عصر امام کاظم: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: واگردانی دستی |
|||
| (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = امام کاظم | | موضوع مرتبط = امام کاظم | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[عصر امام کاظم در تاریخ اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''عصر امام کاظم{{ع}}'''، دوران اقتدار خلفای عباسی همچون منصور و [[هارون الرشید]] است که حضرت در عهد هارون سالها در زندان به سر برد. لذا امام طریقی که برای این دوران برگزیده است مبتنی بر تقیه و حفظ شیعیان است. فعالیتهای [[امام کاظم]] {{ع}} بر دو دسته است: فعالیتهای [[علمی]] و [[فکری]] و چارهجویی برای رویارویی با [[عقاید]] نادرست و [[بدعتها]] و واپسگراییها و فعالیت دیگر، [[هدایت]] و نظارت بر پایگاههای مردمی و هواخواهان خویش بود. که از این طریق افزون بر حفظ رابطه با [[شیعیان]] و [[هدایت]] آنان، موضع منفی خود در برابر [[حکومت]] را نیز بدانان منتقل کند. | |||
== مقدمه == | |||
[[امام کاظم]]{{ع}} سی و پنج سال از سال ۱۴۸ تا ۱۸۳ ه. بر مسند [[امامت]] جلوس فرمود. خلفای معاصر ایشان همگی از [[بنی عباس]] بودند: [[منصور دوانیقی]]، [[مهدی عباسی]]، [[هادی عباسی]] و [[هارون الرشید]]. [[امام]] {{ع}} در [[عهد]] هارون سالها در زندان به سر برد. | |||
== فعالیتهای امام == | |||
[[امام | {{اصلی|سیره فرهنگی امام کاظم}} | ||
فعالیتهای [[امام کاظم]] {{ع}} را بر دو دسته دانستهاند: | |||
# فعالیتهای [[علمی]] و [[فکری]] و چارهجویی برای رویارویی با [[عقاید]] نادرست و [[بدعتها]] و واپسگراییها. [[امام]] {{ع}} شاگردانی پرورانید تا به واسطه آنان آموزههای راستین [[دینی]] و [[شیعی]] را میان [[مردم]] بگستراند. شاگردان به محضر [[امام]] بار مییافتند و در مجلس ایشان مینشستند و چون [[فتوا]] یا [[کلامی]] [[علمی]] میشنیدند، مینوشتند و ثبت میکردند<ref>الانوار البهیة، ۱۶۹ و ۱۷۰.</ref>. | |||
# فعالیت دیگر [[امام]] {{ع}} [[هدایت]] و نظارت بر پایگاههای مردمی و هواخواهان خویش بود. [[امام]] {{ع}} از این گذر میکوشید افزون بر حفظ رابطه خویش با [[شیعیان]] و [[هدایت]] آنان، موضع منفی خود در برابر [[حکومت]] را نیز بدانان منتقل کند و در همین مسیر، همواره نارضایتی خویش از ارباب [[حکومت]] را آشکار میساخت و [[همکاری]] با آنان را [[حرام]] میشمرد<ref>وسائل الشیعه، ۱۲/ ۱۴۰.</ref>. | |||
[[مناظره]] سرزنشآمیز [[امام]] {{ع}} با [[هارون الرشید]] در مرقد مطهر [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در پیش بزرگان و فرماندهان کشوری و لشکری را میتوان از این گونه فعالیتها شمرد<ref>مناقب آل ابیطالب، ۴/ ۳۴۵.</ref>. | |||
[[ | برخی از مهمترین موضوعات یادکردنی روزگار [[امام کاظم]] {{ع}} عبارتاند از: | ||
# برخاستن جنبشهای انقلابی که [[امام]] {{ع}} برخی از آنها را تأیید میکرد؛ همانند جنبش [[شهید فخ]]<ref>مقاتل الطالبیین، ۴۵۲ و ۴۵۳.</ref>. | |||
# سازماندهی [[نظام]] سری رابطان به دست [[امام]] {{ع}} که [[وظیفه]] داشتند ارتباط ایشان را با [[شیعیان]] سامان دهند و فرمانهای [[مقام امامت]] را بدانان برسانند<ref>پیشوایان ما، ۲۱۴.</ref>. | |||
[[ | # پیدایی برخی مسلکهای [[انحرافی]] و اوجگیری فعالیتهای [[عقیدتی]] و [[سیاسی]] آنها. برخی از این مسلکها ادعای [[تشیع]] نیز سر میدادند؛ ولی به هیچ روی مقبول [[امام]] {{ع}} نبودند. فرقههای [[ناووسیه]]، [[اسماعیلیه]]، مبارکیه، سمطیه و [[فطحیه]] چنین بودند. پدید آمدن این فرقهها در قلمرو [[مکتب]] [[تشیع]] شرایط حساسی را برای [[امام]] {{ع}} پدید آورد که تا آن زمان بیسابقه بود. [[امام]] {{ع}} با تدبیری خاص، توانست [[شیعیان]] را از این چالش [[فکری]] و [[عقیدتی]] برهاند و امامتِ مقبول [[آیین اسلام]] را برای آنان نمایان سازد. | ||
# [[سازشناپذیری]] [[امام کاظم]] {{ع}} در برابر [[حکومت]] و کژرویهای دیگر [[جامعه اسلامی]]، مسئلهای را پیش آورد که برای [[امامان]] پیشین پیش نیامده بود. [[امام]] {{ع}} برای مدتی طولانی در زندان حبس شد. | |||
[[حاکمان عباسی]] از [[وجود امام]] {{ع}} بیمناک بودند و هر از چند گاهی ایشان را به زندان میانداختند. روزگار حبس [[امام]] {{ع}} در [[عهد]] هارونالرشید طولانیتر بود و بارها به زندان رفت<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[موسی بن جعفر (مقاله)| مقاله «موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص ۶۱۸؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۲۶.</ref> | |||
== موضعگیریهای سیاسی == | |||
{{اصلی|سیره سیاسی امام کاظم}} | |||
دوره [[امامت]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} از دورههای پرخفقان تاریخ اسلام است<ref>اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۴۳۷؛ کورانی، علی، الامام الکاظم سید بغداد و حامیها و شفیعها، ص۸۴، ۱۲۵ ـ ۱۳۳، ۱۳۷ ـ ۱۴۲، ۱۸۹.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} با [[حاکمان]] [[بنیعباس]]، معاصر بود<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۳۲۳؛ ابن صباغ مالکی، علی بن محمد، الفصول المهمة فی معرفة الأئمه، ج۲، ص۹۳۷، ۹۴۵، ۹۵۸.</ref>. این گروه، مقتدر و [[ستمکار]] بودند<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۸۷ و ۲۹۰.</ref>. | |||
[[ | |||
[[موسی بن جعفر]]{{ع}} همانند دیگر [[ائمه]] [[امامت]] و [[رهبری جامعه اسلامی]] را متعلق به [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} میدانست<ref>عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الجواد ابی جعفر محمد بن علی، ج۱، ص۳۱۵ ـ ۳۳۶.</ref> و در راه احیای [[حقوق]] غصب شده آنان و نیز [[گسترش عدالت]] در [[جامعه]] تلاش میکرد<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۳۲۰ و ۳۴۶؛ عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الجواد ابی جعفر محمد بن علی، ج۱، ص۵۷ ـ ۶۳.</ref>. [[یاران]] ایشان نیز در همین راستا فعالیت میکردند<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۲۵۸ و ۲۶۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۴۸، ص۱۸۹.</ref>. همچنین شواهدی در دست است که برخی از نهضتهای [[علویان]] مانند [[نهضت حسین بن علی معروف به شهید فخ]] مورد حمایت ایشان بودند<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۶۶؛ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۳۸۰.</ref>. از سوی دیگر، [[خلفای عباسی]] همه راههای تطمیع و [[تهدید]] را برای به [[سکوت]] واداشتن [[امام کاظم]]{{ع}} [[تجربه]] کردند و پس از بینتیجه بودن آن، به [[زندان]] و [[شکنجه]] و کشتن روی آوردند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۴۸، ص۱۴۴ و ۲۳۸؛ ج۹۹، ص۱۷.</ref>. | |||
به [[امام]]{{ع}} | در برابر [[خشونت]] [[خلفای عباسی]]<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۲۵۷؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۴۷، ص۱۷۶ - ۱۷۷.</ref>، تنها چیزی که میتوانست خط فکری و [[سیاسی]] [[اهل بیت]]{{عم}} را تداوم بخشد، [[توسل]] به شیوه [[تقیه]] در [[مبارزه]] و [[جهاد]] بود<ref>خامنهای، سیدعلی، انسان ۲۵۰ ساله، ص۳۴۴.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} به برخی از [[یاران]] زیرک و توانمند خود [[اجازه]] داده بود که به [[دستگاه خلافت]] نزدیک شوند و از این راه به [[پیروان اهل بیت]]{{عم}} کمک کنند<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۴۳۶ - ۴۳۷؛ آل قاسم، عدنان فرحان، تاریخ الحوزات العلمیة، ج۲، ص۲۲ - ۲۳.</ref>. ایشان با [[شیعیان]] ارتباط حضوری و مکاتبهای داشت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۲۶؛ کورانی، علی، الامام الکاظم سید بغداد و حامیها و شفیعها، ص۲۷۷ ـ ۲۸۰.</ref> و افزون بر [[مدینه]] با دیگر نقاط از جمله [[مکه]] و [[شام]] نیز ارتباط داشت<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۳۱۱ ـ ۳۱۲.</ref> و پیامهای خود را مستقیم یا به وسیله تشکیلات وکالت به [[پیروان]] خود منتقل میساخت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۱۲؛ ج۸، ص۱۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[موسی بن جعفر (مقاله)| مقاله «موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص ۶۱۹-۶۲۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۱۵.</ref> | ||
== ویژگیهای این عصر == | |||
[[منصور عباسی]] پس از بهشهادت رساندن [[امام صادق]]{{ع}} و سرکوب [[قیامها]] و [[انقلاب]] [[علویان]] در [[روزگار]] خود، نه تنها [[سیاست]] جبارانه خود را نسبت به علویان [[تغییر]] نداد، بلکه درحالیکه ترسی از ایشان بر [[زندگی]] او [[سایه]] افکنده بود، با سینهای آکنده از [[کینه]] و [[دشمنی]] این [[خاندان]]، شیوه خود را پی گرفت و عرصه را بر آنان به شدت تنگ کرد. از دیگر سو، منصور جریانهای [[الحادی]]، مانند [[غلات]] و زندیقان را [[آزاد]] گذارده بود تا در میان [[مردم]] نفوذ [[فکری]] کرده، آنان را به [[گمراهی]] کشیده و از مسیر [[اهل بیت]]{{عم}} [[منحرف]] کنند. او همچنین برخی از [[عالمان]] [[سست]] عنصر را به خود نزدیک کرد تا مهر تأییدی بر [[حکومت]] او باشند و به آن [[مشروعیت دینی]] بخشند. وضع [[حاکم]] بر آن روزگار را و نیز [[بیم]] و هراسی که بر آن دوره سایه افکنده بود در چند نکته میتوان روشن کرد: | |||
از | ==== نکته نخست: چگونگی وصیتنامه امام صادق{{ع}} ==== | ||
وصیتنامهای را که امام صادق{{ع}} برای عموم مردم و با توجه به وضعیت موجود تنظیم کرده بود، از پنج نفر به عنوان [[جانشین]] خویش نام میبرد که به ترتیب: «[[ابو جعفر منصور]]» (خلیفه وقت)، «[[محمد بن سلیمان]]»، «عبدالله»، «[[موسی]]» و «حمیده» بودند. از سوی دیگر نامه منصور به [[کارگزار]] خود در [[مدینه]] بود که طی آن به کارگزار خود دستور داده بود تا در صورتی که امام صادق{{ع}} فرد مشخصی را به [[جانشینی]] خود معرفی کند، او را بکشد. [[تأمل]] در وصیتنامه امام صادق{{ع}} و [[فرمان]] منصور مبنی بر کشتن جانشین آن حضرت، روشی را که منصور در برخورد با [[امام کاظم]]{{ع}} در پیش گرفته بود و نیز دامنه زیر نظر گرفتن حرکات و سکنات امام کاظم{{ع}} را که از طریق [[جاسوسان]] مورد اعتماد منصور صورت میگرفت روشن میکند<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۹]]، ص ۷۹-۹۲.</ref>. | |||
امام{{ع}} | |||
امام کاظم{{ع}} | |||
این [[ | ==== نکته دوم: سرگردانی شیعیان درباره جانشین امام صادق{{ع}} ==== | ||
# [[جاسوسان]] فراوانی | پس از شهادت امام صادق{{ع}} [[حاکمیت]]، [[شیعیان]] را به شدت زیر نظر داشت و از همینرو آشفتگی و [[درماندگی]] [[جامعه]] [[تشیع]] را در برگرفت و محیط، آکنده از [[احتیاط]] و [[تقیه]] شد. حال و هوای این مقطع زمانی را که از نظر [[تاریخ]] تشیع حایز اهمیت است در روایتی از «[[هشام بن سالم]]» بیان شده است<ref>اختیار المعرفة الرجال، ج۲، ص۵۶۵، حدیث ۵۰۲؛ الارشاد، ج۲، ص۲۲۱- ۲۲۲؛ اعلام الورى، ج۲، ص۱۶- ۱۷ (به نقل از الارشاد، ج۲، ص۲۲۱- ۲۲۲)؛ کشف الغمة، ج۳، ص۱۲- ۱۳؛ بحار الانوار، ج۴۸، ص۵۰.</ref>. [[روایت]] هشام بن سالم واقعیتهایی را از فضای [[حاکم]] بر [[روزگار]] [[امام کاظم]]{{ع}} روشن میکند که به شرح زیر میآید: | ||
# عدم [[اعلان]] [[امامت]] [[حضرت کاظم]]{{ع}} برای همگان | # [[جاسوسان]] فراوانی جامعه شیعی را کاملا زیر نظر داشتند و [[ترس]]، ناامنی و فضای وحشتآلود، [[مسلمانان]] و برجستگان آنان، به ویژه آن دسته از آنان را که ساکن [[مدینه]] بودند فرا گرفته بود. | ||
# | # عدم [[اعلان]] [[امامت]] [[حضرت کاظم]]{{ع}} برای همگان بود؛ چراکه تنها عدهای انگشتشمار از [[شیعیان]] از امامت [[حضرت موسی]]{{ع}} [[آگاهی]] یافته بودند<ref>از جمله این خواص زراره، داوود بن کثیر رقى، حمران، ابو بصیر و مفضل بن عمر هستند.</ref>، به گونهای که «هشام بن سالم» که از بزرگان [[شیعه]] بود، پس از گذشت زمانی و از راههای [[شرعی]] و [[عقلی]] توانست [[امام زمان]] خود را بشناسد. | ||
# اختناق، محدودیت و ممنوعیتها، تعقیب مخالفان [[حکومت]]، سرکوب اندیشههای [[پاک]]، ترویج شایعههایی [[دروغین]] از سوی [[حاکمیت]]، زمینه را برای [[رشد]] افراد [[پست]] و [[ناپاک]] فراهم آورد. در این دوره، فعالیت اینان فزونی گرفت، آوازهشان فراگیر شد و گروههای متعددی را به وجود آوردند. آنان با حمایتهای بیدریغ [[خلیفه]]، خود را به عنوان [[رهبران]] [[فکری]]، [[فقهی]] و [[حدیثی]] [[امت]] مطرح و در [[جامعه]] آن [[روز]] موقعیتی پیدا کردند<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۹]]، ص ۷۹-۹۲.</ref>. | |||
نکته سوم: | ==== نکته سوم: تشکیک در مسأله رهبری ==== | ||
تشکیک در مسأله رهبری امت اسلامی و اینکه چه کسی پس از [[امام صادق]]{{ع}} عهدهدار این مقام خواهد شد، یکی دیگر از مسائلی بود که در آغاز امامت [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} و به انگیزه برهم زدن صفوف [[شیعیان]] و از میان بردن آنان و نیز برافروختن [[آتش]] [[آشوب]] و [[هرجومرج]]، دامن زده شد. | |||
بنمایه این امر ادعای عبد الله افطح، [[برادر]] بزرگ [[امام کاظم]]{{ع}} در مورد [[امامت]] بود که بالطبع رنجی بر دیگر رنجهای امام کاظم{{ع}} میافزود؛ زیرا در این وضعیت، دستگاههای [[ستمگر]] وابسته به منصور، لحظات [[زندگی]] و هر حرکت امام کاظم{{ع}} را زیر نظر داشتند و به آن به دیده [[شک]] مینگریستند<ref>هاشم معروف الحسنى، سیرة الائمة الاثنى عشر، ج۲، ص۳۲۵، حیاة الامام موسى بن جعفر{{ع}} (چاپ دار التعارف للمطبوعات- بیروت)؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰۹، ذکر اولاد ابى عبد الله{{ع}} و عددهم و اسمائهم و طرف من اخبارهم (چاپ مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث- قم).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۹]]، ص ۷۹-۹۲.</ref> | |||
نکته چهارم: | ==== نکته چهارم: واعظان درباری ==== | ||
از دیگر سیاستهایی که [[حاکمان عباسی]]، به ویژه [[منصور عباسی]] در پیش گرفتند، ایجاد جریان [[دینی]] وابسته به [[حاکمیت]]؛ یعنی «واعظان درباری» بود. پس از آنکه [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} از عرصه [[سیاسی]] و [[فکری]] دور نگهداشته شد، پدیده واعظان درباری جایگزینی برای امام{{ع}} بود که [[خلیفه]] با تمام توان و آنچه در دست داشت از آن حمایت میکرد تا از یکسو جای خالی امام{{ع}} را پر کرده، از سوی دیگر این [[عالمان]] [[حکومت]] ساخته، سیاستهای منصور را [[تأیید]] کنند. منصور با اجرای این [[سیاست]] میخواست به [[امت اسلامی]] القاء کند که دنبالهرو و [[سیره پیامبر]]{{صل}} و در خط [[اسلام]] است<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۹]]، ص ۷۹-۹۲.</ref>. | |||
نکته پنجم: | ==== نکته پنجم: شیوع فرقههای انحرافی ==== | ||
این مرحله [[شاهد]] گسترش و شیوع فرقههای منحرفی چون: [[ملحدان]]، زندیقان، [[غالیان]]، جبریان و [[مرجئه]] بود که همگی دارای عقایدی [[منحرف]] بودند و صاحبان و طرفداران این [[عقاید]] از آن [[دفاع]] میکردند. البته این اعتقادها زاییده این دوره نبودند، بلکه وضعیت موجود زمینه را برای فعال شدن و [[رشد]] این [[افکار]] و اعتقادها فراهم کرد؛ زیرا برخی از [[خلفا]] یکی از این اعتقادها و [[فرقهها]] را پذیرفته و از آن [[پیروی]] میکردند و به برخی دیگر از آنان [[اجازه]] رواج یافتن و فعال بودن میدادند. | |||
جریان دیگری که معاصر [[امام کاظم]]{{ع}} بود و خطری بزرگ برای حال و [[آینده]] [[امت اسلامی]] به شمار میرفت، [[فرقه]] «[[مرجئه]]» بود. این جریان پیشتر در برابر امام صادق{{ع}} قد [[علم]] کرده بود و [[امام]]{{ع}} همگان، به ویژه [[جوانان]] را از آنان و افکارشان برحذر میداشت. اینان معتقد بودند که [[داوری]] درباره مرتکب گناه کبیره را باید به [[قیامت]] واگذاشت و از اینرو در [[دنیا]] و طبق [[دلایل]] و شواهد و [[رفتار]] افراد، نسبت به آنان که آیا دوزخی هستند یا بهشتی، داوری نمیکردند<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۹]]، ص ۷۹-۹۲.</ref>. | |||
جریان دیگری که معاصر [[امام کاظم]]{{ع}} بود و خطری بزرگ برای حال و [[آینده]] [[امت اسلامی]] به شمار میرفت، [[فرقه]] «[[مرجئه]]» بود. این جریان پیشتر در برابر امام صادق{{ع}} قد [[علم]] کرده بود و [[امام]]{{ع}} همگان، به ویژه [[جوانان]] را از آنان و افکارشان برحذر میداشت. اینان معتقد بودند که [[داوری]] درباره | |||
== امام و خلفای عباسی == | |||
=== منصور عباسی === | |||
{{اصلی|منصور عباسی| منصور عباسی در معارف و سیره امام کاظم}} | |||
دوران [[امامت امام کاظم]] {{ع}} با دوران [[خلافت]] چهار [[خلیفه عباسی]] یعنی [[منصور دوانیقی]]، مهدی، [[هادی]] و [[هارونالرشید]] همزمان بود<ref>المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۲۳؛ إعلام الوری، ص۲۹۵.</ref>. پس از شهادت امام صادق{{ع}} در عصر منصور دوانیقی و تحیّر وی در کیستی [[وصیّ]] حضرت، [[منصور]] متعرّض [[امام کاظم]] {{ع}} نشد تا از دنیا رفت<ref>عیون المعجزات، ص۹۷.</ref>. منصور [[دوست]] داشت امام کاظم {{ع}} را به خود نزدیک کند و از [[مشروعیت]] و محبوبیت وی بهره گیرد؛ اما امام که از وی و اعمالش [[خشنود]] نبود در مقابل این درخواست، [[مقاومت]] مینمود. در برخی [[روایتها]] آمده که منصور در یکی از [[اعیاد]] غیراسلامی از حضرت خواست به جای وی بنشیند و هدایای [[مردم]] را دریافت کند. [[امام]] نخست ابا کرد و چون در ادامه اصرار او را دید، پذیرفت. حضرت بر [[کرسی]] نشست و [[امیران]] و [[حاکمان]] [[هدایا]] و تحفههایی را نزد وی آوردند. از آخرین کسانی که نزد وی آمد، پیرمردی کهنسال بود که اظهار [[فقر]] نمود و گفت من چیزی برای تحفه دادن ندارم و تنها ابیاتی را که جدّم در رثای جدّ تو [[حسین بن علی]] {{ع}} گفته است آوردهام. پس از اینکه آن پیرمرد ابیات خود را خواند امام فرمود هدیهات را پذیرفتم. بنشین که [[خداوند]] تو را خیر دهد. پس از دیدار امام با همه [[مهمانان]]، به [[منصور دوانیقی]] اعلام کرد با این هدایا چه میکنی؟ [[منصور]] نیز همه آنها را به امام بخشید. حضرت نیز همه آن هدایا را به آن پیرمرد داد و فرمود این [[اموال]] را بردار که [[هدیه]] من به توست<ref>المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۱۸.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام موسی بن جعفر (مقاله)|مقاله «امام موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۸۷-۴۹۷.</ref> | |||
=== مهدی عباسی === | |||
{{اصلی|مهدی عباسی| مهدی عباسی در معارف و سیره امام کاظم}} | |||
در [[زمان]] [[خلافت]] [[مهدی عباسی]]، به جهت [[شهرت]] و محبوبیت امام، توجه بیشتری از ناحیه [[اهل]] [[قدرت]] به وی معطوف شد، به گونهای که مهدی عباسی [[دستور]] بازداشت حضرت و [[حکم]] [[قتل]] او را صادر کرد. منابع متعددی نوشتهاند که شبانگاه [[خلیفه]] در [[خواب]]، امیرالمؤمنین علی {{ع}} را دید که او را به جهت [[آزار]] موسی بن جعفر{{ع}} توبیخ و [[سرزنش]] میکند. خلیفه چون از خواب برخاست، [[امام کاظم]] {{ع}} را احضار کرد و ضمن دلجویی از وی، امام را [[آزاد]] کرد و دیگر متعرّض ایشان نشد<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۳۲؛ تاریخ الطبری، ج۸، ص۱۷۷؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۰۰؛ مدینة المعاجز، ج۶، ص۴۲۶.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام موسی بن جعفر (مقاله)|مقاله «امام موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۸۷-۴۹۷.</ref> | |||
=== هادی عباسی === | |||
{{اصلی|هادی عباسی|حسین شهید فخ}} | |||
در یک سالی که [[موسی بن مهدی]] مشهور به [[هادی عباسی]] خلیفه بود، روابط وی با امام کاظم {{ع}} به هیچروی [[نیکو]] نبود و او که از [[قیام]] برخی از [[علویان]] مانند [[حسین بن علی]] مشهور به [[شهید فخ]] بسیار عصبانی بود، [[موسی بن جعفر]] {{ع}} را خطری بزرگ برای خود میدانست. او حتی پیگیر به [[قتل]] رساندن امام بود که البته موفق به این کار نشد. گفته شده موسی بن جعفر{{ع}} به جهت [[رفتار]] و گفتار نامناسب وی او را [[نفرین]] کرد و او پس از مدتی کوتاه از [[دنیا]] رفت<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۹؛ مهج الدعوات، ص۲۱۸-۲۱۹.</ref>. [[امام کاظم]] {{ع}} با آنکه مانند پدر و جدّ خود طریق [[تقیه]] پیش گرفته بود و [[اعتقادی]] به [[قیام]] اظهار نمیکرد و در ماجرای قیام شهید فخ نیز نه آمر بود و نه عامل؛ با این همه شهید فخ را مردی [[مؤمن]] و صاحب [[فضیلت]] و قیامکننده به [[امر به معروف و نهی از منکر]] معرفی فرمود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۳۸۰.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام موسی بن جعفر (مقاله)|مقاله «امام موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۸۷-۴۹۷.</ref> | |||
=== هاورن عباسی === | |||
{{اصلی|هارون عباسی| هارون عباسی در معارف و سیره امام کاظم}} | |||
[[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} قریب پانزده سال با [[هارونالرشید]] معاصر بود. [[هارون]] خلیفهای محتاط و بیرحم بود و به محض [[احساس]] خطر، در زندانی کردن و کشتن مخالفانش تردید نمیکرد. در ابتدای [[خلافت]] او با امام کاظم {{ع}} [[دشمنی]] آشکاری اظهار نمیکرد. حتی برخی [[اخبار]] حکایت از آن دارد که او در ابتدای کار خود در حق امام به جهت [[خویشاوندی]] و مقام معنوی حضرت رفتارهای متواضعانهای انجام میداد و وی را گرامی میداشت. یکی از این اخبار به نقل از [[مأمون]] فرزند هارونالرشید در موسم [[حج]] نقل شده است که نشان از [[آگاهی]] هارون به جایگاه امام کاظم {{ع}} دارد<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۸۸-۸۹.</ref>. [[امام]] دیدار هارون را خوش نداشت و او را به جهت [[دنیادوستی]]، [[دوست]] نمیداشت و صراحتاً میفرمود اگر از جدّم [[رسول خدا]] {{صل}} نشنیده بودم که [[اطاعت]] از [[سلطان]] به جهت تقیه [[واجب]] است؛ هرگز او را [[ملاقات]] نمیکردم. در ملاقاتهای نخست، هارونالرشید مقدار قابلتوجهی [[هدیه]] به حضرت میداد که امام آن را به [[مصرف]] [[نیازمندان]] میرساند<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۶-۷۸.</ref>. | |||
هارونالرشید پس از مدتی از ناحیه امام [[موسی بن جعفر]] {{ع}} احساس خطر کرد و موقعیت وی را مانند خلیفهای غیررسمی در کنار خود دید<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۳.</ref>. برخی اخبار این احساس خطر را منسوب به بدگویی برخی از [[خاندان]] برامکه و به ویژه یحیی بن خالد برمکی دانستهاند<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۶۹-۷۰.</ref>. هر چند [[سعایت]] برخی اطرافیان [[هارونالرشید]] از جمله یعقوب بن داوود که [[مذهب]] [[زیدی]] داشته<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۳.</ref> در تشدید [[آزار]] و تعقیب [[امام]] نقش عمدهای داشته، اما با توجه به رابطه برامکه با [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} و آنچه در این باب در منابع دیگر آمده است، نمیتوان نقش [[برمکیان]] و از جمله [[یحیی]] را در [[زندانی]] کردن و [[شهادت]] حضرت جدی دانست. | |||
در خبری ذکر شده که هارونالرشید قصد کشتن [[امام کاظم]] {{ع}} را داشت و پس از آنکه چندین نفر از چنین کاری ابا نمودند، حضرت را به [[فضل بن یحیی]] [[برمکی]] سپرد و [[فضل]]، نه تنها امام را به [[قتل]] نرساند، بلکه او را به [[بهترین]] صورتی میزبانی کرد. وقتی [[اخبار]] این [[رفتار]] محترمانه به هارونالرشید رسید او را [[تنبیه]] [[سختی]] کرد<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۳۸-۲۴۲؛ کتاب الغییة، طوسی، ص۲۸-۳۱.</ref>. یحیی به جهت جایگاه خطیری که در دستگاه [[عباسیان]] داشته، [[تقیه]] میکرده و در فرصتهای مناسب میکوشیده [[خلیفه]] را مجاب به رفتار صلحآمیز با امام کاظم {{ع}} بنماید. [[روایتها]] حکایت از آن دارد که یحیی از هارونالرشید درخواست [[آزادی]] امام و انصراف از قتل وی را داشته است<ref>کتاب الغیبة، طوسی، ص۲۴؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۲۹۰.</ref>. برخی اخبار نشان از آن دارد که امام کاظم {{ع}} پیش از شهادت، نگران یحیی و خاندانش بوده و او را از خطر [[هارون]] زنهار میداده است<ref>کتاب الغیبة، طوسی، ص۲۵؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۲۹۰.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام موسی بن جعفر (مقاله)|مقاله «امام موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۸۷-۴۹۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||