بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
حصر حاکمیت در [[ذات حق تعالی]] از [[حقایق]] روشنی است که ادلّۀ [[عقلی]] و نیز نقلی فراوانی بر آن وجود دارد. [[حاکمیت]] به معنای [[امر و نهی]] و دستور و [[فرمان]] جهت [[برقراری نظم]] است. نظامی که این حاکمیت را در [[جامعۀ بشری]] بر عهده میگیرد، [[نظام سیاسی]] است. حصر حاکمیت در [[خدای متعال]]، اساسیترین اصل [[نظام سیاسی اسلام]] و زیر بنای آن است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۴۲-۱۶۹.</ref>. | |||
== ادلّۀ [[عقل نظری]] بر حصر حاکمیت در [[ذات خدای متعال]] == | == ادلّۀ [[عقل نظری]] بر حصر حاکمیت در [[ذات خدای متعال]] == | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
[[برتری]] ذات [[باریتعالی]] بر همۀ عالم وجود، از جمله عالم [[انسانها]] و انحصار این برتری در ذات [[مقدّس]] [[حق تعالی]]، [[حقیقت]] مسلّمی است که [[برهان]] بر [[اثبات]] آن [[قائم]] است. بنابراین، [[حقّ]] [[حاکمیت بالذات]] منحصراً از آنِ ذات [[باریتعالی]] است و هیچ موجودی جز [[خدا]]، بالذات از چنین حقّی برخوردار نیست و این [[خدای متعال]] است که به اقتضای حقّ حاکمیت بالذات خویش میتواند افرادی را به عنوان [[جانشین]] خود برای [[حاکمیت]] در [[جامعۀ بشر]] تعیین کند و به این افراد، [[حقّ حاکمیت]] بالعرض ببخشد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۸.</ref>. | [[برتری]] ذات [[باریتعالی]] بر همۀ عالم وجود، از جمله عالم [[انسانها]] و انحصار این برتری در ذات [[مقدّس]] [[حق تعالی]]، [[حقیقت]] مسلّمی است که [[برهان]] بر [[اثبات]] آن [[قائم]] است. بنابراین، [[حقّ]] [[حاکمیت بالذات]] منحصراً از آنِ ذات [[باریتعالی]] است و هیچ موجودی جز [[خدا]]، بالذات از چنین حقّی برخوردار نیست و این [[خدای متعال]] است که به اقتضای حقّ حاکمیت بالذات خویش میتواند افرادی را به عنوان [[جانشین]] خود برای [[حاکمیت]] در [[جامعۀ بشر]] تعیین کند و به این افراد، [[حقّ حاکمیت]] بالعرض ببخشد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۸.</ref>. | ||
== ادلّۀ [[عقل عملی]] بر | == ادلّۀ [[عقل عملی]] بر حصر حاکمیت در [[ذات اقدس حق تعالی]] == | ||
=== [[برهان]] اول === | === [[برهان]] اول === | ||
این [[برهان]] بر دو مقدّمه مبتنی است: | این [[برهان]] بر دو مقدّمه مبتنی است: | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
'''مقدّمۀ دوم:''' با وجود اعلم، اقدر و اعدل، حاکمیت غیر او ترجیح مرجوح است بر راجح که عقلاً [[قبیح]] است. | '''مقدّمۀ دوم:''' با وجود اعلم، اقدر و اعدل، حاکمیت غیر او ترجیح مرجوح است بر راجح که عقلاً [[قبیح]] است. | ||
'''نتیجه اینکه:''' برای محکومان، به حاکمیت غیر [[خدا]] تن دادن و حاکمیت غیر او را | '''نتیجه اینکه:''' برای محکومان، به حاکمیت غیر [[خدا]] تن دادن و حاکمیت غیر او را پذیرفتن، [[رفتاری]] غیر عاقلانه و در معیار عقل عملی، موجب [[استحقاق]] ملامت و مذمّت است؛ و برای [[حاکمان]] غیر [[خداوند]]، تصدّی حاکمیت و به عهده گرفتن [[مسئولیت]] [[حکمرانی]] کاری قبیح و غیر عاقلانه و در معیار عقل عملی، موجب استحقاق مذمّت است. که نتیجۀ آن انحصار [[حقّ حاکمیت]] در ذات اقدس حق تعالی است. | ||
=== برهان دوم === | === برهان دوم === | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
===[[برهان]] سوم === | ===[[برهان]] سوم === | ||
این [[برهان]] بر سه مقدمه مبتنی است و در مقدّمۀ اول با برهان سوم مشترک است. | این [[برهان]] بر سه مقدمه مبتنی است و در مقدّمۀ اول با برهان سوم مشترک است. | ||
# '''مقدّمۀ اول:''' همان مقدمۀ برهان قبل است که حقّ حاکمیت، متقوم به | # '''مقدّمۀ اول:''' همان مقدمۀ برهان قبل است که حقّ حاکمیت، متقوم به حق الزام است. | ||
# '''مقدّمۀ دوم:''' الزام به غیر عدل و حق، یا به آنچه معلوم نیست که حق و عدل است یا نه، [[قبیح]] است؛ زیرا الزام به چیزی است که ذاتاً و عقلاً [[استحقاق]] [[التزام]] به آن وجود ندارد. | # '''مقدّمۀ دوم:''' الزام به غیر عدل و حق، یا به آنچه معلوم نیست که حق و عدل است یا نه، [[قبیح]] است؛ زیرا الزام به چیزی است که ذاتاً و عقلاً [[استحقاق]] [[التزام]] به آن وجود ندارد. | ||
# '''مقدّمۀ سوم:''' الزام صادر از ذاتی که عین عدل و حق نباشد، حق و عدل بودن آن معلوم نیست؛ یعنی احتمال خطای آن و عادلانه نبودن آن میرود. | # '''مقدّمۀ سوم:''' الزام صادر از ذاتی که عین عدل و حق نباشد، حق و عدل بودن آن معلوم نیست؛ یعنی احتمال خطای آن و عادلانه نبودن آن میرود. | ||
براساس این مقدمات سه گانه، از آنجا که احتمال عادلانه نبودن | براساس این مقدمات سه گانه، از آنجا که احتمال عادلانه نبودن الزامات هر حاکمی به جز [[خدای متعال]] وجود دارد، بنابراین از نظر [[عقل]] نمیتواند الزامآور باشد؛ به گونهای که عقل [[حکم]] کند که تخلف از آن، [[گناه]] و [[جرم]] و نارواست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۷۸-۱۸۷.</ref>. | ||
== ادلۀ نقلی [[حصر حاکمیت بالذات]] در [[خدای متعال]] == | == ادلۀ نقلی [[حصر حاکمیت بالذات]] در [[خدای متعال]] == | ||
در متون دینی [[اسلامی]] ـ [[قرآن]] و [[حدیث]] ـ به فراوانی و به طور مکرّر و با واژگان و الفاظ گوناگون بر | در متون دینی [[اسلامی]] ـ [[قرآن]] و [[حدیث]] ـ به فراوانی و به طور مکرّر و با واژگان و الفاظ گوناگون بر حصر حاکمیت در خدای متعال تأکید شده است. | ||
برای بررسی مسئلۀ حصر حاکمیت در [[خداوند]] از دیدگاه قرآن به بررسی این مطلب در [[آیات کریمۀ قرآن]]، میپردازیم. | برای بررسی مسئلۀ حصر حاکمیت در [[خداوند]] از دیدگاه قرآن به بررسی این مطلب در [[آیات کریمۀ قرآن]]، میپردازیم. | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۳: | ||
در [[قرآن کریم]]، واژۀ "مُلک" برای دلالت بر حصر حاکمیت در وجود [[خدای متعال]] به فراوانی به کار رفته است. در اینجا اشاره به این نکته بیفایده نیست که واژۀ "[[مُلک]]" در [[قرآن کریم]] نظیر سایر الفاظ و واژهها به همان معنایی به کار رفته که در زبان عرب در آن به کار میرفته است که همان معنای [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] است، بلکه میتوان ادّعا کرد که صریحترین واژه در دلالت بر معنای حاکمیت و سلطنت و [[قدرت سیاسی]]، همین واژۀ "[[مُلک]]" است. | در [[قرآن کریم]]، واژۀ "مُلک" برای دلالت بر حصر حاکمیت در وجود [[خدای متعال]] به فراوانی به کار رفته است. در اینجا اشاره به این نکته بیفایده نیست که واژۀ "[[مُلک]]" در [[قرآن کریم]] نظیر سایر الفاظ و واژهها به همان معنایی به کار رفته که در زبان عرب در آن به کار میرفته است که همان معنای [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] است، بلکه میتوان ادّعا کرد که صریحترین واژه در دلالت بر معنای حاکمیت و سلطنت و [[قدرت سیاسی]]، همین واژۀ "[[مُلک]]" است. | ||
[[راغب اصفهانی]] در بیان معنای واژۀ "مُلک" میگوید: "مُلک کنترل کردن شیئی است که | [[راغب اصفهانی]] در بیان معنای واژۀ "مُلک" میگوید: "مُلک کنترل کردن شیئی است که تصرف حاکمانه در آن انجام میگیرد"<ref>{{عربی|فالملك ضبط الشيء المتصرّف فيه بالحكم}}؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص۷۷۵.</ref> و نیز میگوید: "[[مَلِک]] عبارت است از کسی که به وسیلۀ [[امر و نهی]] تصرف در احوال [[عامه]] میکند، و اختصاص دارد به [[سیاست]] کردن بر عاقلان؛ لهذا گفته میشود مَلِک [[مردم]] و گفته نمیشود مَلِک چیزها"<ref>{{عربی|المَلِك هو المتصرف بالامر و النهي في الجمهور و ذلك يختصّ بسياسة الناطقين و لهذا يقال: مَلِك النّاس، و لايقال: مَلِك الأشياء}}؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص۷۷۵.</ref>. | ||
بنابراین، واژۀ "[[مُلک]]" در زبان عرب، به معنای [[سلطنت]] و [[حاکمیت سیاسی]] بر [[مردم]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۸.</ref>. | بنابراین، واژۀ "[[مُلک]]" در زبان عرب، به معنای [[سلطنت]] و [[حاکمیت سیاسی]] بر [[مردم]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۸.</ref>. | ||