(۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
#تغییر_مسیر [[بنیسهم (ابهامزدایی)]]
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[بنیسهم در قرآن]] |[[بنیسهم در تاریخ اسلامی]] </div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
بنیسهم منسوب به [[سهم بن عمرو بن هُصیص]] از تیرههای [[قریش]] از [[قبایل]] عدنانیاند که شاخههای عدیّ، مُرّه و جُمح در عرض آن قرار دارند. بنیسهم متشکل از تبار سعد و [[سعید]] [[فرزندان]] سهم هستند.<ref>النسب، ص ۲۱۴؛ جمهرة انساب العرب، ص ۴۶۴.</ref> آنان یکی از ۱۰ تیره قریشیاند که در [[جاهلیت]] از [[شرافت]] و منزلتی برخوردار بودند <ref>المفصل، ج ۴، ص ۱۱۲؛ المنمق، ص ۱۱۱.</ref> و اداره برخی امور [[مکه]] را بر عهده داشتند.<ref>المفصل، ج ۴، ص ۹۱.</ref> [[محل]] سکونت آنان در [[شهر]] مکه پیرامون [[کعبه]] بود، به گونهای که یکی از درهای [[مسجدالحرام]] به باب بنیسهم [[شهرت]] داشته است.<ref>مسند احمد، ج ۷، ص ۵۴۷؛ المعجم الکبیر، ج ۲۰، ص ۲۸۹؛ تاریخ دمشق، ج ۱۰، ص ۸۰.</ref>چون بنیسهم در بخش مرکزی مکه ساکن بودند از جمله [[قریشیان]] بطائح خوانده شدند <ref>المحبر، ص ۱۶۷؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۶ ـ ۲۷.</ref> محلّه ایشان در [[غرب]] مکه و از یک سمت به [[دارالندوه]] متصل بود.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۸۸؛ تاریخ دمشق، ج ۲۳، ص ۸۰.</ref> از چاههای آنان در منطقه به غمر <ref> اخبار مکه، ج ۲، ص ۲۲۰؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص۱۴۹.</ref> و [[زمزم]] <ref>اخبار مکه، ج ۲، ص ۲۱۹.</ref> اشاره شده که مکان اولی مشخص نیست.
بنیسهم هرگاه میخواستند از [[حمایت]] [[قبیله]] خود بهرهمند شوند، روی صخرهای به نام "مسلم" میرفته، فریاد {{عربی|"واصباحا"}} سر میدادند. [[عاص بن وائل سهمی]] از بزرگان این تیره، با [[تضییع حق]] یکی از مسافران مکه، زمینهساز پیدایش [[پیمان]] [[حلف الفضول]] در [[حمایت از ستمدیدگان]] گردید.<ref> المنمق، ص ۱۱۱، ۱۸۶.</ref> بر اثر [[قرابت]] نَسَبی بنیسهم و [[بنی عدی]] و مناسبات [[خانوادگی]] میان آن دو، این دو تیره با یکدیگر همپیمان شدند و در برخی [[منازعات]] از هم حمایت میکردند؛ اما در حادثهای به دست بنیعدی که به [[قتل]] یکی از سهمیان انجامید این پیمان شکسته شد.<ref>المنمق، ص ۲۶۷.</ref> بنیسهم در درگیری و [[رقابت]] [[خاندان]] قصی میان بنیعبد مناف و بنیعبدالدار بر سر [[مناصب]] [[مکه]]، جانب بنیعبدالدار را گرفتند و با دیگر حامیان بنیعبدالدار پیمانی بستند که به [[پیمان]] "لعقة الدم" [[شهرت]] یافت؛ گویا بنیسهم پس از کشتن شتر (یاگاوی) [[خون]] آن را در ظرفی ریخته، ضمن پیمان با [[بنی عبدالدار]]، دستان خود را در آن خون فروبردند.<ref>المنمق، ص ۳۳، ۲۷۴؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۴۸؛ الطبقات، ج ۱، ص ۶۳.</ref> گفته شده: بنیسهم که از حیث شمار اشراف و بزرگان نسبت به دیگر تیرههای [[قریش]] فزونی داشتند در این خصوص در [[مقام]] [[رقابت]] و [[تفاخر]] برآمدند. در شمارش، تعداد بزرگان بنیعبدمناف فزونی یافت، از اینرو بنیسهم افرادی از بزرگان خود را که در قید [[حیات]] نبودند نیز برشمردند و آنگاه بر بنی [[عبد]] مناف فزونی یافتند، زیرا در [[جاهلیت]] شمار سهمیها بیشتر از بنیعبدمناف بود. بنا به نظر برخی [[مفسران]] [[سوره تکاثر]] به همین موضوع اشاره دارد: {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ}} <ref>زیادهخواهی شما را سرگرم داشت، تا با گورها دیدار کردید. هرگز! به زودی خواهید دانست، دگر باره هرگز! به زودی خواهید دانست، هرگز! اگر به «دانش بیگمان» بدانید، به راستی دوزخ را خواهید دید؛ سوره تکاثر، آیه: ۱- ۶.</ref>. <ref> التبیان، ج ۱۰، ص ۴۰۲؛ اسباب النزول، ص ۴۰۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۱۵.</ref>
پس از ویران شدن [[خانه کعبه]] (۵ سال [[پیش از بعثت]])<ref>بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۴۲.</ref> بر اثر سیل، هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} برای جلوگیری از [[اختلاف]] [[قبایل]] برای [[نصب حجرالاسود]] آن را در درون ردای خود قرار دادند تا [[نمایندگان]] قبایل همگی در نصب حجرالاسود شرکت داشته باشند. آنان نیز گوشهای از ردای [[پیامبر]]{{صل}} را برگرفتند.<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۱۱۶؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹ ـ ۲۰.</ref>.<ref>[[حسین مرادینسب|مرادینسب، حسین]]، [[بنی سهم (مقاله)|مقاله «بنی سهم»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.