| مداخل مرتبط = [[حصين بن وحوح انصاری در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط =
}}
== آشنایی اجمالی ==
وی از تیره [[مرة بن مالک]]، از [[اوس]] از [[انصار]] بود<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۳۳؛ ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۷۶.</ref> از این رو، نسبت او را [[اوسی]] نیز گفتهاند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۳۸.</ref>. برخی به [[خطا]] نام او را «حضین»<ref>عسکری، تصحیفات المحدثین، ج۲، ص۶۱۱.</ref> و نام پدرش را «وخوح»<ref>ابن جوزی، تلقیح فهوم اهل الأثر فی عیون التاریخ والسیر، ص۱۸۲.</ref> آوردهاند که احتمال [[تصحیف]] وجود دارد. در [[صحابی]] بودن وی [[اختلاف]] است. بیشتر منابع او را صحابی دانستهاند<ref>ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱؛ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۱۹۸؛ ذهبی، الکاشف، ص۳۳۹؛ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۲۴.</ref>.
[[ابن حبان]]<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۹.</ref> گوید: گفتهاند او صحابی است. به ظاهر مستند صحابی بودن حصین خبری است که از وی درباره [[تبعیت]] کامل یکی از [[صحابه]] به نام [[طلحة بن براء]] از [[رسول خدا]]{{صل}} و [[دعای پیامبر]] در [[حق]] وی بعد از مرگش<ref>برای اطلاع از جزئیات این واقعه، ر.ک: مدخل طلحة بن براء.</ref> نقل شده است<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۱۵۶-۱۵۷؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۴۲.</ref>. هر چند در بخشی از منابع خبر حصین درباره طلحة بن براء به صورت تقطیع شده نقل شده<ref>برای نمونه، قس: بیهقی، السنن الکبری، ج۹، ص۲۶؛ نووی، ریاض الصالحین، ج۹، ص۴۲۸؛ ابن ابی عاصم، کتاب السنة، ص۲۴۶؛ ابن حجر، فتح الباری، ج۳، ص۱۴۸.</ref> که سبب این [[گمان]] شده که شمار [[روایات]] حصین بیش از یک [[روایت]] است، اما چون تصریح شده است که از حصین تنها یک خبر روایت شده<ref>مزّی، تهذیب الکمال، ج۶، ص۵۴۸؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۲، ص۳۳۸.</ref>، از این رو، باید این روایتهای مختلف را هر کدام بخشی از یک روایت دانست.
[[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۴۱۴.</ref>، مشابه داستان یاد شده را درباره [[براء بن مالک]] آورده، اما آن را [[اشتباه]] دانسته و احتمال داده است که این داستان برای دو نفر رخ داده باشد. به گفته ابن حجر<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۵، ص۵۸۴.</ref>، این کلبی میگوید: وی و برادرش «محصن» در «[[غدیر]]» کشته شدند و [[صحابی]] بودن هیچ کدام ثابت نشده است. در متن [[ابن حجر]] دو [[خطا]] وجود دارد؛ یکی اینکه [[ابن کلبی]] از [[صحابی]] نبودن آنان سخن نگفته است، دیگر آنکه محل درگذشت آنان در [[نسب معد والیمن الکبیر]] ابن کلبی<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۳۳.</ref> «[[عذیب]]»<ref>نام آبی در ۴ میلی قادسیه، ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۹۲.</ref> آمده است چنان که منابع دیگر نیز بدان اشاره کردهاند<ref>ر.ک: ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۴۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۱.</ref>.
البته [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۱.</ref> به خبر [[ابن کلبی]]<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۳۳.</ref> که درگذشت وی و برادرش محصن را در [[قادسیه]] (سال ۱۵) دانسته، اشکال گرفته و میگوید: خبر یاد شده از حصین که از طریق [[عروة بن سعید انصاری]] از پدرش [[روایت]] شده است، باید به شکل مرسل نقل شده باشد؛ زیرا سعید، پدر عروه، [[زمان]] قادسیه را [[درک]] نکرده است، پس یا باید [[حصین بن وحوح]] دیگری وجود داشته باشد که سعید او را درک کرده، یا باید حصین بن وحوح در قادسیه کشته نشده باشد.
با این حال [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۳۹.</ref> اینکه «حصین بن وحوح» داستان «[[طلحة بن براء]]» را که در بالا آمده است، نقل کرده باشد، درست میداند.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حصين بن وحوح انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۸۷.</ref>
ابو نعیم[۱] و ابن اثیر[۲] نام جدش را «جری» ضبط کردهاند؛ کنیه حصین را ابورجا آوردهاند[۳].
تنها خبری که از وی در دست است اینکه گفتهاند: غلام او، جبیر بن اسود حبشی، که ۱۳۴ سال عمر کرده بود، خبری از وی نقل کرده است که گفت: هیچگاه رسول خدا(ص) را در حالت خندیدن ندیدم مگر آنکه تبسم میکرد[۴]. برخی اضافه کردهاند که آن حضرت سنگ بر شکم میبست[۵]. همین خبر مستند برخی برای صحابی دانستن حصین شده است.[۶]
وی از بنی قنان از ربیعة بن حارث بن کعب از قبیله مذحج بود[۱]. از این رو نسبت او را حارثی[۲] و قنانی[۳] هم گفتهاند. بدان سبب که گرفتگی یا غدهای در گلویش بود و باعث میشد که واضح سخن نگوید، به او ذو الغصه هم میگفتند[۴]. این لقب برای پسرش و برخی از فرزندان دیگر وی نیز آمده است[۵]. گفتهاند وی عمری طولانی داشت[۶] و یکصد سال رئیسبنی حارث بن کعب بود[۷]. با توجه به آن صد ساله بودن عمر او[۸] به احتمال در عبارت عربی «رأس بنی الحارث بن کعب عاش مئة سنه» کلمه «عاش» افتاده و ریاست او بر بنی حارث صد سال قلمداد شده است.
وی در واقعه فیف الریح که نام مکان و نبردی در نجد است[۹] و از ایام العرب بود[۱۰] و مقارن بعثترسول خدا(ص) اتفاق افتاد، ریاست بنی حارث بن کعب را بر عهده داشت[۱۱].
برخی منابع به نقل از ابن کلبی گفتهاند وی خدمت رسول خدا رسید[۱۲] اما از عبارت ابن کلبی[۱۳] چنین برداشتی نمیشود. در این عبارت کسی که خدمت رسول خدا(ص) رسید پسر وی، قیس بن حصین است؛ چنان که برخی منابع بدان اشاره کردهاند[۱۴].