←در سفر
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←در سفر) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
== پیش از [[سفر]] == | == پیش از [[سفر]] == | ||
# '''پاکسازی [[اموال]]:''' از توصیههای رسول خدا{{صل}} به مسلمانان پیش از سفر این بود که به حسابرسی اموال خود و پاکسازی آن بپردازند. آن حضرت، پاکسازی [[مال]] را پیش از مسافرت جزو [[شرافت]] مرد میدانست<ref>کلینی، الکافی، ج ۸، ص۳۰۳ و من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۸۱.</ref>. | # '''پاکسازی [[اموال]]:''' از توصیههای رسول خدا{{صل}} به مسلمانان پیش از سفر این بود که به حسابرسی اموال خود و پاکسازی آن بپردازند. آن حضرت، پاکسازی [[مال]] را پیش از مسافرت جزو [[شرافت]] مرد میدانست<ref>کلینی، الکافی، ج ۸، ص۳۰۳ و من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۸۱.</ref>. | ||
# '''همراه داشتن | # '''همراه داشتن توشه:''' از سنتهای رسول خدا{{صل}} بر داشتن توشه کافی برای سفر است. [[خاتم انبیا]]{{صل}} مسلمانان را نیز به این عمل سفارش میکرد و میفرمود: "چون گروهی [از شما] به سفر بروند، توشه خویش را با خود بردارند؛ زیرا این کار سبب دلخوشی، دلگرمی و [[خوش خلقی]] آنان خواهد بود"<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۵۱؛ [[المحاسن]]، ج ۲، ص۳۵۹ و من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۸.</ref>. آن حضرت هنگام سفر، غیر از توشههای معمول، پنج چیز دیگر را نیز برمیداشت: "آینه، سرمهدان، شانه، مسواک و قیچی"<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص۱۱۸؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۸۵؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۱۷؛ مکارم الاخلاق، ص۳۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی{{صل}}، ج۳، ص۳۳۳.</ref> و به نقل دیگر، "نخ و سوزن خیاطی، درفش کفاشی و بند چرمی کفش" را نیز به همراه برمی داشت<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۱۷ و مکارم الاخلاق، ص۳۵.</ref>. | ||
# '''[[دعا کردن]]: '''[[دعا]] از [[اعمال]] دیگری است که [[رسول خدا]]{{صل}} پیش از [[سفر]] به انجام آن مقید بود؛ به گونهای که در [[منابع روایی]]، دعاهایی را از ایشان نقل کردهاند؛ [[انس بن مالک]] ۔ خادم پیامبر{{صل}} - از آن حضرت [[روایت]] کرده است که آن حضرت، هیچ گاه به سفر نمیرفت، جز آنکه هنگام برخاستن از جا میفرمود: "خدایا! به [[یاری]] تو سفر میکنم و به سوی تو روی میآورم و به دامن [[رحمت]] تو چنگ میزنم؛ تو پشتیبان و نقطه [[امید]] [[منی]]؛ خداوندا! مرا در آنچه برایم مهم است و آنچه مهم نمیشمارم و آنچه که تو خود بهتر از من میدانی، کفایت فرما! خدایا! [[تقوا]] را توشه من ساز و گناهم را بیامرز و به هر سو رو کنم مرا با خیر روبرو ساز!" حضرت، این [[دعا]] را میخواند و به سفر میرفت<ref>ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۵، ص۱۵۸؛ البیهقی، السنن الکبری، ج ۵، ص۲۵ و مکارم الاخلاق، ص۲۴۶.</ref>. | # '''[[دعا کردن]]: '''[[دعا]] از [[اعمال]] دیگری است که [[رسول خدا]]{{صل}} پیش از [[سفر]] به انجام آن مقید بود؛ به گونهای که در [[منابع روایی]]، دعاهایی را از ایشان نقل کردهاند؛ [[انس بن مالک]] ۔ خادم پیامبر{{صل}} - از آن حضرت [[روایت]] کرده است که آن حضرت، هیچ گاه به سفر نمیرفت، جز آنکه هنگام برخاستن از جا میفرمود: "خدایا! به [[یاری]] تو سفر میکنم و به سوی تو روی میآورم و به دامن [[رحمت]] تو چنگ میزنم؛ تو پشتیبان و نقطه [[امید]] [[منی]]؛ خداوندا! مرا در آنچه برایم مهم است و آنچه مهم نمیشمارم و آنچه که تو خود بهتر از من میدانی، کفایت فرما! خدایا! [[تقوا]] را توشه من ساز و گناهم را بیامرز و به هر سو رو کنم مرا با خیر روبرو ساز!" حضرت، این [[دعا]] را میخواند و به سفر میرفت<ref>ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۵، ص۱۵۸؛ البیهقی، السنن الکبری، ج ۵، ص۲۵ و مکارم الاخلاق، ص۲۴۶.</ref>. | ||
# '''بدرقه مسافر:''' از سنتهای رسول خدا{{صل}} بدرقه مسافران بود و [[روایات]] بسیاری از بدرقهها و دعاهای آن حضرت، هنگام وداع با مسافران نقل شده است<ref>ر. ک: المحاسن، ج ۲، ص۳۵۴ - ۳۵۵.</ref>. این [[دعاها]] از نظر مضمون بسیار متنوع هستند و در آنها دعا برای سلامتی و کسب [[غنایم]] مادی و [[معنوی]] شخص مسافر دیده میشود. نقل شده است، هرگاه رسول خدا{{صل}} مسافری را بدرقه میکرد، دستانش را میگرفت و میفرمود: "[[خداوند متعال]]، تقوا را توشهات و خیر را متوجهات سازد و حاجتت را بر آورد و [[دین]] و دنیایت را برایت سالم نگه دارد و تو را سالم به من باز گرداند!"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۶؛ المحاسن، ج ۲، ص۳۵۴ و مکارم الاخلاق، ص۲۴۹. </ref>. از [[امام صادق]]{{ع}} نیز روایت شده است که رسول خدا{{صل}} هنگام وداع با مسافران چنین میفرمود: "[[دین]] و امانتت را به [[خدا]] سپردم. [[خداوند]]، [[تقوا]] را توشه تو و هرجا رو کنی، تو را با خیر روبرو سازد!"<ref>شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۴۰۷.</ref>. | # '''بدرقه مسافر:''' از سنتهای رسول خدا{{صل}} بدرقه مسافران بود و [[روایات]] بسیاری از بدرقهها و دعاهای آن حضرت، هنگام وداع با مسافران نقل شده است<ref>ر. ک: المحاسن، ج ۲، ص۳۵۴ - ۳۵۵.</ref>. این [[دعاها]] از نظر مضمون بسیار متنوع هستند و در آنها دعا برای سلامتی و کسب [[غنایم]] مادی و [[معنوی]] شخص مسافر دیده میشود. نقل شده است، هرگاه رسول خدا{{صل}} مسافری را بدرقه میکرد، دستانش را میگرفت و میفرمود: "[[خداوند متعال]]، تقوا را توشهات و خیر را متوجهات سازد و حاجتت را بر آورد و [[دین]] و دنیایت را برایت سالم نگه دارد و تو را سالم به من باز گرداند!"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۶؛ المحاسن، ج ۲، ص۳۵۴ و مکارم الاخلاق، ص۲۴۹. </ref>. از [[امام صادق]]{{ع}} نیز روایت شده است که رسول خدا{{صل}} هنگام وداع با مسافران چنین میفرمود: "[[دین]] و امانتت را به [[خدا]] سپردم. [[خداوند]]، [[تقوا]] را توشه تو و هرجا رو کنی، تو را با خیر روبرو سازد!"<ref>شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۴۰۷.</ref>. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
# '''آغاز سفر:''' از دیگر سنتهای [[پیامبر]]{{صل}} آغاز سفر در [[روز]] پنجشنبه بود<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۶۶؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۳۷؛ مکارم الاخلاق، ص۲۴۰؛ الطبرانی، المعجم الکبیر، ص۲۶۰ و ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۷، ص۷۲۳.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} هنگام [[سفر]]، صبح زود از [[منزل]] خارج میشد<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ج ۱، ص۱۱۸.</ref> و [[مسلمانان]] را از [[اعتقاد]] به فال بد بهویژه پیش از سفر [[نهی]] میکرد و میفرمود: "جبران فال بد زدن، [[توکل]] بر [[خداوند متعال]] است"<ref>الکافی، ج ۸، ص۱۹۸ و وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص۳۶۲.</ref>. [[امیر]] قرار دادن یکی از همراهان هم از دیگر سفارشهای [[رسول خدا]]{{صل}} به مسافران بود. آن حضرت به مسلمانان توصیه میفرمود که هرگاه گروهی از شما آهنگ سفر کردید، باید از میان خود فردی را امیر خود کنید<ref>الجامع الصغیر، ج ۱، ص۸۹؛ علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۷۸ و الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص۱۰۰.</ref>. | # '''آغاز سفر:''' از دیگر سنتهای [[پیامبر]]{{صل}} آغاز سفر در [[روز]] پنجشنبه بود<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۶۶؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۳۷؛ مکارم الاخلاق، ص۲۴۰؛ الطبرانی، المعجم الکبیر، ص۲۶۰ و ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۷، ص۷۲۳.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} هنگام [[سفر]]، صبح زود از [[منزل]] خارج میشد<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ج ۱، ص۱۱۸.</ref> و [[مسلمانان]] را از [[اعتقاد]] به فال بد بهویژه پیش از سفر [[نهی]] میکرد و میفرمود: "جبران فال بد زدن، [[توکل]] بر [[خداوند متعال]] است"<ref>الکافی، ج ۸، ص۱۹۸ و وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص۳۶۲.</ref>. [[امیر]] قرار دادن یکی از همراهان هم از دیگر سفارشهای [[رسول خدا]]{{صل}} به مسافران بود. آن حضرت به مسلمانان توصیه میفرمود که هرگاه گروهی از شما آهنگ سفر کردید، باید از میان خود فردی را امیر خود کنید<ref>الجامع الصغیر، ج ۱، ص۸۹؛ علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۷۸ و الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص۱۰۰.</ref>. | ||
# '''[[خوش برخوردی]] و [[یاری کردن]] همراهان در سفر:''' بیتردید، [[مسافرت]] با سختیهایی همراه است که تحمل آن بدون [[استقامت]] و نیز [[همراهی]] همسفرانی شفیق و یکدل، طاقتفرسا خواهد بود. در روایتی از [[پیامبر خدا]]{{صل}} آمده است: "[[رنجها]] همزاد سفرند و زمینههای [[عصبانیت]] و اوقات تلخی [به علت سختیهای سفر] در آن بسیار است؛ بنابراین شش چیز نشان دهنده [[جوانمردی]] است: سه چیز در غیر سفر و سه چیز در مسافرت؛ در سفر، بخشیدن توشه [خود به همراهان] و [[خوش اخلاقی]] و شوخی کردن؛ البته آن شوخی کردنی که در آن [[معصیت خدا]] نباشد"<ref>شیخ مفید، الامالی، ص۴۴؛ عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج ۲، ص۲۷؛ شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص۳۲۴ و همو، معانی الاخبار، ص۲۵۸.</ref>. رسول خدا{{صل}} کمک به [[مؤمنان]] را در سفر، مایه رفع [[اندوه]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] دانسته، بدان سفارش میکرد<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۹۳؛ المحاسن، ص۲۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص۲۶۶ و الجعفریات، ص۱۹۸.</ref>. از [[ابوسعید خدری]] [[روایت]] شده است که در یکی از سفرها در رکاب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بودیم. ناگهان مردی سوار بر مرکبش به سوی ما آمد؛ در حالی که به سوی چپ و راست به حیوانات و مرکبهای خود مینگریست. [[رسول خدا]]{{صل}} با دیدن این صحنه فرمود: " کسی که مرکبی افزون بر نیاز خود دارد باید آن را به کسی که مرکبی ندارد، [[صدقه]] دهد و کسی که ره توشهای افزون بر نیاز خویش دارد، باید آن را به کسی که توشهای ندارد، صدقه دهد"<ref>نووی دمشقی، ریاض الصالحین، ص۱۶۹؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۵، ص۱۳۸ و محیی الدین النووی، المجموع، ج ۴، ص۳۹۳. </ref>.<ref>گویا این فرد در این سفر، مرکبهای متعددی داشته، از توجه به پیادههای کاروان که با سختیهایی روبرو بودند، غافل بوده است.</ref>. از دیگر اعمالی که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[سفر]]، بر آن تأکید و آن را [[تشویق]] کرده است، خدمت به همسفران و کاستن از مشقتهای سفر آنان است. ایشان ضمن [[تمجید]] از چنین افرادی، آنها را "[[سرور]] افراد در سفر"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۷۸؛ [[مکارم الاخلاق]]، ص۲۵۱؛ [[الجامع الصغیر]]، ج ۲، ص۵۹ و کنزالعمال، ج ۶، ص۷۱.</ref> معرفی کرد. همچنین آن حضرت در روایتی دیگر فرمود: "کسی که مسافر [[دینداری]] را [[یاری]] کند، [[خداوند]]، ۷۳ [[اندوه]] از وی میزداید و او را در این [[جهان]] و آن جهان از اندوه پناه میدهد و [[غم]] بزرگش را در روزی که [[مردمان]]، نفس در گلویشان [[حبس]] میشود، از او برطرف میکند"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۹۳؛ الجعفریات، ص۱۹۸ و المحاسن، ج ۲، ص۳۶۲.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مسلمانان]] را به [[همکاری]] و [[همیاری]] همسفران با یکدیگر فرا میخواند و آنان را از [[سستی]] در این کار بر حذر میداشت. نقل شده است که روزی در حضور [[رسول خاتم]]{{صل}} از مردی سخن به میان آمد و گفته شد: "او [[آدم]] خوبی است"؛ سپس عدهای گفتند: "ای رسول خدا{{صل}} آن مرد، در [[سفر حج]]، همسفر ما بود؛ هرگاه در منزلی فرود میآمدیم، پیوسته زبانش به ذکر، گویا بود تا آنکه حرکت میکردیم و در بین راه نیز همواره [[ذکر خدا]] میگفت تا اینکه دوباره فرود میآمدیم". در این هنگام، آن حضرت فرمود: "پس چه کسی به شترش علوفه میداد و غذایش را تأمین میکرد"؟ گفتند: "ما" پس [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "همه شما از او بهترید"<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۶۵؛ [[محمدباقر مجلسی]]، [[بحارالانوار]]، ج ۷۳، ص۲۷۴، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۲۰ و ابن ابی جمهور، [[عوالی]] اللآلی، ج ۱، ص۷۰.</ref>. خود حضرت نیز در مسافرتها در [[سفر]] با همسفران [[همکاری]] میکرد و همانند دیگر همسفران، عهدهدار انجام کاری میشد. [[روایت]] شده است که ایشان در یکی از مسافرتها زمانی که گروه به استراحت پرداخته بود، به همراهان فرمود تا گوسفندی را [[ذبح]] کنند. یکی از همراهان گفت: "من گوسفند را سر میبرم"؛ دیگری گفت: "من پوستش را میکنم"؛ فرد سومی گفت: "من گوشتش را [[خرد]] میکنم"؛ چهارمی گفت: پختن آن با من"؛ [[رسول الله]]{{صل}} نیز فرمود: "جمع کردن هیزم هم با من"؛ [[اصحاب]] گفتند: "یا رسول الله، پدران و مادران ما به فدایتان! شما خودتان را به زحمت نیندازید؛ تعداد ما کافی است و خودمان کارها را انجام میدهیم". [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "میدانم تعدادتان کافی است و میتوانید کارها را انجام دهید؛ اما [[خداوند]] [[دوست]] ندارد که بندهاش با عدهای از [[دوستان]] و همسفران خود باشد، اما میانشان فردی متمایز باشد"<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۵۱ - ۲۵۲؛ [[شرف]] المصطفی، ج ۴، ص۳۷۸، الصفدی، [[الوافی]] بالوفیات، ج ۱، ص۷۲ ـ ۷۳.</ref>. | # '''[[خوش برخوردی]] و [[یاری کردن]] همراهان در سفر:''' بیتردید، [[مسافرت]] با سختیهایی همراه است که تحمل آن بدون [[استقامت]] و نیز [[همراهی]] همسفرانی شفیق و یکدل، طاقتفرسا خواهد بود. در روایتی از [[پیامبر خدا]]{{صل}} آمده است: "[[رنجها]] همزاد سفرند و زمینههای [[عصبانیت]] و اوقات تلخی [به علت سختیهای سفر] در آن بسیار است؛ بنابراین شش چیز نشان دهنده [[جوانمردی]] است: سه چیز در غیر سفر و سه چیز در مسافرت؛ در سفر، بخشیدن توشه [خود به همراهان] و [[خوش اخلاقی]] و شوخی کردن؛ البته آن شوخی کردنی که در آن [[معصیت خدا]] نباشد"<ref>شیخ مفید، الامالی، ص۴۴؛ عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج ۲، ص۲۷؛ شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص۳۲۴ و همو، معانی الاخبار، ص۲۵۸.</ref>. رسول خدا{{صل}} کمک به [[مؤمنان]] را در سفر، مایه رفع [[اندوه]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] دانسته، بدان سفارش میکرد<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۹۳؛ المحاسن، ص۲۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص۲۶۶ و الجعفریات، ص۱۹۸.</ref>. از [[ابوسعید خدری]] [[روایت]] شده است که در یکی از سفرها در رکاب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بودیم. ناگهان مردی سوار بر مرکبش به سوی ما آمد؛ در حالی که به سوی چپ و راست به حیوانات و مرکبهای خود مینگریست. [[رسول خدا]]{{صل}} با دیدن این صحنه فرمود: " کسی که مرکبی افزون بر نیاز خود دارد باید آن را به کسی که مرکبی ندارد، [[صدقه]] دهد و کسی که ره توشهای افزون بر نیاز خویش دارد، باید آن را به کسی که توشهای ندارد، صدقه دهد"<ref>نووی دمشقی، ریاض الصالحین، ص۱۶۹؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۵، ص۱۳۸ و محیی الدین النووی، المجموع، ج ۴، ص۳۹۳. </ref>.<ref>گویا این فرد در این سفر، مرکبهای متعددی داشته، از توجه به پیادههای کاروان که با سختیهایی روبرو بودند، غافل بوده است.</ref>. از دیگر اعمالی که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[سفر]]، بر آن تأکید و آن را [[تشویق]] کرده است، خدمت به همسفران و کاستن از مشقتهای سفر آنان است. ایشان ضمن [[تمجید]] از چنین افرادی، آنها را "[[سرور]] افراد در سفر"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۷۸؛ [[مکارم الاخلاق]]، ص۲۵۱؛ [[الجامع الصغیر]]، ج ۲، ص۵۹ و کنزالعمال، ج ۶، ص۷۱.</ref> معرفی کرد. همچنین آن حضرت در روایتی دیگر فرمود: "کسی که مسافر [[دینداری]] را [[یاری]] کند، [[خداوند]]، ۷۳ [[اندوه]] از وی میزداید و او را در این [[جهان]] و آن جهان از اندوه پناه میدهد و [[غم]] بزرگش را در روزی که [[مردمان]]، نفس در گلویشان [[حبس]] میشود، از او برطرف میکند"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۹۳؛ الجعفریات، ص۱۹۸ و المحاسن، ج ۲، ص۳۶۲.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مسلمانان]] را به [[همکاری]] و [[همیاری]] همسفران با یکدیگر فرا میخواند و آنان را از [[سستی]] در این کار بر حذر میداشت. نقل شده است که روزی در حضور [[رسول خاتم]]{{صل}} از مردی سخن به میان آمد و گفته شد: "او [[آدم]] خوبی است"؛ سپس عدهای گفتند: "ای رسول خدا{{صل}} آن مرد، در [[سفر حج]]، همسفر ما بود؛ هرگاه در منزلی فرود میآمدیم، پیوسته زبانش به ذکر، گویا بود تا آنکه حرکت میکردیم و در بین راه نیز همواره [[ذکر خدا]] میگفت تا اینکه دوباره فرود میآمدیم". در این هنگام، آن حضرت فرمود: "پس چه کسی به شترش علوفه میداد و غذایش را تأمین میکرد"؟ گفتند: "ما" پس [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "همه شما از او بهترید"<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۶۵؛ [[محمدباقر مجلسی]]، [[بحارالانوار]]، ج ۷۳، ص۲۷۴، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۲۰ و ابن ابی جمهور، [[عوالی]] اللآلی، ج ۱، ص۷۰.</ref>. خود حضرت نیز در مسافرتها در [[سفر]] با همسفران [[همکاری]] میکرد و همانند دیگر همسفران، عهدهدار انجام کاری میشد. [[روایت]] شده است که ایشان در یکی از مسافرتها زمانی که گروه به استراحت پرداخته بود، به همراهان فرمود تا گوسفندی را [[ذبح]] کنند. یکی از همراهان گفت: "من گوسفند را سر میبرم"؛ دیگری گفت: "من پوستش را میکنم"؛ فرد سومی گفت: "من گوشتش را [[خرد]] میکنم"؛ چهارمی گفت: پختن آن با من"؛ [[رسول الله]]{{صل}} نیز فرمود: "جمع کردن هیزم هم با من"؛ [[اصحاب]] گفتند: "یا رسول الله، پدران و مادران ما به فدایتان! شما خودتان را به زحمت نیندازید؛ تعداد ما کافی است و خودمان کارها را انجام میدهیم". [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "میدانم تعدادتان کافی است و میتوانید کارها را انجام دهید؛ اما [[خداوند]] [[دوست]] ندارد که بندهاش با عدهای از [[دوستان]] و همسفران خود باشد، اما میانشان فردی متمایز باشد"<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۵۱ - ۲۵۲؛ [[شرف]] المصطفی، ج ۴، ص۳۷۸، الصفدی، [[الوافی]] بالوفیات، ج ۱، ص۷۲ ـ ۷۳.</ref>. | ||
# '''[[حق]] همسفر بر همسفر:''' [[نبی اکرم]]{{صل}} یکی از [[حقوقی]] را که یک مسافر بر همسفران دیگر خود دارد، [[صبر]] کردن تا سه [[روز]] برای | # '''[[حق]] همسفر بر همسفر:''' [[نبی اکرم]]{{صل}} یکی از [[حقوقی]] را که یک مسافر بر همسفران دیگر خود دارد، [[صبر]] کردن تا سه [[روز]] برای حرکت همسفر مریض دانسته است<ref>المحاسن، ج۲، ص۳۵۸.</ref>. | ||
# '''سنتهای آن حضرت در [[سفر]]:''' [[رسول خدا]]{{صل}} دوست میداشت با دراز گوشی سفر کند که فقط پالانی روی آن انداخته باشند<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۶۸.</ref>. آن حضرت در سفرهایش در هر منزلی که اقامت میگزید، در آن [[منزل]]، دو رکعت [[نماز]] میگزارد و میفرمود: "میخواهم این مکان برایم به [[نماز خواندن]] [[گواهی]] دهد"<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۸، ص۳۰۰؛ کنز العمال، ج ۷، ص۱۰۰؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ۱۹۸۸ م، ج ۲، ص۲۸۳ و مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۴۵.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} در سفرها وقتی از بلندی بالا میرفت، میفرمود: "[[اللّه]] اکبر" و چون سرازیر میشد، میفرمود: "سبحان اللّه"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۳؛ الکافی، ج ۴، ص۲۸۷ و مکارم الاخلاق، ص۲۶۱.</ref> و راه رفتنش در سفرها چنان بود که [[ناتوان]] به نظر نمیرسید<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۲ و مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۴۰.</ref>. نقل شده است، حضرت در مسافرتها، هنگام [[خواب]]، اول شب بر روی ساق دستش میظ خوابید و در آخر شب، [[دست]] خود را بلند میکرد و سر را روی [[کف دست]] میگذاشت و میخوابید<ref>سنن النبی، ج ۱، ص۱۱۸. </ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۵۷ ـ ۶۰.</ref> | # '''سنتهای آن حضرت در [[سفر]]:''' [[رسول خدا]]{{صل}} دوست میداشت با دراز گوشی سفر کند که فقط پالانی روی آن انداخته باشند<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۶۸.</ref>. آن حضرت در سفرهایش در هر منزلی که اقامت میگزید، در آن [[منزل]]، دو رکعت [[نماز]] میگزارد و میفرمود: "میخواهم این مکان برایم به [[نماز خواندن]] [[گواهی]] دهد"<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۸، ص۳۰۰؛ کنز العمال، ج ۷، ص۱۰۰؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ۱۹۸۸ م، ج ۲، ص۲۸۳ و مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۴۵.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} در سفرها وقتی از بلندی بالا میرفت، میفرمود: "[[اللّه]] اکبر" و چون سرازیر میشد، میفرمود: "سبحان اللّه"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۳؛ الکافی، ج ۴، ص۲۸۷ و مکارم الاخلاق، ص۲۶۱.</ref> و راه رفتنش در سفرها چنان بود که [[ناتوان]] به نظر نمیرسید<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۲ و مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۴۰.</ref>. نقل شده است، حضرت در مسافرتها، هنگام [[خواب]]، اول شب بر روی ساق دستش میظ خوابید و در آخر شب، [[دست]] خود را بلند میکرد و سر را روی [[کف دست]] میگذاشت و میخوابید<ref>سنن النبی، ج ۱، ص۱۱۸. </ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۵۷ ـ ۶۰.</ref> | ||