بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
لجاجت در زبان عربی، به معنای پافشاری در انجام کاری که مخالف میل طرف مقابل باشد، آمده است<ref>مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ ش، ج ۱۰، ص۱۶۷.</ref> این واژه در | لجاجت در زبان عربی، به معنای پافشاری در انجام کاری که مخالف میل طرف مقابل باشد، آمده است<ref>مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ ش، ج ۱۰، ص۱۶۷.</ref> این واژه در فرهنگ قرآن به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن بر انجام کاری است که از آن [[نهی]] شده است و شخص از روی [[عناد]] و [[دشمنی]] میکوشد تا آن را انجام دهد<ref>راغب اصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی، ص۷۳۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]]؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۴۸.</ref> | ||
لجاجت در اصطلاح اخلاقی به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن در کاری همراه با [[عناد]] است که از انجام آن [[نهی]] شده است<ref>مفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص۷۳۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref> | لجاجت در اصطلاح اخلاقی به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن در کاری همراه با [[عناد]] است که از انجام آن [[نهی]] شده است<ref>مفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص۷۳۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref> | ||
== ناپسندیِ لجاجت == | == ناپسندیِ لجاجت == | ||
لجاجت، یکی از [[رذایل اخلاقی]] و نابهنجاری [[رفتاری]] است که [[خداوند]] آن را در آیاتی چند، مورد [[سرزنش]] و نکوهش قرار داده و یکی از عوامل | لجاجت، یکی از [[رذایل اخلاقی]] و نابهنجاری [[رفتاری]] است که [[خداوند]] آن را در آیاتی چند، مورد [[سرزنش]] و نکوهش قرار داده و یکی از عوامل کفرگرایی و [[کفرورزی]] کافران را در این خصلت ناپسند آنان دانسته است. انسانِ لجوج، به هیچ منطقی پایبند نیست. اگر دلیل از [[عقل]] و منطق ارائه شود، خواهان دلیل [[حسی]] میشود و اگر دلیل حسی ارائه شود، آن را [[انکار]] میکند و دلیل را [[ناتوان]] از [[اثبات]] مدعا میشمارد. پس به هر طریقی از زیر بار پذیرش حق و [[حقیقت]] میگریزد. | ||
خداوند در آیاتی از جمله ۸۹ تا ۹۴ [[سوره اسراء]] لجاجت کافران و درخواست [[معجزه]] حسی را مطرح میکند، در حالی که همین افراد پیش از این درخواست، [[آیات]] گوناگون [[الهی]] را مشاهده کرده و به حقانیت آن [[آگاه]] شدهاند. علت اینکه [[کافران]] این شاخه و آن شاخه میکنند و پس از دیدن دلیل و برهانی، خواهان دلیل دیگر میشوند؛ همان | خداوند در آیاتی از جمله ۸۹ تا ۹۴ [[سوره اسراء]] لجاجت کافران و درخواست [[معجزه]] حسی را مطرح میکند، در حالی که همین افراد پیش از این درخواست، [[آیات]] گوناگون [[الهی]] را مشاهده کرده و به حقانیت آن [[آگاه]] شدهاند. علت اینکه [[کافران]] این شاخه و آن شاخه میکنند و پس از دیدن دلیل و برهانی، خواهان دلیل دیگر میشوند؛ همان لجاجت و [[عناد]] و [[ستیزهجویی]] است که نسبت به [[حق]] دارند. اینان هرگز به حق و [[حقیقت ایمان]] نمیآورند، حتی اگر همه [[دلایل]] و برهانها ارائه شود و هر دلیلی که خواستهاند، [[اجابت]] شود؛ زیرا اینان اصولاً قصد پذیرش حق و [[ایمان]] به آن را ندارند و تنها در [[اندیشه]] بهانهجویی هستند. [[خداوند]] در تبیین این [[حقیقت]] در [[آیات]] ۹۶ و ۹۷ [[سوره یونس]] میفرماید: اگر همه [[معجزات]] و نشانههای حقانیت به افراد لجوج ارائه شود و آن را حتی به دیده ظاهر هم مشاهده کنند، باز هم آن را نمیپذیرند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]].</ref>. | ||
== ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن == | == ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن == | ||
{{اصلی|لجاجت در قرآن}} | {{اصلی|لجاجت در قرآن}} | ||
لجاجت به معنای یکدندگی، زمانی که بر پایه عقلانیت و منطق نباشد، بسیار خطرناک است؛ زیرا [[انسان]] را به [[سقوط]] میکشاند و [[دین]] و دنیای او را تباه میکند. بسیاری از [[مردم]]، تنها بر اساس [[ظن]] و شک، بر امری پافشاری و اصرار میکنند و به [[مخالفت]] با [[حق]] و [[حقیقت]] میپردازند که [[عقل]] و منطق آن را [[تأیید]] و امضا کرده است. این افراد با خیرهسری و [[عناد]]، بهستیزه با حق و حقیقت میپردازند و درهای [[قلب]] خویش را به سوی حقیقت میبندند و در [[کفر]] و [[فسق]] و [[عصیان]] غرق میشوند و [[تغییر]] مثبت در [[فکر]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] نمیپسندند و بر عادات و رسوم [[باطل]] اصرار میورزند. | |||
این افراد خیرهسر، نه تنها به خود آسیب میرسانند، بلکه گاه به سبب داشتن [[قدرت]] و [[ثروت]]، سد راه کسانی میشوند که [[اهل]] عقل و منطق و اخلاق و | این افراد خیرهسر، نه تنها به خود آسیب میرسانند، بلکه گاه به سبب داشتن [[قدرت]] و [[ثروت]]، سد راه کسانی میشوند که [[اهل]] عقل و منطق و اخلاق و ارزشهای فطری [[عقلی]] هستند و [[ایمان]] و [[اعتقاد]] مردم را به [[سخریه]] میگیرند و با دامن زدن به نابهنجاریها و [[عقاید]] باطل، جوّ عمومی را به هم میریزند و [[حاکمیت]] [[ارزشها]] در [[جامعه]] را سخت میکنند. | ||
بیگمان [[شناخت]] علل و عوامل ایجادی لجاجت در افراد و آثار آن، میتواند ما را نسبت به درمان این حالت [[باطنی]] و [[نفسانی]] که آثار مخرب و زیانباری را در [[زندگی]] و سبک آن پدید میآورد، [[یاری]] رساند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref>. | بیگمان [[شناخت]] علل و عوامل ایجادی لجاجت در افراد و آثار آن، میتواند ما را نسبت به درمان این حالت [[باطنی]] و [[نفسانی]] که آثار مخرب و زیانباری را در [[زندگی]] و سبک آن پدید میآورد، [[یاری]] رساند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref>. | ||
== عوامل | == عوامل لجاجت == | ||
لجاجت خصلتی | لجاجت خصلتی مذموم است که میتواند در هر فردی بروز کند؛ اما بیشتر، اهل علم و [[آگاهی]] به این [[بیماری]] [[مبتلا]] میشوند؛ و این گونه نیست که از روی [[جهالت]] شخص به [[لجبازی]] رو آورد؛ بلکه در عین آگاهی و [[علم]]؛ بلکه [[علم حضوری]] و [[شهودی]] به انکار و [[عناد]] روی میآورد. | ||
# تکبر و استکبار: عامل اصلی لجاجت را باید در استکبار ورزی شخص جستجو کرد. انسانهای [[متکبر]] به سبب این بیماری دچار بیماری لجاجت میشوند و در عمل [[اجتماعی]] به شکل [[استکبار]] آن را بروز میدهند. [[مستکبر]] به کسی گفته میشود که بخواهد با ترک | # '''تکبر و استکبار:''' عامل اصلی لجاجت را باید در استکبار ورزی شخص جستجو کرد. انسانهای [[متکبر]] به سبب این بیماری دچار بیماری لجاجت میشوند و در عمل [[اجتماعی]] به شکل [[استکبار]] آن را بروز میدهند. [[مستکبر]] به کسی گفته میشود که بخواهد با ترک پذیرفتن حق، خود را بزرگتر از آن بداند که [[حق]] را بپذیرد. این [[حس]] [[خود برتربینی]]، به شخص [[اجازه]] نمیدهد به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از [[انقیاد]] و پذیرش در برابر حق سر برمیتابد<ref>ترجمه المیزان، ج ۱۲، ص۳۳۳ و ۳۳۴.</ref>. از این رو [[خداوند]] یکی از علل رویگردانی کافران از [[ایمان]] را استکبار آنان میشمارد که آنها را به دام لجبازی میافکند و اجازه نمیدهد تا به آنچه [[یقین علمی]] و شهودی دارند، ایمان بیاورند<ref>{{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}} «خدای شما خدایی یگانه است بنابراین آنان که به جهان واپسین بیایمانند دلهایی ناباور دارند و سرکشند» سوره نحل، آیه ۲۲.</ref>. | ||
# تعصب: عامل دیگری که قرآن برای لجاجت بیان میکند، [[تعصب]] است. انسانهای [[متعصب]]، [[گوش]] | # '''تعصب:''' عامل دیگری که قرآن برای لجاجت بیان میکند، [[تعصب]] است. انسانهای [[متعصب]]، [[گوش]] شنوایی برای شنیدن حق و چشم [[بینایی]] برای دیدن آن ندارند. تعصب، اگر ریشه در عقلانیت و [[غیرت]] داشته باشد، هیچ مشکلی ندارد؛ چراکه [[انسان]] میبایست نسبت به امر [[قطعی]] و [[حق]]، غیرت داشته باشد و نسبت به [[دفاع]] از آن تعصب ورزد و [[هویت]] حقانی خویش را [[حفظ]] کند؛ اما بسیاری از [[تعصبات]]، کورکورانه و هواپرستانه است که [[لجبازی]] را سبب میشود. | ||
# هواپرستی: در [[آیه]] ۱۲۰ [[سوره بقره]] عامل دیگر [[لجبازی]] یعنی [[هواپرستی]] و [[تبعیت]] از آن معرفی شده و [[خداوند]] به صراحت از هواپرستی [[یهودیان]] به عنوان عامل لجبازی و [[انکار]] آنان سخن به میان آورده است. بنابراین، [[هواپرستی]] نیز در ایجاد زمینه لجاجت و افزایش روحیه حقستیزی و عدم پذیرش [[دلایل]] روشن و منطقی نقش بسیار مهمی را ایفا میکند. به خاطر همین، بسیاری از [[انسانها]] [[حق]] را میشناسند؛ ولی چون مخالف خواستههای نفسانی آنان است، با آن [[مخالفت]] میکنند و تن به آن نمیدهند. این رفتار کودکانهای است که انسانهای بالغ از خود در برابر حق نشان میدهند. [[پیروی]] از خواستههای نفسانی و ارضای آن برای این افراد از هر چیز دیگری مهمتر است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]]؛ [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مانع حقپذیری و عامل حقستیزی (مقاله)|لجاجت مانع حقپذیری و عامل حقستیزی]].</ref>. | # '''هواپرستی:''' در [[آیه]] ۱۲۰ [[سوره بقره]] عامل دیگر [[لجبازی]] یعنی [[هواپرستی]] و [[تبعیت]] از آن معرفی شده و [[خداوند]] به صراحت از هواپرستی [[یهودیان]] به عنوان عامل لجبازی و [[انکار]] آنان سخن به میان آورده است. بنابراین، [[هواپرستی]] نیز در ایجاد زمینه لجاجت و افزایش روحیه حقستیزی و عدم پذیرش [[دلایل]] روشن و منطقی نقش بسیار مهمی را ایفا میکند. به خاطر همین، بسیاری از [[انسانها]] [[حق]] را میشناسند؛ ولی چون مخالف خواستههای نفسانی آنان است، با آن [[مخالفت]] میکنند و تن به آن نمیدهند. این رفتار کودکانهای است که انسانهای بالغ از خود در برابر حق نشان میدهند. [[پیروی]] از خواستههای نفسانی و ارضای آن برای این افراد از هر چیز دیگری مهمتر است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]]؛ [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مانع حقپذیری و عامل حقستیزی (مقاله)|لجاجت مانع حقپذیری و عامل حقستیزی]].</ref>. | ||
# تقلید کورکورانه: عامل دیگری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان میکند، تقلید کورکورانه از نیاکان است. [[حفظ]] [[سنتها]] و آیینهای [[باطل]] موجب میشود تا [[انسان]] نسبت به [[حق]] موضعگیری منفی داشته باشد و زیربار حق نرود<ref>سوره مائده، آیه ۱۰۴؛ سوره لقمان، آیه ۲۰-۲۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]].</ref> | # '''تقلید کورکورانه:''' عامل دیگری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان میکند، تقلید کورکورانه از نیاکان است. [[حفظ]] [[سنتها]] و آیینهای [[باطل]] موجب میشود تا [[انسان]] نسبت به [[حق]] موضعگیری منفی داشته باشد و زیربار حق نرود<ref>سوره مائده، آیه ۱۰۴؛ سوره لقمان، آیه ۲۰-۲۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]].</ref> | ||
# سایر عوامل: البته افزون بر [[استکبار]]، [[تقلید]]، [[هواپرستی]] و [[تعصب]] میتوان عواملی چون [[دنیادوستی]]<ref>سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref> رسیدن به [[آسایش]] و [[آرامش]] پس از [[سختی]] و [[بحران]]<ref>سوره مؤمنون، آیه ۷۳-۷۵.</ref> و مُهر شدن [[قلب]] براساس [[گناه]]<ref>سوره بقره، آیه ۶-۷؛ سوره روم، آیه ۵۸-۶۰.</ref> و مانند آن را نیز به عنوان عوامل یاد کرد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]]؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۴۸.</ref>. | # '''سایر عوامل:''' البته افزون بر [[استکبار]]، [[تقلید]]، [[هواپرستی]] و [[تعصب]] میتوان عواملی چون [[دنیادوستی]]<ref>سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref> رسیدن به [[آسایش]] و [[آرامش]] پس از [[سختی]] و [[بحران]]<ref>سوره مؤمنون، آیه ۷۳-۷۵.</ref> و مُهر شدن [[قلب]] براساس [[گناه]]<ref>سوره بقره، آیه ۶-۷؛ سوره روم، آیه ۵۸-۶۰.</ref> و مانند آن را نیز به عنوان عوامل یاد کرد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]]؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۴۸.</ref>. | ||
== آثار لجاجت == | == آثار لجاجت == | ||
لجبازی آثار مخربی در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[آدمی]] به جا میگذارد؛ چراکه [[انکار حق]] حتی ملموسات و [[محسوسات]]، [[زندگی]] را از حالت طبیعی خارج میکند و [[انسان]] را به پوچی و [[بیهودگی]] سوق میدهد. از این رو [[خداوند]] نسبت به خصلت [[لجبازی]] هشدار میدهد و داشتن آن را | لجبازی آثار مخربی در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[آدمی]] به جا میگذارد؛ چراکه [[انکار حق]] حتی ملموسات و [[محسوسات]]، [[زندگی]] را از حالت طبیعی خارج میکند و [[انسان]] را به پوچی و [[بیهودگی]] سوق میدهد. از این رو [[خداوند]] نسبت به خصلت [[لجبازی]] هشدار میدهد و داشتن آن را نکوهش میکند. از جمله آثاری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان میکند، [[انکار حقایق]] عینی و محسوس است که در آیاتی از جمله ۲ تا ۱۵ [[سوره حجر]] و ۳۲ تا ۴۴ [[سوره طور]] به آن اشاره کرده است. | ||
بهانهجویی نسبت به [[حقایق]] و سرباز زدن از [[حق]]<ref>سوره ملک، آیه ۲۱-۲۷.</ref>؛ [[تکذیب]] [[حق]] در هر شکل آن؛ از دیگر آثار [[لجبازی]] است که [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳ تا ۶ [[سوره شعراء]] و ۱۸ و ۲۱ [[سوره ملک]] به آن اشاره کرده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]].</ref>. | بهانهجویی نسبت به [[حقایق]] و سرباز زدن از [[حق]]<ref>سوره ملک، آیه ۲۱-۲۷.</ref>؛ [[تکذیب]] [[حق]] در هر شکل آن؛ از دیگر آثار [[لجبازی]] است که [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳ تا ۶ [[سوره شعراء]] و ۱۸ و ۲۱ [[سوره ملک]] به آن اشاره کرده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]].</ref>. | ||
به نظر میرسد که زنگار [[قلب]]<ref>مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۴.</ref>، ناشنوایی نسبت به حقایق و انذارها و [[هشدارها]]<ref>احقاف، آیات ۲۲۱ و ۲۶.</ref>، | به نظر میرسد که زنگار [[قلب]]<ref>مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۴.</ref>، ناشنوایی نسبت به حقایق و انذارها و [[هشدارها]]<ref>احقاف، آیات ۲۲۱ و ۲۶.</ref>، کجفهمی و برداشتهای نادرست از پیامها<ref>زخرف، آیه ۵۸.</ref> و [[تفسیر]] غلط از [[دلایل]] روشن<ref>اسراء، آیات ۳۹ و ۴۱.</ref>، روحیه پرخاشگری<ref>زخرف، آیات ۵۷ تا ۶۴.</ref>، [[محرومیت]] از دستیابی به [[بصیرت]] و [[بینایی]] [[حقیقی]]<ref>یس، آیه ۹.</ref>، عدم [[توفیق]] [[استغفار]] و [[توبه]]<ref>کهف، آیات ۵۲ تا ۵۵.</ref> و محرومیت از [[هدایت]] پاداشی [[وحیانی]]<ref>فرقان، آیات ۴۱ و ۴۲؛ روم، آیات ۵۲ و ۵۳.</ref> از جمله آثار لجاجت مبتنی بر بیخردی و بیمنطقی است. | ||
خسارت و | خسارت و زیانکاری<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[فسق]]، [[قساوت قلب]]<ref>بقره، آیات ۶۳ تا ۷۴.</ref>، [[لعن]] و [[نفرین]] پیامبران<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[لعن خدا]]، [[غضب الهی]]<ref>شوری، آیات ۱۳ تا ۱۶.</ref>، آوارگی، عذابهای ناگهانی هلاککننده چون [[صاعقه]]<ref>بقره، آیه ۵۵.</ref>، بادهای سرد و سهمناک<ref>فصلت، آیات ۱۳ تا ۱۶؛ قمر، آیات ۱۸ و ۱۹.</ref>، غرق شدن<ref>اعراف، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۶.</ref> و [[انتقام]] سخت [[الهی]] از جمله آثار لجاجت غیر منطقی است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||