←شکوفایی عقل در پرتو وحی
| (۳۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = وحی | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[ضرورت وحی در کلام اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''ضرورت وحی''' بیان پاسخ به این پرسش است، بر فرض امکان یک نوع رابطه ویژه بین خدا و برگزیدگانی از | '''ضرورت وحی''' بیان پاسخ به این [[پرسش]] است، بر فرض امکان یک نوع رابطه ویژه بین [[خدا]] و برگزیدگانی از [[بشر]]، [[حکمت]] این کار چیست؟ چه ضرورتی ایجاب میکند شیوه خاصی از [[تعلیم]] در [[سرنوشت انسان]] به وجود آید؟ البته عناصر محوری [[نبوت]] دو چیز است: یکی [[قانون]] "[[وحی]]" و دیگری آورنده "[[پیامبر]]" لذا بخشی از [[دلایل]] ناظر به ضرورت وحی و بخش دیگر آن ناظر به [[ضرورت بعثت پیامبران]] است. | ||
== واژهشناسی لغوی == | |||
معانی لغوی [[ضرورت]] عبارت است از: [[حاجت]] و بیچارگی، [[درماندگی]]، ناچاری، بایستگی [[مشقت]]، الزام و [[اضطرار]] بدیهی<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۸۳ ـ ۸۴.</ref>. | |||
== | == ضرورت وحی در اصطلاح == | ||
معنای ضرورت در [[علوم]] مختلف، متفاوت از یکدیگر میباشد. واژه "ضرورت" در منطق به معنای امتناع انفکاک چیزی از چیز دیگر است، بنابراین در قضیه {{عربی|"الانسان حیوان بالضرورة"}} به [[حکم عقل]]، انفکاک حیوانیت از [[انسان]] محال است. | |||
واژه ضرورت در [[فقه]] به معنای حالت و زمانی است که انسان در شرایط بسیار [[سختی]] قرار گیرد. یعنی [[شاعر]] برای درست کردن وزن شعری خود هر کلمهای بیاورد مقصود ما از واژه "ضرورت"، "[[لزوم]]" میباشد<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۸۵ ـ ۸۶.</ref>. | |||
== | == نظریات مختلف درباره ضرورت وحی == | ||
{{همچنین|ضرورت نبوت}} | |||
#'''رویکرد عدالتگرایانه''': هر اندیشمند دینی که با دید اجتماعی به مسئله بعثت پرداخته، رویکرد عدالتگرایانه دارد و مقدمات استدلال او ضرورت بعثت انبیا را، به منظور برقراری عدالت | هر طایفهای از [[اندیشمندان دینی]] با رویکرد خاص به تبیین این مسئله پرداختهاند. برخی از اندیشمندان از زاویه مسائل [[اجتماعی]] به مسئله [[بعثت]] نگریستهاند و دستهای دیگر با نگاه خداگرایانه؛ زیرا هدف اصلی بعثت را رسیدن به [[قرب الهی]] میدانند. برخی هم [[هدف از بعثت]] را [[رستگاری]] [[دنیا]] و [[آخرت]] دانستهاند. | ||
#'''رویکرد خداگرایانه''': عرفا وجود [[ | # '''رویکرد عدالتگرایانه''': هر [[اندیشمند]] [[دینی]] که با دید اجتماعی به مسئله بعثت پرداخته، رویکرد عدالتگرایانه دارد و مقدمات [[استدلال]] او [[ضرورت بعثت انبیا]] را، به منظور [[برقراری عدالت]] [[اثبات]] میکند. | ||
#'''رویکرد کارکرد گرایانه''': برخی از اندیشمندان دینی استدلال کردهاند که: چون دین در عرصههای مختلف زندگی بشر دارای آثار و فواید فراوانی | # '''رویکرد خداگرایانه''': عرفا وجود [[انبیای الهی]] را، فقط به منظور رسیدن [[انسانها]] به [[قرب الهی]] ضروری میدانند و بر [[ضرورت]] وجود انبیایی [[الهی]] برای دستیابی به مقصد مادی کمتر توجه کردهاند. | ||
#'''رویکرد جامعنگرانه''': هر متفکری که نقش دین را، در امور دنیوی و اخروی بشر برجسته دانسته، رویکرد جامعنگرانه بر مسئله | # '''رویکرد کارکرد گرایانه''': برخی از [[اندیشمندان دینی]] [[استدلال]] کردهاند که: چون [[دین]] در عرصههای مختلف [[زندگی]] [[بشر]] دارای آثار و فواید فراوانی است؛ لذا ضرورت دارد. در این رویکرد، شخص فارغ از [[صدق]] و [[کذب]] [[واقعی]] گزارههای [[دینی]]، فقط به کارکردهای آن توجه دارد. | ||
# '''رویکرد جامعنگرانه''': هر متفکری که [[نقش دین]] را، در [[امور دنیوی]] و [[اخروی]] بشر برجسته دانسته، رویکرد جامعنگرانه بر مسئله [[ضرورت نبوت]] و [[وحی الهی]] و [[بعثت]] انبیای الهی دارد. مانند: [[شهید مطهری]]، [[آیتالله مصباح]]، [[آیتالله]] جوادی و [[علامه طباطبائی]] در [[المیزان]]<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۸۷-۹۱.</ref>. | |||
== مبانی ادله ضرورت وحی و [[ | == مبانی [[ادله]] ضرورت وحی و [[بعثت پیامبران]] == | ||
قواعد زیر بهعنوان مبانی [[اثبات]] ادله [[ضرورت بعثت انبیا]] به شمار میآیند: | |||
#[[ | # قاعده [[حسن و قبح افعال]]؛ | ||
#[[قاعده لطف]]؛ | # [[قاعده لطف]]؛ | ||
# [[ | # قاعده [[تکلیف]]؛ | ||
#[[ | # قاعده [[مدنی]] بالطبع بودن انسانها. | ||
==منکران ضرورت وحی و | == منکران ضرورت وحی و بعثت پیامبران == | ||
یک گروه از [[اشاعره]] [[ضرورت بعثت]] به معنای [[نیازمندی]] بشر را قبول دارند، اما ضرورت بعثت به معنای [[وجوب]] آن را منکرند؛ زیرا معتقدند [[واجب]] دانستن یک فعل بر [[خداوند]] به نوعی [[حاکمیت]] مطلقه الهی را محدود میکند. و لازم نیست که به طور حتم [[خدای متعال]] به سوی سایر [[بندگان]] [[پیامبری]] بفرستند. | |||
دستهای دیگر از منکران ضرورت وحی به بیفایده بودن وجود انبیای الهی [[اعتقاد]] دارند لذا اصل [[نبوت]] را نیز [[انکار]] کردهاند. استدلال آنها این است که [[عقل]] و [[علم]] بشری میتواند [[نیازمندیهای انسان]] را برآورده سازد. | |||
گروه [[براهمه]] استدلال میکنند [[بشر]] میتواند بدون کمک [[انبیا]] و با تکیه بر عقل و [[خرد]] خود همه آنچه را که [[پیامبران]] میآورند به دست آورد. کسانی که به نام نافیان [[تکلیف]] معروفند و کسانی که برای [[علم]] و [[عقل]]، قلمرو گسترده و [[کارایی]] بسیاری قائلند [[بعثت]] را [[انکار]] میکنند. از اینرو بر آن هستیم که به کارکردهای عقل و علم در [[جامعه بشری]] بپردازیم<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۲۲ ـ ۱۲۵.</ref>. | |||
== | == ضرورت وحی و کارکردهای عقل == | ||
آیا عقل بشری که در [[روایات اسلامی]] در حوزه نظر و [[عمل]]بهترین [[راهنمای انسان]] و حتی [[برتر]] از [[وحی]] تلقی گردیده، نمیتواند جایگزین [[دین]] گردد، و [[بشر]] را از وحی و [[شریعت]] بینیاز سازد؟ | |||
اگر [[اثبات]] شود که برد ادراکی عقل چنین گسترده است تز [[جدایی دین از سیاست]] [[تأیید]] میشود. در [[مشرق]] [[زمین]] برهمانیان مدعی شدند که رهاورد وحی یا مخالف عقل است یا موافق آن. در صورت اول باید آن را رد کرد و در صورت دوم بازهم به آن نیازی نیست. | |||
باید ابتدا ارزیابی مختصری از عقل و کارکردهای آن در امور مختلف [[زندگی]] [[بشر]] داشته باشیم تا بدانیم آیا کارکردهای عقل، به ضرورت وحی لطمه میزند؟ | |||
== | === کارکردهای عقل === | ||
واژه "عقل" در اصل به معنای امساک و منع است. اما در اصطلاح، عقل نیروی تشخیص و [[فهم]] و [[ادراک]] میباشد که مشوق [[انسان]] بر [[عمل صالح]] است و بازدارنده از عمل سنجیده. | |||
در درون آدمها علاوه بر نیروی عقل، نیروهای دیگری نیز وجود دارند که پیوسته در [[کشمکش]] با یکدیگرند. بنابراین باید نیروی عقل را بر سایر نیروها [[حاکم]] نمود و تنها راه مناسب بنابر فرمایش [[حضرت علی]]{{ع}} بهواسطه آموزههای وحی میباشد: {{عربی|"وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ... وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ"}}. یعنی باید عقل را از زیر [[سلطه]] سایر نیروهای غریزی و [[فطری]] بشر بیرون آورده و تقویت کرد تا به [[بلوغ]] [[و]] کمال خود برسد<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۲۶ ـ ۱۲۹.</ref>. | |||
==منابع== | === شکوفایی عقل در پرتو [[وحی]] === | ||
هر اندازه [[عقل]] به وسیله [[آموزههای وحیانی]] [[صیقل]] بخورد، به همان اندازه در [[فهم]] و [[کشف]] [[حقایق]] تواناتر میگردد. البته این به معنای [[بینیازی]] [[عقل]] از نیروهای دیگر "حتی [[وحی]]" در تمام [[وادیها]] نیست. به [[دلایل]] زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود. | |||
# عقل به [[اسرار هستی]] و [[غیب]] [[آگاهی]] ندارد. | |||
# به فرض راه داشتن عقل به [[عالم غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمیآید؛ زیرا کار او [[ادراک]] یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل به [[تنهایی]] تمام جزئیات [[عالم آخرت]] را نمیتواند [[درک]] کند. | |||
# عقل به تنهایی نمیتواند [[فلسفه]] بسیاری از [[دستورات]] [[شارع]] را درک کند. | |||
# عقل یا باید با کمک وحی به [[حکمت]] کارها پی ببرد یا با کمک [[تجربه]]. در فرض بینیازی از وحی، عقل باید مثلاً [[آخرت]] را تجربه کند تا به حکمت [[افعال]] پیببرد. | |||
# تجربۀ [[تاریخ]] ثابت کرده در هر برههای که [[انبیا]] و وحی در میان [[بشر]] نبوده، [[انسانها]] با تکیه بر عقلِ تنها نتوانستهاند [[حقیقت]] را تشخیص دهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای [[حس]] خداجوییشان به [[پرستش]] سنگ و چوب روی آوردهاند. | |||
بنابراین، عقل [[راهنمایی]] قابل [[اطمینان]] برای [[سعادت انسان]]، به شمار نمیآید. نه در [[امور دنیوی]] و نه در امر [[آخرتی]]. | |||
اینکه عقل در [[اسلام]] به عنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی [[احکام شرعی]] قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با [[تعالیم وحی]] شکوفا گردد. بنابراین، عقل به تنهایی نمیتواند در هر وادی گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل میتواند [[آموزههای دینی]] را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم عقل میتواند گاهی بر اثر [[رسیدن به کمال]] به [[حسن و قبح]] برخی از اشیاء و افعال پیببرد. افعال [[انسان]] در صورت اختیاری بودن [[ارزش]] دارد و [[اختیار]] با وجود [[عقل]] معنا مییابد؛ لذا از عقل به عنوان [[پیامبر]] درونی [[انسانها]] و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۳۰ ـ ۱۳۳.</ref>. | |||
=== رابطه [[عقل]] و [[وحی]] === | |||
کسانی که در تمام مسائل فردی، [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] و... عقل را [[میزان]] تشخیص همه چیز قرار دادهاند دچار [[افراط]] شدهاند. در مقابل کسانی هم هستند که برای عقل هیچ ارزشی قائل نیستند. اما دسته سوم میگویند هم عقل [[ارزش]] فراوان دارد و هم نقل و بدون عقل، [[شریعت]] به تنهایی کارساز نیست. | |||
=== روابط عقل و [[شریعت]] === | |||
# یک تصویر این است: اگر چیزی را شریعت گفت و عقل آن را [[درک]] نکرد [[فتوا]] به بطلانش بدهد سپس بعد از [[اثبات]] [[درستی]] [[نظام]] شریعت به وسیله عقل به آن [[معتقد]] شود، این تصویر [[افراطی]] صحیح نیست؛ زیرا برد ادراکی عقل بسیار محدود است و عقل نیز پس از [[تکامل]] در پرتو [[تعالیم وحیانی]] به این [[حقیقت]] معترف است. | |||
# تصویر دیگر اینکه عقل کلید شریعت باشد و پس از گشودن در شریعت، عقل هیچکاره گردد؛ زیرا [[ایمان]] بدون هرگونه [[استدلال]] و قرینه [[عقلی]] تحقق مییابد. این دیدگاه نیز [[باطل]] و بیپایه است. اولاً عقلی که [[توانایی]] گشودن در شریعت را دارد چرا در ادامه از کار بیافتد. ثانیاً عقل کمال یافته یکی از منابع اثباتی[[دین]] میباشد چرا کاراییاش تا این حد محدود گردد؟ | |||
# تصویر بعدی اینکه باید عقلا نظامهای [[اعتقادات]] دین را مورد نقد قرار دهند. بنابراین دیدگاه حتی اگر بتوان یک [[اعتقاد]] و [[دینی]] را اثبات کرد، باز هم نمیتوان به صورت [[قطعی]] بر آن [[اعتماد]] نمود و این امر در نهایت به نسبیگرایی منتهی میگردد. | |||
# تصویر آخر اینکه عقل میتواند اصول اساسی [[دین]] را اثبات کند یا نقد کند<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۳۴ ـ ۱۳۷.</ref>. با توجه به برد ادراکی عقل این تصویر صحیح میباشد. | |||
== ضرورت وحی و کارکردهای [[علم]] == | |||
منظور از علم، [[علوم]] متعارف [[تجربی]] است و طرح این [[پرسش]] نشاندهنده [[بیدینی]] [[انسان]] امروزی نیست. منظور از جایگزینی علم به جای [[دین]]، در [[زندگی دنیوی]] میباشد، وگرنه [[علم]] بشری به علت محدودیتهایی که دارد، نمیتواند به تمام رموز [[عالم غیب]] راه یابد. | |||
بههرحال آیا [[دانش بشری]] میتواند [[بشر]] را در [[تدبیر زندگی]] [[دنیوی]] از [[وحی]] [[بینیاز]] سازد؟ [[اندیشمندان اسلامی]] بر این عقیدهاند که [[علم بشر]] نمیتواند برای [[آینده]] دور و دراز بشر طرح و برنامه بریزد. [[زندگی دنیوی]] [[بشر]] کاملاً در ارتباط تنگاتنگ با [[زندگی]] [[آخرتی]] او میباشد<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۳۸ ـ ۱۳۹.</ref>. از آنجا که علم به کمک [[تجربه]]، موضوعات و مسائل را مطالعه میکند، مسائل مربوط به [[عالم آخرت]] هرگز مورد مطالعه علم قرار نمیگیرد. علم و [[دانش]] در [[دین اسلام]] از جایگاه ویژهای برخوردار است. اما هرگز بدین معنا و مفهوم نیست که علم میتواند جایگزین وحی گردد. | |||
=== نارسایی علم بشر در جایگزینی وحی === | |||
# [[علوم]] بشری، تنها از راه [[حس]] و تجربه به دست میآید، به همین دلیل نمیتواند از امور ماورای [[عالم حس]] و طبیعت پرده بردارد. | |||
# علم برای [[کشف]] واقعیات طبیعت هیچ چراغ قرمزی نمیشناسد و تا حدی پیش میرود که موجب تخریب محیط زیست و [[جوامع بشری]] میگردد. | |||
# روش علوم بشری، روش [[تجربی]] است و تجربه هم پس از آزمون و خطاهای مکرر در مدت [[زمان]] طولانی به دست میآید. بنابراین اگر ما تنها بر علم بشری تکیه کنیم، لازمه آن بلاتکلیفی و سردرگمی طولانیمدت خواهد بود. علاوه بر این چیزهایی که با روش آزمون و [[خطا]] به دست میآیند به صورت صد درصد قابل [[اطمینان]] نیستند؛ زیرا احتمال پنهان ماندن برخی از عوامل از دید علم منتفی نمیباشد. | |||
# با مراجعه به [[تاریخ]] و تجارب خود به روشنی درمییابیم که روند تغییرات [[حقوقی]] و قانونی در طول تاریخ بشر، نشان میدهد که در طول هزاران سال، هنوز هم یک [[نظام حقوقی]] صحیح و کامل به وجود نیامده است. | |||
# از ویژگیهای یک [[قانون]] جامع برای [[جامعه بشری]] این است که همه [[مصالح]] فردی و [[اجتماعی]]، مادی و [[معنوی]] [[زندگی]] [[انسان]] را در نظر بگیرد. وضع چنین قانونی فقط از کسی ساخته است که انسانشناس کامل بوده، و به آغاز و انجام [[زندگی]] [[بشر]]، [[آگاهی]] کامل داشته باشد. یعنی [[خداوند متعال]] که از [[طریق وحی]] بشر را [[راهنمایی]] میکند<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۱۴۰ ـ ۱۴۳.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:11446.jpg|22px]] [[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|'''پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[وحی در قرآن]] | * [[وحی در قرآن]] | ||
* [[وحی در حدیث]] | * [[وحی در حدیث]] | ||
| خط ۹۶: | خط ۱۰۱: | ||
* [[انکشاف]] | * [[انکشاف]] | ||
* [[پدیدارگری]] | * [[پدیدارگری]] | ||
* | * تجلی | ||
* [[تجلیگری]] | * [[تجلیگری]] | ||
* [[تنزیل]] | * [[تنزیل]] | ||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۵۳: | ||
* [[نزول قرآن]] | * [[نزول قرآن]] | ||
* [[تجربه دینی]] | * [[تجربه دینی]] | ||
{{پایان | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{ | {{پانویس}} | ||
[[رده:وحی]] | [[رده:وحی]] | ||