طالوت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n{{نبوت}} +{{نبوت}})) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = طالوت | |||
| عنوان مدخل = طالوت | |||
| مداخل مرتبط = [[طالوت در قرآن]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
در | }} | ||
===آیا پادشاهی و فرمانروایی | == مقدمه == | ||
==بهرهمندی از داستان طالوت== | طالوت، [[امام]] و [[فرماندهی]] که از سوی [[خدا]] تعیین شد، تا گروهی از [[بنیاسرائیل]] را [[امامت]] و در [[نبرد]] با دشمنشان [[جالوت]]، [[رهبری]] کند. افراد تحت فرماندهی او به جبهه رفتند و پس از امتحانهایی که به تصفیه نیروها انجامید و عده اندکی با [[ایمان]] و [[ثابتقدم]] ماندند جالوتیان را [[شکست]] دادند. داستان آنان در [[قرآن]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۶-۲۵۱.</ref> آمده است. | ||
منظور اشاره به داستان طالوت در [[قرآن]] و نتیجهگیری از آن در اشاره به [[حیات]] و روش و موقعیت [[تبلیغی]] [[پیامبر]] است، زیرا [[هدف]] از بیان داستان را ذکر کرده و میگوید: {{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم» سوره بقره، آیه ۲۵۲.</ref> و [[تلاوت]] آن برای [[پیامبر]] در میان حوادث و اتفاقات [[تاریخ]] [[پیامبران]] و سیر احوالاتی که بر آنان گذشته، مورد توجه بود {{متن قرآن|وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> هم به این جهت بیان شده و دعایی که او انجام داده: {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا}}<ref>«پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار» سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> برای | |||
طالوت همزمان با [[حضرت داوود]] بود، در [[علوم]] مختلف [[آگاهی]] داشت، تنومند و [[رشید]] و [[شجاع]] و خوشسیما بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۹۷.</ref>. | |||
== [[گزینش]] طالوت از سوی سموییل == | |||
در پی درخواست سران [[بنیاسرائیل]]، [[سموئیل]] به [[فرمان الهی]]، طالوت را به سِمَت [[فرمانروایی]] آنان برگزید. این [[انتخاب]] با [[اعتراض]] بنیاسرائیل روبهرو شد. آنان خود را شایستهتر و طالوت را به سبب [[فقر]]، فاقد صلاحیت لازم برای [[پادشاهی]] خویش دانستند. سموئیل با اشاره به "[[دانش فراگیر]]" و "تنومندی" و [[قدرت]] [[برتر]] جسمانی طالوت، گزینش او را از سوی [[خداوند]] و مبتنی بر [[علم]] و [[اراده الهی]] خواند: {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref>. مجموع [[آیه]] و روایتهای [[تفسیری]] نشان میدهند که [[بنیاسرائیل]] [[فرمانروایان]] خود را براساس دو معیار "[[ثروت]]" و "[[وراثت]]" برمیگزیدند و بر همین اساس، [[گزینش]] [[طالوت]] که دو معیار یادشده را نداشت برخلاف [[سنت]] رایج در میان بنیاسرائیل بود. برخی [[مفسّران]] گفتهاند: پیامبران بنیاسرائیل از میان نوادگان "[[لاوی]]" و فرمانروایان از بین [[نسل]] یهودا [[برگزیده]] میشدند؛ ولی طالوت افزون بر [[فقر]]، از نسل [[بنیامین]] بود<ref>جامع البیان، ج۲، ص۸۱۴-۸۱۵؛ مجمع البیان، ج۲، ص۱۴۲.</ref>، اما شرایط [[جنگی]]، تنومندی و نیرومندی فرمانده سپاه [[دشمن]]، نقش [[برتر]] [[قدرت]] بدنی به عنوان مهمترین مؤلفه قدرت نظامی آن [[روز]] و [[لزوم]] ساماندهی بنیاسرائیل و [[حکومت]] و [[جامعه]] از هم پاشیده آنان نشان میدهد که گزینش طالوت از سوی [[سموئیل]] [[بهترین]] گزینش بود: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۴۹-۲۵۱.</ref>. | |||
([[جالوت]]) سران بنیاسرائیل به رغم تصریح سموئیل بر [[گزینش الهی]] طالوت، به [[فرمانروایی]] او [[اعتراض]] کردند. آنان [[معتقد]] بودند که [[خداوند]] مقرر کرده است که فرمانروایان از میان نسل یهودا باشند و دیگر نمیتوان آن را دگرگون کرد. به همین سبب درباره سخنان سموئیل دچار تردید شده و از او خواستند تا نشانهای برای [[درستی]] [[سخن]] خویش بیاورد. سموئیل آمدن [[تابوت عهد]] و دستیابی دوباره بنیاسرائیل به آن را [[آیت]] و نشانه درستی سخن خویش معرفی کرد: {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: نشانه پادشاهی او این است که تابوت (عهد) نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان (نهفته) است و (نیز) بازماندهای از آنچه از خاندان موسی و هارون بر جای نهادهاند و فرشتگان آن را حمل میکنند، بیگمان در آن برای شما اگر مؤمن باشید نشانهای است» سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref>.<ref>المیزان، ج۲، ص۲۹۶-۲۹۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سموئیل (مقاله)|مقاله «سموئیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref> | |||
== بهرهمندی از داستان طالوت == | |||
منظور اشاره به داستان طالوت در [[قرآن]] و نتیجهگیری از آن در اشاره به [[حیات]] و روش و موقعیت [[تبلیغی]] [[پیامبر]] است، زیرا [[هدف]] از بیان داستان را ذکر کرده و میگوید: {{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم» سوره بقره، آیه ۲۵۲.</ref> و [[تلاوت]] آن برای [[پیامبر]] در میان حوادث و اتفاقات [[تاریخ]] [[پیامبران]] و سیر احوالاتی که بر آنان گذشته، مورد توجه بود {{متن قرآن|وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> هم به این جهت بیان شده و دعایی که او انجام داده: {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا}}<ref>«پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار» سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> برای تسلی خاطر [[پیامبر]] و همراهان او بیان شده است. | |||
#{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ * وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ * فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ * تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت «1» گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است * و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان * پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد * اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم و همانا تو بیگمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۴۹-۲۵۲.</ref>. | #{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ * وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ * فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ * تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت «1» گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است * و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان * پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد * اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم و همانا تو بیگمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۴۹-۲۵۲.</ref>. | ||
===نکات=== | === نکات === | ||
در [[آیات]] فوق این موضوع مطرح گردیده است: | در [[آیات]] فوق این موضوع مطرح گردیده است: | ||
#بیان داستان طالوت و | # بیان داستان طالوت و هلاکت [[جالوت]] از طرف [[خداوند]] برای [[پیامبر]]، نشانهای از حقّانیت [[رسالت]] آن حضرت: {{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم و همانا تو بیگمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۵۲.</ref>. | ||
#توجه دادن به [[پیامبر]] که کمی جمعیت [[دلیل]] بر [[ضعف]] آنان نخواهد بود: {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> و این که باید [[پیامبر]] مانند آنان [[دعا]] کند: {{متن قرآن|رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا}}<ref>«پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار» سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> و در نهایت: {{متن قرآن|وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>. | # توجه دادن به [[پیامبر]] که کمی جمعیت [[دلیل]] بر [[ضعف]] آنان نخواهد بود: {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> و این که باید [[پیامبر]] مانند آنان [[دعا]] کند: {{متن قرآن|رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا}}<ref>«پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار» سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> و در نهایت: {{متن قرآن|وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>. | ||
# [[مشیت]] و [[سنت الهی]] در | # [[مشیت]] و [[سنت الهی]] در تعارض و تصادم نیروها که به وسیله آن موجب [[تعادل]] و [[پایداری]] [[جامعه]] میگردد: {{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref> و روشی غیرمستقیم برای [[تکامل]] [[جامعه]] توسط خود نیروها میشود<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۹۴.</ref>. | ||
==نخستین [[پادشاه]] [[بنیاسرائیل]] و [[فرمانده سپاه]] آنها در [[جنگ]] با [[سپاه]] [[جالوت]]== | |||
[[عربی]] یا دخیل بودن واژه [[طالوت]] اختلافی است: برخی [[مفسران]] آن را واژهای عربی و برگرفته از ریشه «ط ـ و ـ ل» و در اصل به صورت «طَوَلُوت» بر وزن «مَلَکوت» دانستهاند که «واو» نخست آن به سبب فتحهدار بودن حرف پیش از آن به «الف» بدل شده و به شکل «طالوت» درآمده است<ref> البحر المحیط، ج ۲، ص۵۵۹؛ التحقیق، ج ۲، ص۹۶، «جلت»؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۶۶-۴۶۷.</ref>. بر اساس این دیدگاه، سبب نامگذاری طالوت به این نام، بلندی قامت او بوده است<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۰۶؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۵۵۹؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۶۶.</ref>. گروهی دیگر طالوت را مانند جالوت و داوود از واژگان دخیل و نامی [[عبری]] دانستهاند<ref>الکشاف، ج ۱، ص۲۹۲؛ مفردات، ص۵۲۲، «طلت»؛ المعرب، ص۱۱۳.</ref>. غیرمنصرف بودن آن و نداشتن اشتقاق، مؤید این دیدگاه است<ref>المعرب، ص۱۱۳؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۵۵۹؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۶۷.</ref>. آرتور جفری ضمن [[بیگانه]] دانستن واژه طالوت و با استناد به صورت نوشتاری [[شائول]] در [[زبان عبری]] بر این [[باور]] است که واژه طالوت متأثر از گزارش [[تورات]] مبنی بر بلندقامتی شائول، از ریشه «ط - و - ل» و هموزن و هماهنگ با جالوت ساخته شده است. وی ضمن استناد به نبود واژه طالوت در نوشتههای عربی پیش از [[قرآن]]، میگوید: هیچ یک از صورتهای [[مسیحی]] (آرامی، [[سریانی]] و [[یونانی]]) مشتق شده از صورت عبری شائول، به معنای طویل نیست<ref> واژههای دخیل، ص۳۰۲.</ref>. شائول (shaul) در عبری به معنای مطلوب است<ref> دائرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۱۳، «شائول».</ref>. برخی دیگر در دیدگاهی نزدیک به دیدگاه آرتور جفری، طالوت را وصفی دانستهاند که قرآن یا [[عرب]] بر وی اطلاق کردهاند<ref> پرتوی از قرآن، ج ۲، ص۱۶۹؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۶۶-۴۶۷.</ref>. نام و [[تاریخ]] [[پادشاهی]] طالوت با [[مشترکات]] و تفاوتهای چندی در [[کتاب مقدس]] و [[قرآن کریم]] آمده است. به همین مناسبت بسیاری از گزارشهای [[کتاب مقدس]] درباره [[طالوت]] به [[منابع تفسیری]]، [[تاریخی]] و داستانی [[مسلمانان]] هم راه یافتهاند، از همین رو پرداختن به بخشهای برجستهای از گزارش [[کتاب مقدس]] درباره [[طالوت]] ضروری مینماید. | |||
طالوت با نام [[شائول]] در کتاب مقدس یاد و [[تاریخ]] [[پادشاهی]] وی به تفصیل در کتاب اول [[سموئیل]] گزارش شده است. او در [[زمان]] سموئیل [[نبی]] میزیست. این دوره معاصر با جنگهای طولانی [[بنیاسرائیل]] با [[فلسطینیان]] (ساکنان بخش جنوبی [[سرزمین موعود]])<ref> قاموس کتاب مقدس، ص۵۳، قس ص۶۶۰ و ۶۶۸-۶۶۹، «فلسطین».</ref> بود. سموئیل از آنان خواست با [[پرهیز]] از [[بتپرستی]] و روی آوردن به [[بندگی]] [[خدای یگانه]]، موجبات [[رهایی]] خویش از دست فلسطینیان را فراهم آورند. بنیاسرائیل به سخنان سموئیل عمل کرده و پس از ۲۰ سال با هدایتهای وی موفق شدند [[دشمن]] را [[شکست]] داده و همه شهرهای اشغالشده خویش را [[آزاد]] کنند<ref> کتاب مقدس، اول سموئیل، ۴: ص۱-۲۱؛ نک: قاموس الکتاب المقدس، ص۵۵۳.</ref>. هنگامی که سموئیل پیر شد، [[پسران]] خود را به عنوان «[[داور]]» و برای [[جانشینی]] خود در میان بنیاسرائیل برگزید؛ اما رفتارهای نادرست و داوریهای ناعادلانه آنها موجب رویگردانی [[قوم]] شد. بنیاسرائیل با اشاره به عملکرد پسران سموئیل و نیز اثرپذیری از ملتهای همجوار، از وی خواستند برای آنان پادشاهی برگزیند تا آنها نیز همانند دیگر [[مردمان]] [[پادشاه]] داشته باشند. سموئیل [[ناخرسندی]] خود و [[خداوند]] را از این درخواست اعلام و [[مفاسد]] وجود پادشاه را یادآوری کرد؛ ولی در پی [[اصرار]] بنیاسرائیل و به [[فرمان خداوند]]، شائول (طالوت) را به عنوان پادشاه برگزید و [[حقوق]] و [[وظایف]] آن را برای [[مردم]] بیان کرد<ref> کتاب مقدس، اول سموئیل، ۸-۱۰.</ref>. با [[گزینش]] شائول به پادشاهی، دوران «داوران» در تاریخ بنیاسرائیل عملاً پایان یافت و دوران پادشاهی آغاز شد<ref> کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۲-۱۳.</ref>. شائول با ساماندهی بنیاسرائیل، توانست [[سپاه]] [[فلسطین]] را شکست دهد و پیروزیهای فراوانی را برای بنیاسرائیل پدید آورد<ref> کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۴: ۱-۱۵، ۲۲-۴۵.</ref>. نام طالوت دو بار در [[قرآن کریم]] آمده است. او به رغم [[مخالفت]] بنیاسرائیل، از سوی خداوند به عنوان نخستین پادشاه آنان برگزیده شد و توانست با [[شکست]] دادن [[سپاه]] [[جالوت]]، [[سرزمین]] و [[اسیران]] [[بنیاسرائیل]] را [[آزاد]] کند<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًۭا قَالُوٓا۟ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِٱلْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةًۭ مِّنَ ٱلْمَالِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُۥ بَسْطَةًۭ فِى ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِ وَٱللَّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُۥ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ * وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ءَايَةَ مُلْكِهِۦٓ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَىٰ وَءَالُ هَـٰرُونَ تَحْمِلُهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةًۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلْجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍۢ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّىٓ إِلَّا مَنِ ٱغْتَرَفَ غُرْفَةًۢ بِيَدِهِۦ فَشَرِبُوا۟ مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ قَالُوا۟ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ * وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ * فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ وَٱلْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّفَسَدَتِ ٱلْأَرْضُ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ}}«و پیامبرشان به آنان گفت: [[خداوند]] [[طالوت]] را به [[پادشاهی]] شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در [[دارایی]] (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره [[دانش]] و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و [[خداوند]] نعمتگستری داناست * و پیامبرشان به آنان گفت: [[نشانه]] [[پادشاهی]] او این است که [[تابوت]] ([[عهد]]) نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان (نهفته) است و (نیز) بازماندهای از آنچه از [[خاندان]] [[موسی]] و [[هارون]] بر جای نهادهاند و [[فرشتگان]] آن را حمل میکنند، بیگمان در آن برای شما اگر * و چون [[طالوت]] با [[سپاه]] (از [[شهر]]) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و [[مؤمنان]] همراه وی از آن گذشتند (همراهان [[سست ایمان]] طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب [[جالوت]] و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به [[اذن خداوند]]، [[پیروز]] شده است و خداوند با [[شکیبایان]] است * و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را [[استوار]] دار و ما را بر [[کافران]] پیروز گردان * پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داوود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و [[فرزانگی]] ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی [[مردم]] را با برخی دیگر باز نمیداشت، [[زمین]] تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۴۷-۲۵۱. </ref>.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۵۹.</ref> | |||
==[[گزینش]] طالوت به پادشاهی== | |||
[[بنیاسرائیل]] در پی [[شکست]] از سپاه جالوت و دادن کشتهها و [[اسیران]] فراوان، از [[سرزمین]] خویش ([[فلسطین]]) رانده شدند. نیاز [[قوم]] به ساماندهی، [[انسجام]] و [[یکپارچگی]] در [[نبرد با دشمنان]] و باز پسگیری سرزمینشان، بزرگان بنیاسرائیل را بر آن داشت تا از [[پیامبر]] خویش بخواهند برای آنان [[فرمانروایی]] برگزیند تا آنها با [[فرماندهی]] وی در [[راه خدا]] [[جهاد]] کنند<ref> التبیان، ج ۲، ص۲۸۸؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۰-۶۱۱؛ المیزان، ج ۲، ص۲۸۵.</ref>. [[پیامبر خدا]] از سران [[بنیاسرائیل]] پرسید که آیا در صورت فرمانِ جهاد از آن [[پیروی]] خواهند کرد؟ آنان با اشاره به انگیزه بازپسگیری [[شهرها]] و آزادسازی [[فرزندان]] خویش، بر [[جهاد در راه خدا]] تأکید کردند: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلْمَلَإِ مِنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ مِنۢ بَعْدِ مُوسَىٰٓ إِذْ قَالُوا۟ لِنَبِىٍّۢ لَّهُمُ ٱبْعَثْ لَنَا مَلِكًۭا نُّقَـٰتِلْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِتَالُ أَلَّا تُقَـٰتِلُوا۟ قَالُوا۟ وَمَا لَنَآ أَلَّا نُقَـٰتِلَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَـٰرِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقِتَالُ تَوَلَّوْا۟ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان [[بنی اسرائیل]] پس از [[موسی]] ننگریستهای که به [[پیامبری]] که داشتند گفتند: [[پادشاهی]] بر ما بگمار تا در راه [[خداوند]] [[کارزار]] کنیم. گفت: آیا [[گمان]] نمیکنید که اگر [[جنگ]] بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) [[ستمکاران]] داناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۴۶.</ref> [[تأمل]] در [[آیات]]، به ویژه یادکرد از جهاد در راه خدا به عنوان منشأ نیاز به [[فرمانروا]]، اشاره به توان [[جسمانی]] [[برتر]] [[طالوت]] و [[فرماندهی]] او بر [[بنیاسرائیل]] در [[جنگ با دشمنان]] نشان میدهد که واژه «[[مَلِک]]» در این آیه بیشتر با [[صبغه]] نظامی آن مطرح و به معنای [[فرمانده]] نظامی نزدیکتر است تا معنای شناخته شده [[پادشاه]]<ref> نک: مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۱-۶۱۳؛ تفسیر مجاهد، ج ۱، ص۱۱۳؛ تفسیر ثعلبى، ج ۲، ص۲۱۱.</ref>. البته بر اساس گزارش [[کتاب مقدس]]، بزرگان بنیاسرائیل با اثرپذیری از [[اقوام]] و [[ملل]] دیگر، خواستار [[انتخاب]] پادشاهی شدند که بر آنان [[حکومت]] کند. پس از موفقیتهای نظامی طالوت و با افزایش [[قدرت نظامی]] و [[سیاسی]]، [[فرمانروایی]] او از میدانهای [[نبرد]] به درون [[جامعه]] کشیده و او رسماً پادشاه شد<ref> نک: کتاب مقدس، اول سموئیل، ۸: ۴-۲۱؛ ۱۱: ۹-۱۵.</ref>. درباره اینکه چرا بنیاسرائیل از پیامبرشان نخواستند خودش فرمانروایی آنان را بر عهده گیرد، روایتی از [[امام باقر]]، سبب آن را [[سنت]] رایج در میان [[بنیاسرائیل]] معرفی کرده است. بر اساس این سنت، همواره [[نبوت]] در خاندانی و [[سلطنت]] در خاندانی دیگر بود و [[خداوند]] تا آن [[زمان]]، این دو [[مقام]] را در یک نفر جمع نکرده بود<ref> تفسیر قمى، ج ۱، ص۸۱.</ref>. [[نام پیامبر]] یادشده، چگونگی [[آگاهی]] او از [[گزینش الهی]] [[طالوت]] و چرایی [[اعتراض]] بنیاسرائیل به آن، از مباحثی هستند که [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] به آنها پرداختهاند. بر اساس دیدگاه مشهور <ref> جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۳۴؛ تفسیر جلالین، ص۵۳.</ref> مفسران<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۸۲؛ روح المعانی، ج ۲، ص۱۶۴.</ref>، [[پیامبر]] یادشده، همان [[سموئیل]] [[نبی]] یادشده در [[عهد عتیق]] است. هماهنگ بودن کلیات گزارش [[قرآن کریم]] و مفسران درباره پیامبر یادشده.<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلْمَلَإِ مِنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ مِنۢ بَعْدِ مُوسَىٰٓ إِذْ قَالُوا۟ لِنَبِىٍّۢ لَّهُمُ ٱبْعَثْ لَنَا مَلِكًۭا نُّقَـٰتِلْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِتَالُ أَلَّا تُقَـٰتِلُوا۟ قَالُوا۟ وَمَا لَنَآ أَلَّا نُقَـٰتِلَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَـٰرِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقِتَالُ تَوَلَّوْا۟ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلظَّـٰلِمِينَ * وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًۭا قَالُوٓا۟ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِٱلْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةًۭ مِّنَ ٱلْمَالِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُۥ بَسْطَةًۭ فِى ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِ وَٱللَّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُۥ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ * وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ءَايَةَ مُلْكِهِۦٓ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَىٰ وَءَالُ هَـٰرُونَ تَحْمِلُهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةًۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلْجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍۢ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّىٓ إِلَّا مَنِ ٱغْتَرَفَ غُرْفَةًۢ بِيَدِهِۦ فَشَرِبُوا۟ مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ قَالُوا۟ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ * وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ * فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ وَٱلْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّفَسَدَتِ ٱلْأَرْضُ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ}}«آیا به (سرگذشت) بزرگان [[بنی اسرائیل]] پس از [[موسی]] ننگریستهای که به [[پیامبری]] که داشتند گفتند: [[پادشاهی]] بر ما بگمار تا در راه [[خداوند]] [[کارزار]] کنیم. گفت: آیا [[گمان]] نمیکنید که اگر [[جنگ]] بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) [[ستمکاران]] داناست * و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند [[طالوت]] را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در [[دارایی]] (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره [[دانش]] و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست * و پیامبرشان به آنان گفت: [[نشانه]] پادشاهی او این است که [[تابوت]] ([[عهد]]) نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان (نهفته) است و (نیز) بازماندهای از آنچه از [[خاندان]] موسی و [[هارون]] بر جای نهادهاند و [[فرشتگان]] آن را حمل میکنند، بیگمان در آن برای شما اگر * و چون طالوت با [[سپاه]] (از [[شهر]]) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون [[طالوت]] و [[مؤمنان]] همراه وی از آن گذشتند (همراهان [[سست ایمان]] طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب [[جالوت]] و [[سپاه]] وی نیست اما آنان که میدانستند [[خداوند]] را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به [[اذن خداوند]]، [[پیروز]] شده است و خداوند با [[شکیبایان]] است * و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را [[استوار]] دار و ما را بر [[کافران]] پیروز گردان * پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داوود جالوت را کشت و خداوند به وی [[پادشاهی]] و [[فرزانگی]] ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی [[مردم]] را با برخی دیگر باز نمیداشت، [[زمین]] تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۴۷-۲۵۱.</ref> با گزارشهای [[کتاب مقدس]] درباره [[سموئیل]] و ارتباط او با [[شائول]]، مؤید این دیدگاه است. برخی از این گزارشها عبارتاند از: داستان تولد سموئیل در پی دعای مادر، سبب نامگذاری وی، سپرده شدن او به [[معبد]] و پرورش یافتن و [[خدمت]] وی در آنجا، ماجرای [[برانگیخته شدن]] وی به [[نبوت]]، چگونگی [[ملاقات]] و آشنایی سموئیل با طالوت و [[گزینش]] وی به پادشاهی [[بنیاسرائیل]]<ref>تفسیر قرطبى، ج ۳، ص۲۴۵-۲۴۶.</ref>، [[اعتراض]] بنیاسرائیل به این انتخاب<ref>ال[[تبیان]]، ج ۲، ص۲۹۰-۲۹۱؛ [[المیزان]]، ج ۲، ص۲۸۶؛ [[مجمع البیان]]، ج ۲، ص۶۱۲.</ref> و دلیل و نشانه خواستن برای [[الهی]] بودن گزینش وی که اغلب از کتاب مقدس اقتباس و از سوی [[مفسران]] آشنا به منابع [[اهل کتاب]] مانند [[وهب بن منبه]] و سدی [[روایت]] شدهاند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۳.</ref>. (=> سموئیل) سموئیل در پاسخ به درخواست [[بنیاسرائیل]] و به [[فرمان خدا]]، [[طالوت]] را به سِمَت [[فرمانروایی]] آنان برگزید. سران بنیاسرائیل ضمن [[اعتراض]] به این [[انتخاب]]، خود را شایستهتر و طالوت را به سبب تهیدستی فاقد صلاحیت لازم برای [[پادشاهی]] خویش دانستند. [[سموئیل]] با اشاره به «[[دانش فراگیر]]» و «تنومندی» و [[قدرت]] [[برتر]] [[جسمانی]] [[طالوت]]، [[گزینش]] او را از سوی [[خداوند]] و مبتنی بر [[علم]] و [[اراده الهی]] خواند: {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًۭا قَالُوٓا۟ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِٱلْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةًۭ مِّنَ ٱلْمَالِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُۥ بَسْطَةًۭ فِى ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِ وَٱللَّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُۥ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref> درباره اینکه [[سموئیل]] [[نبی]] به وسیله [[وحی]]، [[رؤیا]]، [[الهام]] یا راهی دیگر جز آنها از [[گزینش الهی]] طالوت برای [[پادشاهی]] [[آگاه]] شد، از [[ظاهر قرآن]] چیزی برنمیآید؛ ولی به گفته [[مفسران]]، طالوت در پی [[ناامیدی]] از یافتن الاغهای گمشدۀ<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۸۱۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۵؛ الدر المنثور، ج ۱، ص۳۱۵.</ref> پدرش <ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۹: ۳؛ تاریخ طبرى، ج ۱، ص۲۷۸؛ عرائس المجالس، ص۲۳۵.</ref> نزد سموئیل آمد تا از [[دانش غیبی]] او در این باره بهره گیرد. در پی ورود وی روغن [[مقدس]] به جوشش درآمد و سموئیل با دیدن این نشانه، قامت او را با عصای نازل شده اندازه گرفت و [[بشارت]] پادشاهی بر [[بنیاسرائیل]] را به وی داد<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۸۱۶؛ عرائس المجالس، ص۲۳۵؛ [[روح]] البیان، ج ۱، ص۳۸۳.</ref>. بر اساس گزارش [[کتاب مقدس]]، خداوند [[زمان]] آمدن [[شائول]] (طالوت) به نزد سموئیل را به وی خبر داد و گفت که وی بنیاسرائیل را از دست [[فلسطینیان]] خواهد رهانید و سموئیل باید او را به عنوان [[پادشاه]] [[بنیاسرائیل]] تدهین کند<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۹: ۱۴-۱۷.</ref>. برخی [[تاریخ]] پادشاه شدن [[طالوت]] را ۱۰۹۵ پیش از میلاد گفتهاند<ref> التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۶۶.</ref>. درباره سبب [[اعتراض]] به [[گزینش]] [[طالوت]]، [[آیات]] و [[روایات تفسیری]] نشان میدهند که [[بنیاسرائیل]] [[فرمانروایان]] خود را بر اساس دو معیار «[[ثروت]]» و «[[وراثت]]» برمیگزیدند و بر همین اساس، گزینش طالوت که دو معیار یادشده را نداشت، برخلاف [[سنت]] رایج در میان بنیاسرائیل بود. به گفته برخی [[مفسران]]، [[پیامبران بنیاسرائیل]] از میان [[نوادگان]] «[[لاوی]]» و فرمانروایان از بین [[نسل]] [[یهودا]]<ref>تفسیر عیاشى، ج ۱، ص۱۳۲؛ جامع البیان، ج ۲، ص۸۱۴-۸۱۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۵۰۷.</ref> و یوسف<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص۲۴۶؛ البرهان، ج ۱، ص۵۰۶؛ المیزان، ج ۲، ص۲۹۸.</ref> برگزیده میشدند؛ ولی طالوت افزون بر [[فقر]] و نداری، از نسل [[بنیامین]] بود<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۹: ۲؛ ۱۰: ۲۰-۲۳؛ جامع البیان، ج ۲، ص۸۱۴-۸۱۵؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۲.</ref>. برخی در [[تأیید]] این موضوع به [[پیامبری]] حضرت موسیو [[هارون]] از نسل لاوی و [[پادشاهی]] [[حضرت داوود]] و سلیمان از نسل یهودا استناد کردهاند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۸۵؛ کشف الاسرار، ج ۱، ص۶۶۱؛ روح البیان، ج ۱، ص۳۸۴.</ref>. بر اساس برخی گزارشها، سابقه [[نبوت]] و [[فرمانروایی]]، در [[قبیله]] بنیامین نیز وجود داشت؛ ولی آنان به سبب ارتکاب برخی [[گناهان]] مورد [[خشم خدا]] قرار گرفته و این [[شایستگی]] را از دست دادند و اعتراض بنیاسرائیل برای چنین پیشینهای بود<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۲، ص۲۱۱؛ عرائس المجالس، ص۲۳۵-۲۳۶؛ روح البیان، ج ۱، ص۳۸۴.</ref>. [[علامه طباطبایی]] اعتراض بزرگان بنیاسرائیل را به [[اعتقاد]] آنان مبنی بر نسخناپذیری [[احکام الهی]] نیز پیوند داده و گفته است که آنها گزینش [[فرمانروا]] بر اساس دو معیار یادشده را [[حکم الهی]] و نسخناپذیر میدانستند<ref>المیزان، ج ۲، ص۲۸۶.</ref>. بر خلاف [[قرآن کریم]] که اعتراض بزرگان بنیاسرائیل (مَلَأ) به [[انتخاب]] طالوت را گزارش کرده است<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًۭا قَالُوٓا۟ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِٱلْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةًۭ مِّنَ ٱلْمَالِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُۥ بَسْطَةًۭ فِى ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِ وَٱللَّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُۥ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ}}«و پیامبرشان به آنان گفت: [[خداوند]] [[طالوت]] را به [[پادشاهی]] شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در [[دارایی]] (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره [[دانش]] و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۴۷.</ref>، [[کتاب مقدس]] ضمن گزارش استقبال [[مردم]] از پادشاهی [[شائول]] و فریاد «زنده باد [[پادشاه]]» آنها، [[تحقیر]] وی در راه بازگشت به [[خانه]] توسط افراد هرزه و ولگرد را [[روایت]] میکند. آنان افزون بر اینکه برای شائول هدیهای نیاوردند، فریاد زدند که او چگونه میتواند [[بنیاسرائیل]] را [[نجات]] دهد<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۰: ۲۳-۲۷.</ref>.بر پایه گزارش کتاب مقدس، خود شائول نیز با اشاره به موقعیت [[قبیله]] و خاندانش، از این [[گزینش]] شگفتزده شد؛ زیرا وی از کوچکترین قبیله بنیاسرائیل (قبیله [[بنیامین]]) و خاندانش کوچکترین [[خاندان]] قبیله بود<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۹: ۲۱.</ref>. [[سموئیل]] در پاسخ به معترضان، گزینش طالوت را از سوی خداوند و نه مبتنی بر [[انتخاب]] خویش خواند و سبب گزینش او را تلویحاً دانش [[برتر]] و تنومندی وی شناساند<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًۭا قَالُوٓا۟ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِٱلْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةًۭ مِّنَ ٱلْمَالِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُۥ بَسْطَةًۭ فِى ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِ وَٱللَّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُۥ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ}}«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره [[دانش]] و (نیروی) تن او افزوده است و [[خداوند]] [[پادشاهی]] خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۴۷.</ref>. برخی برای فرق نهادن میان [[علم]] [[طالوت]] و [[سموئیل]] [[نبی]] مراد از دانش بیشتر او را [[شناخت]] شیوههای [[جنگی]] دانستهاند<ref> الکشاف، ج ۱، ص۲۹۲؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۳۱۶؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۶۸.</ref>؛ ولی برخی دیگر آن را مطلق علم<ref>تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۶.</ref> و طالوت را [[داناترین]] فرد [[بنیاسرائیل]] در آن [[زمان]] دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۶۱۳؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۳۵؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۶.</ref>. بر اساس پارهای [[روایات]]، [[امام علی]] با استناد به نقش [[توانمندی]] [[علمی]] و جسمی طالوت در [[گزینش]] وی برای پادشاهی، خود را به [[جانشینی پیامبر]]{{صل}} سزاوارتر دانسته<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص۲۵۳؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص۳۸۱.</ref> و آیه مربوط را یکی از ۴ [[گواه]] [[قرآنی]] در [[تأیید]] [[حقانیت]] خویش خوانده است<ref>کنز الدقائق، ج ۲، ص۳۸۱؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۴-۲۴۵.</ref>. [[امام رضا]] نیز در نقد دیدگاه مبتنی بر [[انتخابی بودن امام]]، ضمن بیان شرایط منحصر به فرد [[امامت]]، درباره [[لزوم]] دانش [[برتر]] و [[الهی]] برای [[امام]] به این آیه استناد کرده است<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص۲۲۱؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۵.</ref>. درباره معنای «بَسْطَةً فی الْجِسْمِ» نیز به مواردی مانند تنومندی، بلندی قد<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۰۶؛ التبیان، ج ۲، ص۲۹۱؛ الدر المنثور، ج ۱، ص۳۱۶.</ref>، [[صفات نیک]] و [[شجاعت]]<ref>تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۶.</ref>، [[قدرت]] برتر [[بدنی]]<ref> التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۸۶؛ غرائب القرآن، ج ۱، ص۶۶۶-۶۶۷.</ref> و [[زیبایی]] طالوت<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۶۱۳؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۵۷۵؛ نیز نک: التبیان، ج ۲، ص۲۹۰.</ref> اشاره شده است. به گفته [[ابن عباس]]، طالوت داناترین، [[زیباترین]] و [[کاملترین]] فرد بنیاسرائیل در آن زمان بود<ref>تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۶؛ نیز نک: عرائس المجالس، ص۲۳۶؛ تفسیر لاهیجى، ج ۱، ص۲۴۱.</ref>. با توجه به معنای لغوی «بسط» و نیز گزارشهای مربوط به تنومندی<ref>تاریخ طبرى، ج ۱، ص۲۷۹؛ تاریخ حبیب السیر، ج ۱، ص۱۱۵.</ref> و بلندقامتی<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۷: ۴-۶؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۰۱، «طالوت».</ref> [[جالوت]] ([[فرمانده سپاه]] [[دشمن]]) معنای [[تنومند]] و بلندقامت درست به نظر میرسد. | |||
[[کتاب مقدس]] صریحاً درباره سبب [[گزینش]] [[طالوت]] چیزی نگفته؛ اما از زبان [[سموئیل]] [[نبی]] او را در میان [[بنیاسرائیل]] [[بیهمتا]] خوانده است؛ همچنین بدون هیچ اشارهای به [[دانش]] و نیز نقش تنومندی [[شائول]] در گزینش برای [[پادشاهی]]، وی را خوشاندامترین و بلندقدترین [[مرد]] [[سرزمین]] خویش معرفی کرده است<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۰: ۲۳-۲۴.</ref>. درباره [[دارایی]] او نیز سخنی به میان نیامده؛ اما پدر وی از مردان متنفذ و [[ثروتمند]] [[قبیله]] [[بنیامین]] یاد شده است<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۹: ۱-۲.</ref>. به هر حال شرایط [[جنگی]]، تنومندی و [[نیرومندی]] فرمانده سپاه دشمن (جالوت)، نقش [[برتر]] [[قدرت]] [[بدنی]] به عنوان مهمترین مؤلفه [[قدرت نظامی]] آن [[روز]]، [[لزوم]] ساماندهی بنیاسرائیل و [[حکومت]] و [[جامعه]] از هم پاشیده آنان و نیز [[موفقیت]] بعدی طالوت در [[شکست]] دادن دشمن و [[نجات]] بنیاسرائیل نشان میدهد که گزینش طالوت از سوی [[خداوند]] کاملاً [[حکیمانه]] و شایسته بود<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلْمَلَإِ مِنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ مِنۢ بَعْدِ مُوسَىٰٓ إِذْ قَالُوا۟ لِنَبِىٍّۢ لَّهُمُ ٱبْعَثْ لَنَا مَلِكًۭا نُّقَـٰتِلْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِتَالُ أَلَّا تُقَـٰتِلُوا۟ قَالُوا۟ وَمَا لَنَآ أَلَّا نُقَـٰتِلَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَـٰرِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقِتَالُ تَوَلَّوْا۟ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلظَّـٰلِمِينَ * فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلْجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍۢ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّىٓ إِلَّا مَنِ ٱغْتَرَفَ غُرْفَةًۢ بِيَدِهِۦ فَشَرِبُوا۟ مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ قَالُوا۟ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ * وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ * فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ وَٱلْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّفَسَدَتِ ٱلْأَرْضُ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ}} «آیا به (سرگذشت) بزرگان [[بنی اسرائیل]] پس از [[موسی]] ننگریستهای که به [[پیامبری]] که داشتند گفتند: [[پادشاهی]] بر ما بگمار تا در راه [[خداوند]] [[کارزار]] کنیم. گفت: آیا [[گمان]] نمیکنید که اگر [[جنگ]] بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) [[ستمکاران]] داناست * و چون [[طالوت]] با [[سپاه]] (از [[شهر]]) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و [[مؤمنان]] همراه وی از آن گذشتند (همراهان [[سست ایمان]] طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب [[جالوت]] و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به [[اذن خداوند]]، [[پیروز]] شده است و خداوند با [[شکیبایان]] است * و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را [[استوار]] دار و ما را بر [[کافران]] پیروز گردان * پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داوود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و [[فرزانگی]] ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر [[خداوند]] برخی [[مردم]] را با برخی دیگر باز نمیداشت، [[زمین]] تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۴۶ و ۲۴۹-۲۵۱.</ref>. بر اساس گزارش [[کتاب مقدس]] نیز هنگامی که [[شائول]] توانست با تار و مار کردن [[سپاه]] [[دشمن]] و [[آزاد]] کردن برخی از شهرهای [[بنیاسرائیل]]، ساکنان آنجا را [[نجات]] دهد، [[مردم]] به [[شایستگی]] او پی برده و خواستار [[مجازات]] کسانی شدند که به [[پادشاهی]] شائول و صلاحیت وی [[اعتراض]] داشتند<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۱: ۱۲.</ref>.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۶۱.</ref> | |||
== نشانههای [[گزینش الهی]] [[طالوت]] == | |||
به رغم تصریح [[سموئیل]] بر گزینش الهی طالوت، سران بنیاسرائیل به این [[انتخاب]] اعتراض کردند. به گفته برخی از [[مفسران]]، آنها [[معتقد]] بودند که [[خداوند]] مقرر کرده است تا [[فرمانروایان]] از میان [[خاندان]] دیگری باشند و دیگر نمیتواند این [[حکم]] را [[نسخ]] کند. بر همین اساس، ضمن تردید درباره سخنان سموئیل از او خواستند تا برای [[الهی]] بودن [[گزینش]] او نشانهای بیاورد<ref>نک: المیزان، ج ۲، ص۲۸۶.</ref>. سموئیل نشانه الهی بودن پادشاهی طالوت را آمدن [[تابوت عهد]] و دستیابی دوباره بنیاسرائیل به آن شناساند؛ صندوقی که [[فرشتگان]] آن را حمل میکنند و خداوند آن را مایه [[آرامش]] آنها قرار میدهد و یادگارهای برجای مانده از خاندان [[موسی]] و [[هارون]] درون آناند:{{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ءَايَةَ مُلْكِهِۦٓ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَىٰ وَءَالُ هَـٰرُونَ تَحْمِلُهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةًۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: نشانه پادشاهی او این است که تابوت (عهد) نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان (نهفته) است و (نیز) بازماندهای از آنچه از خاندان موسی و هارون بر جای نهادهاند و فرشتگان آن را حمل میکنند، بیگمان در آن برای شما اگر» سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref> گفتهاند: این [[تابوت]] همان صندوقی بود که [[مادر موسی]] وی را درون آن نهاد و به [[رود نیل]] سپرد و موسی هنگام [[وفات]]، [[الواح تورات]]، [[زره]] خویش و آثار به یادگارمانده از [[پیامبران پیشین]] را در آن گذاشته و نزد [[وصی]] خود [[یوشع بن نون]] به [[ودیعت]] نهاد<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۳-۶۱۴؛ البرهان، ج ۱، ص۵۰۶؛ روح المعانى، ج ۲، ص۱۶۸.</ref>. [[پیامبران بنیاسرائیل]] یکی پس از دیگری آن را به [[ارث]] میبردند و مایه [[برکت]] و [[پیروزی]] [[بنیاسرائیل]] بود<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۴؛ روح المعانى، ج ۲، ص۱۶۸.</ref> تا اینکه پس از نافرمانیهای بنیاسرائیل و در یکی از [[جنگها]] به دست [[عمالقه]] افتاد و بازگشت آن به بنیاسرائیل [[نشانه]] [[پادشاهی]] [[طالوت]] قرار داده شد<ref>تفسیر قمى، ج ۱، ص۸۱-۸۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۱۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۸۸.</ref>. (=> [[تابوت عهد]]) گزارش [[کتاب مقدس]] درباره نشانه [[الهی]] بودن پادشاهی طالوت با [[قرآن کریم]] متفاوت است. بر اساس این گزارشها، هنگامی که طالوت با اشاره به [[قبیله]] و موقعیت خاندانِ خویش، از [[انتخاب]] خود [[شگفتی]] اظهار کرد<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل ۹: ۲۱.</ref>، [[سموئیل]] [[نبی]] حوادثی را [[پیشگویی]] کرد که در راه بازگشت طالوت به [[خانه]] روی خواهند داد و آنها را مؤید پادشاهی او خواند. همه این پیشبینیها رخ دادند [[و]] [[تحول]] [[روحی]] مثبتی را در طالوت پدید آوردند<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۰: ۱-۱۶.</ref>. گزارش شگفتی طالوت<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۸۱۶؛ تفسیر ثعلبی، ج ۲، ص۲۱؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۵۷۳-۵۷۴.</ref> و برخی [[نشانهها]]<ref>تاریخ طبرى، ج ۱، ص۲۷۸؛ عرائس المجالس، ص۲۳۵.</ref> به منابع [[مسلمانان]] هم راه یافتهاند.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۶۵.</ref> | |||
== [[آزمون الهی]] [[سپاهیان]] طالوت == | |||
طالوت در پی [[انتصاب]] به پادشاهی، نیروهای رزمی را برای [[نبرد]] ساماندهی کرد. به گفته [[مفسران]]، بنیاسرائیل پس از دیدن نشانه الهی بودن پادشاهی طالوت، در پیوستن به [[سپاه]] او از همدیگر پیشی گرفتند. او افراد [[ناتوان]]، مانند [[بیماران]] و [[پیران]] را از پیوستن به سپاه منع کرد و فقط خواستار [[جوانان]] سرزنده و بانشاط شد<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۰۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۶۱۷؛ الکشاف، ج ۱، ص۲۹۴.</ref>. شمار سپاه او را از ۳۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ نفر گفتهاند<ref>الکشاف، ج ۱، ص۲۹۴؛ تفسیر ثعلبی، ج ۲، ص۲۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۹۱-۱۹۲؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۵۸۵.</ref>. هنگامی که سپاهیان طالوت با فاصله گرفتن از [[شهر]] به سوی [[دشمن]] [[حرکت]] کردند، او از [[امتحان الهی]] آنان با [[نهر]] آب خبر داد. بر اساس این [[امتحان]]، اگر کسی بیش از مشتی آب با دست خود از آن [[نهر]] مینوشید، در [[آزمون الهی]] مردود شده و باید [[سپاه]] [[طالوت]] را ترک کند:{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> به [[اعتقاد]] بیشتر [[مفسران]]، هر چند مفهوم «فَمَن شَرِبَ مِنهُ فَلَیسَ مِنّی» بر ممنوعیت [[آشامیدن]] آب به هر اندازه دلالت دارد<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۳۶؛ الصافى، ج ۱، ص۲۷۷؛ روح البیان، ج ۱، ص۳۸۷-۳۸۸؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۷۴.</ref>، منطوق عبارت{{متن قرآن|اِلّا مَنِ اغتَرَفَ غُرفَةً بِیدِهِ}} بر خلاف ظاهر عبارت پیشین، جواز [[نوشیدن]] یک مشت آب را میرساند<ref>روح البیان، ج ۱، ص۳۸۸؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۷۴.</ref>. در مقابل، به اعتقاد [[علامه طباطبایی]] اگر جمله «ومَن لَم یطعَمهُ فَاِنَّهُ مِنِّی» نبود،جمله{{متن قرآن|اِلَّا مَنِ اغتَرَف}} دلالت میکرد که نوشیدن یک مشت آب برای [[سپاهیان]] مانعی نداشت و نوشندگان از سپاه طالوت به شمار میآمدند؛ اما جمله{{متن قرآن|ومَن لَم یطعَمهُ}} که نشان میدهد اگر کسی حتی از آن آب بچشد هم از سپاه طالوت نیست،مفاد یادشده را [[تغییر]] میدهد و سپاه طالوت را به سه گروه قسمت میکند: ۱. کسانی که بیش از یک مشت بنوشند از [[سپاه]] [[طالوت]] نخواهند بود. ۲. کسانی که هیچ از آن نچشند از سپاه او به شمار میروند. ۳. کسانی که فقط یک مشت بیاشامند. [[سکوت]] طالوت درباره نسبت این گروه با خودش نشان میدهد که آنان باید دیگر بار آزموده شوند تا صلاحیتشان برای ماندن در [[سپاه]] [[طالوت]] روشن شود<ref>المیزان، ج ۲، ص۲۹۲-۲۹۳.</ref>. در [[روایات اهلبیت]]{{ع}} نیز سپاه طالوت به سه گروه یادشده قسمت شدهاند<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۸-۲۴۹؛ البرهان، ج ۱، ص۵۰۷.</ref>. به گفته [[طبری]]، [[سپاهیان]] به [[گمان]] اینکه مقدار آب همراه آنها، کافی نخواهد بود، از طالوت جاری شدن نهری از سوی [[خدا]] را خواستند و او خبر داد که [[خداوند]] آنان را با همان [[نهر]] خواهد آزمود<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۸۳۵.</ref>. البته [[آیه]] هیچگونه دلالتی بر پیدایش نهر به گونه [[خارق عادت]] و به [[فرمان الهی]] ندارد. [[مفسران]] نهر یادشده را بر رود [[اردن]]<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۸۳۶؛ فتح البارى، ج ۷، ص۲۲۸؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۷۳.</ref>، [[فلسطین]]<ref>التبیان، ج ۲، ص۲۹۵؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۶۱۷؛ الدر المنثور، ج ۱، ص۳۱۸.</ref> یا رودی میان آن دو<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۰۸؛ التبیان، ج ۲، ص۲۹۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۵۰۹.</ref> تطبیق کردهاند. | |||
در بیان سبب این [[ابتلاء]]، مواردی مانند جداسازی افراد [[ناتوان]] و بیانگیزه از سپاه، [[شکایت]] سپاهیان از کمی آب و [[ترس از مرگ]] بر اثر [[تشنگی]]، [[پاداش]] بیشتر به سبب [[صبر]] بر تشنگی و تمرین [[سختیها]] جهت [[آمادگی]] برای [[تحمل]] دشواریهای [[جنگ]] ذکر شده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۶۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۹۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۵۱-۲۵۲.</ref>. برخی هم از احتمال سمّی و زیانبار بودن آب نهر سخن گفتهاند<ref>التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰، «غرف».</ref>. [[نوشیدن]] بیشتر افراد و جدا شدن آنان از سپاه<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلْجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍۢ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّىٓ إِلَّا مَنِ ٱغْتَرَفَ غُرْفَةًۢ بِيَدِهِۦ فَشَرِبُوا۟ مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ قَالُوا۟ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> مؤید دیدگاه نخست است. برخی گزارشها از گرمای شدید آن [[روز]] حکایت کردهاند<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۰۸؛ روح البیان، ج ۱، ص۳۸۷؛ تفسیر لاهیجى، ج ۱، ص۲۴۴.</ref>. [[کتاب مقدس]]، به جای [[نهی]] از [[نوشیدن آب]]، از دستور [[شائول]] مبنی بر خودداری [[سپاه]] از خوردن غذا و [[سرپیچی]] پسر وی و بیشتر [[سپاهیان]] از آن بر اثر شدت [[گرسنگی]] سخن گفته است؛ با این تفاوت که نهی شائول به جای [[آزمون الهی]]، [[نافرمانی خدا]] معرفی شده است. او سربازانش را [[سوگند]] داد تا زمانی که از [[دشمن]] [[انتقام]] نگرفتهاند به غذا لب نزنند<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۴: ۲۴-۳۳.</ref>. البته ماجرای [[امتحان]] به وسیله [[نوشیدن]] از آب [[نهر]] در ماجرای [[جنگ]] [[بنیاسرائیل]] به [[فرماندهی]] فردی به نام جِدعُون با مدیانیها گزارش شده است. این ماجرا که پیش از [[زمان]] شائول رخ داده است، با ابتلای سپاه [[طالوت]] شباهت و [[هماهنگی]] زیادی دارد. بر اساس این گزارش، از میان ۱۰۰۰۰نفر فقط ۳۰۰ نفر که با دست خود آب نوشیدند، برای [[جنگ با دشمن]] برگزیده شدند و بیشتر آنان که زانو زده و با دهان آب خوردند، از [[همراهی]] جدعون [[محروم]] شدند. این آزمون الهی برای آن بود که [[خدا]] نمیخواست بنیاسرائیل، [[شکست]] دشمن را به سبب سپاه انبوه خود دانسته و دچار [[غرور]] شوند، بلکه میخواست با [[شکست]] [[دشمن]] به دست سپاهی اندک، آن را نتیجه امدادهای خویش معرفی کند<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۷۴؛ کتاب مقدس، داوران، ۷: ۱-۸.</ref>. هنگامی که [[سپاهیان]] [[طالوت]] به [[نهر]] آب رسیدند، بیشتر آنها با نادیده گرفتن [[آزمون الهی]] و [[نهی]] طالوت، از آن آشامیدند:{{متن قرآن|...فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ...}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> بر اساس [[تفسیر]] بیشتر [[مفسران]]، در پی این [[آزمون]]، [[سپاه]] [[طالوت]] به دو دسته [[اقلیت]] و [[اکثریت]] قسمت شدند. اکثریت در کنار [[نهر]] از طالوت جدا شدند و اقلیت او را [[همراهی]] کردند؛ اما بر اساس برخی [[روایات اهلبیت]]<ref> نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۸-۲۴۹، ۲۵۱؛ البرهان، ج ۱، ص۵۰۷.</ref> و نیز دیدگاه [[علامه طباطبایی]]<ref> المیزان، ج ۲، ص۲۹۲-۲۹۳.</ref> آنها سه گروه شدند: ۱. گروه اکثریت که به اندازه [[سیراب شدن]] آشامیده و با رد شدن در [[آزمون الهی]] از همراهی با طالوت بازماندند. ۲. گروه دوم که فقط به اندازه یک مشت نوشیدند. این گروه با طالوت همراه شدند؛ ولی در مواجهه با [[دشمن]] [[ناتوانی]] اظهار کردند. ۳. گروه اندکی که هیچ آب نیاشامیدند. این گروه تا پایان راه همراه طالوت ماندند و با دشمن جنگیدند. | |||
برخی ظاهراً با مقایسه{{متن قرآن|فَمَن شَرِبَ مِنهُ}} و {{متن قرآن|اِلّا مَنِ اغتَرَفَ غُرفَةً بِیدِهِ}}، [[نهی]] را متوجه نوع خاصی از [[نوشیدن]] دانستهاند و اینکه [[سپاهیان]] میبایست برای نوشیدن، از ظرف یا دست خود استفاده کنند؛ نه اینکه روی [[زمین]] زانو زده و مستقیماً با دهان آب بیاشامند<ref>غرائب القرآن، ج ۱، ص۶۶۹-۶۷۰؛ روح البیان، ج ۱، ص۳۸۸؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۷۵.</ref>. به [[اعتقاد]] [[فخر]] رازی بیشتر سپاهیان از [[جنگیدن]] بیزار بودند. آنها دریافته بودند که با [[سیراب شدن]] از آب باید [[طالوت]] را رها کنند، برای همین، خود را [[سیراب]] کرده و از [[جنگ]] گریختند<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۹۵.</ref>. کسانی که یک مشت آشامیدند با آن رفع [[عطش]] کردند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۵۱.</ref>؛ ولی سیراب شدگان، دچار [[سستی]] و [[تشنگی]] شدند و لبهایشان کبود گشت<ref>الکشاف، ج ۱، ص۲۹۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۶۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۹۵.</ref>. برخی، این [[آیات]] را دارای [[پیام]] [[اخلاقی]] و هشدار [[الهی]] دانستهاند؛ مبنی بر اینکه [[مردم]] به اندکی از متاع [[دنیا]] بسنده کنند؛ زیرا دنیا همانند آب [[شور]] است که [[آشامیدن]] هرچه بیشتر آن موجب سنگینی، سستی و زمینگیرشدن است<ref>روح البیان، ج ۱، ص۳۸۹.</ref>. شماره گروههای دو یا سهگانه، موضوع دیگری است که در منابع مورد توجه قرار گرفته است. اغلب، شمار قبول شدگان در [[آزمون الهی]] را ۳۱۳ نفر به عدد [[سپاه مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] دانستهاند<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۰۵؛ جامع البیان، ج ۲، ص۸۳۹؛ الصافى، ج ۱، ص۲۷۸.</ref>. در روایتی دیگر ۳۱۳ نفر شمار امساک کنندگان یاد شده است<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۸؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص۳۸۷.</ref>. در برخی [[احادیث]]، مجموع گروه امساک کنندگان و بسنده کنندگان به یک مشت آب ۳۱۳ نفر دانسته شدهاند<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۸-۲۴۹، ۲۵۱؛ البرهان، ج ۱، ص۵۰۷؛ الصافى، ج ۱، ص۲۷۷.</ref>. مفسرانی مانند [[ابن عباس]] و سدی، شمار سیرابشدگان را ۷۶۰۰۰ و شمار امساککنندگان و اکتفاکنندگان به یک مشت آب را ۴۰۰۰ دانسته<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۸۳۸؛ البدایة و النهایه، ج ۲، ص۱۰؛ قصص الانبیاء، ج ۲، ص۲۶۰.</ref> و معتقدند که بیشتر آنها با اظهار [[ناتوانی]] برای [[جنگ]] با [[جالوت]] در آن [[روز]] کنار کشیدند و فقط ۳۱۳ نفر مانده و [[کارزار]] کردند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۶۱۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۵۵؛ تاریخ حبیب السیر، ج ۱، ص۱۱۴.</ref>. [[کتاب مقدس]] و [[قرآن کریم]] درباره چگونگی برخورد [[طالوت]] با [[سیراب]] شدگان گزارشی ندارند و فقط جدا شدن آنان از وی قابل برداشت است؛ اما [[مسعودی]] در گزارشی نادر مدعی شده است که طالوت آنها را [[قتل عام]] کرد و سپس از میان بازماندگان ۳۱۳ نفر را برای [[جنگ با دشمن]] برگزید<ref>مروج الذهب، ج ۱، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۶۵.</ref> | |||
== [[رویارویی]] [[سپاه]] طالوت با [[سپاه]] [[جالوت]] == | |||
هنگامی که [[طالوت]] و افراد باقیمانده از [[نهر]] گذشتند، گروهی از آنان گفتند که امروز توان [[جنگ]] با جالوت و [[سپاهیان]] او را نداریم، اما گروهی دیگر که [[ایمانی]] راسختر داشتند، با تأکید بر [[امدادهای الهی]] گفتند، به رغم کمشمار بودنشان میتوانند بر [[سپاهیان]] [[جالوت]] [[غلبه]] کنند: {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلْجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍۢ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّىٓ إِلَّا مَنِ ٱغْتَرَفَ غُرْفَةًۢ بِيَدِهِۦ فَشَرِبُوا۟ مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ قَالُوا۟ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>. برخی، اظهار عجز کنندگان را همان اکثریتی دانستهاند که در حد [[سیراب شدن]] از آب [[نهر]] نوشیدند؛ گویا گفتوگوی سپاهیان در دو سوی نهر رخ داده است<ref>الکشاف، ج ۱، ص۲۹.</ref>؛ اما [[احادیث]] و برخی از [[مفسران]] آنها را همان گروهی دانستهاند که به اندازه یک مشت آب آشامیدند<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴۸-۲۴۹، ۲۵۱؛ البرهان، ج ۱، ص۵۰۷؛ الصافى، ج ۱، ص۲۷۷-۲۷۸.</ref>. [[ظاهر آیه]] با دیدگاه نخست هماهنگ نیست؛ زیرا از یک سو بر اساس «فَمَن شَرِبَ مِنهُ فَلَیسَ مِنّی» به طور طبیعی اکثریتی که خود را [[سیراب]] کردند باید در کنار نهر از [[سپاه]] [[طالوت]] جدا شده باشند. از سوی دیگر جمله {{متن قرآن|فَلَمّا جاوزَهُ هُوَ.}} نشان میدهد که اظهار [[ناتوانی]] پس از گذشتن از نهر و به وسیله شماری از کسانی صورت گرفت که همراه [[طالوت]] از آن گذشتهبودند<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۸۳۹.</ref> هنگامی که [[سپاه]] برگزیده و کمشمار طالوت با سپاه [[جالوت]] روبهرو شدند، از [[خدا]] خواستند تا به آنان [[بردباری]] فراوان، [[پایداری]] و [[پیروزی]] در برابر [[کافران]] عطا کند. آنها توانستند با [[امداد الهی]] [[دشمن]] را [[شکست]] دهند و [[جالوت]] به دست [[حضرت داوود]] کشته شد: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ * فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ}} <ref>«و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان * پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داوود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۰-۲۵۱.</ref>. [[مفسران]] در [[تفسیر آیات]] از [[هراس]] [[سپاهیان]] [[طالوت]] از [[رویارویی]] با جالوت، داوطلب شدن داوود برای [[مبارزه]] با او، وعدههای طالوت مبنی بر دادن دختر و نیمی از ثروتش به کشنده جالوت، رویارویی داوود با جالوت بدون [[لباس]] و [[سلاح]] [[جنگی]]، جزئیات گفتوگوی آن دو و کشتن جالوت با پرتاب سنگ فلاخن سخن گفتهاند. داوود در آن [[زمان]] [[نوجوان]] بوده و گوسفندان پدرش را [[چوپانی]] میکرده است. وی هنگامی که هراس سپاهیان طالوت از جالوت را دید، برای [[جنگ]] با وی داوطلب شد. | |||
شکست و [[فرار]] [[سپاه]] ۷۰۰۰۰ نفری [[فلسطین]] در پی کشته شدن جالوت، تعقیب آنان از سوی [[بنیاسرائیل]] و کشتن ۳۰۰۰۰ نفر از آنها، عمل نکردن طالوت به [[وعده]] خویش و مشروط کردن [[ازدواج]] داوود با دخترش به کشتن چند صد نفر از افراد دشمن، [[محبوبیت]] مردمی داوود در پی کشتن جالوت و [[حسادت]] طالوت و تلاش و تعقیب پیگیر او برای کشتن داوود، گزارشهای دیگری هستند که مفسران در [[تفسیر آیه]] به آنها پرداختهاند<ref> جامع البیان، ج ۲، ص۸۴۴-۸۵۰؛ کشف الاسرار، ج ۱، ص۶۶۹-۶۷۱؛ روض الجنان، ج ۳، ص۳۷۶-۳۸۱.</ref>. بیشتر این گزارشها از [[کتاب مقدس]] گرفته شده و از اسرائیلیاتاند<ref> نک: کتاب مقدس، اول سموئیل: ۱۷-۲۱.</ref>. برخی ضمن شبیهسازی [[فرار]] داوود از دست [[طالوت]] با گریختن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از دست [[مشرکان قریش]]، از [[پناه بردن]] داوود به [[غار]] و تنیده شدن تار عنکبوت بر درِ آن با اراده [[خداوند]] و [[نجات]] داوود سخن گفتهاند<ref> نک: جامع البیان، ج ۲، ص۸۵۰.</ref>.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۶۸.</ref> | |||
==سرانجام طالوت== | |||
[[قرآن کریم]] درباره [[سرنوشت]] طالوت گزارشی ندارد و در مجموع شخصیتی مثبت از وی به تصویر کشیده است؛ اما [[کتاب مقدس]] از [[انحراف]] بعدی و ویژگیهای منفی [[شائول]] (طالوت) سخن گفته است. بر اساس این گزارشها، وی به مرور [[زمان]] دچار [[غرور]]، خود بزرگبینی و [[حسادت]] شد و در پی [[سرپیچی]] از فرمانهای [[خدا]]، [[روح]] و [[امدادهای الهی]] را از دست داد. در پی [[نافرمانی]] از [[فرمان خداوند]] در [[جنگ]] با [[عمالقه]]، [[سموئیل]] [[نبی]] به [[فرمان خدا]] و بدون اعلام رسمی، وی را از [[پادشاهی]] برکنار کرد و داوود را به پادشاهی برگزید<ref> کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۵: ۱-۲۹؛ ۱۶: ۱-۱۳.</ref>. شائول همچنین در پی [[محبوبیت]] عمومی داوود و از سر حسادت، بارها در صدد کشتن وی بر آمد<ref> کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۹: ۵-۱۰، ۲۲-۲۴؛ ۲۴: ۱-۲۰؛ ۲۲.</ref> در مقابل، قرآن کریم طالوت را [[برگزیده الهی]] معرفی کرده و از خبر دادن وی مبنی بر [[آزمون الهی]] سپاهیانش به وسیله [[نهر]] آب خبر میدهد<ref>بقره، آیه۲۴۹.</ref>. برخی با استناد به این [[آیه]] و دلالت ظاهری آن بر ارتباط طالوت با [[ملکوت]]، از [[پیامبر]] بودن وی سخن گفتهاند<ref> الکشاف، ج ۱، ص۲۹۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۹۲.</ref>. البته برخی دیگر [[آگاهی]] وی را از طریق [[الهام]] یا [[اطلاعرسانی]] پیامبر معاصر دانستهاند<ref> البحر المحیط، ج ۲، ص۵۹۷؛ روح البیان، ج ۱، ص۳۸۷؛ التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۷۳.</ref>. به هر حال با توجه به این موارد، باید در [[شخصیت]] ترسیم شده برای وی در کتاب مقدس به دیده تردید نگریست؛ به ویژه اینکه کتاب مقدس برای بسیاری از [[پیامبران بزرگ الهی]] نیز چنین سیمای تیره و تاری را [[رسم]] کرده است. | |||
بر اساس گزارش [[کتاب مقدس]]، [[شائول]] سرانجام در [[جنگ]] با [[فلسطینیان]] و به سبب [[محرومیت]] از [[امداد الهی]] [[شکست]] خورد و خودکشی کرد<ref> کتاب مقدس، اول سموئیل ۳۱: ۴.</ref> و داوود به جای وی به [[سلطنت]] رسید. بر پایه [[روایت]] مشهور [[مسلمانان]]، [[طالوت]] در صحنه [[نبرد]] کشته شد؛ اما [[مسعودی]] [[مرگ]] وی را طبیعی و بر سریر [[پادشاهی]] دانسته است<ref> مروج الذهب، ج ۱، ص۶۹؛ نیز نک: جامع البیان، ج ۲، ص۸۴۵.</ref>.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۷۰.</ref> | |||
== | ==[[پیام]] ماجرای طالوت== | ||
[[قرآن کریم]] برای [[ترغیب]] مسلمانان به [[جهاد در راه خدا]] و توجه دادن به پیامدهای ترک آن به روایت ماجرای طالوت پرداخته است. بر اساس روایتی از [[امام باقر]] [[بنیاسرائیل]] پس از [[رحلت]] [[موسی]] به سبب [[ارتکاب گناه]]، دگرگون ساختن [[دین خدا]] و [[نافرمانی خدا]] و [[پیامبر]] او مغلوب [[جالوت]] گشته و به [[ذلت]] و [[خواری]] کشانده شدند. او بسیاری از مردان بنیاسرائیل را کشت و [[زنان]] و فرزندانشان را به [[اسارت]] گرفت و آنها را از سرزمینشان بیرون کرد<ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص۸۱.</ref>. آنان دریافتند که جز با [[پیروی]] از [[آموزههای الهی]] و جهاد در راه خدا نمیتوانند به ذلت خویش پایان دهند و برای همین، [[گزینش]] [[پادشاه]] را خواستند. پیروزیهای بنیاسرائیل بر [[سپاه]] جالوت و آغاز [[مجد]] و [[عظمت]] آنها با پادشاهی طالوت و به اوج رسیدن آن در [[زمان]] پادشاهی داوود و سلیمان که یکی پس از دیگری پس از طالوت به سلطنت رسیدند، مؤید این نکته است که تنها راه [[زندگی]] [[سعادتمند]] و سرفراز، [[ایمان به خدا]]، دوری از [[سستی]] و [[تنبلی]] و [[پایداری]] در برابر [[دشمنان]] است. فراوانی مدعیان [[ایمان]] و [[جهاد]] در [[روز]] [[آسایش]] و کاهش شدید آنان هنگام رخ نمودن [[سختیها]] و پیش آمدن [[امتحان]]، نقش بسیار اثرگذار ایمان و باورهای عمیق [[الهی]] در [[موازنه]] [[قدرت]] و نتیجه برخوردهای نظامی و برخورداری [[مؤمنان راستین]] از [[امدادهای الهی]] از دیگر پیامهایی هستند که از ماجرای طالوت به دست میآیند.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۷۰.</ref> | |||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سموئیل (مقاله)|مقاله «سموئیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']] | # [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سموئیل (مقاله)|مقاله «سموئیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']] | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | |||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[مصطفی سرداری|سرداری]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[طالوت (مقاله)|مقاله «طالوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:طالوت | [[رده:حضرت طالوت]] | ||