:''' یکی دیگر از آموزه‌هایی که [[قرآن]] از ذکر آن در تورات و انجیل[[سخن]] می‌گوید، [[جنگ]] و [[جهاد در راه خدا]] و [[وعده]] حتمی [[بهشت]] از سوی او به مؤمنانی است که در این مسیر، دشمنان خدا را کشته یا خود کشته می‌شوند<ref>سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۳۴- ۲۳۶.</ref>


=== [[دین اسلام]] ===
=== دین اسلام ===
{{اصلی|اسلام}}
{{اصلی|اسلام}}
[[اسلام]] به معانی [[آشتی]] و [[تسلیم شدن]] است<ref>راغب اصفهانی، ابوالقاسم، المفردات فی غریب القرآن، ذیل ماده اسلام؛ الصحاح، ذیل ماده اسلام.</ref>. از کاربری‌های این واژه، اسلام به معنای خصوص دین [[پیامبر خاتم]] است که آخرین و [[کامل‌ترین دین آسمانی]] است. پایه‌های اساسی تشکیل این [[دین]] براساس [[توحید]]، [[نبوّت]] و [[معاد]] [[استوار]] است و کسی که با [[صدق]] و [[راستی]] به یکتایی [[خداوند]] و [[نبوت]] [[پیامبر]] معترف باشد [[مسلمان]] محسوب می‌‌شود.
[[اسلام]] به معانی [[آشتی]] و [[تسلیم شدن]] است<ref>راغب اصفهانی، ابوالقاسم، المفردات فی غریب القرآن، ذیل ماده اسلام؛ الصحاح، ذیل ماده اسلام.</ref>. از کاربری‌های این واژه، اسلام به معنای خصوص دین [[پیامبر خاتم]] است که آخرین و [[کامل‌ترین دین آسمانی]] است. پایه‌های اساسی تشکیل این [[دین]] براساس [[توحید]]، [[نبوّت]] و [[معاد]] [[استوار]] است و کسی که با [[صدق]] و [[راستی]] به یکتایی [[خداوند]] و [[نبوت]] [[پیامبر]] معترف باشد [[مسلمان]] محسوب می‌‌شود.


[[اندیشمندان اسلامی]] [[هدف]] [[اسلام]] را رساندن [[انسان]] به [[سعادت حقیقی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>طباطبایی، المیزان، ۱/۳۸۸.</ref>، کسب [[معارف حقه]]، [[اخلاق پسندیده]]<ref>طباطبایی، المیزان، ۴/۱۰۴.</ref> و [[برقراری عدالت]] در [[جامعه]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۶/۴۳۰.</ref> برشمرده‌اند. مجموعه [[تعلیمات اسلام]] از یک لحاظ به سه بخش تقسیم می‌گردد: [[اصول عقاید]]؛ [[اخلاقیات]] و [[احکام]]. این سه‌ بخش خود نیز با یکدیگر مرتبط است؛ به این معنا که [[اعتقادات]] مناسب زمینه‌ساز پیدایش [[اخلاق فاضله]] و اخلاق فاضله نیز با احکام و [[تکالیف شرعی]] مسانخ است و این رابطه از طرف مقابل نیز وجود دارد؛ یعنی عمل به تکالیف شرعی زمینه را برای دستیابی به مراحل [[برتر]] [[اخلاق]] و به تبع آن مرتبه بالاتری از [[اعتقاد]] فراهم می‌کند<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۵۵‌ـ‌۱۵۸؛ قرآن در اسلام، ص‌۱۳‌ـ‌۱۴.</ref>.
[[اندیشمندان اسلامی]] [[هدف]] [[اسلام]] را رساندن [[انسان]] به [[سعادت حقیقی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>طباطبایی، المیزان، ۱/۳۸۸.</ref>، کسب معارف حقه، [[اخلاق پسندیده]]<ref>طباطبایی، المیزان، ۴/۱۰۴.</ref> و [[برقراری عدالت]] در [[جامعه]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۶/۴۳۰.</ref> برشمرده‌اند. مجموعه تعلیمات اسلام از یک لحاظ به سه بخش تقسیم می‌گردد: [[اصول عقاید]]؛ [[اخلاقیات]] و [[احکام]]. این سه‌ بخش خود نیز با یکدیگر مرتبط است؛ به این معنا که [[اعتقادات]] مناسب زمینه‌ساز پیدایش [[اخلاق فاضله]] و اخلاق فاضله نیز با احکام و [[تکالیف شرعی]] مسانخ است و این رابطه از طرف مقابل نیز وجود دارد؛ یعنی عمل به تکالیف شرعی زمینه را برای دستیابی به مراحل [[برتر]] [[اخلاق]] و به تبع آن مرتبه بالاتری از [[اعتقاد]] فراهم می‌کند<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۵۵‌ـ‌۱۵۸؛ قرآن در اسلام، ص‌۱۳‌ـ‌۱۴.</ref>.


[[آیین مقدس اسلام]] بر اصول مترقی و متکاملی استوار است که موجب شده این [[آیین]]، [[دین جهانی]] و [[عقلانی]] و [[جاودانی]] گردد مانند: [[جامعیت اسلام]]؛ [[جاودانگی]] و [[پویایی اسلام]]؛ برقراری عدالت؛ [[اعتدال]] و [[میانه‌روی]]؛ [[هماهنگی]] با [[فطرت انسانی]]؛ هماهنگی با [[عقل]]؛ [[سهولت]] و [[سادگی]]؛ [[انسجام]] و [[استحکام]] درونی؛ سازگاری[[دین]] و دنیا؛ اشتمال بر اصول مترقی [[سیاسی]] و [[اقتصادی]]؛ [[خاتمیت]]<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اسلام - کوشا (مقاله)|مقاله «اسلام»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]؛ [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[اسلام (مقاله)|اسلام]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۳۷ ـ ۲۶۰؛ [[علی الله‌بداشتی|الله‌بداشتی، علی]]، [[اسلام - الله‌بداشتی (مقاله)|مقاله «اسلام»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۷۲۴ – ۷۳۶.</ref>.
[[آیین مقدس اسلام]] بر اصول مترقی و متکاملی استوار است که موجب شده این [[آیین]]، [[دین جهانی]] و [[عقلانی]] و [[جاودانی]] گردد مانند: [[جامعیت اسلام]]؛ [[جاودانگی]] و [[پویایی اسلام]]؛ برقراری عدالت؛ [[اعتدال]] و [[میانه‌روی]]؛ هماهنگی با [[فطرت انسانی]]؛ هماهنگی با [[عقل]]؛ سهولت و سادگی؛ انسجام و استحکام درونی؛ سازگاری[[دین]] و دنیا؛ اشتمال بر اصول مترقی [[سیاسی]] و [[اقتصادی]]؛ [[خاتمیت]]<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اسلام - کوشا (مقاله)|مقاله «اسلام»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]؛ [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[اسلام (مقاله)|اسلام]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۳۷ ـ ۲۶۰؛ [[علی الله‌بداشتی|الله‌بداشتی، علی]]، [[اسلام - الله‌بداشتی (مقاله)|مقاله «اسلام»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۷۲۴ – ۷۳۶.</ref>.


== دین جهانی یا منطقه‌ای بودن [[ادیان الهی]] ==
== دین جهانی یا منطقه‌ای بودن [[ادیان الهی]] ==
{{اصلی|دین جهانی}}
{{اصلی|دین جهانی}}
برخی [[مفسران]] با استناد به بعضی از [[آیات قرآن]]، [[پیامبران اولوالعزم]] را دارای [[دین جهانی]] دانسته‌اند. براساس این دیدگاه، [[پیامبران]] یاد شده، ۵ نفر "[[حضرت نوح]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]]، [[حضرت عیسی]]{{عم}} و محمد{{صل}}" و دارای [[کتاب آسمانی]]، [[شریعت]] و [[احکام اجتماعی]] بودند<ref>سوره احقاف، آیه۳۵.</ref>. افزون بر ویژگی‌های یاد شده، [[دعوت]] و [[دین]] آنان در [[زمان]] خود جهانی بوده و به قومی اختصاص نداشته است<ref>الميزان، ج۱۸، ص۲۱۹-۲۱۸.</ref>، در مقابل، برخی دیگر [[جهانی بودن]] [[دین]] و [[رسالت]] [[پیامبران اولوالعزم]] را نپذیرفته‌اند. براساس دیدگاه سوم، [[رسالت]] و دین [[پیامبران اولواالعزم]] افزون بر جنبه قومی، [[صبغه]] جهانی هم داشت. [[تعالیم]] مربوط به [[توحید]] و [[نفی شرک]] و [[بت‌پرستی]] آن متوجه همه [[مردم]] و [[احکام]] و [[شریعت]] آن متوجه [[قوم]] آنان بود<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۳۷- ۲۳۹.</ref>.
برخی [[مفسران]] با استناد به بعضی از [[آیات قرآن]]، [[پیامبران اولوالعزم]] را دارای [[دین جهانی]] دانسته‌اند. براساس این دیدگاه، [[پیامبران]] یاد شده، ۵ نفر "[[حضرت نوح]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]]، [[حضرت عیسی]]{{عم}} و محمد{{صل}}" و دارای [[کتاب آسمانی]]، [[شریعت]] و احکام اجتماعی بودند<ref>سوره احقاف، آیه۳۵.</ref>. افزون بر ویژگی‌های یاد شده، [[دعوت]] و [[دین]] آنان در [[زمان]] خود جهانی بوده و به قومی اختصاص نداشته است<ref>الميزان، ج۱۸، ص۲۱۹-۲۱۸.</ref>، در مقابل، برخی دیگر جهانی بودن [[دین]] و [[رسالت]] [[پیامبران اولوالعزم]] را نپذیرفته‌اند. براساس دیدگاه سوم، [[رسالت]] و دین [[پیامبران اولواالعزم]] افزون بر جنبه قومی، صبغه جهانی هم داشت. تعالیم مربوط به [[توحید]] و نفی شرک و [[بت‌پرستی]] آن متوجه همه [[مردم]] و [[احکام]] و [[شریعت]] آن متوجه [[قوم]] آنان بود<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۳۷- ۲۳۹.</ref>.


== [[اشتراک ادیان الهی]] ==
== اشتراک ادیان الهی ==
{{اصلی|اشتراک ادیان الهی}}
{{اصلی|اشتراک ادیان الهی}}
[[قرآن کریم]] همه پیامبران الهی را [[نماینده]] جریان واحدی می‌داند که از سوی [[خدای یگانه]] برانگیخته شده‌اند و [[روح]] دعوت و محتوای رسالتْ همه آنها "دین" بر این اصل واحد مبتنی است که باید در برابر خدای یگانه تسليمِ مطلق و بی‌چون و چرا شد. بر همین اساس، [[خداوند]] از حضرت ابراهیم{{ع}} می‌خواهد تا در برابر او [[تسلیم]] باشد و حضرت ابراهیم{{ع}} نیز خود را تسلیمِ مطلق [[پروردگار]] جهانیان خوانده و فرزندانش را هم به آن سفارش می‌کند. [[حضرت یعقوب]]{{ع}} نیز [[فرزندان]] خود را به این مهم توصیه می‌کند<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۱ - ۱۳۳.</ref>. با توجه به همین مبنا همه [[انبیای الهی]] نیز [[مسلمان]] نامیده شده‌اند و قرآن کریم همه [[ادیان توحیدی]] را که منشأ، [[هدف]]، ماهیت و اصول واحدی داشته و در بسیاری از [[فروع]] مانند [[نماز]]، [[روزه]]، [[جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز مشترک‌اند، [[اسلام]] و آن را همان دین مورد پسند خداوند می‌نامد. برهمین اساس، همه [[پیامبران الهی]] موظف بودند تا نسبت به همه [[ادیان]] و انبیای پس از خود [[ایمان]] داشته باشند؛ زیرا همه آنان به سوی [[خدای یگانه]] و [[دین]] او فرا می‌خواندند و رد یکی از آنان به معنای نپذیرفتن [[دین الهی]] است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۱- ۲۴۴.</ref>.
[[قرآن کریم]] همه پیامبران الهی را نماینده جریان واحدی می‌داند که از سوی [[خدای یگانه]] برانگیخته شده‌اند و [[روح]] دعوت و محتوای رسالتْ همه آنها "دین" بر این اصل واحد مبتنی است که باید در برابر خدای یگانه تسليمِ مطلق و بی‌چون و چرا شد. بر همین اساس، [[خداوند]] از حضرت ابراهیم{{ع}} می‌خواهد تا در برابر او [[تسلیم]] باشد و حضرت ابراهیم{{ع}} نیز خود را تسلیمِ مطلق [[پروردگار]] جهانیان خوانده و فرزندانش را هم به آن سفارش می‌کند. [[حضرت یعقوب]]{{ع}} نیز [[فرزندان]] خود را به این مهم توصیه می‌کند<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۱ - ۱۳۳.</ref>. با توجه به همین مبنا همه [[انبیای الهی]] نیز [[مسلمان]] نامیده شده‌اند و قرآن کریم همه [[ادیان توحیدی]] را که منشأ، [[هدف]]، ماهیت و اصول واحدی داشته و در بسیاری از فروع مانند [[نماز]]، [[روزه]]، [[جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز مشترک‌اند، [[اسلام]] و آن را همان دین مورد پسند خداوند می‌نامد. برهمین اساس، همه [[پیامبران الهی]] موظف بودند تا نسبت به همه [[ادیان]] و انبیای پس از خود [[ایمان]] داشته باشند؛ زیرا همه آنان به سوی [[خدای یگانه]] و [[دین]] او فرا می‌خواندند و رد یکی از آنان به معنای نپذیرفتن [[دین الهی]] است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۱- ۲۴۴.</ref>.


== [[اختلاف ادیان الهی]] ==
== اختلاف ادیان الهی ==
{{اصلی|اختلاف ادیان الهی}}
{{اصلی|اختلاف ادیان الهی}}
[[ادیان الهی]] به رغم اشتراک در [[اصول عقاید]] و [[احکام]] بنیادین، دارای برخی [[اختلافات]] نیز هستند. این [[اختلاف‌ها]] چند دسته‌اند:
[[ادیان الهی]] به رغم اشتراک در [[اصول عقاید]] و [[احکام]] بنیادین، دارای برخی [[اختلافات]] نیز هستند. این [[اختلاف‌ها]] چند دسته‌اند:
# بخشی از آنها ناشی از [[اراده]] خداست و ریشه در [[وحی الهی]] دارد. این اختلاف‌ها به اقتضای برخی [[مصالح]]، شرایط [[اجتماعی]] و ویژگی [[فکری]] و [[رفتاری]] امت‌های گوناگون پدید آمده‌اند. اختلافات برآمده از وحی الهی هر چند موجب نوعی تکثر و تعدد میان ادیان الهی می‌شود، هرگز به معنای تفاوت جوهری و متناقض بودن آنها نیست. [[حقیقت]] و اساس همه ادیان الهی یکی و همان [[اسلام]] به معنای [[تسلیم]] بودن در برابر [[خداوند]] با حوزه وسیعی از آموزه‌های مشترک [[اعتقادی]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] است.
# بخشی از آنها ناشی از [[اراده]] خداست و ریشه در [[وحی الهی]] دارد. این اختلاف‌ها به اقتضای برخی [[مصالح]]، شرایط [[اجتماعی]] و ویژگی [[فکری]] و [[رفتاری]] امت‌های گوناگون پدید آمده‌اند. اختلافات برآمده از وحی الهی هر چند موجب نوعی تکثر و تعدد میان ادیان الهی می‌شود، هرگز به معنای تفاوت جوهری و متناقض بودن آنها نیست. [[حقیقت]] و اساس همه ادیان الهی یکی و همان [[اسلام]] به معنای [[تسلیم]] بودن در برابر [[خداوند]] با حوزه وسیعی از آموزه‌های مشترک [[اعتقادی]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] است.
# اختلافاتی که به سبب [[سرکشی]]، [[هواپرستی]] و [[منافع شخصی]] [[مردم]]، به ویژه از سوی [[عالمان]] [[اهل کتاب]] پدید آمده است<ref>سوره آل عمران، آیه۱۹.</ref>.
# اختلافاتی که به سبب [[سرکشی]]، [[هواپرستی]] و منافع شخصی [[مردم]]، به ویژه از سوی [[عالمان]] [[اهل کتاب]] پدید آمده است<ref>سوره آل عمران، آیه۱۹.</ref>.
# اختلافات ناشی از [[تحریف‌گری]] گروهی از علمای اهل کتاب. آنها مطالب خودساخته را به [[خدا]] نسبت داده و [[کتاب خدا]] معرفی می‌کردند<ref>سوره بقره، آیه۷۹.</ref>، آنان همچنین بخشی از [[آموزه‌های وحیانی]] را از بین برده یا به گونه‌ای دیگر [[تفسیر]] می‌کردند. همه این موارد موجب پیدایش اختلافات و [[فرقه‌ها]] و [[عقاید]] متضاد [[دینی]] می‌شدند<ref>علی اسدی|اسدی، علی، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۷- ۲۴۸.</ref>.
# اختلافات ناشی از [[تحریف‌گری]] گروهی از علمای اهل کتاب. آنها مطالب خودساخته را به [[خدا]] نسبت داده و [[کتاب خدا]] معرفی می‌کردند<ref>سوره بقره، آیه۷۹.</ref>، آنان همچنین بخشی از [[آموزه‌های وحیانی]] را از بین برده یا به گونه‌ای دیگر [[تفسیر]] می‌کردند. همه این موارد موجب پیدایش اختلافات و [[فرقه‌ها]] و [[عقاید]] متضاد [[دینی]] می‌شدند<ref>علی اسدی|اسدی، علی، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۷- ۲۴۸.</ref>.


== [[ادیان غیر توحیدی]] ==
== ادیان غیر توحیدی ==
{{اصلی|ادیان غیر توحیدی}}
{{اصلی|ادیان غیر توحیدی}}
ادیان غیر توحیدی از آغاز پیدایش تاکنون گونه‌هایی بسیار متفاوت و متنوع به خود دیده‌اند؛ اما [[قرآن کریم]] تنها به نمونه‌های محدودی از آن مانند [[بت‌پرستی]] و [[پرستش]] [[اجرام آسمانی]] و برخی [[پادشاهان]] پرداخته است. این موضوع از یک سو با جغرافیای سرزمین‌هایی که [[ادیان]] و [[پیامبران الهی]] در آنجا ظهور و بروز یافتند در ارتباط است و از سوی دیگر بسیاری از گونه‌های بت‌پرستی و آیین‌های شرک‌آمیز به ویژه نمونه‌های مشهوری چون [[بودایی]]، [[هندو]] و [[کنفوسیوس]] در دوران پیامبرانی مانند [[حضرت نوح]]، [[حضرت هود]]، [[حضرت صالح]]، [[حضرت ابراهیم]] و [[حضرت موسی]]{{عم}} نبوده‌اند و [[تاریخ]] پیدایش آنها در نهایت به سده‌های پیش از میلاد [[حضرت مسیح]]{{ع}} باز می‌گردد<ref>نک: آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۱-۶۷.</ref>.
ادیان غیر توحیدی از آغاز پیدایش تاکنون گونه‌هایی بسیار متفاوت و متنوع به خود دیده‌اند؛ اما [[قرآن کریم]] تنها به نمونه‌های محدودی از آن مانند [[بت‌پرستی]] و [[پرستش]] اجرام آسمانی و برخی [[پادشاهان]] پرداخته است. این موضوع از یک سو با جغرافیای سرزمین‌هایی که [[ادیان]] و [[پیامبران الهی]] در آنجا ظهور و بروز یافتند در ارتباط است و از سوی دیگر بسیاری از گونه‌های بت‌پرستی و آیین‌های شرک‌آمیز به ویژه نمونه‌های مشهوری چون بودایی، هندو و کنفوسیوس در دوران پیامبرانی مانند [[حضرت نوح]]، [[حضرت هود]]، [[حضرت صالح]]، [[حضرت ابراهیم]] و [[حضرت موسی]]{{عم}} نبوده‌اند و [[تاریخ]] پیدایش آنها در نهایت به سده‌های پیش از میلاد [[حضرت مسیح]]{{ع}} باز می‌گردد<ref>نک: آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۱-۶۷.</ref>.


تاریخ پیدایش [[ادیان]] شرک‌آمیز و آیین‌های [[بت‌پرستی]] را می‌توان تقریباً با تاریخ پیدایش [[آدمیان]] همزمان دانست<ref>الميزان، ج۶، ص۷۴.</ref>. برخی [[روایات]] که این تاریخ را به دوران پس از [[مرگ]] [[حضرت آدم]]{{ع}} رسانده‌اند، مؤید این معنایند<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۱۲؛ ج۷، ص۳۵؛ المیزان، ج۲، ص۳۴۹-۳۵۰.</ref>؛ اما یادکرد صریحِ [[قرآن]] درباره وجود [[آیین]] بت‌پرستی مربوط به دوران [[حضرت نوح]]{{ع}} است.
تاریخ پیدایش [[ادیان]] شرک‌آمیز و آیین‌های [[بت‌پرستی]] را می‌توان تقریباً با تاریخ پیدایش [[آدمیان]] همزمان دانست<ref>الميزان، ج۶، ص۷۴.</ref>. برخی [[روایات]] که این تاریخ را به دوران پس از [[مرگ]] [[حضرت آدم]]{{ع}} رسانده‌اند، مؤید این معنایند<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۱۲؛ ج۷، ص۳۵؛ المیزان، ج۲، ص۳۴۹-۳۵۰.</ref>؛ اما یادکرد صریحِ [[قرآن]] درباره وجود [[آیین]] بت‌پرستی مربوط به دوران [[حضرت نوح]]{{ع}} است.


[[قرآن کریم]] از گونه‌های [[ادیان غیر توحیدی]] یاد کرده است مانند: بُت‌پرستی<ref>سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>؛ گاوپرستی<ref>سوره طه، آیه۸۷- ۸۸.</ref>؛ [[پرستش]] [[اجرام آسمانی]]<ref>سوره انعام، آیه ۷۶ - ۷۸.</ref>؛ پرستش [[پادشاهان]]<ref>سوره بقره، آیه۲۵۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۸- ۲۵۱.</ref>
[[قرآن کریم]] از گونه‌های [[ادیان غیر توحیدی]] یاد کرده است مانند: بُت‌پرستی<ref>سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>؛ گاوپرستی<ref>سوره طه، آیه۸۷- ۸۸.</ref>؛ [[پرستش]] اجرام آسمانی<ref>سوره انعام، آیه ۷۶ - ۷۸.</ref>؛ پرستش [[پادشاهان]]<ref>سوره بقره، آیه۲۵۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۸- ۲۵۱.</ref>


==مفهوم «[[دین]]» در کاربری‌های [[قرآنی]]==
==مفهوم «[[دین]]» در کاربری‌های [[قرآنی]]==
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش