بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[شرک]]، نقطه مقابل [[توحید]] است. کلمه | [[شرک]]، نقطه مقابل [[توحید]] است. کلمه شرک، از مشارکت است. آیا معنای شرکت این است که لزوماً [[انسان]] غیر [[خدا]] را با خدا [[شریک]] بکند، یعنی در آن واحد دو [[معبود]] داشته باشد؟ و اگر احیاناً انسان به کلی خدا را نپرستد و تنها موجودی غیر خدا را [[پرستش]] کند، دیگر [[مشرک]] نیست؟ | ||
در اصطلاح [[قرآن]]، تنها معنای [[ | در اصطلاح [[قرآن]]، تنها معنای شرک، [[ثنویت]] در [[اعتقاد]] نیست، بلکه معنای شرک، به جای خدا غیر خدا را نهادن است؛ چون در [[منطق قرآن]] همه موجودات خدا را پرستش میکنند. حال اگر کسی غیر خدا را به جای خدا نهاد، در [[عبودیت]] برای خدا شریک قائل شده است. گرچه خود او غیر از آن معبود[[باطل]] چیز دیگری را نپرستد. | ||
اعتقاد به [[قدرت]] مافوق [[قوانین]] عادی طبیعت برای یک موجود، اعم از [[فرشته]] یا انسان (مثلاً [[پیغمبر]] یا [[امام]])، [[شرک]] است؛ اما اعتقاد به قدرت و تأثیر در حد معمول و متعارف شرک نیست. | |||
همچنین | همچنین اعتقاد به قدرت و تأثیرِ انسان از دنیارفته نیز شرک است. پس، اعتقاد به [[درک]] داشتن مرده و [[سلام کردن]] به او و [[تعظیم]] کردن و [[احترام کردن]] او و خواندن و ندا کردن او و درخواست از او شرک است؛ زیرا مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراءالطبیعی برای غیر خداست. همچنین اعتقاد به تأثیرات مرموز و نشناخته برای اشیا، اعتقاد به تأثیر داشتن خاک بخصوص در شفای [[بیماری]] و یا تأثیر داشتن مکان مخصوص برای [[استجابت دعا]] شرک است؛ زیرا مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراءالطبیعی در یک شیء است. | ||
هستی به دو بخش تقسیم میشود: | هستی به دو بخش تقسیم میشود: طبیعت و [[ماورای طبیعت]]. ماورای طبیعت، قلمرو اختصاصی [[خداوند]] است و طبیعت قلمرو اختصاصی مخلوق او و یا قلمرو مشترک خدا و [[مخلوقات]] است. یک سلسله کارها جنبه ماوراءالطبیعی دارد، از قبیل [[احیا]] ([[زنده کردن]]) و [[اماته]] ([[میراندن]])، [[روزی دادن]] و امثال اینها و باقی، کارهای عادی و معمولی است. کارهای فوق معمولی قلمرو اختصاصی خداست و باقی، قلمرو [[مخلوقات]] او. این از جنبه [[توحید نظری]]. | ||
اما از جنبه [[توحید عملی]]: هر نوع توجه [[معنوی]] به غیر [[خداوند]] به نحوی که توجهکننده بخواهد نوعی [[رابطه قلبی]] و | اما از جنبه [[توحید عملی]]: هر نوع توجه [[معنوی]] به غیر [[خداوند]] به نحوی که توجهکننده بخواهد نوعی [[رابطه قلبی]] و معنوی میان خود و طرف مقابل برقرار کند و او را بخواند و متوجه خود سازد، به او [[توسل]] جوید و از او [[اجابت]] بخواهد؛ همه اینها [[شرک]] و [[پرستش]] غیر خداست؛ چون [[عبادت]] جز اینها چیزی نیست و [[عبادت غیر خدا]] به [[حکم عقل]] و [[ضرورت]] [[شرع]] جایز نیست و مستلزم خروج از [[اسلام]] است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[[[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]] (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات [[علم]] [[کلام]]]]، ص۱۲۵.</ref>. | ||
== مراتب و درجات | == مراتب و درجات شرک == | ||
# '''[[شرک]] | # '''[[شرک ذاتی]]:''' [[اعتقاد]] به چند مبدئی، "شرک ذاتی" است و نقطه مقابل "[[توحید ذاتی]]" است. [[قرآن]] آنجا که [[اقامه برهان]] میکند ([[برهان تمانع]]) و میگوید: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۲.</ref>. در برابر این گروه اقامه برهان میکنند. این گونه اعتقاد سبب خروج از چرگه [[اهل]] [[توحید]] و خروج از حوزه اسلام است. اسلام شرک ذاتی را در هر شکل و هر صورت به کلی طرد میکند. شرک ذاتی، مانند بعضی که به [[ثنویت]] یا [[تثلیث]] یا چند اصل قدیم [[ازلی]] مستقل از یکدیگر قائل بودهاند، [[جهان]] را چند پایه و چند قطبی و چند کانونی میدانستهاند. | ||
# '''[[شرک]] | # '''[[شرک صفاتی]]:''' شرک صفاتی، یعنی عدم [[وحدت]] صفات با ذاتی. به علت دقیق بودن مسئله شرک صفاتی، این مسئله در میان [[عامه]] [[مردم]] هرگز مطرح نمیشود. برخی [[اندیشمندان]] که در این گونه مسائل میاندیشند، اما صلاحیت و [[تعمق]] کافی ندارند به [[شرک در صفات]] [[مبتلا]] میشوند. [[اشاعره]] از [[متکلمین اسلامی]] دچار این نوع شرک شدهاند. این نوع شرک، [[شرک خفی]] است و موجب خروج از حوزه اسلام نیست. | ||
# '''[[شرک | # '''[[شرک در خالقیت]]:''' یعنی برخی [[مخلوقات]] [[خدا]] را با او در [[خالقیت]] [[شریک]] دانستن. مثلاً اگر گفته شود: [[خداوند]] [[مسئول]] [[خلقت]] [[شرور]] نیست بلکه [[آفریده]] بعضی از مخلوقات است؛ [[شرک در خالقیت]] صورت گرفته است. این گونه [[شرک]] که شرک در خالقیت و فاعلیت است، نقطه مقابل [[توحید افعالی]] است. [[اسلام]] این گونه [[شرک]] را نیز غیر قابل گذشت میداند. البته [[شرک در خالقیت]] به نوبه خود دارای مراتبی است که بعضی از آن مراتب، [[شرک خفی]] است نه [[شرک جلی]]، و موجب خروج کلی از جرگه [[اهل]] [[توحید]] و حوزه [[اسلام]] نیست. | ||
# '''[[شرک | # '''[[شرک در پرستش]]:''' نقطه مقابل [[توحید در عبادت]] است. شرک در پرستش، [[شرک عملی]] و از نوع بودن و شدن [[دروغین]] است. برخی در مرحله [[پرستش]]، چوب یا سنگ یا فلز یا [[حیوان]] یا [[ستاره]] یا [[خورشید]] یا درخت یا دریا را میپرستیدهاند. این نوع از شرک فراوان بوده، هنوز هم در گوشه و کنار [[جهان]] یافت میشود<ref>مطهری، [[آشنایی با قرآن]]، ج۱ و ۲، ص۲۰۱ - ۲۰۰؛ همو، مقدمهای بر [[جهانبینی اسلامی]]، ج۲، ص۷۵ - ۷۴ و ۶۸ - ۶۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۶.</ref>. | ||
در [[باور]] | در [[باور]] [[بتپرستان]]، [[بت]] "تمثال "هایی از ارباب و خدایانند، نه اینکه خود این [[بتها]] [[خدا]] باشند. البته [[عوام]] آنها چهبسا میان بتها و ارباب فرق نگذاشته، خود بتها را پرستش کنند<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۳۵۶.</ref>. | ||
نقطه مقابل | نقطه مقابل شرک در پرستش، [[توحید عبادی]] است. به اصطلاح "توحید عبادی" [[رجوع]] شود<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۲۷.</ref>. | ||
== معناشناسی [[شرک]] == | == معناشناسی [[شرک]] == | ||