بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = دین مسیحیت | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = دین مسیحیت | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
اصطلاح «orthodoxy» از ریشه «orthodox» میباشد که از دو کلمه | اصطلاح «orthodoxy» از ریشه «orthodox» میباشد که از دو کلمه یونانی «orthos» به معنی «درست» و «doxa» به معنی «[[عقیده]]» ترکیب یافته است. کلمه ارتدکس را میتوان «راستدین»، «راستکیش»، «درستدین» و نظایر آن معنا کرد و مقصود از آن [[اصول عقاید]] صحیح و نخستین یک [[دین]] است و در مقابل این [[عقاید]]، [[بدعتها]] قرار دارد. همچنین، اصطلاح ارتدکسی یا راستدینی در [[مسیحیت]]، آن نوع مسیحیتی است که بیشتر [[مسیحیان]] به آن [[معتقد]] هستند و در اعتقادنامهها و بیانیههای رسمی گروههای [[مسیحی]] نوشته شده است. در واقع، یک رشته از عقاید اساسی مسیحی که صرف نظر از [[اختلافات]] فرقهای غالب مسیحیان آن را پذیرفتهاند<ref>هوردرن، ویلیام، راهنمای الهیات پروتستان، ترجمه طاطاوس میکائلیان، ص۷-۸.</ref>. | ||
به بیان دیگر، مقصود از راستدین یا ارتدکس آن است که شخص یا گروه همان [[اعتقادی]] را داشته باشد و در همان مسیر و خط سیری قرار که مؤسس دین آن را ترسیم کرده است<ref>گریدی، جوان. اُ، مسیحیت و بدعتها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی، ص۱۲.</ref>. البته اصطلاح ارتدکسی در معانی دیگری نیز به کار رفته است که مهمترین آنها عبارت است از: | به بیان دیگر، مقصود از راستدین یا ارتدکس آن است که شخص یا گروه همان [[اعتقادی]] را داشته باشد و در همان مسیر و خط سیری قرار که مؤسس دین آن را ترسیم کرده است<ref>گریدی، جوان. اُ، مسیحیت و بدعتها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی، ص۱۲.</ref>. البته اصطلاح ارتدکسی در معانی دیگری نیز به کار رفته است که مهمترین آنها عبارت است از: | ||
#شکلهایی از مسیحیت که در روسیه و یونان | # شکلهایی از مسیحیت که در روسیه و یونان نفوذ کامل و در مقابل آن دو نوع دیگر از مسیحیت یعنی [[کاتولیک]] و [[پروتستان]] قرار دارد: | ||
#به معنای جنبشی در [[آیین]] پروتستان، به ویژه در اواخر [[قرن]] شانزده و اوایل قرن هفده میلادی که «[[پیروان]] ا» تعریف [[اعتقادات]] را امری ضروری میدانستند<ref>گراث، آلیسترمک، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ص۵۲۳.</ref>. | # به معنای جنبشی در [[آیین]] پروتستان، به ویژه در اواخر [[قرن]] شانزده و اوایل قرن هفده میلادی که «[[پیروان]] ا» تعریف [[اعتقادات]] را امری ضروری میدانستند<ref>گراث، آلیسترمک، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ص۵۲۳.</ref>. | ||
بعد از شکلگیری مسیحیت [[انحرافات]] و بدعتهایی در اعتقادات این دین روی داد و مسیحیت برای مقابله با این بدعتها به پاخاست و موضع راست [[دینی]] خود را مستحکم کرد و به این منظور اعتقادنامههایی نوشته شد که در اغلب [[کلیساها]] خوانده میشد و [[هدف]] اصلی این کار [[تکذیب]] عقاید بدعتآمیز بود و این اعتقادنامهها دربردارنده اعتقاداتی بود که هر مسیحی باید به آنها معتقد و [[وفادار]] باشد. | بعد از شکلگیری مسیحیت [[انحرافات]] و بدعتهایی در اعتقادات این دین روی داد و مسیحیت برای مقابله با این بدعتها به پاخاست و موضع راست [[دینی]] خود را مستحکم کرد و به این منظور اعتقادنامههایی نوشته شد که در اغلب [[کلیساها]] خوانده میشد و [[هدف]] اصلی این کار [[تکذیب]] عقاید بدعتآمیز بود و این اعتقادنامهها دربردارنده اعتقاداتی بود که هر مسیحی باید به آنها معتقد و [[وفادار]] باشد. | ||
مهمترین و معروفترین اعتقادنامه، اعتقادنامه [[رسولان]] است که سه بخش اصلی درباره [[خدا]]، [[عیسی مسیح]] و [[روحالقدس]] دارد<ref>گراث، آلیسترمک، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ص۵۵-۵۶.</ref>. این اعتقادنامه در مرحله اول [[ایمان]] به «خدای | مهمترین و معروفترین اعتقادنامه، اعتقادنامه [[رسولان]] است که سه بخش اصلی درباره [[خدا]]، [[عیسی مسیح]] و [[روحالقدس]] دارد<ref>گراث، آلیسترمک، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ص۵۵-۵۶.</ref>. این اعتقادنامه در مرحله اول [[ایمان]] به «خدای قادر مطلق، [[خالق]] [[آسمانها]] و [[زمین]]» را [[تأیید]] و با این [[اعتقاد]] [[شر]] بودن [[جهان]] مخلوق را رد میکند و میخواهد بگوید؛ این جهان مادی [[نیکو]] و برای استفاده و بهرهمندی [[انسان]] شایسته و مناسب است. در مرحله بعد ایمان به «پسر یگانه او، [[خداوند]] ما [[عیسی مسیح]] که به واسطه [[روح القدس]] در رحم قرار گرفت و از [[مریم]] باکره متولد شد و در [[حکومت]] پنطیوس پیلاطس درد و [[رنج]] کشید و مصلوب شده، مرد» تأکید میکند. گرچه طبق این اعتقادنامه، [[مسیح]]{{ع}} دارای [[مقام]] الوهیت شناخته شده است، ولی کلیسا در کنار اعتقاد به الوهیت مسیح به [[انسانیت]] کامل او [[معتقد]] بود<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۱۵-۱۶.</ref>؛ البته این مسئله بحثهایی را به دنبال داشت که چگونه ممکن است [[عیسی]] هم دارای مقام الوهیت و هم یک انسان باشد و چگونه ممکن است خدای [[ابدی]] و کامل و تغییرناپذیر محدودیتهای [[انسانی]] را به خود بگیرد! از نظر بسیاری از اندیشمندان، این امری غیر ممکن به نظر میرسید<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۰.</ref>. سپس، امپراتور قسطنطنین در سال ۳۲۵م در [[شهر]] نیقیه با حضور ۳۱۸ اسقف شورایی تشکیل داد که در آن به همذات بودن مسیح با خدای پدر رأی داده شد و مخالفان این اعتقاد [[ملعون]] شمرده شدند. در این [[شورا]] اعتقادنامهای به نام اعتقادنامه نیقیه، صادر و در آن برای نخستین بار در یک سند رسمی بر مسئله [[تثلیث]] تأکید شد<ref>دانستن، جی. لسلی، آئین پروتستان، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی، ص۱۶.</ref>. | ||
ما به [[خدای یگانه]] ایمان داریم؛ به خدای قادر مطلق، آفریننده همه چیزهای دیدنی و نادیدنی و به یک خداوندگار، عیسی مسیح پسرخدا، به وجود آمده از ذات پدر. [[خدا]] از خدا، [[نور]] از نور، خدای [[حقیقی]] از خدای حقیقی، به وجود آمده و نه [[آفریده]] شده؛ همذات با پدر. به واسطه او همه موجودات آفریده شدند؛ همه موجوداتی که در [[آسمانها]] و زمیناند. او به خاطر ما [[انسانها]] و برای [[نجات]] و [[رستگاری]] ما از [[آسمان]] فرود آمد، جسم گردید و [[انسان]] شد. او [[رنج]] کشید و [[روز]] سوم برخاست و به [[آسمانها]] صعود کرد. او برای [[داوری]] زندگان و [[مردگان]] مجدداً بازخواهد گشت و نیز به [[روح القدس]] [[ایمان]] داریم. کلیسای کاتولیک و [[رسولان]] کسانی را که سخنان زیر را میگویند، [[لعنت]] میکند: «زمانی بوده است که پسر وجود نداشته است»، «او وجود نداشته و بعد به وجود آمده است»؛ «او از نیستی به وجود آمده است» و نیز کسانی را لعنت میکند که بر این باورند که وجود او از ماهیت یا وجودی به جز ماهیت یا وجود پدر ناشی شده است و یا اینکه او تغییرپذیر بوده و در معرض [[دگرگونی]] و تبدیل است<ref>لین، تونی، تاریخ تفکر مسیحی، ترجمه روبرت آسریان، ص۵۱.</ref>. | |||
امپراتور تئودوسیوس که شدیداً از اعتقادنامه نیقیه حمایت میکرد، در سال ۳۸۱م شورای [[قسطنطنیه]] را تشکیل داد و در آنجا مصوبات شورای نیقیه با ارتدکسی یا راستدینی مساوی دانسته و اعلام شد که کلیسای [[مسیحیان]] طرفدار [[تثلیث]] است؛ در نتیجه، ارتدکسیِ تثلیثی تنها [[دین]] رسمی امپراتوری شد که در آن، [[اعتقاد]] به یک خدای پدر و پسر و روح القدس با شأنی مساوی در تثلیث وجود داشت<ref>مسیحیت و بدعتها، ص۱۵۴-۱۵۵.</ref>. | |||
این فشارهای [[حکومتی]] درباره [[عقاید دینی]] و در مقابل آن ظهور رویکردهای ضد اقتدارگرایانه در عصر جدید موجب شده که واژه ارتدکسی تقریباً معادل «[[عقیده]] جزمی که با اقتداری قهرآمیز بر [[مردمان]] [[تحمیل]] شده است» تلقی شود؛ بنابراین، ولتر بوئر (۱۸۷۷-۱۹۶۰) [[معتقد]] است، ارتدکسی نتیجه [[قدرت]] روزافزون رم بود که به شکلی گسترده دیدگاههای خود را بر دیگران تحمیل میکرد و در مقابل از اصطلاح «[[بدعت]]» برای اشاره به دیدگاههای مخالف خود بهره میبرد<ref>درسنامه الهیات مسیحی، ص۲۹۴ و ۲۹۶.</ref>. | این فشارهای [[حکومتی]] درباره [[عقاید دینی]] و در مقابل آن ظهور رویکردهای ضد اقتدارگرایانه در عصر جدید موجب شده که واژه ارتدکسی تقریباً معادل «[[عقیده]] جزمی که با اقتداری قهرآمیز بر [[مردمان]] [[تحمیل]] شده است» تلقی شود؛ بنابراین، ولتر بوئر (۱۸۷۷-۱۹۶۰) [[معتقد]] است، ارتدکسی نتیجه [[قدرت]] روزافزون رم بود که به شکلی گسترده دیدگاههای خود را بر دیگران تحمیل میکرد و در مقابل از اصطلاح «[[بدعت]]» برای اشاره به دیدگاههای مخالف خود بهره میبرد<ref>درسنامه الهیات مسیحی، ص۲۹۴ و ۲۹۶.</ref>. | ||
[[اعتقاد]] مهم دیگر راستدینی [[مسیحی]] موضوع | بزرگترین پدر ارتدکسی دینیِ [[مسیحی]] در مغربزمین، آگوستین قدیس (٣۵۴-۴٣٠م) و یکی از مهمترین نظرات او که به راستدینی مسیحی وارد شد، اعتقاد به «[[گناه]] نخستین» بود. او معتقد بود، [[حضرت آدم]] در [[بهشت]] بود ولی نمیخواست به [[خدا]] متکی باشد و بنابراین، [[فریب]] مار را خورد و به این [[گمان]] که در صورت خوردن از میوه ممنوعه مانند [[خدا]] خواهد شد، از آن میوه خورد و در نتیجه از [[بهشت]] رانده شد و این [[گناه]] او به [[فرزندان]] او انتقال یافت؛ چراکه هر نسلی از طریق رابطه جنسی به وجود میآید؛ پس، طبق دیدگاه [[مسیحیت]] راستدین [[انسان]] نخستین ([[آدم]]) از [[آزادی اراده]] که [[بخشش الهی]] بود، بر ضد خود استفاده کرد و تمام [[فرزندان]] خود را با خود به [[سقوط]] کشاند و برای [[رهایی]] از این [[گناه]]، [[مسیح]] فرستاده شد تا انسان را به وضع نخستین خودش برگرداند<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۱-۲۲.</ref>. | ||
[[اعتقاد]] مهم دیگر راستدینی [[مسیحی]] موضوع کفاره گناهان است. برخلاف [[مذاهب]] دیگر که معتقدند انسان باید خودش [[کفاره]] گناهانش را بدهد، مسیحیت [[تعلیم]] اینگونه میدهد که [[خداوند]] برای کفاره گناهان [[بشر]] کاری کرده و آن [[قربانی کردن]] [[عیسی مسیح]] است تا با این کار بین [[خدا]] و انسان [[آشتی]] برقرار شود. | |||
[[معتقد]] به راستدینی در [[مذهب]] [[پروتستان]] درباره کفاره گناهان معتقد است، انسان جنایاتی انجام داده بود که میبایست به خاطر آنها [[مجازات]] شود، ولی [[عیسی]]{{ع}} جای ما را گرفت و به جای ما مجازات شد<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۴، ۲۵ و ۲۷.</ref>. | [[معتقد]] به راستدینی در [[مذهب]] [[پروتستان]] درباره کفاره گناهان معتقد است، انسان جنایاتی انجام داده بود که میبایست به خاطر آنها [[مجازات]] شود، ولی [[عیسی]]{{ع}} جای ما را گرفت و به جای ما مجازات شد<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۴، ۲۵ و ۲۷.</ref>. | ||
پس از شکلگیری [[نهضت]] | در سال ١۶٠٠م نوعی [[مکتب]] [[افراطی]] پروتستان پدید آمد که به ارتدکسی مسیحی حمله کرد؛ این گروه [[کتاب مقدس]] را میپذیرفتند ولی آن را بینقص نمیدانستند و اشتباهات زیادی در آن میدیدند و به نظر آنها هر چه که مخالف [[عقل]] و یا مخالف منطق معمولی و یا از نظر [[اخلاقی]] بیفایده باشد، [[الهام الهی]] نیست و بر همین اساس، آنها بسیاری از داستانهای کتاب مقدس را رد میکردند. | ||
آنها اعتقاد به [[تثلیث]] را مردود میدانستند و الوهیت عیسی را نمیپذیرفتند؛ گرچه او را انسان [[برتر]] میدانستند. همچنین آنها اعتقاد به گناه نخستین را خلاف عقل و اعتقاد به گناه ارثی را خلاف منطق میدانستند؛ چون بدون [[خطا]] کردن، گناهی وجود ندارد و اگر ما قبل از زاده شدن خطاکار باشیم، باید قبل از تولدمان گناه کرده باشیم و این امری محال است. به اعتقاد آنها اینکه عیسی{{ع}} مجازات [[گناهان]] ما را متحمل شده باشد، خلاف اخلاق و احمقانه و مجازات شخصی به جای شخص دیگر مخالف [[عدالت]] است. از نظر این [[مکتب]]، [[مجازات]] و [[پاداش الهی]] در [[جهان آخرت]] بر اساس [[اطاعت]] کردن یا نکردن [[انسان]] از [[تعالیم اخلاقی]] [[مسیح]] خواهد بود<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۳۵.</ref>. | |||
پس از شکلگیری [[نهضت]] اصلاح دینی در غرب درباره [[اعتقادات]] بسیاری از [[مصلحان]] ارتدکسی ولی در [[قرن]] هیجدهم که ظهور [[عقلگرایی]] در غرب است، این اعتقادات به شدت با حمله عقلگراها رو به رو شد و همزمان با این حملات عقلگراها، علوم طبیعی نیز [[پیشرفت]] کرد و بحثهای زیادی درباره تعارضات و تضاد موجود بین [[علم و دین]] صورت میگرفت؛ لذا مارکس [[معتقد]] بود، [[دین]] از موانع ایجاد [[جامعه]] بهتر در [[جهان]] است چون در آن به [[مردم]] [[وعده]] [[زندگی]] بهتر در [[بهشت]] داده میشود و به همین دلیل مردم بر ضد کسانی که در [[دنیا]] آنها را [[استثمار]] میکنند، [[قیام]] نمیکنند و حتی برخی معتقد بودند که راستدینی، [[دشمن]] [[امید]] [[انسان]] برای داشتن یک زندگی بهتر است<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۲۹-۳۲.</ref>. | |||
با اینکه دین بهطور کلی و راستدینی [[مسیحی]] بهطور خاص با حمله جهان غیرمذهبی روبهرو در داخل [[مسیحیت]] نیز به راستدینی مسیحی حمله شد و در نتیجه در پایان قرن نوزده [[شاهد]] بروز و [[تفرقه]] شدیدی در ارتدکس مسیحی هستیم؛ ولی با [[جنگ]] جهانی اول ارتدکسی توانست خودش را از این وضعیت [[نجات]] دهد و با نیروی جدیدی به فعالیت بپردازد<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۴۴-۴۵.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[ارتدکسی (مقاله)|مقاله «ارتدکسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۸۴.</ref> | با اینکه دین بهطور کلی و راستدینی [[مسیحی]] بهطور خاص با حمله جهان غیرمذهبی روبهرو در داخل [[مسیحیت]] نیز به راستدینی مسیحی حمله شد و در نتیجه در پایان قرن نوزده [[شاهد]] بروز و [[تفرقه]] شدیدی در ارتدکس مسیحی هستیم؛ ولی با [[جنگ]] جهانی اول ارتدکسی توانست خودش را از این وضعیت [[نجات]] دهد و با نیروی جدیدی به فعالیت بپردازد<ref>راهنمای الهیات پروتستان، ص۴۴-۴۵.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[ارتدکسی (مقاله)|مقاله «ارتدکسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۸۴.</ref> | ||
| خط ۳۱: | خط ۴۰: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:مسیحیت]] | ||