صلاح در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = صلاح | مداخل مرتبط = صلاح در قرآن | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == * منظور مقام صالحین در دعوت پیامبر است. این مقام منزلی است از مراتب سلوک و تربیت نفس تا جایی که صالح اسم پیامبر و مقابل آن عم...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
در آیاتی از [[قرآن کریم]]، واژههای صالحین و صالحون بکار رفته است. به این نکته باید توجه داشت که صالح بودن و در زمره آنان قرار داشتن، غیر از انجام دادن [[عمل صالح]] است. در [[آیه]] ۹ [[سوره عنکبوت]] مى خوانیم: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ}}<ref>«و آنان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند بیگمان در زمره شایستگان درمیآوریم» سوره عنکبوت، آیه ۹.</ref> | |||
==مقام صالحان== | |||
«مقام صالحان» چنان ارجمند است که [[خداوند]] در قرآن کریم، پیامبرانى چون [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت اسحاق]]، [[حضرت یعقوب]]،<ref>{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}} «و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref> [[حضرت لوط]]،<ref>{{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}} «و او را در (پناه) بخشایش خویش درآوردیم که او از شایستگان بود» سوره انبیاء، آیه ۷۵.</ref> [[حضرت اسماعیل]]، [[حضرت ادریس]] و [[حضرت ذوالکفل]]{{عم}}<ref>{{متن قرآن|وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ * وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ}} «و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را (یاد کن) که همه از شکیبایان بودند * و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند» سوره انبیاء، آیه ۸۵و۸۶.</ref> را از صالحان دانسته است. | |||
نیز به این نکته هم باید توجه داشت که صالحان داراى مراتباند؛ به این معنا که شامل [[انبیا]] و غیر ایشان مى شود.<ref>[[فرهنگ قرآن ج۱۸ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱۸، ص ۲۰۹و۲۲۰.</ref> | |||
«مقام صالحان» منزلی است از مراتب [[سلوک]] و [[تربیت نفس]] تا جایی که [[صالح]] اسم [[پیامبر]] و مقابل آن عمل غیرصالح و [[عقیده]] [[ناصالح]] است. پیوند [[پیامبر]] با صالحان، پیوندی [[الهی]] است که در دستهای از [[آیات]] به آن [[وعده]] داده شده و در کنار نبیین و [[شهدا]] قرار گرفته است. | |||
#{{متن قرآن|وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ}}<ref>«و آنگاه که پیامبر به یکی از همسرانش سخنی را، نهانی گفت و چون او آن را (به همسر دیگر) خبر داد و خداوند پیامبر را از آن آگاه کرد وی بخشی از آن را (به همسران خود) گفت و در (گفتن) بخشی دیگر خودداری ورزید، پس هنگامی که (پیامبر) آن (همسر رازگشا) را از این (امر) باخبر ساخت (همسر) گفت: چه کسی تو را از این (رازگشایی من) آگاه کرد؟ (پیامبر) گفت: خداوند دانای آگاه مرا با خبر ساخت * اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است) چرا که به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بیگمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان ویاند» سوره تحریم، آیه ۳-۴.</ref>. '''توضیح''': از قتاده [[روایت]] است که منظور از صالحان پرهیزگارانند. برخی گفتهاند: «[[صالح]]» مفردی است که از آن [[اراده]] جمع شده است، چنان که گویند: {{عربی|لا یفعل هذا الصّالح من النّاس}} که مقصود جنس [[صالح]] است، یعنی کسانی از [[مردم]] که [[صالح]] باشند و ممکن است در اصل صالحوا المؤمنین (با واو) بوده و بدون «واو» نوشته شده است. ([[جوامع]] الجامع، ج۶، ص۳۵۹) از [[حضرت باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده، دو مرتبه [[حضرت رسول]] {{صل}} [[امیر المؤمنین]] {{ع}} را به [[مردم]] شناسانید: یکی بعد از [[نزول]] [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و دیگر بعد از [[نزول]] این [[آیه]] که دست آن [[حضرت]] را گرفت و فرمود: این است [[صالح]] المؤمنین. ([[نور]] الثقلین، ج۵، صفحه ۳۷۱). | #{{متن قرآن|وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ}}<ref>«و آنگاه که پیامبر به یکی از همسرانش سخنی را، نهانی گفت و چون او آن را (به همسر دیگر) خبر داد و خداوند پیامبر را از آن آگاه کرد وی بخشی از آن را (به همسران خود) گفت و در (گفتن) بخشی دیگر خودداری ورزید، پس هنگامی که (پیامبر) آن (همسر رازگشا) را از این (امر) باخبر ساخت (همسر) گفت: چه کسی تو را از این (رازگشایی من) آگاه کرد؟ (پیامبر) گفت: خداوند دانای آگاه مرا با خبر ساخت * اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است) چرا که به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بیگمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان ویاند» سوره تحریم، آیه ۳-۴.</ref>. '''توضیح''': از قتاده [[روایت]] است که منظور از صالحان پرهیزگارانند. برخی گفتهاند: «[[صالح]]» مفردی است که از آن [[اراده]] جمع شده است، چنان که گویند: {{عربی|لا یفعل هذا الصّالح من النّاس}} که مقصود جنس [[صالح]] است، یعنی کسانی از [[مردم]] که [[صالح]] باشند و ممکن است در اصل صالحوا المؤمنین (با واو) بوده و بدون «واو» نوشته شده است. ([[جوامع]] الجامع، ج۶، ص۳۵۹) از [[حضرت باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده، دو مرتبه [[حضرت رسول]] {{صل}} [[امیر المؤمنین]] {{ع}} را به [[مردم]] شناسانید: یکی بعد از [[نزول]] [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و دیگر بعد از [[نزول]] این [[آیه]] که دست آن [[حضرت]] را گرفت و فرمود: این است [[صالح]] المؤمنین. ([[نور]] الثقلین، ج۵، صفحه ۳۷۱). | ||
#{{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>. | #{{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنْظِرُونِ * إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ }}<ref>«بگو: شریکانتان را (که برای خداوند میتراشید) بخوانید؛ سپس درباره من چارهاندیشی کنید و مرا (هیچ) مهلت ندهید! * بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۵-۱۹۶.</ref>. | #{{متن قرآن|قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنْظِرُونِ * إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ }}<ref>«بگو: شریکانتان را (که برای خداوند میتراشید) بخوانید؛ سپس درباره من چارهاندیشی کنید و مرا (هیچ) مهلت ندهید! * بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۵-۱۹۶.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ * وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و هر گاه آنچه را بر پیامبر فرو فرستاده شده است بشنوند، با شناختی که از حق یافتهاند چشمانشان را میبینی که از اشک لبریز میشود؛ میگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم ما را با گروه گواهان بنگار! * و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۳-۸۴. </ref>. | #{{متن قرآن|وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ * وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و هر گاه آنچه را بر پیامبر فرو فرستاده شده است بشنوند، با شناختی که از حق یافتهاند چشمانشان را میبینی که از اشک لبریز میشود؛ میگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم ما را با گروه گواهان بنگار! * و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۳-۸۴. </ref>. | ||
== نکات == | |||
=== نکات === | |||
در این [[آیات]] این موضوعات مطرح گردیده است: | در این [[آیات]] این موضوعات مطرح گردیده است: | ||
# بهرهمندی [[پیامبر]] از [[امداد]] و [[پشتیبانی]] [[مؤمنان]] [[صالح]]، در برابر [[توطئه]] همسرانش: {{متن قرآن|وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ}}<ref>«اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است) چرا که به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بیگمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان ویاند» سوره تحریم، آیه ۴.</ref>؛ | # بهرهمندی [[پیامبر]] از [[امداد]] و [[پشتیبانی]] [[مؤمنان]] [[صالح]]، در برابر [[توطئه]] همسرانش: {{متن قرآن|وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ}}<ref>«اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است) چرا که به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بیگمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان ویاند» سوره تحریم، آیه ۴.</ref>؛ | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۶: | ||
# برخورداری [[پیامبر اکرم]] از [[ولایت]] [[خدا]]، به [[دلیل]] [[صالح]] بودنش: {{متن قرآن|إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ}}<ref>«بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref>؛ | # برخورداری [[پیامبر اکرم]] از [[ولایت]] [[خدا]]، به [[دلیل]] [[صالح]] بودنش: {{متن قرآن|إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ}}<ref>«بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref>؛ | ||
# [[مؤمنان]] از [[امت]] [[پیامبر اسلام]]، از صالحان و شایستگان: {{متن قرآن|وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۷.</ref>. | # [[مؤمنان]] از [[امت]] [[پیامبر اسلام]]، از صالحان و شایستگان: {{متن قرآن|وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۷.</ref>. | ||
==صالحان== | |||
[[شایستگان]] برخوردار از [[رحمت]]، [[ولایت]] و [[کرامت]] ویژه [[الهی]] | |||
[[صالحان]]، جمع [[فارسی]] [[صالح]]<ref>لغت نامه، ج ۹، ص۱۳۰۵۵، «صالحان».</ref>، از ریشه «ص ـ ل ـ ح» و از مصدر «صلاح» و «صُلوح» به معنای پیراسته بودن از [[فساد]] است<ref>مفردات، ص۴۸۹-۴۹۰؛ لسان العرب، ج ۲، ص۵۱۶، «صلح».</ref>. واژههای «[[صالحین]]» و «صالحون» ۳۰ بار در [[قرآن]] آمدهاند. | |||
عموم [[مفسران]]، کاربردهای [[قرآنی]] صالح را هماهنگ با معنای لغوی آن دانسته و وجوهی گوناگون از صلاح را در تبیین صالح بیان کردهاند؛ مانند انجام دهنده کارهای شایسته<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۱۱.</ref>، [[فرمانبردار]] [[اوامر و نواهی]] [[خدا]]<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص۵۰؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۶۳۲.</ref>، دارای ظاهر و [[باطنی]] [[نیکو]]<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۰۳.</ref>، [[ثابت قدم]] در [[دین]]<ref>روح المعانی، ج ۳، ص۸۲.</ref>، سزاوار [[بهشت]] و دارای [[مقام]] ومنزلت در پیشگاه الهی<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۰۴؛ ج ۷، ص۶.</ref> و برخوردار از [[علم]] و [[ایمان]] خللناپذیر به خدا<ref>روح المعانی، ج ۳، ص۷۳، ۷۵.</ref>. | |||
از تعابیر یادشده برمیآید که عموم مفسران، صالح را ناظر به صلاح در عمل دانسته و فاعل هر عملِ دارای صلاح را صالح شمردهاند؛ ولی شماری از مفسران با [[عنایت]] به برخی از کاربردهای قرآنی صالحین و اتصاف [[پیامبران الهی]] به این وصف و نیز دعای شماری از [[پیامبران]] برای قرار گرفتن در شمار صالحان، بر این باورند که واژۀ «صالحین» همانند کلمۀ «[[ابرار]]»، بیانگر منزلتی ویژه است و در نتیجه [[انسان]]، به صِرف انجام دادن [[عمل صالح]] به این مقام دست نمییابد<ref>همین مقاله: حقیقت مقام صلاح و درجات صالحان.</ref>. [[علامه طباطبایی]] با تأکید بر تفاوت میان صلاح در عمل با صلاح ذاتی<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۶.</ref>، کاربرد وصف «صالح» را درباره کسی میداند که شایسته برخورداری از [[نعمت]] [[ولایت الهی]] و مستعد بهرهمندی از [[کرامات]] الهی بوده<ref>المیزان، ج ۴، ص۴۰۷ – ۴۰۸؛ ج ۱۵، ص۳۵۴.</ref> و برای پذیرش [[رحمت خاص الهی]] [[شایستگی]] کامل داشته باشد<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۶.</ref>. بنابراین صالح کسی است که گوهر ذاتش [[صالح]] باشد و بر اثر استمرار در کارهای خیر به [[ملکه]] صلاح دست یافته باشد و از همین روست که میتوان گفت [[صالح]] صفت مشبهه است، نه اسم فاعل<ref>التبیان، ج ۳، ص۲۵۱؛ تسنیم، ج ۱۹، ص۴۴۴ - ۴۴۵.</ref>. چنانچه واژه «صالح» ناظر به جایگاه ویژه باشد، میتوان گفت در [[فرهنگ قرآن]] میان کسانی که [[عمل صالح]] انجام میدهند: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ}} و کسانی که با عنوان «صالح» از آنان یاد میشود، تفاوت اساسی وجود دارد<ref>تسنیم، ج ۵، ص۷۲.</ref>. تفاوت میان دو معنای اخیر صالح در [[قرآن]] (صلاح در عمل و صلاح ذاتی) نظیر تفاوت [[مخلِصین]] و [[مخلَصین]] است که اولی ([[اخلاص]] در عمل) به عمل اِسناد داده میشود و ناظر به عموم کسانی است که [[اعمال]] [[خالص]] انجام میدهند و اصطلاحاً گفته میشود در [[دین]] و [[طاعت]] [[خلوص]] دارند و دومی (اخلاص ذاتی) ناظر به [[مقام]] ویژهای است که به [[ذات]] افراد اِسناد داده میشود و موهبتی است که [[خداوند]] به برخی افراد عطا کرده و آنان را برای خود خالص گردانیده است<ref>رساله لب اللباب، ص۴۵-۴۶.</ref>. با ملاحظه همه کاربردهای «صالح» و «[[صالحین]]» در قرآن میتوان گفت صالح در قرآن گاه به معنای [[لیاقت]] و اهلیت به کار رفته است؛ مانند اهلیت و [[شایستگی]] برای [[ازدواج]]: {{متن قرآن|وَأَنكِحُوا۟ ٱلْأَيَـٰمَىٰ مِنكُمْ وَٱلصَّـٰلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآئِكُمْ}}<ref>«و بیهمسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بینیازی میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref> و گاه به عمل اسناد داده میشود که در این صورت ناظر به معنایی عام است و همه صاحبان عمل صالح را دربر میگیرد؛ مانند{{متن قرآن|وَعَمِلَ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا}}<ref>سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref> و {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۵.</ref> و گاه به ذات اسناد داده میشود که بیشتر موارد آن در قرآن به معنای مقامی ویژه است که به اولیای خاص [[الهی]] اختصاص دارد؛ مانند{{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَـٰهُمْ فِى رَحْمَتِنَآ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند» سوره انبیا، آیه ۸۶.</ref> و {{متن قرآن|وَأَدْخِلْنِى بِرَحْمَتِكَ فِى عِبَادِكَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>سوره نمل، آیه ۱۹.</ref>. گفتنی است که در این مقاله تنها به [[آیات]] بیانگر [[مقام صالحان]] اشاره میشود که مقامی ویژه برای [[اولیای الهی]] است؛ اما آیات بیانگر [[عمل صالح]] در مدخل «عمل صالح» بررسی خواهند شد. | |||
در [[قرآن کریم]]، اموری نشان دهنده اهمیت [[مقام]] صلاحاند: | |||
#یادکرد [[پیامبران الهی]] با ویژگی «صلاح». این [[پیامبران]] عبارتاند از: ابراهیم<ref>{{متن قرآن|وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَٰهِـۧمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُۥ وَلَقَدِ ٱصْطَفَيْنَـٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}} «و چه کس جز آنکه سبک مغز است از آیین ابراهیم روی میگرداند؟ در حالی که ما او را در این جهان برگزیدهایم و بیگمان او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref>، نوح و [[لوط]]<ref>{{متن قرآن|ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱمْرَأَتَ نُوحٍۢ وَٱمْرَأَتَ لُوطٍۢ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَـٰلِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيْـًۭٔا وَقِيلَ ٱدْخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ}} «خداوند برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زد که زیر سرپرستی دو بنده شایسته از بندگان ما بودند و به آن دو، خیانت ورزیدند اما آن دو (پیامبر) در برابر (عذاب) خداوند برای آنان سودی نداشتند و (به آنان) گفته شد که با (دیگر) واردشوندگان به آتش (دوزخ) درآیید» سوره تحریم، آیه ۱۰.</ref>، [[زکریا]]، یحیی، [[عیسی]]<ref>{{متن قرآن|وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ كُلٌّۭ مِّنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}} «و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref>، اسحاق، [[یعقوب]]<ref>{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةًۭ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا صَـٰلِحِينَ}} «و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیا، آیه ۷۲.</ref>، ایوب، اسماعیل، [[ادریس]] و [[ذوالکفل]]<ref>{{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَـٰهُمْ فِى رَحْمَتِنَآ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}} «و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند» سوره انبیا، آیه ۸۶.</ref>. | |||
#دعای [[پیامبران]] بزرگی، مانند ابراهیم، سلیمان و یوسف برای رسیدن به [[مقام]] صالحان<ref>{{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ}} «پروردگارا! به من حکمتی ارزانی دار و مرا به [[شایستگان]] بپیوند» [[سوره شعرا]]، [[آیه]] ۸۳. {{متن قرآن|رَبِّ قَدْ ءَاتَيْتَنِى مِنَ ٱلْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِى مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ فَاطِرَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَنتَ وَلِىِّۦ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ تَوَفَّنِى مُسْلِمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ}} «پروردگارا! به من از فرمانروایی پارهای دادهای و از خوابگزاری بخشی آموختی؛ ای آفریدگار آسمانها و زمین! تو سرور من در این جهان و در جهان واپسینی، مرا گردن نهاده (به فرمان خویش) بمیران و به شایستگان بپیوند» سوره یوسف، آیه ۱۰۱. {{متن قرآن|فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًۭا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِىٓ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَىَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَـٰلِحًۭا تَرْضَىٰهُ وَأَدْخِلْنِى بِرَحْمَتِكَ فِى عِبَادِكَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}} «(سلیمان) از گفتار آن ([[مور]]) خندان لب گشود و گفت: پروردگارا! در دلم افکن تا نعمتت را که به من و به پدر و مادرم بخشیدهای سپاس بگزارم و کردار شایستهای که تو را خشنود کند به جای آرم و مرا به بخشایش خود در زمره بندگان شایسته خویش درآور» سوره نمل، آیه ۱۹.</ref>. | |||
# [[بشارت]] دستیابی به مقام صلاح در [[آخرت]] به پیامبرانی مانند ابراهیم که در [[دنیا]] به [[مقام امامت]]، [[خُلّت]] و [[اصطفاء]] رسیده بود: {{متن قرآن|وَلَقَدِ ٱصْطَفَيْنَـٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«و چه کس جز آنکه سبک مغز است از آیین ابراهیم روی میگرداند؟ در حالی که ما او را در این جهان برگزیدهایم و بیگمان او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref>. | |||
#برخورداری [[پیامبر اعظم]] از [[برترین]] درجات صلاح که ویژه برخورداران از [[ولایت خاص]] [[الهی]] است: {{متن قرآن|إِنَّ وَلِـِّۧىَ ٱللَّهُ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْكِتَـٰبَ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[صالحان (مقاله)|مقاله «صالحان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸.</ref> | |||
==[[حقیقت]] [[مقام]] صلاح و درجات [[صالحان]]== | |||
یکی از [[درجات معنوی]]، رسیدن به مقام صُلوح یا صلاح است: {{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.</ref> که [[پیامبران]] [[الهی]] همواره خواهان رسیدن به این مقام بودهاند: {{متن قرآن|وَأَدْخِلْنِى بِرَحْمَتِكَ فِى عِبَادِكَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>سوره نمل، آیه ۱۹.</ref> و [[خداوند]] در [[دنیا]] این مقام را به همه پیامبران داده: {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَـٰهُمْ فِى رَحْمَتِنَآ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند» سوره انبیا، آیه ۸۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلُوطًا ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًۭا وَعِلْمًۭا... * وَأَدْخَلْنَـٰهُ فِى رَحْمَتِنَآ إِنَّهُۥ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>سوره انبیا، آیه ۷۴-۷۵.</ref> و در [[آخرت]] نیز [[وعده]] رسیدن به رتبههایی بالاتر از آن را به برخی از آنان داده است: {{متن قرآن|وَلَقَدِ ٱصْطَفَيْنَـٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref>. به گفته [[علامه طباطبایی]]، [[صالحین]] در این [[آیات]]، همه کسانی نیستند که صلاحیت [[رحمت]] عام الهی را دارند؛ زیرا رحمت گسترده الهی همه موجودات را دربرمیگیرد: {{متن قرآن|وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍۢ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>. در این صورت بیمعناست که خداوند نامبردگان در این آیات را به داشتن چنین صلاحیتی بستاید؛ همچنین مراد از این صلاح، رحمت خاصی نیست که به [[پرهیزگاران]] اختصاص دارد: {{متن قرآن|فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>، بلکه از رحمتهایی است که تنها گروهی از [[مؤمنان]] و پرهیزگاران از آن برخوردار میشوند: {{متن قرآن|يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۰۵.</ref>. نیز مراد از [[صالحان]] در این [[آیات مطلق]] کسانی نیستند که [[شایستگی]] قرار گرفتن تحت [[ولایت]] و [[سرپرستی]] [[خدا]] را دارند؛ زیرا هرچند این ویژگی از [[رحمت]] خاص پیشین، خاصتر است و هرچند صالحان تحت چنین [[ولایتی]] هستند، به صالحان اختصاص ندارد؛ زیرا [[آیه]] ۶۹ [[سوره نساء]]، [[پیامبران]]، [[صدّیقان]] و [[شهدا]] را در این ولایت<ref>المیزان، ج ۴، ص۴۰۷.</ref> با صالحان [[شریک]] میداند. | |||
بنابر این، آن چیزی که ویژگی صالحانِ خاص است با توجه به اینکه خدای متعالی آن را به خود نسبت میدهد: {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَـٰهُ فِى رَحْمَتِنَآ}}<ref>«و او را در (پناه) بخشایش خویش درآوردیم که او از شایستگان بود» سوره انبیا، آیه ۷۵.</ref> کرامتی است موهبتی که نه در برابر عمل و [[کوشش]] [[بنده]]، بلکه به سبب [[لطف]] و رحمت خاصّ [[الهی]] (و با توجه به [[استعداد]] ذاتی) به برخی [[افاضه]] میگردد؛ مانند [[کرامات]] ویژهای که در [[بهشت]]، با فضل و [[رحمت الهی]] به برخی افاضه میگردد و این، افزون بر پاداشهایی است که در برابر عمل، به [[بهشتیان]] داده میشود: {{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَآءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌۭ}}<ref>«در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۳۵.</ref> <ref>المیزان، ج ۱، ص۳۰۴ – ۳۰۵؛ ج ۴، ص۴۰۷؛ تسنیم، ج ۱، ص۵۱۹.</ref> و از آنجا که اینان گوهر ذاتشان [[صالح]] است، از آنان جز صلاح سرنمیزند، از این رو گفتهاند صالح بودن [[ذات]] غیر از صالح بودن عمل است و [[عمل صالح]] داشتن اعم از آن است که [[هویت]] ذات عامل نیز صالح باشد یا نه؛ زیرا صاحب عمل صالح اگر ذاتش صالح نباشد هر لحظه در معرض خطر و [[لغزش]] است<ref>تسنیم، ج ۷، ص۱۲۷ – ۱۲۸.</ref>، پس باید گفت معیار صالح شدن، داشتن [[ملکه]] صلاح است نه صِرف عمل صالح<ref>تسنیم، ج ۱۹، ص۴۳۱.</ref>. از آنجا که صلاح به این معنا از کمالهای وجودی است، همانند وجود دارای مراتب است<ref>تسنیم، ج ۷، ص۱۲۷.</ref> و از این رو [[صالحان]] دارای مراتبی گوناگوناند و مفهوم صلاح در آنان نیز متفاوت است. | |||
برخی پس از تبیین این [[حقیقت]] که براساس [[آیات قرآن کریم]] همه [[پیامبران]] به [[مقام]] [[خلوص]] و نیز به مقام صلاح ذاتی دست یافتهاند، بر این باورند که دعای پیامبرانی چون [[حضرت ابراهیم]]<ref>{{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ}} «پروردگارا! به من حکمتی ارزانی دار و مرا به شایستگان بپیوند» سوره شعرا، آیه ۸۳.</ref> و [[حضرت یوسف]]<ref>{{متن قرآن|رَبِّ قَدْ ءَاتَيْتَنِى مِنَ ٱلْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِى مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ فَاطِرَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَنتَ وَلِىِّۦ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ تَوَفَّنِى مُسْلِمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ}} «پروردگارا! به من از فرمانروایی پارهای دادهای و از خوابگزاری بخشی آموختی؛ ای آفریدگار آسمانها و زمین! تو سرور من در این جهان و در جهان واپسینی، مرا گردن نهاده (به فرمان خویش) بمیران و به شایستگان بپیوند» سوره یوسف، آیه ۱۰۱.</ref> برای پیوستن به [[صالحان]]، در حالی که به [[نص قرآن]]، خود از [[مخلَصین]] بودهاند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ}} «و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴. {{متن قرآن|وَٱذْكُرْ عِبَـٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَـٰرِ}} «و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵. {{متن قرآن|إِنَّآ أَخْلَصْنَـٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِ}} «و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref>، بیانگر آن است که [[مقام]] صلوح بسی [[برتر]] و عالیتر از مقام [[خلوص]] است و نیز مرتبهای از صلاح که آنان آرزوی آن را داشتند، غیر از صلاحی است که ابراهیم و فرزندانش از آن برخوردار بودند: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةًۭ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا صَـٰلِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیا، آیه ۷۲.</ref> <ref>نک: رساله لب اللباب، ص۸۰-۸۴.</ref>. به گفته برخی، باتوجه به اطلاق واژه «[[صالحین]]» در [[دعای حضرت ابراهیم]]، [[مقام]] صلاحی که پیامبرانی مانند ابراهیم خواهان رسیدن به آن بودند، صلاح مطلق و آن صلاحی است که در آن همه [[استعدادهای انسان]] [[صالح]] از هر جهت به فعلیت رسیده باشند و همه [[مقامات]] و مراتب [[اسلام]] و [[ایمان]] مانند «[[فنای فی الله]]» و «[[بقای بالله]]»، سپس [[مقام نبوت]] و [[رسالت]] و [[امامت]] و بالاخره مقام [[جامعیت]] میان کثرت و [[وحدت]] را حایز شده باشد<ref>بیان السعاده، ج ۳، ص۱۵۶-۱۵۷.</ref>، از این رو دعای [[پیامبری]] چون ابراهیم ـ که خود از [[پیامبران اولواالعزم]] و دارای [[مقام امامت]] و مقتدای گروهی از پیامبرانی است که در [[دنیا]] به مقام [[خلوص]] و صلاح رسیدهاند ـ برای رسیدن به [[مقام صالحان]]، بیانگر آن است که افرادی در مقام صلاح از او پیشی گرفتهاند و او پیوستن به آنان را درخواست میکند و [[خداوند]] درخواست وی را [[اجابت]] کرده و [[وعده]] پیوستن به آنان را در [[آخرت]] به او میدهد: {{متن قرآن|وَلَقَدِ ٱصْطَفَيْنَـٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>سوره بقره، [[آیه]] ۱۳۰. {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِى ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلْكِتَـٰبَ وَءَاتَيْنَـٰهُ أَجْرَهُۥ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}} «و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷. {{متن قرآن|وَءَاتَيْنَـٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}} «و به او در این جهان نیکی دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره نحل، آیه ۱۲۲.</ref> و آنان [[پیامبر اکرم]] و [[اهلبیت]] مکرم او هستند که دارای [[برترین]] درجه صلاح و تحت [[ولایت خاص]] [[الهی]] هستند، چنانکه پیامبر اکرم از چنین [[ولایتی]] برخوردار بود: {{متن قرآن|إِنَّ وَلِـِّۧىَ ٱللَّهُ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْكِتَـٰبَ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref> <ref>المیزان، ج ۱، ص۳۰۵؛ تسنیم، ج ۱، ص۵۱۹؛ اطیب البیان، ج ۱۰، ص۴۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[صالحان (مقاله)|مقاله «صالحان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۹.</ref> | |||
==اوصاف و ویژگیهای [[صالحان]]== | |||
[[قرآن کریم]] برای صالحان خاصّ از دو ویژگی نام برده است: [[تسلیم محض]] در برابر [[خدا]] و بهرهمندی از [[ولایت الهی]] که از ویژگی نخست میتوان به عنوان عامل زمینهساز برای رسیدن به صلاح نیز یاد کرد. | |||
#'''تسلیم محض در برابر خدا''': یکی از شرایط رسیدن به [[مقام]] صلاح، [[تسلیم]] و [[انقیاد]] در برابر [[پروردگار]] عالم است: {{متن قرآن|وَلَقَدِ ٱصْطَفَيْنَـٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ * إِذْ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۰-۱۳۱.</ref>. یکی از مقاماتی که [[حضرت ابراهیم]] در [[دنیا]] بدان دست یافت، [[مقام اصطفاء]] ([[برگزیدگی]]) است که حاصل آن [[رفتار]] به مقتضای مملوکیت و [[بندگی]] و تسلیم محض در برابر خدا بودن است و این معنا با [[عمل به دین]] در همه [[شئون]] تحقق مییابد؛ زیرا تدین، همان تسلیم بودن [[بنده]] در برابر خدای متعالی است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَـٰمُ}}<ref>سوره عمران، آیه ۱۹.</ref> <ref>المیزان، ج ۱، ص۳۰۰.</ref>. به گفته برخی، جملۀ{{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسْلِمْ...}} در [[آیه]] ۱۳۱ [[سوره بقره]] بیانگر علت [[برگزیده شدن]] ابراهیم و رسیدن او به مقام صلاح است<ref>مواهب الرحمان، ج ۲، ص۵۵-۵۶.</ref>، چنانکه این ملازمه از درخواست [[حضرت یوسف]] برای پیوستن به صالحان نیز برداشت میشود: {{متن قرآن|تَوَفَّنِى مُسْلِمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۱۰۱.</ref> <ref>راهنما، ج ۸، ص۴۴۷.</ref>. | |||
#'''بهرهمندی از [[ولایت خاص]] [[الهی]]''': آیه {{متن قرآن|إِنَّ وَلِـِّۧىَ ٱللَّهُ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْكِتَـٰبَ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref> بیانگر ولایت خاص [[خداوند]] برای [[پیامبر اکرم]] است که مصداق اَتمّ صالحان است و نیز بیان کننده [[ولایت]] و [[سرپرستی]] [[خداوند]] بر عموم [[صالحان]] است<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۰۵.</ref>. به گفته برخی، بر اساس این [[آیه]]، رسیدن به [[مقام]] صلاح، مقدمه برخورداری از [[ولایت]] خداست<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱، ص۲۲۰ «قرآن در قرآن».</ref>. براساس آیهای دیگر، صالحان یکی از ۴ گروه مشمول [[نعمت]] «ولایت» هستند: {{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.</ref>. در [[قرآن کریم]] هرگاه «نعمت» مطلق ذکر شود، مراد از آن نعمت ولایت است<ref>المیزان، ج ۴، ص۶۲.</ref>؛ نه نعمت ظاهری، مادی و [[دنیوی]]، چنانکه بسیاری از [[پیامبران]]، [[صدّیقان]] و [[شهیدان]] و صالحان در [[دنیا]] با [[فقر]] مادی میزیستند<ref>تسنیم، ج ۱۹، ص۴۳۰.</ref>. بر پایه این آیه، صالحان، برگزیدگانی هستند که [[شایستگی]] برخورداری از [[کرامت]] [[خدا]] را دارند و تحت [[ولایت خاص]] [[الهی]] قرار دارند و [[انسان]] با [[اطاعت از خدا]] و [[رسول]] میتواند شایستگی [[همنشینی]] و [[رفاقت]] با آنان را در [[بهشت]] پیدا کند، از اینروست که [[مسلمانان]] در [[نماز]] از خداوند خواهان [[هدایت]] به مسیر برخورداران از نعمت ولایت و هدایت خداوند، یعنی پیامبران، صدّیقان، [[شهداء]] و صالحان هستند<ref>نک: [[المیزان]]، ج ۱، ص۳۴؛ [[تسنیم]]، ج ۱۹، ص۴۳۹.</ref>. گفتنی است که برخورداری صالحان از نعمت ولایت، به تناسب مراتب تحقق مقام صلاح در آنان، متفاوت است، از این رو [[برترین]] مرتبه آن در [[پیامبر اکرم]] تحقق یافته است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ وَلِـِّۧىَ ٱللَّهُ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْكِتَـٰبَ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِينَ}} «بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[صالحان (مقاله)|مقاله «صالحان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۶۱.</ref> | |||
==آثار دنیوی و [[اخروی]] مقام صلاح== | |||
غالب [[مفسران]]، با استناد به [[آیه]]{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّـٰلِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیا، آیه ۱۰۵.</ref>. آثار [[مقام]] صلاح را، ورود [[صالحان]] به [[بهشت]] یا [[حاکمیت صالحان]] بر [[زمین]] دانستهاند<ref>کشف الاسرار، ج ۶، ص۳۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۱۹۲؛ روض الجنان، ج ۱۳، ص۲۸۷.</ref>. به نظر میرسد تعبیر «[[عبادی]]» در این آیه نیز بیانگر صلاحیت ویژهای است که تنها [[بندگان خاص]] [[خدا]] از آن برخوردارند. | |||
کاربرد تعبیر {{متن قرآن|ٱلصَّـٰلِحُون}} به جای «الذین عملوا الصالحات» در این آیه نیز نشان میدهد کسانی [[وارثان زمین]] خواهند بود که افزون بر داشتن [[اعمال نیک]]، [[نیکی]] در گوهر [[ذات]] آنان [[رسوخ]] کرده باشد<ref>تسنیم، ج ۱۱، ص۷۳۷.</ref>. [[مفسران]] در باره مراد از «[[وراثت زمین]]» برای صالحان در آیه، سه [[رأی]] دارند: ۱. ورود به بهشت؛ ۲. [[حاکمیت]] در [[دنیا]]؛ ۳. [[تسلط]] بر [[ارض مقدس]] که [[خداوند]] [[وعده]] تسلط بر آن را به [[بنیاسرائیل]] داد<ref>زاد المسیر، ج ۳، ص۲۱۷؛ کشف الاسرار، ج ۶، ص۳۱۸.</ref> و در [[زمان]] [[نزول حضرت عیسی]] [[امت]] [[پیامبر اعظم]] آن را به [[ارث]] خواهند برد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۱۹۲.</ref>. برخی آیه ۷۴ [[سوره زمر]] و برخی [[روایات]] را مؤید رأی نخست، آیه ۵۵ [[سوره نور]] را دلیل رأی دوم و آیه ۱۳۷ [[سوره اعراف]] را دلیل رأی سوم دانستهاند<ref>روض الجنان، ج ۱۳، ص۲۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۱۹۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۳۴۹.</ref>. برپایه رأی نخست که رأی بیشتر مفسران است، بهشت، پاداشی است که خداوند به صالحان میدهد و برپایه رأی دوم، حاکمیت زمین در نهایت از آنِ [[بندگان]] ویژه و [[عباد صالح]] خدا خواهد شد<ref>نمونه، ج ۱۳، ص۵۱۵.</ref>. در راستای رأی دوم، برخی به [[حکومت جهانی حضرت مهدی]] اشاره کردهاند که سراسر عالم را فراخواهد گرفت و مؤید آن را روایتی [[نبوی]] میدانند که بر اساس آن اگر حتی یک [[روز]] به پایان عمر [[دنیا]] مانده باشد، [[خداوند]] مردی از [[اهل بیت]] را برای [[اجرای عدالت]] برخواهد انگیخت<ref>الجدید، ج ۴، ص۵۲۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۳۰.</ref>. برخی با ارائه معنایی عام از [[آیه]] و ردّ اختصاص معنای آن به [[بهشت]] یا [[زمین]] [[دنیا]]، مراد از [[وراثت]] [[صالحان]] در زمین را انتقال «[[سلطنت]] بر [[منافع]]» از دیگران به صالحان و اختصاص [[برکات]] زمین به آنان دانسته و گفتهاند: این برکات یا [[دنیایی]] است که نتیجه آن برخورداری صالحان از [[حیات دنیوی]] و ایجاد جامعهای [[صالح]] و برچیده شدن بساط [[شرک]] و [[گناه]] از روی زمین است: {{متن قرآن|وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ...يَعْبُدُونَنِى لَا يُشْرِكُونَ بِى شَيْـًۭٔا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَـٰسِقُونَ}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>، یا [[برکات اخروی]] است که عبارت است از [[مقامات]] [[قربی]] که صالحان در دنیا برای خود کسب کردهاند و آنها همان نعمتهای آخرتاند: {{متن قرآن|وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى صَدَقَنَا وَعْدَهُۥ وَأَوْرَثَنَا ٱلْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَآء}}<ref>«و میگویند: سپاس خداوند را که وعده خود را بر ما راست گرداند و این سرزمین را به ما به میراث داد، هر جای بهشت که بخواهیم جای میگیریم و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره زمر، آیه ۷۴.</ref>، {{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْوَٰرِثُونَ * ٱلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلْفِرْدَوْسَ..}}<ref>«آنانند که میراث برند * همانان که بهشت را به میراث میبرند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰-۱۱.</ref> <ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۳۰؛ الفرقان، ج ۱۹، ص۳۷۵.</ref>. برپایه [[حدیثی قدسی]]، خدای متعالی از [[کرامات]] و [[عنایات]] ویژهای در بهشت برای [[بندگان]] [[صالح]] خ [[ود]] خبر میدهد که هیچ چشمی نظیر آن را ندیده و هیچ گوشی نشنیده وبه [[قلب]] هیچکس نیز خطور نکرده است<ref>عوالی اللئالی، ج ۴، ص۱۰۱؛ الجواهر السنیه، ص۳۶۲.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[صالحان (مقاله)|مقاله «صالحان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۶۲.</ref> | |||
==امکان راهیابی به مقام صلاح برای همگان== | |||
[[مقام]] صلاح در [[قرآن]] مقامی [[منیع]] است که [[پیامبران الهی]] در [[دنیا]] به مراتب بالایی از آن رسیدهاند و برخی از آنان درخواست رسیدن به مراتب [[برتر]] از آن را در [[آخرت]] دارند؛ ولی این بدین معنا نیست که راه رسیدن به مقام صلاح برای عموم [[مردم]] بسته باشد، بلکه هر [[مسلمانی]] باید همواره در [[نماز]]، [[هدایت]] به [[صراط مستقیم]] را که همان [[صراط]] [[پیامبران]]، [[صدّیقان]]، [[شهدا]] و [[صالحان]] است از [[خدا]] بخواهد. | |||
به گفته برخی، گرچه راه وصول به مقام منیع [[رسالت]] تا [[ابد]] بر سالکان بسته است، راه «[[صدق]]»، «[[شهود]]» و «صلاح» همواره برای پویندگان صراط مستقیم گشوده است و راهیان صراط مستقیم نه تنها میتوانند در تداوم [[سلوک]] خود به جرگه صدّیقان، [[شاهدان]] و صالحان درآیند، بلکه با [[استمداد]] از رهنمود [[قرآنی]] «[[سرعت]]» و «[[سبقت]]» میتوانند از [[پیشگامان]] این [[فضایل]] باشند<ref>تسنیم، ج ۱، ص۵۴۱.</ref>. انس با قرآن نیز از راههای رسیدن به مقام صلاح و به گفته برخی، از [[آیه]] ۱۹۶ [[سوره اعراف]] قابل برداشت است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱، ص۲۲۰، «قرآن در قرآن».</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[صالحان (مقاله)|مقاله «صالحان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۶۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[صالحان (مقاله)|مقاله «صالحان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||