علوم عقلی در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخستین سرچشمه توجه [[شیعیان]] به علوم عقلی بود؛ ولی روی آوردن [[مسلمانان]] به این [[علوم]]، به طور رسمی و برای اولین بار، در قالب جریان [[معتزله]] پدیدار شد. معتزله یک جریان عقل‌گرا در میان مسلمانان بود که از علوم عقلی برای [[اثبات]] [[عقاید]] در حوزه [[علم کلام]] بهره می‌‌برد. با ترجمه کتاب‌هایی از [[فلاسفه]] یونان، علوم عقلی کم‌کم [[استقلال]] یافتند. بیشتر این کتاب‌ها در [[زمان]] [[مأمون]] ترجمه شدند؛ ولی پیش از او نیز کم و بیش ترجمه‌هایی از این کتاب‌ها وجود داشت.
از این زمان به بعد مسلمانان در کنار ترجمه کتاب‌های [[فلسفی]]، آثار مستقلی نیز در [[فلسفه]] پدید آوردند. نخستین [[مسلمانی]] که با عنوان [[فیلسوف]] شناخته شد، کِندی بود. پس از او فلسفه میان مسلمانان رو به [[رشد]] نهاد؛ تا جایی که فارابی را دانشمندی هم‌طراز ارسطو دانستند و او را «[[معلم]] ثانی» خواندند؛ زیرا ارسطو به عنوان «معلم اول» [[شهرت]] یافته بود. در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم، فلسفه با ابن‌سینا به اوج خود رسید<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱  (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱]].</ref>.
== مرجعیت علمی امام علی{{ع}} در امور عقلی ==
{{اصلی|مرجعیت علمی امام علی}}
امام علی{{ع}} در زمینه علوم عقلی راهنمای [[امت]] برای فهم مباحث [[عقاید اسلامی]] بوده است. با وجود آنکه سرچشمه [[علم کلام]]، [[مباحث اعتقادی]] میان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[صحابه]] درباره [[آیات قرآن]] و احادیث نبوی بوده است. اما تا قبل از گسترش اسلام به دیگر سرزمین‌ها، مسائل اساسی [[کلام]] به وجود نیامده بود. بنابراین پس از رحلت [[پیامبراکرم]]{{صل}}، زمینه مرجعیت امام علی{{ع}} در [[کلام اسلامی]] فراهم شد، چه پس از انتشار [[اسلام]] خارج از [[جزیره العرب]] و ورود اسلام به [[روم]] شرقی و [[ایران]]، [[دانشمندان یهودی]] و [[مسیحی]] در پی [[شناسایی]] پیامبراکرم{{صل}} و اوصیای او و برای تحقیق درباره اسلام به [[مدینه]] آمدند و سؤال‌هایی مطرح کردند، که چون [[خلفا]] تخصصی در [[معارف اسلامی]] نداشتند، برای پاسخ به آنها ناگزیر به امام علی{{ع}} [[متوسل]] می‌شدند و آن حضرت به سؤالات آنها پاسخ می‌داد<ref>عسکری، مرتضی، نقش ائمه در احیای دین، ج۲، ص۴۶۱.</ref>.
امام علی{{ع}} در زمینه علوم عقلی راهنمای [[امت]] برای فهم مباحث [[عقاید اسلامی]] بوده است. با وجود آنکه سرچشمه [[علم کلام]]، [[مباحث اعتقادی]] میان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[صحابه]] درباره [[آیات قرآن]] و احادیث نبوی بوده است. اما تا قبل از گسترش اسلام به دیگر سرزمین‌ها، مسائل اساسی [[کلام]] به وجود نیامده بود. بنابراین پس از رحلت [[پیامبراکرم]]{{صل}}، زمینه مرجعیت امام علی{{ع}} در [[کلام اسلامی]] فراهم شد، چه پس از انتشار [[اسلام]] خارج از [[جزیره العرب]] و ورود اسلام به [[روم]] شرقی و [[ایران]]، [[دانشمندان یهودی]] و [[مسیحی]] در پی [[شناسایی]] پیامبراکرم{{صل}} و اوصیای او و برای تحقیق درباره اسلام به [[مدینه]] آمدند و سؤال‌هایی مطرح کردند، که چون [[خلفا]] تخصصی در [[معارف اسلامی]] نداشتند، برای پاسخ به آنها ناگزیر به امام علی{{ع}} [[متوسل]] می‌شدند و آن حضرت به سؤالات آنها پاسخ می‌داد<ref>عسکری، مرتضی، نقش ائمه در احیای دین، ج۲، ص۴۶۱.</ref>.


[[روایات]] گوناگون منقول از امام علی{{ع}} درباره مباحث [[توحید]]<ref>کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۸۵، ح۱.</ref>، [[نبوت]]<ref>ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۵۳، ح۱۹.</ref> و [[امامت]]<ref>کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۹۱، ح۵؛ ج۱، ص۲۱۷، ح۱.</ref> مذکور در ابواب [[کلامی]] [[جوامع]] [[حدیث]] [[شیعه]] است. همچنین در میان خطبه‌های منقول از [[امام علی]]{{ع}} سخنان شگفت انگیزی درباره اصول [[توحید]]، [[عدل]] و [[تنزیه]] [[خداوند]] از شباهت به [[خلق]] وجود دارد که هر تشنه‌ای را سیراب می‌کند<ref>نک: سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱، ۳، ۸۹، ۹۶، ۱۰۰.</ref>.
[[روایات]] گوناگون منقول از امام علی{{ع}} درباره مباحث [[توحید]]<ref>کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۸۵، ح۱.</ref>، [[نبوت]]<ref>ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۵۳، ح۱۹.</ref> و [[امامت]]<ref>کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۹۱، ح۵؛ ج۱، ص۲۱۷، ح۱.</ref> مذکور در ابواب [[کلامی]] [[جوامع]] [[حدیث]] [[شیعه]] است. همچنین میان خطبه‌های منقول از [[امام علی]]{{ع}} سخنان شگفت انگیزی درباره اصول [[توحید]]، [[عدل]] و [[تنزیه]] [[خداوند]] از شباهت به [[خلق]] وجود دارد که هر تشنه‌ای را سیراب می‌کند<ref>نک: سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱، ۳، ۸۹، ۹۶، ۱۰۰.</ref>.


برخی از [[روایات]] [[عقیدتی]]، بیانگر مراجعه [[اهل کتاب]] به امام علی{{ع}} است. مانند سؤال علمای [[یهودی]] از [[زمان]] بودن [[خدا]]<ref>کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۸۹، ح۴ و ۵.</ref>[[امتحان]] اوصیاء الهی<ref>ابن بابویه، الخصال، ج۲، ص۳۶۵، ح۵۸.</ref>، و سؤال عالم یهودی از عمر که آیا از [[عقاید]] [[یهود]] با خبر است و آنکه عمر او را خدمت امام علی{{ع}} ارجاع داد<ref>ابن بابویه، عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۵۳، ح۱۹.</ref> و سؤال بزرگ اسقف‌های [[مسیحی]] از وجه [[رب]] که [[ابوبکر]] نتوانست پاسخ دهد و به امام علی{{ع}} مراجعه کردند و [[امام]] پاسخ دادند<ref>ابن بابویه، التوحید، ص۱۸۲، ح۱۶.</ref>.
برخی از [[روایات]] [[عقیدتی]]، بیانگر مراجعه [[اهل کتاب]] به امام علی{{ع}} است. مانند سؤال علمای [[یهودی]] از [[زمان]] بودن [[خدا]]<ref>کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۸۹، ح۴ و ۵.</ref>، [[امتحان]] اوصیاء الهی<ref>ابن بابویه، الخصال، ج۲، ص۳۶۵، ح۵۸.</ref> و سؤال عالم یهودی از عمر که آیا از [[عقاید]] [[یهود]] با خبر است و آنکه عمر او را خدمت امام علی{{ع}} ارجاع داد<ref>ابن بابویه، عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۵۳، ح۱۹.</ref> و سؤال بزرگ اسقف‌های [[مسیحی]] از وجه [[رب]] که [[ابوبکر]] نتوانست پاسخ دهد و به امام علی{{ع}} مراجعه کردند و [[امام]] پاسخ دادند<ref>ابن بابویه، التوحید، ص۱۸۲، ح۱۶.</ref>.


گاه امام علی{{ع}} را در زمینه مباحث [[کلام]] در [[مقام]] راوی بیانات [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌یابیم. مثلاً از قول ایشان درباره تقدیم تقدیر بر خلق پدیده‌ها بیان کردند: پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: «خدامند متعال دو هزار سال پیش از [[آفرینش آدم]]، حدود و اندازه‌ها را تعیین نمود و به [[تدابیر]] امور پرداخت»<ref>ابن بابویه، عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۱۴۱، ح۳۹.</ref>.
گاه امام علی{{ع}} را در زمینه مباحث [[کلام]] در [[مقام]] راوی بیانات [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌یابیم. مثلاً از قول ایشان درباره تقدیم تقدیر بر خلق پدیده‌ها بیان کردند: پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: «خدامند متعال دو هزار سال پیش از [[آفرینش آدم]]، حدود و اندازه‌ها را تعیین نمود و به [[تدابیر]] امور پرداخت»<ref>ابن بابویه، عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۱۴۱، ح۳۹.</ref>.


از بارزترین مباحث عقیدتی که به نقل از منابع [[فریقین]]، امام علی{{ع}} [[اعلم]] بدان بودند، مسائل [[قضا و قدر]] و [[مشیت الهی]] است. امام{{ع}} آن مسائل را از جنبه‌های مختلف پاسخ داده‌اند. از جمله؛ به تبیین معنای واژه «[[قضا]]» در [[آیات قرآن]] پرداخته را به خلق در [[آیه]] {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>[[حکم]] در آیه {{متن قرآن|وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ}}<ref>«و میان آنان به حقّ داوری می‌کنند» سوره زمر، آیه ۶۹.</ref>، [[فرمان]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> و [[علم]] در آیه {{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref> [[تفسیر]] کرده و به چگونگی [[قضاء و قدر الهی]] پرداخته‌اند: «همه چیز به قضاء و قدر الهی است»<ref>الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا{{ع}}، ص۴۱۰.</ref> همچنین در برخی خطابه، خود این قبیل مباحث را مطرح کرده‌اند: «[[خداوند متعال]] برای هر چیز اندازه‌ای قرار داد»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref> و یا فرمود: «خداوند متعال آنچه را که آفرید، اندازه‌گیری نمود و تقدیر آن را محکم و [[استوار]] کرد»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۹۱.</ref>. و چه بسا از [[امام علی]]{{ع}} درخواست می‌شد در این باره صحبت کند، مثلاً [[متقی هندی]] نقل کرده است که روزی مردی در میان سخنرانی امام علی{{ع}} برخاست و عرض کرد: «ای [[امیرمؤمنان]]، برای ما از [[قضا و قدر]] سخن بگو». حضرت فرمودند: «[[قضا و قدر الهی]] امری است میان دو چیز، نه [[جبر]] است و نه [[تفویض]]»<ref>متقی هندی، کنز العمال، ج۱، ص۳۴۸ و ۳۴۹، ح۱۵۶۷.</ref>. همچنین منابع [[اهل سنت]] سؤال مشهور یکی از [[مجاهدان]] [[صفین]] از امام علی{{ع}} درباره قضا و قدر الهی را نقل کرده‌اند که پس از [[جنگ]] پرسید: آیا رفتن ما به [[شام]] به قضا و قدر الهی بود؟ و پس از آنکه امام علی{{ع}} این مطلب را [[تأیید]] کردند. آن [[مجاهد]] مسائل دیگری مطرح کرد که آیا [[رنج]] ما به پاداشی ندارد؟ و چگونه ما بر این کار مجبور نبودیم حال آنکه رفتن و برگشتن و ماندن ما به قضا و قدر الهی بوده است؟ و امام علی{{ع}} برای او توضیح داده‌اند که؛ [[خداوند]] برای این عمل [[پاداش]] بزرگی به شما داده است؛ زیرا [[قضا و قدر]] [[خدا]] بر [[بنده]] حتم نیست به این معنا که از او [[سلب اختیار]] کند که اگر چنین بود، ثواب و عقاب و [[امر و نهی]] و [[وعده]] [[پاداش]] و وعید [[کیفر]] [[لغو]] بود و گنه کار [[سرزنش]] نمی‌شد و خوش [[کردار]] لایق [[ستایش]] نبود<ref>نک: نهج البلاغه (ترجمه سیدجعفر شهیدی)، حکمت ۷۵، ص۳۷۲.</ref>. این قول در [[نهج البلاغه]] به گونه دیگر مطرح شده است. [[امام]] در پاسخ او چنین موضع می‌گیرد: وای بر تو شاید [[قضاء]] لازم و قدر حتم را [[گمان]] کرده‌ای، اگر چنین باشد پاداش و کیفر [[باطل]] بود، و نوید و [[تهدید]] عاطل.
از بارزترین مباحث عقیدتی که به نقل از منابع [[فریقین]]، امام علی{{ع}} [[اعلم]] بدان بودند، مسائل [[قضا و قدر]] و [[مشیت الهی]] است. امام{{ع}} آن مسائل را از جنبه‌های مختلف پاسخ داده‌اند. از جمله؛ به تبیین معنای واژه «[[قضا]]» در [[آیات قرآن]] پرداخته را به خلق در [[آیه]] {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> [[حکم]] در آیه {{متن قرآن|وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ}}<ref>«و میان آنان به حقّ داوری می‌کنند» سوره زمر، آیه ۶۹.</ref>، [[فرمان]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> و [[علم]] در آیه {{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref> [[تفسیر]] کرده و به چگونگی [[قضاء و قدر الهی]] پرداخته‌اند: «همه چیز به قضاء و قدر الهی است»<ref>الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا{{ع}}، ص۴۱۰.</ref> همچنین در برخی خطابه، خود این قبیل مباحث را مطرح کرده‌اند: «[[خداوند متعال]] برای هر چیز اندازه‌ای قرار داد»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref> و یا فرمود: «خداوند متعال آنچه را که آفرید، اندازه‌گیری نمود و تقدیر آن را محکم و [[استوار]] کرد»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۹۱.</ref> و چه بسا از [[امام علی]]{{ع}} درخواست می‌شد در این باره صحبت کند، مثلاً [[متقی هندی]] نقل کرده است روزی مردی در میان سخنرانی امام علی{{ع}} برخاست و عرض کرد: «ای [[امیرمؤمنان]]، برای ما از [[قضا و قدر]] سخن بگو». حضرت فرمودند: «[[قضا و قدر الهی]] امری است میان دو چیز، نه [[جبر]] است و نه [[تفویض]]»<ref>متقی هندی، کنز العمال، ج۱، ص۳۴۸ و ۳۴۹، ح۱۵۶۷.</ref>. همچنین منابع [[اهل سنت]] سؤال مشهور یکی از [[مجاهدان]] [[صفین]] از امام علی{{ع}} درباره قضا و قدر الهی را نقل کرده‌اند که پس از [[جنگ]] پرسید: آیا رفتن ما به [[شام]] به قضا و قدر الهی بود؟ و پس از آنکه امام علی{{ع}} این مطلب را [[تأیید]] کردند. آن [[مجاهد]] مسائل دیگری مطرح کرد که آیا [[رنج]] ما پاداشی ندارد؟ و چگونه ما بر این کار مجبور نبودیم حال آنکه رفتن و برگشتن و ماندن ما به قضا و قدر الهی بوده است؟ و امام علی{{ع}} برای او توضیح داده‌اند که [[خداوند]] برای این عمل [[پاداش]] بزرگی به شما داده است؛ زیرا [[قضا و قدر]] [[خدا]] بر [[بنده]] حتم نیست به این معنا که از او [[سلب اختیار]] کند که اگر چنین بود، ثواب و عقاب و [[امر و نهی]] و [[وعده]] [[پاداش]] و وعید [[کیفر]] [[لغو]] بود و گنهکار [[سرزنش]] نمی‌شد و خوش [[کردار]]، لایق [[ستایش]] نبود<ref>نک: نهج البلاغه (ترجمه سیدجعفر شهیدی)، حکمت ۷۵، ص۳۷۲.</ref>. این قول در [[نهج البلاغه]] به گونه دیگر مطرح شده است. [[امام]] در پاسخ او چنین موضع می‌گیرد: وای بر تو شاید [[قضاء]] لازم و قدر حتم را [[گمان]] کرده‌ای، اگر چنین باشد پاداش و کیفر [[باطل]] بود، و نوید و [[تهدید]] عاطل.
 
انتساب [[شیعه]] به [[کلام]] [[علوی]] آشکار است؛ زیرا [[شیعیان]] [[علوم]] را از [[ائمه اطهار]]{{عم}} اخذ می‌کنند و [[علم ائمه]]{{عم}} بنا به تقدم از [[امام علی]]{{ع}} به ایشان منتقل شده است. از دیگر سوی حتی مشایخ [[خوارج]] به رغم آنکه خود در غایت بعد نسبت به امام{{ع}} قرار داشتند، به گونه‌ای شاگرد امام علی{{ع}} بودند. مرجعیت امام علی{{ع}} در این زمینه برای [[معتزله]] نیز روشن است؛ زیرا آنان اکثر اصول خود را در باب [[توحید]] و [[عدل]] از ظواهر کلام امام علی{{ع}} گرفته‌اند. حتی [[حسن بصری]] و واصل بن عطا به عنوان مشایخ معتزله، منتسب به امام علی{{ع}} و وامدار [[علم]] ایشان بوده‌اند. از مشایخ [[اشاعره]] نیز [[ابوالحسن اشعری]]، شاگرد [[ابوعلی جبائی]] بود، که ابوعلی از بزرگان معتزله به شمار می‌رفت. اما از برخی مواضع معتزله روی گرداند<ref>ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالهادی فقهی‌زاده|فقهی‌زاده]] و [[الهه تاجیک|تاجیک]]، [[مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی (مقاله)|مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی]]، ص ۶۳.</ref>


==نقش [[امامان شیعه]] در گسترش علوم عقلی==
انتساب [[شیعه]] به [[کلام]] [[علوی]] آشکار است؛ زیرا [[شیعیان]] [[علوم]] را از [[ائمه اطهار]]{{عم}} اخذ می‌کنند و [[علم ائمه]]{{عم}} بنا به تقدم از [[امام علی]]{{ع}} به ایشان منتقل شده است. از دیگر سوی حتی مشایخ [[خوارج]] به رغم آنکه خود در غایت بعد نسبت به امام{{ع}} قرار داشتند، به گونه‌ای شاگرد امام علی{{ع}} بودند. مرجعیت امام علی{{ع}} در این زمینه برای [[معتزله]] نیز روشن است؛ زیرا آنان اکثر اصول خود را در باب [[توحید]] و [[عدل]] از ظواهر کلام امام علی{{ع}} گرفته‌اند. حتی [[حسن بصری]] و واصل بن عطا به عنوان مشایخ معتزله، منتسب به امام علی{{ع}} و وامدار [[علم]] ایشان بوده‌اند. از مشایخ [[اشاعره]] نیز [[ابوالحسن اشعری]]، شاگرد [[ابوعلی جبائی]] بود که ابوعلی از بزرگان معتزله به شمار می‌رفت. اما از برخی مواضع معتزله روی گرداند<ref>ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالهادی فقهی‌زاده|فقهی‌زاده]] و [[الهه تاجیک|تاجیک]]، [[مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی (مقاله)|مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی]]، ص ۶۳.</ref>
سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخستین سرچشمه توجه [[شیعیان]] به علوم عقلی بود؛ ولی روی آوردن [[مسلمانان]] به این [[علوم]]، به طور رسمی و برای اولین بار، در قالب جریان [[معتزله]] پدیدار شد. معتزله یک جریان عقل‌گرا در میان مسلمانان بود که از علوم عقلی برای [[اثبات]] [[عقاید]] در حوزه [[علم کلام]] بهره می‌‌برد. با [[ترجمه]] کتاب‌هایی از [[فلاسفه]] یونان، علوم عقلی کم‌کم [[استقلال]] یافتند. بیشتر این کتاب‌ها در [[زمان]] [[مأمون]] ترجمه شدند؛ ولی پیش از او نیز کم و بیش ترجمه‌هایی از این کتاب‌ها وجود داشت.
از این زمان به بعد مسلمانان در کنار ترجمه کتاب‌های [[فلسفی]]، آثار مستقلی نیز در [[فلسفه]] پدید آوردند. نخستین [[مسلمانی]] که با عنوان [[فیلسوف]] شناخته شد، کندی بود. پس از او فلسفه در میان مسلمانان رو به [[رشد]] نهاد؛ تا جایی که [[فارابی]] را دانشمندی هم‌طراز [[ارسطو]] دانستند و او را «[[معلم]] ثانی» خواندند؛ زیرا ارسطو به عنوان «معلم اول» [[شهرت]] یافته بود. در اواخر [[قرن چهارم]] و اوایل [[قرن پنجم]]، فلسفه با ابن‌سینا به اوج خود رسید.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱  (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱ ]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۷: خط ۲۹:
# [[پرونده:pn.jpg|22px]] [[عبدالهادی فقهی‌زاده|فقهی‌زاده]] و [[الهه تاجیک|تاجیک]]، [[مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی (مقاله)|'''مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی''']]
# [[پرونده:pn.jpg|22px]] [[عبدالهادی فقهی‌زاده|فقهی‌زاده]] و [[الهه تاجیک|تاجیک]]، [[مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی (مقاله)|'''مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱  (مقاله)|'''نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱ ''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱  (مقاله)|'''نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱ ''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۲ (مقاله)|'''نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۴٬۰۲۴

ویرایش