بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== معنای قضا == | == معنای قضا == | ||
[[ | کلمۀ "[[قضا]]" به معنای [[حکم]] و [[فرمان]]، استحکام، [[اتقان]] و فیصله دادن امور به واسطۀ قول است<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> که در [[قرآن کریم]] در معانی: امر و [[فرمان]]<ref>{{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید.» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>، اعلام<ref>{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا}}«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>، [[حکم]]<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ}}«و خداوند به درستی حکم میراند» سوره غافر، آیه ۲۰.</ref>، آفریدن و ابداع<ref>{{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ}}«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> و پایان دادن<ref>{{متن قرآن|يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ}}«کاش همان (مرگ)، پایان کار بود!» سوره حاقه، آیه ۲۷.</ref> به کار رفته است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>.. | ||
[[احمد بن فارس بن زکریا]]، از لغتشناسان مشهور زبان عرب، در کتاب معجم مقاییس اللغه درباره ریشه لغوی واژه قضا میگوید: برای همه این معانی به ظاهر گوناگون لفظ «قضا»، یک ریشه بیشتر وجود ندارد و هر کاری که با نهایت [[اتقان]] و استحکام، با [[پایداری]] و [[استواری]] خاصی انجام گیرد، به آن «قضا» میگویند. مثلاً از آنجا که [[آسمانها]] با استواری خاصی [[آفریده]] شدهاند، [[خداوند]] [[خلقت]] آنها را با لفظ «قضی» بیان نموده است؛ چنانکه میفرماید: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>. از آنجا که [[حکم]] [[قاضی]] معمولاً استحکام خاصی دارد و لازم الاجراست، حکم او را «قضا» و شخص او را «قاضی» مینامند. اگر در زبان عرب به [[مرگ]] «قضا» میگویند، از این نظر است که مرگ در موجودات زنده به صورت یک ناموس طبیعی تغییرناپذیر شناخته شده است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۹۹، به نقل از سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه، ص۶۰-۵۹.</ref>. | |||
یکی دیگر از فرهنگهای مشهور و معتبر واژهشناسی [[قرآن]]، ریشهای دیگر برای معانی این واژه ارائه میدهد و میگوید: «قضا، در عرف و لغت، به معنای پایان دادن و یکسره کردن هر کاری است به وسیله گفتار یا [[کردار]]»<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «قضی».</ref>. بدین ترتیب، قاضی را از این جهت قاضی میگویند که میان متخاصمین حکم میکند و به کار آنها فیصله میدهد<ref>مطهری، مرتضی، انسان و سرنوشت، ص۳۱.</ref>. | یکی دیگر از فرهنگهای مشهور و معتبر واژهشناسی [[قرآن]]، ریشهای دیگر برای معانی این واژه ارائه میدهد و میگوید: «قضا، در عرف و لغت، به معنای پایان دادن و یکسره کردن هر کاری است به وسیله گفتار یا [[کردار]]»<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «قضی».</ref>. بدین ترتیب، قاضی را از این جهت قاضی میگویند که میان متخاصمین حکم میکند و به کار آنها فیصله میدهد<ref>مطهری، مرتضی، انسان و سرنوشت، ص۳۱.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] نیز حکم و [[فرمان الهی]] را از آنرو «قضا» گفته است<ref>مانند آیه {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> که از گذر [[حکم]] و [[فرمان]] او، [[تکلیف]] هر چیزی [[قطعی]] و محکم و متقن میشود. در مجموع میتوان نتیجه گرفت مرحلهای را که در آن، کاری به وسیله قول یا فعل، یکسره و قطعی میشود و بدین طریق، از حالت | [[قرآن کریم]] نیز حکم و [[فرمان الهی]] را از آنرو «قضا» گفته است<ref>مانند آیه {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> که از گذر [[حکم]] و [[فرمان]] او، [[تکلیف]] هر چیزی [[قطعی]] و محکم و متقن میشود. در مجموع میتوان نتیجه گرفت مرحلهای را که در آن، کاری به وسیله قول یا فعل، یکسره و قطعی میشود و بدین طریق، از حالت تزلزل بیرون آمده و [[اتقان]] و استحکام مییابد، «[[قضا]]» مینامند<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۲۳.</ref>. | ||
== معنای قدر == | == معنای قدر == | ||
قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی<ref>{{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}«ما هر چیزی را به اندازهای آفریدهایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و تنگی معیشت<ref>{{متن قرآن|لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ}}«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند.» سوره طلاق، آیه ۷.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] نیز [[قدر]] به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است. | |||
قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکلگیری پدیدههاست، ولی مرحلۀ [[قضا]] دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "[[قضای الهی]]" این است که حوادث [[جهان]]، از ناحیۀ [[خداوند]] قطعیت و حتمیت یافتهاند و معنی "[[تقدیر الهی]]" این است که اشیاء، پدیدهها و حوادث اندازۀ خود را از آن ناحیه کسب کردهاند و چون [[خداوند]] فاعل با [[علم]] و [[اراده]] است، بازگشت قضا و قدر به [[علم]]، [[اراده]] و [[مشیت الهی]] است که در همۀ ارکان عالم جاری است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. | |||
واژه قدر با همین معنای لغوی در [[قرآن کریم]] به کار رفته است؛ مانند آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ}}<ref>«و خداوند شب و روز را اندازه میدارد» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ}}<ref>«و آنکه از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد» سوره زخرف، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا}}<ref>«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی ـ هر یک به گنجایی خویش ـ روان شد» سوره رعد، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۲۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']] | # [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']] | ||
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | |||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||