شورا و مشورت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۲۵۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[2]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = نظام سیاسی| عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[شورا و مشورت در قرآن]] - [[شورا و مشورت در نهج البلاغه]] - [[شورا و مشورت در اخلاق اسلامی]] - [[شورا و مشورت در معارف دعا و زیارات]] - [[شورا و مشورت در کلام اسلامی]] - [[شورا و مشورت در تاریخ اسلامی]] - [[شورا و مشورت در فقه سیاسی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره نبوی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره علوی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره سجادی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره امام جواد]] - [[شورا و مشورت در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[شورا و مشورت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[شورا و مشورت در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = نظام سیاسی| عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[شورا و مشورت در قرآن]] - [[شورا و مشورت در نهج البلاغه]] - [[شورا و مشورت در اخلاق اسلامی]] - [[شورا و مشورت در معارف دعا و زیارات]] - [[شورا و مشورت در کلام اسلامی]] - [[شورا و مشورت در تاریخ اسلامی]] - [[شورا و مشورت در فقه سیاسی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره نبوی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره علوی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره سجادی]] - [[شورا و مشورت در معارف و سیره امام جواد]] - [[شورا و مشورت در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[شورا و مشورت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[شورا و مشورت در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
'''شورا''' به معنای [[مشورت]] و [[رایزنی]] در [[کارها]] و تصمیم‌ها، تبادل نظر و پرهیز از [[استبداد]] به رأی و [[خودمحوری]] است. شورا به این معنی یک مفهوم [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] است و [[قرآن]] هم بر آن تأکید دارد و به [[پیامبر]] هم [[دستور]] می‌دهد با [[مسلمانان]] [[مشورت]] کند. مشورت کردن پیامدهای مثبت و فواید بسیار دارد. برخی از این فواید عبارت‌اند از: بهره‌برداری از افکار دیگران؛ پیش‌گیری از اضمحلال گروه و سازمان‌های [[اجتماعی]]؛ شناسایی خطاها؛ دست‌یابی به راهکار مناسب؛ پیش‌گیری از [[پشیمانی]] و غیره.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
'''شورا''' به معنای [[مشورت]] و [[رایزنی]] در [[کارها]] و تصمیم‌ها، تبادل نظر و [[پرهیز]] از [[استبداد]] به [[رأی]] و [[خودمحوری]]. شورا به این معنی یک مفهوم [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] است و [[قرآن]] هم بر آن تأکید دارد و به [[پیامبر]] هم [[دستور]] می‌دهد با [[مسلمانان]] [[مشورت]] کند. شورا یک مفهوم [[سیاسی]] هم دارد و منظور از آن [[مشورت]] در [[انتخاب خلیفه]] است که [[اهل سنت]] به آن تکیه می‌کنند و [[شیعه]] مسأله [[خلافت]] را [[انتصابی]] می‌داند نه انتخابی و از سوی [[مردم]]. کتاب‌هایی همچون "نشأة التشیّع و الشیعه" [[محمّد]] [[باقر]] صدر، "[[عون]] المعبود" عظیم‌آبادی، "[[مسند]]" ابی یعلی، "طرق [[حدیث]] الأئمه ألاثنی عشر"[[آل]] [[نوح]]، "معالم المدرستین" [[علامه]] [[عسکری]] و... این واژه را در مفهوم [[سیاسی]] آن به کار برده و مسائل [[سقیفه]] و [[انتخاب خلیفه]] را مطرح کرده‌اند.<ref>ر. ک: «دائرة المعارف تشیّع»، ج ۱۰ ص ۷۵</ref> عنوان [[شورای خلافت]] از همین‌جا وارد [[فرهنگ]] [[سیاسی]] در [[اسلام]] شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۴۴.</ref>.
شورا به معنای [[مشورت]] و [[رایزنی]] در [[کارها]] و تصمیم‌ها، تبادل نظر و پرهیز از [[استبداد]] به رأی و [[خودمحوری]]. شورا به این معنی یک مفهوم [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] است و [[قرآن]] هم بر آن تأکید دارد و به [[پیامبر]] هم [[دستور]] می‌دهد با [[مسلمانان]] [[مشورت]] کند. شورا یک مفهوم [[سیاسی]] هم دارد و منظور از آن [[مشورت]] در [[انتخاب خلیفه]] است که [[اهل سنت]] به آن تکیه می‌کنند و [[شیعه]] مسأله [[خلافت]] را [[انتصابی]] می‌داند نه انتخابی و از سوی [[مردم]]. کتاب‌هایی همچون "نشأة التشیّع و الشیعه" محمّد باقر صدر، "عون المعبود" عظیم‌آبادی، "مسند" ابی یعلی، "طرق حدیث الأئمه ألاثنی عشر"آل نوح، "معالم المدرستین" علامه عسکری و... این واژه را در مفهوم [[سیاسی]] آن به کار برده و مسائل [[سقیفه]] و [[انتخاب خلیفه]] را مطرح کرده‌اند<ref>ر.ک: «دائرة المعارف تشیّع»، ج ۱۰ ص ۷۵.</ref>. عنوان [[شورای خلافت]] از همین‌جا وارد [[فرهنگ]] [[سیاسی]] در [[اسلام]] شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۴۴.</ref>.


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
[[شورا]] از ریشه "ش - و - ر" به معنای آشکار، اظهار و عرضه کردن و استخراج چیزی با فرایندی ویژه است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۲۲۶؛ تاج العروس، ج۷، ص۶۱ - ۶۲، "شور".</ref>. [[راغب اصفهانی]] واژه‌های "تشاور"، "[[مشاوره]]" و "[[مشورت]]" را به معنای استخراج رأی دیگران در موضوعی خاص، از راه مراجعه بعضی افراد به برخی دیگر دانسته است<ref>مفردات، ص۴۷۰، "شور".</ref>. در [[فقه]] به استفاده از رأی، [[عقل]]، [[علم]] و سلیقه کارشناسان برای رسیدن به واقع و [[شناخت]] صحیح از [[فاسد]] و [[حق]] از [[باطل]] یا صحیح‌تر از میان چند امر صواب، "مشورت" گفته می‌شود<ref> معجم لغة الفقهاء، ص۴۳۲؛ موسوعة الفقه الاسلامی، ج۱۱، ص۳۴۰.</ref>. در اصطلاح علوم اجتماعی و [[سیاسی]] به گردآمدن افراد [[آگاه]] از موضوعی خاص برای ابراز دیدگاه خویش و در نتیجه دستیابی به [[حقیقت]] در آن باره، "شورا" گفته می‌شود<ref> الشوری فی الشریعة الاسلامیه، ص۲۸؛ نیز نک: بنیان حکومت در اسلام، ص۱۲۳ - ۱۲۴؛ نظام الحکم فی الاسلام، ص۲۲۵ - ۲۲۶.</ref>.
«مشورت» از ریشه «شور» به معنای رایزنی است و در اصل، به معنای استخراج عسل از کندو و عرضه‌کردن و نشان‌دادن چیز نفیسی است که پنهان باشد<ref>جوهری، صحاح تاج اللغه، ۲/۷۰۵؛ ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۲۶–۲۲۷؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۴/۴۳۴.</ref>. در فارسی نیز مشورت به معنای رأی‌زدن با هم و کنکاش آمده است<ref>دهخدا، فرهنگ‌لغت دهخدا، ۱۲/۱۸۵۲۶–۱۸۵۲۷.</ref>. مشورت در اصطلاح به معنای هم‌فکری در کارها و استفاده از علم و عقل دیگران و کسب اطلاع از رأی اهل خبره برای دستیابی به نتیجه اصلح است<ref>سامانی، مشورت و مشاوران در سنت و سیره پیشوایان، ۱۷.</ref>. با مشورت‌ کردن، رأی ناب از میان آرای گوناگون [[شناسایی]] و برگزیده می‌شود و در [[حقیقت]] همچنان‌که عسل صاف و [[خالص]] از میان موم استخراج می‌شود، [[انسان]] از میان اشیای متعدد چیز خاصی [[انتخاب]] و عصاره‌گیری می‌کند<ref>راغب، مفردات راغب، ۴۷۰؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۶/۱۳۸.</ref>. بر این اساس، [[مشورت]] برابر استبداد به رأی است و شخصی که در کاری که شایسته مشورت است بر رأی و نظر خویش اصرار ورزد، [[مستبد]] خوانده می‌شود<ref>کواکبی، طبایع الاستبداد یا سرشت‌های خودکامگی، ۸۳.</ref>.
 
شورا به گردهمایی گروهی به منظور همفکری در موضوعی [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] برای رسیدن به رأی مشترک گفته می‌شود تا آن رأی مشترک ملاک عمل افراد [[جامعه]] قرار گیرد. این گروه، [[وظیفه]] بررسی، استخراج و تدوین [[احکام]] و قوانینی برابر با [[موازین شرعی]] و [[عقلی]] را بر عهده دارند. در این گونه مشورت، [[رأی اکثریت]]، ملاک عمل قرار می‌گیرد<ref> نک: نگاهی به مبانی تحلیلی نظام جمهوری اسلامی ایران، ص۳۸۸ - ۳۹۵.</ref>.


شورا از کهن‌ترین اصول [[عرفی]] و مقررات سنتی و از بارزترین شیوه‌های [[عقلانی]] در [[زندگی]] جمعی [[بشر]] است<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۴۶۲.</ref>، حتی مستبدترین [[حکومت‌ها]] همواره می‌کوشیدند با استفاده از شورا، از سویی [[مردم]] را قانع کرده و به [[سکوت]] وادارند و از دیگر سو از حجم اشتباهات مبتنی بر خودکامگی‌ها و خودمحوری‌ها بکاهند<ref> فقه سیاسی، ج۱، ص۴۶۲.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۴۹۸ ـ ۵۰۰.</ref>
[[اهل]] لغت، مشورت و [[شورا]] را به یک معنا دانسته‌اند<ref>جوهری، صحاح التاج اللغه، ۲/۷۰۵.</ref>. در لغت‌نامه‌های فارسی نیز شورا به معنای مشورت‌کردن و رأی‌زدن با هم و کنکاش آمده‌است<ref>دهخدا، فرهنگ‌لغت، ۹/۱۲۸۲۶–۱۲۸۲۷.</ref>؛ اما برخی، میان مشورت و شورا تفاوت قائل شده، گفته‌اند مشورت به معنای نظرخواهی از فرد یا افراد [[آگاه]] است، ولی شورا معنای وسیع‌تر و گسترده‌تری دارد؛ زیرا هم در نظرخواهی از فرد یا افراد آگاه و هم در معنای با یکدیگر مشورت‌ کردن و تصمیم جمعی گرفتن در امری، به کار می‌رود<ref>شهریاری، شورا در فتوا، ۳۲.</ref> و همین تفکیک، امروزه متداول و متبادر از این دو واژه است<ref>شهریاری، شورا در فتوا، ۲۱.</ref>.<ref>[[اسماعیل اسماعیلی|اسماعیلی، اسماعیل]]، [[مشورت (مقاله)|مقاله «مشورت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۳۲۲–۳۲۹؛ [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۴۹۸ ـ ۵۰۰.</ref>


«مشورت» از ریشه «شور» به معنای رایزنی است و در اصل، به معنای استخراج عسل از کندو و عرضه‌کردن و نشان‌دادن چیز نفیسی است که پنهان باشد<ref>جوهری، صحاح تاج اللغه، ۲/۷۰۵؛ ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۲۶–۲۲۷؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۴/۴۳۴.</ref>. در فارسی نیز مشورت به معنای رأی‌زدن با هم و کنکاش آمده است<ref>دهخدا، فرهنگ‌لغت دهخدا، ۱۲/۱۸۵۲۶–۱۸۵۲۷.</ref>. مشورت در اصطلاح به معنای هم‌فکری در کارها و استفاده از علم و عقل دیگران و کسب اطلاع از رأی اهل خبره برای دستیابی به نتیجه اصلح است<ref>سامانی، مشورت و مشاوران در سنت و سیره پیشوایان، ۱۷.</ref>. با مشورت‌ کردن، رأی ناب از میان آرای گوناگون [[شناسایی]] و برگزیده می‌شود و در [[حقیقت]] همچنان‌که عسل صاف و [[خالص]] از میان موم استخراج می‌شود، [[انسان]] از میان اشیای متعدد چیز خاصی [[انتخاب]] و عصاره‌گیری می‌کند<ref>راغب، مفردات راغب، ۴۷۰؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۶/۱۳۸.</ref>. بر این اساس، [[مشورت]] برابر استبداد به رأی است و شخصی که در کاری که شایسته مشورت است بر رأی و نظر خویش اصرار ورزد، [[مستبد]] خوانده می‌شود<ref>کواکبی، طبایع الاستبداد یا سرشت‌های خودکامگی، ۸۳.</ref>.
== پیشینه ==
مشورت از ریشه‌دارترین اصول [[عرفی]] و مقررات سنتی و از بارزترین شیوه‌های عقلایی در [[زندگی]] جمعی است. [[انسان‌ها]] در حل مشکلات و رسیدن به نظرهای درست، در قلمرو [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] همواره از مشورت استفاده کرده‌اند. اشاره [[قرآن]] به نمونه‌هایی از این مشورت‌ها، بیانگر آن است که پیش از [[اسلام]] عمل بر اساس مشورت رایج بوده است؛ برای نمونه [[فرعون]] برای چگونگی مقابله با [[حضرت موسی]]{{ع}} با اطرافیان خود مشورت کرد<ref>سوره شعراء، آیه ۳۵.</ref> و ملکه سبا با بزرگان [[قوم]] خود هنگام دریافت نامه [[حضرت سلیمان]]{{ع}} که او را به [[اطاعت]] خود فراخوانده بود، مشورت کرد<ref>سوره نمل، آیه ۲۹-۳۲.</ref> براساس برخی [[روایات]]، کسانی که طرف مشورت وی بودند ۳۱۲ [[قبیله]] بودند و هر قبیله هزار [[جنگجو]] داشت<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۱۴/۱۱۷.</ref> [[کفار]] [[قریش]] پیش از اسلام در [[مکه]]، در محلی به نام [[دارالندوه]] برای [[اجتماع]] و مشورت گرد هم می‌آمدند<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۱۹/۵۱–۵۲.</ref>.


[[اهل]] لغت، مشورت و [[شورا]] را به یک معنا دانسته‌اند<ref>جوهری، صحاح التاج اللغه، ۲/۷۰۵.</ref>. در لغت‌نامه‌های فارسی نیز شورا به معنای مشورت‌کردن و رأی‌زدن با هم و کنکاش آمده‌است<ref>دهخدا، فرهنگ‌لغت، ۹/۱۲۸۲۶–۱۲۸۲۷.</ref>؛ اما برخی، میان مشورت و شورا تفاوت قائل شده، گفته‌اند مشورت به معنای نظرخواهی از فرد یا افراد [[آگاه]] است، ولی شورا معنای وسیع‌تر و گسترده‌تری دارد؛ زیرا هم در نظرخواهی از فرد یا افراد آگاه و هم در معنای با یکدیگر مشورت‌ کردن و تصمیم جمعی گرفتن در امری، به کار می‌رود<ref>شهریاری، شورا در فتوا، ۳۲.</ref> و همین تفکیک، امروزه متداول و متبادر از این دو واژه است<ref>شهریاری، شورا در فتوا، ۲۱.</ref>.<ref>[[اسماعیل اسماعیلی|اسماعیلی، اسماعیل]]، [[مشورت (مقاله)|مقاله «مشورت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۳۲۲–۳۲۹.</ref>
در [[قرآن کریم]] دو [[آیه]] به‌صراحت دربارۀ [[شورا]] و [[مشورت]] وجود دارد: {{متن قرآن|وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}}<ref>«و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ}}<ref>«و با آنها در کار، رایزنی کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref> و [[سوره شورا]] نیز به مناسبت آیه یاد شده به این نام [[شهرت]] یافته است. [[روایات]] بسیاری نیز دربارۀ مشورت آمده است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۷۲/۹۷–۱۰۵.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]]{{ع}} هم خود در مسائل مختلف [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و نظامی با [[یاران]] مشورت می‌کردند و [[مسلمانان]] را نیز به مشورت در [[کارها]] سفارش می‌کردند<ref>نهج البلاغه، ن۵۳، ۴۵۶ و ح۵۱، ۵۱۲؛ برقی، ۱/۶۰۱–۶۰۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۲/۳۹–۴۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۲/۹۷–۱۰۵.</ref>.<ref>[[اسماعیل اسماعیلی|اسماعیلی، اسماعیل]]، [[مشورت (مقاله)|مقاله «مشورت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۳۲۲–۳۲۹.</ref>


== شورا در قرآن ==
== شورا در قرآن ==
خط ۲۴: خط ۲۴:
گزارش‌های بسیاری نشان می‌دهند [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسلمانان]] در امور اجتماعی مشورت می‌کرد<ref>مسند احمد، ج ۴، ص۳۲۸؛ سنن الترمذی، ج ۳، ص۱۲۹.</ref>؛ این در حالی بود که در عصر بعثت، [[مردم]] می‌کوشیدند در امور [[حکومت]] دخالت نکنند<ref> نک: کحل البصر، ص۱۰۶.</ref> و بر اثر قداستی که [[پیامبر]]{{صل}} نزد آنان داشت، پیرو بی‌قید و شرط آن حضرت بودند<ref>دراسات فی ولایة الفقیه، ج۲، ص۳۲.</ref>. در [[نبرد احد]] نیز [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسلمانان]] درباره [[انتخاب]] مکان [[نبرد]] با [[دشمن]]، [[مشورت]] کرد<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۵۰۳ ـ ۵۰۵.</ref>.
گزارش‌های بسیاری نشان می‌دهند [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسلمانان]] در امور اجتماعی مشورت می‌کرد<ref>مسند احمد، ج ۴، ص۳۲۸؛ سنن الترمذی، ج ۳، ص۱۲۹.</ref>؛ این در حالی بود که در عصر بعثت، [[مردم]] می‌کوشیدند در امور [[حکومت]] دخالت نکنند<ref> نک: کحل البصر، ص۱۰۶.</ref> و بر اثر قداستی که [[پیامبر]]{{صل}} نزد آنان داشت، پیرو بی‌قید و شرط آن حضرت بودند<ref>دراسات فی ولایة الفقیه، ج۲، ص۳۲.</ref>. در [[نبرد احد]] نیز [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسلمانان]] درباره [[انتخاب]] مکان [[نبرد]] با [[دشمن]]، [[مشورت]] کرد<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۵۰۳ ـ ۵۰۵.</ref>.


== مشورت ==
== اهمیت و جایگاه ==
مشورت به‌عنوان نظرخواهی از دیگران به منظور استفاده بهینه از نظرها، مسئله‌ای مطابق با [[عقل]] است و [[امام علی]] {{ع}} در مورد عواقب مشورت نکردن و [[استبداد]] به [[رأی]] چنین هشدار می‌دهد: کسی که [[استبداد]] به [[رأی]] داشته باشد هلاک می‌شود و کسی که با مردان بزرگ مشورت کند، در [[عقل]] و [[دانش]] آنان شریک می‌شود<ref>{{متن حدیث|مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱</ref>
در [[آموزه‌های دینی]] به نظرخواهی از دیگران و مشورت با آنان، اهمیت ویژه‌ای داده شده‌ است و همگان به بهره‌گیری از نظر و [[تجربه]] دیگران فرا خوانده شده‌اند<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۴۴۲.</ref>. در مشورت، [[عقل‌ها]] و تجربه‌ها و دیدگاه‌های مختلف به کمک هم شتافته، مسائل پخته می‌شود و کم‌عیب و نقص و از [[لغزش]] دورتر می‌گردد<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۰/۴۸۷.</ref>. [[قرآن کریم]] در موضوعی مانند از شیرگرفتن فرزند پیش از دو سال، به مشورت پدر و مادر با یکدیگر توجه داده‌ است<ref>سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref> [[خداوند]] در سوره شورا مشورت با یکدیگر را در امور خود، یکی از صفات [[مؤمنان]] شمرده‌ است<ref>سوره شوری، آیه ۳۸.</ref> و این آیه دلالت دارد وضع امور نوعیه در میان [[جامعه]] [[ایمانی]] با شورا و مشورت‌کردن است و روش [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} و [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نیز همین بوده‌ است<ref>نایینی، تنبیه الامة و تنزیه المله، ۸۲–۸۳.</ref>؛ چنان‌که [[آیه]] بیان می‌دارد [[مشورت]] در همه [[کارها]] یک برنامه مستمر برای [[مسلمانان]] است نه یک امر زودگذر و موقتی<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۰/۴۸۷.</ref>.


بر اساس [[سخنان امام]] {{ع}} [[انسان]] [[عاقل]] و خردمند ضمن [[درک]] این [[ضرورت]]، خود را از مشورت بی‌نیاز نمی‌داند. در بیان [[امام]]، هیچ [[انسان]] [[عاقل]] و [[خردمندی]] از مشاوره بی‌نیاز نیست. در نگاه [[امام]] یکی از ضرورت‌های اساسی برای [[اداره]] امور و تصمیم‌گیری، مشورت است. ایشان مشورت و نظرخواهی از دیگران را قوی‌ترین و محکم‌ترین [[پشتیبان]] و حامی می‌داند و می‌فرماید: هیچ حامی، و [[پشتیبانی]]، استوارتر و محکم‌تر از مشورت‌کردن نیست<ref>{{متن حدیث|وَ لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَة}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳</ref>
از نگاه [[تاریخی]]، پیش از آغاز [[جنگ احد]]، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در مورد چگونگی رویارویی با [[دشمن]]، با [[یاران]] خود مشورت کرد و با توجه به نظر اکثر آنان، اردوگاه سپاه مسلمانان را در دامنه [[کوه]] [[احد]] قرار داد<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۳/۱۸۶.</ref> و با اینکه خروج از [[مدینه]] پیامدهای ناگواری برای مسلمانان پیش آورد، باز هم [[خداوند]] دستور داد [[پیامبر]] {{صل}} با آنان مشورت کند<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه؛ طالقانی، پرتوی از قرآن، ۵/۳۹۴–۳۹۵.</ref>. با توجه به آیاتی که دربارۀ مشورت آمده، نیز نمونه‌های عملی مشورت در سیره پیامبر اکرم {{صل}}، از جمله در [[جنگ بدر]]، [[احد]]، [[خندق]] و عهدنامه پیامبر اکرم {{صل}} با [[مردم]] [[طائف]]، اهمیت اصل شورا در [[اسلام]] تردیدناپذیر و انکارناشدنی است<ref>عمید زنجانی، فقه سیاسی، ۱/۲۲۳.</ref>. بر همین اساس، گفته شده ساحت اسلام از [[استبداد]] به دور است<ref>کواکبی، طبایع الاستبداد یا سرشت‌های خودکامگی، ۱۰۱.</ref>.


از آن‌جا که با مشورت و نظرخواهی، آگاهی‌های [[انسان]] بیشتر می‌شود و زوایا و ابعاد مختلف موضوع برای او روشن خواهد شد، به‌طور طبیعی تصمیم‌هایی که بعد از مشورت اتخاذ می‌شود، معقول‌تر و درست‌تر خواهد بود<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 700.</ref>.
در منابع اسلامی [[روایات]] فراوانی دربارۀ اهمیت و [[ارزش]] مشورت در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] مسلمانان آمده‌ است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۷۲/۹۷–۱۰۵.</ref>. در برخی از این روایات آمده است مشورت عین [[هدایت]] است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۷۲/۱۰۴.</ref> و [[انسان]] [[عاقل]] از مشورت بی‌نیاز نیست<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۴۴۱.</ref> یا مشورت یکی از اسباب [[حیات]] [[جامعه]] و ترک مشورت یکی از اسباب [[مرگ]] جامعه معرفی شده است<ref>ترمذی، سنن الترمذی، ۳/۳۶۱؛ ابن‌شعبه، تحف العقول، ۳۶؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۴/۱۳۹.</ref>.<ref>[[اسماعیل اسماعیلی|اسماعیلی، اسماعیل]]، [[مشورت (مقاله)|مقاله «مشورت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۳۲۲–۳۲۹.</ref>
 
== صفات و ویژگی‌های [[مشاوران]] ==
در منابع و متون [[اسلامی]]، به‌ویژه گزاره‌های [[علوی]]، ویژگی‌ها و خصوصیات زیادی، به‌عنوان شرایط طرف مشورت مطرح شده است؛ از جمله؛
# '''خداترس بودن''': در مورد کسی که باید با او مشورت شود، داشتن این ویژگی مهم، لازم و ضروری است. حضرت [[امام صادق]] {{ع}} از [[امیرمؤمنان]] [[حضرت علی]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: در کارهای خویش با کسانی مشورت کن که از [[خدا]] می‌ترسند، تا به راه درست و راست رهنمون شوی.
# '''[[خردمند]] بودن''': [[امام]] {{ع}} در موارد مختلفی سفارش کرده‌اند که با انسان‌های [[عاقل]] و خردمند مشورت شود، زیرا مشورت با اهل [[خرد]] و [[صاحب]] [[اندیشه]]، راه صواب را می‌نمایاند و [[انسان]] را از [[لغزش]] و [[خطا]] و [[پشیمانی]] مصون می‌دارد و هر کس با صاحبان [[خرد]] مشورت کند، به راه راست و درست رهنمون می‌شود.
# '''بهره‌مندی از [[تجربه]]''': مشورت با اهل تجربه می‌تواند [[انسان]] را در توانمندی‌های آنان شریک کند و از خطاهای گذشتگان مصون دارد و به مسیر درست رهنمون شود. در کلمات امام علی{{ع}} به مشورت با اهل تجربه سفارش و تأکید شده است. از نظر ایشان [[بهترین]] مشاور کسی است که دارای تجربه باشد و به‌همین [[دلیل]] رأی افراد سال‌خورده و مجرب بر دیگران ارجح است. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: [[اندیشه]] پیر نزد من دوست‌داشتنی‌تر از سرعت عمل [[جوان]] است<ref>{{متن حدیث|رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۸۶.</ref>.
# '''[[بخیل]] نبودن''': در نظر [[امام علی]] {{ع}} مشاور نباید [[بخیل]] باشد. از این‌رو به [[مالک اشتر]] توصیه می‌کنند: افراد [[بخیل]] را در مشورت خود دخالت مده، زیرا تو را از [[احسان]] منصرف می‌کنند و از [[تهی‌دستی]] و [[فقر]] می‌ترسانند<ref>{{متن حدیث|وَلاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِکَ بَخِيلاً يَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ يَعِدُکَ الْفَقْرَ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
# '''[[شجاعت]]''': [[امام]] {{ع}} در [[عهدنامه مالک اشتر]] می‌فرماید: و نیز با افراد ترسو مشورت مکن، زیرا در [[کارها]] روحیه‌ات را تضعیف می‌کنند<ref>{{متن حدیث|وَلاَ جَبَاناً يُضْعِفُکَ عَنِ الاُمُورِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
# '''حریص نبودن''': در منظر [[امام علی]] {{ع}} مشاور نباید حریص باشد. آن حضرت در ادامه ناممه به [[مالک اشتر]] می‌فرماید: هم‌چنین حریص را به مشورت مگیر، که [[حرص]] را با [[ستمگری]] در نظرت زینت می‌دهد<ref>{{متن حدیث|وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
# '''[[راست‌گویی]]''': مشاور باید دارای خصلت [[راست‌گویی]] باشد. [[امام]] در یکی از سفارش‌های می‌فرماید: با فرد [[دروغ‌گو]] مشورت نکن، زیرا او مانند سراب است و دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را در نظر تو دور می‌نمایاند<ref>{{متن حدیث|وَ إِیَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَاب ِیُقَرِّبُ عَلَیْكَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْكَ الْقَرِیبَ}}؛ غررالحکم، ۱ / ۵۹۰.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۷۰۲-۷۰۳؛ [[اسماعیل اسماعیلی|اسماعیلی، اسماعیل]]، [[مشورت (مقاله)|مقاله «مشورت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۳۲۲–۳۲۹.</ref>


== آثار و فواید مشورت ==
== آثار و فواید مشورت ==
مشورت کردن و استفاده از نظرها و دیدگاه‌های دیگران، پیامدهای مثبت و فواید بسیار دارد. آثار و [[برکات]] فراوانی که از مشورت کردن نصیب [[انسان‌ها]] می‌شود، هرگز از [[تفکر]] فردی و امکانات و منابع فراوان مادی به‌دست نمی‌آید. برخی فواید مشورت عبارت‌اند از:
مشورت کردن و استفاده از نظرها و دیدگاه‌های دیگران، پیامدهای مثبت و فواید بسیار دارد. آثار و [[برکات]] فراوانی که از مشورت کردن نصیب [[انسان‌ها]] می‌شود، هرگز از [[تفکر]] فردی و امکانات و منابع فراوان مادی به‌دست نمی‌آید. برخی فواید مشورت عبارت‌اند از:
# '''بهره‌برداری از افکار دیگران''': یکی از فواید و پیامدهای مشورت، بهره‌برداری و استفاده از افکار و اندیشه‌های دیگران است. مشورت به [[انسان]] کمک می‌کند تا افکار و آرای دیگران، به‌ویژه صاحب‌نظران و متخصصان را به [[یاری]] طلبد و با قرار دادن افکار و اندیشه‌های آنان در کنار [[فکر]] و نظر خود، بر [[قدرت]]، وسعت و عمق [[اندیشه]] و [[بینش]] خود بیفزاید و از درخشش افکار و اندیشه‌های دیگران بهره‌مند شود. در منظر [[امام علی]] {{ع}} مشورت با صاحبان [[عقل]] و [[خرد]] موجب بهره‌مندی از درخشش افکار آنان می‌شود.
# '''بهره‌برداری از افکار دیگران''': یکی از فواید و پیامدهای مشورت، بهره‌برداری و استفاده از افکار و اندیشه‌های دیگران است. مشورت به [[انسان]] کمک می‌کند تا افکار و آرای دیگران، به‌ویژه صاحب‌نظران و متخصصان را به [[یاری]] طلبد و با قرار دادن افکار و اندیشه‌های آنان در کنار [[فکر]] و نظر خود، بر [[قدرت]]، وسعت و عمق [[اندیشه]] و [[بینش]] خود بیفزاید و از درخشش افکار و اندیشه‌های دیگران بهره‌مند شود. در منظر [[امام علی]] {{ع}} مشورت با صاحبان [[عقل]] و [[خرد]] موجب بهره‌مندی از درخشش افکار آنان می‌شود.
# '''پیش‌گیری از اضمحلال گروه و سازمان‌های [[اجتماعی]]''': یکی از [[دلایل]] اهمیت و حساسیت تصمیم‌گیری این است که یک تصمیم ممکن است [[هلاکت]] فرد یا [[فروپاشی]] و نابودی یک مجموعه و سازمان را به دنبال داشته باشد. پس مشورت کردن می‌تواند فردی را از [[تباهی]] و [[هلاکت]] [[نجات]] دهد و از [[فروپاشی]] و نابودی سازمانی جلوگیری کند. از نتایج مشورت کردن این است که تصمیم‌ها اصولی و پخته می‌شود. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: آن‌کس که مشورت کند، [[گمراه]] نمی‌شود<ref>{{متن حدیث|ما ضلّ من استشار}}؛ غررالحکم، ۲ / ۶۷</ref>.
# '''پیش‌گیری از اضمحلال گروه و سازمان‌های [[اجتماعی]]''': یکی از [[دلایل]] اهمیت و حساسیت تصمیم‌گیری این است که یک تصمیم ممکن است هلاکت فرد یا فروپاشی و نابودی یک مجموعه و سازمان را به دنبال داشته باشد. پس مشورت کردن می‌تواند فردی را از [[تباهی]] و هلاکت [[نجات]] دهد و از فروپاشی و نابودی سازمانی جلوگیری کند. از نتایج مشورت کردن این است که تصمیم‌ها اصولی و پخته می‌شود. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: آن‌کس که مشورت کند، [[گمراه]] نمی‌شود<ref>{{متن حدیث|ما ضلّ من استشار}}؛ غررالحکم، ۲ / ۶۷.</ref>.
# '''شناسایی خطاها''': مشورت موجب شناسایی خطاها و [[اشتباهات]] می‌شود. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: کسی که از نظرها و آرای گوناگون استقبال کند، موارد [[خطا]] و اشتباه را می‌شناسد<ref>{{متن حدیث|مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ، عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ}}؛ نهج البلاغه حکمت: ۱۷۳.</ref>.
# '''شناسایی خطاها''': مشورت موجب شناسایی خطاها و اشتباهات می‌شود. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: کسی که از نظرها و آرای گوناگون استقبال کند، موارد [[خطا]] و اشتباه را می‌شناسد<ref>{{متن حدیث|مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ، عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ}}؛ نهج البلاغه حکمت: ۱۷۳.</ref>.
# '''دست‌یابی به راهکار مناسب''': مشورت سبب اتخاذ تصمیم معقول و مناسب و [[انتخاب]] راه درست می‌شود. [[امام علی]] {{ع}} ضمن توصیه به مشاوره و استفاده از نقطه‌نظرهای دیگران، به این فایده مشورت نیز اشاره می‌کند: نظرها و [[اندیشه‌ها]] را با یکدیگر برخورد دهید تا درستی و [[حقیقت]] از آن میان متولد شود. مشورت، آن‌گاه که با افراد خردمند، صاحب‌نظر و متخصص صورت گیرد، می‌تواند فرد یا سازمان را به‌سوی دست‌یابی به راه‌های مطلوب و صحیح رهنمون سازد. [[امام علی]] {{ع}} مشورت با صاحبان [[اندیشه]] و [[خرد]] را وسیله دست‌یابی به راه صحیح می‌داند.
# '''دست‌یابی به راهکار مناسب''': مشورت سبب اتخاذ تصمیم معقول و مناسب و [[انتخاب]] راه درست می‌شود. [[امام علی]] {{ع}} ضمن توصیه به مشاوره و استفاده از نقطه‌نظرهای دیگران، به این فایده مشورت نیز اشاره می‌کند: نظرها و [[اندیشه‌ها]] را با یکدیگر برخورد دهید تا درستی و [[حقیقت]] از آن میان متولد شود. مشورت، آن‌گاه که با افراد خردمند، صاحب‌نظر و متخصص صورت گیرد، می‌تواند فرد یا سازمان را به‌سوی دست‌یابی به راه‌های مطلوب و صحیح رهنمون سازد. [[امام علی]] {{ع}} مشورت با صاحبان [[اندیشه]] و [[خرد]] را وسیله دست‌یابی به راه صحیح می‌داند.
# '''پیش‌گیری از [[پشیمانی]]''': مشورت از [[ندامت]] و [[پشیمانی]] پیش‌گیری می‌کند. [[امام علی]] {{ع}} ضمن یادآوری این نکته مشورت نکردن را عامل [[پشیمانی]] ذکر می‌کند. در مقابل، اگر هنگام تصمیم‌گیری با افراد [[عاقل]] و صاحب‌نظر مشورت شود و تمام جوانب و زوایای مسئله مورد نظر، به‌دقت مورد بررسی قرار گیرد، معمولاً تصمیمی درست و معقول گرفته می‌شود و در نتیجه، [[ندامت]] و [[پشیمانی]] به دنبال نخواهد داشت. [[امام علی]] {{ع}} بر مشورت با افراد خردمند تأکید دارد و آن را عامل دوری از [[لغزش]] و [[پشیمانی]] می‌داند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 701-702.</ref>.
# '''پیش‌گیری از [[پشیمانی]]''': مشورت از [[ندامت]] و [[پشیمانی]] پیش‌گیری می‌کند. [[امام علی]] {{ع}} ضمن یادآوری این نکته مشورت نکردن را عامل [[پشیمانی]] ذکر می‌کند. در مقابل، اگر هنگام تصمیم‌گیری با افراد [[عاقل]] و صاحب‌نظر مشورت شود و تمام جوانب و زوایای مسئله مورد نظر، به‌دقت مورد بررسی قرار گیرد، معمولاً تصمیمی درست و معقول گرفته می‌شود و در نتیجه، [[ندامت]] و [[پشیمانی]] به دنبال نخواهد داشت. [[امام علی]] {{ع}} بر مشورت با افراد خردمند تأکید دارد و آن را عامل دوری از [[لغزش]] و [[پشیمانی]] می‌داند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۷۰۱-۷۰۲.</ref>.
 
== صفات و ویژگی‌های [[مشاوران]] ==
در منابع و متون [[اسلامی]]، به‌ویژه گزاره‌های [[علوی]]، ویژگی‌ها و خصوصیات زیادی، به‌عنوان شرایط طرف مشورت مطرح شده است؛ از جمله؛
# '''خداترس بودن''': در مورد کسی که باید با او مشورت شود، داشتن این ویژگی مهم، لازم و ضروری است. [[حضرت]] [[امام صادق]] {{ع}} از [[امیرمؤمنان]] [[حضرت علی]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: در کارهای خویش با کسانی مشورت کن که از [[خدا]] می‌ترسند، تا به راه درست و راست رهنمون شوی.
# '''[[خردمند]] بودن''': [[امام]] {{ع}} در موارد مختلفی سفارش کرده‌اند که با انسان‌های [[عاقل]] و خردمند مشورت شود، زیرا مشورت با اهل [[خرد]] و [[صاحب]] [[اندیشه]]، راه صواب را می‌نمایاند و [[انسان]] را از [[لغزش]] و [[خطا]] و [[پشیمانی]] مصون می‌دارد و هر کس با صاحبان [[خرد]] مشورت کند، به راه راست و درست رهنمون می‌شود.
# '''بهره‌مندی از [[تجربه]]''': مشورت با اهل تجربه می‌تواند [[انسان]] را در توانمندی‌های آنان شریک کند و از خطاهای گذشتگان مصون دارد و به مسیر درست رهنمون شود. در [[کلمات امام علی]] {{ع}} به مشورت با اهل تجربه سفارش و تأکید شده است. از نظر ایشان [[بهترین]] مشاور کسی است که دارای تجربه باشد و به‌همین [[دلیل]] [[رأی]] افراد [[سال‌خورده]] و مجرب بر دیگران ارجح است. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: [[اندیشه]] پیر نزد من دوست‌داشتنی‌تر از سرعت عمل [[جوان]] است<ref>{{متن حدیث|رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۸۶</ref>.
# '''[[بخیل]] نبودن''': در نظر [[امام علی]] {{ع}} مشاور نباید [[بخیل]] باشد. از این‌رو به [[مالک اشتر]] توصیه می‌کنند: افراد [[بخیل]] را در مشورت خود دخالت مده، زیرا تو را از [[احسان]] منصرف می‌کنند و از [[تهی‌دستی]] و [[فقر]] می‌ترسانند<ref>{{متن حدیث|وَلاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِکَ بَخِيلاً يَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ يَعِدُکَ الْفَقْرَ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>.
# '''[[شجاعت]]''': [[امام]] {{ع}} در [[عهدنامه مالک اشتر]] می‌فرماید: و نیز با افراد ترسو مشورت مکن، زیرا در [[کارها]] روحیه‌ات را تضعیف می‌کنند<ref>{{متن حدیث|وَلاَ جَبَاناً يُضْعِفُکَ عَنِ الاُمُورِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>.
# '''حریص نبودن''': در منظر [[امام علی]] {{ع}} مشاور نباید حریص باشد. آن [[حضرت]] در ادامه ناممه به [[مالک اشتر]] می‌فرماید: هم‌چنین حریص را به مشورت مگیر، که [[حرص]] را با [[ستمگری]] در نظرت زینت می‌دهد<ref>{{متن حدیث|وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
# '''[[راست‌گویی]]''': مشاور باید دارای [[خصلت]] [[راست‌گویی]] باشد. [[امام]] در یکی از سفارش‌های می‌فرماید: با فرد [[دروغ‌گو]] مشورت نکن، زیرا او مانند سراب است و دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را در نظر تو دور می‌نمایاند<ref>{{متن حدیث|وَ إِیَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَاب ِیُقَرِّبُ عَلَیْكَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْكَ الْقَرِیبَ}}؛ غررالحکم، ۱ / ۵۹۰</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 702-703.</ref>.
 
== تصمیم‌گیری مشورتی، راهکاری [[اسلامی]] و [[علوی]] ==
[[امام علی]] {{ع}} گرچه بر مشاوره تأکید دارد، اما در عین حال فرد را مختار در تصمیم می‌داند، چنان‌که به ابن‌عباس می‌فرماید: تو [[حق]] داری نظر مشورتی خود را به من بگویی و من روی آن می‌اندیشم. پس اگر برخلاف نظر تو تصمیم گرفتم باید از من [[اطاعت]] کنی<ref>{{متن حدیث|لَكَ أَنْ تُشِيرَ عَلَيَّ وَ أَرَى، فَإِنْ عَصَيْتُكَ فَأَطِعْنِي}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۳۲۱</ref>. از این سخن حضرت می‌توان نوع دیگری از تصمیم‌گیری را [[استنباط]] کرد و آن این‌که فرد در مسائل با دیگران مشورت می‌کند و از آنان نظر می‌خواهد، اما پس از جمع‌آوری نظرات، تصمیم‌گیری نهایی با خود اوست. این شیوه تصمیم‌گیری را می‌توان "تصمیم‌گیری مشورتی" نامید<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۷۰۳.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۶۳: خط ۶۰:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100410.jpg|22px]] [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶''']]
# [[پرونده:1100410.jpg|22px]] [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶''']]
# [[پرونده:IM009912.jpg|22px]] [[اسماعیل اسماعیلی|اسماعیلی، اسماعیل]]، [[مشورت (مقاله)|مقاله «مشورت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۹''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش