نفی ریا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
 
خط ۱۴: خط ۱۴:
ریا مقابل [[اخلاص]] است. و در آیات متعددی خدای متعالی بندگانی را که اعمالشان پیراسته از ریا و خالصانه برای [[خدا]] بوده ستوده است<ref>{{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ وَأَصْلَحُوا۟ وَٱعْتَصَمُوا۟ بِٱللَّهِ وَأَخْلَصُوا۟ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًۭا}} «مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۶.</ref>: همچنین [[قرآن]] تنها به عبادتی [[فرمان]] می‌دهد که از روی اخلاص باشد: {{متن قرآن|وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref> ریا با برخی واژه‌های دیگر نوعی تقارب معنایی دارد، هرچند میان آنها تفاوت‌هایی نیز هست.
ریا مقابل [[اخلاص]] است. و در آیات متعددی خدای متعالی بندگانی را که اعمالشان پیراسته از ریا و خالصانه برای [[خدا]] بوده ستوده است<ref>{{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ وَأَصْلَحُوا۟ وَٱعْتَصَمُوا۟ بِٱللَّهِ وَأَخْلَصُوا۟ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًۭا}} «مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۶.</ref>: همچنین [[قرآن]] تنها به عبادتی [[فرمان]] می‌دهد که از روی اخلاص باشد: {{متن قرآن|وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref> ریا با برخی واژه‌های دیگر نوعی تقارب معنایی دارد، هرچند میان آنها تفاوت‌هایی نیز هست.


در فرق بین [[نفاق]] و ریا گفته شده: نفاق، [[اظهار ایمان]] است با پنهان کردن [[کفر]]؛ ولی ریا اظهار [[طاعت]] است با مخفی کردن معصیت؛ ریا کار با اظهار [[طاعت]] و خشوعی که در [[دل]] ندارد در جلب توجه دیگران می‌کوشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۷۳؛ معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. البته کاربرد هریک از این دو واژه به جای دیگری برپایه تشبیه رایج است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷.</ref>. برخی با تقسیم [[نفاق]] به [[حقیقی]] و مجازی، [[ریا]] را از قسم نفاق مجازی برشمرده‌اند<ref>تحفة الاحوذی، ج ۷، ص۳۷۸.</ref>. بعضی هم گفته‌اند: اصل در ریا آشکار کردن و اصل در نفاق پنهان کردن است و گاهی هر دو امر در عمل [[منافق]] نمود می‌یابند؛ یعنی هم طاعت اظهار می‌کند و هم [[کفر]] [[باطنی]] خود را پنهان می‌سازد<ref>نضرة النعیم، ج ۱۰، ص۴۵۵۲.</ref>. در دعایی جایگاه نفاق، [[قلب]] و جایگاه ریا عمل خوانده شده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي مِنَ النِّفَاقِ وَ عَمَلِي مِنَ الرِّيَاءِ}}<ref>اقبال الاعمال، ج ۱، ص۱۷۸؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص۲۳۱.</ref>. به [[اعتقاد]] برخی، گرچه نفاق به مفهوم خاص خود، صفت بی‌ایمانان است که ظاهرا در صف مسلمانان‌اند و باطنا دل در گرو کفر دارند؛ لیکن این واژه معنای وسیعی دارد که هرگونه دوگانگی ظاهر و [[باطن]] و گفتار و عمل را دربرمی‌گیرد، از این رو به ریا نفاق اصغر هم گفته می‌شود<ref>نمونه، ج ۱، ص۱۰۰.</ref>. تفاوت ریا با سُمْعه در این است که ریا نمایاندن عمل و سُمْعه [[طلب]] [[منزلت]] میان [[مردم]] از راه گفتار و شنواندن است<ref>الاخلاق، ص۱۵۷؛ چهل حدیث، ص۵۸؛ اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۲۹۶.</ref>. در [[تفسیر]] برخی [[آیات]]، ریا از مصادیق [[شرک به خدا]] شمرده شده است. [[مفسران]]، [[نهی]] از [[شرک]] را در [[آیه]] ۳۶ [[نساء]]: {{متن قرآن|وَٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا...}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید.».. سوره نساء، آیه ۳۶.</ref> شامل همه انواع شرک، از جمله [[شرک خفی]] (ریا) دانسته‌اند<ref>روح البیان، ج ۲، ص۲۰۵؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۷.</ref>. بر اساس آیه‌ای دیگر، هرکس می‌خواهد به دیدار [[پروردگار]] و [[پاداش اخروی]] برسد، باید عمل خود را برای [[خشنودی خدا]] انجام دهد وبر اثر [[ریا]] در عمل، کسی را [[شریک]] [[خدا]] قرار ندهد: {{متن قرآن|...فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا}}<ref>«...پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> ذیل [[آیه]] نقل شده که روزی [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} آثار [[غم]] را در چهره آن حضرت مشاهده کردند و علت آن را جویا شدند. [[پیامبر]]{{صل}} دچار شدن [[امت]] به [[شرک]] را دلیل [[نگرانی]] خود یاد کرد و در توضیح فرمود: البته آنها به پرستش خورشید و ماه و سنگ و [[بت]] رو نمی‌آورند، بلکه عمل خود را از روی ریا انجام می‌دهند<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۷؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۳۲۶.</ref>. ریا در [[عهد رسول خدا]]{{صل}} [[شرک اصغر]] به شمار می‌رفت<ref>المستدرک، ج ۴، ص۳۲۹؛ کشف الخفاء، ج ۲، ص۳۸.</ref>. فرق شرک اصغر با [[شرک اکبر]] در این است که شرک اکبر بخشودنی نیست: {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ}}<ref>«بی‌گمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمی‌آمرزد» سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>؛ ولی ریا از [[گناهان]] بخشش‌پذیر است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۳۵۲؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۳۱۷؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۳، ص۳۲۲.</ref>، از این‌رو برخی گفته‌اند: [[شرک خفی]] با اصل [[ایمان]] منافات ندارد، بلکه با کمال آن ناسازگار است، چنان‌که [[قرآن کریم]] نیز بیشتر [[مؤمنان]] را [[مشرک]] می‌خواند: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> در روایاتی نیز به ریا شرک خفی اطلاق شده است<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۰۴؛ ثواب الاعمال، ص۲۵۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۶.</ref>
در فرق بین [[نفاق]] و ریا گفته شده: نفاق، [[اظهار ایمان]] است با پنهان کردن [[کفر]]؛ ولی ریا اظهار [[طاعت]] است با مخفی کردن معصیت؛ ریا کار با اظهار [[طاعت]] و خشوعی که در [[دل]] ندارد در جلب توجه دیگران می‌کوشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۷۳؛ معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. البته کاربرد هریک از این دو واژه به جای دیگری برپایه تشبیه رایج است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۷.</ref>. برخی با تقسیم [[نفاق]] به [[حقیقی]] و مجازی، [[ریا]] را از قسم نفاق مجازی برشمرده‌اند<ref>تحفة الاحوذی، ج ۷، ص۳۷۸.</ref>. بعضی هم گفته‌اند: اصل در ریا آشکار کردن و اصل در نفاق پنهان کردن است و گاهی هر دو امر در عمل [[منافق]] نمود می‌یابند؛ یعنی هم طاعت اظهار می‌کند و هم [[کفر]] [[باطنی]] خود را پنهان می‌سازد<ref>نضرة النعیم، ج ۱۰، ص۴۵۵۲.</ref>. در دعایی جایگاه نفاق، [[قلب]] و جایگاه ریا عمل خوانده شده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي مِنَ النِّفَاقِ وَ عَمَلِي مِنَ الرِّيَاءِ}}<ref>اقبال الاعمال، ج ۱، ص۱۷۸؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص۲۳۱.</ref>. به [[اعتقاد]] برخی، گرچه نفاق به مفهوم خاص خود، صفت بی‌ایمانان است که ظاهرا در صف مسلمانان‌اند و باطنا دل در گرو کفر دارند؛ لکن این واژه معنای وسیعی دارد که هرگونه دوگانگی ظاهر و [[باطن]] و گفتار و عمل را دربرمی‌گیرد، از این رو به ریا نفاق اصغر هم گفته می‌شود<ref>نمونه، ج ۱، ص۱۰۰.</ref>. تفاوت ریا با سُمْعه در این است که ریا نمایاندن عمل و سُمْعه [[طلب]] [[منزلت]] میان [[مردم]] از راه گفتار و شنواندن است<ref>الاخلاق، ص۱۵۷؛ چهل حدیث، ص۵۸؛ اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۲۹۶.</ref>. در [[تفسیر]] برخی [[آیات]]، ریا از مصادیق [[شرک به خدا]] شمرده شده است. [[مفسران]]، [[نهی]] از [[شرک]] را در [[آیه]] ۳۶ [[نساء]]: {{متن قرآن|وَٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا...}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید.».. سوره نساء، آیه ۳۶.</ref> شامل همه انواع شرک، از جمله [[شرک خفی]] (ریا) دانسته‌اند<ref>روح البیان، ج ۲، ص۲۰۵؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۷.</ref>. بر اساس آیه‌ای دیگر، هرکس می‌خواهد به دیدار [[پروردگار]] و [[پاداش اخروی]] برسد، باید عمل خود را برای [[خشنودی خدا]] انجام دهد وبر اثر [[ریا]] در عمل، کسی را [[شریک]] [[خدا]] قرار ندهد: {{متن قرآن|...فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا}}<ref>«...پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> ذیل [[آیه]] نقل شده که روزی [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} آثار [[غم]] را در چهره آن حضرت مشاهده کردند و علت آن را جویا شدند. [[پیامبر]]{{صل}} دچار شدن [[امت]] به [[شرک]] را دلیل [[نگرانی]] خود یاد کرد و در توضیح فرمود: البته آنها به پرستش خورشید و ماه و سنگ و [[بت]] رو نمی‌آورند، بلکه عمل خود را از روی ریا انجام می‌دهند<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۷؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۳۲۶.</ref>. ریا در [[عهد رسول خدا]]{{صل}} [[شرک اصغر]] به شمار می‌رفت<ref>المستدرک، ج ۴، ص۳۲۹؛ کشف الخفاء، ج ۲، ص۳۸.</ref>. فرق شرک اصغر با [[شرک اکبر]] در این است که شرک اکبر بخشودنی نیست: {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ}}<ref>«بی‌گمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمی‌آمرزد» سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>؛ ولی ریا از [[گناهان]] بخشش‌پذیر است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۳۵۲؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۳۱۷؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۳، ص۳۲۲.</ref>، از این‌رو برخی گفته‌اند: [[شرک خفی]] با اصل [[ایمان]] منافات ندارد، بلکه با کمال آن ناسازگار است، چنان‌که [[قرآن کریم]] نیز بیشتر [[مؤمنان]] را [[مشرک]] می‌خواند: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> در روایاتی نیز به ریا شرک خفی اطلاق شده است<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۰۴؛ ثواب الاعمال، ص۲۵۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۶.</ref>


== متعلقات ریا ==
== متعلقات ریا ==
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش