ضرورت وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۴۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


'''[[ضرورت وحی]]''' بیان پاسخ به این [[پرسش]] است، بر فرض امکان یک نوع رابطه ویژه بین [[خدا]] و برگزیدگانی از [[بشر]]، [[حکمت]] این کار چیست؟ چه ضرورتی ایجاب می‌کند شیوه خاصی از [[تعلیم]] در [[سرنوشت انسان]] به وجود آید؟ البته عناصر محوری [[نبوت]] دو چیز است: یکی [[قانون]] "[[وحی]]" و دیگری آورنده "[[پیامبر]]" لذا بخشی از [[دلایل]] ناظر به ضرورت وحی و بخش دیگر آن ناظر به [[ضرورت بعثت پیامبران]] است.
'''ضرورت وحی''' بیان پاسخ به این [[پرسش]] است، بر فرض امکان یک نوع رابطه ویژه بین [[خدا]] و برگزیدگانی از [[بشر]]، [[حکمت]] این کار چیست؟ چه ضرورتی ایجاب می‌کند شیوه خاصی از [[تعلیم]] در [[سرنوشت انسان]] به وجود آید؟ البته عناصر محوری [[نبوت]] دو چیز است: یکی [[قانون]] "[[وحی]]" و دیگری آورنده "[[پیامبر]]" لذا بخشی از [[دلایل]] ناظر به ضرورت وحی و بخش دیگر آن ناظر به [[ضرورت بعثت پیامبران]] است.


== واژه‌شناسی لغوی ==
== واژه‌شناسی لغوی ==
معانی لغوی [[ضرورت]] عبارت‌ است از: [[حاجت]] و [[بیچارگی]]، [[درماندگی]]، [[ناچاری]]، بایستگی [[مشقت]]، [[الزام]] و [[اضطرار]] بدیهی <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۸۳ و ۸۴.</ref>.
معانی لغوی [[ضرورت]] عبارت‌ است از: [[حاجت]] و بیچارگی، [[درماندگی]]، ناچاری، بایستگی [[مشقت]]، الزام و [[اضطرار]] بدیهی<ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۸۳ ـ ۸۴.</ref>.


== ضرورت وحی در اصطلاح ==
== ضرورت وحی در اصطلاح ==
* معنای ضرورت در [[علوم]] مختلف، متفاوت از یکدیگر می‌باشد. واژه "ضرورت" در [[منطق]] به معنای امتناع انفکاک چیزی از چیز دیگر است، بنابراین در قضیه {{عربی|"الانسان حیوان بالضرورة"}} به‌ [[حکم عقل]]، انفکاک حیوانیت از [[انسان]] محال است.  
معنای ضرورت در [[علوم]] مختلف، متفاوت از یکدیگر می‌باشد. واژه "ضرورت" در منطق به معنای امتناع انفکاک چیزی از چیز دیگر است، بنابراین در قضیه {{عربی|"الانسان حیوان بالضرورة"}} به‌ [[حکم عقل]]، انفکاک حیوانیت از [[انسان]] محال است.  
* واژه ضرورت در [[فقه]] به معنای حالت و زمانی است که انسان در شرایط بسیار [[سختی]] قرار گیرد. یعنی [[شاعر]] برای درست کردن وزن شعری خود هر کلمه‌ای بیاورد مقصود ما از واژه "ضرورت"، "[[لزوم]]" می‌باشد <ref> پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی ص۸۵ و ۸۶.</ref>.
 
واژه ضرورت در [[فقه]] به معنای حالت و زمانی است که انسان در شرایط بسیار [[سختی]] قرار گیرد. یعنی [[شاعر]] برای درست کردن وزن شعری خود هر کلمه‌ای بیاورد مقصود ما از واژه "ضرورت"، "[[لزوم]]" می‌باشد<ref>[[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۸۵ ـ ۸۶.</ref>.


== نظریات مختلف درباره ضرورت وحی ==
== نظریات مختلف درباره ضرورت وحی ==
{{همچنین|ضرورت نبوت}}
{{همچنین|ضرورت نبوت}}
* هر طایفه‌ای از [[اندیشمندان دینی]] با رویکرد خاص به تبیین این مسئله پرداخته‌اند. برخی از [[اندیشمندان]] از زاویه مسائل [[اجتماعی]] به مسئله [[بعثت]] نگریسته‌اند و دسته‌ای دیگر با نگاه خداگرایانه؛ زیرا [[هدف اصلی بعثت]] را رسیدن به [[قرب الهی]] می‌دانند. برخی هم [[هدف از بعثت]] را [[رستگاری]] [[دنیا]] و [[آخرت]] دانسته‌اند.
هر طایفه‌ای از [[اندیشمندان دینی]] با رویکرد خاص به تبیین این مسئله پرداخته‌اند. برخی از اندیشمندان از زاویه مسائل [[اجتماعی]] به مسئله [[بعثت]] نگریسته‌اند و دسته‌ای دیگر با نگاه خداگرایانه؛ زیرا هدف اصلی بعثت را رسیدن به [[قرب الهی]] می‌دانند. برخی هم [[هدف از بعثت]] را [[رستگاری]] [[دنیا]] و [[آخرت]] دانسته‌اند.
# '''رویکرد عدالت‌گرایانه''': هر [[اندیشمند]] [[دینی]] که با دید اجتماعی به مسئله بعثت پرداخته، رویکرد عدالت‌گرایانه دارد و مقدمات [[استدلال]] او [[ضرورت بعثت انبیا]] را، به منظور [[برقراری عدالت]] [[اثبات]] می‌کند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۸۷ و ۸۸.</ref>.
# '''رویکرد عدالت‌گرایانه''': هر [[اندیشمند]] [[دینی]] که با دید اجتماعی به مسئله بعثت پرداخته، رویکرد عدالت‌گرایانه دارد و مقدمات [[استدلال]] او [[ضرورت بعثت انبیا]] را، به منظور [[برقراری عدالت]] [[اثبات]] می‌کند.
# '''رویکرد خداگرایانه''': عرفا وجود [[انبیای الهی]] را، فقط به منظور رسیدن [[انسان‌ها]] به [[قرب الهی]] ضروری می‌دانند و بر [[ضرورت]] وجود انبیایی [[الهی]] برای دستیابی به مقصد مادی کمتر توجه کرده‌اند.
# '''رویکرد خداگرایانه''': عرفا وجود [[انبیای الهی]] را، فقط به منظور رسیدن [[انسان‌ها]] به [[قرب الهی]] ضروری می‌دانند و بر [[ضرورت]] وجود انبیایی [[الهی]] برای دستیابی به مقصد مادی کمتر توجه کرده‌اند.
# '''رویکرد کارکرد گرایانه''': برخی از [[اندیشمندان دینی]] [[استدلال]] کرده‌اند که: چون [[دین]] در عرصه‌های مختلف [[زندگی]] [[بشر]] دارای آثار و فواید فراوانی است؛ لذا ضرورت دارد. در این رویکرد، شخص فارغ از [[صدق]] و [[کذب]] [[واقعی]] گزاره‌های [[دینی]]، فقط به کارکردهای آن توجه دارد.
# '''رویکرد کارکرد گرایانه''': برخی از [[اندیشمندان دینی]] [[استدلال]] کرده‌اند که: چون [[دین]] در عرصه‌های مختلف [[زندگی]] [[بشر]] دارای آثار و فواید فراوانی است؛ لذا ضرورت دارد. در این رویکرد، شخص فارغ از [[صدق]] و [[کذب]] [[واقعی]] گزاره‌های [[دینی]]، فقط به کارکردهای آن توجه دارد.
# '''رویکرد جامع‌نگرانه''': هر متفکری که [[نقش دین]] را، در [[امور دنیوی]] و [[اخروی]] بشر برجسته دانسته، رویکرد جامع‌نگرانه بر مسئله [[ضرورت نبوت]] و [[وحی الهی]] و [[بعثت]] انبیای الهی دارد. مانند: [[شهید مطهری]]، [[آیت‌الله مصباح]]، [[آیت‌الله]] جوادی و [[علامه طباطبائی]] در [[المیزان]] <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۸۹-۹۱.</ref>.
# '''رویکرد جامع‌نگرانه''': هر متفکری که [[نقش دین]] را، در [[امور دنیوی]] و [[اخروی]] بشر برجسته دانسته، رویکرد جامع‌نگرانه بر مسئله [[ضرورت نبوت]] و [[وحی الهی]] و [[بعثت]] انبیای الهی دارد. مانند: [[شهید مطهری]]، [[آیت‌الله مصباح]]، [[آیت‌الله]] جوادی و [[علامه طباطبائی]] در [[المیزان]]<ref>[[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۸۷-۹۱.</ref>.


== مبانی [[ادله]] [[ضرورت وحی]] و [[بعثت پیامبران]] ==
== مبانی [[ادله]] ضرورت وحی و [[بعثت پیامبران]] ==
* [[قواعد]] زیر به‌عنوان مبانی [[اثبات]] ادله [[ضرورت بعثت انبیا]] به شمار می‌آیند:
قواعد زیر به‌عنوان مبانی [[اثبات]] ادله [[ضرورت بعثت انبیا]] به شمار می‌آیند:
# قاعده [[حسن و قبح افعال]]؛
# قاعده [[حسن و قبح افعال]]؛
# [[قاعده لطف]]؛
# [[قاعده لطف]]؛
خط ۳۰: خط ۳۱:
# قاعده [[مدنی]] بالطبع بودن انسان‌ها.
# قاعده [[مدنی]] بالطبع بودن انسان‌ها.


== [[منکران]] ضرورت وحی و بعثت پیامبران ==
== منکران ضرورت وحی و بعثت پیامبران ==
* یک گروه از [[اشاعره]] [[ضرورت بعثت]] به معنای [[نیازمندی]] بشر را قبول دارند، اما ضرورت بعثت به معنای [[وجوب]] آن را منکرند؛ زیرا معتقدند [[واجب]] دانستن یک فعل بر [[خداوند]] به نوعی [[حاکمیت]] مطلقه الهی را محدود می‌کند. و لازم نیست که به‌ طور حتم [[خدای متعال]] به‌ سوی سایر [[بندگان]] [[پیامبری]] بفرستند <ref> پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی ص۱۲۲ و ۱۲۳.</ref>.
یک گروه از [[اشاعره]] [[ضرورت بعثت]] به معنای [[نیازمندی]] بشر را قبول دارند، اما ضرورت بعثت به معنای [[وجوب]] آن را منکرند؛ زیرا معتقدند [[واجب]] دانستن یک فعل بر [[خداوند]] به نوعی [[حاکمیت]] مطلقه الهی را محدود می‌کند. و لازم نیست که به‌ طور حتم [[خدای متعال]] به‌ سوی سایر [[بندگان]] [[پیامبری]] بفرستند.
* دسته‌ای دیگر از منکران ضرورت وحی به بی‌فایده بودن وجود انبیای الهی [[اعتقاد]] دارند لذا اصل [[نبوت]] را نیز [[انکار]] کرده‌اند. استدلال آنها این است که [[عقل]] و [[علم]] بشری می‌تواند [[نیازمندی‌های انسان]] را برآورده سازد.
* گروه [[براهمه]] استدلال می‌کنند [[بشر]] می‌تواند بدون کمک [[انبیا]] و با تکیه بر عقل و [[خرد]] خود همه آنچه را که [[پیامبران]] می‌آورند به دست آورد. کسانی که به نام نافیان [[تکلیف]] معروفند و کسانی که برای [[علم]] و [[عقل]]، قلمرو گسترده و [[کارایی]] بسیاری قائلند [[بعثت]] را [[انکار]] می‌کنند. از این‌رو بر آن هستیم که به کارکردهای عقل و علم در [[جامعه بشری]] بپردازیم <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۲۴ و ۱۲۵.</ref>.


== [[ضرورت وحی]] و کارکردهای عقل ==
دسته‌ای دیگر از منکران ضرورت وحی به بی‌فایده بودن وجود انبیای الهی [[اعتقاد]] دارند لذا اصل [[نبوت]] را نیز [[انکار]] کرده‌اند. استدلال آنها این است که [[عقل]] و [[علم]] بشری می‌تواند [[نیازمندی‌های انسان]] را برآورده سازد.
* آیا عقل بشری که در [[روایات اسلامی]] در حوزه نظر و [[عمل]]بهترین [[راهنمای انسان]] و حتی [[برتر]] از [[وحی]] تلقی گردیده، نمی‌تواند جایگزین [[دین]] گردد، و [[بشر]] را از وحی و [[شریعت]] [[بی‌نیاز]] سازد؟
 
* اگر [[اثبات]] شود که برد ادراکی عقل چنین گسترده است تز [[جدایی دین از سیاست]] [[تأیید]] می‌شود. در [[مشرق]] [[زمین]] برهمانیان مدعی شدند که رهاورد وحی یا مخالف عقل است یا موافق آن. در صورت اول باید آن را رد کرد و در صورت دوم بازهم به آن نیازی نیست.
گروه [[براهمه]] استدلال می‌کنند [[بشر]] می‌تواند بدون کمک [[انبیا]] و با تکیه بر عقل و [[خرد]] خود همه آنچه را که [[پیامبران]] می‌آورند به دست آورد. کسانی که به نام نافیان [[تکلیف]] معروفند و کسانی که برای [[علم]] و [[عقل]]، قلمرو گسترده و [[کارایی]] بسیاری قائلند [[بعثت]] را [[انکار]] می‌کنند. از این‌رو بر آن هستیم که به کارکردهای عقل و علم در [[جامعه بشری]] بپردازیم<ref>[[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۲۲ ـ ۱۲۵.</ref>.
* باید ابتدا ارزیابی مختصری از عقل و کارکردهای آن در امور مختلف [[زندگی]] [[بشر]] داشته باشیم تا بدانیم آیا کارکردهای عقل، به ضرورت وحی لطمه می‌زند؟
 
== ضرورت وحی و کارکردهای عقل ==
آیا عقل بشری که در [[روایات اسلامی]] در حوزه نظر و [[عمل]]بهترین [[راهنمای انسان]] و حتی [[برتر]] از [[وحی]] تلقی گردیده، نمی‌تواند جایگزین [[دین]] گردد، و [[بشر]] را از وحی و [[شریعت]] بی‌نیاز سازد؟
 
اگر [[اثبات]] شود که برد ادراکی عقل چنین گسترده است تز [[جدایی دین از سیاست]] [[تأیید]] می‌شود. در [[مشرق]] [[زمین]] برهمانیان مدعی شدند که رهاورد وحی یا مخالف عقل است یا موافق آن. در صورت اول باید آن را رد کرد و در صورت دوم بازهم به آن نیازی نیست.
 
باید ابتدا ارزیابی مختصری از عقل و کارکردهای آن در امور مختلف [[زندگی]] [[بشر]] داشته باشیم تا بدانیم آیا کارکردهای عقل، به ضرورت وحی لطمه می‌زند؟


=== کارکردهای عقل ===
=== کارکردهای عقل ===
* واژه "عقل" در اصل به معنای امساک و منع است <ref> پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی ص۱۲۶ و ۱۲۷.</ref>. اما در اصطلاح، عقل نیروی تشخیص و [[فهم]] و [[ادراک]] می‌باشد که مشوق [[انسان]] بر [[عمل صالح]] است و بازدارنده از عمل سنجیده.
واژه "عقل" در اصل به معنای امساک و منع است. اما در اصطلاح، عقل نیروی تشخیص و [[فهم]] و [[ادراک]] می‌باشد که مشوق [[انسان]] بر [[عمل صالح]] است و بازدارنده از عمل سنجیده.
* در درون آدم‌ها علاوه بر نیروی عقل، نیروهای دیگری نیز وجود دارند که پیوسته در [[کشمکش]] با یکدیگرند. بنابراین باید نیروی عقل را بر سایر نیروها [[حاکم]] نمود و تنها راه مناسب بنابر فرمایش [[حضرت علی]]{{ع}} به‌واسطه آموزه‌های وحی می‌باشد: {{عربی|"وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ... وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ"}}. یعنی باید عقل را از زیر [[سلطه]] سایر نیروهای غریزی و [[فطری]] بشر بیرون آورده و تقویت کرد تا به [[بلوغ]] [[و]] کمال خود برسد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۲۸ و ۱۲۹.</ref>.


=== [[شکوفایی عقل]] در پرتو [[وحی]] ===
در درون آدم‌ها علاوه بر نیروی عقل، نیروهای دیگری نیز وجود دارند که پیوسته در [[کشمکش]] با یکدیگرند. بنابراین باید نیروی عقل را بر سایر نیروها [[حاکم]] نمود و تنها راه مناسب بنابر فرمایش [[حضرت علی]]{{ع}} به‌واسطه آموزه‌های وحی می‌باشد: {{عربی|"وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ... وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ"}}. یعنی باید عقل را از زیر [[سلطه]] سایر نیروهای غریزی و [[فطری]] بشر بیرون آورده و تقویت کرد تا به [[بلوغ]] [[و]] کمال خود برسد<ref>[[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۲۶ ـ ۱۲۹.</ref>.
* هر اندازه [[عقل]] به‌ وسیله [[آموزه‌های وحیانی]] [[صیقل]] بخورد، به همان اندازه در [[فهم]] و [[کشف]] [[حقایق]] تواناتر می‌گردد. البته این به معنای [[بی‌نیازی]] [[عقل]] از نیروهای دیگر "حتی [[وحی]]" در تمام [[وادی‌ها]] نیست. به [[دلایل]] زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود.
 
=== شکوفایی عقل در پرتو [[وحی]] ===
هر اندازه [[عقل]] به‌ وسیله [[آموزه‌های وحیانی]] [[صیقل]] بخورد، به همان اندازه در [[فهم]] و [[کشف]] [[حقایق]] تواناتر می‌گردد. البته این به معنای [[بی‌نیازی]] [[عقل]] از نیروهای دیگر "حتی [[وحی]]" در تمام [[وادی‌ها]] نیست. به [[دلایل]] زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود.
# عقل به [[اسرار هستی]] و [[غیب]] [[آگاهی]] ندارد.
# عقل به [[اسرار هستی]] و [[غیب]] [[آگاهی]] ندارد.
# به فرض راه داشتن عقل به [[عالم غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمی‌آید؛ زیرا کار او [[ادراک]] یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل به‌ [[تنهایی]] تمام جزئیات [[عالم آخرت]] را نمی‌تواند [[درک]] کند.
# به فرض راه داشتن عقل به [[عالم غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمی‌آید؛ زیرا کار او [[ادراک]] یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل به‌ [[تنهایی]] تمام جزئیات [[عالم آخرت]] را نمی‌تواند [[درک]] کند.
خط ۵۱: خط ۵۷:
# عقل یا باید با کمک وحی به [[حکمت]] کارها پی ببرد یا با کمک [[تجربه]]. در فرض بی‌نیازی از وحی، عقل باید مثلاً [[آخرت]] را تجربه کند تا به حکمت [[افعال]] پی‌ببرد.
# عقل یا باید با کمک وحی به [[حکمت]] کارها پی ببرد یا با کمک [[تجربه]]. در فرض بی‌نیازی از وحی، عقل باید مثلاً [[آخرت]] را تجربه کند تا به حکمت [[افعال]] پی‌ببرد.
# تجربۀ [[تاریخ]] ثابت کرده در هر برهه‌ای که [[انبیا]] و وحی در میان [[بشر]] نبوده، [[انسان‌ها]] با تکیه بر عقلِ تنها نتوانسته‌اند [[حقیقت]] را تشخیص دهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای [[حس]] خداجویی‌شان به [[پرستش]] سنگ و چوب روی آورده‌اند.
# تجربۀ [[تاریخ]] ثابت کرده در هر برهه‌ای که [[انبیا]] و وحی در میان [[بشر]] نبوده، [[انسان‌ها]] با تکیه بر عقلِ تنها نتوانسته‌اند [[حقیقت]] را تشخیص دهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای [[حس]] خداجویی‌شان به [[پرستش]] سنگ و چوب روی آورده‌اند.
* بنابراین، عقل [[راهنمایی]] قابل‌ [[اطمینان]] برای [[سعادت انسان]]، به شمار نمی‌آید. نه در [[امور دنیوی]] و نه در امر [[آخرتی]] <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>.
 
* اینکه عقل در [[اسلام]] به‌ عنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی [[احکام شرعی]] قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با [[تعالیم وحی]] شکوفا گردد. بنابراین، عقل به‌ تنهایی نمی‌تواند در هر [[وادی]] گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل می‌تواند [[آموزه‌های دینی]] را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم عقل می‌تواند گاهی بر اثر [[رسیدن به کمال]] به [[حسن و قبح]] برخی از اشیاء و افعال پی‌ببرد. افعال [[انسان]] در صورت اختیاری بودن [[ارزش]] دارد و [[اختیار]] با وجود [[عقل]] معنا می‌یابد؛ لذا از عقل به‌ عنوان [[پیامبر]] درونی [[انسان‌ها]] و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>.
بنابراین، عقل [[راهنمایی]] قابل‌ [[اطمینان]] برای [[سعادت انسان]]، به شمار نمی‌آید. نه در [[امور دنیوی]] و نه در امر [[آخرتی]].
 
اینکه عقل در [[اسلام]] به‌ عنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی [[احکام شرعی]] قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با [[تعالیم وحی]] شکوفا گردد. بنابراین، عقل به‌ تنهایی نمی‌تواند در هر وادی گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل می‌تواند [[آموزه‌های دینی]] را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم عقل می‌تواند گاهی بر اثر [[رسیدن به کمال]] به [[حسن و قبح]] برخی از اشیاء و افعال پی‌ببرد. افعال [[انسان]] در صورت اختیاری بودن [[ارزش]] دارد و [[اختیار]] با وجود [[عقل]] معنا می‌یابد؛ لذا از عقل به‌ عنوان [[پیامبر]] درونی [[انسان‌ها]] و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است<ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۳۰ ـ ۱۳۳.</ref>.


=== رابطه [[عقل]] و [[وحی]] ===
=== رابطه [[عقل]] و [[وحی]] ===
* کسانی که در تمام مسائل فردی، [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] و... عقل را [[میزان]] تشخیص همه‌ چیز قرار داده‌اند دچار [[افراط]] شده‌اند. در مقابل کسانی هم هستند که برای عقل هیچ ارزشی قائل نیستند. اما دسته سوم می‌گویند هم عقل [[ارزش]] فراوان دارد و هم نقل و بدون عقل، [[شریعت]] به‌ [[تنهایی]] کارساز نیست.
کسانی که در تمام مسائل فردی، [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] و... عقل را [[میزان]] تشخیص همه‌ چیز قرار داده‌اند دچار [[افراط]] شده‌اند. در مقابل کسانی هم هستند که برای عقل هیچ ارزشی قائل نیستند. اما دسته سوم می‌گویند هم عقل [[ارزش]] فراوان دارد و هم نقل و بدون عقل، [[شریعت]] به‌ تنهایی کارساز نیست.


=== روابط عقل و [[شریعت]] ===
=== روابط عقل و [[شریعت]] ===
# یک تصویر این است: اگر چیزی را شریعت گفت و عقل آن را [[درک]] نکرد [[فتوا]] به بطلانش بدهد سپس بعد از [[اثبات]] [[درستی]] [[نظام]] شریعت به‌ وسیله عقل به آن [[معتقد]] شود، این تصویر [[افراطی]] صحیح نیست؛ زیرا برد ادراکی عقل بسیار محدود است و عقل نیز پس از [[تکامل]] در پرتو [[تعالیم وحیانی]] به این [[حقیقت]] معترف است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۳۴ و ۱۳۵.</ref>.
# یک تصویر این است: اگر چیزی را شریعت گفت و عقل آن را [[درک]] نکرد [[فتوا]] به بطلانش بدهد سپس بعد از [[اثبات]] [[درستی]] [[نظام]] شریعت به‌ وسیله عقل به آن [[معتقد]] شود، این تصویر [[افراطی]] صحیح نیست؛ زیرا برد ادراکی عقل بسیار محدود است و عقل نیز پس از [[تکامل]] در پرتو [[تعالیم وحیانی]] به این [[حقیقت]] معترف است.
# تصویر دیگر اینکه عقل کلید شریعت باشد و پس از گشودن در شریعت، عقل هیچ‌کاره گردد؛ زیرا [[ایمان]] بدون هرگونه [[استدلال]] و قرینه [[عقلی]] تحقق می‌یابد. این دیدگاه نیز [[باطل]] و بی‌پایه است. اولاً عقلی که [[توانایی]] گشودن در شریعت را دارد چرا در ادامه از کار بیافتد. ثانیاً عقل کمال‌ یافته یکی از منابع اثباتی[[دین]] می‌باشد چرا کارایی‌اش تا این حد محدود گردد؟
# تصویر دیگر اینکه عقل کلید شریعت باشد و پس از گشودن در شریعت، عقل هیچ‌کاره گردد؛ زیرا [[ایمان]] بدون هرگونه [[استدلال]] و قرینه [[عقلی]] تحقق می‌یابد. این دیدگاه نیز [[باطل]] و بی‌پایه است. اولاً عقلی که [[توانایی]] گشودن در شریعت را دارد چرا در ادامه از کار بیافتد. ثانیاً عقل کمال‌ یافته یکی از منابع اثباتی[[دین]] می‌باشد چرا کارایی‌اش تا این حد محدود گردد؟
# تصویر بعدی اینکه باید عقلا نظام‌های [[اعتقادات]] دین را مورد نقد قرار دهند. بنابراین دیدگاه حتی اگر بتوان یک [[اعتقاد]] و [[دینی]] را اثبات کرد، باز هم نمی‌توان به‌ صورت [[قطعی]] بر آن [[اعتماد]] نمود و این امر در نهایت به نسبی‌‌گرایی منتهی می‌گردد.
# تصویر بعدی اینکه باید عقلا نظام‌های [[اعتقادات]] دین را مورد نقد قرار دهند. بنابراین دیدگاه حتی اگر بتوان یک [[اعتقاد]] و [[دینی]] را اثبات کرد، باز هم نمی‌توان به‌ صورت [[قطعی]] بر آن [[اعتماد]] نمود و این امر در نهایت به نسبی‌‌گرایی منتهی می‌گردد.
# تصویر آخر اینکه عقل می‌تواند اصول اساسی [[دین]] را اثبات کند یا نقد کند <ref> پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی ص۱۳۶ و ۱۳۷.</ref>. با توجه به برد ادراکی عقل این تصویر صحیح می‌باشد.
# تصویر آخر اینکه عقل می‌تواند اصول اساسی [[دین]] را اثبات کند یا نقد کند<ref>[[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۳۴ ـ ۱۳۷.</ref>. با توجه به برد ادراکی عقل این تصویر صحیح می‌باشد.
 
== ضرورت وحی و کارکردهای [[علم]] ==
منظور از علم، [[علوم]] متعارف [[تجربی]] است و طرح این [[پرسش]] نشان‌دهنده [[بی‌دینی]] [[انسان]] امروزی نیست. منظور از جایگزینی علم به جای [[دین]]، در [[زندگی دنیوی]] می‌باشد، وگرنه [[علم]] بشری به علت محدودیت‌هایی که دارد، نمی‌تواند به تمام رموز [[عالم غیب]] راه یابد.


== [[ضرورت وحی]] و کارکردهای [[علم]] ==
به‌هرحال آیا [[دانش بشری]] می‌تواند [[بشر]] را در [[تدبیر زندگی]] [[دنیوی]] از [[وحی]] [[بی‌نیاز]] سازد؟ [[اندیشمندان اسلامی]] بر این عقیده‌اند که [[علم بشر]] نمی‌تواند برای [[آینده]] دور و دراز بشر طرح و برنامه بریزد. [[زندگی دنیوی]] [[بشر]] کاملاً در ارتباط تنگاتنگ با [[زندگی]] [[آخرتی]] او می‌باشد<ref>[[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۳۸ ـ ۱۳۹.</ref>. از آنجا که علم به کمک [[تجربه]]، موضوعات و مسائل را مطالعه می‌کند، مسائل مربوط به [[عالم آخرت]] هرگز مورد مطالعه علم قرار نمی‌گیرد. علم و [[دانش]] در [[دین اسلام]] از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. اما هرگز بدین معنا و مفهوم نیست که علم می‌تواند جایگزین وحی گردد.  
* منظور از علم، [[علوم]] متعارف [[تجربی]] است و طرح این [[پرسش]] نشان‌دهنده [[بی‌دینی]] [[انسان]] امروزی نیست.
* منظور از [[جایگزینی]] علم به جای [[دین]]، در [[زندگی دنیوی]] می‌باشد، وگرنه [[علم]] بشری به علت محدودیت‌هایی که دارد، نمی‌تواند به تمام رموز [[عالم غیب]] راه یابد.
* به‌هرحال آیا [[دانش بشری]] می‌تواند [[بشر]] را در [[تدبیر زندگی]] [[دنیوی]] از [[وحی]] [[بی‌نیاز]] سازد؟ [[اندیشمندان اسلامی]] بر این عقیده‌اند که [[علم بشر]] نمی‌تواند برای [[آینده]] دور و دراز بشر طرح و برنامه بریزد. [[زندگی دنیوی]] [[بشر]] کاملاً در ارتباط تنگاتنگ با [[زندگی]] [[آخرتی]] او می‌باشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۳۸ و ۱۳۹.</ref>. از آنجا که علم به کمک [[تجربه]]، موضوعات و مسائل را مطالعه می‌کند، مسائل مربوط به [[عالم آخرت]] هرگز مورد مطالعه علم قرار نمی‌گیرد. علم و [[دانش]] در [[دین اسلام]] از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. اما هرگز بدین معنا و مفهوم نیست که علم می‌تواند جایگزین وحی گردد.  


=== نارسایی علم بشر در [[جایگزینی]] وحی ===
=== نارسایی علم بشر در جایگزینی وحی ===
# [[علوم]] بشری، تنها از راه [[حس]] و تجربه به دست می‌آید، به همین دلیل نمی‌تواند از امور ماورای [[عالم حس]] و طبیعت پرده بردارد.
# [[علوم]] بشری، تنها از راه [[حس]] و تجربه به دست می‌آید، به همین دلیل نمی‌تواند از امور ماورای [[عالم حس]] و طبیعت پرده بردارد.
# علم برای [[کشف]] [[واقعیات]] طبیعت هیچ چراغ قرمزی نمی‌شناسد و تا حدی پیش می‌رود که موجب تخریب محیط‌ زیست و [[جوامع بشری]] می‌گردد <ref> پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی ص۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>.
# علم برای [[کشف]] واقعیات طبیعت هیچ چراغ قرمزی نمی‌شناسد و تا حدی پیش می‌رود که موجب تخریب محیط‌ زیست و [[جوامع بشری]] می‌گردد.
# روش علوم بشری، روش [[تجربی]] است و تجربه هم پس از آزمون‌ و خطاهای مکرر در مدت‌ [[زمان]] طولانی به دست می‌آید. بنابراین اگر ما تنها بر علم بشری تکیه کنیم، لازمه آن بلاتکلیفی و سردرگمی طولانی‌مدت خواهد بود. علاوه بر این چیزهایی که با روش آزمون‌ و [[خطا]] به دست می‌آیند به‌ صورت صد درصد قابل‌ [[اطمینان]] نیستند؛ زیرا احتمال پنهان ماندن برخی از عوامل از دید علم منتفی نمی‌باشد.
# روش علوم بشری، روش [[تجربی]] است و تجربه هم پس از آزمون‌ و خطاهای مکرر در مدت‌ [[زمان]] طولانی به دست می‌آید. بنابراین اگر ما تنها بر علم بشری تکیه کنیم، لازمه آن بلاتکلیفی و سردرگمی طولانی‌مدت خواهد بود. علاوه بر این چیزهایی که با روش آزمون‌ و [[خطا]] به دست می‌آیند به‌ صورت صد درصد قابل‌ [[اطمینان]] نیستند؛ زیرا احتمال پنهان ماندن برخی از عوامل از دید علم منتفی نمی‌باشد.
# با مراجعه به [[تاریخ]] و تجارب خود به‌ روشنی درمی‌یابیم که روند تغییرات [[حقوقی]] و قانونی در طول تاریخ بشر، نشان می‌دهد که در طول هزاران سال، هنوز هم یک [[نظام حقوقی]] صحیح و کامل به وجود نیامده است.
# با مراجعه به [[تاریخ]] و تجارب خود به‌ روشنی درمی‌یابیم که روند تغییرات [[حقوقی]] و قانونی در طول تاریخ بشر، نشان می‌دهد که در طول هزاران سال، هنوز هم یک [[نظام حقوقی]] صحیح و کامل به وجود نیامده است.
# از ویژگی‌های یک [[قانون]] جامع برای [[جامعه بشری]] این است که همه [[مصالح]] فردی و [[اجتماعی]]، مادی و [[معنوی]] [[زندگی]] [[انسان]] را در نظر بگیرد. وضع چنین قانونی فقط از کسی ساخته است که انسان‌شناس کامل بوده، و به آغاز و انجام [[زندگی]] [[بشر]]، [[آگاهی]] کامل داشته باشد. یعنی [[خداوند متعال]] که از [[طریق وحی]] بشر را [[راهنمایی]] می‌کند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص۱۴۲ و ۱۴۳.</ref>.
# از ویژگی‌های یک [[قانون]] جامع برای [[جامعه بشری]] این است که همه [[مصالح]] فردی و [[اجتماعی]]، مادی و [[معنوی]] [[زندگی]] [[انسان]] را در نظر بگیرد. وضع چنین قانونی فقط از کسی ساخته است که انسان‌شناس کامل بوده، و به آغاز و انجام [[زندگی]] [[بشر]]، [[آگاهی]] کامل داشته باشد. یعنی [[خداوند متعال]] که از [[طریق وحی]] بشر را [[راهنمایی]] می‌کند<ref>[[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۴۰ ـ ۱۴۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش