نفی ریا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = ریا
| موضوع مرتبط = ریا  
| عنوان مدخل  = ریا
| عنوان مدخل  = ریا  
| مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[ریا در لغت]] - [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==[[تظاهر]] به خوبی==
== تظاهر به خوبی ==
«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن<ref>الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».</ref> است. «کاری را از روی [[ریا]] انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند<ref>العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».</ref> و نسبت به او [[گمان]] [[نیکو]] یابند<ref>المصباح، ص۲۴۷، «روی».</ref> و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد<ref>لسان‌العرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».</ref>. برخی ریا را به معنای [[مبالغه]] در نمایاندن [[اعمال پسندیده]] دانسته‌اند<ref>التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: چون [[ریاء]] مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی [[ریاکار]] عمل خود را به [[مردم]] می‌نمایاند، تا در مقابل، مردم هم [[سپاس]] و [[احترام]] خود را به وی نشان دهند<ref>روح‌البیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعراب‌القرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. به ریاکار «مرائی» گفته می‌شود<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.</ref>. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا [[ستایش]] آنان<ref>التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.</ref>، اظهار زیبایی‌ها و پنهان کردن [[زشتی‌ها]]<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.</ref>، ترک [[اخلاص]] در عمل با انگیزه غیر خدایی<ref>التعریفات، ص۱۲۵.</ref> و [[طلب]] [[منزلت]] در [[قلب]] دیگران با [[کارهای نیک]] یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت می‌کنند<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.</ref>. [[هدف]] از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با [[غفلت]] از [[خالق]] است<ref>التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.</ref> و [[تقرب به خدا]] در آن کار لحاظ نشده است<ref>قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.</ref>. ریا ۵ بار در [[قرآن]] به کار رفته و در آیاتی نیز به این موضوع بی‌تصریح به لفظ ریا اشاره شده است.
«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن<ref>الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».</ref> است. «کاری را از روی [[ریا]] انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند<ref>العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».</ref> و نسبت به او [[گمان]] [[نیکو]] یابند<ref>المصباح، ص۲۴۷، «روی».</ref> و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد<ref>لسان‌العرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».</ref>. برخی ریا را به معنای [[مبالغه]] در نمایاندن [[اعمال پسندیده]] دانسته‌اند<ref>التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: چون [[ریاء]] مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی [[ریاکار]] عمل خود را به [[مردم]] می‌نمایاند، تا در مقابل، مردم هم [[سپاس]] و [[احترام]] خود را به وی نشان دهند<ref>روح‌البیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعراب‌القرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. به ریاکار «مرائی» گفته می‌شود<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.</ref>. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا [[ستایش]] آنان<ref>التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.</ref>، اظهار زیبایی‌ها و پنهان کردن [[زشتی‌ها]]<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.</ref>، ترک [[اخلاص]] در عمل با انگیزه غیر خدایی<ref>التعریفات، ص۱۲۵.</ref> و [[طلب]] [[منزلت]] در [[قلب]] دیگران با [[کارهای نیک]] یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت می‌کنند<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.</ref>. [[هدف]] از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با [[غفلت]] از [[خالق]] است<ref>التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.</ref> و [[تقرب به خدا]] در آن کار لحاظ نشده است<ref>قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.</ref>. ریا ۵ بار در [[قرآن]] به کار رفته و در آیاتی نیز به این موضوع بی‌تصریح به لفظ ریا اشاره شده است.


[[علمای اخلاق]]، تقسیمات گوناگونی برای ریا ذکر کرده‌اند: برخی ریا در اصل [[ایمان]] را که همان [[نفاق]] است، از اقسام ریا شمرده و آن را شدیدترین نوع [[ریا]] دانسته‌اند. این‌گونه [[ریاکاران]] [[منافقان]] هستند که [[عذاب ابدی]] به آنها [[وعده]] داده شده و در [[آیات]] فراوانی اوصاف آنان بیان شده است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۳۰۲؛ المحجة البیضاء، ج ۷، ص۱۵۷؛ الاخلاق، ص۱۵۹.</ref> که گویای دوگانگی ظاهر و [[باطن]] آنهاست. ریا در [[عبادات]] که [[طلب]] [[منزلت]] میان [[مردم]] با انجام دادن [[اعمال عبادی]] است، پس از ریا در اصل [[ایمان]]، بدترین نوع [[ریاست]] و اقسامی دارد. تفصیل آن در کتاب‌های [[اخلاق]] ذکر شده است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۳۰۲ - ۳۰۴.</ref>. گفته شده [[اهداف]] [[ریاکار]] گوناگون است و به دست آوردن فرصتی برای [[معصیت]] از راه [[عبادت]] شدیدترین مرتبه آن است<ref>الاخلاق، ص۱۶۰.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۹۵.</ref>.
علمای اخلاق، تقسیمات گوناگونی برای ریا ذکر کرده‌اند: برخی ریا در اصل [[ایمان]] را که همان [[نفاق]] است، از اقسام ریا شمرده و آن را شدیدترین نوع [[ریا]] دانسته‌اند. این‌گونه [[ریاکاران]] [[منافقان]] هستند که [[عذاب ابدی]] به آنها [[وعده]] داده شده و در [[آیات]] فراوانی اوصاف آنان بیان شده است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۳۰۲؛ المحجة البیضاء، ج ۷، ص۱۵۷؛ الاخلاق، ص۱۵۹.</ref> که گویای دوگانگی ظاهر و [[باطن]] آنهاست. ریا در [[عبادات]] که [[طلب]] [[منزلت]] میان [[مردم]] با انجام دادن [[اعمال عبادی]] است، پس از ریا در اصل [[ایمان]]، بدترین نوع [[ریاست]] و اقسامی دارد. تفصیل آن در کتاب‌های [[اخلاق]] ذکر شده است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۳۰۲ - ۳۰۴.</ref>. گفته شده [[اهداف]] [[ریاکار]] گوناگون است و به دست آوردن فرصتی برای [[معصیت]] از راه [[عبادت]] شدیدترین مرتبه آن است<ref>الاخلاق، ص۱۶۰.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۵.</ref>


==روابط معنایی ریا==
== روابط معنایی ریا ==
ریا مقابل [[اخلاص]] است. و در آیات متعددی خدای متعالی بندگانی را که اعمالشان پیراسته از ریا و خالصانه برای [[خدا]] بوده [[ستوده]] است<ref>{{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ وَأَصْلَحُوا۟ وَٱعْتَصَمُوا۟ بِٱللَّهِ وَأَخْلَصُوا۟ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًۭا}} «مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۶.</ref>: همچنین [[قرآن]] تنها به عبادتی [[فرمان]] می‌دهد که از روی اخلاص باشد: {{متن قرآن|وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref> ریا با برخی واژه‌های دیگر نوعی تقارب معنایی دارد، هرچند میان آنها تفاوت‌هایی نیز هست.
ریا مقابل [[اخلاص]] است. و در آیات متعددی خدای متعالی بندگانی را که اعمالشان پیراسته از ریا و خالصانه برای [[خدا]] بوده ستوده است<ref>{{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ وَأَصْلَحُوا۟ وَٱعْتَصَمُوا۟ بِٱللَّهِ وَأَخْلَصُوا۟ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًۭا}} «مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۶.</ref>: همچنین [[قرآن]] تنها به عبادتی [[فرمان]] می‌دهد که از روی اخلاص باشد: {{متن قرآن|وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref> ریا با برخی واژه‌های دیگر نوعی تقارب معنایی دارد، هرچند میان آنها تفاوت‌هایی نیز هست.


در فرق بین [[نفاق]] و ریا گفته شده: نفاق، [[اظهار ایمان]] است با پنهان کردن [[کفر]]؛ ولی ریا اظهار [[طاعت]] است با مخفی کردن معصیت؛ ریا کار با اظهار [[طاعت]] و خشوعی که در [[دل]] ندارد در جلب توجه دیگران می‌کوشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۷۳؛ معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. البته کاربرد هریک از این دو واژه به جای دیگری برپایه [[تشبیه]] رایج است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷.</ref>. برخی با تقسیم [[نفاق]] به [[حقیقی]] و مجازی، [[ریا]] را از قسم نفاق مجازی برشمرده‌اند<ref>تحفة الاحوذی، ج ۷، ص۳۷۸.</ref>. بعضی هم گفته‌اند: اصل در ریا [[آشکار کردن]] و اصل در نفاق پنهان کردن است و گاهی هر دو امر در عمل [[منافق]] نمود می‌یابند؛ یعنی هم طاعت اظهار می‌کند و هم [[کفر]] [[باطنی]] خود را پنهان می‌سازد<ref>نضرة النعیم، ج ۱۰، ص۴۵۵۲.</ref>. در دعایی جایگاه نفاق، [[قلب]] و جایگاه ریا عمل خوانده شده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي مِنَ النِّفَاقِ وَ عَمَلِي مِنَ الرِّيَاءِ}}<ref>اقبال الاعمال، ج ۱، ص۱۷۸؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص۲۳۱.</ref>. به [[اعتقاد]] برخی، گرچه نفاق به مفهوم خاص خود، صفت بی‌ایمانان است که ظاهرا در صف مسلمانان‌اند و باطنا دل در گرو کفر دارند؛ لیکن این واژه معنای وسیعی دارد که هرگونه دوگانگی ظاهر و [[باطن]] و گفتار و عمل را دربرمی‌گیرد، از این رو به ریا نفاق اصغر هم گفته می‌شود<ref>نمونه، ج ۱، ص۱۰۰.</ref>. تفاوت ریا با سُمْعه در این است که ریا نمایاندن عمل و سُمْعه [[طلب]] [[منزلت]] میان [[مردم]] از راه گفتار و شنواندن است<ref>الاخلاق، ص۱۵۷؛ چهل حدیث، ص۵۸؛ اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۲۹۶.</ref>. در [[تفسیر]] برخی [[آیات]]، ریا از مصادیق [[شرک به خدا]] شمرده شده است. [[مفسران]]، [[نهی]] از [[شرک]] را در [[آیه]] ۳۶ [[نساء]]: {{متن قرآن|وَٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا...}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید.».. سوره نساء، آیه ۳۶.</ref> شامل همه انواع شرک، از جمله [[شرک خفی]] (ریا) دانسته‌اند<ref>روح البیان، ج ۲، ص۲۰۵؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۷.</ref>. بر اساس آیه‌ای دیگر، هرکس می‌خواهد به دیدار [[پروردگار]] و [[پاداش اخروی]] برسد، باید عمل خود را برای [[خشنودی خدا]] انجام دهد وبر اثر [[ریا]] در عمل، کسی را [[شریک]] [[خدا]] قرار ندهد: {{متن قرآن|...فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا}}<ref>«...پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> ذیل [[آیه]] نقل شده که روزی [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} آثار [[غم]] را در چهره آن حضرت [[مشاهده]] کردند و علت آن را جویا شدند. [[پیامبر]]{{صل}} دچار شدن [[امت]] به [[شرک]] را دلیل [[نگرانی]] خود یاد کرد و در توضیح فرمود: البته آنها به [[پرستش خورشید]] و ماه و سنگ و [[بت]] رو نمی‌آورند، بلکه عمل خود را از روی ریا انجام می‌دهند<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۷؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۳۲۶.</ref>. ریا در [[عهد رسول خدا]]{{صل}} [[شرک اصغر]] به شمار می‌رفت<ref>المستدرک، ج ۴، ص۳۲۹؛ کشف الخفاء، ج ۲، ص۳۸.</ref>. فرق شرک اصغر با [[شرک اکبر]] در این است که شرک اکبر بخشودنی نیست: {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ}}<ref>«بی‌گمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمی‌آمرزد» سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>؛ ولی ریا از [[گناهان]] بخشش‌پذیر است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۳۵۲؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۳۱۷؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۳، ص۳۲۲.</ref>، از این‌رو برخی گفته‌اند: [[شرک خفی]] با اصل [[ایمان]] منافات ندارد، بلکه با کمال آن ناسازگار است، چنان‌که [[قرآن کریم]] نیز بیشتر [[مؤمنان]] را [[مشرک]] می‌خواند: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> در روایاتی نیز به ریا شرک خفی اطلاق شده است<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۰۴؛ ثواب الاعمال، ص۲۵۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۹۶.</ref>.
در فرق بین [[نفاق]] و ریا گفته شده: نفاق، [[اظهار ایمان]] است با پنهان کردن [[کفر]]؛ ولی ریا اظهار [[طاعت]] است با مخفی کردن معصیت؛ ریا کار با اظهار [[طاعت]] و خشوعی که در [[دل]] ندارد در جلب توجه دیگران می‌کوشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۷۳؛ معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. البته کاربرد هریک از این دو واژه به جای دیگری برپایه تشبیه رایج است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷.</ref>. برخی با تقسیم [[نفاق]] به [[حقیقی]] و مجازی، [[ریا]] را از قسم نفاق مجازی برشمرده‌اند<ref>تحفة الاحوذی، ج ۷، ص۳۷۸.</ref>. بعضی هم گفته‌اند: اصل در ریا آشکار کردن و اصل در نفاق پنهان کردن است و گاهی هر دو امر در عمل [[منافق]] نمود می‌یابند؛ یعنی هم طاعت اظهار می‌کند و هم [[کفر]] [[باطنی]] خود را پنهان می‌سازد<ref>نضرة النعیم، ج ۱۰، ص۴۵۵۲.</ref>. در دعایی جایگاه نفاق، [[قلب]] و جایگاه ریا عمل خوانده شده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي مِنَ النِّفَاقِ وَ عَمَلِي مِنَ الرِّيَاءِ}}<ref>اقبال الاعمال، ج ۱، ص۱۷۸؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص۲۳۱.</ref>. به [[اعتقاد]] برخی، گرچه نفاق به مفهوم خاص خود، صفت بی‌ایمانان است که ظاهرا در صف مسلمانان‌اند و باطنا دل در گرو کفر دارند؛ لکن این واژه معنای وسیعی دارد که هرگونه دوگانگی ظاهر و [[باطن]] و گفتار و عمل را دربرمی‌گیرد، از این رو به ریا نفاق اصغر هم گفته می‌شود<ref>نمونه، ج ۱، ص۱۰۰.</ref>. تفاوت ریا با سُمْعه در این است که ریا نمایاندن عمل و سُمْعه [[طلب]] [[منزلت]] میان [[مردم]] از راه گفتار و شنواندن است<ref>الاخلاق، ص۱۵۷؛ چهل حدیث، ص۵۸؛ اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۲۹۶.</ref>. در [[تفسیر]] برخی [[آیات]]، ریا از مصادیق [[شرک به خدا]] شمرده شده است. [[مفسران]]، [[نهی]] از [[شرک]] را در [[آیه]] ۳۶ [[نساء]]: {{متن قرآن|وَٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا...}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید.».. سوره نساء، آیه ۳۶.</ref> شامل همه انواع شرک، از جمله [[شرک خفی]] (ریا) دانسته‌اند<ref>روح البیان، ج ۲، ص۲۰۵؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۷.</ref>. بر اساس آیه‌ای دیگر، هرکس می‌خواهد به دیدار [[پروردگار]] و [[پاداش اخروی]] برسد، باید عمل خود را برای [[خشنودی خدا]] انجام دهد وبر اثر [[ریا]] در عمل، کسی را [[شریک]] [[خدا]] قرار ندهد: {{متن قرآن|...فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا}}<ref>«...پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> ذیل [[آیه]] نقل شده که روزی [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} آثار [[غم]] را در چهره آن حضرت مشاهده کردند و علت آن را جویا شدند. [[پیامبر]]{{صل}} دچار شدن [[امت]] به [[شرک]] را دلیل [[نگرانی]] خود یاد کرد و در توضیح فرمود: البته آنها به پرستش خورشید و ماه و سنگ و [[بت]] رو نمی‌آورند، بلکه عمل خود را از روی ریا انجام می‌دهند<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۷؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۳۲۶.</ref>. ریا در [[عهد رسول خدا]]{{صل}} [[شرک اصغر]] به شمار می‌رفت<ref>المستدرک، ج ۴، ص۳۲۹؛ کشف الخفاء، ج ۲، ص۳۸.</ref>. فرق شرک اصغر با [[شرک اکبر]] در این است که شرک اکبر بخشودنی نیست: {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ}}<ref>«بی‌گمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمی‌آمرزد» سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>؛ ولی ریا از [[گناهان]] بخشش‌پذیر است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۳۵۲؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۳۱۷؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۳، ص۳۲۲.</ref>، از این‌رو برخی گفته‌اند: [[شرک خفی]] با اصل [[ایمان]] منافات ندارد، بلکه با کمال آن ناسازگار است، چنان‌که [[قرآن کریم]] نیز بیشتر [[مؤمنان]] را [[مشرک]] می‌خواند: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> در روایاتی نیز به ریا شرک خفی اطلاق شده است<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۰۴؛ ثواب الاعمال، ص۲۵۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۶.</ref>


==متعلقات ریا==
== متعلقات ریا ==
گرچه ریا در هر عمل پسندیده‌ای [[نکوهیده]] است، [[قرآن]] بر موارد خاصی تأکید کرده که می‌تواند بیانگر اهمیت ویژه ترک ریا در آنها باشد:
گرچه ریا در هر عمل پسندیده‌ای نکوهیده است، [[قرآن]] بر موارد خاصی تأکید کرده که می‌تواند بیانگر اهمیت ویژه ترک ریا در آنها باشد:
#'''[[نماز]]''': آیه ۱۴۲ [[نساء]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلْمُنَـٰفِقِينَ يُخَـٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَهُوَ خَـٰدِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوٓا۟ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ قَامُوا۟ كُسَالَىٰ يُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}} «بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref> [[ریاکاری]] را از ویژگی‌های [[منافقان]] برمی‌شمارد<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۹۰.</ref>: آنان در پی [[نیرنگ]] با [[خدا]] هستند و وقتی به [[نماز]] برخیزند، کسل و بی‌میل به نمازند و تنها برای نشان دادن به [[مردم]] نماز می‌خوانند: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند  و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی  می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>. به فرموده [[امیرمؤمنان]]{{ع}} از نشانه‌های [[ریاکار]] این است که در [[تنهایی]] کسل است و اگر در میان مردم باشد، [[نشاط]] می‌یابد<ref>الکبائر، ص۱۴۳.</ref>. در پایان این [[آیه]] اشاره می‌شود که منافقان تنها اندکی خدا را یاد می‌کنند. به دیده [[مفسران]]، ذکر منافقان اندک شمرده شده، چون تهی از [[اخلاص]] و برای [[حفظ جان]] و [[مال]] است<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۲۱۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۱۹؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۲۳۶.</ref> و پذیرفته [[حضرت حق]] نیست<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۹۸؛ زاد المسیر، ج ۱، ص۴۸۹.</ref>. برخی گفته‌اند: وجه اندک بودن عمل [[منافق]] ریاکار، ساختگی و زبانی بودن آن است؛ زیرا ریاکار فقط با زبان خدا را ذکر می‌گوید؛ ولی [[قلب]] وی با زبانش هماهنگ نیست<ref>منهج الصادقین، ج ۳، ص۱۴۱؛ روح المعانی، ج ۳، ص۱۶۹.</ref>. امیرمؤمنان{{ع}} فرمود: ذکر نهانی، [[ذکر کثیر]] است و منافقان آشکارا ذکر می‌گفتند و چون به [[خلوت]] می‌رفتند، به [[یاد خدا]] نبودند، از این‌رو خدای متعالی درباره ایشان می‌فرماید: با مردم [[ریا]] می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌کنند<ref>الکافی، ج ۲، ص۵۰۱.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: مراد از «قلیل» در آیه، ریا و سُمْعه است، پس آنها خدا را یاد نمی‌کنند، مگر از روی ریا و سُمْعه<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۵۹۰.</ref>. در [[آیات]] ۴ ـ ۶ ماعون نیز [[نمازگزاران]] [[ریاکار]] به شدت [[تهدید]] شده‌اند: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران * آنان که از نماز خویش غافلند * کسانی که ریا می‌ورزند،» سوره ماعون، آیه ۴-۶.</ref>.
# '''[[نماز]]''': آیه ۱۴۲ [[نساء]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلْمُنَـٰفِقِينَ يُخَـٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَهُوَ خَـٰدِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوٓا۟ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ قَامُوا۟ كُسَالَىٰ يُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}} «بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref> [[ریاکاری]] را از ویژگی‌های [[منافقان]] برمی‌شمارد<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۹۰.</ref>: آنان در پی [[نیرنگ]] با [[خدا]] هستند و وقتی به [[نماز]] برخیزند، کسل و بی‌میل به نمازند و تنها برای نشان دادن به [[مردم]] نماز می‌خوانند: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند  و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی  می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>. به فرموده [[امیرمؤمنان]]{{ع}} از نشانه‌های [[ریاکار]] این است که در تنهایی کسل است و اگر در میان مردم باشد، [[نشاط]] می‌یابد<ref>الکبائر، ص۱۴۳.</ref>. در پایان این [[آیه]] اشاره می‌شود که منافقان تنها اندکی خدا را یاد می‌کنند. به دیده [[مفسران]]، ذکر منافقان اندک شمرده شده، چون تهی از [[اخلاص]] و برای [[حفظ جان]] و [[مال]] است<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۲۱۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۱۹؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۲۳۶.</ref> و پذیرفته [[حضرت حق]] نیست<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۹۸؛ زاد المسیر، ج ۱، ص۴۸۹.</ref>. برخی گفته‌اند: وجه اندک بودن عمل [[منافق]] ریاکار، ساختگی و زبانی بودن آن است؛ زیرا ریاکار فقط با زبان خدا را ذکر می‌گوید؛ ولی [[قلب]] وی با زبانش هماهنگ نیست<ref>منهج الصادقین، ج ۳، ص۱۴۱؛ روح المعانی، ج ۳، ص۱۶۹.</ref>. امیرمؤمنان{{ع}} فرمود: ذکر نهانی، [[ذکر کثیر]] است و منافقان آشکارا ذکر می‌گفتند و چون به [[خلوت]] می‌رفتند، به [[یاد خدا]] نبودند، از این‌رو خدای متعالی درباره ایشان می‌فرماید: با مردم [[ریا]] می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌کنند<ref>الکافی، ج ۲، ص۵۰۱.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: مراد از «قلیل» در آیه، ریا و سُمْعه است، پس آنها خدا را یاد نمی‌کنند، مگر از روی ریا و سُمْعه<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۵۹۰.</ref>. در [[آیات]] ۴ ـ ۶ ماعون نیز [[نمازگزاران]] [[ریاکار]] به شدت [[تهدید]] شده‌اند: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران * آنان که از نماز خویش غافلند * کسانی که ریا می‌ورزند،» سوره ماعون، آیه ۴-۶.</ref>.
#'''[[انفاق]]''': [[قرآن]] [[ریا]] را از [[شئون]] افراد [[بی‌ایمان]] برشمرده و [[مؤمنان]] را [[پرهیز]] می‌دهد مبادا مانند کسانی که به [[خدا]] و [[قیامت]] [[ایمان]] ندارند انفاق خود را به ریا بیالایند: {{متن قرآن|كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref> ریاکار با [[غفلت]] از خدا و [[روز رستاخیز]]، [[مردم]] را در مقابل خدا بزرگ می‌شمارد و در [[اعمال]] خود به جای خدا مردم را می‌بیند، بنابراین اگر انفاقی کند، برای جلب نظر دیگران و [[تحسین]] آنان است نه برای خدا<ref>المحجة البیضاء، ج ۷، ص۱۵۴.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[آیه]] یاد شده را به ریاکار غیرمؤمن اختصاص داده‌اند<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۳۶؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۵۰؛ تفسیر جلالین، ص۴۷.</ref>. بعضی هم چون خطاب آیه به مؤمنان است، ریا در هر عملی را بر اثر نداشتن [[ایمان به خدا]] و [[روز جزا]] در همان عمل دانسته‌اند<ref>المیزان، ج ۲، ص۳۸۹.</ref>. در ادامه آیه ۲۶۴ بقره ریاکار به سنگ صافی مانند شده که بر آن قشر نازکی از خاک باشد، پس بارانی درشت به آن برسد و خاک‌ها را بشوید و آن سنگ را صاف رها سازد؛ به همین شکل [[ریاکاران]] نیز از کار خویش چیزی به دست نمی‌آورند: {{متن قرآن|فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا}}<ref>«ای مؤمنان! صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را می‌بخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد، پس داستان وی چون داستان سنگی صاف است که بر آن گرد و خاکی نشسته باشد آنگاه بارانی تند بدان برسد (و آن خاک را بشوید) و آن را همچنان سنگ سختی درخشان (و بی‌رویش گیاهی بر آن) وا نهد؛ (اینان نیز) از آنچه انجام می‌دهند هیچ (بهره) نمی‌توانند گرفت و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>. برپایه این [[تمثیل]]، گرچه [[باران]] و خاک از اسباب [[حیات]] و سرسبزی زمین‌اند، مناسب نبودن سنگ برای رویش [[گیاه]] سبب می‌شود آن دو نتوانند در رویاندن گیاه اثر داشته باشند؛ به همین ترتیب، خالی بودن [[قلب]] [[ریاکار]] از [[اخلاص]] نمی‌گذارد ثوابی برد، گرچه عمل او مانند [[انفاق در راه خدا]] ثواب‌آور باشد<ref>المیزان، ج ۲، ص۳۹۰.</ref>. همچنین آیه‌ای دیگر در ترسیمی گویا از [[حال]] ریاکارانی که خط بطلان بر [[انفاق]] خویش می‌کشند، مرد سالخورده‌ای را یاد می‌کند که فرزندانی خردسال گرد او را گرفته‌اند و تنها راه تأمین [[زندگی]] کنونی و آینده‌شان، باغ سرسبزی است با درختان خرما و انگور و میوه‌های دیگر؛ درختانی که پیوسته آب روان از کنارشان می‌گذرد و راحت آبیاری می‌شوند، ولی ناگهان گردبادی آتشین می‌وزد و آن را خاکستر می‌کند؛ چنین [[انسانی]] چه [[حسرت]] و [[اندوه]] مرگباری دارد! حالِ کسانی نیز که [[اعمال نیک]] خود را با [[ریا]] نابود می‌کنند، چنین است: {{متن قرآن|أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«آیا کسی از شما دوست می‌دارد که باغساری از خرما بن و تاک داشته باشد که از بن آن جویبارها روان باشد و در آن همه گونه میوه برای او یافته شود در حالی که خود به پیری رسیده و فرزندانی خرد و ناتوان داشته باشد آنگاه گردبادی آتشناک بدان در رسد و بسوزد؟ خداوند این چنین، نشانه‌ها را برای شما روشن می‌دارد باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۶۶.</ref> [[آیات]] ۳۶ ـ ۳۸ [[نساء]] [[ریاکاری]] را از صفات [[متکبران]] می‌شمرند که با وجود بخلی که در آنهاست، برای نشان دادن به [[مردم]] و کسب [[شهرت]] و [[مقام]] [[انفاق]] می‌کنند. آنان [[شیطان]] را [[دوست]] و [[رفیق]] خود برگزیده و با عمل به القائات او ـ که [[وعده]] [[فقر]] می‌دهد: {{متن قرآن|الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ}}<ref>«شیطان شما را از تنگدستی می‌هراساند» سوره بقره، آیه ۲۶۸.</ref> ـ نه تنها خود انفاق نمی‌کنند، دیگران را نیز از انفاق باز می‌دارند و اگر انفاقی هم بکنند، به بهره‌های شخصی و [[ریا]] چشم دارند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا * الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا * وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد * همان کسان که تنگ‌چشمی می‌ورزند و مردم را به تنگ‌چشمی وا می‌دارند و آنچه را خداوند از بخشش خود به آنان داده است پنهان می‌کنند و برای کافران عذابی خوارساز آماده کرده‌ایم * و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۵۱۱؛ زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۶۵؛ تبیین القرآن، ص۹۶.</ref>. [[قرآن]] در برابر [[ریاکاران]]، [[مخلصان]] را مثال می‌زند که در [[راه خدا]] از روی [[ایمان]] و [[اخلاص]] انفاق می‌کنند و در انفاق خود خواستار [[خشنودی خدا]] و [[استوار]] کردن ([[ملکات]] عالی [[انسانی]] در) [[روح]] خودند و عمل آنها را به [[باغی]] مانند می‌کند که در نقطه بلندی باشد و باران‌های درشت و پی در پی به آن برسد (و به جهت بلند بودن مکان، از هوای [[آزاد]] و [[نور]] [[آفتاب]] به اندازه کافی بهره گیرد و آن‌چنان [[رشد]] کند که) دو چندان میوه دهد: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ}}<ref>«و داستان (بخشش) کسانی که دارایی‌های خود را در جست و جوی خشنودی خداوند و برای استواری (نیّت خالصانه) خودشان می‌بخشند، همچون باغساری بر پشته‌واره‌ای است که بارانی تند- و اگر نه بارانی تند، بارانی نرمریز- بدان برسد و میوه‌هایش را دوچندان کند و خداوند به آن» سوره بقره، آیه ۲۶۵.</ref> در آیه‌ای نیز منافقانی [[سرزنش]] می‌شوند که [[مؤمنان]] را به [[ریاکاری]] متهم و آنان را ریشخند می‌کردند؛ [[خدا]] آنان را ریشخند کرده است: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَلْمِزُونَ ٱلْمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فِى ٱلصَّدَقَـٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقه‌ها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمی‌یابند طعنه می‌زنند و آنان را به ریشخند می‌گیرند، خداوند به ریشخندشان می‌گیرد و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۳۴.</ref>.
# '''[[انفاق]]''': [[قرآن]] [[ریا]] را از [[شئون]] افراد [[بی‌ایمان]] برشمرده و [[مؤمنان]] را [[پرهیز]] می‌دهد مبادا مانند کسانی که به [[خدا]] و [[قیامت]] [[ایمان]] ندارند انفاق خود را به ریا بیالایند: {{متن قرآن|كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref> ریاکار با [[غفلت]] از خدا و [[روز رستاخیز]]، [[مردم]] را در مقابل خدا بزرگ می‌شمارد و در [[اعمال]] خود به جای خدا مردم را می‌بیند، بنابراین اگر انفاقی کند، برای جلب نظر دیگران و [[تحسین]] آنان است نه برای خدا<ref>المحجة البیضاء، ج ۷، ص۱۵۴.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[آیه]] یاد شده را به ریاکار غیرمؤمن اختصاص داده‌اند<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۳۶؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۵۰؛ تفسیر جلالین، ص۴۷.</ref>. بعضی هم چون خطاب آیه به مؤمنان است، ریا در هر عملی را بر اثر نداشتن [[ایمان به خدا]] و [[روز جزا]] در همان عمل دانسته‌اند<ref>المیزان، ج ۲، ص۳۸۹.</ref>. در ادامه آیه ۲۶۴ بقره ریاکار به سنگ صافی مانند شده که بر آن قشر نازکی از خاک باشد، پس بارانی درشت به آن برسد و خاک‌ها را بشوید و آن سنگ را صاف رها سازد؛ به همین شکل [[ریاکاران]] نیز از کار خویش چیزی به دست نمی‌آورند: {{متن قرآن|فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا}}<ref>«ای مؤمنان! صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را می‌بخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد، پس داستان وی چون داستان سنگی صاف است که بر آن گرد و خاکی نشسته باشد آنگاه بارانی تند بدان برسد (و آن خاک را بشوید) و آن را همچنان سنگ سختی درخشان (و بی‌رویش گیاهی بر آن) وا نهد؛ (اینان نیز) از آنچه انجام می‌دهند هیچ (بهره) نمی‌توانند گرفت و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>. برپایه این [[تمثیل]]، گرچه [[باران]] و خاک از اسباب [[حیات]] و سرسبزی زمین‌اند، مناسب نبودن سنگ برای رویش [[گیاه]] سبب می‌شود آن دو نتوانند در رویاندن گیاه اثر داشته باشند؛ به همین ترتیب، خالی بودن [[قلب]] [[ریاکار]] از [[اخلاص]] نمی‌گذارد ثوابی برد، گرچه عمل او مانند [[انفاق در راه خدا]] ثواب‌آور باشد<ref>المیزان، ج ۲، ص۳۹۰.</ref>. همچنین آیه‌ای دیگر در ترسیمی گویا از حال ریاکارانی که خط بطلان بر [[انفاق]] خویش می‌کشند، مرد سالخورده‌ای را یاد می‌کند که فرزندانی خردسال گرد او را گرفته‌اند و تنها راه تأمین [[زندگی]] کنونی و آینده‌شان، باغ سرسبزی است با درختان خرما و انگور و میوه‌های دیگر؛ درختانی که پیوسته آب روان از کنارشان می‌گذرد و راحت آبیاری می‌شوند، ولی ناگهان گردبادی آتشین می‌وزد و آن را خاکستر می‌کند؛ چنین [[انسانی]] چه [[حسرت]] و [[اندوه]] مرگباری دارد! حالِ کسانی نیز که [[اعمال نیک]] خود را با [[ریا]] نابود می‌کنند، چنین است: {{متن قرآن|أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«آیا کسی از شما دوست می‌دارد که باغساری از خرما بن و تاک داشته باشد که از بن آن جویبارها روان باشد و در آن همه گونه میوه برای او یافته شود در حالی که خود به پیری رسیده و فرزندانی خرد و ناتوان داشته باشد آنگاه گردبادی آتشناک بدان در رسد و بسوزد؟ خداوند این چنین، نشانه‌ها را برای شما روشن می‌دارد باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۶۶.</ref> [[آیات]] ۳۶ ـ ۳۸ [[نساء]] [[ریاکاری]] را از صفات [[متکبران]] می‌شمرند که با وجود بخلی که در آنهاست، برای نشان دادن به [[مردم]] و کسب [[شهرت]] و [[مقام]] [[انفاق]] می‌کنند. آنان [[شیطان]] را [[دوست]] و [[رفیق]] خود برگزیده و با عمل به القائات او ـ که [[وعده]] [[فقر]] می‌دهد: {{متن قرآن|الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ}}<ref>«شیطان شما را از تنگدستی می‌هراساند» سوره بقره، آیه ۲۶۸.</ref> ـ نه تنها خود انفاق نمی‌کنند، دیگران را نیز از انفاق باز می‌دارند و اگر انفاقی هم بکنند، به بهره‌های شخصی و [[ریا]] چشم دارند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا * الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا * وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد * همان کسان که تنگ‌چشمی می‌ورزند و مردم را به تنگ‌چشمی وا می‌دارند و آنچه را خداوند از بخشش خود به آنان داده است پنهان می‌کنند و برای کافران عذابی خوارساز آماده کرده‌ایم * و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۵۱۱؛ زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۶۵؛ تبیین القرآن، ص۹۶.</ref>. [[قرآن]] در برابر [[ریاکاران]]، [[مخلصان]] را مثال می‌زند که در [[راه خدا]] از روی [[ایمان]] و [[اخلاص]] انفاق می‌کنند و در انفاق خود خواستار [[خشنودی خدا]] و [[استوار]] کردن ([[ملکات]] عالی [[انسانی]] در) [[روح]] خودند و عمل آنها را به [[باغی]] مانند می‌کند که در نقطه بلندی باشد و باران‌های درشت و پی در پی به آن برسد (و به جهت بلند بودن مکان، از هوای [[آزاد]] و [[نور]] [[آفتاب]] به اندازه کافی بهره گیرد و آن‌چنان [[رشد]] کند که) دو چندان میوه دهد: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ}}<ref>«و داستان (بخشش) کسانی که دارایی‌های خود را در جست و جوی خشنودی خداوند و برای استواری (نیّت خالصانه) خودشان می‌بخشند، همچون باغساری بر پشته‌واره‌ای است که بارانی تند- و اگر نه بارانی تند، بارانی نرمریز- بدان برسد و میوه‌هایش را دوچندان کند و خداوند به آن» سوره بقره، آیه ۲۶۵.</ref> در آیه‌ای نیز منافقانی [[سرزنش]] می‌شوند که [[مؤمنان]] را به [[ریاکاری]] متهم و آنان را ریشخند می‌کردند؛ [[خدا]] آنان را ریشخند کرده است: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَلْمِزُونَ ٱلْمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فِى ٱلصَّدَقَـٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقه‌ها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمی‌یابند طعنه می‌زنند و آنان را به ریشخند می‌گیرند، خداوند به ریشخندشان می‌گیرد و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۳۴.</ref>.
#'''[[جهاد]]''': خدا مؤمنان را برحذر داشته است که در مجاهدت‌های خود مانند [[کافران]] باشند و به [[هدف]] خودنمایی و [[ریا]] به جهاد بپردازند: {{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بَطَرًۭا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ...}}<ref>«و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون می‌آیند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.</ref>،<ref>المیزان، ج ۹، ص۹۶؛ تفسیر مراغی، ج ۱۰، ص۱۲؛ التحریر والتنویر، ج ۹، ص۱۲۵.</ref>؛ چراکه جهاد در [[اسلام]] از بزرگ‌ترین عبادت‌هاست و باید از روی [[اخلاص]] و [[قصد قربت]] باشد. به فرموده [[رسول اکرم]]{{صل}} مجاهدی که ریاکارانه جهاد کرده و کشته شده است، در [[آخرت]] به [[جهنم]] افکنده می‌شود<ref>صحیح مسلم، ج ۶، ص۴۷؛ المستدرک، ج ۱، ص۱۰۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۱۸.</ref>. درباره ریای کافران و [[مشرکان]] ـ با اینکه به خدا [[اعتقاد]] نداشتند ـ گفته شده: آنان می‌خواستند نشان دهند که [[مسلمانان]] را به شمار نمی‌آورند و از آنها وحشتی ندارند<ref>التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۴۹۱.</ref>. برخی هم گفته‌اند: [[مشرکان]] گاهی از روی [[ریا]] و برای نشان دادن به [[مردم]] [[بت‌ها]] را [[عبادت]] می‌کردند<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۸۴۲.</ref>. در [[تفسیر آیه]] ۲۰ [[احزاب]] نیز برخی [[جهاد]] [[منافقان]] به همراه مسلمانان را جهاد ریایی دانسته‌اند: {{متن قرآن|وَلَوْ كَانُوا۟ فِيكُم مَّا قَـٰتَلُوٓا۟ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«و اگر در میان شما می‌بودند جز اندکی کارزار نمی‌کردند» سوره احزاب، آیه ۲۰.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج ۸، ص۵۴۷؛ تفسیر جلالین، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۹۷.</ref>.
# '''[[جهاد]]''': خدا مؤمنان را برحذر داشته است که در مجاهدت‌های خود مانند [[کافران]] باشند و به [[هدف]] خودنمایی و [[ریا]] به جهاد بپردازند: {{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بَطَرًۭا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ...}}<ref>«و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون می‌آیند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.</ref>،<ref>المیزان، ج ۹، ص۹۶؛ تفسیر مراغی، ج ۱۰، ص۱۲؛ التحریر والتنویر، ج ۹، ص۱۲۵.</ref>؛ چراکه جهاد در [[اسلام]] از بزرگ‌ترین عبادت‌هاست و باید از روی [[اخلاص]] و [[قصد قربت]] باشد. به فرموده [[رسول اکرم]]{{صل}} مجاهدی که ریاکارانه جهاد کرده و کشته شده است، در [[آخرت]] به [[جهنم]] افکنده می‌شود<ref>صحیح مسلم، ج ۶، ص۴۷؛ المستدرک، ج ۱، ص۱۰۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۱۸.</ref>. درباره ریای کافران و [[مشرکان]] ـ با اینکه به خدا [[اعتقاد]] نداشتند ـ گفته شده: آنان می‌خواستند نشان دهند که [[مسلمانان]] را به شمار نمی‌آورند و از آنها وحشتی ندارند<ref>التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۴۹۱.</ref>. برخی هم گفته‌اند: [[مشرکان]] گاهی از روی [[ریا]] و برای نشان دادن به [[مردم]] [[بت‌ها]] را [[عبادت]] می‌کردند<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۸۴۲.</ref>. در [[تفسیر آیه]] ۲۰ [[احزاب]] نیز برخی [[جهاد]] [[منافقان]] به همراه مسلمانان را جهاد ریایی دانسته‌اند: {{متن قرآن|وَلَوْ كَانُوا۟ فِيكُم مَّا قَـٰتَلُوٓا۟ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«و اگر در میان شما می‌بودند جز اندکی کارزار نمی‌کردند» سوره احزاب، آیه ۲۰.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج ۸، ص۵۴۷؛ تفسیر جلالین، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۷.</ref>


==[[نکوهش]] ریا==
== نکوهش ریا ==
ریا از [[گناهان کبیره]] است<ref>مدارج السالکین، ج ۱، ص۱۱۳.</ref>. برخی آن را پس از [[شرک به خدا]] دومین [[گناه کبیره]] دانسته‌اند<ref>نضرة النعیم، ج ۱۰، ص۴۵۵۴.</ref>. واژه «ویل» در [[قرآن]] درباره [[گناهان]] بسیار سنگین و خطرناک به کار رفته است و کاربردش درباره ریا گویای شدت [[زشتی]] [[ریاست]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران * آنان که از نماز خویش غافلند * کسانی که ریا می‌ورزند،» سوره ماعون، آیه ۴-۶.</ref> ریا از امراض [[باطنی]] ([[قلبی]] ـ [[معنوی]]) است که بیشتر از [[جهل]] و [[غفلت]] [[انسان]] به [[عظمت]] [[خالق]] برمی‌خیزد<ref>مفتاح دار السعاده، ج ۱، ص۱۱۱.</ref> و اگر در [[درون انسان]] رخنه کند، پایه‌های [[توحید]] را ویران می‌کند. [[ریاکار]] خواستار [[مدح]] دیگران و [[خشنودی]] آنان است و از [[بدگویی]] مردم گریزان<ref>الحقایق فی محاسن الاخلاق، ص۸۷؛ الرعایة لحقوق اللّه‌، ص۱۳۹؛ العهود المحمدیه، ص۱۳۲.</ref>؛ ولی از خالق خود و [[جلب رضایت]] وی که مایه [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] است، به کلی [[غافل]] است<ref>معراج السعاده، ص۵۴۷.</ref>. قرآن، [[ریاکاران]] را زیانکارترین مردم و تلاششان را بی‌ثمر می‌داند<ref>عرفان اسلامی، ج ۳ ـ ۴، ص۸۳.</ref>. [[آیات]] ۱۰۳ ـ ۱۰۶ [[کهف]] استفاده (ابزاری) آنان از عبادت و کارهای [[پسندیده]] را برای رسیدن به [[اهداف]] [[دنیایی]] ریشخند [[آیات الهی]] و [[پیامبران]] شمرده است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمَالا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا * أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا * ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا}}<ref>«بگو: آیا شما را از کسان زیانکارتر آگاه کنیم؟ * آنان که کوشش‌هایشان در زندگانی دنیا تباه شده است ولی خود گمان می‌برند که نیکوکارند * آنانند که آیات و لقای پروردگارشان را انکار کردند و کردارهایشان تباه گردید؛ از این رو روز رستخیز ترازویی برای آنان برپا نمی‌داریم * بدین‌گونه کیفر آنان برای کفری که ورزیدند و نشانه‌ها و پیامبران مرا به ریشخند گرفتند دوزخ است» سوره کهف، آیه ۱۰۳-۱۰۶.</ref>.<ref>روح‌البیان، ج ۵، ص۳۰۴؛ مواهب علیه، ص۶۶۰.</ref>. براساس [[آیه]] ۱۰ [[فاطر]] [[ریاکار]] با [[خدا]] [[نیرنگ]] می‌کند و [[خدعه]] آنان نتیجه‌ای جز نابودی [[پاداش]] عملشان ندارد: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَمْكُرُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَكْرُ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref>«آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت» سوره فاطر، آیه ۱۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref> به فرموده [[رسول خدا]]{{صل}} راه [[نجات]]، [[مکر]] نکردن [[انسان]] با خداست؛ یعنی [[فرمان خدا]] و رسولش را برای غیر خدا انجام ندهد. در ادامه [[روایت]] فرموده است: [[روز قیامت]] ریاکار در مقابل دیدگان [[مردم]] به ۴ اسم خوانده می‌شود: ای ریاکار؛ ای مکر کننده؛ ای [[فاجر]]؛ ای زیانکار!<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۸۲؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص۱۳؛ ج ۳، ص۱۹۸؛ الکبائر، ج ۱، ص۲.</ref> برپایه برخی [[آیات]]، کسانی که در پی [[دنیا]] هستند، از جمله [[ریاکاران]] که با وسیله قرار دادن [[عبادت]] در پی اهداف مادی و دنیایی‌اند، چه بسا در [[دنیا]] به بعضی از آنها برسند: {{متن قرآن|مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصْلَىٰهَا مَذْمُومًۭا مَّدْحُورًۭا}}<ref>«هر کس این جهان زودگذر را بخواهد، آنچه در آن بخواهیم برای هر کس اراده کنیم زود بدو می‌دهیم سپس برای او دوزخ را می‌گماریم که در آن نکوهیده رانده درآید» سوره اسراء، آیه ۱۸.</ref>؛ ولی در [[آخرت]] از آن عمل بهره‌ای ندارند: {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی که زندگی این جهان و آراستگی آن را بخواهند (بر و بار) کارهایشان را در آن به آنان تمام خواهیم داد و در آن با آنان کاستی نمی‌ورزند * آنان کسانی هستند که در رستخیز جز آتش (دوزخ) نخواهند داشت و آنچه در آن کرده‌اند نابود و آنچه انجام می‌داده‌اند تباه است» سوره هود، آیه ۱۵-۱۶.</ref> در [[روز قیامت]] به [[ریاکار]] گفته می‌شود [[پاداش عمل]] خود را از کسی بگیر که برای وی [[عبادت]] کردی<ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص۳۲۳.</ref>. در [[حدیثی قدسی]] [[خدا]] می‌فرماید: من بهترین [[شریک]] هستم؛ اگر کسی در عمل خویش دیگری را با من شریک سازد، من سهم خود را به شریکم واگذار می‌کنم<ref>المصنف، ج ۸، ص۲۰۲؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۵؛ منهج‌الصادقین، ج ۲، ص۱۲۳.</ref>.
ریا از [[گناهان کبیره]] است<ref>مدارج السالکین، ج ۱، ص۱۱۳.</ref>. برخی آن را پس از [[شرک به خدا]] دومین [[گناه کبیره]] دانسته‌اند<ref>نضرة النعیم، ج ۱۰، ص۴۵۵۴.</ref>. واژه «ویل» در [[قرآن]] درباره [[گناهان]] بسیار سنگین و خطرناک به کار رفته است و کاربردش درباره ریا گویای شدت [[زشتی]] [[ریاست]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران * آنان که از نماز خویش غافلند * کسانی که ریا می‌ورزند،» سوره ماعون، آیه ۴-۶.</ref> ریا از امراض [[باطنی]] ([[قلبی]] ـ [[معنوی]]) است که بیشتر از [[جهل]] و [[غفلت]] [[انسان]] به [[عظمت]] [[خالق]] برمی‌خیزد<ref>مفتاح دار السعاده، ج ۱، ص۱۱۱.</ref> و اگر در [[درون انسان]] رخنه کند، پایه‌های [[توحید]] را ویران می‌کند. [[ریاکار]] خواستار [[مدح]] دیگران و [[خشنودی]] آنان است و از [[بدگویی]] مردم گریزان<ref>الحقایق فی محاسن الاخلاق، ص۸۷؛ الرعایة لحقوق اللّه‌، ص۱۳۹؛ العهود المحمدیه، ص۱۳۲.</ref>؛ ولی از خالق خود و [[جلب رضایت]] وی که مایه [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] است، به کلی [[غافل]] است<ref>معراج السعاده، ص۵۴۷.</ref>. قرآن، [[ریاکاران]] را زیانکارترین مردم و تلاششان را بی‌ثمر می‌داند<ref>عرفان اسلامی، ج ۳ ـ ۴، ص۸۳.</ref>. [[آیات]] ۱۰۳ ـ ۱۰۶ [[کهف]] استفاده (ابزاری) آنان از عبادت و کارهای [[پسندیده]] را برای رسیدن به [[اهداف]] [[دنیایی]] ریشخند [[آیات الهی]] و [[پیامبران]] شمرده است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمَالا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا * أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا * ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا}}<ref>«بگو: آیا شما را از کسان زیانکارتر آگاه کنیم؟ * آنان که کوشش‌هایشان در زندگانی دنیا تباه شده است ولی خود گمان می‌برند که نیکوکارند * آنانند که آیات و لقای پروردگارشان را انکار کردند و کردارهایشان تباه گردید؛ از این رو روز رستخیز ترازویی برای آنان برپا نمی‌داریم * بدین‌گونه کیفر آنان برای کفری که ورزیدند و نشانه‌ها و پیامبران مرا به ریشخند گرفتند دوزخ است» سوره کهف، آیه ۱۰۳-۱۰۶.</ref>.<ref>روح‌البیان، ج ۵، ص۳۰۴؛ مواهب علیه، ص۶۶۰.</ref>. براساس [[آیه]] ۱۰ [[سوره فاطر]] [[ریاکار]] با [[خدا]] [[نیرنگ]] می‌کند و [[خدعه]] آنان نتیجه‌ای جز نابودی [[پاداش]] عملشان ندارد: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَمْكُرُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَكْرُ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref>«آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت» سوره فاطر، آیه ۱۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref> به فرموده [[رسول خدا]]{{صل}} راه [[نجات]]، [[مکر]] نکردن [[انسان]] با خداست؛ یعنی [[فرمان خدا]] و رسولش را برای غیر خدا انجام ندهد. در ادامه [[روایت]] فرموده است: [[روز قیامت]] ریاکار در مقابل دیدگان [[مردم]] به ۴ اسم خوانده می‌شود: ای ریاکار؛ ای مکر کننده؛ ای [[فاجر]]؛ ای زیانکار!<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۸۲؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص۱۳؛ ج ۳، ص۱۹۸؛ الکبائر، ج ۱، ص۲.</ref> برپایه برخی [[آیات]]، کسانی که در پی [[دنیا]] هستند، از جمله [[ریاکاران]] که با وسیله قرار دادن [[عبادت]] در پی اهداف مادی و دنیایی‌اند، چه بسا در [[دنیا]] به بعضی از آنها برسند: {{متن قرآن|مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصْلَىٰهَا مَذْمُومًۭا مَّدْحُورًۭا}}<ref>«هر کس این جهان زودگذر را بخواهد، آنچه در آن بخواهیم برای هر کس اراده کنیم زود بدو می‌دهیم سپس برای او دوزخ را می‌گماریم که در آن نکوهیده رانده درآید» سوره اسراء، آیه ۱۸.</ref>؛ ولی در [[آخرت]] از آن عمل بهره‌ای ندارند: {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی که زندگی این جهان و آراستگی آن را بخواهند (بر و بار) کارهایشان را در آن به آنان تمام خواهیم داد و در آن با آنان کاستی نمی‌ورزند * آنان کسانی هستند که در رستخیز جز آتش (دوزخ) نخواهند داشت و آنچه در آن کرده‌اند نابود و آنچه انجام می‌داده‌اند تباه است» سوره هود، آیه ۱۵-۱۶.</ref> در [[روز قیامت]] به [[ریاکار]] گفته می‌شود [[پاداش عمل]] خود را از کسی بگیر که برای وی [[عبادت]] کردی<ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص۳۲۳.</ref>. در [[حدیثی قدسی]] [[خدا]] می‌فرماید: من بهترین [[شریک]] هستم؛ اگر کسی در عمل خویش دیگری را با من شریک سازد، من سهم خود را به شریکم واگذار می‌کنم<ref>المصنف، ج ۸، ص۲۰۲؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۵؛ منهج‌الصادقین، ج ۲، ص۱۲۳.</ref>.


در [[اسلام]]، [[ریا]] در [[عبادات]] مطلقا [[حرام]] و ریاکار مبغوض [[درگاه الهی]] است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۹۳؛ ذخیرة المعاد، ج ۱، ص۲۳؛ جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۶ - ۳۸۷.</ref>. برخی اقسام ریا، اصل عمل را [[باطل]] می‌کند، چون عبادات براساس [[نیت]] سنجیده می‌شوند: انما الاعمال بالنیات<ref>المجموع، ج ۱، ص۱۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۸.</ref> و چون نیت ریاکار در عبادت خدایی نیست، [[فرمان الهی]] را [[اطاعت]] نکرده و [[تکلیف]] را انجام نداده، بلکه بر اثر ریا [[نافرمانی]] هم کرده است<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸ - ۳۸۹.</ref>. گونه‌های مختلف [[ریا]] که سبب بطلان [[عبادت]] می‌شوند؛ در کتاب‌های [[فقهی]] و [[رساله‌های عملیه]] مبسوطا بیان شده‌اند<ref>جواهر الکلام، ج ۹، ص۱۸۷؛ العروة الوثقی، ج ۱، ص۲۳۹، ۶۱۷.</ref>. با توجه به پیامدهای شوم ریا [[انسان]] باید بکوشد خود را از این ویژگی [[پست]] [[پاک]] سازد. [[علمای اخلاق]]، راه ریشه‌کن کردن ریا را از میان برداشتن عوامل و اسباب آن ذکر کرده‌اند<ref>الحقایق فی محاسن الاخلاق، ص۸۷ - ۸۸؛ جامع السعادات، ج ۲، ص۴۰۷؛ معراج‌السعاده، ج ۲، ص۶۲۵.</ref>؛ مانند نگاه کردن به پیامدهای منفی ریا در [[دنیا]] و [[آخرت]] و اینکه با آلاییدن عمل به ریا چه [[پاداش]] بزرگی را از دست می‌دهد<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٌۭ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰٓ إِلَىَّ أَنَّمَآ إِلَـٰهُكُمْ إِلَـٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا}} «بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref>، توجه به اینکه [[خدا]] به [[کردار]] [[آدمیان]] احاطه دارد و از نیت‌های آنان [[آگاه]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بَطَرًۭا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌۭ}} «و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون می‌آیند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.</ref> و دل‌های [[مردم]] در دست اوست و هرکس [[خرسندی]] مردم را با [[ناخشنودی]] [[الهی]] بجوید، خدا بر او [[خشم]] خواهد گرفت و مردم را نیز از او ناخشنود خواهد ساخت؛ همچنین [[رضایت مردم]] پایان ندارد<ref>جامع‌السعادات، ج ۲، ص۴۰۸؛ معراج السعاده، ج ۲، ص۶۲۵ - ۶۲۶.</ref>. افزون بر این، هنگام عمل نیز باید [[وسوسه‌های شیطانی]] را از [[قلب]] خود بیرون کند و بداند که [[ریاکار]] از [[دوستان شیطان]] است.<ref>روح البیان، ج ۱، ص۴۲۹.</ref>.<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَمَن يَكُنِ ٱلشَّيْطَـٰنُ لَهُۥ قَرِينًۭا فَسَآءَ قَرِينًۭا}} «و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref> عمل پنهانی و دور از چشم دیگران، از عوامل در [[امان]] ماندن از [[ریاست]]. [[قرآن]] [[صدقه]] آشکار و پنهان را می‌ستاید؛ ولی صدقه پنهانی را به جهت دوری از شائبه [[ریا]] [[برتر]] می‌شمارد: <ref>{{متن قرآن|إِن تُبْدُوا۟ ٱلصَّدَقَـٰتِ فَنِعِمَّا هِىَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا ٱلْفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ...}} «اگر صدقات را آشکار کنید خوب کاری است (اما) اگر پنهان دارید و به تنگدستان بدهید، برایتان بهتر است.».. سوره بقره، آیه ۲۷۱.</ref> برخی گفته‌اند [[صدقات]] [[واجب]] را باید آشکارا پرداخت؛ ولی صدقات [[مستحب]] برای دوری از ریا، بهتر است پنهانی باشد: {{متن قرآن|قُل لِّعِبَادِىَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ سِرًّۭا وَعَلَانِيَةًۭ}}<ref>«به آن بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار ببخشند.».. سوره ابراهیم، آیه ۳۱.</ref> البته این امر به صدقه اختصاص ندارد، بلکه در همه [[عبادات]] هست، چنان‌که در مورد [[زکریا]]{{ع}} گفته شده: برای کراهتی که از ریا داشت، پنهانی با [[خدا]] [[مناجات]] می‌کرد: {{متن قرآن|إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيًّۭا}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارش را با بانگی نهفته ندا داد» سوره مریم، آیه ۳.</ref> به [[اعتقاد]] برخی، ریا در اظهار عمل واجب بی‌معناست؛ زیرا [[واجبات]]، [[شعائر]] و نشانه‌های [[دین]] هستند و تارک آنها سزاوار [[سرزنش]] است، از این‌رو برای [[ترویج]] و شیوع آنها و دفع [[تهمت]] باید آشکارا انجام شوند<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۰۵.</ref>. این مطلب صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا آشکار انجام دادن عمل به معنای انجام آن از روی [[ریا]] نیست.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۲۰۰.</ref>.
در [[اسلام]]، [[ریا]] در [[عبادات]] مطلقا [[حرام]] و ریاکار مبغوض [[درگاه الهی]] است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۹۳؛ ذخیرة المعاد، ج ۱، ص۲۳؛ جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۶ - ۳۸۷.</ref>. برخی اقسام ریا، اصل عمل را [[باطل]] می‌کند، چون عبادات براساس [[نیت]] سنجیده می‌شوند: انما الاعمال بالنیات<ref>المجموع، ج ۱، ص۱۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۸.</ref> و چون نیت ریاکار در عبادت خدایی نیست، [[فرمان الهی]] را [[اطاعت]] نکرده و [[تکلیف]] را انجام نداده، بلکه بر اثر ریا [[نافرمانی]] هم کرده است<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸ - ۳۸۹.</ref>. گونه‌های مختلف [[ریا]] که سبب بطلان [[عبادت]] می‌شوند؛ در کتاب‌های [[فقهی]] و [[رساله‌های عملیه]] مبسوطا بیان شده‌اند<ref>جواهر الکلام، ج ۹، ص۱۸۷؛ العروة الوثقی، ج ۱، ص۲۳۹، ۶۱۷.</ref>. با توجه به پیامدهای شوم ریا [[انسان]] باید بکوشد خود را از این ویژگی [[پست]] [[پاک]] سازد. [[علمای اخلاق]]، راه ریشه‌کن کردن ریا را از میان برداشتن عوامل و اسباب آن ذکر کرده‌اند<ref>الحقایق فی محاسن الاخلاق، ص۸۷ - ۸۸؛ جامع السعادات، ج ۲، ص۴۰۷؛ معراج‌السعاده، ج ۲، ص۶۲۵.</ref>؛ مانند نگاه کردن به پیامدهای منفی ریا در [[دنیا]] و [[آخرت]] و اینکه با آلاییدن عمل به ریا چه [[پاداش]] بزرگی را از دست می‌دهد<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٌۭ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰٓ إِلَىَّ أَنَّمَآ إِلَـٰهُكُمْ إِلَـٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا}} «بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref>، توجه به اینکه [[خدا]] به [[کردار]] [[آدمیان]] احاطه دارد و از نیت‌های آنان [[آگاه]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بَطَرًۭا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌۭ}} «و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون می‌آیند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.</ref> و دل‌های [[مردم]] در دست اوست و هرکس [[خرسندی]] مردم را با [[ناخشنودی]] [[الهی]] بجوید، خدا بر او [[خشم]] خواهد گرفت و مردم را نیز از او ناخشنود خواهد ساخت؛ همچنین [[رضایت مردم]] پایان ندارد<ref>جامع‌السعادات، ج ۲، ص۴۰۸؛ معراج السعاده، ج ۲، ص۶۲۵ - ۶۲۶.</ref>. افزون بر این، هنگام عمل نیز باید [[وسوسه‌های شیطانی]] را از [[قلب]] خود بیرون کند و بداند که [[ریاکار]] از [[دوستان شیطان]] است.<ref>روح البیان، ج ۱، ص۴۲۹.</ref>.<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَمَن يَكُنِ ٱلشَّيْطَـٰنُ لَهُۥ قَرِينًۭا فَسَآءَ قَرِينًۭا}} «و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref> عمل پنهانی و دور از چشم دیگران، از عوامل در [[امان]] ماندن از [[ریاست]]. [[قرآن]] [[صدقه]] آشکار و پنهان را می‌ستاید؛ ولی صدقه پنهانی را به جهت دوری از شائبه [[ریا]] [[برتر]] می‌شمارد: <ref>{{متن قرآن|إِن تُبْدُوا۟ ٱلصَّدَقَـٰتِ فَنِعِمَّا هِىَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا ٱلْفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ...}} «اگر صدقات را آشکار کنید خوب کاری جاست (اما) اگر پنهان دارید و به تنگدستان بدهید، برایتان بهتر است.».. سوره بقره، آیه ۲۷۱.</ref> برخی گفته‌اند [[صدقات]] [[واجب]] را باید آشکارا پرداخت؛ ولی صدقات [[مستحب]] برای دوری از ریا، بهتر است پنهانی باشد: {{متن قرآن|قُل لِّعِبَادِىَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ سِرًّۭا وَعَلَانِيَةًۭ}}<ref>«به آن بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار ببخشند.».. سوره ابراهیم، آیه ۳۱.</ref> البته این امر به صدقه اختصاص ندارد، بلکه در همه [[عبادات]] هست، چنان‌که در مورد [[زکریا]]{{ع}} گفته شده: برای کراهتی که از ریا داشت، پنهانی با [[خدا]] [[مناجات]] می‌کرد: {{متن قرآن|إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيًّۭا}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارش را با بانگی نهفته ندا داد» سوره مریم، آیه ۳.</ref> به [[اعتقاد]] برخی، ریا در اظهار عمل واجب بی‌معناست؛ زیرا [[واجبات]]، [[شعائر]] و نشانه‌های [[دین]] هستند و تارک آنها سزاوار [[سرزنش]] است، از این‌رو برای ترویج و شیوع آنها و دفع [[تهمت]] باید آشکارا انجام شوند<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۰۵.</ref>. این مطلب صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا آشکار انجام دادن عمل به معنای انجام آن از روی [[ریا]] نیست<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۲۰۰.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش