پرش به محتوا

عهد الست: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[عهد]] الست، اصطلاحی [[کلامی]] برگرفته از [[قرآن]] است و بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، به خاطر اهمیت [[توحید]] و [[لزوم]] [[استقامت]] بر مسیر [[یکتاپرستی]] در موطن یا مواطنی از [[نظام هستی]]، [[ربوبیت]] [[ذات اقدس الهی]] و [[عبودیت]] [[انسان‌ها]] به همه افراد [[بشر]] ارائه شد و همه این [[حقیقت]] انکارناپذیر را دیده، بدان [[اقرار]] کردند، آنگونه که در [[قیامت]] بی‌استثنا به آن اقرار می‌کنند و سپس از همه آنها [[پیمان]] گرفته شد که مسیری جز آن را نپیمایند و بر [[ناملایمات]] و سختی‌های آن [[صبر]] کنند.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۷.</ref>
[[عهد]] الست، اصطلاحی [[کلامی]] برگرفته از [[قرآن]] است و بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، به خاطر اهمیت [[توحید]] و [[لزوم]] [[استقامت]] بر مسیر [[یکتاپرستی]] در موطن یا مواطنی از [[نظام هستی]]، [[ربوبیت]] [[ذات اقدس الهی]] و [[عبودیت]] [[انسان‌ها]] به همه افراد [[بشر]] ارائه شد و همه این [[حقیقت]] انکارناپذیر را دیده، بدان [[اقرار]] کردند، آنگونه که در [[قیامت]] بی‌استثنا به آن اقرار می‌کنند و سپس از همه آنها [[پیمان]] گرفته شد که مسیری جز آن را نپیمایند و بر [[ناملایمات]] و سختی‌های آن [[صبر]] کنند.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۷.</ref>


==زمینه طرح بحث==
== زمینه طرح بحث ==
این اصطلاح بر اساس تعبیری که در [[آیه]] ۱۷۲ [[سوره مبارکه اعراف]] به‌کار رفته است، در [[ادبیات دینی]] مرسوم و معروف شد. در این [[آیه شریفه]] [[خدای متعال]] می‌فرماید که از [[ذریه]] [[آدم]]، درباره توحید و ربوبیت خویش پرسید و انسان‌ها نیز به ربوبیت [[حضرت حق]] اعتراف کردند:
این اصطلاح بر اساس تعبیری که در [[آیه]] ۱۷۲ [[سوره مبارکه اعراف]] به‌کار رفته است، در ادبیات دینی مرسوم و معروف شد. در این [[آیه شریفه]] [[خدای متعال]] می‌فرماید که از [[ذریه]] [[آدم]]، درباره توحید و ربوبیت خویش پرسید و انسان‌ها نیز به ربوبیت [[حضرت حق]] اعتراف کردند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>.
{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>.
 
واژه الست، تعبیری مرکب از حرف استفهام (أ)، فعل ناقص (لیس) و ضمیر متصل مرفوع فاعلی (تُ) است. استفهام به‌کار رفته در این تعبیر [[حقیقی]] نیست، بلکه استفهام [[انکار]] ابطالی و نشان‌دهنده آن است که محتوای [[پرسش]] شده، [[باطل]] و انکار شده است.
واژه الست، تعبیری مرکب از حرف استفهام (أ)، فعل ناقص (لیس) و ضمیر متصل مرفوع فاعلی (تُ) است. استفهام به‌کار رفته در این تعبیر [[حقیقی]] نیست، بلکه استفهام [[انکار]] ابطالی و نشان‌دهنده آن است که محتوای [[پرسش]] شده، [[باطل]] و انکار شده است.
به دنبال بحث‌های صورت گرفته درباره این آیه واژه عهد الست و [[روز]] الست در ادبیات دینی به صورت اسم خاص درآمد و میان [[مفسران]] [[اسلامی]] مباحثی درباره آن و موطنی که آن پیمان گرفته شد، میان مفسران اسلامی شکل گرفت.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۷.</ref>


==مفاد و مواد پیمان==
به دنبال بحث‌های صورت گرفته درباره این آیه واژه عهد الست و [[روز]] الست در ادبیات دینی به صورت اسم خاص درآمد و میان [[مفسران]] [[اسلامی]] مباحثی درباره آن و موطنی که آن پیمان گرفته شد، میان مفسران اسلامی شکل گرفت<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۷.</ref>.
 
== مفاد و مواد پیمان ==
در این پیمان به چندین مسئله توجه شده است:
در این پیمان به چندین مسئله توجه شده است:
#'''توحید''': همان‌طور که [[آیه شریفه]] نشان می‌دهد، مهم‌ترین محور [[پیمان]] الست [[اقرار]] [[آدمیان]] به [[توحید فطری]] و ذاتی [[خداوند متعال]] است. [[خدای متعال]] از بندگانش پرسید که آیا من [[پروردگار]] شما نیستم؟ آنان نیز گفتند: آری، هستی. در روایتی که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است، ایشان این [[پیمان]] را پیمان بر [[توحید]] پروردگار معرفی کرده‌اند: {{متن حدیث|... قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، مَا تِلْكَ الْفِطْرَةُ؟ قَالَ: هِيَ الْإِسْلَامُ، فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِينَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ. قَالَ: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}}<ref>«آیا من پروردگارتان نیستم؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>...}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۲.</ref>؛
# '''توحید''': همان‌طور که [[آیه شریفه]] نشان می‌دهد، مهم‌ترین محور [[پیمان]] الست [[اقرار]] [[آدمیان]] به [[توحید فطری]] و ذاتی [[خداوند متعال]] است. [[خدای متعال]] از بندگانش پرسید که آیا من [[پروردگار]] شما نیستم؟ آنان نیز گفتند: آری، هستی. در روایتی که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است، ایشان این [[پیمان]] را پیمان بر [[توحید]] پروردگار معرفی کرده‌اند: {{متن حدیث|... قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، مَا تِلْكَ الْفِطْرَةُ؟ قَالَ: هِيَ الْإِسْلَامُ، فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِينَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ. قَالَ: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}}<ref>«آیا من پروردگارتان نیستم؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>...}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۲.</ref>؛
#'''[[نبوت]] و [[ولایت]]''': بر اساس برخی [[روایات]] در پیمان الست، علاوه بر توحید، نبوت و ولایت نیز [[عهد]] گرفته شد. در [[روایت]] [[داور]] رقی از امام صادق{{ع}} به این مسئله اشاره شده است که وقتی [[خدا]] خواست [[انسان]] را بیافریند به آنان خطاب کرد که چه کسی پروردگار شماست و اولین پاسخ‌دهندگان [[رسول خدا]]، [[امیرالمؤمنین]] و [[ائمه]]{{عم}} بودند... سپس [[خداوند]] به بندگانش دستور داد که به [[ربوبیت]] خودش و ولایت و [[اطاعت]] از این افراد [[اقرار]] کنند. [[مردم]] نیز پذیرفتند و [[ملائکه]] [[شاهد]] این جریان قرار داده شدند. همچنین آن حضرت در پایان روایت نیز می‌فرماید که در [[میثاق]] بر ولایت ایشان تأکید شده است: {{متن حدیث|... فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ نَثَرَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ، فَقَالَ لَهُمْ: مَنْ رَبُّكُمْ؟ فَأَوَّلُ مَنْ نَطَقَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ. فَقَالُوا: أَنْتَ رَبُّنَا فَحَمَّلَهُمُ الْعِلْمَ وَ الدِّينَ... ثُمَّ قَالَ لِبَنِي آدَمَ: أَقِرُّوا لِلَّهِ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِهَؤُلَاءِ النَّفَرِ بِالْوَلَايَةِ وَ الطَّاعَةِ. فَقَالُوا: نَعَمْ رَبَّنَا أَقْرَرْنَا... يَا دَاوُدُ! وَلَايَتُنَا مُؤَكَّدَةٌ عَلَيْهِمْ فِي الْمِيثَاقِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۳۲-۱۳۳.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۸.</ref>
# '''[[نبوت]] و [[ولایت]]''': بر اساس برخی [[روایات]] در پیمان الست، علاوه بر توحید، نبوت و ولایت نیز [[عهد]] گرفته شد. در [[روایت]] [[داوود رقی]] از امام صادق{{ع}} به این مسئله اشاره شده است که وقتی [[خدا]] خواست [[انسان]] را بیافریند به آنان خطاب کرد که چه کسی پروردگار شماست و اولین پاسخ‌دهندگان [[رسول خدا]]، [[امیرالمؤمنین]] و [[ائمه]]{{عم}} بودند... سپس [[خداوند]] به بندگانش دستور داد که به [[ربوبیت]] خودش و ولایت و [[اطاعت]] از این افراد [[اقرار]] کنند. [[مردم]] نیز پذیرفتند و [[ملائکه]] [[شاهد]] این جریان قرار داده شدند. همچنین آن حضرت در پایان روایت نیز می‌فرماید که در [[میثاق]] بر ولایت ایشان تأکید شده است: {{متن حدیث|... فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ نَثَرَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ، فَقَالَ لَهُمْ: مَنْ رَبُّكُمْ؟ فَأَوَّلُ مَنْ نَطَقَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ. فَقَالُوا: أَنْتَ رَبُّنَا فَحَمَّلَهُمُ الْعِلْمَ وَ الدِّينَ... ثُمَّ قَالَ لِبَنِي آدَمَ: أَقِرُّوا لِلَّهِ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِهَؤُلَاءِ النَّفَرِ بِالْوَلَايَةِ وَ الطَّاعَةِ. فَقَالُوا: نَعَمْ رَبَّنَا أَقْرَرْنَا... يَا دَاوُدُ! وَلَايَتُنَا مُؤَكَّدَةٌ عَلَيْهِمْ فِي الْمِيثَاقِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۳۲-۱۳۳.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۸.</ref>


==موطن اخذ میثاق==
== موطن اخذ میثاق ==
مهم‌ترین بحث [[مفسران]] درباره این [[آیه]] موطنی است که این [[پیمان]] از [[بندگان]] گرفته شده است و میان [[مفسران]] در این باره چندین قول وجود دارد:
مهم‌ترین بحث [[مفسران]] درباره این [[آیه]] موطنی است که این [[پیمان]] از [[بندگان]] گرفته شده است و میان [[مفسران]] در این باره چندین قول وجود دارد:
#'''در [[عالم ذر]]''': برخی معتقدند این پیمان در موطنی به نام عالم ذر گرفته شده<ref>ر.ک: طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان، ج۴، ص۷۶۵.</ref> و این دیدگاه با تکیه بر برخی [[روایات]] مطرح شده است که در آنها این [[آیه]] با عالم ذر تطبیق داده شده است؛ درحالی‌که این روایات مرفوعه یا غیر مستند است و گذشته از اینکه مستلزم [[تناسخ]] خواهد بود<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج۵، ص۲۸-۳۰.</ref>، با [[ظاهر آیات]] نیز سازگاری ندارد<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۷۶-۷۷.</ref>.
# '''در [[عالم ذر]]''': برخی معتقدند این پیمان در موطنی به نام عالم ذر گرفته شده<ref>ر.ک: طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان، ج۴، ص۷۶۵.</ref> و این دیدگاه با تکیه بر برخی [[روایات]] مطرح شده است که در آنها این [[آیه]] با عالم ذر تطبیق داده شده است؛ درحالی‌که این روایات مرفوعه یا غیر مستند است و گذشته از اینکه مستلزم [[تناسخ]] خواهد بود<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج۵، ص۲۸-۳۰.</ref>، با ظاهر آیات نیز سازگاری ندارد<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۷۶-۷۷.</ref>.
#'''در موطن [[عقل]]''': برخی مفسران هم احتمال داده‌اند که موطن اخذ [[میثاق]]، همین [[عالم دنیا]] و مراد از اخذ میثاق، اعطای [[قوه عاقله]] است که اگر به [[درستی]] به‌کار گرفته شوند، دارنده آن به [[ربوبیت خداوند]] [[متعال]] و [[عبودیت]] خویش اعتراف می‌کند<ref>خوارزمی، محمد بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۱۷۶؛ فیض کاشانی، محمدمحسن، تفسیر الصافی، ج۲، ص۲۵۱.</ref>. بر این دیدگاه نیز چند ایراد وارد شده است. از سویی، در آیه بیان شده که این [[عهد]] در [[زمان]] گذشته بوده است، درحالی‌که طبق این دیدگاه، آن هم‌زمان با [[زندگی دنیوی]] هر فرد بوده است. همچنین اگر مراد از پیمان، به‌کارگیری قوه عاقله باشد، نباید عده‌ای [[کافر]] و همگان باید به مفاد پیمان خود [[اقرار]] داشته باشند، درحالی‌که چنین نیست.
# '''در موطن [[عقل]]''': برخی مفسران هم احتمال داده‌اند که موطن اخذ [[میثاق]]، همین [[عالم دنیا]] و مراد از اخذ میثاق، اعطای [[قوه عاقله]] است که اگر به [[درستی]] به‌کار گرفته شوند، دارنده آن به [[ربوبیت خداوند]] متعال و [[عبودیت]] خویش اعتراف می‌کند<ref>خوارزمی، محمد بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۱۷۶؛ فیض کاشانی، محمدمحسن، تفسیر الصافی، ج۲، ص۲۵۱.</ref>. بر این دیدگاه نیز چند ایراد وارد شده است. از سویی، در آیه بیان شده که این [[عهد]] در [[زمان]] گذشته بوده است، درحالی‌که طبق این دیدگاه، آن هم‌زمان با [[زندگی دنیوی]] هر فرد بوده است. همچنین اگر مراد از پیمان، به‌کارگیری قوه عاقله باشد، نباید عده‌ای [[کافر]] و همگان باید به مفاد پیمان خود [[اقرار]] داشته باشند، درحالی‌که چنین نیست.
#'''در موطن [[وحی]]''': برخی دیگر احتمال داده‌اند که پیمان در موطن وحی بوده؛ بدین معنا که [[خدای متعال]] به زبان [[انبیاء]] از راه وحی درباره [[ربوبیت خدا]] و عبودیت [[انسان]] میثاق گرفته است<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج۵، ص۲۷-۲۸؛ طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان، ج۴، ص۷۶۶.</ref>. این نظر هم نه‌تنها با [[ظاهر آیه]] که بر تقدم این پیمان بر زمان [[دنیا]] و نیز حضور هم‌زمان مخاطبان [[خداوند]] دلالت دارد، ناسازگار است، با آیاتی که نشان می‌دهد مخاطبان [[پیامبران]] در بیشتر موارد به [[انبیای الهی]] [[توهین]] کرده، ایشان را به [[کذب]] و [[سفاهت]] متهم می‌کردند، ناسازگار است<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۹۴.</ref>.
# '''در موطن [[وحی]]''': برخی دیگر احتمال داده‌اند که پیمان در موطن وحی بوده؛ بدین معنا که [[خدای متعال]] به زبان [[انبیاء]] از راه وحی درباره [[ربوبیت خدا]] و عبودیت [[انسان]] میثاق گرفته است<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج۵، ص۲۷-۲۸؛ طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان، ج۴، ص۷۶۶.</ref>. این نظر هم نه‌تنها با ظاهر آیه که بر تقدم این پیمان بر زمان [[دنیا]] و نیز حضور هم‌زمان مخاطبان [[خداوند]] دلالت دارد، ناسازگار است، با آیاتی که نشان می‌دهد مخاطبان [[پیامبران]] در بیشتر موارد به [[انبیای الهی]] [[توهین]] کرده، ایشان را به [[کذب]] و [[سفاهت]] متهم می‌کردند، ناسازگار است<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۹۴.</ref>.
#'''در موطن [[تمثیل]]''': برخی [[مفسران اهل سنت]] احتمال داده‌اند که مفاد این [[آیه]] برابر خارجی نداشته، این [[پیمان]] گرفتن به صورت تمثیلی بوده است؛ بدین معنا که [[توحید]] و [[ربوبیت خداوند]] [[متعال]] آن‌قدر واضح است که گویا [[خداوند]] برای این مسئله [[اقرار]] گرفته است<ref>خوارزمی، محمد بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۱۷۶.</ref>. گذشته از اینکه در حمل گفتار بر بیان تمثیلی به مصحح و قرینه نیاز داریم و این دیدگاه با [[ظاهر آیه]] ناسازگار است، که بر وقوع [[واقعی]] و بین [[خدا]] و بندگانش اخذ [[میثاق]] به [[امر خدا]]، [[گواه]] گرفتن [[بندگان]] و اقرار ایشان به صورت واضح دلالت واضح دارد<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۹۵-۹۶.</ref>.
# '''در موطن تمثیل''': برخی [[مفسران اهل سنت]] احتمال داده‌اند که مفاد این [[آیه]] برابر خارجی نداشته، این [[پیمان]] گرفتن به صورت تمثیلی بوده است؛ بدین معنا که [[توحید]] و [[ربوبیت خداوند]] متعال آن‌قدر واضح است که گویا [[خداوند]] برای این مسئله [[اقرار]] گرفته است<ref>خوارزمی، محمد بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۱۷۶.</ref>. گذشته از اینکه در حمل گفتار بر بیان تمثیلی به مصحح و قرینه نیاز داریم و این دیدگاه با ظاهر آیه ناسازگار است، که بر وقوع واقعی و بین [[خدا]] و بندگانش اخذ [[میثاق]] به [[امر خدا]]، [[گواه]] گرفتن [[بندگان]] و اقرار ایشان به صورت واضح دلالت واضح دارد<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۹۵-۹۶.</ref>.
#'''در موطن [[ملکوت]]''': برخی از [[مفسران شیعه]]، [[معتقد]]ند، این پیمان در [[باطن عالم]] و [[عالم ملکوت]] گرفته شده است؛ بدین بیان که عالم [[انسانی]] با همه وسعتش وجودی پیشین نزد [[خداوند متعال]] دارد که خداوند آن را به آن [[عالم دنیا]] تنزل می‌دهد؛ یعنی قبل حضور [[انسان]] در این [[دنیا]]، او در ظرف و نشئه وجودی دیگری تحقق داشته که آن ظرف، [[علم الهی]] است. در این ظرف پیش از دنیا، نشئه انسانی دیگری بوده است که گرچه عیناً یکی هستند ولی در نشئه ملکوت، پرده‌ای میان [[انسان‌ها]] و پروردگارشان نیست و آنان در آن عالم از راه [[مشاهده]] یکتایی [[ربوبی]] خداوند را می‌بنند<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۱۹.</ref>. این دیدگاه نیز گرچه نقاط مثبتی دارد، از دیدگاه‌هایی نیز نقد شده است، مثلاً بر اساس این دیدگاه ترتیب بین [[والدین]] و [[اولاد]] و [[ذریه]] که در آیه به صراحت از آن یاد شده (من ظهور ذریتهم) [[حفظ]] نشده است؛ چراکه در ملکوت، ترتیبی بین موجودات متکثر وجود ندارد و همه با چهره [[ملکوتی]] با خداوند پیوند دارند. از سوی دیگر در گرفتن پیمان در ملکوت عالم باید هیچ [[غفلت]] و تردید و شرکی در آن راه نداشته باشد؛ درحالی‌که خداوند این پیمان را برای آن می‌داند که کسی ادعای غفلت نکند، یا [[مشرک]] نشود<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref>.
# '''در موطن [[ملکوت]]''': برخی از [[مفسران شیعه]]، [[معتقد]]ند، این پیمان در [[باطن عالم]] و [[عالم ملکوت]] گرفته شده است؛ بدین بیان که عالم [[انسانی]] با همه وسعتش وجودی پیشین نزد [[خداوند متعال]] دارد که خداوند آن را به آن [[عالم دنیا]] تنزل می‌دهد؛ یعنی قبل حضور [[انسان]] در این [[دنیا]]، او در ظرف و نشئه وجودی دیگری تحقق داشته که آن ظرف، [[علم الهی]] است. در این ظرف پیش از دنیا، نشئه انسانی دیگری بوده است که گرچه عیناً یکی هستند ولی در نشئه ملکوت، پرده‌ای میان [[انسان‌ها]] و پروردگارشان نیست و آنان در آن عالم از راه مشاهده یکتایی [[ربوبی]] خداوند را می‌بنند<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۱۹.</ref>. این دیدگاه نیز گرچه نقاط مثبتی دارد، از دیدگاه‌هایی نیز نقد شده است، مثلاً بر اساس این دیدگاه ترتیب بین والدین و [[اولاد]] و [[ذریه]] که در آیه به صراحت از آن یاد شده (من ظهور ذریتهم) [[حفظ]] نشده است؛ چراکه در ملکوت، ترتیبی بین موجودات متکثر وجود ندارد و همه با چهره [[ملکوتی]] با خداوند پیوند دارند. از سوی دیگر در گرفتن پیمان در ملکوت عالم باید هیچ [[غفلت]] و تردید و شرکی در آن راه نداشته باشد؛ درحالی‌که خداوند این پیمان را برای آن می‌داند که کسی ادعای غفلت نکند، یا [[مشرک]] نشود<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref>.
#'''در موطن [[فطرت]]''': دیدگاهی که برخی دیگر از [[مفسران]] بدان [[گرایش]] دارند، آن است که این [[پیمان]] در [[فطرت انسان]] نهادینه شده و بدین منظور است که [[خداوند]] به همگان دستور می‌دهد که لحظه [[پیمان الهی]] را به یاد بیاورند: «و اذ اخذ ربک». بر اساس این دیدگاه، [[پروردگار]] در موطن [[فطرت]]، از همه [[بنی‌آدم]] [[پیمان]] [[توحید ربوبی]] گرفت و همه آنان نیز به [[عبودیت]] خود در قبال آن [[اقرار]] کردند. این پیمان، نه با زبان [[عقل]] و [[استدلال]] بود و نه به زبان [[وحی]] و [[معجزه]] بلکه امری [[فطری]] بود که همه بلی گفتند. فطرت، تنها ویژه گذشته نیست و در همه زمان‌ها حضور دارد و هرکسی با اندکی [[تأمل]] و [[تهذیب نفس]] می‌تواند آن نشئه را ببیند<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۱۱۰-۱۲۶.</ref>. همه [[انسان‌ها]] به گونه‌ای [[آفریده]] شده‌اند که [[ربوبیت]] خدای متعالی را می‌بینند و بدان اقرار دارند؛ ازاین‌رو، هرگاه میدان [[داوری]] برای [[انسان]] باز باشد و او [[رئیس]] این [[محکمه]] شود و به [[هواهای نفسانی]] گرفتار نشود، به آسانی آن را می‌بیند<ref>جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج۵، ص۴۰۲.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۸.</ref>
# '''در موطن [[فطرت]]''': دیدگاهی که برخی دیگر از [[مفسران]] بدان [[گرایش]] دارند، آن است که این [[پیمان]] در [[فطرت انسان]] نهادینه شده و بدین منظور است که [[خداوند]] به همگان دستور می‌دهد که لحظه [[پیمان الهی]] را به یاد بیاورند: «و اذ اخذ ربک». بر اساس این دیدگاه، [[پروردگار]] در موطن [[فطرت]]، از همه [[بنی‌آدم]] [[پیمان]] [[توحید ربوبی]] گرفت و همه آنان نیز به [[عبودیت]] خود در قبال آن [[اقرار]] کردند. این پیمان، نه با زبان [[عقل]] و [[استدلال]] بود و نه به زبان [[وحی]] و [[معجزه]] بلکه امری [[فطری]] بود که همه بلی گفتند. فطرت، تنها ویژه گذشته نیست و در همه زمان‌ها حضور دارد و هرکسی با اندکی [[تأمل]] و [[تهذیب نفس]] می‌تواند آن نشئه را ببیند<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۳۱، ص۱۱۰-۱۲۶.</ref>. همه [[انسان‌ها]] به گونه‌ای [[آفریده]] شده‌اند که [[ربوبیت]] خدای متعالی را می‌بینند و بدان اقرار دارند؛ ازاین‌رو، هرگاه میدان [[داوری]] برای [[انسان]] باز باشد و او [[رئیس]] این محکمه شود و به [[هواهای نفسانی]] گرفتار نشود، به آسانی آن را می‌بیند<ref>جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج۵، ص۴۰۲.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۸.</ref>
 
== زمان و مکان اخذ پیمان ==
با توجه به گزینش هر دیدگاه درباره مراد از این پیمان و موطن آن نظر ما درباره زمان و مکان این پیمان تفاوت خواهد کرد. بر اساس دیدگاه دوم (تمثیل) اساساً زمان و مکان معنا ندارد؛ زیرا پیمانی اخذ نشده است. بر اساس دیدگاه نخست ([[عالم ذر]])، گفته شده که این عهدگرفتن و پیمان ستاندن پیش از آن وارد شدن [[حضرت آدم]] به [[بهشت]] بود؛ یعنی میان [[مکه]] و [[طائف]]، بطن نُعمان (مکانی در کنار [[عرفه]])، در بهشت پس از [[هبوط از بهشت]] بین [[آسمان]] و [[زمین]]، یا در منطقه‌ای در هند به نام دهنا که حضرت آدم در آنجا فرود آمد، بوده است<ref>میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الأبرار، ج۳، ص۷۸۵.</ref>. بر اساس دیدگاه [[عالم ملکوت]] یا فطرت، می‌توان گفت این ماجرا در نشئه [[دنیا]] و نشئه [[تکلیف]] بوده؛ زیرا ظاهر آیه خطاب به [[مکلفان]] است و دلالت می‌کند که برای [[اتمام حجت]] از یکایک افراد پیمان گرفته شد؛ پس باید در نشئه [[تکلیف]] و کثرت واقع شده باشد<ref>جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج۵، ص۴۰۳-۴۰۴.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۰.</ref>


==زمان و مکان اخذ پیمان==
== حکمت و ضرورت اقرار گرفتن ==
با توجه به گزینش هر دیدگاه درباره مراد از این پیمان و موطن آن نظر ما درباره زمان و مکان این پیمان تفاوت خواهد کرد. بر اساس دیدگاه دوم ([[تمثیل]]) اساساً زمان و مکان معنا ندارد؛ زیرا پیمانی اخذ نشده است. بر اساس دیدگاه نخست ([[عالم ذر]])، گفته شده که این عهدگرفتن و پیمان ستاندن پیش از آن وارد شدن [[حضرت آدم]] به [[بهشت]] بود؛ یعنی میان [[مکه]] و [[طائف]]، بطن نُعمان (مکانی در کنار [[عرفه]])، در بهشت پس از [[هبوط از بهشت]] بین [[آسمان]] و [[زمین]]، یا در منطقه‌ای در هند به نام دهنا که حضرت آدم در آنجا فرود آمد، بوده است<ref>میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الأبرار، ج۳، ص۷۸۵.</ref>. بر اساس دیدگاه [[عالم ملکوت]] یا فطرت، می‌توان گفت این ماجرا در نشئه [[دنیا]] و نشئه [[تکلیف]] بوده؛ زیرا [[ظاهر آیه]] خطاب به [[مکلفان]] است و دلالت می‌کند که برای [[اتمام حجت]] از یکایک افراد پیمان گرفته شد؛ پس باید در نشئه [[تکلیف]] و کثرت واقع شده باشد<ref>جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج۵، ص۴۰۳-۴۰۴.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۰.</ref>
چنان‌که از [[آیه شریفه]] معلوم می‌شود این کار [[خداوند]] بدین انگیزه و حکمت صورت گرفت که اگر [[انسان‌ها]] در [[روز قیامت]] [[ناآگاهی]] خود نسبت به [[خداوند]] را عذر و بهانه قرار دادند، این [[پیمان]] را به آنان یادآور شده، بهانه آنان را [[باطل]] کند<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۰۶-۳۰۹.</ref>. بنابراین خداوند با چنین پیمانی راه هرگونه عذر و بهانه در [[ایمان]] نیاوردن را از [[انسان]] گرفته است. [[خداوند متعال]] نیز در این [[آیه]] بدین مسئله اشاره می‌کند: {{متن قرآن|شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۱.</ref>.


==حکمت و ضرورت اقرار گرفتن==
== کیفیت تعهد ==
چنان‌که از [[آیه شریفه]] معلوم می‌شود این کار [[خداوند]] بدین انگیزه و حکمت صورت گرفت که اگر [[انسان‌ها]] در [[روز قیامت]] [[ناآگاهی]] خود نسبت به [[خداوند]] را عذر و بهانه قرار دادند، این [[پیمان]] را به آنان یادآور شده، بهانه آنان را [[باطل]] کند<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۰۶-۳۰۹.</ref>. بنابراین خداوند با چنین پیمانی راه هرگونه عذر و بهانه در [[ایمان]] نیاوردن را از [[انسان]] گرفته است. [[خداوند متعال]] نیز در این [[آیه]] بدین مسئله اشاره می‌کند: {{متن قرآن|شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۱.</ref>
بر اساس روایاتی که در [[تفسیر]] این [[آیه شریفه]] و کیفیت پیمان گرفتن از [[بندگان]] نقل شده است، این نکته مهم به دست می‌آید که همه [[بنی‌آدم]] با زبان و [[قلب]] «بلی» گفتند و [[صادقانه]] تعهد سپردند. در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ سؤال [[ابی‌بصیر]] که درباره نحوه تعهد دادن بندگان در مقابل مفاد پیمان پرسیدند، فرمودند آنان با زبان و قلب خود این سخن را گفتند و اعتراف کردند: {{متن حدیث|... فِي قَوْلِ اللَّهِ {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}،‏ قُلْتُ: قَالُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ؟ قَالَ{{ع}}: نَعَمْ وَ قَالُوا بِقُلُوبِهِمْ}}<ref>عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۴۰.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۱.</ref>


==کیفیت تعهد==
== میثاق و اختیار انسان ==
بر اساس روایاتی که در [[تفسیر]] این [[آیه شریفه]] و کیفیت پیمان گرفتن از [[بندگان]] نقل شده است، این نکته مهم به دست می‌آید که همه [[بنی‌آدم]] با زبان و [[قلب]] «بلی» گفتند و [[صادقانه]] تعهد سپردند. در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ سؤال [[ابی‌بصیر]] که درباره نحوه تعهد دادن بندگان در مقابل مفاد پیمان پرسیدند، فرمودند آنان با زبان و قلب خود این سخن را گفتند و اعتراف کردند:
پیمان سپردن در عالم «اَلست» با [[اختیار]] داشتن انسان در آن عالم و این عالم منافات ندارد؛ زیرا در آن صحنه به هر معنایی که باشد، انسان با مشاهده [[ربوبیت خدا]] و مربوبیت خود [[تسلیم]] شد و بر این [[حقیقت]] انکارناشدنی [[اقرار]] کرد و چنان‌که می‌دانیم، [[تسلیم شدن]] عالمانه در برابر [[حقایق]] هرگز [[جبر]] شمرده نمی‌شود، بلکه عین اختیار است. پس از انتقال به این عالم نیز همواره اختیار انسان محفوظ است، چون جبر به معنای بسته شدن همه راه‌ها و بازماندن یک راه به روی انسان است، به گونه‌ای که انسان چاره‌ای جز رفتن از آن راه نداشته باشد؛ درحالی‌که هر دو راه [[سعادت]] و [[شقاوت]] پیوسته پیش روی انسان قرار دارد و انسان مخیر است یکی را برگزیند و [[کفر]]، [[انکار]]، تمرد، [[عصیان]] و گردنکشی [[انسان‌ها]] در برابر [[فرمان‌های الهی]] نشان می‌دهد که [[پیمان]] سپردن در آن عالم هرگز [[انسان]] را به [[ایمان]] و [[اطاعت]] مجبور نمی‌کند<ref>جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج۵، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۱.</ref>
{{متن حدیث|... فِي قَوْلِ اللَّهِ {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}،‏ قُلْتُ: قَالُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ؟ قَالَ{{ع}}: نَعَمْ وَ قَالُوا بِقُلُوبِهِمْ}}<ref>عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۴۰.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۱.</ref>


==میثاق و اختیار انسان==
== جستارهای وابسته==
پیمان سپردن در عالم «[[اَلست]]» با [[اختیار]] داشتن انسان در آن عالم و این عالم منافات ندارد؛ زیرا در آن صحنه به هر معنایی که باشد، انسان با [[مشاهده]] [[ربوبیت خدا]] و مربوبیت خود [[تسلیم]] شد و بر این [[حقیقت]] انکارناشدنی [[اقرار]] کرد و چنان‌که می‌دانیم، [[تسلیم شدن]] عالمانه در برابر [[حقایق]] هرگز [[جبر]] شمرده نمی‌شود، بلکه عین اختیار است. پس از انتقال به این عالم نیز همواره اختیار انسان محفوظ است، چون جبر به معنای بسته شدن همه راه‌ها و بازماندن یک راه به روی انسان است، به گونه‌ای که انسان چاره‌ای جز رفتن از آن راه نداشته باشد؛ درحالی‌که هر دو راه [[سعادت]] و [[شقاوت]] پیوسته پیش روی انسان قرار دارد و انسان مخیر است یکی را برگزیند و [[کفر]]، [[انکار]]، [[تمرد]]، [[عصیان]] و [[گردنکشی]] [[انسان‌ها]] در برابر [[فرمان‌های الهی]] نشان می‌دهد که [[پیمان]] سپردن در آن عالم هرگز [[انسان]] را به [[ایمان]] و [[اطاعت]] مجبور نمی‌کند<ref>جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج۵، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[عهد الست (مقاله)|مقاله «عهد الست»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۱.</ref>
* [[عالم ذر]]


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش