عصر امام رضا: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۰٬۸۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۴۳: خط ۳۴۳:
امام رضا{{ع}} به [[تبلیغ]] زبانی بسنده نکرده، بلکه در این راه [[اموال]] خود را [[هزینه]] می‌کرد تا بتواند افراد بیشتری را به [[اخلاق اسلامی]] بیاراید. او بردگانی می‌خرید و پس از آن‌که آنان را از زلال [[اخلاق]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} [[سیراب]] می‌کرد و از نظر [[اخلاقی]] کاملا پرورش می‌داد، آزادشان می‌نمود. [[حضرت رضا]]{{ع}} در طول [[زندگی]] خود هزار برده [[آزاد]] کرد که همگی از جام [[معرفت]] او نوشیده و از [[رفتار]] او تأثیر پذیرفته بودند. روشن است که این تعداد [[انسان]] چه تأثیر شگرفی در [[تحول]] روند اخلاقی [[جامعه]] دارد،؛ چراکه هریک از این افراد، پس از پرورش یافتن در کانون [[امامت]] و اخلاق و دریافت [[آموزه‌های دینی]] و اخلاقی خود را ساخته، سپس به جریانی تبدیل شده که همگی روشن‌ضمیر بوده و با [[اخلاص]] و [[روشن‌بینی]] در [[جامعه اسلامی]] و در میان [[امّت]] به [[اصلاح جامعه]] می‌پرداختند.
امام رضا{{ع}} به [[تبلیغ]] زبانی بسنده نکرده، بلکه در این راه [[اموال]] خود را [[هزینه]] می‌کرد تا بتواند افراد بیشتری را به [[اخلاق اسلامی]] بیاراید. او بردگانی می‌خرید و پس از آن‌که آنان را از زلال [[اخلاق]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} [[سیراب]] می‌کرد و از نظر [[اخلاقی]] کاملا پرورش می‌داد، آزادشان می‌نمود. [[حضرت رضا]]{{ع}} در طول [[زندگی]] خود هزار برده [[آزاد]] کرد که همگی از جام [[معرفت]] او نوشیده و از [[رفتار]] او تأثیر پذیرفته بودند. روشن است که این تعداد [[انسان]] چه تأثیر شگرفی در [[تحول]] روند اخلاقی [[جامعه]] دارد،؛ چراکه هریک از این افراد، پس از پرورش یافتن در کانون [[امامت]] و اخلاق و دریافت [[آموزه‌های دینی]] و اخلاقی خود را ساخته، سپس به جریانی تبدیل شده که همگی روشن‌ضمیر بوده و با [[اخلاص]] و [[روشن‌بینی]] در [[جامعه اسلامی]] و در میان [[امّت]] به [[اصلاح جامعه]] می‌پرداختند.
از میان آزاد شدگان، صدها تن مربی دلسوخته و [[مصلح]] برآمده، وجود آنان سبب شد تا [[مردم]] با [[مشاهده]] [[حسی]] و عینی [[اخلاق اسلامی]] در شمار [[پیروان]] [[امام رضا]]{{ع}} درآیند؛ لذا در [[روزگار]] امام رضا{{ع}} پیروان او فزونی گرفته، [[پایگاه مردمی]] آن حضرت در بیشتر [[سرزمین‌های اسلامی]] گسترش یافت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۳۱.</ref>
از میان آزاد شدگان، صدها تن مربی دلسوخته و [[مصلح]] برآمده، وجود آنان سبب شد تا [[مردم]] با [[مشاهده]] [[حسی]] و عینی [[اخلاق اسلامی]] در شمار [[پیروان]] [[امام رضا]]{{ع}} درآیند؛ لذا در [[روزگار]] امام رضا{{ع}} پیروان او فزونی گرفته، [[پایگاه مردمی]] آن حضرت در بیشتر [[سرزمین‌های اسلامی]] گسترش یافت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۳۱.</ref>
===[[اصلاحات سیاسی]]===
این مبحث را در چند بند بررسی و تحلیل می‌کنیم:
====[[امام رضا]]{{ع}} و راهبری [[جنبش]] [[الهی]]====
لازمه [[شناخت]] اسلوب و روش راهبری جنبش الهی و انقلابی از سوی امام رضا{{ع}} ارائه تصویری روشن، ولی مختصر از روش‌هایی است که [[امامان معصوم]]{{ع}} در [[رهبری]] جنبش الهی و انقلابی خود به کار می‌گرفتند. بدین ترتیب خواهیم توانست از لابه‌لای داده‌های [[تاریخ]] درباره رهبری دیگر [[امامان]]، به شیوه راهبری الهی و انقلابی امام رضا{{ع}} پی ببریم.
بی‌تردید [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} [[مسئولیت]] دارد تا به ساختار [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]]، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] [[انسان]] و [[جامعه]] بپردازد. این ایفای [[وظیفه]]، مستلزم ایجاد پایگاهی مردمی است که مبتنی بر شیوه [[اهل‌بیت]]{{عم}} و [[نظریه]] [[اسلامی]] آنان درباره هستی، [[حیات]] و جامعه باشد. به همین جهت به [[فعالیت سیاسی]] صرف یا دست‌یابی به هر [[قدرت]] و [[حاکمیت]] بسنده نمی‌کند، بلکه فعالیت سیاسی جزیی از [[وظایف]] کلی امام{{ع}} بوده و رسیدن به قدرت [[هدف]] نبوده، که وسیله‌ای برای تحقق بخشیدن به اهداف [[مقدس]] [[راهبر]] معصوم است و همه امامان معصوم{{عم}} همین هدف را دنبال می‌کردند. البته تلاش امامان معصوم{{عم}} برای رسیدن به این هدف تابع شرایط و فضای [[حاکم]] بر جامعه بود. شرایطی که [[امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]] در آن به سر می‌بردند، با شرایطی که [[امام سجاد]]{{ع}} و دیگر امامان{{عم}} در آن می‌زیستند، کاملا متفاوت بود. آن سه [[بزرگوار]] توانستند به‌طور مستقیم در همه عرصه‌های جنبش الهی و انقلابی خود، ایفای وظیفه رهبری کنند، اما شرایط در [[روزگار]] [[امام زین العابدین]]{{ع}} و دیگر امامان{{عم}} دگرگون شده بود. از همین‌رو این امامان، به ناچار، روند رویدادها، به‌ویژه اوضاع نظامی و سیاسی را به صورت غیرمستقیم زیر نظر گرفته، بر آن اشراف داشتند و به دور از چشم حاکمیت و مخفیانه خط [[حرکت]] الهی و انقلابی را رهبری می‌کردند، و این در حالی بود که حاکمیت نمی‌توانست فعالیت‌های سازمانی این جریان و نیز ارتباط یا عدم ارتباط آن را با [[امام]] و مراتب [[نظارت]] امام{{ع}} بر آن پی ببرد. این موضوع را نباید فراموش کرد که این [[رهبران]] به چند دلیل روش خود را در ایفای [[وظایف]] خویش محدود و پنهان می‌کردند:
#در نظر گرفتن [[مصالح عمومی]] در سطح [[امت]] و [[جامعه اسلامی]]؛
# [[مصالح]] خصوصی [[اسلام]] که به [[جنبش]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} به‌عنوان متولیان [[اصلاح]] اوضاع مرتبط؛
#شرایط و ویژگی‌های عمومی و خصوصی، مانند توان جنبش و [[استحکام]] و ریشه‌دار بودن [[پایگاه مردمی]].
[[امامان معصوم]]{{عم}} با رعایت سه اصل یاد شده و در نهایت [[پنهان‌کاری]]، به طور غیرمستقیم، راهبری تمام فعالیت‌ها از جمله جنبش‌های مسلحانه را به عهده داشتند تا در آغاز کار و با شروع ایفای [[رسالت]] [[امامت]] خود، در معرض کشته شدن قرار نگیرند.
آن بزرگواران، [[اصلاح امت]] و پرورش آن را بر هر کاری مقدم می‌دانستند و باید برای این [[وظیفه]] و [[اصلاح جامعه]] و ساختار آن، در میان [[مردم]] می‌بودند تا بتواند به [[هدف]] خود که [[مکتب اسلام]] آن را ترسیم کرده بود برسند. حال اگر [[امامان]]{{عم}} به‌طور مستقیم راهبری [[انقلاب]] و قیام‌های نظامی را به عهده می‌گرفتند بی‌تردید کشته می‌شدند و [[امت اسلامی]] کسی را نداشت تا فقیهانی و عالمانی [[هدایتگر]]، زاهدان و عابدانی پیش‌آهنگ، سیاستمدارانی پاک‌کردار و راست‌گفتار و رهبران قیام‌های انقلابی را پرورش داده، به آنان ارائه دهد.
به یک سخن، [[امام]]{{ع}} در راستای کار [[الهی]] خود، دو خط را دنبال می‌کرد:
# [[خط فکری]] بود. این خط، به [[دانش‌اندوزی]] و گسترش آن و ایفای وظیفه [[امر به معروف و نهی از منکر]] به‌طور [[مسالمت‌آمیز]] می‌پرداخت؛
#خط [[رویارویی]] و [[مقاومت]] بود. این خط وظیفه داشت تا با به‌کارگیری [[زور]] به منظور [[جلوگیری از انحراف]] [[حکومت‌ها]] از شیوه اصیل [[اسلامی]] و مبانی [[حاکمیت]] آن، علیه حاکمیت‌های [[ستمگر]] [[اعلان]] [[قیام]] کند که با تأملی دقیق در روش و [[منش]] [[رفتاری]] امامان معصوم{{عم}} این مطلب برای ما آشکار می‌شود.
پس از به شهادت رسیدن [[امام حسین]]{{ع}} و به [[اسارت]] بردن خاندانش، [[امام زین العابدین]]{{ع}} از همین روش [[پیروی]] کرد،؛ چراکه شرایط [[سیاسی]] دگرگون شده بود و از دیگرسو [[پایگاه مردمی]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} فزونی یافته و کسانی به [[یاری امام]] [[زین العابدین]]{{ع}} برخاسته، در شمار [[پیروان]] او درآمدند که از جایگاه و توان متفاوتی برخوردار بودند.
در [[روزگار]] [[امامت امام زین العابدین]]{{ع}} «[[توابین]]» به [[رهبری]] «مختار ثقفی» به [[خون‌خواهی امام حسین]]{{ع}} و [[شهیدان کربلا]] [[قیام]] کردند، و در حالی‌که این [[جنبش]] از [[حمایت]] [[امام سجاد]]{{ع}} برخوردار بود، اما [[حاکمیت]] [[اموی]]، هیچ ردپا و دلیلی مبنی بر ارتباط امام سجاد{{ع}} با این جنبش به‌دست نیاورد. زمانی که «[[محمد بن حنفیه]]» عموی امام سجاد{{ع}} درباره این قیام و حمایت از آن با امام سجاد [[گفت‌وگو]] کرد، حضرت فرمود:
{{متن حدیث|يَا عَمِّ، لَوْ أَنَّ عَبْدًا زَنْجِيًّا تَعَصَّبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، لَوَجَبَ عَلَى النَّاسِ مُؤَازَرَتُهُ، وَ قَدْ وَلَّيْتُكَ هَذَا الْأَمْرَ، فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ}}<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۳۶۳- ۳۴۶ (به نقل از: جعفر بن نماحلی، «رساله ذوب النّضار فی شرح الثار» که نویسنده، آن را از پدرش «[[محمد بن نماحلی]]» نقل کرده است).</ref>؛ ای عمو، اگر برده‌ای سیاه در راه حمایت از ما پای‌ورزی کند، بر همگان [[واجب]] است از او حمایت و [[پشتیبانی]] کنند.
من این کار را به تو می‌سپارم. هرچه می‌خواهی انجام ده.
در این ماجرا اصل [[پنهان‌کاری]] کاملا لحاظ شده بود و تنها اندکی از پیروان [[اهل‌بیت]]{{عم}} از آن [[آگاهی]] یافتند. زمانی که جماعتی به دیدار «محمد بن حنفیه» رفتند، او آنان را به [[همراهی]] با مختار و مشارکت در قیام او فراخواند. او همچنین نامه‌ای به «[[ابراهیم اشتر]]» فرزند «[[مالک اشتر]]» نگاشته، او را به پیوستن به [[قیام مختار]] [[تشویق]] و [[ترغیب]] می‌کرد<ref>الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۱۴- ۲۱۵.</ref>.
و هنگامی که «‌[[عبدالله بن زبیر]]» محمد بن حنفیه را محاصره و او را به [[مرگ]] و [[سوزاندن]] [[تهدید]] کرده بود، محمد طی نامه‌ای از مختار [[درخواست یاری]] کرد و مختار سپاهی گسیل داشته، محمد را از آن تنگنا [[نجات]] داد<ref>الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۵۰- ۲۵۱.</ref>.
از این ماجرا بدون هر ابهامی درمی‌یابیم که امام سجاد{{ع}} محمد بن حنفیه را به‌عنوان [[رهبر]] و [[فرمانده]] جناح نظامی تعیین کرده، بدو [[اختیار]] داده بود تا به طور مستقیم و مستقل و بدون [[دخالت]] [[امام]]{{ع}} دستورهای نظامی را صادر کند.
پس از آن‌که [[سلطه]] [[امویان]] بر [[عراق]]، [[حجاز]] و برخی [[سرزمین‌های اسلامی]] به پایان رسید و مختار بر آنها چیره شد، [[امام زین العابدین]]{{ع}} در حضور برخی از [[نزدیکان]] مختار، با این عبارت، مختار را [[ستوده]]، فرمود: [[ستایش]] خدایی را سزاست که [[عنایت]] کرد تا [[شاهد]] [[خون‌خواهی]] از دشمنانم باشم و [[خداوند]] مختار را [[پاداش]] خیر دهد<ref>رجال کشی، ص۱۲۷، حدیث ۲۰۳.</ref>.
در همان هنگام که [[امام]]{{ع}} به‌طور غیرمستقیم [[قیام مختار]] را [[هدایت]] می‌کرد، [[عالمان]] و [[فقیهان]] و راویانی به [[جامعه اسلامی]] ارائه کرد که: «‌[[عبدالله بن الحسن]]»، «[[زهری]]» «[[عمرو بن دینار]]»، «[[علی بن زید بن جدعان]]» و «[[یحیی بن ام الطویل]]» از آن جمله بودند<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۳۹۱.</ref>.
[[امام سجاد]]{{ع}} همچنان در [[تدارک]] [[رهبری]] [[آینده]] بود. او فرزندش امام «[[محمد باقر]]»{{ع}} را به [[امامت]] و راهبری [[عامه]] و فرزند دیگرش «زید» را برای قیام مسلحانه علیه [[حاکمان غاصب]] آماده کرد.
در [[روزگار]] [[امامت امام باقر]]{{ع}}، زید نزد [[امام باقر]]{{ع}} رفته از حضرتش [[اجازه]] خواست. امام در پاسخ فرمود: ای زید، این کار را مکن،؛ چراکه می‌ترسم برون [[کوفه]] کشته و به دار آویخته شوی.
زید نیز از امام باقر{{ع}} [[فرمان]] برده، از [[قیام]] در روزگار آن حضرت خودداری کرد<ref>الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۲۸۱.</ref>.
[[زید بن علی]]{{ع}} امامت برادرش امام باقر{{ع}} و امامت برادرزاده‌اش [[امام صادق]]{{ع}} را پذیرفته، بدان گردن نهاده بود. او در [[شعر]] زیر به [[پیروی]] خود از دو امام [[بزرگوار]] اشاره کرده، سروده است:
«[[باقر]] (شکافنده) [[علم]] در لحد جای گرفت؛ همان که امام جهانیان و [[پاکیزه]] زاده بود.
پس از او کسی را جز امام‌ [[جعفر صادق]]{{ع}}‌ ندارم؛ او امام جهانیان و یگانه ستوده شده است»<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۹۶ (به نقل از: [[مناقب]] [[آل ابی طالب]]، ج۴، ص۲۱۳):
{{متن حدیث|ثَوَى بَاقِرُ الْعِلْمِ فِي مَلْحَدٍ *** إِمَامُ الْوَرَى طَيِّبُ الْمَوْلِدِ
فَمَنْ لِي سِوَى جَعْفَرٍ بَعْدَهُ *** إِمَامِ الْوَرَى الْأَوْحَدِ الْأَمْجَدِ}}</ref>.
تصریح امام باقر{{ع}} به [[یاری کردن]] زید، بهترین [[گواه]] بر این مطلب است که [[امامان معصوم]]{{ع}} غیرمستقیم خط نظامی را راهبری می‌کردند. آن حضرت درباره [[قیام]] و [[سرنوشت]] زید، فرموده است: به [[یقین]] برادرم [[زید بن علی]] قیام می‌کند و در راه [[حق]] کشته خواهد شد، پس [[بدا]] به حال کسی که او را تنها گذارد. بدا به حال کسی که با او بجنگد. بدا به حال کسی که او را بکشد<ref>خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص۱۱۳.</ref>.
در [[روزگار]] [[امام صادق]]{{ع}} و پیش از [[قیام زید]]، گروهی به [[دیدار امام]]{{ع}} رفته، از آن حضرت درباره [[بیعت]] با زید پرسیدند، حضرت فرمود: «با او بیعت کنید»<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۵۳.</ref>.
امام صادق{{ع}} هماره می‌فرمود: خدای مرا در [[پاداش]] کشتگان و صاحبان‌ آن [[خون‌ها]] [[شریک]] گرداند. به [[خدا]] [[سوگند]]، عمویم زید و [[یاران]] او همانند [[علی بن ابی طالب]] و یاران او در همان راه گام نهادند و چون آنها [[شهید]] شدند<ref>الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۴۳.</ref>.
[[انقلابیون]] با در نظر گرفتن [[شرایط حاکم]] بر [[جامعه]]، در [[دعوت]] خویش هرگز از [[امام]] موردنظر خود به‌طور صریح نام نمی‌بردند، بلکه از او با {{متن حدیث|الرِّضَى مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}} (فرد مورد [[رضایت]]، از [[آل محمد]]{{صل}}) نام می‌بردند. امام{{ع}} هماره یاران خود را از قیام با کسانی که پیوند [[فکری]] و [[ایمانی]] با حضرت نداشتند برحذر می‌داشت و می‌فرمود:
{{متن حدیث|إِنْ أَتَاكُمْ آتٍ مِنَّا فَانْظُرُوا عَلَى أَيِّ شَيْ‌ءٍ تَخْرُجُونَ؟ وَ لَا تَقُولُوا: خَرَجَ زَيْدٌ، فَإِنَّ زَيْداً كَانَ عَالِماً وَ كَانَ صَدُوقاً، وَ لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ، إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَى بِمَا دَعَاكُمْ إِلَيْهِ...}}<ref>فروع کافی، ج۸، ص۲۶۴.</ref>؛
اگر کسی از خاندان‌ ما نزد شما آمد و شما را به قیام فراخواند درنگ کنید و ببینید می‌خواهید برای چه قیام کنید، مبادا بگویید: زید قیام کرد و این نیز از همان [[خاندان]] است و باید در کنار او قیام کنیم. بدانید که‌ زید عالم و [[راستگو]] بود. او شما را به بیعت با خویش نخواند بلکه به پذیرش‌ «[[رضا]] از آل محمد{{صل}}» فرا خواند و اگر [[پیروز]] می‌شد به [[یقین]] به [[وعده]] خود [[وفا]] می‌کرد.
شایان توجه است که بدانیم [[گرایش]] و خطمشی نظامی از دو جهت سپر و [[دژ]] [[امامان]]{{ع}} بود:
# [[حفاظت]] از حالت و [[روحیه]] انقلابی [[جامعه]] تا پیوسته آماده [[قیام]] و [[فداکاری]] باشد؛
#با سرگرم شدن [[حاکمان]] به تعقیب و [[گریز]] و [[رویارویی]] با [[جنبش‌های انقلابی]] و [[قیام‌ها]]، [[فرصت]] برای ادامه فعالیت‌های [[اصلاحی]] به دست می‌آمد و امامان{{ع}} جز در زمینه قیام، در تمام زمینه‌ها به فعالیت می‌پرداختند که در این [[صورت امام]]{{ع}} از حاکمان گزندی نمی‌دید و حضور او در میان [[مردم]]، [[ایمنی]] و [[سلامت]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} و [[یاران]] ایشان را تضمین می‌کرد. [[حاکمیت]] نیز که سرگرم رویارویی با قیام‌ها و [[انقلابیون]] بود از پرداختن به [[امام]]{{ع}} و ممانعت از [[فعالیت‌های اجتماعی]] او خودداری می‌کرد؛ زیرا اقدام به [[سرکوب]] همه‌جانبه، دامنه قیام و اقدام‌های نظامی را گسترش می‌داد. از این‌رو کسانی که در ظاهر به [[دانش‌اندوزی]] یا [[بازرگانی]] پرداخته، از کارهای نظامی دوری می‌جستند، از [[آزادی]] نسبی داده شده از سوی [[حکومت]]، بهره می‌بردند.
[[امام صادق]]{{ع}} با اشاره به سپر بودن قیام‌های مسلحانه فرمود:
{{متن حدیث|كُفُّوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ الْزَمُوا بُيُوتَكُمْ، فَإِنَّهُ لَا يُصِيبُكُمْ أَمْرٌ تَخُصُّونَ بِهِ أَبَداً، وَ لَا تَزَالُ الزَّيْدِيَّةُ لَكُمْ وِقَاءً أَبَداً}}<ref>اصول کافی، ج۲، ص۲۲۵.</ref>؛
زبان خویش را از فاش کردن رازها بربندید و [[خانه‌نشینی]] گزینید که در این دو صورت‌ هرگز [[دین]] شما دستخوش [[نابسامانی]] نخواهد شد و بدانید که‌ «[[زیدیه]]» پیوسته سپر شما خواهند بود.
بدین ترتیب [[نظارت]] امام{{ع}} بر جنبش‌های نظامی و مسلحانه همچنان در نهایت [[پنهان‌کاری]] و در پس پرده [[کتمان]] محض قرار داشت و تنها کسانی که در عرصه اقدام‌های [[الهی]] و انقلابی نقش مؤثری داشتند از نظارت امام{{ع}} مطلع بودند. با اینکه [[برنامه‌ریزی]] امام{{ع}} در امر راهبری نهضت‌های مسلحانه و عملیاتی کردن آن، به‌گونه‌ای بود که حاکمیت نمی‌توانست ارتباطی میان انقلابیون و امام{{ع}} بیابد، اما پیوسته امام{{ع}} را به [[حمایت]] و تحریک این [[جنبش‌ها]] و سران آن متهم می‌کرد.
«[[ابو جعفر منصور]]» می‌گفت: «کیست که بهانه و دستاویز و عذر مرا نسبت به این جعفر بپذیرد؟ او یک گام پیش نهاده و گام دیگر خود را پس کشیده، می‌گوید: از «[[محمد بن ‌عبدالله بن الحسن]]» دوری می‌جویم. اگر [[پیروز]] شود امر ([[خلافت]]) از آن من است و اگر با [[شکست]] مراجعه شود من [[جان]] به [[سلامت]] به در برده‌ام»<ref>بحار الانوار، ج۴۷، ص۱۹۲ (به نقل از: مهج الدعوات، ص۱۸۸).</ref>.
[[رهبران]] جناح نظامی به‌طور صریح از [[امام]]{{ع}} نامی به میان نمی‌آوردند، بلکه نزد [[یاران]] خود با کنایه از ایشان یاد می‌کردند. «[[حسین بن علی]]» صاحب [[قیام فخ]] و «یحیی بن ‌عبدالله بن الحسن» می‌گفتند: «[[قیام]] ما پس از [[مشورت]] با [[اهل]] بیتمان بود. با [[موسی بن جعفر]] در مورد قیام‌ مشورت کردیم و او [[فرمان]] قیام داد»<ref>مقاتل الطالبیین، ص۳۸۳.</ref>.
[[حضرت امام کاظم]]{{ع}} به «حسین بن علی» صاحب قیام فخ آن‌گاه که [[اندیشه]] قیام خود را با امام{{ع}} در میان گذاشت، می‌فرمود:
{{متن حدیث|إنّك مقتول فأحدّ الضراب... فإنّا للّه و إنا إليه راجعون، و عند اللّه عزّ و جلّ احتسبكم من عصبة}}؛
ای حسین‌، به [[یقین]] کشته خواهی شد، پس جانانه [[جنگ]] کن و [[پایمردی]] در پیش گیر... همه از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم. [[خداوند]] [[خاندان]] شما را در سوگتان [[پاداش]] دهد<ref>مقاتل الطالبیین، ص۳۷۶.</ref>.
«[[موسی الهادی]]» [[خلیفه عباسی]]، قیام [[حسین]]، [[صاحب فخ]] را به تحریک [[امام کاظم]]{{ع}} دانسته، پیوسته امام{{ع}} را [[تهدید]] به [[قتل]] می‌کرد. او می‌گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] حسین تنها به فرمان او قیام کرد و در این راه از [[دوستی]] او [[پیروی]] نمود؛ زیرا او (امام کاظم{{ع}}) در میان خاندانش صاحب [[منصب امامت]] است، خدا مرا بکشد اگر او را زنده بگذارم».
«[[ابو یوسف]] [[قاضی]]» [[موسی]] را قانع کرد که این مطلب [[صحت]] ندارد و بدین ترتیب [[خشم]] او را فرونشاند<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۵۱ (به نقل از: مهج الدعوات، ص۲۱۷).</ref>.
حضرت [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} در فعالیت‌های [[الهی]] و انقلابی راه [[پدران]] [[بزرگوار]] خود را درپیش گرفت. او تمام خط‌های: [[سیاسی]]، انقلابی- نظامی، [[علمی]] و [[اجتماعی]] را همزمان راهبری می‌کرد و چنان هوشمندانه این [[وظیفه]] را ایفا می‌نمود که فعالیت‌ها و جنبش‌های نظامی که از سوی حضرت [[رهبری]] می‌شد به دلیل [[پنهان‌کاری]] فوق العاده، به‌طور کامل از دید [[حاکمیت]] دور مانده بود.
[[اصرار]] [[مأمون]] به [[امام رضا]]{{ع}} مبنی بر پذیرش [[منصب]] [[ولایت‌عهدی]]، خود بهترین [[گواهی]] است که مأمون از [[جنبش]] [[علویان]] بسیار بیمناک شده بود و نیز می‌دانست که با پذیرش منصب ولایت‌عهدی از سوی امام رضا{{ع}}، گامی بود برای احاطه بر جنبش‌هایی که [[الگو]] و [[رهبری]] خویش را در امام رضا{{ع}} می‌دیدند، علویان نیز، توجیه و بهانه خود را در [[مبارزه]] علیه [[حکومتی]] که [[امام]]{{ع}} ولایت‌عهدی آن را پذیرفته بود از دست می‌دادند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۴۲.</ref>
==نقش [[سیاسی]] امام رضا{{ع}} در [[روزگار]] [[هارون]] و [[امین]]==
فضای نسبتا باز سیاسی و فراهم شدن زمینه برای ایجاد و [[توسعه]] [[پایگاه مردمی]] و [[مسلح]] کردن آنان به [[اندیشه]] سالم سیاسی همسو با دیدگاه [[اهل‌بیت]]{{عم}} و نیز [[بسیج نیروها]] و توانمندی‌ها برای موضع‌گیری بایسته در موقعیت مناسب، فرصتی بود که امام رضا{{ع}} از آن بهره جست. از همین‌رو می‌بینیم که در روزگار هارون و امین و به دلیل فراهم نشدن امکانات مادی، علویان دست به [[انقلاب]] و قیامی نزدند.
امام رضا{{ع}} با در نظر گرفتن اصل [[استتار]] و [[پنهان‌کاری]]، مفاهیم و [[اندیشه‌های سیاسی]] را به [[امت]] ارائه می‌داد، مبادا که [[حاکمان]] بهانه‌ای به دست آورده، حضرتش را از فعالیت بازداشته، [[زندانی]] کنند یا او را بکشند. او با نقل روایتی از [[پدران]] و نیاکان خود در مورد [[امامت]] به‌عنوان مفهومی سیاسی که جزئی از [[عقیده]] اهل‌بیت{{عم}} است بر [[ضرورت امامت]] و [[وجود امام]] در هر روزگار تأکید می‌کرد. امام رضا{{ع}} در [[حدیثی]] که آن را از پدرش شنیده بود و به وسیله [[امامان معصوم]]{{عم}} به [[پیامبر]] می‌رسید از آن حضرت نقل می‌کرد که فرمود:
[[مردمان]] هر روزگار به [[امام زمان]] خود، کتاب خدای خویش و [[سنت]] پیامبرشان خوانده می‌شوند (بدان‌ها نسبت داده می‌شوند)<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۸۰.</ref>.
آن‌گاه امام رضا{{ع}} ویژگی‌ها و [[نشانه‌های امام]] را برشمرد و مشخص نمود تا هرگاه [[تدلیس]] و [[نیرنگ]] و باژگونه جلوه دادن [[حقایق]] [[حاکم]] شود، [[مردم]] بتوانند [[امام]] برحق را بشناسند. او برای [[شناخت امام]] [[معصوم]] فرمود:
{{متن حدیث|لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ: يَكُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ، وَ أَحْكَمَ النَّاسِ، وَ أَتْقَى النَّاسِ، وَ أَحْلَمَ النَّاسِ، وَ أَشْجَعَ النَّاسِ، وَ أَسْخَى النَّاسِ، وَ أَعْبَدَ النَّاسِ...}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۱۳.</ref>؛
[[امام]] برحق‌ علامت‌ها و نشانه‌هایی دارد: او [[داناترین]]، در [[داوری]] سرامدترین، [[پرهیزگارترین]]، [[بردبارترین]]، [[شجاع‌ترین]]، [[بخشنده‌ترین]] و [[عابدترین]] [[مردم]] است.
از دیگر [[ویژگی‌های امام]] و [[امامت]] که مورد تأکید [[امام رضا]]{{ع}} قرار دارد، انفراد و [[وحدت]] امام و امامت است و باید یک امام زمام کارها را در دست بگیرد<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۱۳.</ref>. امام رضا{{ع}} یکی از علل آن را [[هماهنگی]] در تمام کارها و موضع‌گیری و [[پیشگیری]] از پدید آمدن [[آشفتگی]] و [[نابسامانی]] در میان [[دولت]] و [[امت اسلامی]] می‌داند. بنابراین، تعدد امام در یک [[زمان]]، با مبانی [[اعتقادات]] [[سیاسی]] و [[حکومتی]] [[اسلامی]] مغایر است و در این صورت؛ یعنی وجود امامانی متعدد، ضرورتا یکی از آنان امام برحق و دیگران اگرچه در رأس [[حاکمیت]] باشند [[امامان]] [[باطل]] بوده و تن دادن به [[فرمان]] آنان [[وجوب شرعی]] نخواهد داشت.
امام رضا{{ع}} در همین راستا به [[نشر]] احادیثی پرداخت که تبیین‌کننده [[فضایل]] و نقش [[اهل‌بیت]]{{عم}} در [[حیات]] اسلامی بود. او از پدرانش از جدش [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرد که فرمود:
{{متن حدیث|مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُجَّ فِي النَّارِ}}<ref>کنز العمال، ج۱۲، ص۹۸، حدیث ۳۴۱۷۰.</ref>؛ مثل خاندانم در میان شما همانند [[کشتی نوح]] است که هرکس بر آن سوار شود [[نجات یافته]]، هرکس از آن روی برتابد به [[دوزخ]] افکنده شود.
نیز از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل کرده است که فرمود: [[ستارگان]] وسیله [[امان]] [[آسمانیان]] هستند و [[خاندان]] من مایه امان [[امت]] من هستند<ref>کنز العمال، ج۱۲، ص۹۸، حدیث ۳۴۱۵۵.</ref>.
و نیز حضرتش از پیامبر اکرم{{صل}} [[روایت]] کرد که فرمود: ای علی، تو قسمت کننده [[بهشت و دوزخ]] هستی (مردم به وسیله [[دوستی]] تو به [[بهشت]] رفته و با دشمنی‌ات به دوزخ می‌روند)<ref>عوالم العلوم، ج۲۲، ص۲۹۵، باب فضل امیر المؤمنین{{ع}}.</ref>.
سپس [[امام رضا]]{{ع}} برای آشنا کردن نسل‌ها با معیار [[شناخت حق]] و [[پیروان]] آن و [[باطل]] و پیوندگان راه آن، به توجه دادن [[جامعه]] و [[امت اسلامی]] به سوی [[اهل‌بیت]]{{عم}} و جایگاه [[رهبری]] آنان پرداخت و به همین منظور [[فضایل]] [[یاران]] اهل‌بیت{{عم}}، مانند: «[[عمار]]» «[[ابو ذر]]»، «[[مقداد]]» و «[[سلمان]]» را برشمرد. او روایتی از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نقل کرد که آن حضرت به [[امیر المؤمنین علی]] بن ابی طالب فرمود: [[بهشت]] [[مشتاق]] دیدار تو و عمار، سلمان، ابو ذر و مقداد است<ref>سنن ترمذی، ج۵، ص۵۹۴، باب مناقب امام علی{{ع}}، حدیث ۳۷۱۸.</ref>.
نیز از [[پیامبر]]{{صل}} نقل کرد که فرمود: گروه [[سرکش]]، عمار را خواهد کشت<ref>کنز العمال، ج۱۱، ح۳۳۵۵۵.</ref>.
همچنین امام رضا{{ع}} بر اهمیت [[ولایت]] و [[دوستی]] اهل‌بیت{{عم}} و [[بیزاری جستن از دشمنان]] آنان تأکید کرده، فرمود: [[کمال دین]]، دوستی ما خاندان‌ و بیزاری جستن از دشمنان ماست<ref>بحار الانوار، ج۲۷، ص۵۸.</ref>.
آن حضرت با بیان روایاتی از [[پدران]] و از جدش، [[امت]] را به گرامی داشتن [[فرزندان رسول خدا]]{{صل}} برمی‌انگیخت. او از پیامبر{{صل}} نقل کرده است که فرمود:
{{متن حدیث|أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِيعٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْمُكْرِمُ لِذُرِّيَّتِي مِنْ بَعْدِي، وَ الْقَاضِي لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ، وَ السَّاعِي لَهُمْ فِي أُمُورِهِمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ إِلَيْهِ، وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۵۳.</ref>؛
در [[روز قیامت]] از چهار کس [[شفاعت]] می‌کنم: آن کس که پس از من فرزندانم را گرامی بدارد، آن کس که نیازهای ایشان را برآورده سازد، آن کس که به هنگام گرفتاری‌شان، به سامان دادن امور آنان بپردازد و آن کس که با [[دل]] و زبان آنان را [[دوست]] بدارد».
در زمانی که رویدادهای [[خرد]] کننده و [[تبلیغات]] پر سر و صدا بر جامعه [[حاکم]] بود و [[حقایق]] و [[اعتقادات]] باژگونه گردید، امام رضا{{ع}} مفهوم [[حقیقی]] [[تشیع]] را برای امت بازگفت و نمونه‌های شاخص و بارز این مفهوم را به آنان شناساند. حضرتش فرمود:
به [[یقین]]، حسن{{ع}}، حسین{{ع}}، ابو ذر، سلمان، مقداد و [[محمد بن ابو بکر]] [[شیعه]] او هستند؛ همان‌هایی که از کوچک‌ترین [[فرمان]] او سر برنتافته و کمترین چیزی‌که حضرتش از آن بازمی‌داشت، مرتکب نشدند<ref>بحار الانوار، ج۶۵، ص۱۵۸.</ref>.
نیز [[حضرت رضا]]{{ع}} در تعریف شیعه فرمود:
{{متن حدیث|شِيعَتُنَا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ، وَ يَحُجُّونَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ، وَ يَصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ يُوَالُونَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يَتَبَرَّءُونَ مِنْ أَعْدَائِهِمْ، أُولَئِكَ أَهْلُ الْإِيمَانِ وَ التُّقَى وَ أَهْلُ الْوَرَعِ وَ التَّقْوَى}}<ref>صدوق، صفات الشیعه، ص۴.</ref>؛
آنان که [[نماز]] می‌گزارند و [[زکات]] می‌دهند، [[حج]] [[خانه خدا]] را به جای می‌آورند، [[ماه رمضان]] را به [[روزه]] سر می‌کنند، [[اهل‌بیت پیامبر]]{{صل}}‌ را [[دوست]] داشته، از [[دشمنان]] ایشان [[بیزاری]] می‌جویند، [[شیعیان]] ما بوده و هم آنان [[مؤمنان]] [[پارسا]] و [[پرهیزگار]] هستند.
[[واقعه عاشورا]] و [[شهادت امام حسین]]{{ع}} و [[فرزندان]] و [[یاران]] آن حضرت از دیگر مواردی بود که حضرت رضا{{ع}} از آن بهره جسته، به [[احیا]] و برگزاری آن سفارش و تأکید می‌کرد. [[امام رضا]]{{ع}} در پی آن بود تا خاطره خونین [[سید الشهداء]] را آن‌گونه احیا کنند که با اهداف عالی [[امام حسین]]{{ع}} که در راه آن [[جانفشانی]] کرد سازگار و همسو باشد، تا از این رهگذر [[دوستی]] و رابطه [[عاطفی]] و [[سیاسی]] میان [[مردم]] و [[منش]] و روش [[جهادی]] و انقلابی امام حسین تعمیق یافته و [[روح]] انقلابی علیه [[انحراف‌ها]] را در [[امت]] برانگیزد.
امام رضا{{ع}} در [[مصیبت امام حسین]]{{ع}} و یاران او فرمود:
{{متن حدیث|إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا... فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ عَلَيْهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ}}<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۹۳.</ref>؛
به [[یقین]]، [[روز]] [[مصیبت]] و [[اندوه حسین]]، پلک‌های ما را زخمی، اشک‌های ما را روان و عزیزان ما را [[خوار]] کرد. پس باید [[گریه‌کنندگان]] بر حسین [[گریه]] سر دهند؛ زیرا [[گریستن]] بر او، [[گناهان بزرگ]] را می‌زداید و فرو می‌ریزاند.
همچنین امام رضا{{ع}} آرزوی قرار گرفتن در شمار [[یاران امام حسین]]{{ع}} را در [[دل‌ها]] می‌پروراند و [[امت]] را بدان [[ترغیب]] می‌کرد،؛ چراکه این اقدام [[امام رضا]]{{ع}} در [[حقیقت]] [[روح]] [[جهادی]] و انقلابی علیه [[فساد]] [[حاکم]] را بالا می‌برد. او در این زمینه فرمود: اگر بخواهی به [[ثواب]] و [[پاداش]] کسانی که با [[امام حسین]]{{ع}} بودند و در کنار او [[شهید]] شدند نایل شوی، هرگاه او (حسین) را به یاد آوردی، بگو: ای کاش با شما می‌بودم تا به [[رستگاری]] سترگ دست می‌یافتم<ref>بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۹۹.</ref>.
امام رضا{{ع}} [[مردم]] را به [[زیارت]] [[حضرت امام حسین]]{{ع}} [[تشویق]] می‌کرد تا آنان از موضع‌گیری دلیرانه حضرت [[بهره معنوی]] گرفته، با حضرتش [[پیمان]] ببندند که هماره [[انحراف]]، [[ستم]] و [[سرکشی]] را [[نفی]] کرده با آن در [[ستیز]] باشند.
[[امام]]{{ع}} درباره [[زیارت امام حسین]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|زِيَارَةُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ تَعْدِلُ عُمْرَةً مَبْرُورَةً مُتَقَبَّلَةً}}<ref>بحار الانوار، ج۹۸، ص۲۹؛ مبسوط، ج۲، ص۱۰۱ (به نقل از: ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۵۴؛ صدوق، ثواب الاعمال، ص۱۱۱- ۱۱۵).</ref>؛ [[زیارت قبر امام حسین]] - که [[درود]] [[خداوند]] بر او باد- هم‌سنگ عمره‌ای پذیرفته شده است.
فراخوان برای برگزاری [[عزاداری]] [[سید الشهداء]] و نیز [[زیارت قبر]] آن حضرت، به منزله معارضه و [[مبارزه]] [[مسالمت‌آمیز]] بود و از دیگرسو وسیله‌ای بود تا در اسرع [[وقت]] [[یاران]] و [[دوستداران]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} را بدون اینکه از سوی [[حاکمیت]] مورد تعقیب و [[تهدید]] قرار گیرند، گرد آورد،؛ چراکه آنان برای زیارت امام حسین{{ع}} یا برگزاری [[سوگواری]] آن حضرت تجمع می‌کردند و به ظاهر هدفی جز زیارت و سوگواری نداشتند. سرانجام همین گردهمایی‌ها به بار نشست و تمام آنهایی که بعدها علیه [[مأمون]] شوریدند، از کنار [[قبر امام حسین]]{{ع}} [[قیام]] خود را [[اعلان]] کردند<ref>بحار الانوار، ج۱۰، ص۳۵۱.</ref>.
بدین ترتیب امام رضا{{ع}} توانست بدون هیچ محدودیتی [[سیاسی]] یا تعقیب و بازخواست از سوی حاکمیت، دامنه پایگاه [[دوستی]] اهل‌بیت{{عم}} را گسترش دهد و عناصری چون: [[وزیران]]، [[سرداران سپاه]] و [[فقیهان]] را که به حاکمیت نزدیک بودند جذب خود کند و به وسیله آنان از رویدادها و تصمیم‌گیری‌های دربار باخبر شود.
همان‌طور که پیشتر گفته شد، [[امام رضا]]{{ع}} در [[استتار]] و [[پنهان‌کاری]] کامل تمام برنامه‌های [[جنبش]] را [[رهبری]] می‌کرد؛ لذا [[روزگار]] [[هارون]] و فرزندش محمد ([[امین]]) [[شاهد]] [[قیام]] مسلحانه‌ای نبود؛ زیرا پس از [[سرکوب]] شدن قیام‌های گذشته، مانند قیام [[صاحب فخ]] و... [[یاران]] و [[دوستان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} سرگرم تجدید ساختار [[نیروی نظامی]] و [[مسلح]] خود بوده و به ظاهر از [[درگیری نظامی]] دور بودند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۵۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۹۰

ویرایش