ارتداد: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۷: خط ۳۷:
## '''[[بلوغ]] نکاح:''' آن است که شخص بر زناشویی [[توانایی]] یابد. از این رو، احتلام فعلی شرط نیست <ref>التبیان‌، ۳/ ۱۱۶.</ref>.
## '''[[بلوغ]] نکاح:''' آن است که شخص بر زناشویی [[توانایی]] یابد. از این رو، احتلام فعلی شرط نیست <ref>التبیان‌، ۳/ ۱۱۶.</ref>.
## '''[[بلوغ]] [[حلم]]:''' مراد آن است که شخص دچار احتلام گردد.
## '''[[بلوغ]] [[حلم]]:''' مراد آن است که شخص دچار احتلام گردد.
## '''[[بلوغ]] أشد:''' در این باره میان [[فقها]] [[اختلاف]] درگرفته است. برخی آن را [[کمال عقل]] دانسته‌اند <ref>التبیان‌، ۷/ ۲۹۲.</ref> و برخی، [[بلوغ]] رشد شمرده و گفته‌اند: [[بلوغ]] اشد عبارت از [[بلوغ]] نکاح و رشد است و هنگام آن غالباً هیجده سالگی است<ref>المیزان‌، ۷/ ۳۷۶.</ref>. برخی دیگر تعریفی دیگر آورده‌اند: [[بلوغ]] اشد آن است که [[انسان]] از نظر قوای جسمانی به حد کمال برسد و هنگام آن، غالباً هیجده سالگی است<ref>تفسیر نمونه‌، ۱۶/ ۳۹.</ref>. [[بلوغ]] [[حلم]] هنگامی است که [[انسان]] برای ورود بر والدین می‌باید [[اذن]] گیرد. با [[بلوغ]] اشد، [[مرحله کودکی]] پایان می‌پذیرد و تصرفات [[مالی]] با این [[بلوغ]] روا می‌گردد.
## '''[[بلوغ]] أشد:''' در این باره میان [[فقها]] [[اختلاف]] درگرفته است. برخی آن را [[کمال عقل]] دانسته‌اند <ref>التبیان‌، ۷/ ۲۹۲.</ref> و برخی، [[بلوغ]] رشد شمرده و گفته‌اند: [[بلوغ]] اشد عبارت از [[بلوغ]] نکاح و رشد است و هنگام آن غالباً هیجده سالگی است<ref>المیزان‌، ۷/ ۳۷۶.</ref>. برخی دیگر تعریفی دیگر آورده‌اند: [[بلوغ]] اشد آن است که [[انسان]] از نظر قوای جسمانی به حد کمال برسد و هنگام آن، غالباً هیجده سالگی است<ref>تفسیر نمونه‌، ۱۶/ ۳۹.</ref>. [[بلوغ]] [[حلم]] هنگامی است که [[انسان]] برای ورود بر والدین می‌باید [[اذن]] گیرد. با [[بلوغ]] اشد، مرحله کودکی پایان می‌پذیرد و تصرفات [[مالی]] با این [[بلوغ]] روا می‌گردد.
# '''[[عقل]]:''' [[شیعه]] و [[سنی]] بر این شرط متفق‌اند. ارتداد دیوانه و مست پذیرفته نیست؛ زیرا [[عقل]] به ویژه در امور [[اعتقادی]] از شرطهای بنیادی است<ref>تحریر، ۲/ ۴۴۵.</ref>.
# '''[[عقل]]:''' [[شیعه]] و [[سنی]] بر این شرط متفق‌اند. ارتداد دیوانه و مست پذیرفته نیست؛ زیرا [[عقل]] به ویژه در امور [[اعتقادی]] از شرطهای بنیادی است<ref>تحریر، ۲/ ۴۴۵.</ref>.
# '''[[اختیار]]:''' در برابر [[اجبار]] و [[اضطرار]] است. [[شیعیان]] بر این شرط [[اتفاق نظر]] دارند. اگر کسی را مجبور به [[کفر]] کنند و از روی اکراه [[کفر]] بگوید، گفتارش لغو و بیهوده شمرده می‌شود<ref>شرایع الاسلام‌، ۴/ ۹۶۲؛ المبسوط السلسلة الینابیع الفقهیة، ۳۱/ ۱۸۰؛ الخلاف‌، همان، ۳۱/ ۶۶.</ref>.
# '''[[اختیار]]:''' در برابر [[اجبار]] و [[اضطرار]] است. [[شیعیان]] بر این شرط [[اتفاق نظر]] دارند. اگر کسی را مجبور به [[کفر]] کنند و از روی اکراه [[کفر]] بگوید، گفتارش لغو و بیهوده شمرده می‌شود<ref>شرایع الاسلام‌، ۴/ ۹۶۲؛ المبسوط السلسلة الینابیع الفقهیة، ۳۱/ ۱۸۰؛ الخلاف‌، همان، ۳۱/ ۶۶.</ref>.
# '''قصد:''' کسی که سخن [[کفرآمیز]] بر زبان می‌آورد، باید با قصد و انگیزه و [[علم]] به معانی، آنها را به زبان آورد. اگر در حال [[خواب]]، بیهوشی و حتی [[خشم]]، [[کفر]] بگوید، نمی‌توان او را [[مرتد]] دانست<ref>تحریر الوسیلة، ۲/ ۴۴۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱؛ [[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>.
# '''قصد:''' کسی که سخن [[کفرآمیز]] بر زبان می‌آورد، باید با قصد و انگیزه و [[علم]] به معانی، آنها را به زبان آورد. اگر در حال [[خواب]]، بیهوشی و حتی [[خشم]]، [[کفر]] بگوید، نمی‌توان او را [[مرتد]] دانست<ref>تحریر الوسیلة، ۲/ ۴۴۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱؛ [[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>.
== اسباب ارتداد ==
== اسباب ارتداد ==
فقها بر این نکته [[اتفاق نظر]] دارند که [[کفر]] ـ یعنی [[انکار]] [[خدا]] یا وحدانیّت یا [[نبوت]]<ref>یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱/۱۳۸-۱۳۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸.</ref>، یا حکمی از [[احکام]] [[ضروری دین]] که مستلزم انکار خدا، [[توحید]] یا نبوت باشد ـ موجب ارتداد است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸؛ امام‌ خمینی، الطهاره، ۱/۲۱۶.</ref>. به [[باور]] برخی، ضروری دین آن دسته از مسایل غیر نظری‌اند که در ضروری‌ بودن آنها تردیدی نیست. اگر [[مکلف]] این دسته از مسائل را یا حتی مسایل نظری‌ای را که [[یقین]] به ضروری‌ بودن آنها دارد انکار کند، موجب ارتدادش خواهد شد<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶-۴۷.</ref>.
فقها بر این نکته [[اتفاق نظر]] دارند که [[کفر]] ـ یعنی [[انکار]] [[خدا]] یا وحدانیّت یا [[نبوت]]<ref>یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱/۱۳۸-۱۳۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸.</ref>، یا حکمی از [[احکام]] [[ضروری دین]] که مستلزم انکار خدا، [[توحید]] یا نبوت باشد ـ موجب ارتداد است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸؛ امام‌ خمینی، الطهاره، ۱/۲۱۶.</ref>. به [[باور]] برخی، ضروری دین آن دسته از مسایل غیر نظری‌اند که در ضروری‌ بودن آنها تردیدی نیست. اگر [[مکلف]] این دسته از مسائل را یا حتی مسایل نظری‌ای را که [[یقین]] به ضروری‌ بودن آنها دارد انکار کند، موجب ارتدادش خواهد شد<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶-۴۷.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش