بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'جهان آفرینش' به 'جهان آفرینش') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
*نکته مهم در باب [[بدا]] این است که محدوده [[بدا]] کتاب محو و اثبات است و در [[ام الکتاب]] یا [[لوح محفوظ]] هیچگونه تغییری رخ نمیدهد؛ زیرا در [[قرآن کریم]] پس از بیان اینکه [[خداوند]] بر اساس [[مشیت]] خود آجال و مقدرات را تغییر میدهد از [[امالکتاب]] سخن گفته که نزد [[خداوند]] است {{متن قرآن|وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref>«و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۹.</ref>. | *نکته مهم در باب [[بدا]] این است که محدوده [[بدا]] کتاب محو و اثبات است و در [[ام الکتاب]] یا [[لوح محفوظ]] هیچگونه تغییری رخ نمیدهد؛ زیرا در [[قرآن کریم]] پس از بیان اینکه [[خداوند]] بر اساس [[مشیت]] خود آجال و مقدرات را تغییر میدهد از [[امالکتاب]] سخن گفته که نزد [[خداوند]] است {{متن قرآن|وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref>«و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۹.</ref>. | ||
*[[امام صادق]]{{عم}} فرموده است: کتاب محو و اثبات کتابی است که [[خداوند]] آنچه را بخواهد از آن محو میکند و آنچه را بخواهد ثابت میدارد، به همین جهت است که [[دعا]] [[قضای الهی]] را تغییر میدهد و بر آن [[دعا]] نوشته شده که وسیله تغییر [[قضاء]] است، ولی هنگامی که به امّ الکتاب برسد [[دعا]] در آن تأثیری نخواهد داشت <ref>البرهان، ج۲، ص۲۹۸، ح۲۴.</ref>. | *[[امام صادق]]{{عم}} فرموده است: کتاب محو و اثبات کتابی است که [[خداوند]] آنچه را بخواهد از آن محو میکند و آنچه را بخواهد ثابت میدارد، به همین جهت است که [[دعا]] [[قضای الهی]] را تغییر میدهد و بر آن [[دعا]] نوشته شده که وسیله تغییر [[قضاء]] است، ولی هنگامی که به امّ الکتاب برسد [[دعا]] در آن تأثیری نخواهد داشت <ref>البرهان، ج۲، ص۲۹۸، ح۲۴.</ref>. | ||
*[[ام الکتاب]]، اصل و منشأ کتاب محو و اثبات است، یعنی تحولاتی که در [[نظام]] | *[[ام الکتاب]]، اصل و منشأ کتاب محو و اثبات است، یعنی تحولاتی که در [[نظام]] [[عالم طبیعت]] رخ میدهد بر اساس [[الگو]] و طرح معین و ثابتی است که در امّ الکتاب مقرر شده است. یادآوری "[[ام الکتاب]]" پس از بیان دگرگونیهایی که بر اساس [[مشیت]] [[خداوند]] در [[جهان]] رخ میدهد بیانگر دو نکته مهم است: | ||
*اول اینکه تحولات، جزاف و بدون ملاک و معیار نیست. | *اول اینکه تحولات، جزاف و بدون ملاک و معیار نیست. | ||
*دوم اینکه تحولات از خارج بر [[اراده الهی]] تحمیل نمیشود، بلکه از [[مشیت الهی]] که بر پایه [[علم]] پیشین [[خداوند]] [[استوار]] است، نشأت میگیرد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۷۵-۳۷۶.</ref>. | *دوم اینکه تحولات از خارج بر [[اراده الهی]] تحمیل نمیشود، بلکه از [[مشیت الهی]] که بر پایه [[علم]] پیشین [[خداوند]] [[استوار]] است، نشأت میگیرد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۷۵-۳۷۶.</ref>. | ||
*نکته دیگر اینکه تحولات در قلمرو [[قضا و قدر]] غیر حتمی ([[اجل]] غیر مسمّی / [[اجل]] موقوف) واقع میشود، اما [[قضا و قدر]] حتمی [[خداوند]] ([[اجل]] مسمّی/ [[اجل]] محتوم) از گزند تحول مصون است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ}}<ref>«اوست که شما را از گل آفرید سپس اجلی مقرر داشت و اجل معیّن نزد اوست» سوره انعام، آیه ۲.</ref>. مقصود از [[اجل]] مسمّی، [[اجل]] حتمی است که در [[لیله القدر]] رقم میخورد و تغییرناپذیر است و [[اجل]] غیر مسمّی، [[اجل]] موقوف است که قابل تغییر میباشد<ref>البرهان، ج۱، ص۵۱۷، ح۳، ح۵، ح۶، ح۹.</ref>. در برخی [[روایات]] [[اجل]] مسمّی قابل تغییر دانسته شده است<ref>البرهان، ج۱، ص۵۱۷، ح۱.</ref> که احتمال دارد در [[نقل]]، [[خطا]] رخ داده باشد<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۱۷؛ المیزان، ج۷، ص۱۵.</ref>. | *نکته دیگر اینکه تحولات در قلمرو [[قضا و قدر]] غیر حتمی ([[اجل]] غیر مسمّی / [[اجل]] موقوف) واقع میشود، اما [[قضا و قدر]] حتمی [[خداوند]] ([[اجل]] مسمّی/ [[اجل]] محتوم) از گزند تحول مصون است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ}}<ref>«اوست که شما را از گل آفرید سپس اجلی مقرر داشت و اجل معیّن نزد اوست» سوره انعام، آیه ۲.</ref>. مقصود از [[اجل]] مسمّی، [[اجل]] حتمی است که در [[لیله القدر]] رقم میخورد و تغییرناپذیر است و [[اجل]] غیر مسمّی، [[اجل]] موقوف است که قابل تغییر میباشد<ref>البرهان، ج۱، ص۵۱۷، ح۳، ح۵، ح۶، ح۹.</ref>. در برخی [[روایات]] [[اجل]] مسمّی قابل تغییر دانسته شده است<ref>البرهان، ج۱، ص۵۱۷، ح۱.</ref> که احتمال دارد در [[نقل]]، [[خطا]] رخ داده باشد<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۱۷؛ المیزان، ج۷، ص۱۵.</ref>. | ||
*در برخی [[روایات]] آمده است که کسی جز [[خداوند]] از [[اجل]] موقوف [[آگاه]] نیست<ref>البرهان، ج۲، ص۳۰۰، ح۱۶.</ref> در حالی که [[اجل]] موقوف همان است که در آن [[بدا]] واقع میشود و [[بدا]] در آنچه [[پیامبر]] از آن خبر داده رخ میدهد، حل اشکال به این است که [[آگاهی]] از [[اجل]] موقوف با | *در برخی [[روایات]] آمده است که کسی جز [[خداوند]] از [[اجل]] موقوف [[آگاه]] نیست<ref>البرهان، ج۲، ص۳۰۰، ح۱۶.</ref> در حالی که [[اجل]] موقوف همان است که در آن [[بدا]] واقع میشود و [[بدا]] در آنچه [[پیامبر]] از آن خبر داده رخ میدهد، حل اشکال به این است که [[آگاهی]] از [[اجل]] موقوف با وصف موقوف بودن را جز [[خدا]] نمیداند<ref>[[ علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ]]، ج۲، ص ۵۸.</ref>. | ||
*در پارهای از [[روایات]] [[بدا]] آمده است که [[خداوند]] آنچه که [[پیامبران]] از آن خبر دادهاند را تغییر نخواهد داد و [[پیامبران]] و [[فرشتگان]] خود را [[تکذیب]] نخواهد کرد<ref>الکافی، ج۱، باب البداء، ح۶؛ البرهان، ج۲، ص۳۰۰، ح۱۶.</ref>؛ در حالی که [[بدا]] در همین گزارشها واقع میشود؛ شاید مقصود این باشد که آنچه [[پیامبران]] از [[طریق وحی]] از آن [[آگاه]] میشوند دو گونه است: یکی اینکه محتوم بودن آن به آنان اعلان میشود و دیگر آنکه حتمی بودنش به آنان اعلان نمیشود [[پیامبران]] از گونه نخست به صورت حتمی خبر میدهند، در اینگونه موارد [[بدا]] واقع نخواهد شد<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>. شایان ذکر است که در آن دسته از گزارشهای [[پیامبران]] که در آن [[بدا]] واقع شده، شواهدی بر درستی خبر آنان نمایان گردیده تا [[تکذیب]] آنها از سوی [[خدا]] لازم نیاید؛ چنانکه [[قوم]] [[یونس]] نشانههای قطعی [[عذاب]] را مشاهده کردند و بر درستی [[وعید]] [[عذاب]] توسط [[یونس]]{{ع}} مطمئن شدند. حکایات دیگر [[بدا]] نیز بیانگر همین مطلب است<ref>بحارالأنوار، ج۴، ص۱۳۴.</ref>. | *در پارهای از [[روایات]] [[بدا]] آمده است که [[خداوند]] آنچه که [[پیامبران]] از آن خبر دادهاند را تغییر نخواهد داد و [[پیامبران]] و [[فرشتگان]] خود را [[تکذیب]] نخواهد کرد<ref>الکافی، ج۱، باب البداء، ح۶؛ البرهان، ج۲، ص۳۰۰، ح۱۶.</ref>؛ در حالی که [[بدا]] در همین گزارشها واقع میشود؛ شاید مقصود این باشد که آنچه [[پیامبران]] از [[طریق وحی]] از آن [[آگاه]] میشوند دو گونه است: یکی اینکه محتوم بودن آن به آنان اعلان میشود و دیگر آنکه حتمی بودنش به آنان اعلان نمیشود [[پیامبران]] از گونه نخست به صورت حتمی خبر میدهند، در اینگونه موارد [[بدا]] واقع نخواهد شد<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>. شایان ذکر است که در آن دسته از گزارشهای [[پیامبران]] که در آن [[بدا]] واقع شده، شواهدی بر درستی خبر آنان نمایان گردیده تا [[تکذیب]] آنها از سوی [[خدا]] لازم نیاید؛ چنانکه [[قوم]] [[یونس]] نشانههای قطعی [[عذاب]] را مشاهده کردند و بر درستی [[وعید]] [[عذاب]] توسط [[یونس]]{{ع}} مطمئن شدند. حکایات دیگر [[بدا]] نیز بیانگر همین مطلب است<ref>بحارالأنوار، ج۴، ص۱۳۴.</ref>. | ||
*در مورد [[نبوت]] و [[امامت]] [[بدا]] راه ندارد؛ زیرا [[پیامبران]] و [[امامان]] افراد معینی هستند که از سوی [[خداوند]] به [[مقام نبوت]] و [[امامت]] [[برگزیده]] شدهاند و تغییرپذیر نیست<ref>الفصول المختاره، ص۳۰۹.</ref>. این مطلب مورد [[اجماع]] [[عالمان]] [[امامیه]] است و در روایتی نیز آمده است که در [[نبوت]] و [[امامت]] [[بدا]] راه ندارد<ref>الفصول المختاره، ص۳۰۹.</ref> با این حال، در برخی [[روایات]] آمده است که در مورد [[اسماعیل فرزند امام صادق]]{{ع}} و [[سید محمد]] [[فرزند]] [[امام هادی]]{{ع}} [[بدا]] رخ داده است<ref>الغیبه، ص۱۲۱.</ref>؛ یعنی آن دو به [[امامت]] [[منصوب]] شده بودند، ولی چون در زمان [[امام]] [[معصوم]] - [[امام صادق]] و [[امام هادی]]{{عم}} - از [[دنیا]] رفتند، [[امام]] [[موسی کاظم]] و [[امام حسن عسکری]]{{عم}} به [[امامت]] [[منصوب]] شدند. ولی بر فرض صحت این [[روایات]] باید به گونهای [[تأویل]] شود که با اصل بطلان [[بدا]] در [[امامت]]، منافات نداشته باشد و آن، اینکه چون آن دو [[فرزندان]] بزرگتر [[امام]] [[معصوم]] بودند، تصور [[مردم]] این بود که [[امامت]] به آنان اختصاص دارد و با [[مرگ]] آنان نادرستی [[عقیده]] مزبور روشن شد<ref>الغیبه، ص۱۲۱.</ref>. | *در مورد [[نبوت]] و [[امامت]] [[بدا]] راه ندارد؛ زیرا [[پیامبران]] و [[امامان]] افراد معینی هستند که از سوی [[خداوند]] به [[مقام نبوت]] و [[امامت]] [[برگزیده]] شدهاند و تغییرپذیر نیست<ref>الفصول المختاره، ص۳۰۹.</ref>. این مطلب مورد [[اجماع]] [[عالمان]] [[امامیه]] است و در روایتی نیز آمده است که در [[نبوت]] و [[امامت]] [[بدا]] راه ندارد<ref>الفصول المختاره، ص۳۰۹.</ref> با این حال، در برخی [[روایات]] آمده است که در مورد [[اسماعیل فرزند امام صادق]]{{ع}} و [[سید محمد]] [[فرزند]] [[امام هادی]]{{ع}} [[بدا]] رخ داده است<ref>الغیبه، ص۱۲۱.</ref>؛ یعنی آن دو به [[امامت]] [[منصوب]] شده بودند، ولی چون در زمان [[امام]] [[معصوم]] - [[امام صادق]] و [[امام هادی]]{{عم}} - از [[دنیا]] رفتند، [[امام]] [[موسی کاظم]] و [[امام حسن عسکری]]{{عم}} به [[امامت]] [[منصوب]] شدند. ولی بر فرض صحت این [[روایات]] باید به گونهای [[تأویل]] شود که با اصل بطلان [[بدا]] در [[امامت]]، منافات نداشته باشد و آن، اینکه چون آن دو [[فرزندان]] بزرگتر [[امام]] [[معصوم]] بودند، تصور [[مردم]] این بود که [[امامت]] به آنان اختصاص دارد و با [[مرگ]] آنان نادرستی [[عقیده]] مزبور روشن شد<ref>الغیبه، ص۱۲۱.</ref>. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
*اشکال لفظی [[بدا]] این است که چون کاربرد این لفظ در مورد [[انسان]] مستلزم [[جهل]] و [[ناآگاهی]] از حقایق و [[مصالح]] و [[مفاسد]] یا سود و زیان است، به کار بردن آن درباره [[خداوند]] نیز موهم چنین معنای نادرستی خواهد بود. پاسخ این است که [[شیعه]] در به کار بردن این لفظ در باره [[خداوند]] به معنای درست آن، از روایاتی که توسط [[امامان اهل بیت]]{{عم}} [[نقل]] شده [[پیروی]] میکنند و از این جهت همانند واژگانی چون [[استهزاء]] و [[خدعه]]، [[مکر]] و [[غضب]] است که در [[قرآن کریم]] در مورد [[خداوند]] به کار رفته است، معنای معهود این واژگان در مورد [[انسان]]، نسبت به [[خداوند]] [[باطل]] است، لذا [[عالمان]] [[اسلامی]] آنها را [[تأویل]] کردهاند. بر همین اساس، [[روایات]] [[بدا]] در مورد [[خداوند]] نیز قابل [[تأویل]] و [[تفسیر]] است<ref>نقض الوشیعة، ص۴۰۹.</ref>. | *اشکال لفظی [[بدا]] این است که چون کاربرد این لفظ در مورد [[انسان]] مستلزم [[جهل]] و [[ناآگاهی]] از حقایق و [[مصالح]] و [[مفاسد]] یا سود و زیان است، به کار بردن آن درباره [[خداوند]] نیز موهم چنین معنای نادرستی خواهد بود. پاسخ این است که [[شیعه]] در به کار بردن این لفظ در باره [[خداوند]] به معنای درست آن، از روایاتی که توسط [[امامان اهل بیت]]{{عم}} [[نقل]] شده [[پیروی]] میکنند و از این جهت همانند واژگانی چون [[استهزاء]] و [[خدعه]]، [[مکر]] و [[غضب]] است که در [[قرآن کریم]] در مورد [[خداوند]] به کار رفته است، معنای معهود این واژگان در مورد [[انسان]]، نسبت به [[خداوند]] [[باطل]] است، لذا [[عالمان]] [[اسلامی]] آنها را [[تأویل]] کردهاند. بر همین اساس، [[روایات]] [[بدا]] در مورد [[خداوند]] نیز قابل [[تأویل]] و [[تفسیر]] است<ref>نقض الوشیعة، ص۴۰۹.</ref>. | ||
*مضافاً بر اینکه واژه [[بدا]] در برخی [[احادیث نبوی]] که در [[صحاح]] [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است، در مورد [[خدا]] به کار رفته است: {{عربی|أَنَّ ثَلَاثَةَ فِي بَنِي إِسْرَائِيل، الْأَقْرَعُ وَ الْأَبْرَصُ وَ الْأَعْمَى بَدَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَبْتَلِيَهُم...}}<ref>صحیح بخاری، ج۲، ص۲۵۸، کتاب بدء الخلقه، حدیث ابرص و اعمی و اقرع فی بنیاسرائیل.</ref>. بعضی از [[عالمان اهل سنت]] [[بدا]] در این [[حدیث]] را به [[قضای الهی]] [[تفسیر]] کرده است<ref>النهایه، ج۱، ص۱۰۹.</ref>. اگر چه این [[تفسیر]] مناقشهپذیر است؛ زیرا فضای سابق [[الهی]] [[عمومیت]] دارد، ولی [[بدا]] به اموری اختصاص دارد که در معرض تحول و تجدد قرار دارند<ref>نبراس الضیاء، ص۵۷؛ شرح اصول الکافی، ج۴، ص۱۸۴.</ref>، ولی با صرفنظر از این مناقشه نکته اساسی این است که هر [[تفسیر]] درستی که برای [[بدا]] در این [[حدیث نبوی]] بیان شود، درباره [[بدا]] در [[روایات اهل بیت]]{{عم}} نیز روا خواهد بود. | *مضافاً بر اینکه واژه [[بدا]] در برخی [[احادیث نبوی]] که در [[صحاح]] [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است، در مورد [[خدا]] به کار رفته است: {{عربی|أَنَّ ثَلَاثَةَ فِي بَنِي إِسْرَائِيل، الْأَقْرَعُ وَ الْأَبْرَصُ وَ الْأَعْمَى بَدَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَبْتَلِيَهُم...}}<ref>صحیح بخاری، ج۲، ص۲۵۸، کتاب بدء الخلقه، حدیث ابرص و اعمی و اقرع فی بنیاسرائیل.</ref>. بعضی از [[عالمان اهل سنت]] [[بدا]] در این [[حدیث]] را به [[قضای الهی]] [[تفسیر]] کرده است<ref>النهایه، ج۱، ص۱۰۹.</ref>. اگر چه این [[تفسیر]] مناقشهپذیر است؛ زیرا فضای سابق [[الهی]] [[عمومیت]] دارد، ولی [[بدا]] به اموری اختصاص دارد که در معرض تحول و تجدد قرار دارند<ref>نبراس الضیاء، ص۵۷؛ شرح اصول الکافی، ج۴، ص۱۸۴.</ref>، ولی با صرفنظر از این مناقشه نکته اساسی این است که هر [[تفسیر]] درستی که برای [[بدا]] در این [[حدیث نبوی]] بیان شود، درباره [[بدا]] در [[روایات اهل بیت]]{{عم}} نیز روا خواهد بود. | ||
*بر اساس مبانی [[فلسفی]] در [[هستیشناسی]] و با [[الهام]] از پارهای [[روایات]] میتوان [[بدا]] را اینگونه [[تفسیر]] کرد که [[بدا]] در [[حقیقت]] برای [[نفوس]] سماویه و [[فرشتگان]] عمّالهای واقع میشود که از یک سو به [[اذن الهی]] در [[تدبیر]] | *بر اساس مبانی [[فلسفی]] در [[هستیشناسی]] و با [[الهام]] از پارهای [[روایات]] میتوان [[بدا]] را اینگونه [[تفسیر]] کرد که [[بدا]] در [[حقیقت]] برای [[نفوس]] سماویه و [[فرشتگان]] عمّالهای واقع میشود که از یک سو به [[اذن الهی]] در [[تدبیر]] [[عالم طبیعت]] نقش آفرینند {{متن قرآن|فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا}}<ref>«آنگاه، به فرشتگان کارگزار» سوره نازعات، آیه ۵.</ref> و از سوی دیگر از اسباب این عالم مانند دعای [[صالحان]] تأثیر میپذیرند. بر این اساس، چه بسا حوادث ویژهای از این عالم ([[دعا]]، [[صدقه]]، [[صله رحم]] و...) در [[نفوس]] سماوی و [[ملائکه]] عمّاله تأثیر گذاشته و منشأ دگرگونی حوادث این عالم شود و از آن جا که [[عالم ملکوت]] ([[نفوس]] سماوی و [[ملائکه]] عمّاله) در برابر [[اراده الهی]] [[مطیع]] و منقادند، همانگونه که حواس بدنی [[مطیع]] و منقاد [[نفس]] ناطقه [[آدمی]] هستند، [[اراده]] و فعل آنها به [[خدا]] نسبت داده میشود، همانگونه که فعل حواس بدنی به [[نفس]] ناطقه نسبت داده میشود. در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]] [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ}}<ref>«و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم» سوره زخرف، آیه ۵۵.</ref> آمده است که [[خداوند]] از [[تأسف]] و انزجار روحی همانند [[بشر]] پیراسته است، ولی اولیایی را آفریده است که این صفات را دارند و [[خداوند]] [[رضا]] و [[سخط]] آنان را [[رضا]] و [[سخط]] خود دانسته است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۴۴، کتاب التوحید، باب النوادر، ح۶.</ref>. بنابراین، وقتی گفته میشود "[[بدا]] لله"، در معنای [[بدا]] تجوزی نیست و مقصود تغییر در [[اراده]] و تصمیم است، ولی تجوز در اسناد است، زیرا تغییر در [[اراده]] برخی از مخلوقات [[خداوند]] است که از باب مجاز در اسناد، به [[خداوند]] نسبت داده میشود. وجه اینکه در برخی از گزارشهای [[پیامبران]] یا [[امامان]] [[بدا]] و تغییر رخ میدهد این است که در منشأ [[علم]] آنان از حوادث این [[جهان]] که همان [[نفوس]] سماویه و [[فرشتگان]] عمّاله است (کتاب محو و اثبات) تغییر حاصل شده است، یعنی [[پیامبر]] یا [[امام]] از طریق اتصال با عالم [[نفوس]] سماویه و [[ملائکه]] عمّاله از واقعهای [[آگاه]] میشود و از آن خبر میدهد و بار دیگر که به آن عالم متصل میشود، از تغییری که در آن رخ داده [[آگاه]] شده و مطابق آن خبر میدهد<ref>شرح اصول الکافی، ج۴، ص۱۸۸-۱۹۲؛ الحکمه المتعالیه، ج۶، ص۳۹۵-۳۹۹؛ علم الیقین، ج۱، ص۲۳۹-۲۴۴.</ref>. میتوان گفت: تغییر در [[نفوس]] سماویه و [[ملائکه]] عماله (کتاب محو و اثبات) [[بداء]] ثبوتی و تغییر در گزارش [[پیامبران]] و [[امامان]]، [[بداء]] اثباتی است<ref>[[ علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ]]، ج۲، ص ۶۰.</ref>. | ||
==بداء در فرهنگ شیعه== | ==بداء در فرهنگ شیعه== | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
*[[بداء]] از اختصاصات [[اعتقادی]] [[شیعه]] است که دورانهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذرانده، تا جایی که گاه همین [[اعتقاد]] موجب اتهاماتی مانند [[کفر]] و [[الحاد]] از سوی برخی [[مخالفان]] نسبت به [[شیعه]] شده است. | *[[بداء]] از اختصاصات [[اعتقادی]] [[شیعه]] است که دورانهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذرانده، تا جایی که گاه همین [[اعتقاد]] موجب اتهاماتی مانند [[کفر]] و [[الحاد]] از سوی برخی [[مخالفان]] نسبت به [[شیعه]] شده است. | ||
*با مطالعات و تحقیق در این حوزه، نکات قابل توجهی به دست میآید: | *با مطالعات و تحقیق در این حوزه، نکات قابل توجهی به دست میآید: | ||
*'''مطلب اول''' اینکه، [[بداء]] سه دوره [[تاریخی]] را به خود دیده است: [[دوران ظهور]] [[ائمه]]{{عم}} مبتنی بر [[روایات]]، دوره بعد در قرن چهارم مبتنی بر [[کلام]] [[عقلی]] و معتزلی و مرحله آخر را میتوان دوران گسترش [[فلسفه]] و رونق [[کلام | *'''مطلب اول''' اینکه، [[بداء]] سه دوره [[تاریخی]] را به خود دیده است: [[دوران ظهور]] [[ائمه]]{{عم}} مبتنی بر [[روایات]]، دوره بعد در قرن چهارم مبتنی بر [[کلام]] [[عقلی]] و معتزلی و مرحله آخر را میتوان دوران گسترش [[فلسفه]] و رونق [[کلام فلسفی]] دانست. البته میتوان قرن نهم به بعد را با توجه به مطالب پیش رو به عنوان دوره [[جدید]] اضافه نمود. | ||
*در دوره اول [[حقیقت]] [[بداء]] توسط علمای [[شیعه]] آن عصر که میتوان از مدرسه [[کوفه]] و [[قم]] نام برد، به خوبی ارائه و [[نگارش]] شد. در مرحله دوم با توجه به فاصله گرفتن از [[عصر حضور]] [[ائمه]] و فشار [[معتزله]] و نفوذ آنها در دربار آلبویه که اوج آن در مدرسه [[بغداد]] بود، مقداری با معنای [[حقیقی]] [[بداء]] فاصله ایجاد شد<ref>با توجه به اختلاف در این دو دوره است که میبینیم ابوالحسن اشعری در کتاب مقالات الاسلامیین میگوید: شیعه در بداء اختلاف دارد.</ref>؛ از جمله اینکه گاهی با معنای [[نسخ]] یکی انگاشته میشد<ref>حال آنکه تفاوت ماهوی بداء و نسخ در این است که نسخ مربوط به دو امر و دو زمان است، ولی بداء ناظر به یک پدیده است و در یک زمان رخ میدهد.</ref>. البته مسئله [[تقیه]] را نیز دراینباره نمیتوان نادیده گرفت. بعد از دوره [[بغداد]] تا قرن نهم دیگر [[مسئله بداء]] مطرح نمیشود<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹.</ref>. | *در دوره اول [[حقیقت]] [[بداء]] توسط علمای [[شیعه]] آن عصر که میتوان از مدرسه [[کوفه]] و [[قم]] نام برد، به خوبی ارائه و [[نگارش]] شد. در مرحله دوم با توجه به فاصله گرفتن از [[عصر حضور]] [[ائمه]] و فشار [[معتزله]] و نفوذ آنها در دربار آلبویه که اوج آن در مدرسه [[بغداد]] بود، مقداری با معنای [[حقیقی]] [[بداء]] فاصله ایجاد شد<ref>با توجه به اختلاف در این دو دوره است که میبینیم ابوالحسن اشعری در کتاب مقالات الاسلامیین میگوید: شیعه در بداء اختلاف دارد.</ref>؛ از جمله اینکه گاهی با معنای [[نسخ]] یکی انگاشته میشد<ref>حال آنکه تفاوت ماهوی بداء و نسخ در این است که نسخ مربوط به دو امر و دو زمان است، ولی بداء ناظر به یک پدیده است و در یک زمان رخ میدهد.</ref>. البته مسئله [[تقیه]] را نیز دراینباره نمیتوان نادیده گرفت. بعد از دوره [[بغداد]] تا قرن نهم دیگر [[مسئله بداء]] مطرح نمیشود<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹.</ref>. | ||
*ازاینرو باید از مرحوم ابنابیجمهور [[احسایی]] از عرفا و [[متکلمان]] برجسته [[شیعه]] یاد کرد که در قرن نهم پس از اینکه چندین قرن این مسئله به حاشیه رفته بود، ظاهراً ایشان بود که آن را دوباره برای اولینبار در کتاب [[عوالی]] اللئالی مطرح نمود؛ تا آنجا که طرح این مسئله توسط [[عالمان]] بعدی مانند [[میرداماد]] در نبراص الضیاء نیز با تأثر از ایشان بوده است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹-۵۰.</ref>. | *ازاینرو باید از مرحوم ابنابیجمهور [[احسایی]] از عرفا و [[متکلمان]] برجسته [[شیعه]] یاد کرد که در قرن نهم پس از اینکه چندین قرن این مسئله به حاشیه رفته بود، ظاهراً ایشان بود که آن را دوباره برای اولینبار در کتاب [[عوالی]] اللئالی مطرح نمود؛ تا آنجا که طرح این مسئله توسط [[عالمان]] بعدی مانند [[میرداماد]] در نبراص الضیاء نیز با تأثر از ایشان بوده است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹-۵۰.</ref>. | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
*تغییر [[قضا و قدر]] در این معنا و مفهوم، تغییر در عالم [[علوی]] و [[الواح]] و کتابهای ملکوتی و [[علم الهی]] به خود میگیرد. البته این سؤالات پیامد قهری [[مسئله بداء]] است: مگر ممکن است در [[علم]] [[خداوند]] بلندمرتبه تغییر و تبدیل پیدا شود؟ آیا [[حکم خداوند]] قابل نقض است؟ آیا دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد؟ جواب همه اینها مثبت است. [[خداوند]] [[علم]] قابل تغییر هم دارد. [[حکم خداوند]] قابل نقض است و دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد. [[نظام]] سفلی و مخصوصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، بلکه اختصاصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، میتواند عالم [[علوی]] را تکان بدهد و سبب تغییراتی در آن بشود، و این عالیترین شکل [[تسلط انسان بر سرنوشت]] است<ref>مطهری، تکامل اجتماعی انسان (هدف زندگی)، ص۱۶؛ همو، نبوت، ص۱۸۰ - ۱۷۹؛ همو، انسان و سرنوشت، ص۶۵ - ۶۴.</ref>. | *تغییر [[قضا و قدر]] در این معنا و مفهوم، تغییر در عالم [[علوی]] و [[الواح]] و کتابهای ملکوتی و [[علم الهی]] به خود میگیرد. البته این سؤالات پیامد قهری [[مسئله بداء]] است: مگر ممکن است در [[علم]] [[خداوند]] بلندمرتبه تغییر و تبدیل پیدا شود؟ آیا [[حکم خداوند]] قابل نقض است؟ آیا دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد؟ جواب همه اینها مثبت است. [[خداوند]] [[علم]] قابل تغییر هم دارد. [[حکم خداوند]] قابل نقض است و دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد. [[نظام]] سفلی و مخصوصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، بلکه اختصاصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، میتواند عالم [[علوی]] را تکان بدهد و سبب تغییراتی در آن بشود، و این عالیترین شکل [[تسلط انسان بر سرنوشت]] است<ref>مطهری، تکامل اجتماعی انسان (هدف زندگی)، ص۱۶؛ همو، نبوت، ص۱۸۰ - ۱۷۹؛ همو، انسان و سرنوشت، ص۶۵ - ۶۴.</ref>. | ||
*زیرا [[بداء]] تحت تأثیر دو عامل است: یکی [[اراده]] [[الله]] و دیگری [[اراده]] [[انسان]]. [[قضا]] یعنی عالم بالا و [[قدر]] یعنی عالم پایین، و [[اراده]] [[انسان]] میتواند در [[اراده]] غیر حتمی [[خدا]] تأثیر بگذارد؛ زیرا بنابر آنچه در [[روایات]] آمده، مراحل پنجگانهای از آغاز تا انجام یک فعل از سوی [[خدا]] وجود دارد: [[مشیت]]، [[اراده]]، تقدیر، [[قضا]] و [[امضا]]. تا قبل از [[امضا]] و قضای غیر حتمی، با عواملی مانند [[دعا]] و [[صدقه]] امکان نقض وجود دارد، اما وقتی [[امضا]] شد، دیگر قابل تغییر نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۵۱.</ref>. | *زیرا [[بداء]] تحت تأثیر دو عامل است: یکی [[اراده]] [[الله]] و دیگری [[اراده]] [[انسان]]. [[قضا]] یعنی عالم بالا و [[قدر]] یعنی عالم پایین، و [[اراده]] [[انسان]] میتواند در [[اراده]] غیر حتمی [[خدا]] تأثیر بگذارد؛ زیرا بنابر آنچه در [[روایات]] آمده، مراحل پنجگانهای از آغاز تا انجام یک فعل از سوی [[خدا]] وجود دارد: [[مشیت]]، [[اراده]]، تقدیر، [[قضا]] و [[امضا]]. تا قبل از [[امضا]] و قضای غیر حتمی، با عواملی مانند [[دعا]] و [[صدقه]] امکان نقض وجود دارد، اما وقتی [[امضا]] شد، دیگر قابل تغییر نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۵۱.</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{ | {{پانویس}} | ||