بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حج | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[طواف در معارف دعا و زیارات]] - [[طواف در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حج | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[طواف در قرآن]] - [[طواف در معارف دعا و زیارات]] - [[طواف در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
== طواف [[پیامبران]] == | == طواف [[پیامبران]] == | ||
هفتاد و پنج [[پیامبر]] حج گزارده و همگان طواف کردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۶۹.</ref>. پس از [[مرگ]] [[حضرت آدم]]، [[شیث]]{{ع}} نیز به همان شیوه حج گزارد. از طواف [[حضرت نوح]] نیز در [[روایات]] سخن به میان آمده است. گرچه در [[نقلی]] گفته شده که از فاصله زمانی حضرت نوح تا [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} هیچ یک از پیامبران حج نگزارده، پیرامون [[خانه خدا]] طواف نکردهاند، | هفتاد و پنج [[پیامبر]] حج گزارده و همگان طواف کردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۶۹.</ref>. پس از [[مرگ]] [[حضرت آدم]]، [[شیث]]{{ع}} نیز به همان شیوه حج گزارد. از طواف [[حضرت نوح]] نیز در [[روایات]] سخن به میان آمده است. گرچه در [[نقلی]] گفته شده که از فاصله زمانی حضرت نوح تا [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} هیچ یک از پیامبران حج نگزارده، پیرامون [[خانه خدا]] طواف نکردهاند، لکن [[یعقوبی]] مینویسد: «[[خدای متعال]] هود بن عبدالله بن رباح بن خلود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح را [[مبعوث]] فرمود<ref>اعراف، ۷۲ – ۶۵، هود ۶۰ – ۵۰، شعراء، ۱۴۰ – ۱۲۳.</ref> و او عاد را به [[عبادت]] و [[اطاعت]] [[پروردگار]] و دوری از [[محرمات]] [[دعوت]] میکرد و آنها تکذیبش نمودند، تا [[خدا]] سه سال [[باران]] را از آنان گرفت. پس کسانی از خود را به سوی [[کعبه]] فرستادند تا برای آنها از خدا باران بخواهند و آنها چهل [[روز]] به طواف کعبه و [[مراسم]] [[زیارت]] آن مشغول بودند»<ref>تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۳، ج۱، ص۲۰.</ref>. سالها میگذرد و به دوران حضرت [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} کعبه و حجگزاری رونقی تازه پیدا میکند. | ||
[[معلم]] [[حضرت ابراهیم]] و اسماعیل{{ع}} در [[مناسک حج]]، [[جبرئیل]] بود. پس از حضرت ابراهیم، [[موسی]]{{ع}} نیز [[حج]] گزارده، از [[امام صادق]]{{ع}} سئوال شد: آیا قبل از [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}} حج گزارده میشد؟ فرمود: آری و تصدیق آن در [[قرآن]]، گفتار شعیب است که هنگام [[ازدواج]] موسی گفت: {{متن قرآن|عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ}}<ref>«بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> تصمیم دارم یکی از دو دخترم را به ازدواج تو درآورم، بر این مهر که هشت حج برای من [[خدمت]] کنی همانا [[آدم]] و نوح حج گزاردند. [[سلیمان بن داوود]] همراه با [[جن]] و انس و پرنده و باد حج انجام داد. موسی سوار بر شتری سرخ رنگ حج گزارده و میفرمود: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ}}<ref>تفسیر برهان، ج۱، ص۱۵۵، بحار الانوار، ج۹۹، ص۴۱/۶۴.</ref>. [[یونس بن متی]] و [[عیسی]]{{ع}} نیز حج گزاردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۷۳.</ref>. | [[معلم]] [[حضرت ابراهیم]] و اسماعیل{{ع}} در [[مناسک حج]]، [[جبرئیل]] بود. پس از حضرت ابراهیم، [[موسی]]{{ع}} نیز [[حج]] گزارده، از [[امام صادق]]{{ع}} سئوال شد: آیا قبل از [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}} حج گزارده میشد؟ فرمود: آری و تصدیق آن در [[قرآن]]، گفتار شعیب است که هنگام [[ازدواج]] موسی گفت: {{متن قرآن|عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ}}<ref>«بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> تصمیم دارم یکی از دو دخترم را به ازدواج تو درآورم، بر این مهر که هشت حج برای من [[خدمت]] کنی همانا [[آدم]] و نوح حج گزاردند. [[سلیمان بن داوود]] همراه با [[جن]] و انس و پرنده و باد حج انجام داد. موسی سوار بر شتری سرخ رنگ حج گزارده و میفرمود: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ}}<ref>تفسیر برهان، ج۱، ص۱۵۵، بحار الانوار، ج۹۹، ص۴۱/۶۴.</ref>. [[یونس بن متی]] و [[عیسی]]{{ع}} نیز حج گزاردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۷۳.</ref>. | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
== طواف در [[جاهلیت]] == | == طواف در [[جاهلیت]] == | ||
در دوران قبل از [[اسلام]] و در عصر جاهلی، [[مراسم حج]] و طواف [[خانه خدا]]، همچنان وجود داشت. [[قریش]] و عموم [[فرزندان]] معدّ بن عدنان پارهای از [[احکام]] [[دین ابراهیم]] را به دست داشتند. [[خانه کعبه]] را [[زیارت]] میکردند و [[مناسک حج]] را به پا میداشتند، مهماننواز بودند و [[ماههای حرام]] را بزرگ میداشتند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۳۱، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ص۱۳۶۳.</ref>. | در دوران قبل از [[اسلام]] و در عصر جاهلی، [[مراسم حج]] و طواف [[خانه خدا]]، همچنان وجود داشت. [[قریش]] و عموم [[فرزندان]] معدّ بن عدنان پارهای از [[احکام]] [[دین ابراهیم]] را به دست داشتند. [[خانه کعبه]] را [[زیارت]] میکردند و [[مناسک حج]] را به پا میداشتند، مهماننواز بودند و [[ماههای حرام]] را بزرگ میداشتند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۳۱، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ص۱۳۶۳.</ref>. لکن با گذشت [[زمان]]، آگاهان دینساز، بازیگران [[دنیا]] خواه و [[کجاندیشان]] [[جاهل]]، به گونههای مختلف به [[تحریف]] این [[فریضه الهی]] پرداختند. | ||
یعقوبی مینویسد: [[عمرو بن لحی]] به سرزمین شام رفت و آنجا مردمی از [[عمالقه]] بودند که [[بت]] میپرستیدند، پس به آنها گفت: این بتهایی که شما میپرستید چیستند؟ گفتند: اینها بتهایی هستند که آنها را [[پرستش]] میکنیم و از آنها [[یاری]] میخواهیم، پس یاری کرده میشویم و به وسیله آنها [[باران]] میخواهیم پس [[سیراب]] میشویم، عمر بن لحی گفت: یکی از این [[بتها]] را به من نمیبخشید تا آن را به [[زمین]] [[عرب]] برم، همانجا که عرب برای [[زیارت]] [[خانه خدا]] میآیند؟ پس بتی به نام «[[هبل]]» به او دادند و آن را به [[مکه]] آورد و نزد [[کعبه]] نهاد و آن اول بتی بود که در مکه نهاده شد. سپس «[[اساف]]» و «[[نائله]]» را آوردند و هر کدام را بر یکی از ارکان کعبه نهادند و طواف کننده، طواف خود را از اساف شروع میکرد و آن را میبوسید و نیز به آن ختم میکرد<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۱ و ۲۳۲.</ref>. | یعقوبی مینویسد: [[عمرو بن لحی]] به سرزمین شام رفت و آنجا مردمی از [[عمالقه]] بودند که [[بت]] میپرستیدند، پس به آنها گفت: این بتهایی که شما میپرستید چیستند؟ گفتند: اینها بتهایی هستند که آنها را [[پرستش]] میکنیم و از آنها [[یاری]] میخواهیم، پس یاری کرده میشویم و به وسیله آنها [[باران]] میخواهیم پس [[سیراب]] میشویم، عمر بن لحی گفت: یکی از این [[بتها]] را به من نمیبخشید تا آن را به [[زمین]] [[عرب]] برم، همانجا که عرب برای [[زیارت]] [[خانه خدا]] میآیند؟ پس بتی به نام «[[هبل]]» به او دادند و آن را به [[مکه]] آورد و نزد [[کعبه]] نهاد و آن اول بتی بود که در مکه نهاده شد. سپس «[[اساف]]» و «[[نائله]]» را آوردند و هر کدام را بر یکی از ارکان کعبه نهادند و طواف کننده، طواف خود را از اساف شروع میکرد و آن را میبوسید و نیز به آن ختم میکرد<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۱ و ۲۳۲.</ref>. | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۰: | ||
طواف، [[واجب]] رکنی است در [[مراسم حج]] و [[عمره]]. به آن طواف اول، طواف فرض، طواف [[فریضه]]، طواف رکن هم میگویند. این طواف در عمره مفرده دومین عمل است که پس از [[احرام]] و در [[لباس]] احرام صورت میگیرد و [[زمان]] انجام آن طول ایام سال است، به جز ایام اختصاصی [[حج]]. | طواف، [[واجب]] رکنی است در [[مراسم حج]] و [[عمره]]. به آن طواف اول، طواف فرض، طواف [[فریضه]]، طواف رکن هم میگویند. این طواف در عمره مفرده دومین عمل است که پس از [[احرام]] و در [[لباس]] احرام صورت میگیرد و [[زمان]] انجام آن طول ایام سال است، به جز ایام اختصاصی [[حج]]. | ||
طواف [[زیارت]] در [[عمره]] | طواف [[زیارت]] در [[عمره]] تمتع دومین عمل است که بعد از [[احرام]] و در [[لباس]] احرام صورت میگیرد و [[زمان]] انجام آن از اول [[ماه شوال]] است تا قبل از [[روز نهم ذیحجه]]. اما در حج، هفتمین عمل حج (تمتع و قران) است که بعد از حلق یا تقصیر در [[روز دهم ذیحجه]] با کوچ از [[منی]] به [[مکه]] صورت میگیرد. این طواف را پس از مراجعت از منی (در روز دوازدهم ذیحجه) نیز میتوان انجام داد، ولی [[مستحب]] است که در همان [[روز]] [[عید]] صورت گیرد. این طواف در غیر لباس احرام صورت میگیرد، چون با انجام حلق یا تقصیر، [[حاجی]] از لباس احرام بیرون میآید<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۰.</ref> | ||
== طواف عاشقانه == | == طواف عاشقانه == | ||
یکی از لحظات شیرین و به یادماندنی حج، زمانی است که حاجی پس از انجام طواف، | یکی از لحظات شیرین و به یادماندنی حج، زمانی است که حاجی پس از انجام طواف، پرده کعبه را در دست گرفته، خود را به [[کعبه]] چسبانده، قطرات اشکش مرواریدگونه از گونههایش سرازیر گردد و با [[خدا]] راز و نیاز کند. عاشقان حریم [[دوست]]، آنگاه که در کنار [[خانه]] یار قرار میگیرند، حالاتی خوش و دیدنی دارند. | ||
اصمعی میگوید: شبی گِرد کعبه طواف میکردم، [[جوانی]] ظریف اندام را دیدم که به پرده کعبه چنگ زده، میگفت: [[چشمها]] در خوابند و [[ستارگان]] برآمدهاند، و تو [[پادشاه]] زنده [[پایداری]]، پادشاهان دربهایشان را بسته و بر آن نگاهبانانی گماردهاند [ولی] درب خانه تو برای درخواست کنندگان باز است، به سوی تو آمدم تا به [[رحمت]] خود به من نظر کنی، ای مهربانترین مهربانان. | اصمعی میگوید: شبی گِرد کعبه طواف میکردم، [[جوانی]] ظریف اندام را دیدم که به پرده کعبه چنگ زده، میگفت: [[چشمها]] در خوابند و [[ستارگان]] برآمدهاند، و تو [[پادشاه]] زنده [[پایداری]]، پادشاهان دربهایشان را بسته و بر آن نگاهبانانی گماردهاند [ولی] درب خانه تو برای درخواست کنندگان باز است، به سوی تو آمدم تا به [[رحمت]] خود به من نظر کنی، ای مهربانترین مهربانان. | ||
| خط ۱۳۶: | خط ۱۳۶: | ||
علی بن مزید [[بیاع سابری]] نیز گفته است: [[امام صادق]]{{ع}} را در [[حجر اسماعیل]] دیدم؛ زیرا ناودان ایستاده، صورتش را به [[کعبه]] گذاشته و دستهایش را گشوده و میفرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي، اللَّهُمَّ أَنْزِلْ عَلَيَّ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَدِرَّ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ، وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي الرِّزْقِ وَ لَا تَقْتُرْ عَلَيَّ}}. | علی بن مزید [[بیاع سابری]] نیز گفته است: [[امام صادق]]{{ع}} را در [[حجر اسماعیل]] دیدم؛ زیرا ناودان ایستاده، صورتش را به [[کعبه]] گذاشته و دستهایش را گشوده و میفرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي، اللَّهُمَّ أَنْزِلْ عَلَيَّ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَدِرَّ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ، وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي الرِّزْقِ وَ لَا تَقْتُرْ عَلَيَّ}}. | ||
[[خالد بن ربعی]] نیز گفته است: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برای برخی نیازها وارد [[مکه]] شدند [در [[مسجدالحرام]]] مرد [[عرب]] بیابانی را دیدند که | [[خالد بن ربعی]] نیز گفته است: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برای برخی نیازها وارد [[مکه]] شدند [در [[مسجدالحرام]]] مرد [[عرب]] بیابانی را دیدند که پرده کعبه را گرفته و میگفت: ای صاحب [[خانه]]، خانه خانه تو است و مهمان نیز مهمان تو، هر مهمانی از میزبانش [[نیکی]] میبیند، پس امشب احسانت به من، [[آمرزش]] گناهانم باشد. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به [[یاران]] خود فرمودند: آیا نشنیدید سخن [[اعرابی]] را؟ گفتند: آری شنیدیم، حضرت فرمود: [[خداوند]] کریمتر از آن است که میهمانش را براند. شب دوم دیدند بار دیگر این مرد آمده خود را به رکن چسبانده و میگوید: {{متن حدیث|يَا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ فَلَا أَعَزَّ مِنْكَ فِي عِزِّكَ أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ فِي عِزٍّ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} عَلَيْكَ أَعْطِنِي مَا لَا يُعْطِينِي أَحَدٌ غَيْرُكَ وَ اصْرِفْ عَنِّي مَا لَا يَصْرِفُهُ أَحَدٌ غَيْرُكَ}}. سپس امیر مؤمنان{{ع}} به یاران خویش فرمودند: «به [[خدا]] [[سوگند]] این اسم اکبر به زبان یونانی است که حبیب من [[رسول خدا]]{{صل}} آن را به من خبر داده است. او [[بهشت]] را طلب کرد و خداوند به او عنایت نمود. او از خداوند خواست [[آتش]] را از وی بگرداند و خداوند نیز چنین کرد<ref>مستدرک الوسائل، باب استحباب التعلق باستتار الکعبه و الدعاء عندها، ج۹، ۱.</ref>. | ||
[[طاووس یمانی]] نیز گفته است؛ در [[دل]] شب مردی را دیدم که پرده کعبه را در دست گرفته و میگوید: | [[طاووس یمانی]] نیز گفته است؛ در [[دل]] شب مردی را دیدم که پرده کعبه را در دست گرفته و میگوید: | ||
| خط ۱۴۷: | خط ۱۴۷: | ||
== طواف [[فرشتگان]] == | == طواف [[فرشتگان]] == | ||
پیشینه طواف به هزاران سال قبل از | پیشینه طواف به هزاران سال قبل از هبوط [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[زمین]] باز میگردد. فرشتگان در ناحیه «[[ردم]]» از [[آدم]] استقبال کردند و به او گفتند: ما دو هزار سال پیش از تو به این خانه حج گزاردیم. آدم پرسید: شما هنگام طواف چه میگویید. گفتند میگوییم: {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ}}<ref>حج در اندیشه اسلامی، سید علی قاضی عسکر، نشر مشعر، ص۸۵.</ref>. | ||
ازرقی مینویسد: در یکی از کتابهای پیشینیان نخستین که در آن موضوع [[کعبه]] آمده بود، چنین دیدیم که هیچ فرشتهای را [[خداوند]] به زمین نمیفرستد، مگر آنکه او را به زیارت کعبه [[فرمان]] میدهد و آن [[فرشته]] از کنار [[عرش]]، [[احرام]] بسته و لبیکگویان فرود میآید. نخست [[حجر]] را میبوسد و استلام میکند و سپس هفت دور بر خانه طواف میکند و داخل کعبه دو رکعت [[نماز]] میگزارد، آنگاه به [[آسمان]] صعود میکند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۳۹.</ref>. | ازرقی مینویسد: در یکی از کتابهای پیشینیان نخستین که در آن موضوع [[کعبه]] آمده بود، چنین دیدیم که هیچ فرشتهای را [[خداوند]] به زمین نمیفرستد، مگر آنکه او را به زیارت کعبه [[فرمان]] میدهد و آن [[فرشته]] از کنار [[عرش]]، [[احرام]] بسته و لبیکگویان فرود میآید. نخست [[حجر]] را میبوسد و استلام میکند و سپس هفت دور بر خانه طواف میکند و داخل کعبه دو رکعت [[نماز]] میگزارد، آنگاه به [[آسمان]] صعود میکند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۳۹.</ref>. | ||
| خط ۱۵۶: | خط ۱۵۶: | ||
[[روایات]] نسبت به عدد طوافهای مستحبی در ایام توقف در [[مکه]] مختلف است. در بعضی آمده است که [[مستحب]] است ۵۲ طواف که ۳۶۴ شوط میشود انجام دهد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۹۷.</ref>. در برخی روایات است که ۳۶۰ طواف کند و اگر مقدور نبود ۳۶۰ شوط و اگر آن را هم نتوانست، آن چه میتواند به جا آورد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۹۶.</ref>. در طواف مستحبی، [[طهارت]] (با [[وضو]] بودن) شرط نیست. | [[روایات]] نسبت به عدد طوافهای مستحبی در ایام توقف در [[مکه]] مختلف است. در بعضی آمده است که [[مستحب]] است ۵۲ طواف که ۳۶۴ شوط میشود انجام دهد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۹۷.</ref>. در برخی روایات است که ۳۶۰ طواف کند و اگر مقدور نبود ۳۶۰ شوط و اگر آن را هم نتوانست، آن چه میتواند به جا آورد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۹۶.</ref>. در طواف مستحبی، [[طهارت]] (با [[وضو]] بودن) شرط نیست. | ||
البته کسی که میخواهد طواف مستحبی به جا آورد سزاوار است | البته کسی که میخواهد طواف مستحبی به جا آورد سزاوار است مزاحم کسانی که طواف [[واجب]] انجام میدهند نشود، و اگر در طوافهای مستحبی خواست دو رکعت نماز طواف بخواند، میتواند در هر کجای [[مسجدالحرام]] بخواند. | ||
طوافهای مستحبی قبل از [[اعمال]] [[حج]] و رفتن به [[منی]] و [[عرفات]]، [[برتر]] از طوافهای پس از اعمال حج است. در [[روایت]] آمده است که یک طواف قبل از حج، برتر از هفتاد طواف پس از حج است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۹۹.</ref>. | طوافهای مستحبی قبل از [[اعمال]] [[حج]] و رفتن به [[منی]] و [[عرفات]]، [[برتر]] از طوافهای پس از اعمال حج است. در [[روایت]] آمده است که یک طواف قبل از حج، برتر از هفتاد طواف پس از حج است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۹۹.</ref>. | ||
| خط ۱۶۷: | خط ۱۶۷: | ||
== طواف [[نساء]] == | == طواف [[نساء]] == | ||
طواف [[واجب]] غیر | طواف [[واجب]] غیر رکنی [[خانه خدا]] در [[مراسم حج]] و [[عمره]] را میگویند که موسوم به طواف دوم و طواف [[زنان]] است. این طواف با [[لباس]] غیر [[احرام]] است و در عمره تمتع وجود ندارد. اما در عمره مفرده، ششمین عمل است که پس از حلق یا تقصیر صورت میگیرد و [[زمان]] انجام آن در طول ایام سال است، به جز ایام اختصاصی [[حج]]. طواف [[نساء]] در حج، دهمین عمل [[حج تمتع]] و حج [[قرآن]] است که پس از خاتمه [[واجبات]] [[منی]] تا [[روز]] دهم یا دوازدهم و مراجعت به [[مکه]] پس از سعی [[صفا و مروه]] صورت میگیرد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۵.</ref> | ||
== طواف نیابتی == | == طواف نیابتی == | ||
| خط ۱۷۹: | خط ۱۷۹: | ||
«[[ابان بن تغلب]]» میگوید: با [[امام صادق]]{{ع}} طواف میکردم، مردی از [[اصحاب]] خود را به من عرضه کرد و میل داشت برای حاجتی که دارد همراه او بروم. من [[دوست]] نداشتم امام صادق{{ع}} را ترک کنم و خواسته او را [[اجابت]] نمایم. او مجدداً در دور بعد به من اشاره نمود و درخواست خویش را تکرار کرد، [[امام]]{{ع}} متوجه او شد و به من فرمود: [[ابان]]! آیا او به تو اشاره میکند؟ عرض کردم: بلی، فرمود: او کیست؟ عرض کردم: مردی از اصحاب ماست، فرمود: آیا او هم مانند تو [[دوستدار اهل بیت]] است؟ عرض کردم: بلی، فرمود: به سویش برو و خواسته او را اجابت کن، عرض کردم: طوافم را قطع کنم، فرمود: بلی، قطع کن. عرض کردم: اگرچه طواف واجب باشد، فرمود: اگر چه طواف واجب باشد. [[ابان]] میگوید: طبق دستور امام{{ع}} طواف خود را قطع نمودم و از پی انجام کار او رفتم. | «[[ابان بن تغلب]]» میگوید: با [[امام صادق]]{{ع}} طواف میکردم، مردی از [[اصحاب]] خود را به من عرضه کرد و میل داشت برای حاجتی که دارد همراه او بروم. من [[دوست]] نداشتم امام صادق{{ع}} را ترک کنم و خواسته او را [[اجابت]] نمایم. او مجدداً در دور بعد به من اشاره نمود و درخواست خویش را تکرار کرد، [[امام]]{{ع}} متوجه او شد و به من فرمود: [[ابان]]! آیا او به تو اشاره میکند؟ عرض کردم: بلی، فرمود: او کیست؟ عرض کردم: مردی از اصحاب ماست، فرمود: آیا او هم مانند تو [[دوستدار اهل بیت]] است؟ عرض کردم: بلی، فرمود: به سویش برو و خواسته او را اجابت کن، عرض کردم: طوافم را قطع کنم، فرمود: بلی، قطع کن. عرض کردم: اگرچه طواف واجب باشد، فرمود: اگر چه طواف واجب باشد. [[ابان]] میگوید: طبق دستور امام{{ع}} طواف خود را قطع نمودم و از پی انجام کار او رفتم. | ||
در [[روایت]] دیگر «[[ابن عباس]]» میگوید: من و [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در [[مسجدالحرام]] بودیم، او [[معتکف]] بود و طواف مینمود. مردی از [[شیعیان]] به حضورش آمد و عرض کرد: یابن [[رسول الله]]! من به فلانی بدهکارم اگر ممکن است، آن را از طرف من پرداخت کنید. حضرت فرمود: به صاحب این بنا قسم که امروز چیزی ندارم. عرض کرد: بیایید از او بخواهید به من مهلت دهد. امام حسن{{ع}} طواف را قطع نموده و با او راه افتاد. عرض کردم: آیا فراموش کردید که در [[مسجد]] معتکف هستید؟ فرمود: از یادم نرفته، اما از پدرم شنیدم که [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: «هر کس [[حاجت]] [[برادر]] خود را برآورده سازد، مانند کسی است که نه هزار سال [[خدا]] را [[عبادت]] کند، روزها [[روزه]] باشد و شبها در | در [[روایت]] دیگر «[[ابن عباس]]» میگوید: من و [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در [[مسجدالحرام]] بودیم، او [[معتکف]] بود و طواف مینمود. مردی از [[شیعیان]] به حضورش آمد و عرض کرد: یابن [[رسول الله]]! من به فلانی بدهکارم اگر ممکن است، آن را از طرف من پرداخت کنید. حضرت فرمود: به صاحب این بنا قسم که امروز چیزی ندارم. عرض کرد: بیایید از او بخواهید به من مهلت دهد. امام حسن{{ع}} طواف را قطع نموده و با او راه افتاد. عرض کردم: آیا فراموش کردید که در [[مسجد]] معتکف هستید؟ فرمود: از یادم نرفته، اما از پدرم شنیدم که [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: «هر کس [[حاجت]] [[برادر]] خود را برآورده سازد، مانند کسی است که نه هزار سال [[خدا]] را [[عبادت]] کند، روزها [[روزه]] باشد و شبها در حال عبادت»<ref>سفینة البحار، ج۱، ص۳۵۶.</ref>. | ||
== طواف برای پیدا شدن [[مال]] == | == طواف برای پیدا شدن [[مال]] == | ||
«داوود رقّی» به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: مردی مالم را برداشته و رفته و مدتی است در جستجوی او هستم و خبری از او نیست. حضرت فرمود: چون به [[مکه]] رفتی، یک طواف و دو رکعت [[نماز]]، برای [[عبدالمطلب]] و یک طواف و دو رکعت نماز نیز برای عبدالله و یک طواف و دو رکعت نماز برای [[آمنه]] و یک طواف و دو رکعت نماز برای [[فاطمه بنت اسد]] به جای آور(یعنی ۴ طواف و نماز). پس خدا را بخوان که مال تو را به تو برگرداند. «داوود رقّی» میگوید: چون به مکه، رفتم طوافی را با نماز به جا آوردم و از درب | «داوود رقّی» به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: مردی مالم را برداشته و رفته و مدتی است در جستجوی او هستم و خبری از او نیست. حضرت فرمود: چون به [[مکه]] رفتی، یک طواف و دو رکعت [[نماز]]، برای [[عبدالمطلب]] و یک طواف و دو رکعت نماز نیز برای عبدالله و یک طواف و دو رکعت نماز برای [[آمنه]] و یک طواف و دو رکعت نماز برای [[فاطمه بنت اسد]] به جای آور(یعنی ۴ طواف و نماز). پس خدا را بخوان که مال تو را به تو برگرداند. «داوود رقّی» میگوید: چون به مکه، رفتم طوافی را با نماز به جا آوردم و از درب صفا خارج شدم، دیدم [[غریم]] (قرضدار) خودم را که به [[انتظار]] من ایستاده، گفت: ای داوود! مدتی است مرا معطل کردی، بگیر مالت را و مرا خلاص کن. پس تمام [[مال]] من بدون نقصان به من رسید<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۲۹.</ref>. | ||
== طواف وداع == | == طواف وداع == | ||
آخرین طواف [[حاجی]] است که هنگام خروج از [[مکه]] انجام میدهد. این طواف [[مستحب]] است و [[اهل سنت]] آن را «طواف صدر» یعنی طواف بازگشت هم مینامند؛ زیرا حاجی پس از آن از مکه به [[شهر]] خود بازمیگردد و این طواف در نظر آنان [[واجب]] میباشد و [[کفاره]] ترک آن یک [[قربانی]] است، ولی ما آن را مستحب میدانیم<ref>فرهنگ جغرافیای تاریخی در حدیث و سیره نبوی، ص۲۸۴.</ref>. به طواف وداع، طواف آخرالعهد هم گویند. | آخرین طواف [[حاجی]] است که هنگام خروج از [[مکه]] انجام میدهد. این طواف [[مستحب]] است و [[اهل سنت]] آن را «طواف صدر» یعنی طواف بازگشت هم مینامند؛ زیرا حاجی پس از آن از مکه به [[شهر]] خود بازمیگردد و این طواف در نظر آنان [[واجب]] میباشد و [[کفاره]] ترک آن یک [[قربانی]] است، ولی ما آن را مستحب میدانیم<ref>فرهنگ جغرافیای تاریخی در حدیث و سیره نبوی، ص۲۸۴.</ref>. به طواف وداع، طواف آخرالعهد هم گویند. | ||
دعای طواف وداع: کسی که میخواهد از مکه بیرون رود، مستحب است طواف وداع نماید، و در هر دور، [[حجرالاسود]] و | دعای طواف وداع: کسی که میخواهد از مکه بیرون رود، مستحب است طواف وداع نماید، و در هر دور، [[حجرالاسود]] و رکن یمانی را در صورت امکان استلام کند. شکم خود را به [[خانه کعبه]] بچسباند، یک دست را به [[حجر]] و دست دیگر را به طرف درب گذارد. [[حمد]] و [[ثنای الهی]] نماید و صلوات بر پیغمبر و [[آل]] او بفرستد و این [[دعا]] را بخواند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أَمِينِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ نَجِيِّكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ اللَّهُمَّ كَمَا بَلَغَ رِسَالاتِكَ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِكَ وَ صَدَعَ بِأَمْرِكَ وَ أُوذِيَ فِي جَنْبِكَ وَ عَبَدَكَ حَتَّى أَتَاهُ الْيَقِينُ اللَّهُمَّ اقْلِبْنِي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجَاباً لِي...}}<ref>ادعیه و آداب حرمین، ص۴۱۰ و ۴۱۱؛ کافی، ج۴، ص۵۳۰ و ۵۳۱.</ref>. | ||
پس مقداری از آب [[زمزم]] بیاشامد، و این دعا را بخواند: {{متن حدیث|آئِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ إِلى رَبِّنا راغِبُونَ إِلَى اللَّهِ رَاجِعُونَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}<ref>کافی، ج۴، ص۵۳۱.</ref>. شایسته است که [[زائر]] در آخرین [[عهد]] و دیدار خود با [[کعبه]]، دست بر [[بیت الله الحرام]] نهاده و عرض کند: {{متن حدیث|الْمِسْكِينُ عَلَى بَابِكَ فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ}}<ref>کافی، ج۴، ص۵۳۲.</ref>. | پس مقداری از آب [[زمزم]] بیاشامد، و این دعا را بخواند: {{متن حدیث|آئِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ إِلى رَبِّنا راغِبُونَ إِلَى اللَّهِ رَاجِعُونَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}<ref>کافی، ج۴، ص۵۳۱.</ref>. شایسته است که [[زائر]] در آخرین [[عهد]] و دیدار خود با [[کعبه]]، دست بر [[بیت الله الحرام]] نهاده و عرض کند: {{متن حدیث|الْمِسْكِينُ عَلَى بَابِكَ فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ}}<ref>کافی، ج۴، ص۵۳۲.</ref>. | ||
| خط ۱۹۵: | خط ۱۹۵: | ||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۲۳۴.</ref>؛ «هرگاه از حج فارغ شدی، به خانهات مراجعت کن؛ زیرا این روش باعث میشود علاقمندی تو نسبت به رجوع (به مکه و [[کعبه]]) بیشتر شود. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|يَنْبَغِي لِمَنْ أَرَادَ الْخُرُوجَ مِنْ مَكَّةَ بَعْدَ قَضَاءِ حَجِّهِ أَنْ يَكُونَ آخِرُ عَهْدِهِ بِالْبَيْتِ يَطُوفُ بِهِ طَوَافَ الْوَدَاعِ ثُمَّ يُوَدِّعُهُ يَضَعُ يَدَهُ بَيْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ الْبَابِ وَ يَدْعُو وَ يُوَدِّعُ وَ يَنْصَرِفُ خَارِجاً}}؛ «سزاوار است کسی که پس از انجام حجش، میخواهد از مکه خارج شود، برای آخرین بار طواف وداع کند، آنگاه دستش را بین [[حجرالاسود]] و درب کعبه بگذارد و [[دعا]] کند و پس از وداع برگردد»<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۷.</ref>. | [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۲۳۴.</ref>؛ «هرگاه از حج فارغ شدی، به خانهات مراجعت کن؛ زیرا این روش باعث میشود علاقمندی تو نسبت به رجوع (به مکه و [[کعبه]]) بیشتر شود. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|يَنْبَغِي لِمَنْ أَرَادَ الْخُرُوجَ مِنْ مَكَّةَ بَعْدَ قَضَاءِ حَجِّهِ أَنْ يَكُونَ آخِرُ عَهْدِهِ بِالْبَيْتِ يَطُوفُ بِهِ طَوَافَ الْوَدَاعِ ثُمَّ يُوَدِّعُهُ يَضَعُ يَدَهُ بَيْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ الْبَابِ وَ يَدْعُو وَ يُوَدِّعُ وَ يَنْصَرِفُ خَارِجاً}}؛ «سزاوار است کسی که پس از انجام حجش، میخواهد از مکه خارج شود، برای آخرین بار طواف وداع کند، آنگاه دستش را بین [[حجرالاسود]] و درب کعبه بگذارد و [[دعا]] کند و پس از وداع برگردد»<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۷.</ref>. | ||
== [[نماز]] | == [[نماز]] طواف == | ||
نمازی است که در [[مراسم حج]] و [[عمره]] پس از انجام عمل طواف ([[زیارت]] و نساء) پشت [[مقام ابراهیم]] میخوانند: {{متن قرآن|وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى...}}<ref>«و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> باید بعد از هر طواف [[واجب]]، دو رکعت نماز، پشت مقام ابراهیم بخوانید<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}} «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>. | نمازی است که در [[مراسم حج]] و [[عمره]] پس از انجام عمل طواف ([[زیارت]] و نساء) پشت [[مقام ابراهیم]] میخوانند: {{متن قرآن|وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى...}}<ref>«و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> باید بعد از هر طواف [[واجب]]، دو رکعت نماز، پشت مقام ابراهیم بخوانید<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}} «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>. | ||
| خط ۲۰۶: | خط ۲۰۶: | ||
و نیز احوط است که در پشت مقام به جا آورد، یعنی طوری بایستد که سنگی که نشانه پای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بر آن است روبهروی او باشد و بهتر آن است که هر چه ممکن باشد نزدیکتر بایستد<ref>نه به طوری که مزاحمت با سائرین نماید. (امام «ره»).</ref>. | و نیز احوط است که در پشت مقام به جا آورد، یعنی طوری بایستد که سنگی که نشانه پای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بر آن است روبهروی او باشد و بهتر آن است که هر چه ممکن باشد نزدیکتر بایستد<ref>نه به طوری که مزاحمت با سائرین نماید. (امام «ره»).</ref>. | ||
در مرآة الحج میفرماید: اگر بداند که [[نماز]] | در مرآة الحج میفرماید: اگر بداند که [[نماز]] طواف [[واجب]] را که باید در [[مقام ابراهیم]] به جا آورد از جهت هجوم [[مردم]]، [[طمأنینه]]، یا سائر شرائط نمازش به جا آورده نمیشود، میتواند در خارج مقام بخواند، ولی باید مراعات الاقرب فالاقرب را بنماید<ref>اگر دو طرف نزدیکتر از پشت باشند، لکن هیچ کدام نزد مقام نباشند، بعید نیست جائز بودن اکتفا به پشت، لکن احتیاط آن است که: یک نماز در پشت مقام بخواند، و یک نماز در یک طرف با ملاحظه نزدیکتر و احوط اعاده نماز است در صورت امکان پشت مقام تا وقتی که وقت تنگ نشده باشد برای سعی. (امام «ره»).</ref>. اگر از روی [[جهل]] به مسئله، نماز را در خارج مقام، در سائر جاهای دیگر [[مسجد]] بخواند، [[حکم]] او حکم کسی است که نماز طواف را فراموش کرده. هرگاه کسی نماز طواف را فراموش کند، اگر در بین سعی باشد، آن را رها کند و برگردد نماز را بخواند، بعد از آن سعی را از همان جا تمام کند. مُخیّر است که نماز طواف را بلند بخواند یا آهسته، و میتواند با هر [[سوره]] که بخواهد بخواند، مگر سورههای [[سجده]]، بلی [[مستحب]] است در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم بعد از حمد سوره «کافرون» را بخواند. | ||
این نماز، مانند نماز یومیه است در [[احکام]]، بنابراین، [[شک]] در رکعات آن موجب بطلان نماز است و باید اعاده کند. | این نماز، مانند نماز یومیه است در [[احکام]]، بنابراین، [[شک]] در رکعات آن موجب بطلان نماز است و باید اعاده کند. | ||
نمازی را که برای طواف مستحب میخواند، اگر چه میتواند پشت مقام بخواند، جایز است در جاهای دیگر مسجد هم به جا آورد، بلکه میتواند عمداً ترک کند. | نمازی را که برای طواف مستحب میخواند، اگر چه میتواند پشت مقام بخواند، جایز است در جاهای دیگر مسجد هم به جا آورد، بلکه میتواند عمداً ترک کند. | ||
و اما [[آداب]] و [[مستحبات]] نماز طواف؛ بعد از طواف فوراً، به [[نماز]] | و اما [[آداب]] و [[مستحبات]] نماز طواف؛ بعد از طواف فوراً، به [[نماز]] طواف مبادرت نماید، بلکه بعضی فرمودهاند: بنابر [[احتیاط]] [[واجب]]، باید بین نماز و طواف فاصله نشود. در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم [[سوره]] «جحد (کافرون)» بخواند. پس از نماز حمد و [[ثنای الهی]] را به جا آورده و [[صلوات]] فرستد و بگوید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي وَ لَا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي}} و در بعضی از [[روایات]] است که [[امام ششم]]{{ع}} بعد از نماز طواف به [[سجده]] رفت و چنین گفت: {{متن حدیث|سَجَدَ لَكَ وَجْهِي تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقّاً حَقّاً الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ الْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَيْءٍ هَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ نَاصِيَتِي بِيَدِكَ فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ غَيْرُكَ فَاغْفِرْ لِي فَإِنِّي مُقِرٌّ بِذُنُوبِي عَلَى نَفْسِي وَ لَا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ}}. | ||
بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دستها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرمودهاند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} میفرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب مینوشید: میگفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ}}. | بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دستها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرمودهاند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} میفرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب مینوشید: میگفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ}}. | ||
| خط ۲۲۰: | خط ۲۲۰: | ||
حالتی است میان دویدن و راه رفتن. [[هاجر]] فاصله میان [[کوه]] [[صفا و مروه]] را که حدود ۳۹۴/۵ متر بود، هفت بار در جست و جوی آب طی کرد. قسمتی از این مسیر که امروزه با «چراغ سبز» روشن است را با [[اضطراب]] شدیدی که ناشی از [[نگرانی]] نسبت به وضع فرزند خود بود میگذشت و در اصطلاح «هروله» میکرد. در وجه [[تسمیه]] هروله اقوال دیگری نیز هست از آن جمله این که [[شیطان]] در این مکان بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ظاهر شده و آن حضرت برای [[رهایی]] از شیطان این قسمت را تندتر میپیمود. در هر [[حال]] باید به یاد [[شداید]] و سختیهای حضرت هاجر{{س}} در این مکان هروله کرد. البته هروله برای [[زنان]] لازم نیست. | حالتی است میان دویدن و راه رفتن. [[هاجر]] فاصله میان [[کوه]] [[صفا و مروه]] را که حدود ۳۹۴/۵ متر بود، هفت بار در جست و جوی آب طی کرد. قسمتی از این مسیر که امروزه با «چراغ سبز» روشن است را با [[اضطراب]] شدیدی که ناشی از [[نگرانی]] نسبت به وضع فرزند خود بود میگذشت و در اصطلاح «هروله» میکرد. در وجه [[تسمیه]] هروله اقوال دیگری نیز هست از آن جمله این که [[شیطان]] در این مکان بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ظاهر شده و آن حضرت برای [[رهایی]] از شیطان این قسمت را تندتر میپیمود. در هر [[حال]] باید به یاد [[شداید]] و سختیهای حضرت هاجر{{س}} در این مکان هروله کرد. البته هروله برای [[زنان]] لازم نیست. | ||
مکان هروله اکنون با چراغهای سبز مشخص است. در دوران [[عثمانی]] این قسمت که حدود ۵۵ متر است به وسیله استوانه کوچک کاشیکاری شده به رنگ سبز، مشخص بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۹۲.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مسجدالحرام]] وارد شدند، هفت شوط | مکان هروله اکنون با چراغهای سبز مشخص است. در دوران [[عثمانی]] این قسمت که حدود ۵۵ متر است به وسیله استوانه کوچک کاشیکاری شده به رنگ سبز، مشخص بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۹۲.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مسجدالحرام]] وارد شدند، هفت شوط طواف کردند، سه شوط را با هروله و تند رفتن، و چهار شوط را به حالت راه رفتن<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | ||
و اما [[فلسفه]] هروله؛ در بین دو علامت که میان صفا و مروه است باید «هروله» کنی! یعنی ای [[انسان]]، به خود تکانی ده، [[جنبش]] نما و خود را [[یاری]] کن، سرعت گیر تا هر چه زودتر [[شاهد]] [[آرزو]] را در آغوش کشی، بدان که پایان هر کوششی [[موفقیت]] است و همه اکتشافات [[جهان]]، در اثر [[پشتکار]] و [[کوشش]] است، و [[اسلام]] [[دین]] جنبش و تحرک است... . هاجر در این جا دوان دوان میگذشت تا آب را و مایه [[حیات]] را به دست آورد، سعی کرد تا موفق شد، پس تو هم ای انسان کوشش کن تا محتاج دیگران نشوی. | و اما [[فلسفه]] هروله؛ در بین دو علامت که میان صفا و مروه است باید «هروله» کنی! یعنی ای [[انسان]]، به خود تکانی ده، [[جنبش]] نما و خود را [[یاری]] کن، سرعت گیر تا هر چه زودتر [[شاهد]] [[آرزو]] را در آغوش کشی، بدان که پایان هر کوششی [[موفقیت]] است و همه اکتشافات [[جهان]]، در اثر [[پشتکار]] و [[کوشش]] است، و [[اسلام]] [[دین]] جنبش و تحرک است... . هاجر در این جا دوان دوان میگذشت تا آب را و مایه [[حیات]] را به دست آورد، سعی کرد تا موفق شد، پس تو هم ای انسان کوشش کن تا محتاج دیگران نشوی. | ||
| خط ۲۲۸: | خط ۲۲۸: | ||
[[میرزا خلیل کمرهای]]، در رابطه با [[فلسفه]] هروله چنین میگوید: دیده میشود که شخص مردد، قدمی به جلو، و قدمی به عقب گذاشته، صورت [[حیرت]] خود را در بدن نشان میدهد، و چون جزر و مد [[فکر]]، کمتر از جزر و مد دریا نیست؛ لذا از جزر و مد در اعصاب اضطرابی در اعضاء پدید میآید. همین [[طور]] است [[حال]] کسی که میخواهد قدم به طرف دربار شخصیتی بزرگ بردارد و نمیداند که آیا از عهده [[وظایف]] حضور برمیآید یا نه؟!<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۲.</ref> | [[میرزا خلیل کمرهای]]، در رابطه با [[فلسفه]] هروله چنین میگوید: دیده میشود که شخص مردد، قدمی به جلو، و قدمی به عقب گذاشته، صورت [[حیرت]] خود را در بدن نشان میدهد، و چون جزر و مد [[فکر]]، کمتر از جزر و مد دریا نیست؛ لذا از جزر و مد در اعصاب اضطرابی در اعضاء پدید میآید. همین [[طور]] است [[حال]] کسی که میخواهد قدم به طرف دربار شخصیتی بزرگ بردارد و نمیداند که آیا از عهده [[وظایف]] حضور برمیآید یا نه؟!<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۲.</ref> | ||
=== هروله در | === هروله در طواف === | ||
در جریان [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از ورود به [[شهر]]، [[خانه]] [[ابوسفیان]] را مکان [[امن]] قرار داد. [[مردم]] نیز به این خانه [[پناه]] آورده، در به روی خویش بسته و [[جنگ]] افزارهایشان را بر زمین نهادند. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[حجر الاسود]] آمده، آن را لمس فرمود و مشغول طواف شد. حضرت به بتی رسید که کنار [[کعبه]] قرار داشت، آن گاه با کمانی که قوس آن را در دست گرفته بود، در چشم [[بت]] فرو کرده، فرمود: {{متن قرآن|جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> و چون از طواف خانه فارغ شدند به [[کوه صفا]] آمده، از آن بالا رفتند و از آنجا به [[خانه کعبه]] نگاه کرده، دستها را بلند نمود و [[دعا]] کرد<ref>فتوح البلدان، ص۵۹.</ref>. | در جریان [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از ورود به [[شهر]]، [[خانه]] [[ابوسفیان]] را مکان [[امن]] قرار داد. [[مردم]] نیز به این خانه [[پناه]] آورده، در به روی خویش بسته و [[جنگ]] افزارهایشان را بر زمین نهادند. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[حجر الاسود]] آمده، آن را لمس فرمود و مشغول طواف شد. حضرت به بتی رسید که کنار [[کعبه]] قرار داشت، آن گاه با کمانی که قوس آن را در دست گرفته بود، در چشم [[بت]] فرو کرده، فرمود: {{متن قرآن|جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> و چون از طواف خانه فارغ شدند به [[کوه صفا]] آمده، از آن بالا رفتند و از آنجا به [[خانه کعبه]] نگاه کرده، دستها را بلند نمود و [[دعا]] کرد<ref>فتوح البلدان، ص۵۹.</ref>. | ||
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هنگامی که رسول خدا{{صل}} به [[مسجد الحرام]] وارد شدند... هفت شوط طواف کردند؛ سه شوط را با حالت هروله و تند رفتن و چهار شوط را به حالت [[راه رفتن]]»<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هنگامی که رسول خدا{{صل}} به [[مسجد الحرام]] وارد شدند... هفت شوط طواف کردند؛ سه شوط را با حالت هروله و تند رفتن و چهار شوط را به حالت [[راه رفتن]]»<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | ||
این که چرا [[پیامبر]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود این گونه دستور دادند، دلیلی شنیدنی دارد؛ شخصی از [[ابن عباس]] پرسید که برخی [[گمان]] دارند [[رسول خدا]]{{صل}} به هروله کردن و دویدن در | این که چرا [[پیامبر]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود این گونه دستور دادند، دلیلی شنیدنی دارد؛ شخصی از [[ابن عباس]] پرسید که برخی [[گمان]] دارند [[رسول خدا]]{{صل}} به هروله کردن و دویدن در حال طواف دستور دادهاند، گفت: هم [[دروغ]] گفتهاند و هم راست! گفتم چگونه؟ پاسخ داد: پیامبر{{صل}} در [[عمرة القضاء]] در حالی وارد [[مکه]] شد که [[مردم]] [[مشرک]] بودند، به [[مکیان]] خبر داده بودند که [[یاران محمد]]{{صل}} در [[سختی]] بسر برده و خستهاند. پیامبر{{صل}} (برای خنثی نمودن این [[شایعه]]) فرمود: «خدای [[رحمت]] کند مردی را که [[صلابت]] و [[قدرت]] خود را به آنان نشان دهد و بنمایاند». پس آنها را [[فرمان]] داد و آنان نیز در حالی که رسول خدا{{صل}} بر [[ناقه]] خود سوار بودند و [[عبدالله بن رواحه]] افسار شتر حضرت را در دست داشت، سه شوط را هروله کنان انجام داده، قدرت خویش را آشکار ساختند. [[مشرکان]] نیز در برابر ناودان [[کعبه]] آنها را نگاه میکردند. پس از آن، رسول خدا{{صل}} بار دیگر [[حج]] گزارد ولی در طواف هروله نکرد و مردم را نیز بدان امر ننمود. پس آنها هم راست گفتند و هم دروغ<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۴.</ref>. همچنین در روایتی آمده است: دیدم [[علی بن الحسین]]{{ع}} در طواف راه میرفت و هروله نمیفرمود<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۳.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||