ارتدکسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
بعد از شکل‌گیری مسیحیت [[انحرافات]] و بدعت‌هایی در اعتقادات این دین روی داد و مسیحیت برای مقابله با این بدعت‌ها به پاخاست و موضع راست [[دینی]] خود را مستحکم کرد و به این منظور اعتقادنامه‌هایی نوشته شد که در اغلب [[کلیساها]] خوانده می‌‌شد و [[هدف]] اصلی این کار [[تکذیب]] عقاید بدعت‌آمیز بود و این اعتقادنامه‌ها دربردارنده اعتقاداتی بود که هر مسیحی باید به آنها معتقد و [[وفادار]] باشد.
بعد از شکل‌گیری مسیحیت [[انحرافات]] و بدعت‌هایی در اعتقادات این دین روی داد و مسیحیت برای مقابله با این بدعت‌ها به پاخاست و موضع راست [[دینی]] خود را مستحکم کرد و به این منظور اعتقادنامه‌هایی نوشته شد که در اغلب [[کلیساها]] خوانده می‌‌شد و [[هدف]] اصلی این کار [[تکذیب]] عقاید بدعت‌آمیز بود و این اعتقادنامه‌ها دربردارنده اعتقاداتی بود که هر مسیحی باید به آنها معتقد و [[وفادار]] باشد.


مهم‌ترین و معروف‌ترین اعتقادنامه، اعتقادنامه [[رسولان]] است که سه بخش اصلی درباره [[خدا]]، [[عیسی مسیح]] و [[روح‌القدس]] دارد<ref>گراث، آلیسترمک، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ص۵۵-۵۶.</ref>. این اعتقادنامه در مرحله اول [[ایمان]] به «خدای [[قادر]] مطلق، [[خالق]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]]» را [[تأیید]] و با این [[اعتقاد]] [[شر]] بودن [[جهان]] مخلوق را رد می‌کند و می‌‌خواهد بگوید؛ این [[جهان مادی]] [[نیکو]] و برای استفاده و بهره‌مندی [[انسان]] شایسته و مناسب است. در مرحله بعد ایمان به «پسر یگانه او، [[خداوند]] ما [[عیسی مسیح]] که به واسطه [[روح القدس]] در رحم قرار گرفت و از [[مریم]] باکره متولد شد و در [[حکومت]] پنطیوس پیلاطس [[درد]] و [[رنج]] کشید و [[مصلوب]] شده، مرد» تأکید می‌کند. گرچه طبق این اعتقادنامه، [[مسیح]]{{ع}} دارای [[مقام]] [[الوهیت]] شناخته شده است، ولی [[کلیسا]] در کنار اعتقاد به الوهیت مسیح به [[انسانیت]] کامل او [[معتقد]] بود<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۱۵-۱۶.</ref>؛ البته این مسئله بحث‌هایی را به دنبال داشت که چگونه ممکن است [[عیسی]] هم دارای مقام الوهیت و هم یک انسان باشد و چگونه ممکن است خدای [[ابدی]] و کامل و تغییرناپذیر محدودیت‌های [[انسانی]] را به خود بگیرد! از نظر بسیاری از [[اندیشمندان]]، این امری غیر ممکن به نظر می-رسید<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۰.</ref>. سپس، امپراتور قسطنطنین در سال ۳۲۵م در [[شهر]] نیقیه با حضور ۳۱۸ [[اسقف]] شورایی تشکیل داد که در آن به هم‌ذات بودن مسیح با خدای پدر [[رأی]] داده شد و مخالفان این اعتقاد [[ملعون]] شمرده شدند. در این [[شورا]] اعتقادنامه‌ای به نام اعتقادنامه نیقیه، صادر و در آن برای نخستین بار در یک سند رسمی بر مسئله [[تثلیث]] تأکید شد<ref>دانستن، جی. لسلی، آئین پروتستان، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی، ص۱۶.</ref>.
مهم‌ترین و معروف‌ترین اعتقادنامه، اعتقادنامه [[رسولان]] است که سه بخش اصلی درباره [[خدا]]، [[عیسی مسیح]] و [[روح‌القدس]] دارد<ref>گراث، آلیسترمک، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ص۵۵-۵۶.</ref>. این اعتقادنامه در مرحله اول [[ایمان]] به «خدای [[قادر]] مطلق، [[خالق]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]]» را [[تأیید]] و با این [[اعتقاد]] [[شر]] بودن [[جهان]] مخلوق را رد می‌کند و می‌‌خواهد بگوید؛ این [[جهان مادی]] [[نیکو]] و برای استفاده و بهره‌مندی [[انسان]] شایسته و مناسب است. در مرحله بعد ایمان به «پسر یگانه او، [[خداوند]] ما [[عیسی مسیح]] که به واسطه [[روح القدس]] در رحم قرار گرفت و از [[مریم]] باکره متولد شد و در [[حکومت]] پنطیوس پیلاطس [[درد]] و [[رنج]] کشید و [[مصلوب]] شده، مرد» تأکید می‌کند. گرچه طبق این اعتقادنامه، [[مسیح]]{{ع}} دارای [[مقام]] [[الوهیت]] شناخته شده است، ولی [[کلیسا]] در کنار اعتقاد به الوهیت مسیح به [[انسانیت]] کامل او [[معتقد]] بود<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۱۵-۱۶.</ref>؛ البته این مسئله بحث‌هایی را به دنبال داشت که چگونه ممکن است [[عیسی]] هم دارای مقام الوهیت و هم یک انسان باشد و چگونه ممکن است خدای [[ابدی]] و کامل و تغییرناپذیر محدودیت‌های [[انسانی]] را به خود بگیرد! از نظر بسیاری از [[اندیشمندان]]، این امری غیر ممکن به نظر می‌رسید<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۰.</ref>. سپس، امپراتور قسطنطنین در سال ۳۲۵م در [[شهر]] نیقیه با حضور ۳۱۸ [[اسقف]] شورایی تشکیل داد که در آن به هم‌ذات بودن مسیح با خدای پدر [[رأی]] داده شد و مخالفان این اعتقاد [[ملعون]] شمرده شدند. در این [[شورا]] اعتقادنامه‌ای به نام اعتقادنامه نیقیه، صادر و در آن برای نخستین بار در یک سند رسمی بر مسئله [[تثلیث]] تأکید شد<ref>دانستن، جی. لسلی، آئین پروتستان، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی، ص۱۶.</ref>.


ما به [[خدای یگانه]] ایمان داریم؛ به خدای قادر مطلق، آفریننده همه چیزهای دیدنی و نادیدنی و به یک خداوندگار، عیسی مسیح پسرخدا، به وجود آمده از [[ذات]] پدر. [[خدا]] از خدا، [[نور]] از نور، خدای [[حقیقی]] از خدای حقیقی، به وجود آمده و نه [[آفریده]] شده؛ هم‌ذات با پدر. به واسطه او همه موجودات آفریده شدند؛ همه موجوداتی که در [[آسمان‌ها]] و زمین‌اند. او به خاطر ما [[انسان‌ها]] و برای [[نجات]] و [[رستگاری]] ما از [[آسمان]] فرود آمد، [[جسم]] گردید و [[انسان]] شد. او [[رنج]] کشید و [[روز]] سوم برخاست و به [[آسمان‌ها]] صعود کرد. او برای [[داوری]] زندگان و [[مردگان]] مجدداً بازخواهد گشت و نیز به [[روح القدس]] [[ایمان]] داریم. [[کلیسای کاتولیک]] و [[رسولان]] کسانی را که سخنان زیر را می‌گویند، [[لعنت]] می‌کند: «زمانی بوده است که پسر وجود نداشته است»، «او وجود نداشته و بعد به وجود آمده است»؛ «او از نیستی به وجود آمده است» و نیز کسانی را لعنت می‌کند که بر این باورند که وجود او از ماهیت یا وجودی به جز ماهیت یا وجود پدر ناشی شده است و یا اینکه او تغییرپذیر بوده و در معرض [[دگرگونی]] و تبدیل است<ref>لین، تونی، تاریخ تفکر مسیحی، ترجمه روبرت آسریان، ص۵۱.</ref>.
ما به [[خدای یگانه]] ایمان داریم؛ به خدای قادر مطلق، آفریننده همه چیزهای دیدنی و نادیدنی و به یک خداوندگار، عیسی مسیح پسرخدا، به وجود آمده از [[ذات]] پدر. [[خدا]] از خدا، [[نور]] از نور، خدای [[حقیقی]] از خدای حقیقی، به وجود آمده و نه [[آفریده]] شده؛ هم‌ذات با پدر. به واسطه او همه موجودات آفریده شدند؛ همه موجوداتی که در [[آسمان‌ها]] و زمین‌اند. او به خاطر ما [[انسان‌ها]] و برای [[نجات]] و [[رستگاری]] ما از [[آسمان]] فرود آمد، [[جسم]] گردید و [[انسان]] شد. او [[رنج]] کشید و [[روز]] سوم برخاست و به [[آسمان‌ها]] صعود کرد. او برای [[داوری]] زندگان و [[مردگان]] مجدداً بازخواهد گشت و نیز به [[روح القدس]] [[ایمان]] داریم. [[کلیسای کاتولیک]] و [[رسولان]] کسانی را که سخنان زیر را می‌گویند، [[لعنت]] می‌کند: «زمانی بوده است که پسر وجود نداشته است»، «او وجود نداشته و بعد به وجود آمده است»؛ «او از نیستی به وجود آمده است» و نیز کسانی را لعنت می‌کند که بر این باورند که وجود او از ماهیت یا وجودی به جز ماهیت یا وجود پدر ناشی شده است و یا اینکه او تغییرپذیر بوده و در معرض [[دگرگونی]] و تبدیل است<ref>لین، تونی، تاریخ تفکر مسیحی، ترجمه روبرت آسریان، ص۵۱.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۸:
[[معتقد]] به راست‌دینی در [[مذهب]] [[پروتستان]] درباره کفاره گناهان معتقد است، انسان جنایاتی انجام داده بود که می‌بایست به خاطر آنها [[مجازات]] شود، ولی [[عیسی]]{{ع}} جای ما را گرفت و به جای ما مجازات شد<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۴، ۲۵ و ۲۷.</ref>.
[[معتقد]] به راست‌دینی در [[مذهب]] [[پروتستان]] درباره کفاره گناهان معتقد است، انسان جنایاتی انجام داده بود که می‌بایست به خاطر آنها [[مجازات]] شود، ولی [[عیسی]]{{ع}} جای ما را گرفت و به جای ما مجازات شد<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۴، ۲۵ و ۲۷.</ref>.
در سال ١۶٠٠م نوعی [[مکتب]] [[افراطی]] پروتستان پدید آمد که به ارتدکسی مسیحی [[حمله]] کرد؛ این گروه [[کتاب مقدس]] را می‌‌پذیرفتند ولی آن را [[بی‌نقص]] نمی‌دانستند و [[اشتباهات]] زیادی در آن می‌‌دیدند و به نظر آنها هر چه که مخالف [[عقل]] و یا مخالف [[منطق]] معمولی و یا از نظر [[اخلاقی]] بی‌فایده باشد، [[الهام الهی]] نیست و بر همین اساس، آنها بسیاری از داستان‌های کتاب مقدس را رد می‌کردند.
در سال ١۶٠٠م نوعی [[مکتب]] [[افراطی]] پروتستان پدید آمد که به ارتدکسی مسیحی [[حمله]] کرد؛ این گروه [[کتاب مقدس]] را می‌‌پذیرفتند ولی آن را [[بی‌نقص]] نمی‌دانستند و [[اشتباهات]] زیادی در آن می‌‌دیدند و به نظر آنها هر چه که مخالف [[عقل]] و یا مخالف [[منطق]] معمولی و یا از نظر [[اخلاقی]] بی‌فایده باشد، [[الهام الهی]] نیست و بر همین اساس، آنها بسیاری از داستان‌های کتاب مقدس را رد می‌کردند.
آنها اعتقاد به [[تثلیث]] را مردود می‌دانستند و [[الوهیت عیسی]] را نمی‌پذیرفتند؛ گرچه او را انسان [[برتر]] می‌دانستند. همچنین آن-ها اعتقاد به گناه نخستین را خلاف عقل و اعتقاد به گناه ارثی را خلاف منطق می‌دانستند؛ چون بدون [[خطا]] کردن، گناهی وجود ندارد و اگر ما قبل از زاده شدن [[خطاکار]] باشیم، باید قبل از تولدمان گناه کرده باشیم و این امری محال است. به اعتقاد آنها اینکه عیسی{{ع}} مجازات [[گناهان]] ما را متحمل شده باشد، [[خلاف اخلاق]] و احمقانه و مجازات شخصی به جای شخص دیگر مخالف [[عدالت]] است. از نظر این [[مکتب]]، [[مجازات]] و [[پاداش الهی]] در [[جهان آخرت]] بر اساس [[اطاعت]] کردن یا نکردن [[انسان]] از [[تعالیم اخلاقی]] [[مسیح]] خواهد بود<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۳۵.</ref>.
آنها اعتقاد به [[تثلیث]] را مردود می‌دانستند و [[الوهیت عیسی]] را نمی‌پذیرفتند؛ گرچه او را انسان [[برتر]] می‌دانستند. همچنین آن‌ها اعتقاد به گناه نخستین را خلاف عقل و اعتقاد به گناه ارثی را خلاف منطق می‌دانستند؛ چون بدون [[خطا]] کردن، گناهی وجود ندارد و اگر ما قبل از زاده شدن [[خطاکار]] باشیم، باید قبل از تولدمان گناه کرده باشیم و این امری محال است. به اعتقاد آنها اینکه عیسی{{ع}} مجازات [[گناهان]] ما را متحمل شده باشد، [[خلاف اخلاق]] و احمقانه و مجازات شخصی به جای شخص دیگر مخالف [[عدالت]] است. از نظر این [[مکتب]]، [[مجازات]] و [[پاداش الهی]] در [[جهان آخرت]] بر اساس [[اطاعت]] کردن یا نکردن [[انسان]] از [[تعالیم اخلاقی]] [[مسیح]] خواهد بود<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۳۵.</ref>.


پس از شکل‌گیری [[نهضت]] [[اصلاح دینی]] در غرب درباره [[اعتقادات]] بسیاری از [[مصلحان]] ارتدکسی ولی در [[قرن]] هیجدهم که ظهور [[عقل‌گرایی]] در غرب است، این اعتقادات به شدت با [[حمله]] عقل‌گراها رو به رو شد و همزمان با این حملات عقل‌گراها، [[علوم طبیعی]] نیز [[پیشرفت]] کرد و بحث‌های زیادی درباره تعارضات و تضاد موجود بین [[علم و دین]] صورت می‌گرفت؛ لذا مارکس [[معتقد]] بود، [[دین]] از موانع ایجاد [[جامعه]] بهتر در [[جهان]] است چون در آن به [[مردم]] [[وعده]] [[زندگی]] بهتر در [[بهشت]] داده می‌‌شود و به همین دلیل مردم بر ضد کسانی که در [[دنیا]] آنها را [[استثمار]] می‌کنند، [[قیام]] نمی‌کنند و حتی برخی معتقد بودند که راست‌دینی، [[دشمن]] [[امید]] [[انسان]] برای داشتن یک زندگی بهتر است<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۹-۳۲.</ref>.
پس از شکل‌گیری [[نهضت]] [[اصلاح دینی]] در غرب درباره [[اعتقادات]] بسیاری از [[مصلحان]] ارتدکسی ولی در [[قرن]] هیجدهم که ظهور [[عقل‌گرایی]] در غرب است، این اعتقادات به شدت با [[حمله]] عقل‌گراها رو به رو شد و همزمان با این حملات عقل‌گراها، [[علوم طبیعی]] نیز [[پیشرفت]] کرد و بحث‌های زیادی درباره تعارضات و تضاد موجود بین [[علم و دین]] صورت می‌گرفت؛ لذا مارکس [[معتقد]] بود، [[دین]] از موانع ایجاد [[جامعه]] بهتر در [[جهان]] است چون در آن به [[مردم]] [[وعده]] [[زندگی]] بهتر در [[بهشت]] داده می‌‌شود و به همین دلیل مردم بر ضد کسانی که در [[دنیا]] آنها را [[استثمار]] می‌کنند، [[قیام]] نمی‌کنند و حتی برخی معتقد بودند که راست‌دینی، [[دشمن]] [[امید]] [[انسان]] برای داشتن یک زندگی بهتر است<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۹-۳۲.</ref>.
۸۰٬۱۲۹

ویرایش