ارزش: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۲۲۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ سپتامبر ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'توجیح' به 'توجیه'
جز (جایگزینی متن - 'توجیح' به 'توجیه')
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۸: خط ۸:


=== تعریف ارزش ===
=== تعریف ارزش ===
واژه «ارزش» در [[زبان فارسی]] اسم مصدر ارزیدن و [[ارج]] گزاردن است که به معانی مختلفی به کار می‌رود. اهم این معانی عبارتند از: بها، ارز، قیمت، ارج، [[قدر]]، [[برازندگی]]، [[شایستگی]]، زیبندگی، قابلیت، [[استحقاق]]، اعتبار یک [[سند]] یا متاع و پولی که در سند نوشته شده است<ref>ر. ک: فرهنگ دهخدا و معین، ذیل واژه.</ref>.
واژه «ارزش» در زبان فارسی اسم مصدر ارزیدن و [[ارج]] گزاردن است که به معانی مختلفی به کار می‌رود. اهم این معانی عبارتند از: بها، ارز، قیمت، ارج، [[قدر]]، [[برازندگی]]، [[شایستگی]]، زیبندگی، قابلیت، [[استحقاق]]، اعتبار یک [[سند]] یا متاع و پولی که در سند نوشته شده است<ref>ر. ک: فرهنگ دهخدا و معین، ذیل واژه.</ref>.
تتبع در موارد استعمال واژه «ارزش» چنین نشان می‌دهد که این واژه در شاخه‌ها و قلمروهای مختلف، کاربردهای متعدد داشته و در معانی مختلفی به کار رفته است. این کاربرد متنوع و مختلف زمینه اختلاف‌نظر در خصوص مشترک لفظی (فقدان وجه جامع مشترک میان موارد اطلاق) یا مشترک [[معنوی]] بودن (وجود وجه جامع میان موارد کاربرد) این واژه را در میان [[اهل]] نظر فراهم ساخته است.
تتبع در موارد استعمال واژه «ارزش» چنین نشان می‌دهد که این واژه در شاخه‌ها و قلمروهای مختلف، کاربردهای متعدد داشته و در معانی مختلفی به کار رفته است. این کاربرد متنوع و مختلف زمینه اختلاف‌نظر در خصوص مشترک لفظی (فقدان وجه جامع مشترک میان موارد اطلاق) یا مشترک [[معنوی]] بودن (وجود وجه جامع میان موارد کاربرد) این واژه را در میان [[اهل]] نظر فراهم ساخته است.


خط ۵۴: خط ۵۴:
گفتنی است گرایش به یک ارزش نه لزوماً ناشی از یک حرکت صرفاً منطقی و [[عقلانی]] که همواره محصول ترکیبی از [[استدلال]]، [[شهود]] بی‌واسطه و کشش [[عاطفی]] است<ref>برای اطلاعات تکمیلی این بخش ر. ک: مهناز توکلی، ارزش‌ها: مفاهیم و ابزارهای سنجش، ص۱۳۳.</ref>. برخی نیز بر آنند که گرایش‌ها سطح نزدیک‌تر به رفتار را تشکیل می‌دهند و بعد انگیزشی در گرایش قوی‌تر از ارزش است<ref>فرامرز رفیع‌پور، توسعه و تضاد، ص۷.</ref>. [[ارتباط]] میان ارزش با خواست با میل نیز از جمله موضوع‌هایی است که معمولاً در ذیل بحث گرایش‌ها یا نیازها از آن سخن می‌رود<ref>ر. ک: محمد خلیفه عبداللطیف، بررسی روان‌شناختی تحول ارزش‌ها، ص۵۵-۵۸؛ هرمال گیلبرت، در اخلاق و اقتصاد، ص۱۵۸؛ سید احمد رهنمایی، درآمدی بر مبانی ارزش‌ها، ص۱۱۱-۱۳۳.</ref><ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۵۷.</ref>
گفتنی است گرایش به یک ارزش نه لزوماً ناشی از یک حرکت صرفاً منطقی و [[عقلانی]] که همواره محصول ترکیبی از [[استدلال]]، [[شهود]] بی‌واسطه و کشش [[عاطفی]] است<ref>برای اطلاعات تکمیلی این بخش ر. ک: مهناز توکلی، ارزش‌ها: مفاهیم و ابزارهای سنجش، ص۱۳۳.</ref>. برخی نیز بر آنند که گرایش‌ها سطح نزدیک‌تر به رفتار را تشکیل می‌دهند و بعد انگیزشی در گرایش قوی‌تر از ارزش است<ref>فرامرز رفیع‌پور، توسعه و تضاد، ص۷.</ref>. [[ارتباط]] میان ارزش با خواست با میل نیز از جمله موضوع‌هایی است که معمولاً در ذیل بحث گرایش‌ها یا نیازها از آن سخن می‌رود<ref>ر. ک: محمد خلیفه عبداللطیف، بررسی روان‌شناختی تحول ارزش‌ها، ص۵۵-۵۸؛ هرمال گیلبرت، در اخلاق و اقتصاد، ص۱۵۸؛ سید احمد رهنمایی، درآمدی بر مبانی ارزش‌ها، ص۱۱۱-۱۳۳.</ref><ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۵۷.</ref>
=== ارزش و [[عاطفه]] ===
=== ارزش و [[عاطفه]] ===
[[عواطف]] حالات انفعالی یا احساساتی مثبت و منفی هستند که از واکنش‌های [[شناختی]]، فیزیولوژیکی و [[رفتاری]] نسبت به رویدادهای مربوط به [[هدف‌ها]] یا [[انگیزه‌ها]] ترکیب یافته‌اند<ref>علی‌اکبر شعاری‌نژاد، نگاه نو به روان‌شناسی انسان سالم یا سری کوتاه در شخصیت انسان، ص۳۰۷.</ref>. تردیدی نیست که این حالات نقش محوری در [[اعمال]] و [[افکار]] ما ایفا می‌کنند. در [[زبان فارسی]] برای بیان هیجان‌ها و عواطف از کلمات متعددی همچون [[محبت]]، [[عشق]]، [[نفرت]]، [[غرور]]، [[خشم]]، [[عصبانیت]] و [[ترس]] استفاده می‌شود. عواطف نیز مانند بیشتر انگیزه‌ها غالباً از فرایندهای [[یادگیری]] و شناختی تأثیر می‌پذیرند. ارزش‌های پذیرفته شده در مواردی به مثابه محرک‌هایی در [[برانگیختن]] عواطف متناسب مؤثر واقع می‌شوند و در مواردی نیز عواطف در سوق‌یابی ما به پذیرش و [[التزام]] به ارزش‌های معین نقش انگیزشی و تحریکی ایفا می‌کنند. [[وابستگی]] عمیق به یک [[نظام ارزشی]]، به ویژه در صورتی که این [[نظام]] از پشتوانه‌ها و زیرساخت‌های [[معرفتی]] متقن، [[منطق]] توجیهی [[قوی]] و قدسیت [[دینی]] برخوردار باشد؛ تدریجاً از قلمرو [[ذهن]] به کانون [[دل]] و از حوزه [[شناخت]] به حوزه [[احساس]] [[نفوذ]] کرده و به [[عواطف]] و [[احساسات]] عمیق فرد گره می‌خورد. در چنین شرایطی معمولاً [[انگیزه]] و [[اشتیاق]] درونی وافری برای [[تمکین]] اقتضائات و الزام‌های متناسب با آن وجود دارد. باورمندی جدی و [[شور]] و اشتیاق درونی به ویژه اگر با [[ترغیب]] و [[تشویق]] بیرونی نیز توأم شود، افراد را به رفتارها و اقدام‌های فوق‌العاده‌ای که معمولاً در شرایط عادی کمتر احتمال وقوع دارد، ترغیب و تحریک می‌کند. علاوه اینکه، اعضای [[جامعه]] معمولاً برای ارزش‌هایی که نقش محوری و کانونی در [[نظام فرهنگی]] و [[اجتماعی]] و بالاتر از آن در [[هدف‌ها]] و غایت‌های متعالی ایفا می‌کنند، [[سرمایه‌گذاری]] [[عاطفی]] بیشتری می‌کنند و آگاهانه و ناآگاهانه تعلق خاطر عمیق‌تری نسبت بدان‌ها ابراز می‌کنند<ref>ر. ک: گی روشه، کنش اجتماعی، ص۸۱.</ref><ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۵۸.</ref>
[[عواطف]] حالات انفعالی یا احساساتی مثبت و منفی هستند که از واکنش‌های [[شناختی]]، فیزیولوژیکی و [[رفتاری]] نسبت به رویدادهای مربوط به [[هدف‌ها]] یا [[انگیزه‌ها]] ترکیب یافته‌اند<ref>علی‌اکبر شعاری‌نژاد، نگاه نو به روان‌شناسی انسان سالم یا سری کوتاه در شخصیت انسان، ص۳۰۷.</ref>. تردیدی نیست که این حالات نقش محوری در [[اعمال]] و [[افکار]] ما ایفا می‌کنند. در زبان فارسی برای بیان هیجان‌ها و عواطف از کلمات متعددی همچون [[محبت]]، [[عشق]]، [[نفرت]]، [[غرور]]، [[خشم]]، [[عصبانیت]] و [[ترس]] استفاده می‌شود. عواطف نیز مانند بیشتر انگیزه‌ها غالباً از فرایندهای [[یادگیری]] و شناختی تأثیر می‌پذیرند. ارزش‌های پذیرفته شده در مواردی به مثابه محرک‌هایی در [[برانگیختن]] عواطف متناسب مؤثر واقع می‌شوند و در مواردی نیز عواطف در سوق‌یابی ما به پذیرش و [[التزام]] به ارزش‌های معین نقش انگیزشی و تحریکی ایفا می‌کنند. [[وابستگی]] عمیق به یک [[نظام ارزشی]]، به ویژه در صورتی که این [[نظام]] از پشتوانه‌ها و زیرساخت‌های [[معرفتی]] متقن، [[منطق]] توجیهی [[قوی]] و قدسیت [[دینی]] برخوردار باشد؛ تدریجاً از قلمرو [[ذهن]] به کانون [[دل]] و از حوزه [[شناخت]] به حوزه [[احساس]] [[نفوذ]] کرده و به [[عواطف]] و [[احساسات]] عمیق فرد گره می‌خورد. در چنین شرایطی معمولاً [[انگیزه]] و [[اشتیاق]] درونی وافری برای [[تمکین]] اقتضائات و الزام‌های متناسب با آن وجود دارد. باورمندی جدی و [[شور]] و اشتیاق درونی به ویژه اگر با [[ترغیب]] و [[تشویق]] بیرونی نیز توأم شود، افراد را به رفتارها و اقدام‌های فوق‌العاده‌ای که معمولاً در شرایط عادی کمتر احتمال وقوع دارد، ترغیب و تحریک می‌کند. علاوه اینکه، اعضای [[جامعه]] معمولاً برای ارزش‌هایی که نقش محوری و کانونی در [[نظام فرهنگی]] و [[اجتماعی]] و بالاتر از آن در [[هدف‌ها]] و غایت‌های متعالی ایفا می‌کنند، [[سرمایه‌گذاری]] [[عاطفی]] بیشتری می‌کنند و آگاهانه و ناآگاهانه تعلق خاطر عمیق‌تری نسبت بدان‌ها ابراز می‌کنند<ref>ر. ک: گی روشه، کنش اجتماعی، ص۸۱.</ref><ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۵۸.</ref>
==== ارزش و [[هنجار]] ====
==== ارزش و [[هنجار]] ====
محوری‌ترین [[ارتباط]] در نسبت‌سنجی میان ارزش با مفاهیم ذی‌ربط که در حوزه کنش اجتماعی نمود برجسته دارد، رابطه میان ارزش و هنجار است. [[ارزش‌ها]] مبنای [[هنجارها]] (الگوها، مدل‌ها یا [[قواعد]] کنش مطلوب) شمرده می‌شوند. هر هنجار اجتماعی مقبول معمولاً با ارجاع به یک یا چند ارزش، موجودیت یافته و توجیه می‌شود. ارزش‌ها خود را از طریق هنجارها نمایان می‌سازند. هر هنجار معتبر به واقع یک ارزش تخصیص یافته و متعین است. به بیان دیگر، ارزش‌ها تصورات کلی و انتزاعی از ایدئال، کمال مطلوب‌ها و مطالبات اساسی‌اند. این مفاهیم و تصورات کلی هنگامی که بخواهند، تعین مصداقی یافته و به مثابه قواعد معیارین، رفتارها و کنش‌های درونی و بیرونی افراد را جهت دهند، به هنجار و قاعده تبدیل می‌شوند؛ برای نمونه، [[احترام]] به [[قانون]] یک ارزش است، اما توقف پشت چراغ قرمز یک هنجار. به تعبیر برخی جامعه‌شناسان، ارزش‌ها به سؤال «چه باید باشد» و هنجارها به سؤال «چه انجام شود» پاسخ می‌دهند<ref>مسعود چلبی، جامعه‌شناسی نظم، ص۵۷ و ۶۰.</ref>. به بیان دیگر، ارزش یعنی [[حکم]] به اینکه «الف درست است» مبنای [[هنجار]] «تو باید الف را انجام دهی» قرار می‌گیرد<ref>ن. ار پولانزاس، طبیعت اشیا و حنون، ص۷۳.</ref>. به بیان برخی: هنجار، [[قانون]]، قاعده یا اصلی است که [[هدف]] آن تنظیم [[رفتار]] بر اساس ارزش‌هاست. هنجار، کاربرد ارزش‌های معین است<ref>هانری مندراس و ژرژ گورویچ، مبانی جامعه‌شناسی، ص۱۷۶ و ۳۷۶.</ref>.
محوری‌ترین [[ارتباط]] در نسبت‌سنجی میان ارزش با مفاهیم ذی‌ربط که در حوزه کنش اجتماعی نمود برجسته دارد، رابطه میان ارزش و هنجار است. [[ارزش‌ها]] مبنای [[هنجارها]] (الگوها، مدل‌ها یا [[قواعد]] کنش مطلوب) شمرده می‌شوند. هر هنجار اجتماعی مقبول معمولاً با ارجاع به یک یا چند ارزش، موجودیت یافته و توجیه می‌شود. ارزش‌ها خود را از طریق هنجارها نمایان می‌سازند. هر هنجار معتبر به واقع یک ارزش تخصیص یافته و متعین است. به بیان دیگر، ارزش‌ها تصورات کلی و انتزاعی از ایدئال، کمال مطلوب‌ها و مطالبات اساسی‌اند. این مفاهیم و تصورات کلی هنگامی که بخواهند، تعین مصداقی یافته و به مثابه قواعد معیارین، رفتارها و کنش‌های درونی و بیرونی افراد را جهت دهند، به هنجار و قاعده تبدیل می‌شوند؛ برای نمونه، [[احترام]] به [[قانون]] یک ارزش است، اما توقف پشت چراغ قرمز یک هنجار. به تعبیر برخی جامعه‌شناسان، ارزش‌ها به سؤال «چه باید باشد» و هنجارها به سؤال «چه انجام شود» پاسخ می‌دهند<ref>مسعود چلبی، جامعه‌شناسی نظم، ص۵۷ و ۶۰.</ref>. به بیان دیگر، ارزش یعنی [[حکم]] به اینکه «الف درست است» مبنای [[هنجار]] «تو باید الف را انجام دهی» قرار می‌گیرد<ref>ن. ار پولانزاس، طبیعت اشیا و حنون، ص۷۳.</ref>. به بیان برخی: هنجار، [[قانون]]، قاعده یا اصلی است که [[هدف]] آن تنظیم [[رفتار]] بر اساس ارزش‌هاست. هنجار، کاربرد ارزش‌های معین است<ref>هانری مندراس و ژرژ گورویچ، مبانی جامعه‌شناسی، ص۱۷۶ و ۳۷۶.</ref>.
خط ۹۸: خط ۹۸:
==پیشینه تاریخی==
==پیشینه تاریخی==
===ارزش‌ها در مکاتب گوناگون===
===ارزش‌ها در مکاتب گوناگون===
[[جامعه‌شناسان]] به دلیل ابعاد کیفی و پیچیده مفهوم ارزش‌ها، از این اصطلاح تقسیم‌بندی‌های متعددی، چون مطلق و نسبی، [[ذهنی]] و عینی، ذاتی و عرضی، [[فرهنگی]]، [[اجتماعی]]، [[دینی]]، [[اخلاقی]]، [[حقوقی]]، سلبی و ایجابی به دست داده‌اند.<ref>نیک‌گهر، مبانی جامعه‌شناسی، ۲۱۱-۲۱۲؛ روابط عمومی، امام‌ خمینی و ارزش‌ها، ۱۵-۱۸.</ref> مکاتب از حیث نوع ارزش‌ها، [[قوانین]] حقوقی و انسانی، متنوع و متکثرند.<ref>مصباح یزدی، سلسله مباحث اسلام، ۳/۱۱-۱۲.</ref> در برخی مکاتب، ارزش‌ها بر [[تأمین منافع]] فردی و در برخی بر تأمین [[مصالح اجتماعی]] و [[عدالت]] [[استوار]] شده است.<ref>مصباح یزدی، سلسله مباحث اسلام، ۳/۱۲.</ref> [[لیبرالیسم]]، ملاک ارزش‌گذاری [[انسان]] را [[آزادی]] می‌داند<ref>مصباح یزدی، سلسله مباحث اسلام، ۳/۱۶-۱۷.</ref> و [[معتقد]] است انسان در پرتو آزادی می‌تواند [[خواسته‌ها]] و تمایلاتش را بشناسد و برای رسیدن به آنها تلاش کند. از دیدگاه این [[مکتب فکری]]، [[رشد]] انسان در جنبه‌های گوناگون شخصی، شخصیتی، فرهنگی، [[اقتصادی]] و اجتماعی در گرو دادن آزادی به اوست.<ref>حسینی بهشتی، بررسی و تحلیلی از جهاد، ۶۳.</ref> در [[مارکسیسم]]، بنا به [[قرائت]] [[اکثریت]]، ارزش‌ها بر پایه [[جبر]] و [[قضا و قدر]] جبری بنا شده است. این [[مکتب]]، [[جبر]] را مسلط بر [[اراده]] و [[معرفت]] انسان و محدود کننده آن دو و انسان را موجودی منفعل و بی‌تاثیر به شمار می‌آورد<ref>طبری، چند مسأله اجتماعی، ۴۲-۴۳؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲/۴۴۶-۴۷۲.</ref>؛ ولی در [[مکتب اسلام]]، انسان از هنگامی که متولد می‌شود، یک سلسله ارزش‌های عالی و متعالی را به صورت بالقوه در درون خود دارد<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۳/۴۹۲.</ref>؛ در عین حال انسان از دید اسلام، [[آزاد]]، مختار، [[مسئول]] و [[حاکم]] بر [[سرنوشت]] خویش است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲/۸۵.</ref> و [[ارزش]] و منزلتش در [[سایه]] [[بندگی]] و [[اطاعت خدا]] نمایان می‌شود<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۳/۴۸۶.</ref>.<ref>[[منیره طبرسی |طبرسی، منیره]]، [[ارزش‌ها (مقاله)|مقاله «ارزش‌ها»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۱، ص ۶۲۲ - ۶۲۸.</ref>
==عوامل تأمین‌کننده==
==عوامل تأمین‌کننده==
==عوامل تهدیدکننده==
==عوامل تهدیدکننده==
== مصادیق ارزش ==
=== ارزش [[اقتصادی]] ===
ارزش اقتصادی عبارت است از ارجی که در یک مادّه معاشی وجود دارد، و پولی که برای یک امر مادی یا [[معنوی]] نظیر [[تعلیم]]، و یا یک امر [[هنری]] مثل خواندن، اعتبار می‌شود<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۶۲.</ref>.
=== ارزش [[تاریخ]] ===
ارزش تاریخ، یعنی ارزش [[شناخت]] سرگذشت [[جامعه بشر]]<ref>فلسفه تاریخ، جلد اول، ص۱۳.</ref>.
=== ارزش [[جهان‌بینی علمی]] ===
ارزش جهان‌بینی علمی، ارزش [[علمی]] و فنی است نه نظری. آنچه می‌تواند تکیه‌گاه یک [[ایدئولوژی]] قرارگیرد ارزش نظری است نه عملی. ارزش نظری [[علم]] در این است که واقعیّت [[جهان]] همان‌گونه باشد که علم در آیینه خود ارائه می‌دهد. ارزش عملی و فنی آن این است که علم خواه آنکه واقعیّت‌نما باشد و یا نباشد، در عمل به [[انسان]] [[توانایی]] ببخشد و مثمر ثمر بوده باشد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۸۰.</ref>.
=== ارزش عملی ===
ارزش عملی معنایش این است که کار نداریم کدامیک از [[عقاید]] مطابق با [[حقیقت]] و [[واقعیت]] است، [بلکه بدنبال آن هستیم که] در عمل کدام‌یک از [[عقاید]] برای [[بشر]] مفیدتر است؟ آیا آن [[عقیده]] برای بشر نافع‌تر و مفیدتر است یا این عقیده، و یا از این جهت فرقی ندارند<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۲۵.</ref>؟
=== ارزش عملی علم ===
یعنی توانایی علم در توانا ساختن انسان بر تصرّف و تسلّط بر [[طبیعت]] و [[تغییر]] آن مطابق دلخواه<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۱.</ref>.
=== ارزش نظری عقیده ===
ارزش نظری یک عقیده یعنی [[میزان]] انطباق آن عقیده با حقیقت و واقعیت. ارزش نظری یک نظریه [[فلسفی]] یا [[اجتماعی]] یا جهانی و غیره، یعنی آیا این نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد؟ راه دریافت اینکه یک نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد در مواردی تجربه و [[آزمایش]] و [[مشاهده]] است و در مواردی استدلال‌های [[عقلانی]]<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۲۵.</ref>.
=== ارزش نظری علم ===
ارزش نظری، یعنی توانایی علم در ارائه واقعیت هستی آنچنان‌که هست<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۱.</ref>.
=== ارزش واقعی و مبادله‌ای ===
مقصود از ارزش واقعی چیزهایی است که برای [[زندگی]] انسان ضروری است، ولی قابل [[مالکیّت]] و مبادله نیستند. ارزش مبادله‌ای، اشیائی است که برای انسان مفید است و قابل مالکیّت و [[نقل]] و انتقال می‌باشد و دست انسان در تهیه آن به‌کار افتاده است<ref>مسأله ربا، ص۱۰۳.</ref>.
=== ارزش و مالیّت ===
ارزش و مالیّت، و هم‌چنین مراتب ارزش، نه ذاتی اشیاء است، به معنی اینکه یک صفت واقعی شیء فی‌نفسه و قطع‌نظر از [[انسان]] باشد، و نه اعتباری است، به معنی اینکه قراردادی محض باشد و با حالت واقعی اشیاء بی‌ارتباط باشد؛ بلکه صفتی است که از طرفی با حالت واقعی شیء مربوط است، یعنی با خاصیت [[تکوینی]] اشیاء به حسب جنس و ماهیّت و یا به حسب صفت عرضی یا عارضی آنها مربوط است و اشیاء به‌واسطه اثری که بر آنها مترتّب است دارای ارزش می‌شوند (نه به واسطه عملی که در ایجاد آنها صورت گرفته است)، و از طرف دیگر با انسان مرتبط است، یعنی [[ارتباط]] با انسان است که منشأ انتزاع این صفت می‌شود. از این‌نظر، ارزش، نظیر مفید بودن و یا [[ملایمت]] است که یک صفت اضافی است، ولی در عین‌حال، عین مفیدبودن و ملایمت نیست، زیرا مفیدبودن و ملایمت با انسان، قابل کم و بیش شدن و بالا و پایین رفتن نیست. اما ارزش این‌طور نیست، ارزش، قیمت، مالیّت و بها -یا هرچه دیگر اسم بگذاریم- نوساناتی پیدا می‌کند و مسلّماً این نوسانات مربوط به مفیدبودن نیست. [[درجه]] مفیدبودن نوسان پیدا نمی‌کند<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۱۶.</ref>.
=== [[ارزش‌های انسانی]] ===
ارزش‌های انسانی، یعنی امور [[انسانی]] غیرمادی<ref>انسان کامل، ص۱۹۴.</ref>. آدم‌بودن به یک سلسله صفات و [[اخلاق]] و معانی‌ای است که انسان به موجب آنها انسان است و ارزش و [[شخصیت]] پیدا می‌کند. امروزه همین اموری که به انسان ارزش و شخصیت می‌دهند و اگر نباشند انسان با حیوان تفاوتی ندارد، به‌نام ارزش‌های انسانی اصطلاح شده است<ref>انسان کامل، ص۷۰.</ref>.
=== [[ارزش‌های واقعی]] و اعتباری ===
چیزهائی که علت ارزش‌داشتن و مقدار ارزش‌شان، منفعتی است که انسان می‌برد یا به قول امروزی‌ها کاری است که روی آن صورت گرفته، دارای ارزش واقعی هستند. بعضی چیزها را هم می‌گویند ارزش آنها فقط قراردادی و اعتباری است و واقعاً آن‌قدر ارزش را که اعتبار کرده‌اند ندارند<ref>مسأله ربا، ص۷۶.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۸-۸۲.</ref>


== ارزش از نگاهی توصیفی ==
== ارزش از نگاهی توصیفی ==
خط ۱۷۴: خط ۱۵۱:


تردیدی نیست که همواره میان سطوح [[عینی]] و متحقق یک ارزش با سطح یا سطوح آرمانی و آرزویی آن فاصله و شکاف بعضاً پر ناشدنی وجود دارد. [[امید]] به تحقق همین سطوح آرمانی است که [[روح]] تکاپوگری مستمر را در [[انسان]] زنده نگاه داشته است. گفتنی است برخی [[اندیشمندان]]، [[احکام]] پنج‌گانه [[فقهی]] ([[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]]، [[مکروه]] و [[مباح]]) را در حوزه ارزش‌ها و اعمال اخلاقی نیز ساری و جاری می‌دانند که بالطبع ارزش‌های خنثی را نیز شامل می‌گردد<ref>توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی - دینی در قرآن، ص۲۳.</ref><ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۵.</ref>
تردیدی نیست که همواره میان سطوح [[عینی]] و متحقق یک ارزش با سطح یا سطوح آرمانی و آرزویی آن فاصله و شکاف بعضاً پر ناشدنی وجود دارد. [[امید]] به تحقق همین سطوح آرمانی است که [[روح]] تکاپوگری مستمر را در [[انسان]] زنده نگاه داشته است. گفتنی است برخی [[اندیشمندان]]، [[احکام]] پنج‌گانه [[فقهی]] ([[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]]، [[مکروه]] و [[مباح]]) را در حوزه ارزش‌ها و اعمال اخلاقی نیز ساری و جاری می‌دانند که بالطبع ارزش‌های خنثی را نیز شامل می‌گردد<ref>توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی - دینی در قرآن، ص۲۳.</ref><ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۵.</ref>
=== مصادیق ارزش ===
==== ارزش [[اقتصادی]] ====
ارزش اقتصادی عبارت است از ارجی که در یک مادّه معاشی وجود دارد، و پولی که برای یک امر مادی یا [[معنوی]] نظیر [[تعلیم]]، و یا یک امر [[هنری]] مثل خواندن، اعتبار می‌شود<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۶۲.</ref>.
==== ارزش [[تاریخ]] ====
ارزش تاریخ، یعنی ارزش [[شناخت]] سرگذشت [[جامعه بشر]]<ref>فلسفه تاریخ، جلد اول، ص۱۳.</ref>.
=== ارزش [[جهان‌بینی علمی]] ===
ارزش جهان‌بینی علمی، ارزش [[علمی]] و فنی است نه نظری. آنچه می‌تواند تکیه‌گاه یک [[ایدئولوژی]] قرارگیرد ارزش نظری است نه عملی. ارزش نظری [[علم]] در این است که واقعیّت [[جهان]] همان‌گونه باشد که علم در آیینه خود ارائه می‌دهد. ارزش عملی و فنی آن این است که علم خواه آنکه واقعیّت‌نما باشد و یا نباشد، در عمل به [[انسان]] [[توانایی]] ببخشد و مثمر ثمر بوده باشد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۸۰.</ref>.
==== ارزش عملی ====
ارزش عملی معنایش این است که کار نداریم کدامیک از [[عقاید]] مطابق با [[حقیقت]] و [[واقعیت]] است، [بلکه بدنبال آن هستیم که] در عمل کدام‌یک از [[عقاید]] برای [[بشر]] مفیدتر است؟ آیا آن [[عقیده]] برای بشر نافع‌تر و مفیدتر است یا این عقیده، و یا از این جهت فرقی ندارند<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۲۵.</ref>؟
==== ارزش عملی علم ====
یعنی توانایی علم در توانا ساختن انسان بر تصرّف و تسلّط بر [[طبیعت]] و [[تغییر]] آن مطابق دلخواه<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۱.</ref>.
==== ارزش نظری عقیده ====
ارزش نظری یک عقیده یعنی [[میزان]] انطباق آن عقیده با حقیقت و واقعیت. ارزش نظری یک نظریه [[فلسفی]] یا [[اجتماعی]] یا جهانی و غیره، یعنی آیا این نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد؟ راه دریافت اینکه یک نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد در مواردی تجربه و [[آزمایش]] و [[مشاهده]] است و در مواردی استدلال‌های [[عقلانی]]<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۲۵.</ref>.
==== ارزش نظری علم ====
ارزش نظری، یعنی توانایی علم در ارائه واقعیت هستی آنچنان‌که هست<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۱.</ref>.
==== ارزش واقعی و مبادله‌ای ====
مقصود از ارزش واقعی چیزهایی است که برای [[زندگی]] انسان ضروری است، ولی قابل [[مالکیّت]] و مبادله نیستند. ارزش مبادله‌ای، اشیائی است که برای انسان مفید است و قابل مالکیّت و [[نقل]] و انتقال می‌باشد و دست انسان در تهیه آن به‌کار افتاده است<ref>مسأله ربا، ص۱۰۳.</ref>.
==== ارزش و مالیّت ====
ارزش و مالیّت، و هم‌چنین مراتب ارزش، نه ذاتی اشیاء است، به معنی اینکه یک صفت واقعی شیء فی‌نفسه و قطع‌نظر از [[انسان]] باشد، و نه اعتباری است، به معنی اینکه قراردادی محض باشد و با حالت واقعی اشیاء بی‌ارتباط باشد؛ بلکه صفتی است که از طرفی با حالت واقعی شیء مربوط است، یعنی با خاصیت [[تکوینی]] اشیاء به حسب جنس و ماهیّت و یا به حسب صفت عرضی یا عارضی آنها مربوط است و اشیاء به‌واسطه اثری که بر آنها مترتّب است دارای ارزش می‌شوند (نه به واسطه عملی که در ایجاد آنها صورت گرفته است)، و از طرف دیگر با انسان مرتبط است، یعنی [[ارتباط]] با انسان است که منشأ انتزاع این صفت می‌شود. از این‌نظر، ارزش، نظیر مفید بودن و یا [[ملایمت]] است که یک صفت اضافی است، ولی در عین‌حال، عین مفیدبودن و ملایمت نیست، زیرا مفیدبودن و ملایمت با انسان، قابل کم و بیش شدن و بالا و پایین رفتن نیست. اما ارزش این‌طور نیست، ارزش، قیمت، مالیّت و بها -یا هرچه دیگر اسم بگذاریم- نوساناتی پیدا می‌کند و مسلّماً این نوسانات مربوط به مفیدبودن نیست. [[درجه]] مفیدبودن نوسان پیدا نمی‌کند<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۱۶.</ref>.
==== [[ارزش‌های انسانی]] ====
ارزش‌های انسانی، یعنی امور [[انسانی]] غیرمادی<ref>انسان کامل، ص۱۹۴.</ref>. آدم‌بودن به یک سلسله صفات و [[اخلاق]] و معانی‌ای است که انسان به موجب آنها انسان است و ارزش و [[شخصیت]] پیدا می‌کند. امروزه همین اموری که به انسان ارزش و شخصیت می‌دهند و اگر نباشند انسان با حیوان تفاوتی ندارد، به‌نام ارزش‌های انسانی اصطلاح شده است<ref>انسان کامل، ص۷۰.</ref>.
==== [[ارزش‌های واقعی]] و اعتباری ====
چیزهائی که علت ارزش‌داشتن و مقدار ارزش‌شان، منفعتی است که انسان می‌برد یا به قول امروزی‌ها کاری است که روی آن صورت گرفته، دارای ارزش واقعی هستند. بعضی چیزها را هم می‌گویند ارزش آنها فقط قراردادی و اعتباری است و واقعاً آن‌قدر ارزش را که اعتبار کرده‌اند ندارند<ref>مسأله ربا، ص۷۶.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۸-۸۲.</ref>


== فواید و کارکردها ==
== فواید و کارکردها ==
خط ۲۲۸: خط ۲۳۰:


== ضمانت اجرای ارزش‌ها ==
== ضمانت اجرای ارزش‌ها ==
هر [[جامعه]] برای عینیت‌یابی [[نظام ارزشی]] غالب و دارای [[مقبولیت]] همگانی یا اکثری، معمولاً مقدمات و تمهیداتی را متناسب با شرایط و امکانات خویش [[تدارک]] دیده و پشتوانه‌ها و ضمانت‌های اجرایی لازم را برای تحقق‌یابی و جلوه‌نمایی آنها در ساحت‌های مختلف [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] و [[الزام]] [[قاطع]] همگان به رعایت باورمندانه و خودجوش آنها فراهم می‌سازد. چنین بسترهایی مستقیم و غیرمستقیم، زمینه تداوم، تعمیق، تثبیت، انتشار و انتقال میان نسلی ارزش‌ها را تضمین می‌کنند. درونی شدن و پیوند خوردن آنها با ساختار وجودی افراد از طریق فرایند مستمر [[جامعه‌پذیری]] و [[تعلیم و تربیت]] اجتماعی، تأمین پشتوانه‌های [[معرفتی]] و توجیحی لازم برای باوراندن و متقاعد ساختن عموم به اهمیت، [[ضرورت]]، مطلوبیت و [[کارایی]] آنها در [[نظام اجتماعی]]، حصول [[عادت]] در پرتو الزام به رعایت مستمر آنها، ارجاعات جمعی، فشار هنجاری، انتظارات همگانی، حساسیت [[افکار]] عمومی و [[وجدان]] جمعی، نهادی شدن و تثبیت نسبی از طریق پیوند خوردن به بافت اجتماعی، [[نظارت]] و کنترل عوامل رسمی و غیررسمی، تعیین پاداش‌ها و تنبیه‌های رسمی و غیررسمی، هزینه‌بر بودن [[مخالفت]] و [[سرپیچی]] و... بخشی از این عوامل و راهکارها محسوب می‌شوند<ref>ر. ک: پیتر ورسلی، نظم اجتماعی، ص۷۲.</ref>.
هر [[جامعه]] برای عینیت‌یابی [[نظام ارزشی]] غالب و دارای [[مقبولیت]] همگانی یا اکثری، معمولاً مقدمات و تمهیداتی را متناسب با شرایط و امکانات خویش [[تدارک]] دیده و پشتوانه‌ها و ضمانت‌های اجرایی لازم را برای تحقق‌یابی و جلوه‌نمایی آنها در ساحت‌های مختلف [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] و [[الزام]] [[قاطع]] همگان به رعایت باورمندانه و خودجوش آنها فراهم می‌سازد. چنین بسترهایی مستقیم و غیرمستقیم، زمینه تداوم، تعمیق، تثبیت، انتشار و انتقال میان نسلی ارزش‌ها را تضمین می‌کنند. درونی شدن و پیوند خوردن آنها با ساختار وجودی افراد از طریق فرایند مستمر [[جامعه‌پذیری]] و [[تعلیم و تربیت]] اجتماعی، تأمین پشتوانه‌های [[معرفتی]] و توجیهی لازم برای باوراندن و متقاعد ساختن عموم به اهمیت، [[ضرورت]]، مطلوبیت و [[کارایی]] آنها در [[نظام اجتماعی]]، حصول [[عادت]] در پرتو الزام به رعایت مستمر آنها، ارجاعات جمعی، فشار هنجاری، انتظارات همگانی، حساسیت [[افکار]] عمومی و [[وجدان]] جمعی، نهادی شدن و تثبیت نسبی از طریق پیوند خوردن به بافت اجتماعی، [[نظارت]] و کنترل عوامل رسمی و غیررسمی، تعیین پاداش‌ها و تنبیه‌های رسمی و غیررسمی، هزینه‌بر بودن [[مخالفت]] و [[سرپیچی]] و... بخشی از این عوامل و راهکارها محسوب می‌شوند<ref>ر. ک: پیتر ورسلی، نظم اجتماعی، ص۷۲.</ref>.


نظام‌های ارزشی منبعث از [[ادیان الهی]] یا مورد [[تأیید]] آنها، علاوه بر عوامل فوق که تقریباً در همه [[جوامع]] عمومیت دارند؛ از عوامل تقویت کننده [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] دیگری نیز که بالطبع افزایش [[میزان]] [[التزام]] به رعایت آنها را موجب می‌شود، برخوردارند؛ برای نمونه، در [[اسلام]] [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و [[نظارت]] و اشراف دقیق او بر همه ساحت‌های وجودی [[انسان]]، اعتقاد به [[حیات اخروی]] و [[حسابرسی]] دقیق [[اعمال]]، اعتقاد به [[برتری]] و جایگزین‌ناپذیری [[ارزش‌های دینی]]، [[خوف]] از [[ابتلا]] به پیامدهای وضعی [[دنیوی]] و [[اخروی]] [[سرپیچی]]، خوف از [[محروم]] شدن از نتیجه‌های محتمل مترتب بر عمل به [[ارزش‌ها]]، وجود نظام‌های کنترلی و نظارتی عام نظیر [[ارشاد]] و [[هدایت]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، خوف از طردشدن از [[جامعه]] [[مؤمنان]]، تنبیه‌ها و مجازات‌های رسمی تعیین شده در قالب حدود و تعزیرات و... نیز زمینه جدی‌تری برای اجرایی شدن هرچه بیشتر ارزش‌ها و التزام مؤمنان به رعایت آنها در عرصه‌های مختلف فردی و اجتماعی را فراهم می‌سازد.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۶۸.</ref>
نظام‌های ارزشی منبعث از [[ادیان الهی]] یا مورد [[تأیید]] آنها، علاوه بر عوامل فوق که تقریباً در همه [[جوامع]] عمومیت دارند؛ از عوامل تقویت کننده [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] دیگری نیز که بالطبع افزایش [[میزان]] [[التزام]] به رعایت آنها را موجب می‌شود، برخوردارند؛ برای نمونه، در [[اسلام]] [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و [[نظارت]] و اشراف دقیق او بر همه ساحت‌های وجودی [[انسان]]، اعتقاد به [[حیات اخروی]] و [[حسابرسی]] دقیق [[اعمال]]، اعتقاد به [[برتری]] و جایگزین‌ناپذیری [[ارزش‌های دینی]]، [[خوف]] از [[ابتلا]] به پیامدهای وضعی [[دنیوی]] و [[اخروی]] [[سرپیچی]]، خوف از [[محروم]] شدن از نتیجه‌های محتمل مترتب بر عمل به [[ارزش‌ها]]، وجود نظام‌های کنترلی و نظارتی عام نظیر [[ارشاد]] و [[هدایت]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، خوف از طردشدن از [[جامعه]] [[مؤمنان]]، تنبیه‌ها و مجازات‌های رسمی تعیین شده در قالب حدود و تعزیرات و... نیز زمینه جدی‌تری برای اجرایی شدن هرچه بیشتر ارزش‌ها و التزام مؤمنان به رعایت آنها در عرصه‌های مختلف فردی و اجتماعی را فراهم می‌سازد.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۶۸.</ref>
خط ۲۵۸: خط ۲۶۰:
{{فضیلت}}
{{فضیلت}}


[[رده:ارزش]]
[[رده:اصطلاحات اسلامی]]
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
{{ارزش‌های اجتماعی}}
{{ارزش‌های اجتماعی}}
۲۲۶٬۵۶۶

ویرایش