←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اوس و خزرج | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب بنی خطمه== بنی خطمه از قبایل قحطانی<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۶۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۵۰.</ref> و از فروعات و شاخ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
بنی خطمهایها در [[سایه]] [[همپیمانی]] با [[یهودیان]] [[بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۴.</ref>، و تحت تأثیر بزرگان خود -از جمله ابن اسلت- تا [[سال پنجم هجری]] که یهودیان [[تبعید]] و اتحادیه [[قبایل]] در [[نبرد احزاب]] ناکام ماندند، همچنان به [[بتپرستی]] خود ادامه دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷- ۴۳۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۹۰.</ref>. ضمن این که به نظر میرسد برخی از آنان نیز به جهت مراودات بسیار با یهودیان بنی نضیر و بنی قریظه، گرویده باشند که هوذة بن قیس وائلی از جمله آنهاست<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | بنی خطمهایها در [[سایه]] [[همپیمانی]] با [[یهودیان]] [[بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۴.</ref>، و تحت تأثیر بزرگان خود -از جمله ابن اسلت- تا [[سال پنجم هجری]] که یهودیان [[تبعید]] و اتحادیه [[قبایل]] در [[نبرد احزاب]] ناکام ماندند، همچنان به [[بتپرستی]] خود ادامه دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷- ۴۳۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۹۰.</ref>. ضمن این که به نظر میرسد برخی از آنان نیز به جهت مراودات بسیار با یهودیان بنی نضیر و بنی قریظه، گرویده باشند که هوذة بن قیس وائلی از جمله آنهاست<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی خطمه و تعامل با [[نبی خاتم]]{{صل}}== | |||
===[[اسلام]] بنی خطمه=== | |||
[[پذیرش اسلام]] در بین عموم [[مردم]] بنی خطمه با تأخیر انجام گرفت<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵.</ref>. در پی ظهور [[اسلام در مدینه]] و پس از [[پیمان عقبه]] اول، [[رسول]] ختمیمرتبت{{صل}}، [[مصعب بن عمیر]] را جهت [[تبلیغ اسلام]] و [[آموزش قرآن]] و [[احکام اسلام]] عازم [[مدینه]] کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۴؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۳۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ۵۲.</ref>. با تلاشهای مصعب بن عمیر و [[تبلیغات]] او، اسلام در تمام خانههای [[انصار]] آشکار شد و بیشتر خزرجیها و نیز جمعی از مردم [[اوس]] که در قسمتهای بالای [[شهر مدینه]] [[زندگی]] میکردند [[مسلمان]] شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷.</ref>. این روند با ورود [[پیامبر]]{{صل}} به مدینه، ادامه یافت؛ چندان که دیری نگذشت که تقریباً تمامی خزرجیها و بسیاری از تیرههای [[اوسی]] مسلمان شدند؛ امّا دیگر شاخههای اوس همچون: بنی واقف، بنی خَطْمَه و [[طوایف]] [[بنی وائل]]، [[بنی عطیه]] و [[بنی امیه]] که به آنها «اوس مَنات» گفته میشد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۶. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷ و ج۴، ص۲۸۳؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>، در [[سایه]] [[همپیمانی]] با [[یهودیان]] [[بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۴.</ref>، و تحت تأثیر بزرگان خود -از جمله [[ابوقیس بن اسلت]]- اسلام نیاوردند و تا [[سال پنجم هجری]] که یهودیان [[تبعید]] و اتحادیه [[قبایل]] در [[نبرد احزاب]] ناکام ماندند، همچنان به [[بتپرستی]] خود ادامه دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷ و ج۴، ص۲۸۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷- ۴۳۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۹۰.</ref>. در این سال، بقیه [[اوسیان]] نیز اسلام آوردند و پیامبر{{صل}} نام اوس [[منات]] را به «اوس [[الله]]» [[تغییر]] داد<ref>ابن سلام، النسب، ص۲۷۰.</ref>. تا پیش از این [[زمان]]، در حالی که مدتی از [[غزوات]] [[بدر]] و [[احد]] سپری شده بود، جز تعدادی انگشتشمار از [[مردم]] [[اوس]] [[الله]] که چهار تن از ایشان از بنی خطمه بودند، کسی [[ایمان]] نیاورد. این چهار نفر [[خزیمة بن ثابت انصاری]]، [[عمیر بن عدی بن خرشه]]، [[حبیب بن حباشه]] و [[خمیصة بن رقیم]] بودند که به نقلی، همگی در [[غزوه احد]] و سپس جنگهای بعد آن حضور یافتند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۴، ص۲۴۷.</ref>. اما به نظر میرسد، علیرغم استقبال [[ضعیف]] مردان بنی خطمه در پذیرش [[دین مبین اسلام]]، [[زنان]] این [[قوم]] اقبال بالنسبه بهتری نسبت به مردان این قوم در [[گرایش]] به [[اسلام]] داشتند به نحوی که از تعداد قابل توجهی از [[بانوان]] این [[طایفه]]، در شمار [[مسلمانان]] پیشتاز بنی خطمه و [[مدینه]] و از [[بیعتکنندگان]] با [[نبی اکرم]]{{صل}} یاد شده است که انیسه بنت رقیم و به نقلی رهم<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۳۲.</ref>، [[انیسه بنت ابی طلحه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۹.</ref>، [[نسیبه بنت ابی طلحه]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۳۳. احتمال دارد این عنوان در واقع تصحیف عنوان «انیسه بنت ابی طلحه» باشد که پیش از این، بدان پرداخته شد.</ref>، [[صفیه بنت ثابت بن فاکه]] -[[خواهر]] [[خزیمة بن ثابت]] [[ذو الشهادتین]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۶۹.</ref>، رائعه ([[حسنه]]) بنت ثابت بن فاکه<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۰۶.</ref> یا به نقلی [[رابعه بنت ثابت بن فاکه]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۳۰.</ref>، [[رفاعه بنت ثابت بن فاکه]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۱۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۳۵.</ref>، [[ام القاسم رفاعه بنت ثابت بن فاکه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۶۹.</ref>، [[ملیکه بنت ثابت بنت فاکه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶. ابن حبیب از او با نام و نسب «ملیکه بنت فاکه بن ثعلبه» یاد کرده است. (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰)</ref>، عمیره دختر خماشه<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۴۹.</ref>، [[کبشه بنت اوس بن شریق]] -مادر [[خزیمة بن ثابت انصاری]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۴۷.</ref> هند بنت اوس بن عدی (شریق) -مادر [[سعد بن خیثمه انصاری]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۹۰.</ref>، [[لیلی]] دختر [[أوس بن عدی]] (شریق)<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰.</ref>، [[سعدی]] دختر أوس بن عدی<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۵.</ref>، [[عمارة بنت حباشة بن جویبر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰.</ref> و ام القهید عمیرة بنت حباشة بن جویبر<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰.</ref> از آن جمله بودند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
===بنی خطمه و نقشآفرینی در وقایع و حوادث=== | |||
با توجه به تأخیری که در [[نفوذ اسلام]] در بین [[مردم]] بنی خطمه اتفاق افتاد، نباید حضور فراگیری از ایشان در حوادث و رخدادهای پیش از [[جنگ احد]] -از جمله [[غزوه]] بزرگ [[بدر]]- [[انتظار]] داشت. شاید حضور [[خزیمه بن ثابت انصاری]] معروف به «[[ذو الشهادتین]]»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۹۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۷۵. در بیان علت نامیده شدن او به این لقب گفته شده که: او در گواهی خواستن بر صحت یک دادوستد، شهادت داد و رسول خدا{{صل}} شهادت او را به منزله شهادت دو شاهد عادل پذیرفت. گواهی خزیمه درباره اسبی از پیامبر{{صل}}، به نام مُرْتَجِز بود (ابن قتیبه، المعارف، ص۱۴۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۱۴.) که پیامبر{{صل}} آن را از یک اعرابی خرید؛ اما آن اعرابی معامله را به تحریک برخی منافقان انکار کرد و خزیمه به نفع رسول خدا{{صل}} شهادت داد. پس از آن، پیامبر{{صل}} فرمود: «هر که خزیمه به نفع یا ضرر وی شهادت دهد، شهادت خزیمه به تنهایی، او را کفایت میکند». (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۷۸-۳۷۹؛ کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۰۱؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ۱۹۱۶م، ج۵، ص۲۴-۲۵) جهت مطالعه بیشتر و دستیابی به روایتهای مختلف در باب وجه تسمیه این نامگذاری ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref> را در [[بدر]] بنا بر برخی اقوال<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۴۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۱۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۹-۲۴۰.</ref>، و نیز [[همراهی]] او با [[عمیر بن عدی]] در شکستن بتهای بنی خطمه<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۷۴-۱۷۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۸.</ref> را بتوان مهمترین [[اخبار]] این [[قوم]] در این برهه زمانی (تا پیش از [[جنگ احد]]) عنوان کرد. اما متقنترین گزارشات در مشارکت این قوم در حوادث دوران [[نبوی]]{{صل}} را باید در حوادث و رخدادهای پیرامون [[غزوه احد]] در [[سال سوم هجرت]] جست که در آن چهار تن از مردان بنی خطمی حضور داشتند. این چهار نفر: [[خزیمة بن ثابت انصاری]]، [[عمیر بن عدی بن خرشه]]، [[حبیب بن حباشه]] و [[خمیصة بن رقیم]] بودند که همگی در غزوه احد و سپس جنگهای بعد آن حضور یافتند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۴، ص۲۴۷.</ref>. افزون بر این چهار تن، برخی منابع، اسامی دیگری را هم بر شمار مشارکتکنندگان بنی خطمه در [[احد]] افزودهاند که بنا بر برخی اقوال، [[عبدالله بن یزید خطمی]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۵۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۸.</ref> یا به نقلی [[عبدالله بن عمیر خطمی]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۸، ص۳۱۲۲ -۳۱۲۸؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۰۷. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۶۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۵۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۷۱.</ref> از آن جملهاند. ضمن این که منابع از [[حارث بن عدی]] به عنوان یکی از حاضران در [[احد]] و تنها [[شهید]] بنی خطمه در این واقعه یاد کردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۷؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۱.</ref>. حضور در وقایع مهمی چون [[صلح حدیبیه]] و [[بیعت رضوان]]<ref>از جمله خطمیهای حاضر در این واقعه میتوان به نام «عبدالله بن یزید بن زید» (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۵۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۲۳۵؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۵۵) و «عمیر بن حبیب خطمی انصاری» (ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۶۴ نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۸) اشاره کرد.</ref> [[جنگ موته]]<ref>صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۱۵۲.</ref> و نیز فتح مکه<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۹۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۷۵.</ref> از دیگر رخدادهای مهم دوران [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}} که برخی از [[رجال]] بنی خطمه در آن حضور داشتند. [[خزیمة بن ثابت انصاری]] از جمله خطمیهایی بود که در [[جنگ مؤته]] حضور داشت. او در این [[جنگ]] مردی از [[سپاه]] [[دشمن]] را کشت و یاقوت کلاهخود او را برگرفت و برای [[پیامبر]]{{صل}} آورد. [[رسول خدا]]{{صل}} آن را به وی بخشید. [[خزیمه]]، آن را در دوران [[خلافت عثمان]] به صد دینار فروخت و نخلستانی خرید<ref>صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۱۵۲.</ref>. در [[فتح مکه]] نیز که به [[سال ۸ هجری]] اتفاق افتاد، [[خزیمة بن ثابت انصاری ذوالشهادتین]] [[پرچمدار]] خطمه بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۶، ص۳۵۷؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۴۰.</ref>. این در حالی است که برخی منابع [[ابولبابة]] بن منذر را پرچمدار این [[قوم]] در فتح مکه دانستهاند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۰۰؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۷، ص۱۶۸.</ref>. | |||
[[قتل]] [[عصماء بنت مروان]] که برخی منابع از آن با تعبیر «سریه» یاد کردهاند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۳۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۳؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۰۶.</ref> نیز، از دیگر موارد [[تاریخی]] است که برخی [[رجال]] بنی خطمه در آن نقشآفرین بودند. بر این اساس و بنا بر نقل برخی منابع، «عصماء بنت [[مروان]]» زنی از [[قبیله]] [[بنی امیه بن زید]] در [[مدینه]] بود<ref>برخی منابع از او به عنوان خواهر عمیر بن عدی یاد کردند. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۷)</ref> که مردی از بنی خطمه<ref>در برخی منابع او همسر «یزید بن زید بن حصن خطمی» معرفی شده است. او پیامبر اکرم{{صل}} را آزار میداد و از دین مبین اسلام ایراد میگرفت و مردم را علیه پیامبر اکرم{{صل}} تحریک و تحریض میکرد. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۹۴)</ref> او را به زنی گرفته بود. وی با دریافت خبر [[قتل]] «[[ابوعفک]]» -یکی دیگر از هجو کنندگان [[پیغمبر]]{{صل}}- [[منافق]] شد<ref>در بعضی منابع او را زنی «یهودیه» خواندهاند. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۰)</ref> و در [[عیبجویی]] [[مسلمانان]] و [[دین]] [[مقدس]] اسلام اشعاری گفت و ضمن آن اشعار، [[پیامبر]]{{صل}} را هجو نمود. [[رسول خدا]]{{صل}} که آن اشعار را شنید فرمود: «آیا کسی نیست که [[انتقام]] مرا از دختر [[مروان]] بگیرد؟» مردی از بنی خطمه که [[ضعف]] [[بینایی]] داشت و نامش «[[عمیر بن عدی]]»<ref>«عمیر بن عدی بن خرشة بن أمیة بن عامر بن خطمه» فرزند «عدی»، -از شاعران عرب- و برادر «حارث بن عدی» -از شهدای جنگ احد- بود. (ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۵۹۸) او را نخستین مسلمان طایفه بنی خطمه گفتهاند. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۵۹۹) عمیر فردی نابینا یا کمبینا بود و از اینرو در برخی از رویدادهای دوران رسول خدا{{صل}} حاضر نبود. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۸) از آنجا که او بخشی از قرآن را حفظ بود در میان قبیله خود به قاری مشهور شده بود. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۶۰۰) در برخی منابع، قاتل عصماء بنت مروان، غُشیمر بن خرشه قاری معرفی شده است. (ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۲۶۴) ابن کلبی هم، از عمیر بن خرشة قاری به عنوان قاتل این زن هجو کننده نام برده است. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۴)</ref> بود و در محضر [[رسول خدا]]{{صل}} نشسته بود، این سخن را از رسول خدا{{صل}} شنید و چون شب فرا رسید به [[خانه]] آن [[زن]] رفت و او را به [[قتل]] رساند، و چون صبح شد به نزد آن حضرت آمده عرضه داشت: «یا [[رسول الله]] من آن زن را کشتم». حضرت فرمود: «ای عمیر [[خدا]] و رسولش را [[یاری]] کردی». عمیر گفت: «آیا کشتن او موجب [[گرفتاری]] من بهدست افراد بنی خطمه نخواهد شد؟» حضرت فرمود: کسی درباره او [[نزاع]] نخواهد کرد. عمیر که این سخن را شنید به نزد بنی خطمه که [[اختلاف]] زیادی درباره [[خون]] آن زن کرده بودند باز گشته و با اینکه آن زن پنج پسر بزرگ داشت به آنها گفت: «ای بنی خطمه دختر [[مروان]] را من کشتهام اکنون هر کاری از دستتان بر میآید نسبت به من انجام دهید!». این حرف سبب شد که [[اسلام]] در میان [[قبیله]] مزبور رونق بگیرد و افرادی از آن قبیله که [[مسلمان]] شده بودند و تا به آن [[روز]] اسلام خود را مخفی میداشتند [[دین]] خود را آشکار کنند و افراد دیگری هم از آن قبیله وقتی [[شوکت]] اسلام را در آن روز [[مشاهده]] کردند مسلمان شدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۳۷-۶۳۸. این ماجرا در بعضی دیگر از منابع چنین نقل شده است: در بیست و پنجم ماه رمضان سال دوم هجرت، محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۷۴، ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱. «عمیر بن عدی» هنگامی که سخنان و اشعار عصماء را در مورد اسلام و پیامبر اکرم{{صل}} شنید و شوراندن مردم را علیه اسلام دید، گفت: پروردگارا، نذر میکنم که اگر محمد را به مدینه بازگردانی، من عصماء را به قتل برسانم. برخی از نقلها نیز حاکی از اعزام او از سوی رسول خدا{{صل}} برای انجام این سریه است. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۳؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۲۱) هنگامی که پیامبر{{صل}} از جنگ بدر مراجعت فرمود، عمیر بن عدی در دل شب به خانه عصماء رفت. بعضی از بچههای او اطرافش خواب بودند و یکی از آنها شیرخوار و روی سینه او بود. عمیر با دست خود او را لمس کرده و کودکی را که شیر میداد، از سینه او برداشت و شمشیرش را بر سینه عصماء گذاشته و چنان فشار داد که از پشت او بیرون آمد. پس از آن به مدینه آمده و نماز صبح را با پیامبر{{صل}} اقامه کرد. هنگامی که پیامبر اکرم{{صل}} از مسجد بیرون آمد، نگاهی به عمیر انداخته و پرسیدند: آیا دختر مروان را کشتی؟ (از این سخن پیامبر اکرم{{صل}} میتوان اینگونه برداشت کرد که عمیر بن عدی به دستور رسول خدا{{صل}} این مأموریت را انجام داده است) عمیر گفت: آری پدر و مادرم فدایت گردند! در این هنگام عمیر ترسید که نکند با قتل عصماء مرتکب نافرمانی و خطا شده باشد، از اینرو از رسولخدا{{صل}} پرسید: آیا با این قتل مرتکب گناه شده و مشکلی برایم پیش میآید؟ پیامبر{{صل}} فرمود: نه، به خاطر او حتی دو بز هم شاخ به شاخ هم نخواهند گذاشت. (منظور پیامبر اکرم{{صل}} آن بود که این مسأله ارزش سخن گفتن را نیز ندارد). این مثل برای اولین بار از پیامبر{{صل}} شنیده شد. (محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۷۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۳؛ ابن سید الناس، عیون الأثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۴۰)</ref>. وقوع این اتفاق را در بیست و پنجم [[ماه رمضان]] [[سال دوم هجرت]]، گفتهاند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۷۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱.</ref>. | |||
در کنار این همراهیهای بنی خطمه، عداوتهایی از برخی چهرههای این [[قوم]] در متون [[تاریخی]] به ثبت رسیده است که از جمله آن میتوان به نقشآفرینی برخی از آنان در وقوع [[جنگ خندق]] یاد کرد. این منابع در شرح حادثه [[غزوه خندق]] آوردهاند که [[بنی نضیر]] پس از [[تبعید]] شدن از سوی [[رسول خدا]]{{صل}}، به [[خیبر]] رفتند. پس از رفتن ایشان به خیبر، [[حیی بن اخطب]] و [[کنانة بن ابی الحقیق]] و [[هوذة بن قیس وائلی]] -که از [[اوسیان]] و از [[طایفه]] بنی خطمه بود،- همراه با ده [[دوازده نفر]] دیگر به [[مکه]] رفتند تا [[قریش]] و [[پیروان]] آنها را به [[جنگ]] با [[پیامبر]]{{صل}} [[تحریض]] و [[ترغیب]] نمایند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۱.</ref>. آنها نزد قریش رفتند و به آنها گفتند: «ما با شماییم تا محمد را از پا در آوریم». آنان سپس، جهت [[استحکام]] [[اتحاد]] خود، همراه با ۵۰ تن از بزرگان خاندانهای مختلف [[قریش]]، کنار [[خانه خدا]] رفتند و در حالی که پهلوهای خود را به [[کعبه]] چسبانده بودند، [[سوگند]] یاد کردند که هیچگاه یکدیگر را رها نکنند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۱-۴۴۲.</ref> و تا آخرین نفر که زنده باشند، همگی بر [[دشمنی با پیامبر]]{{صل}} هماهنگ و [[متحد]] باشند. [[یهودیان]] مذکور، سپس نزد [[قبیله غطفان]] رفتند و از [[همپیمانان]] [[غیر عرب]] خود نیز یاریطلبیدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۲-۴۴۳.</ref>. آنگاه نزد [[بنیسلیم]] رفتند و پس از متقاعد کردن آنها به [[یاری]] [[قریش]]، بار دیگر، نزد غطفانیها بازگشتند و با آنها [[وعده]] کردند در صورتی که [[یهود]] و قریش را در این [[حمله]] یاری نمایند، محصول خرمای یک سال [[خیبر]] را به آنان خواهند بخشید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۳.</ref>. با تلاشهای این یهودیان، لشکری ده هزار نفره از [[مشرکان]] فراهم آمدند و در موعد مقرر رو سوی [[مدینه]] آوردند و باعث [[جنگی]] بزرگ شدند که در [[تاریخ]] به نام [[جنگ خندق]] [[شهرت]] یافته است<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۴.</ref>. | |||
حضور [[حمیر بن عدی]] [[قاری]] خطمی انصاری -داماد [[عبدالله بن ابی بن سلول]]- در جمع [[اصحاب]] [[مسجد ضرار]] هم، از دیگر مواردی است که میتوان از آن به عنوان نمونهای از ناسازگاریهای بنی خطمه در این ایام یاد کرد<ref>ابن عبدالبر نقل کرده که او بعدها از این کار خود ابراز ندامت کرد و توبه کرد. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۴۱۱)</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||