←وفات ربیع
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
درباره عبادتهای [[ربیع]]، مطالب بسیار گفته شده که برخی از آنها به صورت افسانه میباشد. اینک توجه شما را به چند نمونه که مورد [[پذیرش]] است، جلب میکنیم: | درباره عبادتهای [[ربیع]]، مطالب بسیار گفته شده که برخی از آنها به صورت افسانه میباشد. اینک توجه شما را به چند نمونه که مورد [[پذیرش]] است، جلب میکنیم: | ||
# [[ربیع]] در [[خانه]] خود قبری حفر نموده بود و هرگاه در درون خود [[لغزش]] و [[قساوت قلب]] میدید، وارد آن [[قبر]] میشد و مدت مدیدی در آن میخوابید و چون مردگانی که از خدای خود میخواهند که آنان را به زندگانی [[دنیوی]] بازگرداند تا این بار بیندیشند و به [[درستی]] عمل کنند، او نیز چنین میکرد و میگفت: {{متن قرآن|رَبِّ ارْجِعُونِ}}<ref>«پروردگارا! مرا باز گردانید!» سوره مؤمنون، آیه ۹۹.</ref> {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهادهام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref>. [[ربیع]] هم چنان در [[قبر]] خوابیده بود [[آیه]] {{متن قرآن|رَبِّ ارْجِعُونِ}} را بارها تکرار میکرد و در پایان خطاب به ضمیر و نفس خود میگفت: «ای [[ربیع]]، دعایت راپذیرفتم و تو را به زندگانی دنیویات بازگرداندیم، پس عمل کن و مافات را جبران نما»<ref>{{عربی|يا ربيع، قد رجعناك فاعمل}}؛ اعیان الشیعه، ج۶،ص۴۵۶.</ref>؛ | # [[ربیع]] در [[خانه]] خود قبری حفر نموده بود و هرگاه در درون خود [[لغزش]] و [[قساوت قلب]] میدید، وارد آن [[قبر]] میشد و مدت مدیدی در آن میخوابید و چون مردگانی که از خدای خود میخواهند که آنان را به زندگانی [[دنیوی]] بازگرداند تا این بار بیندیشند و به [[درستی]] عمل کنند، او نیز چنین میکرد و میگفت: {{متن قرآن|رَبِّ ارْجِعُونِ}}<ref>«پروردگارا! مرا باز گردانید!» سوره مؤمنون، آیه ۹۹.</ref> {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهادهام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref>. [[ربیع]] هم چنان در [[قبر]] خوابیده بود [[آیه]] {{متن قرآن|رَبِّ ارْجِعُونِ}} را بارها تکرار میکرد و در پایان خطاب به ضمیر و نفس خود میگفت: «ای [[ربیع]]، دعایت راپذیرفتم و تو را به زندگانی دنیویات بازگرداندیم، پس عمل کن و مافات را جبران نما»<ref>{{عربی|يا ربيع، قد رجعناك فاعمل}}؛ اعیان الشیعه، ج۶،ص۴۵۶.</ref>؛ | ||
# [[ربیع]] همواره کاغذی جلوی روی خود میگذاشت و هرچه را در روز میگفت بر آن مینوشت. [[شب]] که میشد خود را به [[محاکمه]] میکشید و خوبی و [[بدی]] که گفته بود ار روی کاغذ بررسی میکرد و بعد میگفت:«آه آنان که ساکت بودند، [[نجات]] یافتند» <ref>{{عربی|آه نجا الصامتون}}</ref>. | # [[ربیع]] همواره کاغذی جلوی روی خود میگذاشت و هرچه را در روز میگفت بر آن مینوشت. [[شب]] که میشد خود را به [[محاکمه]] میکشید و خوبی و [[بدی]] که گفته بود ار روی کاغذ بررسی میکرد و بعد میگفت: «آه آنان که ساکت بودند، [[نجات]] یافتند» <ref>{{عربی|آه نجا الصامتون}}</ref>. | ||
# در [[نقل]] دیگری است که: [[ربیع]] دائماً [[کاغذ و قلم]] در [[دست]] داشت و صبح تا [[مغرب]] هرکاری که میکرد و یا میگفت، در آن مینوشت و چون [[شب]] میشد بعد از [[نماز]] عشاء، در نوشته نگاه میکرد اگر کار خوبی کرده بود، [[شکرگزار]] بود و اگر کار [[بدی]] آنجام داده بود، [[توبه]] میکرد و میگفت: «آه [[راست گویان]] [[نجات]] یافتند و من به واسطه عملم در [[عذاب]] افتادم»<ref>{{عربی|آه نجا الصادقون وانا وقعت فی العذاب بعملی}}؛ اعیان الشیعه، ج۶،ص ۴۵۶ وسفینه البحار، ج۱ عنوان ربیع، ص۵۰۶.</ref>. | # در [[نقل]] دیگری است که: [[ربیع]] دائماً [[کاغذ و قلم]] در [[دست]] داشت و صبح تا [[مغرب]] هرکاری که میکرد و یا میگفت، در آن مینوشت و چون [[شب]] میشد بعد از [[نماز]] عشاء، در نوشته نگاه میکرد اگر کار خوبی کرده بود، [[شکرگزار]] بود و اگر کار [[بدی]] آنجام داده بود، [[توبه]] میکرد و میگفت: «آه [[راست گویان]] [[نجات]] یافتند و من به واسطه عملم در [[عذاب]] افتادم»<ref>{{عربی|آه نجا الصادقون وانا وقعت فی العذاب بعملی}}؛ اعیان الشیعه، ج۶،ص ۴۵۶ وسفینه البحار، ج۱ عنوان ربیع، ص۵۰۶.</ref>. | ||
# از [[شیخ بهائی]] در کشکول [[نقل]] میکند: شخصی به [[ربیع]] گفت: هیچ گاه ندیدم که [[عیب]] کسی را بگویی؟ [[ربیع]] گفت: من هنوز از نفس خود [[راضی]] نیستم، تا از خود فارغ شوم و به [[عیب]] دیگران بپردازم. سپس این [[شعر]] را خواند: «بر نفس خود میگریم و برای غیر نمیگریم و به خاطر خودم از غیر خود مشغول نمیشوم»<ref>{{عربی|لنفسی ابکی لست ابکی لغیرها لنفسی فی نفسی عن الناس شاغل}}</ref>. | # از [[شیخ بهائی]] در کشکول [[نقل]] میکند: شخصی به [[ربیع]] گفت: هیچ گاه ندیدم که [[عیب]] کسی را بگویی؟ [[ربیع]] گفت: من هنوز از نفس خود [[راضی]] نیستم، تا از خود فارغ شوم و به [[عیب]] دیگران بپردازم. سپس این [[شعر]] را خواند: «بر نفس خود میگریم و برای غیر نمیگریم و به خاطر خودم از غیر خود مشغول نمیشوم»<ref>{{عربی|لنفسی ابکی لست ابکی لغیرها لنفسی فی نفسی عن الناس شاغل}}</ref>. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
چون خبر [[شهادت امام حسین]] {{ع}} به سال ۶۱ [[هجری]] را به [[ربیع]] دادند، چون در [[سکوت]] بیست ساله به سر میبرد، همگان در این لحظه با خود گفتند که: [[ربیع]] با [[آگاهی]] از [[شهادت]] [[حضرت]] [[ابا عبدالله الحسین]] {{ع}} حتماً لب به سخن خواهد گشود، ولی [[ربیع]] با شنیدن این خبر مولمه چیزی نگفت فقط نظاره کرد و حرفی نزد تا نفر دوم که خبر داد باز چیزی نگفت؛ اما نفر سوم که خبر [[شهادت]] [[حضرت حسین]] {{ع}} را داد، [[ربیع]] شروع به [[گریستن]] کرد، بعد این جمله را گفت: {{متن قرآن|اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}}<ref>«خداوندگارا! ای پدیدآورنده آسمانها و زمین! دانای پنهان و آشکار! تویی که میان بندگانت در آنچه اختلاف میورزیدند داوری میکنی» سوره زمر، آیه ۴۶.</ref> سپس [[سکوت]] کرد تا از [[دنیا]] رفت<ref>اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۵۶.</ref>. | چون خبر [[شهادت امام حسین]] {{ع}} به سال ۶۱ [[هجری]] را به [[ربیع]] دادند، چون در [[سکوت]] بیست ساله به سر میبرد، همگان در این لحظه با خود گفتند که: [[ربیع]] با [[آگاهی]] از [[شهادت]] [[حضرت]] [[ابا عبدالله الحسین]] {{ع}} حتماً لب به سخن خواهد گشود، ولی [[ربیع]] با شنیدن این خبر مولمه چیزی نگفت فقط نظاره کرد و حرفی نزد تا نفر دوم که خبر داد باز چیزی نگفت؛ اما نفر سوم که خبر [[شهادت]] [[حضرت حسین]] {{ع}} را داد، [[ربیع]] شروع به [[گریستن]] کرد، بعد این جمله را گفت: {{متن قرآن|اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}}<ref>«خداوندگارا! ای پدیدآورنده آسمانها و زمین! دانای پنهان و آشکار! تویی که میان بندگانت در آنچه اختلاف میورزیدند داوری میکنی» سوره زمر، آیه ۴۶.</ref> سپس [[سکوت]] کرد تا از [[دنیا]] رفت<ref>اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۵۶.</ref>. | ||
به [[نقلی]] همین که [[ربیع]] از [[شهادت]] [[حضرت امام حسین]] {{ع}} و اصحابش [[آگاه]] شد، آهی از [[دل]] کشید و چنین گفت:«آیا به [[راستی]] [[یزیدیان]] چنین کردند، آیا کسی را به [[قتل]] رساندند که [[رسول خدا]] {{صل}} او را در آغوش خود مینشانید و بر لبانش بوسه میزد؟!»<ref>اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۵۶.</ref>. | به [[نقلی]] همین که [[ربیع]] از [[شهادت]] [[حضرت امام حسین]] {{ع}} و اصحابش [[آگاه]] شد، آهی از [[دل]] کشید و چنین گفت: «آیا به [[راستی]] [[یزیدیان]] چنین کردند، آیا کسی را به [[قتل]] رساندند که [[رسول خدا]] {{صل}} او را در آغوش خود مینشانید و بر لبانش بوسه میزد؟!»<ref>اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۵۶.</ref>. | ||
و به قول [[ابن جوزی]] در تذکرة الخواص، [[ربیع]] گفت: آنها جوانانی را به [[شهادت]] رساندند که اگر [[رسول خدا]] آنان را میدید، هم دوستشان میداشت و هم با [[دست]] خود به آنان [[غذا]] میخوراند و نیز آنان را روی زانوی خود مینشاند<ref>{{عربی|لقد قتلوا فتیة لو رآهم رسول الله {{صل}} الأحبهم أطعمهم بیده و أجلسهم علی فخذه}}؛ اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۵۶.</ref>. | و به قول [[ابن جوزی]] در تذکرة الخواص، [[ربیع]] گفت: آنها جوانانی را به [[شهادت]] رساندند که اگر [[رسول خدا]] آنان را میدید، هم دوستشان میداشت و هم با [[دست]] خود به آنان [[غذا]] میخوراند و نیز آنان را روی زانوی خود مینشاند<ref>{{عربی|لقد قتلوا فتیة لو رآهم رسول الله {{صل}} الأحبهم أطعمهم بیده و أجلسهم علی فخذه}}؛ اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۵۶.</ref>. | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
== [[وفات]] ربیع == | == [[وفات]] ربیع == | ||
قول [[قوی]] این است که [[وفات]] او در [[خراسان]] به سال ۶۲ یا ۷۰ [[هجری]] بوده ودر همان جا به [[خاک]] سپرده شده است و [[مقبره]] او حدود یک فرسخ از [[مشهد]] فاصله دارد، بر [[مدفن]] او گنبدی بنا شده است و [[اهل]] آن دیار و حتی برخی از زائرین [[مرقد مطهر | قول [[قوی]] این است که [[وفات]] او در [[خراسان]] به سال ۶۲ یا ۷۰ [[هجری]] بوده ودر همان جا به [[خاک]] سپرده شده است و [[مقبره]] او حدود یک فرسخ از [[مشهد]] فاصله دارد، بر [[مدفن]] او گنبدی بنا شده است و [[اهل]] آن دیار و حتی برخی از زائرین [[مرقد مطهر امام رضا]] {{ع}} [[قبر]] او را که معروف به [[خواجه ربیع]] است [[زیارت]] میکنند<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۵۱۷.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||