|
|
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۲: |
خط ۲: |
| | موضوع مرتبط = علم | | | موضوع مرتبط = علم |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = [[علمآموزی در اخلاق اسلامی]] - [[علمآموزی در معارف و سیره امام جواد]] | | | مداخل مرتبط = [[علمآموزی در اخلاق اسلامی]] - [[علمآموزی در معارف و سیره نبوی]] - [[علمآموزی در معارف و سیره علوی]] - [[علمآموزی در معارف و سیره امام جواد]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
| خط ۹: |
خط ۹: |
| [[آموختن علوم]] و معارف، یکی از روشهای [[تربیت]] و تکمیل [[عقل نظری]] است. [[عقل]] موهبتی است که آرام آرام از راه فراگیری علم و [[دانش]]، شکوفا میگردد و به فعلیت میرسد. عقل، در آغاز [[زندگی]]، قوه و [[استعداد]] فراگیری معلومات نظری و عملی است. این قوه، باید با شیوهها و ابزارهای گوناگون و از جمله، شیوه علمآموزی پرورش یابد و با کسب [[کمالات]] نظری و عملی به فعلیت شایسته خود دست یابد. بدینسان، علمآموزی، از روشهای بنیادین خردپروری است. | | [[آموختن علوم]] و معارف، یکی از روشهای [[تربیت]] و تکمیل [[عقل نظری]] است. [[عقل]] موهبتی است که آرام آرام از راه فراگیری علم و [[دانش]]، شکوفا میگردد و به فعلیت میرسد. عقل، در آغاز [[زندگی]]، قوه و [[استعداد]] فراگیری معلومات نظری و عملی است. این قوه، باید با شیوهها و ابزارهای گوناگون و از جمله، شیوه علمآموزی پرورش یابد و با کسب [[کمالات]] نظری و عملی به فعلیت شایسته خود دست یابد. بدینسان، علمآموزی، از روشهای بنیادین خردپروری است. |
|
| |
|
| [[حضرت علی]] {{ع}} درباره تأثیر [[علم]] و علمآموزی در تربیت عقلانی بسیار سخن گفته است. در برخی از سخنان امام، زیادت و نمو عقل از راه علم و تجربه، مورد توجه قرار گرفته است: {{متن حدیث|الْعَقْلُ غَرِيزَةٌ تَزِيدُ بِالْعِلْمِ وَ التَّجَارِبِ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ح۹۵۰.</ref>؛ {{متن حدیث|إِنَّكَ مَوْزُونٌ بِعَقْلِكَ فَزَكِّهِ بِالْعِلْمِ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۹۵۷.</ref> و {{متن حدیث|أَعْوَنُ الْأَشْيَاءِ عَلَى تَزْكِيَةِ الْعَقْلِ التَّعْلِيمُ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۰۲۶.</ref>. «غریزه» در لغت به معنای قریحه، طبیعت و [[سرشت]] است<ref>الف: {{عربی|الغَرِيزَةُ: الطبيعةُ و القريحةُ و السَّجِيَّة من خير أَو شر}}؛ (لسان العرب، ج۱۰، ص۵۰). ب: غریزه: قریحه، سرشت، طبیعت، (بستانی، فؤاد افراد، [[فرهنگ]] جدید [[عربی]] به [[فارسی]]، ص۳۹۲).</ref> و [[تزکیه]] به معنای تنمیه و افزایش<ref>درباره «تزکیه» باید به این نکته توجه داشت که این واژه از ریشه «زکوة» گرفته شده که در اصل به معنای «نمو و زیادت» است. (فراهیدی، کتاب العین، ص۷۵۸؛ مفردات الفاظ القرآن، ص۳۸۰) اصل زکوة- چنانکه طبرسی و راغب گفتهاند- به معنی نمو و زیادت است. همچنین است قول قاموس و اقرب و صحاح که زکوة را نمو گفتهاند. (قاموس قرآن، ج۳، ص۱۶۸). البته در قرآن، این ماده در دو معنای دیگر نیز استعمال شده است، یکی «طهارت و پاکیزگی» مانند: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}} و دیگری «مدح و ستایش» مانند: {{متن قرآن|فَلَا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ}} (قاموس قرآن، ج۳، ص۱۶۹) بدیهی است که در روایات پیشگفته، تزکیه نمیتواند به معنای تطهیر و یا مدح باشد و با همان معنای ریشهای، یعنی «نمو و زیادت» تناسب دارد.</ref>. | | [[حضرت علی]] {{ع}} درباره تأثیر [[علم]] و علمآموزی در تربیت عقلانی بسیار سخن گفته است. در برخی از سخنان امام، زیادت و نمو عقل از راه علم و تجربه، مورد توجه قرار گرفته است: {{متن حدیث|الْعَقْلُ غَرِيزَةٌ تَزِيدُ بِالْعِلْمِ وَ التَّجَارِبِ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ح۹۵۰.</ref>.<ref>[[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۴]]، ص ۱۹۷-۲۰۱.</ref> |
|
| |
|
| در [[روایت]] اول، [[امام]] از [[عقل]] به «غریزه» تعبیر کرده است که درخور [[تأمل]] است. یکی از معناهایی که منابع واژهشناسی برای غریزه ذکر کردهاند، قریحه است. قریحه به معنای آغاز هر چیز، نخستین آبی که در وقت حفر چاه پیدا میشود و یا نخستین آبی است که پس از حفر چاه از آن بیرون میکشند<ref>فرهنگ جدید عربی - فارسی، ص۴۴۰.</ref>. عقل در این معنا، [[استعداد]] و موهبتی خدادادی است که از آغاز تکون و تولد هر فرد، در وجود وی بر نهاده شده است. معنای دیگر غریزه، طبیعت و [[سرشت]] است. عقل در این معنا، برخوردار از ذات و سرشتی ویژه است که بر مبنای آن میتواند دارای تصدیقهای نظری و عملی ویژهای باشد؛ تصدیق به اصول [[عقلانی]] ویژهای مانند اصل [[امتناع]] [[اجتماع]]، و ارتفاع نقیضین، اصل کل و جزء و اصل [[تساوی]] که «تصدیقهای ماقبل تجربه» نامیده میشوند، و نیز تصدیق به [[مصلحت]] و مفسدت یا [[حسن و قبح]] برخی [[اعمال]]، حاکی از آن است که عقل دارای طبیعت و سرشتی ویژه است و در صورت دوری از عوامل انحرافآور، از قبیل [[شهوات]] و [[تمایلات نفسانی]]، و [[برخورداری از علم]] سودمند و نافع - که تصورهای لازم برای این تصدیقها را فراهم میآورد. میتواند به [[درک]] آنها نایل آید<ref>این تصدیقات ما قبل تجربه، فطری عقل است؛ اما نه معنایی که عقلگرایان غربی (Rationalists) از قبیل دکارت پنداشتهاند. بدون شک، آدمی در آغاز تولد، بنابه ادله نقلی (مانند آیه {{متن قرآن|وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا}}) و عقلی، فاقد هیچ تصدیقی و حتی تصوری نیست. اما پس از فراهم آمدن مواد خام اولیه، یعنی تصورات حسی، بدون احتیاج به آموزش و معلم و تجربه و استدلال، میتواند تصدیقات نظری و عقلانی خاصی داشته باشد. (برای آشنایی بیشتر، ر. ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۳، ص۶۱۲-۶۱۵ و ۴۷۴ - ۴۸۳ و ج۶، ص۳۳۲ - ۳۳۴ و ۳۴۷؛ مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج۱، ص۲۳۸-۲۴۰؛ المیزان، ج۵، ص۲۶۱؛ شیروانی، علی، سرشت انسان، ص۶۹-۷۴). فطرت عقل. از زاویه دیگری هم قابل توجه است و آن فطری بودن «روش تفکر» است. اگرچه قرآن کریم صریحاً نمیگوید که باید چنین اندیشید، روش عقلا را امضا کرده است و با ما هم با همین روش سخن گفته است. (جوادی آملی، عبدالله، به نقل از مصطفی دلشاد تهرانی، سیری در تربیت اسلامی، ص۱۹۶) علامه طباطبایی در این زمینه مینویسد: {{عربی|و لم یعین فی الکتاب العزیز هذا الفکر الصحیح القیم الذی یندب الیه الا انه احال فیه إلی ما یعرفه الناس بحسب عقولهم الفطریة و ادراکهم المرکوز فی نفوسهم، و انک لو تتبعت الکتاب الالهی ثم تدبرت فی آیاته وجدت ما لعله یزید علی ثلاث مائة آیة تتضمن دعوة الناس الی التفکر...}} (المیزان، ج۵، ص۲۶۰).</ref>. البته درباره تصدیق معقولات نظری فوق، باید توجه داشت که آنها از قبیل «اولیات» (نوع نخست از انواع ششگانه «یقینیات» در اصطلاح منطقیین) هستند که نیازی به [[حد وسط]] و [[استدلال]] و [[اثبات]] ندارند، در حالی که معقولات و احکام عملی، مانند پسندیدگی [[دادگری]]، و ناپسندی [[بیدادگری]]، و [[وجوب]] [[پرهیز از حرام]] و [[زشتی]] [[آزار]] حیوانات، ریشه در مشهورات یا ذاتیات دارند و تصدیق آنها - برخلاف اولیات - به حد وسط و استدلال نیازمند است<ref>برای آشنایی بیشتر، ر. ک: مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۳۰۳-۳۱۱ و ۲۹۱-۲۹۲؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۶ مقاله «ادراکات اعتباری». دقیقاً به جهت همین بینیازی اولیات به حد وسط است که اینگونه قضایا، اولی و مقدم بر حس و تجربه و معقول محضاند. باز هم تأکید میکنیم که درک و تصدیق این قضایا هر چند مقتضای ساختمان ذهن آدمی و فطری آن است، معنای این سخن، آن نیست که انسان، از همان ابتدای تولد، بالفعل واجد آنها است. بدون شک، هر تصدیقی مسبوق به تصور و هر تصوری (اعم از تصورات کلی و تصورات جزئی، و تصورات کلی، اعم از معقولات اولی یا مفاهیم ماهوی، و معقولات ثانیه فلسفی و معقولات ثانیه منطقی) مسبوق به حس است؛ لذا از ارسطو جملهای را نقل میکنند که {{عربی|من فقد حسا فقد علما}}. سخن در این است که هرگاه عناصر تصوری اولیات فراهم آمد، ذهن خود به خود و بدون نیاز به تشکیل قیاس و صغری و کبری، و صرفاً با تصور طرفین این قضایا آنها را تصدیق میکند.</ref>. پس [[عقل]]، گونهای غریزه است و غریزه بودن عقل ـ چه به معنای قریحه و چه به معنای [[سرشت]] ـ حاکی از آن است که عقل از هنگام تولد، به صورت بالقوه در وجود [[انسان]] به ودیعت نهاده شده است و در صورت فراهم شدن زمینهها و شرایط لازم، از قوه به فعل در میآید و میتواند صحیح و خیر را از سقیم و [[شر]] بازشناسد و یکی از این شرایط، علمآموزی است. [[استاد مطهری]] درباره [[نیازمندی]] عقل به [[علم]] میگوید: ولی به عقل تنها هم نباید اکتفا کرد، عقل را باید با علم توأم کرد، چون عقل یک حالت غریزی و طبیعی دارد که هر کسی دارد، ولی علم، عقل را [[تربیت]] میکند؛ عقل باید با علم پرورش پیدا کند<ref>مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، ص۲۸۱-۲۸۲. یادآور میشویم که بر اساس تعاریفی که در این تحقیق، از عقل نظری و عقل عملی ارائه گردید، تأثیر روش علمآموزی در تربیت عقل به این ترتیب خواهد بود که استفاده از آن، اولاً و بالذات موجب تربیت و تکامل عقل نظری و ثانیاً و بالعرض باعث تربیت و تکامل عقل عملی میگردد.</ref>. | | == علمآموزی در معارف نبوی == |
| | {{اصلی|علمآموزی در معارف و سیره نبوی}} |
| | [[رسول خدا]]{{صل}} طلب علم را نزد [[خدا]] از [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]] [[برتر]] دانسته و فرموده است<ref>المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۱۰، ص۱۳۱.</ref>: «یک [[ساعت]] علم اندوزی، از [[عبادت]] در [[دل]] شب بهتر و یک [[روز]] علم اندوزی از سه ماه [[روزهداری]] بهتر است»<ref>جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۳۲ و کنز العمال، ج ۱۰، ص۱۳۱.</ref>. |
|
| |
|
| برخی دیگر از سخنان امام علی {{ع}}، ناظر بر [[روشنایی]] و نورانیت عقل به وسیله علم است؛ مانند {{متن حدیث|العلم... منیر اللب}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۹۹۲.</ref>؛ {{متن حدیث|الْعِلْمُ مِصْبَاحُ الْعَقْلِ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۹۹۱.</ref> و «علم، [[آدمی]] را از فرو رفتن در [[حیرت]]، میرهاند»<ref>{{متن حدیث|الْعِلْمُ يُنْجِي مِنَ الِارْتِبَاكِ فِي الْحَيْرَةِ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۹۹۲).</ref>. میدانیم که [[علم]]، مقدمه عمل است و [[بینش]]، شالوده کنش و از این رو، [[عقل نظری]]، بنیان [[عقل عملی]] است<ref>افزون بر این عقل نظری دو قسم ادراک دارد: ادراکات نظری (مانند خدا هست، نبوت و رسالت هست، معاد هست و...) و ادراکات عملی (مانند اطاعت از خدا و پیامبر و امام، خیر است، معصیت بد است و...) انسان مؤمن و معتقد (ایمان و اعتقاد از شئون عقل عملی است) در سایه بینش و معرفتی که در ناحیه عقل نظری کسب کرده، واجبات و مستحبات را به جای میآورد و از محرمات و مکروهات ـ و در مدارج بالاتر، از مباحات ـ میپرهیزد. پس عقل نظری، اساس عقل عملی است.</ref>. [[انسان]] برای باز شناختن [[حقیقت]] از [[خطا]] در ناحیه مدرکات [[تکوینی]] غیراختیاری و خوب از بد در ناحیه مدرکات عملی اختیاری، باید از [[عقل]] خویش مدد گیرد و آنگاه در سایه بینش و [[معرفت]]، نفس خویش را از منهیات بازدارد و به انجام [[حسنات]] و معروفات وادارد. اما سخن در این است که [[حق و باطل]] و [[خیر و شر]]، گاه در هالهای از ابهام و [[تاریکی]] پنهان میمانند و مجهول و ناشناخته میگردند. آنچه میتواند این ابهام و تاریکی را بزداید و فضای [[معرفتی]] عقل را روشن و منور سازد، علم است و عقل با چراغ تابناک و فروزان علم، میتواند [[وظایف]] نظری و عملی خویش را به انجام رساند و صاحب خویش را به [[سعادت]] و [[رستگاری]] [[ابدی]] راه نماید. این جا است که به رمز برخی [[روایات]] درباره روابط میان عقل و علم پی میبریم؛ برای مثال: {{متن حدیث|الْعَقْلُ وَ الْعِلْمُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ لَا يَفْتَرِقَانِ وَ لَا يَتَبَايَنَانِ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۹۵۰.</ref>؛ {{متن حدیث|لَا شَيْءَ أَحْسَنُ مِنْ عَقْلٍ مَعَ عِلْمٍ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۹۶۸.</ref>؛ {{متن حدیث|وَ الْعِلْمُ إِمَامُ الْعَقْلِ وَ الْعَقْلُ تَابِعُهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۱۶۶.</ref>؛ روایتی دیگر نیز از [[حضرت علی]] {{ع}} نقل است که [[علم]]، کسب کننده [[عقل]] است: {{متن حدیث|الْعِلْمُ قَاتِلُ الْجَهْلِ وَ مُكْسِبُ النُّبْلِ}}<ref>گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۹۹۱.</ref>.
| | [[رسول خدا]]{{صل}} [[علما]] را امینان [[خدا]]<ref>کنز العمال، ج ۱۰، ص۱۳۴ و ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۱۰۰.</ref>، [[وارثان انبیا]]<ref>الکافی، ج ۱، ص۳۴؛ امالی صدوق، ص۶۰ و من لا یحضره الفقیه، ص۳۸۴.</ref> و نزدیکترین افراد به [[پیامبران]] دانسته<ref>کنزالعمال، ج ۱۰، ص۱۳۴ و الهیثمی، مجمع الزوائد، ص۱۲۶.</ref>، [[مسلمانان]] را به [[تعظیم و تکریم علما]] توصیه میکرد. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} آموزش علم را امری پسندیده معرفی میکرد و افراد را از [[کتمان]] علم بر حذر میداشت. آن حضرت، نشر و [[آموزش]] [[علوم]] را بهترین [[صدقات]] دانسته و فرموده است: «مردم، صدقهای همچون نشر [[دانش]] ندادهاند»<ref>منیة المرید، ص۱۰۵؛ مجمع الزوائد، ص۱۶۶ و الطبرانی، المعجم الکبیر، ج۷، ص۲۳۱.</ref>. |
|
| |
|
| راهی دیگر نیز برای تبیین سهم علم و علمآموزی در پرورش [[قوه عاقله]] هست. سه گروه روایاتی که گذشت، به گونهای مستقیم به این موضوع پرداختهاند، اما به گونه نامستقیم و به وساطت موضوعاتی مانند [[فکر]] نیز میتوان پرورش عقل از راه علم را [[اثبات]] کرد. برای مثال، با انضمام و تلفیق این [[روایات]] که علم، فکر را [[توانمند]] میکند<ref>{{متن حدیث|الْعِلْمُ يُنْجِدُ الْفِكْرَ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۰۰۰).</ref> و فکر، روشن کننده<ref>{{متن حدیث|الْفِكْرُ يُنِيرُ اللُّبَّ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۵۸).</ref> و [[صیقل]] دهنده<ref>{{متن حدیث|الْفِكْرُ جِلَاءُ الْعُقُولِ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۵۸).</ref> عقل است، نتیجه میگیریم که «علم، روشن کننده و صیقل دهنده عقل است».
| | [[رسول اسلام]]{{صل}} سپردن [[دانش]] به نااهل را عامل [[تباهی]] آن علم دانسته<ref>الجامع الصغیر، ج۱، ص۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۸۴ و مجموعه ورام، ج۲، ص۱۱۹.</ref> و [[مسلمانان]] را به نوشتن [[علوم]] و دانستههایشان [[تشویق]] کرده و فرموده باشد است: «هرگاه [[مؤمن]] بمیرد و یک و ورق از او به جای ماند که [[علمی]] بر آن نوشته شده باشد، آن ورقه در روز قیامت بین او و بین آتش حائل میشود و [[خدا]] برای هر حرفی که بر آن کاغذ نوشته شده است، شهری که هفت برابر [[زمین]] و وسیعتر از دنیاست، به او عطا میکند»<ref>شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص۹۶ و امالی صدوق، ص۳۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۹۷ ـ ۳۰۱.</ref> |
|
| |
|
| در پایان شایسته است روایتی دیگر را نیز ذکر کنیم که هرچند از حضرت علی {{ع}} نیست، شاهدی دیگر بر پرورش عقل از راه فکر است. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: «پرنگری در علم، عقل را میگشاید»<ref>{{متن حدیث|كَثْرَةُ النَّظَرِ فِي الْعِلْمِ يَفْتَحُ الْعَقْلَ}}؛ (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱، ص۱۵۹) باید توجه داشت که بنا بر فرمایش امام دهم، حضرت هادی {{ع}}، در زیارت جامعه کبیره که {{متن حدیث|أَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طِينَتَكُمْ وَاحِدَةٌ}} هیچگونه تفرقه و تشتتی میان بیانات ائمه معصومین {{عم}} وجود ندارد و بیانات نورانی آنها به مصداق {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}} همگی از منبع متقن و خطاناپذیر وحی سرچشمه میگیرد و از هر گونه شائبه هوا و هوس، مصون و محفوظ است.</ref>.<ref>[[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۴]]، ص ۱۹۷-۲۰۱.</ref>
| | == صفات طالب علم == |
| | | {{اصلی|علمآموزی در اخلاق اسلامی}} |
| == علمآموزی و رفع نیازمندیها ==
| | برخی از صفتهایی که برای طالب علم ضروری است عبارت است از: |
| از آنجا که رفع هر گونه کاستی و فقری در زندگی یا پیشگیری از آن مترتب بر [[شناخت]] نیاز و [[علم]] به دفع و رفع آن است، [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برخورداری از [[دانش]] نیازمندیها را از بهترین راهکارهای تأمین نیازهای زندگی و مقابله با فقر معرفی کرده است: «سزاوارترین [[علوم]] و فنونی که میباید [[جوانان]] و نوجوانان آن را بیاموزند، دانش نیازمندیهای [[آینده]] آنهاست»<ref>{{متن حدیث|أولى الأشياء أن يتعلمها الأحداث الأشياء التي إذا صاروا رجالا احتاجوا إليها}} (ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳).</ref>. این فراخوانی اولاً حاکی از نیازهای پیچیده [[انسان]] و نیاز او به دانش آن در رفع و پیشگیری از آن است، ثانیاً هشدار میدهد علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد، نه پس از [[سیطره]] آن بر زندگی و نیازمندشدن به بیگانگانی که در پی سروری بر دیگرانند؛ درحالیکه خود به دور از [[غفلت]] و کسب دانش آن شایسته سربلند و سرافرازی همواره خود میباشد. از همین رو آن حضرت در بیان دیگری بر کسب دانش در [[جوانی]] و نوجوانی برای نیل به سروری و سیادت در بزرگسالی تأکید کرده است: «دانش را در خُردسالی فرا بگیرید تا در بزرگسالی بر دیگران سیادت و سروری کنید نه اینکه دیگران با [[کسب علم]] نیاز خویش برآورند و شما در رفع نیازتان نیازمند آنان باشید و با دستی تهی ناگزیر از پذیرش [[برتری]] آنها باشید»<ref>{{متن حدیث|تعلموا العلم صغارا تسودوا به كبارا}} (عبدالحمید بن هبةالله، ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۶۷).</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۵۹۹.</ref> | | # '''[[اخلاص]]:''' اخلاص به معنی پاکسازی [[نیت]] از شائبههای غیر الهی، چیزی است که در همه [[کارها]] به تأكید و تکرار از ما خواسته شده است. [[تعلیم و تعلم]] و به طور کلی هرگونه فعالیت [[علمی]]، در صورتی جایگاه و [[ارزش]] واقعی خود را پیدا میکند و [[بهترین]] نتیجه را میبخشد که از پشتوانه [[نیت]] [[خالص]] برخوردار باشد.... علی {{ع}} میفرماید: "[[برترین]] [[دانش]]، آن است که در آن [[اخلاص]] مراعات شود"<ref>{{متن حدیث|أفضل العلم ما أخلص فيه}}.</ref>. |
| | # '''عمل به مقتضای علم:''' [[علوم دینی]] از طرفی با [[باور]] [[انسانها]] در ارتباط است و از طرفی عالم [[دینی]] [[وظیفه]] دارد دانستههای خود را به دیگران [[آموزش]] داده، آنها را به کسب فضیلتهایی که دانشش اقتضا میکند، فرا بخواند؛ بنابراین، در صورتی میتواند در [[باور]] مخاطبان خود اثرگذار باشد که خود به مقتضای آنچه میداند عمل کند. |
| | # '''[[حسن خلق]]:''' دانشور محتاج حسن خلق است؛ چون بسیاری از [[اخلاق ناپسند]]، یا کسب [[دانش]] را مشکل میکنند یا کارآمدی آن را و هم از این رو با عنوان خود در عداد زذیلتهای [[عالمان]] شمرده شدهاند. دانشوری که در پی دستیابی به کمال [[دانش]] و [[آگاهی]] است، بدون این شرط اساسی، ره به جایی نمیبرد. از این رو [[علی]] {{ع}} تشخیص سجایای [[نیک]] و بد را ریشه [[علم]] میداند<ref>{{متن حدیث|رَأْسُ اَلْعِلْمِ اَلتَّمْيِيزُ بَيْنَ اَلْأَخْلاَقِ وَ إِظْهَارُ مَحْمُودِهَا وَ قَمْعُ مَذْمُومِهَا}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۶۴.</ref>. |
| | # '''[[فروتنی]]:''' [[تواضع]] و [[دانش]]، رابطهای تعاملی دارند. [[علم]] با تواضع به دست میآید و خود باعث تواضع میشود. [[علی]] {{ع}} تكبر به [[دانش]] را سبب [[خواری]] عالم میدانست: "هرکس به خاطر [[دانش]] خود [[تکبر]] ورزد [[خدا]] به خاطر عملش خوارش میکند"<ref>{{متن حدیث|من ترفع بعلمه وضعه الله بعمله}}؛ محمد ریشهری، العلم و الحکمة فی الکتاب و السنة، ص۴۰۴.</ref>. |
| | # '''[[حلم]] و [[بردباری]]:''' حلم از صفتهای پسندیده [[انسانی]] است که از [[ذات اقدس الاهی]] سرچشمه میگیرد<ref>بقره: ۲۲۵، ۲۳۵ و ۲۶۳؛ آل عمران: ۱۵۵؛ نساء: ۱۲ و... .</ref>؛ از این رو انسانهای بزرگ الهی بدان آراستهاند<ref>توبه: ۱۱۴؛ هود: ۷۵.</ref> و دانشمندان به اقتضای [[دانش]] خود، باید از آن بهرهمند باشند، بین [[دانش]] و [[بردباری]] چنان ملازمتی تصویر شده که تفکیک بین آن دو و فرض دانشمندی که از موهبت [[حلم]] بیبهره باشد، از نظر وقوعی محال مینماید. مطابق احادیثی که به دست ما رسیده، [[دانش]] و [[بردباری]] دو پدیده به هم پیوستهاند. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} میفرماید: "برای [[حلم]]، [[دانش]] خوب [[همراهی]] است"<ref>{{متن حدیث|نِعْمَ قَرِينُ اَلْعِلْمِ اَلْحِلْمُ}}؛ جمالالدین محمد خوانساری، شرح فارسی غرر و درر آمدی، تصحیح سید جلالالدین محدث، ج۶، ص۱۵۹.</ref>. |
| | # '''[[حق]] پذیری:''' خودداری از پذیرش حق ممکن است ناشی از [[تکبر]]، [[تعصب]] یا [[تقلید]] باشد. [[درک]] [[حقیقت]] پیش از تطهير [[قلب]] از همه این ناپاکیها ممکن نیست. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} میفرماید: "کسی که [[هدف]] باطلی دارد، [[حق]] را درنمییابد اگرچه از [[خورشید]] واضح باشد"<ref>{{متن حدیث|مَنْ كَانَ غَرَضُهُ اَلْبَاطِلَ لَمْ يُدْرِكِ اَلْحَقَّ وَ لَوْ كَانَ أَشْهَرَ مِنَ اَلشَّمْسُ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۲۷.</ref>. |
| | # '''[[زهد]] و [[قناعت]]:''' از [[ضرورت]] طبع بلند و عفت نفس در دانشوران سخن گفتیم. یکی از آثار این [[فضیلت]] بزرگ، [[زهد]] و [[پاکی]] از [[حرص]] و [[طمع]] است. از این رو در [[روایات اسلامی]] بر این نکته تأکید فراوان شده است. [[زهد]] موجب [[علم]] بدون [[تعلم]]<ref>حسن بن علی ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۶۰.</ref> و به بار نشستن درخت [[حکمت]] میشود. |
| | # '''[[سکوت]]:''' از [[اخلاق]] دانشوری است که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از آن به عنوان زینت علم و عالم نام برده، میفرماید: "[[سکوت]] [[زینت]] عالم است"<ref>{{متن حدیث|اَلصَّمْتَ زِينَةُ اَلْعَالِمِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۹۲.</ref>. |
| | # '''پرهیز از [[خودرأیی]]:''' از عواملی که [[دانش]] [[انسان]] را از [[خطا]] [[پاکیزه]] میکند، بهرهوری از آرای صاحبنظران است. اکتفا و اعتماد بر دستاوردهای شخصی انفرادی، [[انسان]] را در معرض [[اشتباه]]<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۶.</ref>، [[لغزش]]، [[گمراهی]]<ref>علی بن محمد لیئی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۲۹.</ref> و سقوط قرار میدهد. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} میفرماید: "هرکس [[خودرأیی]] کند، هلاک میشود و هرکس با دیگران [[مشورت]] کند، در [[عقول]] آنها [[شریک]] شده است"<ref>{{متن حدیث|مَنِ اِسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ اَلرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا}}؛ نهج البلاغه، ترجمه فیضالاسلام، حکمت ۱۵۲، ص۱۱۶۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۱۰۵.</ref>. |
| | # '''[[تأنی]]:''' رسیدن به [[حقیقت]]، با شتاب ممکن نیست. کسی که در نتیجهگیری شتاب میکند به ندرت به پاسخی صحیح دست مییابد. [[علی]] {{ع}} میفرماید: "کم اتفاق میافتد که نظر [[انسان]] [[عجول]] درست باشد"<ref>{{متن حدیث|قَلَّمَا يُصِيبُ رَأْيُ اَلْعَجُولِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۶۹.</ref> و از او جز پاسخی ناپخته نمیتوان [[انتظار]] داشت. |
| | # '''[[ظلمستیزی]]:''' یکی از وظایفی که برای [[عالمان دینی]] شمرده شده و در [[آیات]] و [[روایات]] بر آن تأکید فراوان شده است. مقابله با ناهنجاریهای [[اجتماعی]] است. [[قرآن کریم]] [[عالمان]] [[بنی اسرائیل]] را به [[دلیل]] [[سکوت]] در برابر سخنان [[گناه]] آلود و [[حرام]] [[خواری]] [[مردم]] [[سرزنش]] کرده است. {{متن قرآن|لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ}}<ref>«چرا دانشوران ربانی و دانشمندان (توراتشناس) آنان را از گفتار گناهآلود و رشوهخواری باز نمیدارند؟ به راستی زشت است آنچه میکردند!» سوره مائده، آیه ۶۳.</ref>. |
| | # '''پرهیز از [[مجادله]]:''' [[ستیز]] و مجادله یکی از آفات [[دانش]] است. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "هرکس فراوان برای [[اثبات]] [[سخن]] نادرست ستیزه کند؛ پیوسته از دریافت [[حق]] [[محروم]] میشود"<ref>{{متن حدیث|مَنْ كَثُرَ مِرَاؤُهُ بِالْبَاطِلِ دَامَ عَنَاهُ عَنِ اَلْحَقِّ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۵۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۲۶۶ - ۲۸۱.</ref> |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |
| خط ۲۷: |
خط ۴۰: |
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:1100246.jpg|22px]] [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|'''اخلاق الاهی ج۱''']] |
| # [[پرونده:1368102.jpg|22px]] [[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۴''']] | | # [[پرونده:1368102.jpg|22px]] [[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۴''']] |
| # [[پرونده:IM010610.jpg|22px]] [[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|'''سیره معصومان در فقرزدایی''']] | | # [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|