←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اقتصاد | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مفهومشناسی حصر و محاصره== حصر در اصل لغت عربی به قبض شکم و یبوست و همچنین محکم و سخت بستن چیزی از همه جوانب به طوری که هیچگونه راه خروجی نداشته باشد، گفته...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
سرانجام وضع [[مسلمانان]] و بنیهاشم به حدی رسید که بعضی از [[سران قریش]] را تحت تاثیر قرار داد و تصمیم گرفتند که [[عهدنامه]] را ملغی سازند. در همین [[زمان]]، [[پیامبر]] به [[علم الهی]]، [[ابوطالب]] را از خورده شدن [[پیمان]] [[مشرکین]] توسط موریانه [[آگاه]] کرد. این یکی از [[معجزات پیامبر]] بود؛ زیرا هیچ کس، در [[کعبه]] را نگشوده بود. | سرانجام وضع [[مسلمانان]] و بنیهاشم به حدی رسید که بعضی از [[سران قریش]] را تحت تاثیر قرار داد و تصمیم گرفتند که [[عهدنامه]] را ملغی سازند. در همین [[زمان]]، [[پیامبر]] به [[علم الهی]]، [[ابوطالب]] را از خورده شدن [[پیمان]] [[مشرکین]] توسط موریانه [[آگاه]] کرد. این یکی از [[معجزات پیامبر]] بود؛ زیرا هیچ کس، در [[کعبه]] را نگشوده بود. | ||
وقتی [[مشرکان]]، پیمان را بیرون آوردند، [[مشاهده]] کردند که موریانه تمام عهدنامه را به جز عنوان «بسمک اللهم» خورده است. مجموع این مسائل سبب شد که [[تعهد]] [[قریش]] از بین برود و بنیهاشم بار دیگر [[آزاد]] شدند. اندکی پس از بیرون آمدن از شعب دو تن از عزیزترین افراد پیامبر یعنی ابوطالب و [[خدیجه]] درگذشتند.<ref>نگاه کنید: سیره رسول خدا، ص۳۶۱، فروغ ابدیت، سبحانی، ج ۱، ص۳۵۳، به نقل از تاریخ طبری، ج ۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن]]</ref> | وقتی [[مشرکان]]، پیمان را بیرون آوردند، [[مشاهده]] کردند که موریانه تمام عهدنامه را به جز عنوان «بسمک اللهم» خورده است. مجموع این مسائل سبب شد که [[تعهد]] [[قریش]] از بین برود و بنیهاشم بار دیگر [[آزاد]] شدند. اندکی پس از بیرون آمدن از شعب دو تن از عزیزترین افراد پیامبر یعنی ابوطالب و [[خدیجه]] درگذشتند.<ref>نگاه کنید: سیره رسول خدا، ص۳۶۱، فروغ ابدیت، سبحانی، ج ۱، ص۳۵۳، به نقل از تاریخ طبری، ج ۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن]]</ref> | ||
==[[اسراف]] و [[تبذیر]] در [[خدمت]] [[تحریم]]== | |||
هر [[اجتماعی]] با دو ستون اصلی، [[فرهنگ]] و [[اقتصاد]] سرپا میشود؛ زیرا از یک سو، فرهنگ، تأمینکننده [[آرامش روانی]]، اصول [[معنوی]]، [[مبانی فکری]] و [[فلسفی]] [[زندگی]] و از سوی دیگر، اقتصاد تأمینکننده [[آسایش]] [[بدنی]] و نیازهای [[زندگی مادی]] و [[دنیوی]] [[بشر]] است. | |||
از نظر [[قرآن]]، هر اجتماعی از امتهای [[انسانی]]، زمانی شکل میگیرد که تأمینکننده [[سعادت]] با دو عنصر [[آرامش]] و آسایش باشد. بنابراین [[فلسفه زندگی]] چیزی جز سعادت نیست. از همین رو، هر اجتماعی سبکهایی از زندگی را [[انتخاب]] میکند که بتواند با بهرهگیری از آنها، سعادت را تأمین کند. | |||
بیگمان [[مال]] و اقتصاد، همچون ستون اصلی [[خیمه]] [[اجتماع]] عمل میکند. از اینرو [[مدیریت اقتصادی]] و [[حفظ]] و صیانت از [[اموال]] یک [[واجب شرعی]] است که [[کشف]] این [[وجوب شرعی]] از طریق [[عقل سلیم]] و نقل [[وحیانی]] امکانپذیر است. | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی]]، به سبب «قوام» بودن اقتصاد که اجتماع انسانی بر آن [[استوار]] است، هر گونه [[رفتار]] و کاری که «اقتصاد» و «مال» را نابود میکند و به نوعی موجب [[کفران نعمت]] میشود، به عنوان [[حرام]] ممنوع شده است. | |||
هر کسی در مال خویش مجاز است تا به گونهای [[تصرف]] کند که در راستای بهرهگیری درست و مفید از اقتصاد و مال و نیز حفظ و صیانت از آن باشد؛ زیرا [[شکر]] هر نعمتی، استفاده درست و مناسب از آن [[نعمت]] در راستای تأمین اهداف و [[حکمت آفرینش]] است. بنابراین، حتی اگر [[عاقل]] و بالغی از روی [[علم]] و عمد بخواهد در مال به گونهای تصرف کند که از مصادیق کفران نعمت باشد، از آن منع میشود و به عنوان حرام و [[گناه]] از آن بازداشته میشود. | |||
به عنوان نمونه، هرگونه اسراف و [[زیادهروی]] در مال از سوی عاقل عالم عامد حرام و گناه دانسته شده است؛ زیرا نوعی کفران نعمت، بلکه نابود کردن ستون اصلی اجتماع است که اجتماع بدان استوار است. [[خدا]] در قرآن بصراحت میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تُسْرِفُوٓا۟ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُسْرِفِينَ}}<ref>«اسراف مکنید؛ زیرا خدا مسرفان را دوست نمیدارد» سوره انعام، آیه ۱۴۱.</ref> | |||
همچنین در جایی دیگر میفرماید: ای [[فرزندان آدم]]! [[زینت]] خود را به هنگام رفتن به [[مسجد]]، با خود بردارید! و<ref>از نعمتهای الهی</ref> بخورید و بیاشامید، ولی [[اسراف]] نکنید که [[خداوند]] [[مسرفان]] را [[دوست]] نمیدارد!<ref>اعراف، آیه ۳۱</ref> | |||
پس اگر [[خوردن و آشامیدن]] به معنای [[تصرف]] [[مباح]] در [[اموال]] خویش، مجاز دانسته شده است، این نباید همراه با اسراف و [[زیادهروی]] در خوردن و [[نوشیدن]] باشد. | |||
از آنجا که [[دشمنان]] [[امت اسلام]]، تلاش میکنند تا به بنیادهای [[امت]] یعنی «[[فرهنگ]]» و «[[اقتصاد]]» ضربه بزنند، [[تهاجم]] همه جانبهای را علیه این و ستونهای اصلی آغاز کردهاند. اینگونه است که «[[تهاجم فرهنگی]]» و «تحریم اقتصادی» در دستور کار [[دشمنان اسلام]] که از [[ظالمان]] و [[مستکبران]] [[جهانی]] هستند، قرار گرفته است. | |||
براساس [[تعالیم قرآن]]، گروههایی از اقشار امت از جمله «[[منافقان]]» و «[[سست ایمان]] ها» در راستای [[خدمترسانی]] به [[شیاطین]] استکباری قرار میگیرند و با [[اعمال]] و رفتارهای مخرب گوناگون به قوامبخشهای [[اجتماع]] و امت اسلام از فرهنگ و اقتصاد ضربه میزنند. از جمله فعالیتهای مخرب آنان، میتوان به [[شایعهسازی]] و [[شایعهپراکنی]] برای [[تضعیف]] [[روحیه]] و روان [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] اشاره کرد که موجب شود تا لرزههای [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و [[امنیتی]] در اجتماع بیفتد.<ref>احزاب، آیه ۶۰</ref> | |||
همچنین ممکن است برخی از مسلمانان خواسته و ناخواسته در [[خدمت]] اهداف [[دشمن]] قرار گیرند و با «[[مصرفگرایی]]»، «[[تجملگرایی]]»، «اسراف و زیادهروی در [[مصرف]]» آسیبهای جدی به ستون اقتصادی اجتماع وارد سازند. [[خدا]] به مؤمنان این هشدار را میدهد که این کارها از جمله عوامل تقربزدا است؛ زیرا [[مسلمانی]] که خواهان [[محبت الهی]] و محبوب شدن است، با چنین [[رفتاری]] اگر چه [[بغض]] [[الهی]] را برای خود نمیخرد، ولی محبت الهی را نیز نصیب خود نخواهد ساخت.<ref>انعام، آیه ۱۴۱؛ اعرف، آیه ۳۱</ref> | |||
از نظر [[قرآن]]، بدتر از مسرفان کسانی هستند که [[تبذیر]] میکنند؛ تبذیر به معنای ریخت و پاش است؛ پس کسی که تبذیر میکند، در خوردن و آشامیدن زیادهروی و اسراف نمیکند، بلکه خوراکیها و نوشیدنیها را دور میریزد، بیآنکه خود یا دیگران بتوانند از آن استفاده کنند. | |||
[[خدا]] در [[قرآن]]، با [[تهدید]] نسبت به مبذران، آنان را «اخوان الشیاطین» معرفی میکند و میفرماید: به [[راستی]] که مبذران، [[برادران]] [[شیطانها]] هستند؛ و [[شیطان]] همواره نسبت به پروردگارش [[ناسپاس]] بوده است.<ref>اسراء، آیه ۲۷</ref> | |||
بر اساس [[آموزههای قرآن]]، [[مسلمانان]] نسبت به هم [[برادر دینی]] هستند: انما المؤمنون اخوهًْ.<ref>حجرات، آیه ۱۰</ref> از آثار این [[برادری]] این است که نسبت به هم «[[ایثار]]»<ref>حشر، آیات ۸ و ۹</ref> دارند و با [[احسان]] و [[اکرام]] با هم [[رفتار]] میکنند و [[همکاری]] دارند.<ref>مائده، آیه ۲</ref> همین حالت در میان «اخوان الشیاطین» است؛ یعنی آنان برای تحقق اهداف شیطان تلاش میکنند و در [[خدمت]] آن هستند. از همین رو «[[تعاون]] بر [[اثم]] و [[عدوان]]»<ref>مائده، آیه ۲</ref> دارند و هر آن چه که [[رهبری]] و [[نظام اسلامی]] دستور میدهد، برخلاف آن عمل میکنند و [[معصیت]] و [[عصیان]] نسبت به دستورهای [[رهبر دینی]] [[جامعه]] را در دستور کار قرار میدهند.<ref>ممتحنه، آیه ۸</ref> | |||
کسانی در [[امت اسلام]] به عنوان ایادی شیطان و [[مستکبران]] [[جهانی]] عمل میکنند که از مهمترین آنها میتوان به [[مسرفان]] و مبذران اشاره کرد که قوام [[اجتماع]] و [[مردم]] را با رفتارهای نادرست [[اقتصادی]] به خطر میاندازند و در [[حقیقت]] در خدمت اهداف [[دشمن]] از جمله تاثیرگذاری تحریمهای اقتصادی هستند. از همین رو تبذیرکنندگان را به عنوان «اخوان الشیاطین» معرفی میکنند تا مردم با [[شناخت]] این دسته از دوستنمایان همراه و همکار و همگام با دشمن، نسبت به آنان واکنش طردی و منفی داشته باشند و به [[مبارزه]] با عوامل و [[ایادی دشمن]] در داخل [[امت]] بپردازند. | |||
[[احزاب]] و [[اولیای شیطان]] در خدمت تحریم اقتصادی | |||
خدا در قرآن به [[سست]] [[ایمانها]] هشدار میدهد که نمیتوانند خود را جزو «[[حزبالله]]» بدانند، در حالی که به جای [[دشمنی با دشمنان خدا]] و [[رسول]] و امت، با [[مودت]] و [[دوستی]]، دلبسته آنان هستند؛ زیرا کسی که از امت [[حزبالله]] است، به جای [[مودت]] نسبت با [[دشمنان]] [[امت]]، آنان را [[دشمن]] میدارند. بنابراین، هرگونه رابطه [[مودت]] میان [[امت اسلام]] با [[دشمنان اسلام]] و [[نظام اسلامی]]، به معنای خروج از [[امت]] [[حزبالله]] و دخول به حزبالشیطان است.<ref>مجادله، آیه ۲۲</ref> | |||
«حزبالله» کسی است که در همه امور از جمله مسائل [[اقتصادی]] بر اساس [[آموزههای قرآن]] و فرمانهای [[رهبری]] امت عمل میکند<ref>مجادله، آیه ۲۲</ref>؛ اما کسانی که برخلاف این اصول [[رفتار]] و عمل میکنند، از حزبالله به حزبالشیطان درآمدهاند. | |||
[[خدا]] به امت اسلام هشدار میدهد که [[حزب شیطان]] و اولیای او، [[دشمن]] امت هستند و نباید [[گمان]] کرد که این «توهم» است، بلکه واقعیتی است آشکار که هیچ شکی و ریبی در آن نیست؛ بنابراین، میبایست با مبذران و [[مسرفان]] به عنوان اخوان الشیاطین دشمن روبهرو شود و به سخنان و [[اعمال]] آنان به عنوان رفتار دشمنانه نگریست و واکنش نشان داد.<ref>فاطر، آیه ۶</ref> | |||
از آنجا که مسرفان و مبذران در حوزه اقتصادی، خدا و [[فرمانهای الهی]] را فراموش کردهاند، از امت اسلام و حزبالله بیرون رفته و جزو حزبالشیطان درمیآیند و اینگونه [[اهل]] [[خسران]] میشوند.<ref>مجادله، آیه ۱۹</ref> | |||
برخی از این [[دوستان]]، [[برادران]]، [[اولیاء]] و [[احزاب]] [[شیطان]]، در [[خدمت]] شیطان به [[شایعهسازی]] میپردازند و تلاش میکنند تا تحریمهای اقتصادی [[دشمنان]] را به گونهای نشان دهند که [[مردم]] دلسرد شده و [[امید]] خود را از دست دهند و گمان کنند که میمیرند.<ref>توبه، آیه ۲۸</ref> در حالی که همین تحریمها میتواند [[عامل رشد]] و [[پیشرفت]] امت باشد؛ زیرا وقتی امت تحت ولایتالله است، از [[امدادهای غیبی]] [[الهی]] بهرهمند میشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[برادران شیطان و تحریم اقتصادی (مقاله)|برادران شیطان و تحریم اقتصادی]]</ref> | |||
==تاثیرگذاری علل و اسباب با [[اذن خداوند]]== | |||
از نظر [[قرآن]]، اسباب و وسایل، امر مهمی در ساختار طبیعت [[دنیوی]] است؛ اما اینگونه نیست که اسباب، خود بخود بدون [[مشیت]] و [[حکمت الهی]] تاثیرگذار باشد؛ بلکه هر تاثیری اگر برای اسباب و وسایل است، بر اساس مشیت و [[حکمت]] و [[اذن الهی]] باید باشد. | |||
توضیح اینکه حکمت الهی این است که مثلا [[آتش]] بسوزاند و بر اساس همین حکمت و [[فلسفه]]، خدا مشیت کرده تا آتش بسوزاند و چنین اثری را برای آن قرار داده است. اینگونه است که [[سنت]] و [[قانون]] [[تکوینی]] [[الهی]]، سوخت برای [[آتش]] یا چربی برای روغن است؛ اما این بدن معنا نیست که [[قانون]] و [[سنت الهی]] بر خود [[خدا]] [[حاکم]] شود و دیگر به مانند یک [[ساعت]] خودکار عمل کند و خدا نتواند هیچ تصرفی در آن داشته باشد، بلکه اگر [[حکمت]] و [[مشیت]] و سنت الهی بر این قرار گرفته که آتش بسوزاند، این زمانی خواهد بود که همراه با [[اذن الهی]] باشد. بنابراین، خدا به عنوان حاکم بر [[قوانین]] و [[سنتها]]، میتواند جلوی تاثیر آتش را بگیرد و [[اجازه]] [[سوزاندن]] ندهد؛ چنانکه درباره [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} چنین کرد و اجازه نداد که آتش او را بسوزاند.<ref>انبیاء، آیه ۶۹</ref> | |||
از همین رو در [[کلام اسلامی]] سخن از «یحب عنه» به جای «یحب علیه» است؛ یعنی هیچ قانونی بر خدا حاکم نمیشود، بلکه باید گفت مثلا از خدا [[ظلم]] صادر نمیشود. | |||
با توجه به آنچه بیان شد، باید دانست که اسباب و وسایل تا جایی [[کارایی]] دارد که اذن الهی مبتنی بر حکمت و [[مشیت الهی]] با آن همراه باشد؛ اما وقتی خدا [[اراده]] کند میتواند جلوی تاثیر اسباب و وسایل را بگیرد؛ چنانکه در آتش برای ابراهیم این کار را کرد<ref>انبیاء، آیه ۶۹</ref> یا در تاثیر [[سحر]] باید این [[اذن]] باشد تا سحر تاثیرگذار باشد.<ref>بقره، آیه ۱۰۲</ref> | |||
بر همین اساس، [[امام سجاد]]{{ع}} درباره تاثیر اسباب، به [[حکمت الهی]] اشاره میدهد و میفرماید: یا من لاتبدل حکمته الوسایل؛ ای خدایی که حکمتش را وسایل و اسباب تبدیل نمیدهد.<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۱۳</ref> | |||
پس زمانی اسباب و وسایل از جمله [[دعا]] و [[دارو]] تاثیرگذار خواهد بود که برخلاف حکمت الهی نباشد؛ اگر حکمت الهی بر [[مرگ]] شخصی باشد، دعا و [[درمان]] تاثیر | |||
نخواهد گذاشت. به سخن دیگر، اثر برای اسباب را خدا گذاشته است و همان خدا میتواند اثر و تاثیر اسباب و وسایل را بردارد. بنابراین، نمیتوان تنها به [[امید]] اسباب عمل و [[رفتار]] کرد و از خدایی که اثر را برای اسباب میگذارد [[غافل]] شد. این نکته در داستانی که ممکن است [[روایت]] نباشد، به خوبی بیان شده است. میگویند: [[حضرت موسی]]{{ع}} [[دندان]] [[درد]] گرفت و به [[خدا]] [[شکایت]] کرد. | |||
[[حق تعالی]] به او دستور داد از فلان [[گیاه]] مثلا میخک استفاده کن! حضرت چنان کرد و دندانش خوب شد. بار دیگر دندان [[موسی]] [[درد]] گرفت و همان دوا را به کار برد، ولی [[دندان حضرت]] خوب نشد!!! او از [[خداوند]] سبب را پرسید؛ خطاب [[الهی]] آمد که دفعه قبل به [[امید]] ما رفتی اما این بار به امید [[گیاه]] رفتی و از ما [[غافل]] شدی. بنابراین، اگر برای تحریمهای [[اقتصادی]] [[دشمن]] به عنوان یکی از اسباب و وسایل تاثیری میتوان قایل شد تا زمانی است که [[حکمت الهی]] مقتضای تاثیری باشد؛ اما وقتی حکمت الهی به چیزی دیگر تعلق گیرد، اسباب و وسایل [[کارایی]] و تاثیر خود را از دست میدهد و [[امدادهای الهی]] به داد [[مردم]] میرسد؛ چنانکه در مسئله محاصره [[امت]] موسی{{ع}} چنین شد و [[فرعون]] این [[استکبار]] زمانه، نتوانست به اهداف خویش برسد.<ref>شعراء، آیات ۶۱ تا ۶۳</ref> | |||
از نظر [[قرآن]]، تحریمهای اقتصادی [[دشمنان]] برای [[امت اسلام]] که تحت ولایت [[الله]] قرار دارند تاثیری نخواهد گذاشت و [[خدا]] با [[امدادهای غیبی]] خویش تاثیر [[تحریم]] را از میان برمیدارد و از جایی که [[انسان]] [[گمان]] نمیکند او را [[یاری]] میرساند.<ref>توبه، آیه ۲۸؛ طلاق، آیات ۲ و ۳</ref> | |||
به هر حال، در هر جامعهای افرادی در [[خدمت]] اهداف دشمن آن [[اجتماع]] هستند که میبایست آنان را [[شناخت]] و با آنان و روشهایشان [[مبارزه]] کرد. بیگمان تجملگرایان، [[مسرفان]]، مبذران، تفاخرگرایان و مانند آنان که [[اقتصاد]] امت را نابود یا بد [[مدیریت]] میکنند، از جمله همین ایادی [[و]] [[برادران]] و [[اولیا]] و [[احزاب]] [[شیطان]] هستند. اینان به ظاهر جزو امت و در [[باطن]] جزو [[حزب شیطان]] و ایادی او هستند و باید با آنان مبارزه کرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[برادران شیطان و تحریم اقتصادی (مقاله)|برادران شیطان و تحریم اقتصادی]]</ref> | |||
==محاصرههای [[دشمنان]] علیه [[مسلمانان]]== | |||
در طول [[تاریخ]] [[مؤمنان]] همواره از سوی [[کافران]] و دشمنان گوناگون در «حصار» و «محاصره»های گوناگون بودند. به این معنا که دشمنان مؤمنان را به اشکال گوناگون تحت فشار میگذاشتند تا دست از [[ایمان]] بردارند و به جرگه کافران در آیند و [[نظام]] و [[سلطه]] [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]]، نظامی، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] آنان را بپذیرند و به تعبیری به [[دین]] نیاکان و آباء و اجدادشان برگردند؛ زیرا [[فلسفه]] و [[سبک زندگی]] که مؤمنان برگزیده بودند، با فلسفه و [[زندگی]] کافران در تضاد بود. | |||
فشارهایی که دشمنان در اشکال گوناگون بر [[پیامبران]] و مؤمنان وارد میکردند، به [[هدف]] بازگرداندن مؤمنان به دین نیاکان<ref>کهف، آیه ۲۰؛ اعراف، آیه ۸۸</ref> و جلوگیری ازستیز پیامبران با فلسفه و سبک زندگی کافران بود.<ref>مریم، آیه ۴۶</ref> | |||
بر اساس گزارشهای [[قرآنی]]، پیامبران و مؤمنان بارها از سوی دشمنان، به اشکال گوناگون [[تهدید]] میشدند تا دست از دین و [[آیین]] خویش بر دارند و آیین کافران [[ظالم]] و [[مستکبر]] را در پیش گیرند. تهدید به [[اخراج]] و آوارهسازی از [[وطن]] مالوف و [[خانه]] و کاشانه و سنگسار و [[قتل]]<ref>اعراف، آیه ۸۸</ref> جز برای این نبود که پیامبران و مؤمنان دست از آیین و [[اعتقاد]] خویش بردارند و [[تسلیم]] آیین دشمنان [[کافر]] شوند. | |||
از نظر [[قرآن]]، مؤمنان همواره در طول تاریخ علیه هر گونه فشار و تهدید و محاصره [[مقاومت]] کردند و چون تسلیم [[خدا]] بودند، تسلیم دشمنان نشدند. | |||
از آنجا که هدف محاصره دوره کردن شخص یا اشخاص در محدوده یا محلی است تا رابطه با دیگران یا خارج از محل قطع شود و شخص در تنگناهای گوناگون روانی، [[روحی]]، اقتصادی و مانند آنها قرار گیرد، دشمنان در طول تاریخ از همه انواع آن بهره گرفتهاند تا مقصود خویش را تحقق بخشند؛ اما به [[نصرت الهی]] و [[امدادهای غیبی]] این مؤمنان بودند که دین خویش را [[حفظ]] کرده و از کیان [[ملت]] و دین و [[دولت]] خود [[حمایت]] نمودند؛ چنانکه بر اساس گزارشهای [[قرآنی]]، [[فرعونیان]] [[کافر]] علیه [[موسی]]{{ع}} و قومش انواع محاصرهها را به کار گرفتند تا آنان را [[تسلیم]] [[آیین]] خویش کنند؛ اما [[مؤمنان]] زیر بار [[تهدید]] و فشارهای گوناگون از جمله محاصره نظامی نرفتند و تسلیم نشدند. | |||
بر اساس گزارش [[قرآن]]، در آخرین تلاش مذبوحانه که [[فرعونیان]] علیه مؤمنان داشتند، محاصره آنان در کنار دریا بود که مؤمنان راه [[فرار]] نداشتند. شدت محاصره و [[عظمت]] خطر تا جایی بود که بسیاری از آنان از [[ترس]] [[هلاکت]] و اسارت و [[تغییر]] آیین، به [[حضرت موسی]]{{ع}} عرضه داشتند که دیگر کار ما تمام شده است؛ زیرا [[دشمن]] ما را به محاصره خویش در آورده است؛ اما حضرت موسی{{ع}} با [[عنایت]] به [[آموزههای الهی]] فرمودند: {{متن قرآن|قالَ كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ}}؛ هرگز چنین نیست، پروردگارم با من است و مرا [[هدایت]] میکند. اینگونه است که [[امدادهای غیبی]] از راه میرسد و به [[فرمان الهی]] دریا شکافته و راهگریز برای مؤمنان پیدا میشود، در حالی که [[فرعون]] و فرعونیان در میانه دریا گرفتار و [[غرق]] میشوند.<ref>شعراء، آیات ۶۱ تا ۶۶</ref> | |||
همچنین بر طبق گزارشهای [[قرآنی]]، [[پیامبران]] زیادی در شرایط سخت فشارها و [[تهدیدها]] و محاصرههای گوناگون قرار گرفتند، ولی به [[نصرت الهی]] از همه آنها رسته و سربلند و [[پیروز]] شدند، درحالی که [[دشمنان]] آنان [[خوار]] و هلاک گشتند.<ref>اعراف، آیه ۸۸؛ هود، آیات ۹۱ تا ۹۵؛ یس، آیات ۱۸ تا ۲۹</ref> | |||
بنابراین، بر مؤمنان است تا علیه همه انواع تهدیدها و محاصرهها با تسلیم در برابر [[خدا]] و [[توکل]] و [[امید]] به [[نصرت]]، [[مقاومت]] کرده و تابع آیین و [[دین]] [[کافران]] نشوند که بر اساس [[هواهای نفسانی]] و بر خلاف [[عقلانیت]] [[فطری]] و دین و [[شریعت الهی]] است؛ زیرا هر گونه گرایشی به آنان موجب خروج از [[ولایت الهی]] و عدم نصرت الهی<ref>بقره، آیه ۱۲۰</ref> و عدم [[رستگاری]] [[ابدی]] خواهد بود.<ref>کهف، آیه ۲۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن (مقاله)|عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن]]</ref> | |||
==عوامل [[شکست]] محاصرهها== | |||
[[جنگ]] [[حق و باطل]] همواره تا [[پیروزی حق]] علیه [[باطل]] ادامه خواهد داشت. این جنگ در نهایت با [[پیروزی]] [[اهل حق]] از [[صالحان]] علیه [[کافران]] و [[ظالمان]] و [[مستکبران]] پایان مییابد و همه [[زمین]] در [[اختیار]] [[بندگان]] [[صالح]] و [[مؤمن]] [[خدا]] قرار میگیرد.<ref>انبیاء، آیه ۱۰۵</ref> | |||
البته [[مؤمنان]] نیز ممکن است دچار شکستهای مقطعی شوند؛ چنانکه [[دشمنان]] نیز پیش از [[غلبه]] نهائی همواره در میانه [[شکست]] و [[پیروزی]] خوهند بود. پس تا [[پایان تاریخ]] که پیروزی نهائی و غلبه تمام از آن مؤمنان [[صالح]] است، شکست و پیروزی دو طرف [[نزاع]] [[حق و باطل]] بارها تکرار خواهد شد؛ زیرا [[سنتهای الهی]] [[حاکم]] بر هستی، اینگونه رقم خورده که هر کسی زمانی [[پیروز]] میدان میشود که عناصر پیروزی را برای خود مهیا کرده باشد. به عنوان نمونه از نظر [[قرآن]]، فراهمآوری عُدّه و عِدّه یعنی نفرات و تجهیزات مناسب [[کارزار]]، لازمه پیروزی در میادین [[نبرد]] است؛ بلکه حتی میتواند این تجهیزات و نفرات به عنوان عامل بازدارنده نسبت به دشمنان شناخته شود. بنابراین، به منظور [[دفع دشمن]] با [[ترساندن]] و [[ارعاب]]، باید همه تجهیزات و نفرات مناسب رزم را بر اساس نیازها و مقتضیات زمانه به کار گرفت و در این امر کوتاهی نکرد؛ زیرا در صورت کاستن هزینههای [[دفاعی]] و عدم تخصیص [[بودجه]] مناسب، [[ضعف]] نظامی عاملی برای [[حمله]] [[دشمن]] خواهد بود.<ref>انفال، آیه ۶۰</ref> | |||
همچنین از نظر قرآن، وجود جریانهای [[نفاق]] و جاسوس<ref>توبه، آیه ۴۷</ref>، [[فتنه]] گران داخلی<ref>توبه، آیات ۴۷ و ۴۸</ref>، عدم [[اطاعت از رهبری]]<ref>انفال، آیه ۴۶</ref>، عدم [[انسجام]] و وجود [[تفرقه]]، عدم [[مقاومت]] و [[صبر]] و [[استقامت]] در میدان نبرد، [[عُجب]] به کثرت نفرات و تجهیزات<ref>توبه، آیه ۲۵</ref> و مانند آنها عاملی مهم در شکست است. بنابراین، فرقی ندارد که [[مسلمان]] باشند یا [[کافر]]، هنگامی که این امور در لشکری یافت شود، عامل شکست خواهد بود؛ چنانکه اضداد این امور عامل پیروزی است. | |||
البته مؤمنان از [[نصرت]] و [[ولایت الهی]] برخوردارند اما دشمنان کافر و [[ظالم]] و [[مستکبر]] فاقد این امور هستند. این در حالی است که دشمنان در محاسبات خویش نصرت و ولایت الهی و [[امدادهای غیبی]] [[الهی]] را مد نظر قرار نمیدهند و تنها به [[محاسبه]] تجهیزات و نفرات و دیگر عوامل ظاهری و مشهود [[پیروزی]] توجه دارند. اینگونه است که [[مؤمنان]] اگر واقعاً به عنصر [[امدادهای غیبی]] توجه داشته باشند، در هر شرایطی [[پیروز]] میدان میشوند حتی اگر از نظر تجهیزات و نفرات به پای [[دشمن]] نرسند. طبعا این به این معنا نیست که از تجهیزات و نفرات بهره نگیرند یا به عوامل ظاهری [[شکست]] پیش گفته توجه نداشته باشند، بلکه زمانی [[پیروزی]] رقم میخورد که در حد [[استطاعت]] تلاش کرده و بر [[ایمان]] و [[تسلیم]] نسبت به [[خدا]] باشند و [[صبر]] و [[استقامت]] ورزند و میدان را به هیچ وجه خالی نکنند؛ زیرا ورود به میدان باید با در نظر گرفتن یکی از دو [[حسنه]] باشد: [[شهادت]] و [[لقاء الله]] یا پیروزی در میدان [[نبرد]].<ref>توبه، آیه ۵۲</ref> | |||
در این شرایط است که [[نصرت الهی]] فرا میرسد و خدا با امدادهای خویش [[آرامش]] را به [[مؤمنان]] میبخشد<ref>توبه، آیات ۲۵ و ۲۶</ref> و قدرتشان را چند برابر میکند تا جایی که بیست نفر در برابر دویست نفر قرار میگیرند و [[پیروز]] میدان میشوند.<ref>انفال، آیه ۶۵</ref> | |||
بنابراین، مؤمنان نباید از محاصره و کمبود [[اقتصادی]] و مانند آنها بهراسند و میدان را به دشمن دهند یا بخواهند برای [[حل مشکلات]] اقتصادی خویش، با دشمن [[مذاکره]] تسلیم طلبانه داشته باشند؛ زیرا اگر استقامت ورزند و به خدا [[توکل]] کنند خدا ایشان را از نظر اقتصادی نیز [[یاری]] کرده و [[بینیاز]] از [[دشمنان]] میسازد<ref>توبه، آیه ۲۸</ref>؛ چنانکه با [[امدادهای غیبی]] دیگر از جمله توفان<ref>احزاب، آیه ۹</ref> و دیگر اسباب ظاهری چون [[باران]] و [[خواب]]<ref>انفال، آیه ۱۱</ref> و [[فرشتگان]]<ref>احزاب، آیه ۹</ref> نه تنها محاصره را برطرف میکند<ref>احزاب، آیه ۹</ref>، بلکه دشمنان را [[سرکوب]] کرده و با کوبیدن سرها و زدن گردنها و انگشتان، آنان را به [[هلاکت]] میافکند.<ref>انفال، آیات ۹ تا ۱۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن (مقاله)|عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن]]</ref> | |||
==[[تجربه]] [[محاصره]] [[مسلمانان]] در [[صدر اسلام]] == | |||
بر اساس گزارشهای [[قرآنی]]، [[دشمنان پیامبر]]{{صل}} و مؤمنان با [[بسیج]] [[احزاب]] از همه اطراف از [[مکه]] و غیر مکه، تلاش کردند تا [[پیامبر]]{{صل}} و مؤمنان را در [[مدینه]] به محاصره نظامی در آورند و ضمن قطع [[ارتباطات]] امدادرسانی و [[فعالیتهای اقتصادی]] یعنی محاصره همهجانبه حتی با کمک [[یهودیان]] [[مدینه]] و [[منافقان]] [[شهر]] از داخل، ضربات نهائی و کاری به [[اسلام]] و [[دولت]] و [[کیان اسلامی]] بزنند و [[مقاومت]] [[مؤمنان]] را در نطفه خفه کنند و [[اجازه]] گسترش [[نظام اسلامی]] را ندهند بلکه حتی [[دولت]] [[شهر]] [[اسلامی]] [[مدینه]] را نابود کرده و کار را یکسره کنند؛ اما [[خدا]] همه حیلههای [[دشمنان]] را به خودشان بازگرداند و نه تنها [[احزاب]] را نابود کرد، بلکه [[منافقان]] و [[یهودیان]] را [[سرکوب]] نمود تا دولت شهر اسلامی بتواند به گسترش خویش ادامه دهد. [[قرآن]] بیان میکند که [[مسلمانان]] در مدینه از همه جهات در محاصره قرار گرفته بودند<ref>احزاب، آیات ۹ تا ۱۱</ref>؛ دشمنان افزون بر [[ایجاد اتحاد]] ظاهری با همه گروهها و احزاب از [[یهود]] و [[مشرک]] و [[منافق]]، با بهرهگیری از [[تبلیغات]] [[رسانه]] و [[جاسوسها]] و جریان [[نفوذ]] داخلی در مدینه، تلاش کردند تا [[وحشت]] و [[اضطراب]] و [[تزلزل]] را در مسلمانان به ویژه [[سست]] [[ایمانها]] ایجاد کنند. که از نگاه قرآن این [[امتحان]] و ابتلای بزرگی برای مسلمانان بود. | |||
برخی از مسلمانان وقتی [[هجوم]] احزاب [[متحد]] به مدینه و محاصره فراگیر و همهجانبه را دیدند، نسبت به خدا [[بدگمان]] شدند و [[امید]] و [[یاس]] بر آنان [[غلبه]] کرد، اما [[مؤمنان]] با [[ایمان راسخ]] نه تنها نسبت به این محاصره تزلزل در دلهایشان راه نیافت، بلکه این [[ابتلای الهی]] موجب [[افزایش ایمان]] و [[تسلیم]] آنان نسبت به خدا و [[رویارویی]] و [[مقاومت]] قویتر در برابر [[دشمن]] شد.<ref>احزاب، آیه ۲۲</ref> | |||
در [[حقیقت]] [[اطاعتپذیری]] مؤمنان از خدا و [[پیامبر]]{{صل}} در محاصره همهجانبه مدینه به رغم آگاهی و [[خوف]] از [[قدرت]] و [[شوکت]] دشمنان و [[توانایی]] ظاهری در حملات و هجوم، مؤمنان امیدوارانه براساس [[وعده الهی]] به [[ولایت]] و نصرت، [[پایداری]] کرده و با مقاومت خویش دشمنان را [[شکست]] داده و ناچار به [[عقبنشینی]] کردند. | |||
مسلمانان در جریان محاصره احزاب با امید به [[نصرت]] و [[ولایت الهی]]، با [[استقامت]] و [[جهادی]] که از خود نشان دادند، دشمنان را به شکستی مذبوحانه کشاندند.<ref>احزاب، آیات ۹ تا ۱۱ و ۲۲ تا ۲۵</ref> | |||
دشمنان که بر اساس محاسبات ظاهری، خود را [[پیروز]] میدان میدانستند، با [[مقاومت]] [[مؤمنان]] و [[امدادهای غیبی]] مواجه شدند و [[شکست]] خوردند، [[خشمگین]] شدند و [[غیظ]] بر آنان [[غلبه]] کرد. | |||
باید توجه داشت که این [[شکست]] برای [[احزاب]] محاصره گر [[مدینه]] در شرایطی است که آنان ضمن [[بسیج]] همه تجهیزات و نفرات و بهرهگیری از ابزارهای [[تبلیغی]] و رسانهای [[قوی]] و [[همراهی]] [[منافقان]] و [[یهودیان]] در داخل مدینه برای فتنهگری و ضربه از داخل به [[دولت]] [[شهر مدینه]] تلاش کرده بودند. گزارش [[قرآن]] حاکی از آن است که منافقان در ایجاد [[تزلزل]] و [[اضطراب]] در میان [[مسلمانان]] [[سست ایمان]] تلاش بسیار کردند و حتی با [[فرار]] از میدان [[جنگ]] این اضطراب را تشدید کردند.<ref>احزاب، آیات ۱۲ و ۱۳</ref> اما مسلمانان با وعدهای که [[پیامبر]]{{صل}} نسبت به محاصره [[دشمنان]] داده بود، با [[استقامت]] توانستند با بهرهگیری از [[نصرت]] و [[امدادهای غیبی]] [[الهی]] [[پیروز]] میدان شوند؛ زیرا [[مؤمنان]] به [[فرماندهی]] پیامبر{{صل}} [[ایمان]] داشته و [[تصمیمات]] او را | |||
مو به مو انجام میدادند.<ref>احزاب، آیات ۹ تا ۱۳</ref> این فرماندهی پیامبر{{صل}} و نیز [[اطاعت]] کامل مؤمنان [[راسخ]] از ایشان تا آنجا مهم و اساسی بود که [[خدا]] آن را به عنوان [[سرمشق]] مطرح میکند و از مؤمنان میخواهد تا اینگونه عمل کنند.<ref>احزاب، آیات ۲۰ و ۲۱</ref> | |||
همانگونه که محاصره،یک سازوکار مهم نظامی برای شکست [[دشمن]] است؛ مؤمنان نیز باید از این سازوکار به [[درستی]] بهره گیرند و دشمنان خویش را با محاصره به شکست بکشند.<ref>توبه، آیات ۵ تا ۸</ref> پس مؤمنان نباید تنها در [[مقام]] [[دفاع]] باشند و در [[اندیشه]] رفع [[تحریم]] دشمنان، بلکه میبایست [[راهبردی]] را در پیش گیرند که محاصره به عنوان یک سازوکار مورد استفاده قرار گیرد تا دشمن را به زانو در آورند و [[امنیت]] برای مؤمنان و مسلمانان فراهم آورند. از نظر قرآن، محاصره دشمنان باید تا [[زمان]] [[تسلیم]] و ایمانآوری آنان به [[اسلام]] ادامه یابد تا اینگونه ریشه [[فتنه]] کنده و خشکانده شود. | |||
به هر حال، [[محاصره]] مسلمانان از سوی دشمنان هر چند که یک [[تهدید]] بزرگ است، اما میتواند فرصتی بزرگ باشد تا [[توانایی]] و ظرفیتهای بیپایان خویش را در [[سایه]] [[ایمان]] و [[اطاعت خدا]] و [[رهبری]] و بهرهگیری از [[امدادهای غیبی]] [[الهی]] بروز و ظهور دهند.<ref>احزاب، آیات ۹ تا ۲۵</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن (مقاله)|عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن (مقاله)|'''عوامل شکست محاصره دشمنان از نگاه قرآن''']] | |||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[برادران شیطان و تحریم اقتصادی (مقاله)|'''برادران شیطان و تحریم اقتصادی''']] | |||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|'''راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|'''راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||