بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''«قدرت سیاسی»''' عبارت است از [[برتری]] ارادۀ [[حاکم]] بر ارادۀ محکومان که نتیجۀ آن [[وجوب اطاعت]] حاکم و [[جُرم]] بودن تخلّف از ارادۀ حاکم و خروج از مرز دستور و [[فرمان]] اوست. ویژگیهای خاصی برای قدرت سیاسی وجود دارد مانند اینکه حاکمیت بالذات، نامحدود و مطلق است؛ تعدّد ناپذیر است و اینکه حاکمی که حاکمیت بالذات دارد میتواند افراد دیگری را به [[حکومت]] [[منصوب]] نماید. منشأهای مختلفی برای قدرت سیاسی بیان شده مانند اینکه: الف) منشأ قدرت سیاسی، [[الهی]] است؛ ب) اراده مردم تنها [[منبع مشروعیت]] قدرت سیاسی است؛ ج) [[شخصیت]]، مهارت و نبوغ، اساس مشروعیت قدرت سیاسی است و غیره اما باید مشروعیت قدرت سیاسی از [[حاکمیت الهی]] که از راه اراده آزاد [[مردم]] ناشی میشود، صورت میپذیرد. | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۵: | ||
در [[روایات]] وارده از [[معصومین]] نیز بر همین معنا تأکید شده است مانند: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: آنچه مردم به آن [[مکلف]] شدهاند سه چیز است: [[شناخت]] [[رهبران الهی]]، [[تسلیم]] در برابر دستوراتی که از آنها به مردم میرسد و رجوع به آنان در آنچه در آن [[اختلاف]] میکنند<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا كُلِّفَ النَّاسُ ثَلَاثَةً مَعْرِفَةَ الْأَئِمَّةِ وَ التَّسْلِيمَ لَهُمْ فِيمَا وَرَدَ عَلَيْهِمْ وَ الرَّدَّ إِلَيْهِمْ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ}}، اصول كافی، ج۱، ص۳۹۰.</ref>. از [[روایات]] استفاده میشود [[امامت]] و [[رهبری]] به معنای [[برتر]] بودن [[اراده]] و تصمیم [[رهبر]] و [[امام]] بر ارادۀ [[پیروان]] است و اینکه [[مسئولیت]] پیروی از امام و رهبری رام بودن ارادۀ پیروان نسبت به اراده و تصمیم رهبری و [[اطاعت]] [[دستورات]] اوست. | در [[روایات]] وارده از [[معصومین]] نیز بر همین معنا تأکید شده است مانند: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: آنچه مردم به آن [[مکلف]] شدهاند سه چیز است: [[شناخت]] [[رهبران الهی]]، [[تسلیم]] در برابر دستوراتی که از آنها به مردم میرسد و رجوع به آنان در آنچه در آن [[اختلاف]] میکنند<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا كُلِّفَ النَّاسُ ثَلَاثَةً مَعْرِفَةَ الْأَئِمَّةِ وَ التَّسْلِيمَ لَهُمْ فِيمَا وَرَدَ عَلَيْهِمْ وَ الرَّدَّ إِلَيْهِمْ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ}}، اصول كافی، ج۱، ص۳۹۰.</ref>. از [[روایات]] استفاده میشود [[امامت]] و [[رهبری]] به معنای [[برتر]] بودن [[اراده]] و تصمیم [[رهبر]] و [[امام]] بر ارادۀ [[پیروان]] است و اینکه [[مسئولیت]] پیروی از امام و رهبری رام بودن ارادۀ پیروان نسبت به اراده و تصمیم رهبری و [[اطاعت]] [[دستورات]] اوست. | ||
بسیاری از سیاستشناسان معروف نیز در تعریف قدرت سیاسی همان را گفتهاند که گفته شد، یعنی نسبتی بین [[حاکم]] و محکوم که موجب [[برتری]] ارادۀ حاکم بر ارادۀ پیروان و محکومان میشود<ref>فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص۷۲-۷۷.</ref>. تعاریفی که فلاسفۀ [[سیاست]] از قدرت یا [[حاکمیت]] بیان کردهاند همگی بهطور صریح یا ضمنی بر این [[حقیقت]] [[اتفاق نظر]] دارند که «قدرت سیاسی» یا «حاکمیت» [[برتری]] ارادۀ [[حاکم]] را بر محکومان میطلبد از این برتری گاهی به «نفوذ» و گاهی به «[[تحمیل]] [[اراده]]» و گاهی به «تأثیرگذاری» یا به عبارتهای دیگر تعبیر شده است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، | بسیاری از سیاستشناسان معروف نیز در تعریف قدرت سیاسی همان را گفتهاند که گفته شد، یعنی نسبتی بین [[حاکم]] و محکوم که موجب [[برتری]] ارادۀ حاکم بر ارادۀ پیروان و محکومان میشود<ref>فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص۷۲-۷۷.</ref>. تعاریفی که فلاسفۀ [[سیاست]] از قدرت یا [[حاکمیت]] بیان کردهاند همگی بهطور صریح یا ضمنی بر این [[حقیقت]] [[اتفاق نظر]] دارند که «قدرت سیاسی» یا «حاکمیت» [[برتری]] ارادۀ [[حاکم]] را بر محکومان میطلبد از این برتری گاهی به «نفوذ» و گاهی به «[[تحمیل]] [[اراده]]» و گاهی به «تأثیرگذاری» یا به عبارتهای دیگر تعبیر شده است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۲]]، ص ۱۳-۲۳.</ref>. | ||
== قدرت سیاسی بالذات و بالعرض == | == قدرت سیاسی بالذات و بالعرض == | ||
قدرت سیاسی گاهی بالذات است و گاهی بالعرض. مقصود از قدرت سیاسی بالذات آن است که از منبعی دیگر بهدست نیامده باشد، بلکه به [[حکم عقل]] برای ذات [[حاکم]] ثابت باشد بدون آنکه عنصری دیگر در ثبوت آن برای حاکم دخیل باشد. این قدرت سیاسی بالذات، به استناد حق حاکمیت بالذاتی که دارد میتواند به شخص دیگری نیز حق حاکمیت داده و ارادۀ او را بر سایر [[ارادهها]] برتری بخشد، و او را از قدرت سیاسی بهرهمند گرداند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، | قدرت سیاسی گاهی بالذات است و گاهی بالعرض. مقصود از قدرت سیاسی بالذات آن است که از منبعی دیگر بهدست نیامده باشد، بلکه به [[حکم عقل]] برای ذات [[حاکم]] ثابت باشد بدون آنکه عنصری دیگر در ثبوت آن برای حاکم دخیل باشد. این قدرت سیاسی بالذات، به استناد حق حاکمیت بالذاتی که دارد میتواند به شخص دیگری نیز حق حاکمیت داده و ارادۀ او را بر سایر [[ارادهها]] برتری بخشد، و او را از قدرت سیاسی بهرهمند گرداند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۲]]، ص ۲۳.</ref>. | ||
== ویژگیهای قدرت سیاسی ([[حاکمیت]]) == | == ویژگیهای قدرت سیاسی ([[حاکمیت]]) == | ||
| خط ۲۹: | خط ۳۱: | ||
# ارادهای که بالذات برتر از سایر ارادههاست، به طور طبیعی حق دارد به جای غائبان و مفقودان و [[بیماران]] و قاصران و [[کودکان]] فاقد ارادۀ عاقلانه و هر موجود فاقد ارادهای تصمیم بگیرد و ارادۀ خود را جایگزین ارادۀ مفقود یا [[غائب]] کند. | # ارادهای که بالذات برتر از سایر ارادههاست، به طور طبیعی حق دارد به جای غائبان و مفقودان و [[بیماران]] و قاصران و [[کودکان]] فاقد ارادۀ عاقلانه و هر موجود فاقد ارادهای تصمیم بگیرد و ارادۀ خود را جایگزین ارادۀ مفقود یا [[غائب]] کند. | ||
# از ویژگیهای ارادۀ برتر، حق تصمیمگیری برای معدومین (گذشتگان و آیندگان) است. ولایت حاکم، بر موتی و غیر متولّدین و داشتن حق تصمیمگیری به جای آنان، نتیجۀ برتری ارادۀ او بر ارادۀ سایرین است. | # از ویژگیهای ارادۀ برتر، حق تصمیمگیری برای معدومین (گذشتگان و آیندگان) است. ولایت حاکم، بر موتی و غیر متولّدین و داشتن حق تصمیمگیری به جای آنان، نتیجۀ برتری ارادۀ او بر ارادۀ سایرین است. | ||
# از ویژگیهای ارادۀ برتر، حق تصمیمگیری در مورد جمادات و حیوانات غیر [[انسانی]] است؛ زیرا به همان دلیل که ارادۀ برتر میتواند برای انسانهای فاقد [[اراده]] یا غائب یا معدوم تصمیم بگیرد، به طریق اولی میتواند برای موجودات غیر ذیاراده نیز تصمیم بگیرد و ارادهاش غالب بر آنها و جایگزین ارادۀ معدوم آنها بشود<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، | # از ویژگیهای ارادۀ برتر، حق تصمیمگیری در مورد جمادات و حیوانات غیر [[انسانی]] است؛ زیرا به همان دلیل که ارادۀ برتر میتواند برای انسانهای فاقد [[اراده]] یا غائب یا معدوم تصمیم بگیرد، به طریق اولی میتواند برای موجودات غیر ذیاراده نیز تصمیم بگیرد و ارادهاش غالب بر آنها و جایگزین ارادۀ معدوم آنها بشود<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۲]]، ص ۲۳-۲۸.</ref>. | ||
== علل پیدایش قدرت سیاسی == | == علل پیدایش قدرت سیاسی == | ||
| خط ۴۹: | خط ۵۱: | ||
# مشروعیت روش ایجاد و پیدایش قدرت سیاسی در [[جامعه]]. | # مشروعیت روش ایجاد و پیدایش قدرت سیاسی در [[جامعه]]. | ||
در نتیجه هرگاه [[مردم]] در [[انتخاب]] خود آزاد باشند و بخواهند براساس سنجش و گزینش عقلایی حاکمیتی را بپذیرند و ارادۀ غالبی را شکل دهند که منجر به [[حاکمیت]] قدرت سیاسی معینی شود، بدون تردید حاکمیت [[مشروع]] را بر میگزینند، و هیچگاه به [[انتخاب]] حاکمیت [[نامشروع]] نخواهند پرداخت<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۲]]، ص ۹۸.</ref>. | |||
در نتیجه هرگاه [[مردم]] در [[انتخاب]] خود آزاد باشند و بخواهند براساس سنجش و گزینش عقلایی حاکمیتی را بپذیرند و ارادۀ غالبی را شکل دهند که منجر به [[حاکمیت]] قدرت سیاسی معینی شود، بدون تردید حاکمیت [[مشروع]] را بر میگزینند، و هیچگاه به [[انتخاب]] حاکمیت [[نامشروع]] نخواهند پرداخت<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، | |||
=== تحلیل ارزشی و تکلیفی منشأ پیدایش قدرت سیاسی === | === تحلیل ارزشی و تکلیفی منشأ پیدایش قدرت سیاسی === | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۹: | ||
قدرت سیاسی مشروع تنها از این راه بهوجود میآید و نیز تنها قدرت سیاسی مشروع است که توان و ظرفیت بکارگیری این راه برای تحقق و پیدایش خویش را داراست. [[حاکمان]] [[سیاسی]] مشروع میتوانند با بکارگیری شیوۀ اقناع برهانی تودۀ [[مردم]] را به حقانیت [[رهبری سیاسی]] خویش متقاعد سازند، و با استفاده از تبیین برهانی و وجدانی ارادۀ جمعی غالبی به طرفداری از حاکمیت خویش بهوجود آورند. | قدرت سیاسی مشروع تنها از این راه بهوجود میآید و نیز تنها قدرت سیاسی مشروع است که توان و ظرفیت بکارگیری این راه برای تحقق و پیدایش خویش را داراست. [[حاکمان]] [[سیاسی]] مشروع میتوانند با بکارگیری شیوۀ اقناع برهانی تودۀ [[مردم]] را به حقانیت [[رهبری سیاسی]] خویش متقاعد سازند، و با استفاده از تبیین برهانی و وجدانی ارادۀ جمعی غالبی به طرفداری از حاکمیت خویش بهوجود آورند. | ||
[[رسول اکرم]]{{صل}} با بهرهگیری از [[دلایل]] و براهین قرآنی و نیز با استفاده از منطق و بیان [[عقلانی]] و نیرومند خویش عامۀ [[مسلمین]] و بهویژه [[مردم مدینه]] را به پذیرش حکومت خویش متقاعد نمود و آنان با نهایت [[رضایت]] و [[خرسندی]] [[دل]] به حاکمیت او بستند و او را به عنوان [[حاکم]] و [[رهبر]] خویش برگزیدند و بهوسیلۀ [[بیعت]]، حمایت و [[نصرت]] و [[اطاعت]] خویش را از [[رسول خدا]] اعلام نمودند<ref>تفسیر القمی، ج۱، ص۲۷۲-۲۷۳.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، | [[رسول اکرم]]{{صل}} با بهرهگیری از [[دلایل]] و براهین قرآنی و نیز با استفاده از منطق و بیان [[عقلانی]] و نیرومند خویش عامۀ [[مسلمین]] و بهویژه [[مردم مدینه]] را به پذیرش حکومت خویش متقاعد نمود و آنان با نهایت [[رضایت]] و [[خرسندی]] [[دل]] به حاکمیت او بستند و او را به عنوان [[حاکم]] و [[رهبر]] خویش برگزیدند و بهوسیلۀ [[بیعت]]، حمایت و [[نصرت]] و [[اطاعت]] خویش را از [[رسول خدا]] اعلام نمودند<ref>تفسیر القمی، ج۱، ص۲۷۲-۲۷۳.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۲]]، ص ۱۰۴.</ref> | ||
==== راه دوم: [[حیله]] و [[فریب]] و تزویر ==== | ==== راه دوم: [[حیله]] و [[فریب]] و تزویر ==== | ||
در نظامهای لیبرال دموکراسی در شرایط رقابت آزاد معمولاً از این شیوه استفاده میشود. [[رهبران]] [[احزاب]] رقیب برای جمعآوری آراء بیشتر و شکلدهی ارادۀ جمعی غالب ناگزیرند از شیوۀ فریب و تزویر بهره جویند؛ زیرا معمولاً هیچ یک از گروهها و احزاب رقیب از امتیاز چندانی نسبت به رقبای خود برخوردار نیستند که بتوانند با استناد به آن به اقناع برهانی یا وجدانی مخاطبان پرداخته و ارادۀ سنجیدۀ آنان را به نفع خویش [[بسیج]] کنند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، | در نظامهای لیبرال دموکراسی در شرایط رقابت آزاد معمولاً از این شیوه استفاده میشود. [[رهبران]] [[احزاب]] رقیب برای جمعآوری آراء بیشتر و شکلدهی ارادۀ جمعی غالب ناگزیرند از شیوۀ فریب و تزویر بهره جویند؛ زیرا معمولاً هیچ یک از گروهها و احزاب رقیب از امتیاز چندانی نسبت به رقبای خود برخوردار نیستند که بتوانند با استناد به آن به اقناع برهانی یا وجدانی مخاطبان پرداخته و ارادۀ سنجیدۀ آنان را به نفع خویش [[بسیج]] کنند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۲]]، ص ۱۱۳.</ref>. | ||
==== راه سوم: [[اعمال]] [[زور]] ==== | ==== راه سوم: [[اعمال]] [[زور]] ==== | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۱: | ||
از نظر [[شرع اسلام]] نیز شیوۀ مشروع برپایی و تأسیس حاکمیت یا به عبارتی دیگر شیوۀ مشروع پیدایش قدرت سیاسی منحصراً شیوۀ اقناع برهانی و وجدانی است، و هر یک از دو شیوۀ تزویر یا اعمال زور برای ایجاد حاکمیت سیاسی در [[اسلام]] محکوم و مردود است. | از نظر [[شرع اسلام]] نیز شیوۀ مشروع برپایی و تأسیس حاکمیت یا به عبارتی دیگر شیوۀ مشروع پیدایش قدرت سیاسی منحصراً شیوۀ اقناع برهانی و وجدانی است، و هر یک از دو شیوۀ تزویر یا اعمال زور برای ایجاد حاکمیت سیاسی در [[اسلام]] محکوم و مردود است. | ||
مردود و محکوم بودن شیوۀ [[فریب]] و تزویر در شرع اسلام بدیهی و معلوم است و [[آیات]] کثیره و [[روایات]] متواتره بر [[حرمت]] مؤکد [[دروغ]] و غش و فریب دلالت دارند، و نیازی به پرداختن به آنها نیست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، | مردود و محکوم بودن شیوۀ [[فریب]] و تزویر در شرع اسلام بدیهی و معلوم است و [[آیات]] کثیره و [[روایات]] متواتره بر [[حرمت]] مؤکد [[دروغ]] و غش و فریب دلالت دارند، و نیازی به پرداختن به آنها نیست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۲]]، ص ۱۱۴.</ref>. | ||
== منشأ قدرت سیاسی == | == منشأ قدرت سیاسی == | ||
در میان نظریههایی که در زمینه مشروعیت قدرت سیاسی مطرح شده، نظریات زیر بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است و در [[تاریخ]] گذشته و عرصه [[سیاست]] کنونی نقش عمده را عهدهدار بوده است. به این معنا که تلاش شده بر اساس یکی از این نظریات، [[مشروعیت]] [[اطاعت]] از [[قدرت]] حاکمه توجیه شود: | در میان نظریههایی که در زمینه مشروعیت قدرت سیاسی مطرح شده، نظریات زیر بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است و در [[تاریخ]] گذشته و عرصه [[سیاست]] کنونی نقش عمده را عهدهدار بوده است. به این معنا که تلاش شده بر اساس یکی از این نظریات، [[مشروعیت]] [[اطاعت]] از [[قدرت]] حاکمه توجیه شود: | ||
# مبدأ و منشأ قدرت سیاسی، [[الهی]] است. (منبع اصلی همه قدرتها در [[جهان هستی]] و از جمله قدرت سیاسی، [[خداوند]] است) همانطوری که در جهان هستی هر قدرتی به طور [[تکوینی]] از [[قدرت الهی]] ناشی میشود، در [[جامعه سیاسی]] مشروعیت خود را از [[قدرت خداوند]] کسب میکند. این نظریه که سدهها، | # مبدأ و منشأ قدرت سیاسی، [[الهی]] است. (منبع اصلی همه قدرتها در [[جهان هستی]] و از جمله قدرت سیاسی، [[خداوند]] است) همانطوری که در جهان هستی هر قدرتی به طور [[تکوینی]] از [[قدرت الهی]] ناشی میشود، در [[جامعه سیاسی]] مشروعیت خود را از [[قدرت خداوند]] کسب میکند. این نظریه که سدهها، کلیسا مدافع آن بود، دو نتیجه [[سیاسی]] بسیار مهم را به دنبال داشت: نخست هر نوع [[اختیار]] و [[انتخاب]] را از [[مردم]] سلب و [[ملت]] را از صحنه [[حکومت]] خارج میکرد و دوم اینکه [[پادشاهان]] و حکمرانان را به [[جبر]] و اطاعت از کلیسا وامیداشت، تا بتوانند مشروعیت لازم را کسب کنند. تحولاتی که در سدههای مختلف در پی استیلای این نظریه به وجود آمد، سرانجام بسیاری از [[حکام]] را بر آن داشت که به جای اطاعت از واسطهها برای کسب مشروعیت خود ادعای الوهیت کنند و یا مدعی دریافت مستقیم این موهبت از جانب [[خدا]] شوند و گاه با استفاده از [[نظریه جبر]]، قدرت سیاسی خود را تجلی [[خواست خداوند]] و ناشی از [[اراده]] [[ازلی]] او جلوه دهند؛ | ||
# | # اراده مردم تنها [[منبع مشروعیت]] قدرت سیاسی است. این نظریه که بازتاب حاکمیت مطلق الهی بود، نظریه مربوط به انتخاب هیأت حاکمه توسط ملت را به وجود آورد و به این وسیله قدرت سیاسی متعلق به تمامی افراد شناخته شد و [[دموکراسی]] غربی و نظامهای انتخاباتی بنیان گرفت؛ | ||
# [[شخصیت]]، | # [[شخصیت]]، مهارت و نبوغ، اساس مشروعیت قدرت سیاسی است. این نظریه که در ساختار قدرت [[رژیم]] فاشیستی ایتالیا و نازیسم آلمان تأثیر بسیاری داشت، مبتنی بر اصل تخصصی بودن [[رهبری]] و نقش لیاقت و مهارت در قدرت سیاسی بود که به سرآمدان این مهارت و نبوغ [[اجازه]] میداد، قدرت سیاسی را به صورت انحصاری در دست گیرند، مانند هر کارشناس لایق و ماهری که رشته کار مورد مهارتش را به دست میگیرد؛ | ||
# [[اراده]] طبقه رنجبران تنها | # [[اراده]] طبقه رنجبران تنها مبین [[مشروعیت]] قدرت سیاسی است. مارکسیستها و سوسیالیستها که از این نظریه [[دفاع]] میکنند، [[سلطه]] [[ملت]] و اراده مردم را فقط در اراده یک طبقه متجلی میدانند و [[آرای عمومی]] و [[انتخاب]] خارج از این چارچوب را، راهی برای اعطای مشروعیت بخشیدن به [[دشمن]] تلقی میکنند. | ||
مشروعیت قدرت سیاسی از [[حاکمیت الهی]] که از راه | مشروعیت قدرت سیاسی از [[حاکمیت الهی]] که از راه اراده آزاد [[مردم]] ناشی میشود، صورت میپذیرد<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۵۳-۵۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۳۶۷.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||