تواضع در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده'
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
جز (جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۷۵: خط ۷۵:


=== [[فروتنی]] در مجلس‌ها ===
=== [[فروتنی]] در مجلس‌ها ===
# به نقل از [[عکرمه]]: عبّاس (عموی پیامبر{{صل}} گفت: من مدّت ماندن پیامبر{{صل}} را میان خودمان به دست خواهم آورد. او به پیامبر{{صل}} گفت: من می‌بینم که آنها (مراجعه‌کنندگان) تو را [[آزار]] می‌دهند و گرد و غبارشان به تو آزار می‌رساند. کاش سایبانی درست می‌کردی و از آن بالا با ایشان گفتگو می‌کردی؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "من همواره میان آنان به سر می‌برم تا پا روی لباس‌هایم بگذارند و دور و برم بنشینند و عبایم را از دست هم بکشند تا [[خداوند]]، آن کسی باشد که مرا از آنان آسوده کند"<ref>{{عربی|عَنْ عِكْرِمَةَ: قَالَ الْعَبَّاسُ: لَأَعْلَمَنَّ مَا بَقَاءُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِينَا؟ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي أَرَاهُمْ قَدْ آذَوْكَ وَآذَاكَ غُبَارُهُمْ، فَلَوِ اتَّخَذْتَ عَرِيشًا تُكَلِّمُهُمْ مِنْهُ؟ فَقَالَ: لَا أَزَالُ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ يَطَؤُونَ عقِبِي، وَيُنَازِعُونِي رِدَائِي حَتَّى يَكُونَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي يُرِيحُنِي مِنْهُمْ}}؛ سنن الدارمي، ج۱، ص۳۹، ح۷۵؛ طبقات الکبری، ج۲، ص۱۹۳؛ المصنّف لابن أبي شیبة، ج۸، ص۱۴۳، ح۱۲۵؛ المصنّف لعبد الرّزاق، ج۵، ص۴۳۴، کلّها نحوه؛ کنز العمّال، ج۴، ص۳۷۶، ح۱۰۹۹۲.</ref>.<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)| سیره پیامبر خاتم ج۱]]، ص۴۵۲-۴۵۳؛ [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[مروارید نبوت (کتاب)|مروارید نبوت]]، ص۳۰.</ref>
# به نقل از [[عکرمه]]: عبّاس (عموی پیامبر{{صل}} گفت: من مدّت ماندن پیامبر{{صل}} را میان خودمان به دست خواهم آورد. او به پیامبر{{صل}} گفت: من می‌بینم که آنها (مراجعه‌کنندگان) تو را [[آزار]] می‌دهند و گرد و غبارشان به تو آزار می‌رساند. کاش سایبانی درست می‌کردی و از آن بالا با ایشان گفتگو می‌کردی؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "من همواره میان آنان به سر می‌برم تا پا روی لباس‌هایم بگذارند و دور و برم بنشینند و عبایم را از دست هم بکشند تا [[خداوند]]، آن کسی باشد که مرا از آنان آسوده کند"<ref>{{عربی|عَنْ عِكْرِمَةَ: قَالَ الْعَبَّاسُ: لَأَعْلَمَنَّ مَا بَقَاءُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِينَا؟ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي أَرَاهُمْ قَدْ آذَوْكَ وَآذَاكَ غُبَارُهُمْ، فَلَوِ اتَّخَذْتَ عَرِيشًا تُكَلِّمُهُمْ مِنْهُ؟ فَقَالَ: لَا أَزَالُ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ يَطَؤُونَ عقِبِي، وَيُنَازِعُونِي رِدَائِي حَتَّى يَكُونَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي يُرِيحُنِي مِنْهُمْ}}؛ سنن الدارمي، ج۱، ص۳۹، ح۷۵؛ طبقات الکبری، ج۲، ص۱۹۳؛ المصنّف لابن أبي شیبة، ج۸، ص۱۴۳، ح۱۲۵؛ المصنّف لعبد الرّزاق، ج۵، ص۴۳۴، کلّها نحوه؛ کنز العمّال، ج۴، ص۳۷۶، ح۱۰۹۹۲.</ref>.<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)| سیره پیامبر خاتم ج۱]]، ص۴۵۲-۴۵۳.</ref>


=== [[فروتنی]] در راه رفتن ===
=== [[فروتنی]] در راه رفتن ===
خط ۹۴: خط ۹۴:
[[پادشاهان]]، دولت‌مردان و [[ثروتمندان]] پیشین به هنگام انتقال به این سو و آن سو، گاه از تخت روان استفاده می‌کردند، گاه در کالسکه می‌نشستند و کسی دیگر رانندگی آن را به عهده می‌گرفت و گاه بر اسب‌های گران‌قیمت سوار می‌شدند، بی‌آن که کسی از [[مردم]] معمولی یا حتّی یارانشان را در کنار خود جای دهند. آنان همچنین افرادی را جدا از خود و سوار بر اسب‌های تیزرو برای ایجاد [[هیمنه]] و کبکبه ملازم خود می‌نمودند و بدین ترتیب [[قدرت]] و [[شوکت]] خود را به رخ مردم می‌کشیدند و در ایشان [[حسّ]] [[احترام]] یا [[ترس]] و [[هراس]] می‌آفریدند. در دنیای کنونی نیز دولت‌مردان و صاحبان [[مال]] و [[مقام]]، سوار ماشین‌هایی گران‌بها می‌شوند و بی‌آنکه کسی از دیگر مسافران و رهروان را در کنار خود بنشانند، ماشین و افرادی دیگر را ملازم رکاب خود می‌سازند.
[[پادشاهان]]، دولت‌مردان و [[ثروتمندان]] پیشین به هنگام انتقال به این سو و آن سو، گاه از تخت روان استفاده می‌کردند، گاه در کالسکه می‌نشستند و کسی دیگر رانندگی آن را به عهده می‌گرفت و گاه بر اسب‌های گران‌قیمت سوار می‌شدند، بی‌آن که کسی از [[مردم]] معمولی یا حتّی یارانشان را در کنار خود جای دهند. آنان همچنین افرادی را جدا از خود و سوار بر اسب‌های تیزرو برای ایجاد [[هیمنه]] و کبکبه ملازم خود می‌نمودند و بدین ترتیب [[قدرت]] و [[شوکت]] خود را به رخ مردم می‌کشیدند و در ایشان [[حسّ]] [[احترام]] یا [[ترس]] و [[هراس]] می‌آفریدند. در دنیای کنونی نیز دولت‌مردان و صاحبان [[مال]] و [[مقام]]، سوار ماشین‌هایی گران‌بها می‌شوند و بی‌آنکه کسی از دیگر مسافران و رهروان را در کنار خود بنشانند، ماشین و افرادی دیگر را ملازم رکاب خود می‌سازند.


امّا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بی‌آن که بر تخت روان و کالسکه بنشیند یا کسی را ملازم رکاب خود کند و یا حتّی از مرکب‌های گران‌قیمت استفاده نماید، [[ساده]] و [[بی‌آلایش]] بر استر و درازگوشِ با پالان یا بی‌پالان می‌نشست و بی‌آنکه به تشریفات و تجمّلات بیندیشد، گاه شخصی دیگر را نیز در پشت خود می‌نشاند و هیچ اختصاصی برای خود قائل نمی‌شد. این کار فروتنانه را در دنیای امروز می‌توان به استفاده از وسیله حمل و نقل ارزان‌قیمت - و نه گران‌قیمت و اختصاصی - مانند نمود که ماشین‌های دیگر آنها را [[همراهی]] نمی‌کنند و از سوار کردن دیگران نیز خودداری نمی‌ورزند؛ شیوه‌ای فروتنانه که [[متکبّران]] از آن، سر باز می‌زنند و سوار بر خودروهایی تک‌سرنشین، [[مغرور]] و بی‌اعتنا به ره‌گذران پیاده، به راه خود می‌روند.
امّا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بی‌آن که بر تخت روان و کالسکه بنشیند یا کسی را ملازم رکاب خود کند و یا حتّی از مرکب‌های گران‌قیمت استفاده نماید، ساده و [[بی‌آلایش]] بر استر و درازگوشِ با پالان یا بی‌پالان می‌نشست و بی‌آنکه به تشریفات و تجمّلات بیندیشد، گاه شخصی دیگر را نیز در پشت خود می‌نشاند و هیچ اختصاصی برای خود قائل نمی‌شد. این کار فروتنانه را در دنیای امروز می‌توان به استفاده از وسیله حمل و نقل ارزان‌قیمت - و نه گران‌قیمت و اختصاصی - مانند نمود که ماشین‌های دیگر آنها را [[همراهی]] نمی‌کنند و از سوار کردن دیگران نیز خودداری نمی‌ورزند؛ شیوه‌ای فروتنانه که [[متکبّران]] از آن، سر باز می‌زنند و سوار بر خودروهایی تک‌سرنشین، [[مغرور]] و بی‌اعتنا به ره‌گذران پیاده، به راه خود می‌روند.


گفتنی است گاه مسائلی مانند ویژگی راه، حفظ جان خود و یا تأمین [[امنیت خانواده]] و همراهان، ایجاب می‌کند وسیله‌ای مناسب برگزید و یا به هنگام [[احساس]] خطر، از سوار کردن افرادی امتناع نمود و حتّی برای محافظت از [[مقامات]] [[قضایی]] و [[امنیتی]] و [[سیاسی]]، خودروها و محافظانی همراه کرد. [[رفتار]] فرد و نیاز زمانه، تفاوت دو رویکرد متکبّرانه و حفاظتی را نشان می‌دهد<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)| سیره پیامبر خاتم ج۱]]، ص۴۵۸-۴۵۹.</ref>.
گفتنی است گاه مسائلی مانند ویژگی راه، حفظ جان خود و یا تأمین [[امنیت خانواده]] و همراهان، ایجاب می‌کند وسیله‌ای مناسب برگزید و یا به هنگام [[احساس]] خطر، از سوار کردن افرادی امتناع نمود و حتّی برای محافظت از [[مقامات]] [[قضایی]] و [[امنیتی]] و [[سیاسی]]، خودروها و محافظانی همراه کرد. [[رفتار]] فرد و نیاز زمانه، تفاوت دو رویکرد متکبّرانه و حفاظتی را نشان می‌دهد<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)| سیره پیامبر خاتم ج۱]]، ص۴۵۸-۴۵۹.</ref>.
خط ۱۲۹: خط ۱۲۹:
# به نقل از [[ابو ذر]]: [[سلمان]] و [[بلال]] را دیدم که به سوی پیامبر{{صل}} می‌آیند. ناگاه، سلمان روی پای پیامبر خدا{{صل}} افتاد و شروع به بوسیدن آن کرد. پیامبر{{صل}} او را از این کار باز داشت و سپس به او فرمود: "ای سلمان! [[رفتاری]] را که [[عجم‌ها]] با شهریاران خود می‌کنند، با من نکن. من بنده‌ای از [[بندگان خدا]] هستم و مانند [[بنده]] غذا می‌خورم و مانند بنده نشست و برخاست می‌نمایم"<ref>{{عربی|عَنْ أَبِي ذَرٍّ: رَأَيْتُ سَلْمَانَ وَ بِلَالاً يُقْبِلَانِ إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} إِذْ انْكَبَّ سَلْمَانُ عَلَى قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُقَبِّلُهَا فَزَجَرَهُ النَّبِيُّ{{صل}} عَنْ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا سَلْمَانُ لَا تَصْنَعْ بِي مَا تَصْنَعُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ آكُلُ مِمَّا يَأْكُلُ الْعَبِيدُ وَ أَقْعُدُ كَمَا يَقْعُدُ الْعَبِيدُ}}؛ تأویل الآیات الظاهره، ج۲، ص۴۸۴، ح۱۲؛ بحار الأنوار، ج۲۷، ص۱۳۹، ح۱۴۴.</ref>.
# به نقل از [[ابو ذر]]: [[سلمان]] و [[بلال]] را دیدم که به سوی پیامبر{{صل}} می‌آیند. ناگاه، سلمان روی پای پیامبر خدا{{صل}} افتاد و شروع به بوسیدن آن کرد. پیامبر{{صل}} او را از این کار باز داشت و سپس به او فرمود: "ای سلمان! [[رفتاری]] را که [[عجم‌ها]] با شهریاران خود می‌کنند، با من نکن. من بنده‌ای از [[بندگان خدا]] هستم و مانند [[بنده]] غذا می‌خورم و مانند بنده نشست و برخاست می‌نمایم"<ref>{{عربی|عَنْ أَبِي ذَرٍّ: رَأَيْتُ سَلْمَانَ وَ بِلَالاً يُقْبِلَانِ إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} إِذْ انْكَبَّ سَلْمَانُ عَلَى قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُقَبِّلُهَا فَزَجَرَهُ النَّبِيُّ{{صل}} عَنْ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا سَلْمَانُ لَا تَصْنَعْ بِي مَا تَصْنَعُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ آكُلُ مِمَّا يَأْكُلُ الْعَبِيدُ وَ أَقْعُدُ كَمَا يَقْعُدُ الْعَبِيدُ}}؛ تأویل الآیات الظاهره، ج۲، ص۴۸۴، ح۱۲؛ بحار الأنوار، ج۲۷، ص۱۳۹، ح۱۴۴.</ref>.
# به نقل از [[ابو مسلم]]، از [[ابو هریره]]: روزی همراه [[پیامبر خدا]]{{صل}} وارد [[بازار]] شدم. [[پیامبر]] به سمت پارچه‌فروشان رفت و شلواری به چهار درهم خرید. [[بازاریان]]، کسی را داشتند که کالاها را برایشان وزن می‌کرد. پیامبر خدا{{صل}} به او فرمود: "وزن کن و چربش کن"<ref>متن اصلی، «ترجیح بدء» است؛ یعنی کمی سنگین‌تر بکِش و به مشتری ارفاق کن.</ref>. مردِ وزن‌کننده گفت: این سخن را از هیچ‌کس نشنیده بودم. به او گفتم: در دوری و ناآشنایی با دینت، همین بس که پیامبرت را نمی‌شناسی؟ آن مرد، ترازو را انداخت و خود را روی دست پیامبر{{صل}} انداخت و شروع به بوسیدن آن کرد. پیامبر خدا{{صل}} دستش را از دست او بیرون کشید و فرمود: "این را [[عجم‌ها]] با [[پادشاهان]] خود می‌کنند. من، تنها مردی از شما هستم. وزن کن و چربش کن". پیامبر خدا{{صل}} شلوار را گرفت و رفت<ref>{{عربی|عن أَبِي مُسْلِمٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: دَخَلْتُ يَوْمًا السُّوقَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، فَجَلَسَ إِلَى الْبَزَّازِينَ، فَاشْتَرَى سَرَاوِيلَ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ، وَكَانَ لِأَهْلِ السُّوقِ وَزَّانٌ قَالَ: فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: "اتَّزِنْ وَأَرْجِحْ"، فَقَالَ الْوَزَّانُ: إِنَّ هَذِهِ الْكَلِمَةُ مَا سَمِعْتُهَا مِنْ أَحَدٍ. قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: فَقُلْتُ لَهُ: كَفَى بِكَ مِنَ الْجَفَاءِ فِي دَيْنِكَ أَنْ لَا تَعْرِفَ نَبِيَّكَ{{صل}}، فَطَرَحَ الْمِيزَانَ، وَوَثَبَ إِلَى يَدِ النَّبِيِّ{{صل}} يُقَبِّلُهَا، فَجَذَبَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَدَهُ مِنْهُ، وَقَالَ: "هَذَا إِنَّمَا يَفْعَلُهُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا، إِنَّمَا أَنَا رَجُلٌ مِنْكُمْ، فَزِنْ وَأَرْجِحْ"، وَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} السَّرَاوِيلَ}}؛ المعجم الأوسط، ج۶، ص۳۴۹، ح۶۵۹۴؛ شعب‌الإیمان، ج۵، ص۱۷۲، ح۶۲۴۴؛ مسند أبی یعلی، ج۵، ص۴۲۸، ح۶۱۳۶؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۲۰۵، ح۱۰۰۳،کلها نحوه.</ref>.
# به نقل از [[ابو مسلم]]، از [[ابو هریره]]: روزی همراه [[پیامبر خدا]]{{صل}} وارد [[بازار]] شدم. [[پیامبر]] به سمت پارچه‌فروشان رفت و شلواری به چهار درهم خرید. [[بازاریان]]، کسی را داشتند که کالاها را برایشان وزن می‌کرد. پیامبر خدا{{صل}} به او فرمود: "وزن کن و چربش کن"<ref>متن اصلی، «ترجیح بدء» است؛ یعنی کمی سنگین‌تر بکِش و به مشتری ارفاق کن.</ref>. مردِ وزن‌کننده گفت: این سخن را از هیچ‌کس نشنیده بودم. به او گفتم: در دوری و ناآشنایی با دینت، همین بس که پیامبرت را نمی‌شناسی؟ آن مرد، ترازو را انداخت و خود را روی دست پیامبر{{صل}} انداخت و شروع به بوسیدن آن کرد. پیامبر خدا{{صل}} دستش را از دست او بیرون کشید و فرمود: "این را [[عجم‌ها]] با [[پادشاهان]] خود می‌کنند. من، تنها مردی از شما هستم. وزن کن و چربش کن". پیامبر خدا{{صل}} شلوار را گرفت و رفت<ref>{{عربی|عن أَبِي مُسْلِمٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: دَخَلْتُ يَوْمًا السُّوقَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، فَجَلَسَ إِلَى الْبَزَّازِينَ، فَاشْتَرَى سَرَاوِيلَ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ، وَكَانَ لِأَهْلِ السُّوقِ وَزَّانٌ قَالَ: فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: "اتَّزِنْ وَأَرْجِحْ"، فَقَالَ الْوَزَّانُ: إِنَّ هَذِهِ الْكَلِمَةُ مَا سَمِعْتُهَا مِنْ أَحَدٍ. قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: فَقُلْتُ لَهُ: كَفَى بِكَ مِنَ الْجَفَاءِ فِي دَيْنِكَ أَنْ لَا تَعْرِفَ نَبِيَّكَ{{صل}}، فَطَرَحَ الْمِيزَانَ، وَوَثَبَ إِلَى يَدِ النَّبِيِّ{{صل}} يُقَبِّلُهَا، فَجَذَبَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَدَهُ مِنْهُ، وَقَالَ: "هَذَا إِنَّمَا يَفْعَلُهُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا، إِنَّمَا أَنَا رَجُلٌ مِنْكُمْ، فَزِنْ وَأَرْجِحْ"، وَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} السَّرَاوِيلَ}}؛ المعجم الأوسط، ج۶، ص۳۴۹، ح۶۵۹۴؛ شعب‌الإیمان، ج۵، ص۱۷۲، ح۶۲۴۴؛ مسند أبی یعلی، ج۵، ص۴۲۸، ح۶۱۳۶؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۲۰۵، ح۱۰۰۳،کلها نحوه.</ref>.
# به نقل از یحیی بن [[جعده]]: مردی سیاه‌پوست و آبله‌رو که پوست او کنده شده بود، وارد شد و کنار هیچ‌کس نمی‌نشست، جز آنکه وی او را بلند می‌کرد. [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[دست]] او را گرفت و کنار خود نشاند<ref>{{عربی|عَنْ يَحْيَى بْنِ جَعْدَةَ، قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ أَسْوَدُ بِهِ جُدَرِيٌّ قَدْ تَقَشَّرَ، لَا يَجْلِسُ جَنْبَ أَحَدٍ إِلَّا أَقَامَهُ، فَأَخَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَأَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ}}؛ المصنّف لابن أبی شیبه، ج۵، ص۵۶۸، ح۵؛ المغنی عن حمل الأسفار، ج۲، ص۹۵۶، ح۳۴۸۴؛ إحیاء العلوم، ج۳، ص۴۹۶ کلاهما نحوه.</ref>.<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، [[محمد]]]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)| سیره پیامبر خاتم ج۱]]، ص۴۷۰-۴۷۷.</ref>
# به نقل از یحیی بن [[جعده]]: مردی سیاه‌پوست و آبله‌رو که پوست او کنده شده بود، وارد شد و کنار هیچ‌کس نمی‌نشست، جز آنکه وی او را بلند می‌کرد. [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[دست]] او را گرفت و کنار خود نشاند<ref>{{عربی|عَنْ يَحْيَى بْنِ جَعْدَةَ، قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ أَسْوَدُ بِهِ جُدَرِيٌّ قَدْ تَقَشَّرَ، لَا يَجْلِسُ جَنْبَ أَحَدٍ إِلَّا أَقَامَهُ، فَأَخَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَأَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ}}؛ المصنّف لابن أبی شیبه، ج۵، ص۵۶۸، ح۵؛ المغنی عن حمل الأسفار، ج۲، ص۹۵۶، ح۳۴۸۴؛ إحیاء العلوم، ج۳، ص۴۹۶ کلاهما نحوه.</ref>.<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)| سیره پیامبر خاتم ج۱]]، ص۴۷۰-۴۷۷.</ref>


== [[روایات]] مربوطه ==
== روایاتی درباره تواضع ==
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "روزی [[نجاشی]] در پی [[جعفر بن ابی طالب]] و یارانش فرستاد. آنان چون به نزد او رفتند، او را در این حالت دیدند که در اطاقی بر روی [[خاک]] نشسته و دو جامه کهنه در بر کرده است. [[جعفر]] می‌گوید: ما چون او را در این حالت دیدیم، دل‌هایمان برایش به ترحّم آمد. [[نجاشی]] امّا چون تغییر حالت ما را دید گفت: [[حمد]] آن خدای راست که [[محمد]] {{صل}} را پیروز و چشمانش را روشن گردانید؛ آیا شما را [[بشارت]] دهم؟ گفتم: بله ای [[پادشاه]]! [[نجاشی]] گفت: هم اکنون یکی از جاسوسان من در سرزمین شما نزدم آمد، و خبر داد که [[خداوند]]، پیامبرش [[محمّد]] را پیروز گردانید و فلان کس و فلان کس را [[اسیر]] او کرد؛ آنان در وادی‌ای [[بدر]] نام - که در آن چوب اراک بسیار می‌روید- جنگیدند؛ گویا من الآن به آن وادی می‌نگرم، چه پیش از این برای اربابم که یکی از مردان [[قبیله]] بنی‌ضمره بود، در آن وادی چوپانی می‌کردم. [[جعفر]] گفت: ای [[پادشاه]]! پس چرا بر [[خاک]] نشسته و این دو [[لباس]] پاره را به تن کرده‌ای؟! [[نجاشی]] گفت: ای [[جعفر]]! [[خداوند]] به [[حضرت عیسی]] {{ع}} [[وحی]] کرده که: از [[حقوق خداوند]] بر [[بندگان]] آن است که چون نعمتی تازه به آنان دهد، آنان نیز تواضعی تازه برایش اظهار کنند. اکنون، چون [[خداوند]] به‌واسطه پیامبرش نعمتی [[جدید]] به من داده است، من نیز به این‌گونه برای او تواضعی تازه نشان می‌دهم. چون این خبر به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} رسید، به یارانشان فرمودند: [[صدقه]] [[ثروت]] [[صاحب]] خود را زیاد می‌کند، پس [[صدقه]] دهید تا [[خداوند]] شما را [[رحمت]] نماید؛ و [[تواضع]] بزرگی شخص [[متواضع]] را بیشتر می‌کند، پس [[تواضع]] کنید تا [[خداوند]] شما را بلند مرتبه گردانَد؛ و [[بخشش]] [[عزّت]] شخص [[بخشنده]] را زیاد می‌کند، پس ببخشید تا [[خداوند]] شما را [[عزیز]] گردانَد" <ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: أَرْسَلَ النَّجَاشِيُّ إِلَى جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ‌ وَ أَصْحَابِهِ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ وَ هُوَ فِي بَيْتٍ لَهُ جَالِسٌ عَلَى التُّرَابِ وَ عَلَيْهِ خُلْقَانُ الثِّيَابِ. قَالَ: فَقَالَ جَعْفَرٌ {{ع}} فَأَشْفَقْنَا مِنْهُ حِينَ رَأَيْنَاهُ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ فَلَمَّا رَأَى مَا بِنَا وَ تَغَيُّرَ وُجُوهِنَا قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَصَرَ مُحَمَّداً وَ أَقَرَّ عَيْنَهُ أَ لَا أُبَشِّرُكُمْ؟ فَقُلْتُ بَلَى أَيُّهَا الْمَلِكُ! فَقَالَ إِنَّهُ جَاءَنِي السَّاعَةَ مِنْ نَحْوِ أَرْضِكُمْ عَيْنٌ مِنْ عُيُونِي هُنَاكَ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ نَصَرَ نَبِيَّهُ مُحَمَّداً {{صل}} وَ أَهْلَكَ عَدُوَّهُ وَ أُسِرَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ الْتَقَوْا بِوَادٍ يُقَالُ لَهُ: بَدْرٌ كَثِيرِ الْأَرَاكِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ‌ حَيْثُ كُنْتُ أَرْعَى لِسَيِّدِي هُنَاكَ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي ضَمْرَةَ؛
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "روزی [[نجاشی]] در پی [[جعفر بن ابی طالب]] و یارانش فرستاد. آنان چون به نزد او رفتند، او را در این حالت دیدند که در اطاقی بر روی خاک نشسته و دو جامه کهنه در بر کرده است. جعفر می‌گوید: ما چون او را در این حالت دیدیم، دل‌هایمان برایش به ترحّم آمد. [[نجاشی]] امّا چون تغییر حالت ما را دید گفت: [[حمد]] آن خدای راست که [[محمد]] {{صل}} را پیروز و چشمانش را روشن گردانید؛ آیا شما را [[بشارت]] دهم؟ گفتم: بله ای [[پادشاه]]! [[نجاشی]] گفت: هم اکنون یکی از جاسوسان من در سرزمین شما نزدم آمد، و خبر داد که [[خداوند]]، پیامبرش [[محمّد]] را پیروز گردانید و فلان کس و فلان کس را [[اسیر]] او کرد؛ آنان در وادی‌ای [[بدر]] نام - که در آن چوب اراک بسیار می‌روید- جنگیدند؛ گویا من الآن به آن وادی می‌نگرم، چه پیش از این برای اربابم که یکی از مردان [[قبیله]] بنی‌ضمره بود، در آن وادی چوپانی می‌کردم. جعفر گفت: ای [[پادشاه]]! پس چرا بر خاک نشسته و این دو [[لباس]] پاره را به تن کرده‌ای؟! [[نجاشی]] گفت: ای جعفر! [[خداوند]] به [[حضرت عیسی]] {{ع}} [[وحی]] کرده که: از [[حقوق خداوند]] بر [[بندگان]] آن است که چون نعمتی تازه به آنان دهد، آنان نیز تواضعی تازه برایش اظهار کنند. اکنون، چون [[خداوند]] به‌واسطه پیامبرش نعمتی [[جدید]] به من داده است، من نیز به این‌گونه برای او تواضعی تازه نشان می‌دهم. چون این خبر به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} رسید، به یارانشان فرمودند: [[صدقه]] [[ثروت]] [[صاحب]] خود را زیاد می‌کند، پس [[صدقه]] دهید تا [[خداوند]] شما را [[رحمت]] نماید؛ و [[تواضع]] بزرگی شخص [[متواضع]] را بیشتر می‌کند، پس [[تواضع]] کنید تا [[خداوند]] شما را بلند مرتبه گردانَد؛ و [[بخشش]] [[عزّت]] شخص [[بخشنده]] را زیاد می‌کند، پس ببخشید تا [[خداوند]] شما را عزیز گردانَد"<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: أَرْسَلَ النَّجَاشِيُّ إِلَى جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ‌ وَ أَصْحَابِهِ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ وَ هُوَ فِي بَيْتٍ لَهُ جَالِسٌ عَلَى التُّرَابِ وَ عَلَيْهِ خُلْقَانُ الثِّيَابِ. قَالَ: فَقَالَ جَعْفَرٌ {{ع}} فَأَشْفَقْنَا مِنْهُ حِينَ رَأَيْنَاهُ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ فَلَمَّا رَأَى مَا بِنَا وَ تَغَيُّرَ وُجُوهِنَا قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَصَرَ مُحَمَّداً وَ أَقَرَّ عَيْنَهُ أَ لَا أُبَشِّرُكُمْ؟ فَقُلْتُ بَلَى أَيُّهَا الْمَلِكُ! فَقَالَ إِنَّهُ جَاءَنِي السَّاعَةَ مِنْ نَحْوِ أَرْضِكُمْ عَيْنٌ مِنْ عُيُونِي هُنَاكَ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ نَصَرَ نَبِيَّهُ مُحَمَّداً {{صل}} وَ أَهْلَكَ عَدُوَّهُ وَ أُسِرَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ الْتَقَوْا بِوَادٍ يُقَالُ لَهُ: بَدْرٌ كَثِيرِ الْأَرَاكِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ‌ حَيْثُ كُنْتُ أَرْعَى لِسَيِّدِي هُنَاكَ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي ضَمْرَةَ؛
فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ أَيُّهَا الْمَلِكُ فَمَا لِي أَرَاكَ جَالِساً عَلَى التُّرَابِ وَ عَلَيْكَ هَذِهِ الْخُلْقَانُ؟ فَقَالَ لَهُ يَا جَعْفَرُ إِنَّا نَجِدُ فِيمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى عِيسَى {{ع}} أَنَّ مِنْ حَقِّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ أَنْ يُحْدِثُوا لَهُ تَوَاضُعاً عِنْدَ مَا يُحْدِثُ لَهُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَلَمَّا أَحْدَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِي نِعْمَةً بِمُحَمَّدٍ {{صل}} أَحْدَثْتُ لِلَّهِ هَذَا التَّوَاضُعَ. فَلَمَّا بَلَغَ النَّبِيَّ {{صل}} قَالَ لِأَصْحَابِهِ إِنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ صَاحِبَهَا كَثْرَةً فَتَصَدَّقُوا يَرْحَمْكُمُ اللَّهُ وَ إِنَّ التَّوَاضُعَ يَزِيدُ صَاحِبَهُ رِفْعَةً فَتَوَاضَعُوا يَرْفَعْكُمُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْعَفْوَ يَزِيدُ صَاحِبَهُ عِزّاً فَاعْفُوا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۱.</ref>؛  
فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ أَيُّهَا الْمَلِكُ فَمَا لِي أَرَاكَ جَالِساً عَلَى التُّرَابِ وَ عَلَيْكَ هَذِهِ الْخُلْقَانُ؟ فَقَالَ لَهُ يَا جَعْفَرُ إِنَّا نَجِدُ فِيمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى عِيسَى {{ع}} أَنَّ مِنْ حَقِّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ أَنْ يُحْدِثُوا لَهُ تَوَاضُعاً عِنْدَ مَا يُحْدِثُ لَهُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَلَمَّا أَحْدَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِي نِعْمَةً بِمُحَمَّدٍ {{صل}} أَحْدَثْتُ لِلَّهِ هَذَا التَّوَاضُعَ. فَلَمَّا بَلَغَ النَّبِيَّ {{صل}} قَالَ لِأَصْحَابِهِ إِنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ صَاحِبَهَا كَثْرَةً فَتَصَدَّقُوا يَرْحَمْكُمُ اللَّهُ وَ إِنَّ التَّوَاضُعَ يَزِيدُ صَاحِبَهُ رِفْعَةً فَتَوَاضَعُوا يَرْفَعْكُمُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْعَفْوَ يَزِيدُ صَاحِبَهُ عِزّاً فَاعْفُوا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۱.</ref>؛  
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "در [[آسمان]]، دو فرشته‌اند که موکّل بر [[بندگان]] هستند. این دو [[فرشته]]، هرکس را [[تواضع]] کند بلند می‌گردانند، و هرکس [[تکبّر]] کند را [[پست]] می‌کنند" <ref>{{متن حدیث| عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‌ إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.</ref>؛
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "در [[آسمان]]، دو فرشته‌اند که موکّل بر [[بندگان]] هستند. این دو [[فرشته]]، هرکس را [[تواضع]] کند بلند می‌گردانند، و هرکس [[تکبّر]] کند را [[پست]] می‌کنند"<ref>{{متن حدیث| عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‌ إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.</ref>؛
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "از موارد [[تواضع]] آن است که در جائی بنشینی که بالاتر از آن هم جائی برای نشستن هست، و با هرکس که برخورد کردی به او [[سلام]] کنی، و جدال را هر چند که بر [[حق]] باشی رها نمائی، و [[دوست]] نداشته باشی که تو را به‌خاطر تقوایت [[ستایش]] کنند" <ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تَرْضَى بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ تَلْقَى وَ أَنْ تَتْرُكَ‌ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقّاً وَ أَنْ لَا تُحِبَّ أَنْ تُحْمَدَ عَلَى التَّقْوَى}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.</ref>؛
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "از موارد [[تواضع]] آن است که در جائی بنشینی که بالاتر از آن هم جائی برای نشستن هست، و با هرکس که برخورد کردی به او [[سلام]] کنی، و جدال را هر چند که بر [[حق]] باشی رها نمائی، و [[دوست]] نداشته باشی که تو را به‌خاطر تقوایت [[ستایش]] کنند"<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تَرْضَى بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ تَلْقَى وَ أَنْ تَتْرُكَ‌ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقّاً وَ أَنْ لَا تُحِبَّ أَنْ تُحْمَدَ عَلَى التَّقْوَى}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.</ref>؛
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[خداوند]] به [[حضرت موسی]] [[وحی]] فرمود که: ای [[موسی]]! آیا می‌دانی چرا در میان تمامی بندگانم، تنها تو را برای هم‌صحبتی خود برگزیدم؟ [[موسی]] عرض کرد: پروردگارا! چرا چنین کردی؟ [[خداوند]] فرمود: ای [[موسی]]! من همه جوانب بندگانم را بررسی کردم، امّا هیچ‌کس را مانند تو در میان آنان نیافتم که [[نفس]] خود را برای من ذلیل کرده باشد. ای [[موسی]]! تو هرگاه [[نماز]] می‌خوانی چهره‌ات را برای [[تواضع]] در برابر من بر روی [[خاک]] می‌گذاری یا [[امام]] فرمودند: بر روی [[زمین]] می‌گذاری<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى {{ع}} أَنْ يَا مُوسَى أَ تَدْرِي لِمَ اصْطَفَيْتُكَ بِكَلَامِي دُونَ خَلْقِي؟ قَالَ يَا رَبِّ وَ لِمَ ذَاكَ؟ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي قَلَّبْتُ عِبَادِي ظَهْراً لِبَطْنٍ فَلَمْ أَجِدْ فِيهِمْ أَحَداً أَذَلَّ لِي نَفْساً مِنْكَ يَا مُوسَى إِنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ وَضَعْتَ خَدَّكَ عَلَى التُّرَابِ أَوْ قَالَ عَلَى الْأَرْضِ‌}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۳.</ref>؛
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[خداوند]] به [[حضرت موسی]] [[وحی]] فرمود که: ای [[موسی]]! آیا می‌دانی چرا در میان تمامی بندگانم، تنها تو را برای هم‌صحبتی خود برگزیدم؟ [[موسی]] عرض کرد: پروردگارا! چرا چنین کردی؟ [[خداوند]] فرمود: ای [[موسی]]! من همه جوانب بندگانم را بررسی کردم، امّا هیچ‌کس را مانند تو در میان آنان نیافتم که [[نفس]] خود را برای من ذلیل کرده باشد. ای [[موسی]]! تو هرگاه [[نماز]] می‌خوانی چهره‌ات را برای [[تواضع]] در برابر من بر روی خاک می‌گذاری یا [[امام]] فرمودند: بر روی [[زمین]] می‌گذاری<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى {{ع}} أَنْ يَا مُوسَى أَ تَدْرِي لِمَ اصْطَفَيْتُكَ بِكَلَامِي دُونَ خَلْقِي؟ قَالَ يَا رَبِّ وَ لِمَ ذَاكَ؟ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي قَلَّبْتُ عِبَادِي ظَهْراً لِبَطْنٍ فَلَمْ أَجِدْ فِيهِمْ أَحَداً أَذَلَّ لِي نَفْساً مِنْكَ يَا مُوسَى إِنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ وَضَعْتَ خَدَّكَ عَلَى التُّرَابِ أَوْ قَالَ عَلَى الْأَرْضِ‌}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۳.</ref>؛
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "در میان آنچه [[خداوند]] به [[حضرت داوود]] {{ع}} [[وحی]] کرد، این سخن نیز بود که: ای [[داوود]]! همان‌گونه که نزدیک‌ترین [[مردم]] به [[خداوند]] متواضعانند، همان‌گونه هم دورترین [[مردم]] از [[خداوند]] متکبّرانند" <ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ {{ع}} يَا دَاوُدُ كَمَا أَنَّ أَقْرَبَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَوَاضِعُونَ كَذَلِكَ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَكَبِّرُونَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۶۷-۱۷۰.</ref>.
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "در میان آنچه [[خداوند]] به [[حضرت داوود]] {{ع}} [[وحی]] کرد، این سخن نیز بود که: ای [[داوود]]! همان‌گونه که نزدیک‌ترین [[مردم]] به [[خداوند]] متواضعانند، همان‌گونه هم دورترین [[مردم]] از [[خداوند]] متکبّرانند"<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ {{ع}} يَا دَاوُدُ كَمَا أَنَّ أَقْرَبَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَوَاضِعُونَ كَذَلِكَ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَكَبِّرُونَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۲]]، ص ۱۶۷-۱۷۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش