بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[خرداد]]|روز=[[27]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}} | {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[خرداد]]|روز=[[27]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}} | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = حکومت| عنوان مدخل = حکومت اسلامی | مداخل مرتبط = [[حکومت اسلامی در قرآن]] - [[حکومت اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[حکومت اسلامی در فقه سیاسی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = حکومت| عنوان مدخل = حکومت اسلامی | مداخل مرتبط = [[حکومت اسلامی در قرآن]] - [[حکومت اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[حکومت اسلامی در فقه سیاسی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | |||
[[جامعه]] برای ادامه [[حیات]] به [[حکومت]] نیاز دارد و [[اسلام]] برای اداره [[جامعه]] و [[نظام حکومتی]] [[قانون]] قرار داده است و میدانیم هرکس که عهدهدار امور جامعه شود باید [[امر و نهی]] کند و [[دستور]] دهد و [[مردم]] [[دستورات]] او را اجرا کنند. به عبارت دیگر باید دارای [[ولایت]] بر [[مردم]] باشد تا بتواند [[فرمان]] بدهد و دیگران نیز [[اطاعت]] کنند و تنها [[رب]] و مالک [[انسان]] دارای یک چنین حقی است و هیچ کس ـ در هر درجهای که از [[مقام]] مادی یا [[معنوی]] باشد ـ از این [[حق]] برخوردار نیست و نمیتواند به دیگران [[فرمان]] دهد و [[اطاعت]] او نیز بر [[مردم]]، [[واجب]] نیست و [[مردم]] موظف بر انجام [[دستورات]] آنها نیستند. | |||
پس [[رئیس حکومت]] در [[جامعه اسلامی]] کسی است که [[حق]] [[حکومت]] خود را از [[خدا]] گرفته باشد و [[خدا]] به او اجازه داده باشد که بین [[مردم]] [[حکم]] کند و [[خدا]] به [[پیامبران]] خود چنین اجازهای داده است: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}<ref>«پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | |||
این دو [[آیه]] واگذاری [[حکومت]] را به [[داوود]] و به [[پیامبر اسلام]] نشان میدهد. در [[آیات]] دیگر نیز این مسأله [[تأیید]] و تأکید شده است. [[مردم]] نیز [[وظیفه]] دارند که از [[پیامبر]] [[اطاعت]] کنند و کسانی که از [[پیامبر]] [[اطاعت]] نکنند و یا در مسائل [[حکومت]] و [[داوری]] نزد دیگران بروند از [[راه خدا]] بدور هستند. | |||
[[تاریخ]] [[انبیاء الهی]] از جمله [[پیامبر اسلام]] بزرگترین [[دلیل]] بر این سخن است که [[پیامبران]]، [[حاکمان]] بر [[حق]] [[جامعه]] هستند و آنها [[تشکیل حکومت]] میدهند چنانکه [[پیامبر]] [[اسلام در مدینه]] تشکیل حکومت داد و خود به اداره آن پرداخت و برای [[جنگ]] و [[جهاد]] [[لشکر]] [[بسیج]] میکرد و [[مالیاتها]] را جمعآوری میکرد و به [[اجرای حدود]] و [[قضاوت]] بین افراد میپرداخت. پس اولین [[حاکمان]] [[الهی]] [[پیامبران]] هستند که از طرف [[خدا]] برای این کار [[برگزیده]] شدهاند؛ و اولین [[حکومت]] را در [[تاریخ]] تشکیل دادهاند. | |||
در [[اسلام]] [[رئیس حکومت]]، [[پیامبر]] است و در زمان [[پیامبر]] نهتنها [[مقام]] [[دینی]] با [[رهبری سیاسی]] یکی بود، بلکه [[رهبری دینی]] پایه و اساس [[رهبری سیاسی]] به شمار میرفت. [[مقام]] [[سیاسی]] در [[اسلام]] از آن کسی است که به [[مقام]] "وَلایت" برسد و "ولی [[الله]]" باشد تا شایستگی "[[وِلایت]]" را پیدا کند. | |||
در [[اسلام]] کسی میتواند عهدهدار [[مقام حکومت]] بشود و [[رهبری سیاسی]] را بر عهده بگیرد که به [[مقام]] "[[ولایت]]" رسیده باشد و ولی [[الله]] باشد. لذا پس از [[پیامبر]] {{صل}} [[علی]] {{ع}} دارای این [[مقام]] است از اینرو [[پیامبر]] {{صل}} درباره او فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}}. "هرکس که من [[سرپرست]] و مولای او هستم [[علی]] {{ع}} [[سرپرست]] و مولای او است". | |||
این [[مقام]] پس از [[علی]] {{ع}} از آن [[فرزندان]] او که همه "[[اولیاء]] [[الله]]" هستند میباشد و [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] از آنان عین [[اطاعت از خدا]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. | |||
به همین [[دلیل]] بود که همه [[امامان شیعه]] و [[پیروان]] راستین آنها هرگاه که شرایط به آنان اجازه میداد برای [[تشکیل حکومت اسلامی]] [[اقدام]] میکردند. چنانکه [[علی]] {{ع}} عهدهدار [[حکومت]] شد و پس از او پسرانش [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} نیز مدتی این [[مقام]] را عهدهدار شدند و دیگر [[ائمه]] نیز اگر شرایط به آنها اجازه میداد این [[مسؤولیت]] را میپذیرفتند چنانکه در سخنان خود به آن اشاره میکردند و خود را [[حاکمان]] بر [[حق الهی]] معرفی مینمودند<ref>ناصر مکارم شیرازی، ولایت در قرآن، ص۲۰۲.</ref>. | |||
از سال ۲۶۰ه.ق که [[امام عسکری]] {{ع}} به [[شهادت]] رسید فرزندش [[امام مهدی|حجة بن الحسن]] {{ع}} به [[فرمان خدا]] [[غیبت]] آغاز کرد و دوره جدیدی از [[تاریخ اسلام]] آغاز شد. از ابتدای این دوره تا سال ۳۲۹ که [[دوران غیبت صغری]] نامیده میشود چهار نفر از بزرگان [[شیعه]] از طرف [[امام زمان]] به عنوان [[نایب]] [[برگزیده]] شدند که بین [[شیعیان]] و [[امام]] رابطه باشند. این چهار نفر [[عثمان بن سعید]]، [[محمد بن عثمان]]، [[حسین بن روح]] و [[علی بن محمد سمری]] بودند و با درگذشت [[نایب چهارم]] در سال ۳۲۹ به [[فرمان]] [[امام عصر]] {{ع}} دوران [[نیابت خاصه]] پایان یافته اعلام شد و [[دوران غیبت کبری]] شروع گشت که تا [[ظهور امام]] ادامه دارد<ref>محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، تحقیق: علیاکبر غفاری، ج۲، ص۵۱۶.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۰۶-۱۰۹.</ref> | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۶: | خط ۲۵: | ||
حکومت به معنای منع از [[فساد]] و [[ظلم]] و در مفهوم [[داوری]] و [[سلطنت]] نیز از آنرو به کار میرود که [[قاضی]] و [[سلطان]] از [[هرج و مرج]] و [[ستم]] به دیگران جلوگیری میکند<ref>نک: العین، ج ۱، ص ۴۱۱-۴۱۲؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۹۱؛ المصباح، ص ۱۴۵، «حکم».</ref> | حکومت به معنای منع از [[فساد]] و [[ظلم]] و در مفهوم [[داوری]] و [[سلطنت]] نیز از آنرو به کار میرود که [[قاضی]] و [[سلطان]] از [[هرج و مرج]] و [[ستم]] به دیگران جلوگیری میکند<ref>نک: العین، ج ۱، ص ۴۱۱-۴۱۲؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۹۱؛ المصباح، ص ۱۴۵، «حکم».</ref> | ||
در فارسی حکومت را به [[فرمانروایی]] بر یک شهر یا [[کشور]] و [[اداره]] [[شئون]] [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] [[مردم]] معنا کردهاند<ref>فرهنگ فارسی، ج ۱، ص ۱۳۶۷؛ فرهنگ عمید، ص ۸۰۳، «حكومت».</ref> سه واژه [[خلافت]]، [[ولایت]] و [[سلطنت]]، معادلهای دیگری برای حکومت هستند که کاربرد قرآنی نیز دارند<ref>[[سید محسن کاظمی|کاظمی، سید محسن]]، [[حکومت (مقاله)|حکومت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص۲۷۰ | در فارسی حکومت را به [[فرمانروایی]] بر یک شهر یا [[کشور]] و [[اداره]] [[شئون]] [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] [[مردم]] معنا کردهاند<ref>فرهنگ فارسی، ج ۱، ص ۱۳۶۷؛ فرهنگ عمید، ص ۸۰۳، «حكومت».</ref> سه واژه [[خلافت]]، [[ولایت]] و [[سلطنت]]، معادلهای دیگری برای حکومت هستند که کاربرد قرآنی نیز دارند<ref>[[سید محسن کاظمی|کاظمی، سید محسن]]، [[حکومت (مقاله)|حکومت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص۲۷۰ ـ ۳۰۱؛ [[سید جواد راثی ورعی|راثی ورعی، سید جواد]]، [[حکومت اسلامی (مقاله)|مقاله «حکومت اسلامی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۵۹۰.</ref>. | ||
=== معنای اصطلاحی === | === معنای اصطلاحی === | ||
| خط ۱۴: | خط ۳۳: | ||
# ساختار رژیم سیاسی [[حاکم]] بر [[جامعه]] و روش [[اداره]] آن<ref>موسوعة المورد، ج ۵، ص ۱۹.</ref>. حکومت در اینجا به معنای اخیر آن است که درباره مشروعیّت، مبانی و قواعد آن سخن به میان میآید. | # ساختار رژیم سیاسی [[حاکم]] بر [[جامعه]] و روش [[اداره]] آن<ref>موسوعة المورد، ج ۵، ص ۱۹.</ref>. حکومت در اینجا به معنای اخیر آن است که درباره مشروعیّت، مبانی و قواعد آن سخن به میان میآید. | ||
به گفته برخی، [[دلیل]] [[ضرورت حکومت]]، وقوع [[جنگها]] و درگیریها میان انسانهاست و تا [[جنگ]] و [[خونریزی]] و بزهکاری در میان [[بشر]] باشد، نیاز به حکومت نیز همچنان پابرجاست، زیرا خاستگاه اصلی حکومت وقوع [[نبردها]] بر اثر [[اختلاف]] طبقاتی است که به پیدایی [[داوری]] انجامیده و رفته رفته با [[تکامل]] دستگاه حکومت و رواج [[پادشاهی]]، شخص [[پادشاه]] [[قدرت]] را بر عهده میگرفت<ref>ر. ک: تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۲۸-۳۰.</ref>.<ref>[[سید محسن کاظمی|کاظمی، سید محسن]]، [[حکومت - کاظمی (مقاله)|حکومت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]]، ص۲۷۰ | به گفته برخی، [[دلیل]] [[ضرورت حکومت]]، وقوع [[جنگها]] و درگیریها میان انسانهاست و تا [[جنگ]] و [[خونریزی]] و بزهکاری در میان [[بشر]] باشد، نیاز به حکومت نیز همچنان پابرجاست، زیرا خاستگاه اصلی حکومت وقوع [[نبردها]] بر اثر [[اختلاف]] طبقاتی است که به پیدایی [[داوری]] انجامیده و رفته رفته با [[تکامل]] دستگاه حکومت و رواج [[پادشاهی]]، شخص [[پادشاه]] [[قدرت]] را بر عهده میگرفت<ref>ر. ک: تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۲۸-۳۰.</ref>.<ref>[[سید محسن کاظمی|کاظمی، سید محسن]]، [[حکومت - کاظمی (مقاله)|حکومت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]]، ص۲۷۰ ـ ۳۰۱؛ [[سید جواد راثی ورعی|راثی ورعی، سید جواد]]، [[حکومت اسلامی (مقاله)|مقاله «حکومت اسلامی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۵۹۰.</ref> | ||
== پیشینه == | |||
در طول [[تاریخ]] [[بشر]] و در همه [[جوامع انسانی]]، «فرمان دادن» و «فرمان بردن» وجود داشته است<ref>ابوالحمد، مبانی سیاست، ۷۵.</ref>. در نظامهای سنتی گذشته، کشور قلمرویی بود که [[حاکم]] فتح میکرد یا به [[ارث]] میبرد و تا زمانی که توان نگهداری آن را داشت، از آن او بود و مردم آن [[سرزمین]] نیز [[فرمانبردار]] و رعیت او بودند<ref>آشوری، دانشنامه سیاسی، ۱۶۳.</ref>. در توجیه [[قدرت سیاسی]]، دو نظریه عام و مشهور وجود دارد: | |||
# نظریه خدایی و مابعدالطبیعه [[قدرت]]؛ | |||
# نظریه اجتماعی قدرت<ref>ابوالحمد، مبانی سیاست، ۷۷.</ref>. | |||
خاستگاه [[الهی]] قدرت، سابقهای به قدمت [[تفکر]] [[سیاسی]] دارد؛ چنانکه در [[عهد عتیق]] دربارۀ [[انتخاب]]، [[انتصاب]]، خلع و حتی هلاکت [[فرمانروایان]] از جانب [[خداوند]]، اشارههایی وجود دارد<ref>عالم، بنیادهای علم سیاست، ۱۶۴.</ref>. دیدگاه دوم نیز از پیشینهای طولانی در تاریخ برخوردار است و سابقه [[دموکراسی]] یا سخن از واگذاری [[حکومت]] به [[مردم]]، در کشورهایی مانند [[ایران]] باستان، چین و هند به صدها سال پیش از [[میلاد مسیح]]{{ع}} بازمیگردد<ref>ابوالحمد، مبانی سیاست، ۸۰.</ref>. [[رشد]] این [[اندیشه]] در اروپا، در سده یازدهم میلادی آغاز شد و از سده شانزدهم به بعد، پذیرش گستردهای یافت<ref>عالم، بنیادهای علم سیاست، ۱۸۲.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] حکومت را در اصل، از آن [[خداوند]] میداند<ref>سوره انعام، آیه ۵۷؛ سوره یوسف، آیه ۴۰ و ۶۷.</ref> و خداوند این [[حق]] را به [[پیامبران]] بزرگ از جمله [[ابراهیم]]{{ع}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> [[داوود]]{{ع}}<ref>سوره ص، آیه ۲۶.</ref> و [[حضرت محمد]]{{صل}}<ref>سوره احزاب، آیه ۶.</ref> واگذار کرده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]] و تدوین نظامنامه ([[پیماننامه]]) در میان [[قبایل]] مختلف [[مهاجر]] و [[انصار]]، به تشکیل نخستین [[دولت در اسلام]] [[اقدام]] کرد<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۲/۳۵۵–۳۷۰؛ احمدی میانجی، ۳/۶–۳۳.</ref>. | |||
بنابر اعتقاد شیعیان، [[امامت]] و [[خلافت]]، حق اهل [[بیت]]{{ع}} است و در [[عصر غیبت]]، این [[مسئولیت]] به صالحترین فرد [[جامعه]] یعنی [[فقیه جامع شرایط]] واگذار شده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۵۱؛ منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۱۱.</ref>.<ref>[[سید جواد راثی ورعی|راثی ورعی، سید جواد]]، [[حکومت اسلامی (مقاله)|مقاله «حکومت اسلامی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۵۹۰.</ref> | |||
== اهمیت و ضرورت == | == اهمیت و ضرورت == | ||
{{اصلی|ضرورت حکومت اسلامی|ضرورت تشکیل حکومت}} | {{اصلی|ضرورت حکومت اسلامی|ضرورت تشکیل حکومت}} | ||
حکومت، ضرورت [[جامعه بشری]] است<ref>ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱/۲۳۷.</ref>. [[علی]]{{ع}} هر جامعهای را ناگزیر از داشتن [[حاکم]] [[نیکوکار]] یا بدکار دانسته است، تا در پرتو حکومت او، به [[امور مالی]]، [[جنگ با دشمنان]]، ایمن ساختن راهها و ستاندن [[حق]] [[ناتوان]] از توانا پرداخته شود<ref>نهج البلاغه، خ۴۰، ۶۱.</ref>؛ بنابراین وجود حکومت و دستگاه اجرا و اداره در [[جامعه]]، ضروری و لازم شمرده شده<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۲۵ و ۲۸–۲۹.</ref> و حتی به فرض ستمکار بودن آن، بر [[هرج و مرج]] و [[فتنه]] [[برتری]] دارد<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۴.</ref>؛ زیرا جامعه نیازمند [[قانون]] است و قانون نیز مجری میخواهد<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۲۰–۲۱.</ref>.<ref>[[سید جواد راثی ورعی|راثی ورعی، سید جواد]]، [[حکومت اسلامی (مقاله)|مقاله «حکومت اسلامی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۵۹۰.</ref> | |||
[[اهمیت حکومت]] در مقایسه با قوانین و مقررات دیگر اسلام را میتوان از جمله معروف [[امام باقر]] {{عم}} دریافت که فرمود: "اسلام بر پنج پایه [[استوار]] شده است. بر [[نماز]] و [[زکات]] و [[روزه]] و [[حج]] و [[ولایت]] ([[حکومت]]) و به چیزی به مقدار ولایت فراخوانده نشده، ولی [[مردم]] چهار مورد را گرفته و مورد اخیر (ولایت و حکومت) را رها کردند"<ref>{{متن حدیث|بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هَذِهِ يَعْنِي الْوَلَايَةَ}}؛ کلینی، کافی، ج۲، ص۱۸، ح٢.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۸.</ref> نبود "حکومت"، سبب [[هرجومرج]] و بینظمی خواهد شد. افزون بر آن، "حکومت"، در [[جایگاه]] اساسیترین عنصر در تنظیم امور [[جامعه]] و تضمین اجرای [[قوانین]] در [[پیشرفت]] مادی و [[معنوی]] [[جوامع]]، نقش تعیینکنندهای دارد؛ از این رو مسأله "حکومت" و اهمیت آن در میان [[آموزههای دینی]]، [[جایگاه]] ویژهای دارد. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}}، در پاسخ به دیدگاه [[باطل]] [[خوارج]] که "حکومت" را فقط در محدوده مسؤولیتهای [[خداوند]] میدانستند، فرمود: {{متن حدیث|"... وَ إِنَّهُ لاَ بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ..."}}<ref>امام علی {{ع}}، نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>؛... و همانا [[مردم]] ناگزیرند از داشتن [[زمامدار]]؛ چه [[نیکوکار]] و چه بدکار...<ref>ر.ک: [[احمد واعظی|واعظی، احمد]]، حکومت اسلامی، ص ۳۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۶۳ و ۲۶۷.</ref> | [[اهمیت حکومت]] در مقایسه با قوانین و مقررات دیگر اسلام را میتوان از جمله معروف [[امام باقر]] {{عم}} دریافت که فرمود: "اسلام بر پنج پایه [[استوار]] شده است. بر [[نماز]] و [[زکات]] و [[روزه]] و [[حج]] و [[ولایت]] ([[حکومت]]) و به چیزی به مقدار ولایت فراخوانده نشده، ولی [[مردم]] چهار مورد را گرفته و مورد اخیر (ولایت و حکومت) را رها کردند"<ref>{{متن حدیث|بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هَذِهِ يَعْنِي الْوَلَايَةَ}}؛ کلینی، کافی، ج۲، ص۱۸، ح٢.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۸.</ref> نبود "حکومت"، سبب [[هرجومرج]] و بینظمی خواهد شد. افزون بر آن، "حکومت"، در [[جایگاه]] اساسیترین عنصر در تنظیم امور [[جامعه]] و تضمین اجرای [[قوانین]] در [[پیشرفت]] مادی و [[معنوی]] [[جوامع]]، نقش تعیینکنندهای دارد؛ از این رو مسأله "حکومت" و اهمیت آن در میان [[آموزههای دینی]]، [[جایگاه]] ویژهای دارد. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}}، در پاسخ به دیدگاه [[باطل]] [[خوارج]] که "حکومت" را فقط در محدوده مسؤولیتهای [[خداوند]] میدانستند، فرمود: {{متن حدیث|"... وَ إِنَّهُ لاَ بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ..."}}<ref>امام علی {{ع}}، نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>؛... و همانا [[مردم]] ناگزیرند از داشتن [[زمامدار]]؛ چه [[نیکوکار]] و چه بدکار...<ref>ر.ک: [[احمد واعظی|واعظی، احمد]]، حکومت اسلامی، ص ۳۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۶۳ و ۲۶۷.</ref> | ||
از سوی دیگر، ضرورت [[اجرای احکام]] که [[تشکیل حکومت]] [[رسول خدا]]{{صل}} را لازم آورده، تنها مختص [[زمان]] [[حیات]] آن حضرت نیست و پس از درگذشت ایشان نیز ادامه دارد<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۲۶.</ref>. [[سیره اجتماعی]] ـ [[سیاسی]] رسول خدا{{صل}} نیز بهترین [[گواه]] بر اهمیت و [[ضرورت وجود حکومت]] در [[جامعه اسلامی]] است<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۹.</ref>. از نظر [[متفکران اسلامی]]، [[سیره پیامبر]]{{صل}} در [[اجرای قوانین]]، [[برقراری نظام اسلامی]]، [[اداره جامعه]]، [[قضاوت]] و [[نصب قاضی]]، فرستادن [[والی]] و [[سفیر]] به مناطق و کشورهای مختلف<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۲/۶۲۰ و ۶۵۶–۶۵۷.</ref>، [[عقد]] [[قراردادها]] و [[پیمانها]]<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۳/۱۲۳.</ref> و [[گردآوری زکات]]، [[خراج]]، غنیمتها و [[مصرف]] آنها در جاهای معین<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۳/۱۴۷.</ref>، [[فرماندهی سپاه]] و نصب [[فرماندهان لشکر]]<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۳/۱۳۱.</ref> بر ضرورت [[تشکیل حکومت اسلامی]] [[گواهی]] میدهند<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۹.</ref>.<ref>[[سید جواد راثی ورعی|راثی ورعی، سید جواد]]، [[حکومت اسلامی (مقاله)|مقاله «حکومت اسلامی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۵۹۰.</ref> | |||
== اصول و مبانی == | == اصول و مبانی == | ||
{{اصلی|مبانی حکومت دینی}} | {{اصلی|مبانی حکومت دینی}} | ||
[[حکومت دینی]] بر پایه مجموعهای از بنیادهای نظری [[استوار]] است که [[قوانین]]، [[قواعد]] و ساز و کار [[اعمال]] حکومت دینی حجّیت خود را از آنها میگیرند. این مبانی به سه دسته خداشناختی، انسانشناختی و جامعهشناختی قسمت میشوند: | [[حکومت دینی]] بر پایه مجموعهای از بنیادهای نظری [[استوار]] است که [[قوانین]]، [[قواعد]] و ساز و کار [[اعمال]] حکومت دینی حجّیت خود را از آنها میگیرند. این مبانی به سه دسته خداشناختی، انسانشناختی و جامعهشناختی قسمت میشوند: | ||
# '''مبانی خداشناختی:''' در نگاه [[قرآنی]] به [[خدا]]، مجموعهای مبانی و قواعد کلی یافت میشوند که بر پایه آنها حکومت دینی [[ضرورت]] یافته و ساختار میگیرد، مانند: | # '''مبانی خداشناختی:''' در نگاه [[قرآنی]] به [[خدا]]، مجموعهای مبانی و قواعد کلی یافت میشوند که بر پایه آنها حکومت دینی [[ضرورت]] یافته و ساختار میگیرد، مانند: | ||
| خط ۳۴: | خط ۶۷: | ||
{{اصلی|اهداف حکومت اسلامی}} | {{اصلی|اهداف حکومت اسلامی}} | ||
همه [[نظامهای سیاسی]] و [[نظام سیاسی اسلام]]، دارای اهدافی هستند و با هر روشی نیز نمیتوان به یک [[هدف]] دست یافت. هدف اصلی در نظام سیاسی اسلام، توسعه بستر تقرب الهی است. در [[جامعه اسلامی]]، همه چیز در خدمت تعالی [[انسان]] قرار میگیرد. این تعالی با [[تقرب به خداوند]] حاصل میشود و [[حکومت]] نیز زمینهساز این [[تقرب]] تعالیبخش است. اهداف فرعی که در واقع ابزار رسیدن به هدف اصلی هستند، به نوبه خود، [[هدف]] دستهای از عملکردهای [[نظام سیاسی]] قرار میگیرند. این اهداف عبارتاند از: [[اقامه قسط و عدل]]؛ [[اجرای احکام شریعت]]؛ [[برقراری نظم و امنیت]]؛ [[توسعه معنویات]]؛ [[ارتقای فرهنگی]]؛ [[تأمین رفاه عمومی]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۵٨ ـ ۱۶۵؛ [[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)|نبوت]]، ص۹۹ – ۱۰۲؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>. | همه [[نظامهای سیاسی]] و [[نظام سیاسی اسلام]]، دارای اهدافی هستند و با هر روشی نیز نمیتوان به یک [[هدف]] دست یافت. هدف اصلی در نظام سیاسی اسلام، توسعه بستر تقرب الهی است. در [[جامعه اسلامی]]، همه چیز در خدمت تعالی [[انسان]] قرار میگیرد. این تعالی با [[تقرب به خداوند]] حاصل میشود و [[حکومت]] نیز زمینهساز این [[تقرب]] تعالیبخش است. اهداف فرعی که در واقع ابزار رسیدن به هدف اصلی هستند، به نوبه خود، [[هدف]] دستهای از عملکردهای [[نظام سیاسی]] قرار میگیرند. این اهداف عبارتاند از: [[اقامه قسط و عدل]]؛ [[اجرای احکام شریعت]]؛ [[برقراری نظم و امنیت]]؛ [[توسعه معنویات]]؛ [[ارتقای فرهنگی]]؛ [[تأمین رفاه عمومی]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۵٨ ـ ۱۶۵؛ [[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)|نبوت]]، ص۹۹ – ۱۰۲؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>. | ||
== [[مشروعیت حکومت]] [[اسلامی]] == | |||
[[مشروعیت نظام سیاسی]] در نظریات قدیم [[اهل سنت]]، مستند به دو اصل اساسی [[انتخاب]] [[اهل حل و عقد]]، و [[استخلاف]] ([[نصب]] به دست [[خلیفه]] پیشین) بود؛ اگرچه زور و غلبه نیز یکی از راههای [[انعقاد خلافت]] در [[اندیشه]] اهل سنت ذکر شده است<ref>ماوردی، الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیه، ۷–۸.</ref>. در نظریات جدید اهل سنت نیز [[شورا]] جایگاه ویژهای یافته است<ref>فیرحی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، ۱۴۳–۱۴۴.</ref>؛ اما اندیشمندان شیعه، [[مشروعیت سیاسی]] [[حکومت پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} را مشروعیتی [[الهی]] و بدون واسطه میدانند و بر آناند که [[مردم]] نقشی در واگذاری این [[ولایت]] ندارند؛ هرچند تحقق خارجی [[حکومت]] و [[کارآمدی]] آن وابسته به خواست و [[پذیرش مردم]] است<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۷۸.</ref>. موضوع حکومت و [[مشروعیت]] آن در غیاب [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} نیز مورد توجه ویژه اندیشمندان [[شیعی]] با [[تفاسیر]] مختلف قرار داشته است و در این زمینه دو نظریه کلی در میان موافقان، مطرح شده است: | |||
# [[انتصاب]]؛ | |||
# [[انتخاب]]. | |||
بنابر دیدگاه نخست که [[نظریه ولایت فقیه]] بر آن [[استوار]] است، ماهیت [[حکومت اسلامی]] در عصر حضور و غیبت یکسان است و [[فقیهان]] و [[عالمان دینی]] برخوردار از شرایط تعیین شده، همانند [[معصومان]]{{ع}} دارای [[حق ولایت]] از جانب خداوندند و به [[نیابت]] از [[معصوم]]{{ع}} [[حق]] [[برپایی حکومت]] و [[اداره جامعه]] را دارند<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۱۰۴.</ref>. صاحبان دیدگاه دوم، بر مبنای [[اصل عدم ولایت]] کسی بر کسی و تخصیص خوردن [[ولایت]] معصومان{{ع}} بر [[مردم]]، بر آناند که دلیلی برای [[اثبات ولایت]] [[فقها]] جز در حد صلاحیت و شأنیت آنان وجود ندارد و بر مردم [[واجب]] است از میان فقها، [[فقیه]] دارای شرایط [[زمامداری]] را انتخاب کنند. این دیدگاه، [[نظریه انتصاب الهی]] را به تمامی رد نمیکند و [[انتخاب مردم]] را در طول [[نصب الهی]] و در صورت عدم ثبوت آن میداند<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۴۰۸–۴۰۹.</ref>.<ref>[[سید جواد راثی ورعی|راثی ورعی، سید جواد]]، [[حکومت اسلامی (مقاله)|مقاله «حکومت اسلامی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۵۹۰.</ref> | |||
== خاستگاه (عناصر تشکیلدهنده) == | == خاستگاه (عناصر تشکیلدهنده) == | ||
| خط ۳۹: | خط ۷۹: | ||
[[حکومت|حکومتی]] که [[رهبری امت]] ـ بهمعنای عام ـ را به عهده میگیرد، به دو عنصر اساسی نیازمند است: | [[حکومت|حکومتی]] که [[رهبری امت]] ـ بهمعنای عام ـ را به عهده میگیرد، به دو عنصر اساسی نیازمند است: | ||
=== نخست: [[مشروعیت]] === | === نخست: [[مشروعیت]] === | ||
«مشروعیت» بهمعنای عنصری است که [[حقانیت حکومت|حقانیت]] و [[مشروعیت حکومت]] را تأمین میکند؛ یعنی به [[حکومت]]، [[حق]] و [[مشروعیت]] اِعمال اراده میدهد و حق دخالت او را در ایجاد [[نظم عادلانه]] به عنوان دخالتی مشروع و عادلانه تأمین میکند. بدون [[مشروعیت]]، [[حکومت]] به [[استبدادی]] [[ظلم|ظالمانه]] بدل میشود که باید [[جامعه]] یا [[امت]] برای کنترل یا نابود و تبدیل کردن آن به [[حکومت مشروع|حکومتی مشروع]]، تلاش کند<ref>ر. ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نظریه حکومت در اسلام (کتاب)|نظریه حکومت]]، فصل اول.</ref>. | «مشروعیت» بهمعنای عنصری است که [[حقانیت حکومت|حقانیت]] و [[مشروعیت حکومت]] را تأمین میکند؛ یعنی به [[حکومت]]، [[حق]] و [[مشروعیت]] اِعمال اراده میدهد و حق دخالت او را در ایجاد [[نظم عادلانه]] به عنوان دخالتی مشروع و عادلانه تأمین میکند. بدون [[مشروعیت]]، [[حکومت]] به [[استبدادی]] [[ظلم|ظالمانه]] بدل میشود که باید [[جامعه]] یا [[امت]] برای کنترل یا نابود و تبدیل کردن آن به [[حکومت مشروع|حکومتی مشروع]]، تلاش کند<ref>ر.ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نظریه حکومت در اسلام (کتاب)|نظریه حکومت]]، فصل اول.</ref>. | ||
=== دوم: [[قدرت]] === | === دوم: [[قدرت]] === | ||
| خط ۶۲: | خط ۱۰۲: | ||
{{اصلی|وظایف حاکم}} | {{اصلی|وظایف حاکم}} | ||
مسؤولین [[نظام اسلامی]] برای حفظ و حراست از جامعه اسلامی بایستی در رفاه کارمندان، کمال [[کوشش]] و جدیت نمایند و مراقبت [[رفتار]] و [[کردار]] آنان باشند تا به بهانه [[مشکلات]] [[مالی]] به [[رشوهخواری]] و [[خیانت]] گرفتار نشوند و با مراقبت آنان محل [[طمع]] دیگران قرار نگیرند؛ از جمله وظایف حاکم خوب عبارت است از: تأمین حقوق مالی؛ فرستادن بازرس و گماردن مأمور مخفی؛ [[نظارت]] کامل بر اطرافیان؛ [[مجازات]] فوری کارمند متخلف و عزل کارمند [[خائن]]<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص۲۵۵ ـ ۲۵۷.</ref>. | مسؤولین [[نظام اسلامی]] برای حفظ و حراست از جامعه اسلامی بایستی در رفاه کارمندان، کمال [[کوشش]] و جدیت نمایند و مراقبت [[رفتار]] و [[کردار]] آنان باشند تا به بهانه [[مشکلات]] [[مالی]] به [[رشوهخواری]] و [[خیانت]] گرفتار نشوند و با مراقبت آنان محل [[طمع]] دیگران قرار نگیرند؛ از جمله وظایف حاکم خوب عبارت است از: تأمین حقوق مالی؛ فرستادن بازرس و گماردن مأمور مخفی؛ [[نظارت]] کامل بر اطرافیان؛ [[مجازات]] فوری کارمند متخلف و عزل کارمند [[خائن]]<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص۲۵۵ ـ ۲۵۷.</ref>. | ||
== حقوق متقابل [[حکومت]] و [[مردم]] == | |||
[[حق]] و [[مسئولیت]]، همواره رابطه متقابل و دوسویه دارند؛ بنابراین هر جا [[خداوند متعال]] برای کسی بر دیگری حقی قرار داده، در مقابل آن، مسئولیتی هم مقرر کرده است و این امر در همه [[زندگی]] [[بشر]] جاری است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱/۵۵۴–۵۵۵.</ref>. [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بزرگترین [[حقوق]] دو سویه را [[حق حکومت]] بر مردم و [[حق مردم]] بر حکومت دانسته و این حقوق را مایه [[انتظام]] روابط مردم و [[عزت]] [[دین]] آنان معرفی کرده است<ref>نهج البلاغه، خ۲۰۷، ۳۰۸–۳۰۹.</ref>. حق مردم بر [[حاکم]]، [[خیرخواهی]] او برای مردم، [[ادای حقوق]] آنان از [[بیتالمال]] و [[آموزش]] آنان است و [[حق حاکم]] بر مردم، خیرخواهی مردم برای حاکم، [[استواری]] در [[بیعت]]، [[اطاعت از حاکم]] و عمل به [[فرمان]] اوست<ref>نهج البلاغه، خ۳۴، ۵۷.</ref>. یکی دیگر از مهمترین حقوق دوسویه حق «[[نظارت]]» است. از یک سو، [[زمامدار]] موظف است تا در جهت ترویج [[ارزشها]] و [[تعالیم دینی]] و تعالی [[اندیشهها]]، بر [[جامعه اسلامی]] نظارت کند و از سوی دیگر، مردم [[وظیفه]] دارند تا بر جهتگیریها و سیاستگذاریهای [[دولت]] در داخل و خارج نظارت کنند و نظرهای مشورتی خود را برای بهبود [[جامعه]] و [[استحکام]] پایههای [[نظام اسلامی]] ارائه دهند. نظارت یک [[تکلیف الهی]] و [[مسئولیت]] [[دینی]] بهشمار میآید<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۴۰۹؛ ۸/۵ و ۱۶/۲۱.</ref>. | |||
برخی از اندیشمندان معاصر [[حقوق اساسی]] [[مردم]] در [[حکومت اسلامی]] را این موارد بیان کردهاند: | |||
# [[مشارکت سیاسی]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۱۵۵ و ۲۰/۵۵.</ref>؛ | |||
# [[برابری]] با [[دولتمردان]]<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۱۳۱.</ref>؛ | |||
# پذیرش و عزل [[حاکمان]] [[سیاسی]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۴۵۳ و ۵/۴۱۰.</ref>؛ | |||
# [[نظارت بر قدرت]] سیاسی و عرصه [[مدیریتی]] [[کشور]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۴/۳۵۹؛ ۵/۴۰۹ و ۸/۵.</ref>؛ | |||
# [[نصیحت]]، طرح اشکال، [[انتقاد]] و [[اعتراض]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۴/۳۵۹؛ ۵/۴۰۹ و ۸/۵، ۴۸۷.</ref>؛ | |||
# [[رفاه]]، [[آسایش]] و [[امنیت]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۴/۲۰۱ و ۴۴۱.</ref>؛ | |||
# [[آزادی اظهار عقیده]] برای همه ازجمله [[اقلیتهای دینی]] و مذهبی<ref>امام خمینی، صحیفه، ۴/۴۱۰–۴۱۱.</ref>؛ | |||
# [[آزادی]] [[انجام واجبات]] دینی و مذهبی برای [[پیروان]] همه [[ادیان]] و [[مذاهب]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۴/۳۵۹، ۴۴۱ و ۵/۴۲۴.</ref>؛ | |||
# [[آموزش]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۶/۳۴۵.</ref>؛ | |||
# انتخاب شدن و انتخاب کردن و [[آزادی]] و [[استقلال]] کامل در رأی<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۱۴۱ و ۴۳۲.</ref>؛ | |||
# برخورداری از [[حریم خصوصی]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۴۰، ۲۶۷.</ref> و [[آزادیهای اجتماعی]] و سیاسی مانند تشکیل [[حزب]]، اجتماعات، بیان، قلم، [[اشتغال]] و [[مسکن]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۴/۲۶۶.</ref>.<ref>[[سید جواد راثی ورعی|راثی ورعی، سید جواد]]، [[حکومت اسلامی (مقاله)|مقاله «حکومت اسلامی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۵۹۰.</ref> | |||
== شکل و ساختار حکومت اسلامی == | == شکل و ساختار حکومت اسلامی == | ||
| خط ۷۴: | خط ۱۳۰: | ||
=== قواعد سیاست داخلی === | === قواعد سیاست داخلی === | ||
=== قواعد سیاست خارجی === | === قواعد سیاست خارجی === | ||
{{اصلی|قواعد روابط خارجی}} | {{اصلی|قواعد روابط خارجی}} | ||
| خط ۸۱: | خط ۱۳۸: | ||
{{اصلی|انتخاب حاکم}} | {{اصلی|انتخاب حاکم}} | ||
== حکومت اسلامی در عصر حضور معصوم == | == حکومت اسلامی در عصر حضور معصوم == | ||
== حکومت اسلامی در عصر غیبت معصوم == | == حکومت اسلامی در عصر غیبت معصوم == | ||
{{اصلی|حکومت اسلامی در غیبت کبری|ولایت فقیه}} | {{اصلی|حکومت اسلامی در غیبت کبری|ولایت فقیه}} | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۵۸: | ||
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | # [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | ||
# [[پرونده:1100439.jpg|22px]] [[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| '''امامت و رهبری''']] | # [[پرونده:1100439.jpg|22px]] [[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| '''امامت و رهبری''']] | ||
# [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']] | |||
# [[پرونده:4432.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|'''تجلی امامت''']] | # [[پرونده:4432.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|'''تجلی امامت''']] | ||
# [[پرونده:1368921.jpg|22px]] [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|'''انسانشناسی''']] | # [[پرونده:1368921.jpg|22px]] [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|'''انسانشناسی''']] | ||