حقوق مجرم: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۷٬۸۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ اکتبر ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = جرم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== مطالعه تاریخ گذشته و حال جوامع بشری، بیان‌گر آن است که جامعه بدون جرم و انحراف از آرمان‌ها و آرزوی‌های جوامع بشری و انسان‌ها در همه اعصار و...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۲: خط ۹۲:


نکته بسیار حایز توجه در این [[کلام]] این است که هر چند ممکن است برای کسانی [[مجازات]]، ابزاری برای [[حفظ]] سلطنت و [[مقام]] باشد، از دیدگاه [[اسلامی]] هیچ‌گاه چنین تصویری از مجازات در کار نیست و مجازات تنها در پرتو اهداف عالی و ارزشی است که معنا و مفهوم و جایگاه خود را باز می‌یابد. حال باید دید که با توجه به این مبانی، [[امام علی]]{{ع}} چه روش‌هایی را در برخورد با [[مجرمان]] در پیش می‌گرفته است و آیا روش‌های مواجهه حضرت با مجرمان با این مبانی همخوانی دارد.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۶۵.</ref>
نکته بسیار حایز توجه در این [[کلام]] این است که هر چند ممکن است برای کسانی [[مجازات]]، ابزاری برای [[حفظ]] سلطنت و [[مقام]] باشد، از دیدگاه [[اسلامی]] هیچ‌گاه چنین تصویری از مجازات در کار نیست و مجازات تنها در پرتو اهداف عالی و ارزشی است که معنا و مفهوم و جایگاه خود را باز می‌یابد. حال باید دید که با توجه به این مبانی، [[امام علی]]{{ع}} چه روش‌هایی را در برخورد با [[مجرمان]] در پیش می‌گرفته است و آیا روش‌های مواجهه حضرت با مجرمان با این مبانی همخوانی دارد.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۶۵.</ref>
==روش‌های برخورد امام علی{{ع}} با مجرمان==
اکنون نگاهی گذرا به نمونه‌هایی از روش‌های برخورد امام علی{{ع}} با مجرمان خواهیم داشت. بدون [[شک]] روش‌های مواجهه [[امام]] منحصر به این موارد نیست و با استقصای کامل می‌توان موارد و روش‌های دیگری را نیز در رویه و [[سیره عملی]] آن حضرت یافت.
===صرف‌نظر کردن از مجازات مجرم===
از جالب‌ترین روش‌های برخورد امام علی{{ع}} با مجرمان این است که امام در برخی از جرایم که [[میزان]] و اجرای مجازات بنا به صلاحدید [[حاکم شرع]] است، از اجرای مجازات به سبب ویژگی مثبتی که در مجرم وجود داشته صرف نظر کرده است؛ البته آن ویژگی مثبت نباید ارثی باشد، بلکه با [[کوشش]] مجرم به دست آمده باشد. طبیعی است که این امر، علاوه بر آن‌که نوعی [[ترحم]] و ارفاق در [[حق مجرم]] به [[حساب]] می‌آید، خود، به نوعی زمینه را برای [[تشویق]] و [[ترغیب]] او و دیگران به تحصیل هرچه بیش‌تر [[فضایل]] و نیکویی‌ها فراهم می‌آورد. افزون بر این، به سبب آن‌که این روش، امتنانی از جانب [[حاکم]] و [[دستگاه قضایی]] به مجرم به شمار می‌آید، تصور و پندار و نگرش مثبتی را در او درباره [[قاضی]] فراهم می‌آورد و او را متفطن این نکته می‌سازد که دستگاه قضایی دستگاهی نیست که همواره در [[فکر]] [[انتقام]] و حذف و طرد مجرمان باشد، بلکه حقیقتاً [[اصلاح]] و بازپروری مجرمان و [[پیشگیری]] از جرایم را مدنظر دارد. همچنین این روش، مجرم را متوجه ویژگی‌های مثبت خود می‌کند؛ ویژگی‌هایی که خود در به دست آوردن آنها سهیم بوده است و لااقل در این لحظه، به کار او آمده است. بدون شک، [[ترغیبی]] که در افراد به کسب [[رفتارها]] و خصایص [[نیکو]] به وجود می‌آید، آنها را به سوی انجام رفتارهای مثبت می‌کشاند و از این طریق از انجام [[افعال]] [[ناشایست]] بازمی‌دارد؛ بگذریم که انجام افعال [[نیک]]، زمینه را برای [[تهذیب]] و [[پاکی]] نفس آنان آماده می‌سازد. از این نمونه برخوردها می‌توان به مورد زیر اشاره کرد:
نقل شده است که شخصی نزد [[امام]] [[اقرار]] به [[سرقت]] کرد. امام از وی پرسید: آیا می‌توانی [[قرآن]] بخوانی؟! [[مجرم]] پاسخ داد: آری، [[سوره بقره]] را می‌دانم. حضرت فرمود: دست تو را به سوره بقره بخشیدم<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص۱۲۹.</ref>! آن‌چه از این [[روایت]] برداشت می‌شود این است که لازم نیست [[دستگاه قضایی]] همواره در [[فکر]] اجرای [[مجازات]] و به اصطلاح مجازات‌گرا باشد. مجازات در صورتی [[کارایی]] فوق العاده خواهد داشت که واقعاً خصیصه ارعابی و رسواکنندگی خود را داشته باشد. بدیهی است که اجرای مجازات وقتی به صورت مداوم دنبال شود، تا حدی از این دو خصیصه مهم می‌کاهد. بی‌جهت نیست که آن [[امام همام]]، مجازات را آخرین مرحله برخورد می‌دانست<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۸.</ref>.
مفاد بارز این سخن گرانسنگ، با توجه به آن‌چه از [[سیره قضایی]] و [[حکومتی]] آن امام همام به دست ما رسیده است و به ویژه برخورد از نوع اخیر، بیان‌گر آن است که [[قاضی]] و دستگاه قضایی بایستی در وهله نخست «[[اصلاح]] گرا»<ref>مراد از «اصلاح‌گرایی» در اینجا معنای رایج در کتب حقوقی است وگرنه نفس مجازات‌های اسلامی اصلاح‌کننده فرد و جامعه است.</ref> باشند و [[گرایش]] به مجازات نیز بایستی پس از انجام روش‌های ملایم و توأم با [[رأفت]] و [[رحمت]]، آن هم با قصد [[درمان]] و مداوای [[مجرم]] و [[جامعه]] باشد. البته متأسفانه گاه [[فرهنگ]] غالب و رایج در [[جامعه فرهنگی]] مجازات‌گرا است و این امر [[قضات]] را از [[اعمال]] شیوه‌های [[انسانی]] و ملایم بازمی‌دارد. اتفاقاً در دنباله همین روایت، به [[اعتراض]] فردی از [[جاهلان]] و متعصبانِ به ظاهر [[دین‌دار]] آن [[روز]] اشاره شده است: اشعث که از این کار [[امام]] ناخشنود شده بود به امام عرض کرد: آیا حدی از [[حدود الهی]] را تعطیل می‌کنی؟ امام به وی فرمود: تو متوجه این موضوع نیستی؛ اگر [[بینه]] اقامه شد، [[امام حق]] [[عفو]] ندارد، اما در صورتی که فردی علیه خود [[اقرار]] کرد، امام مخیر است؛ اگر بخواهد حد را [[اجرا]] می‌کند وگرنه عفو نماید<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص۱۲۹.</ref>.
به هر حال، در تحلیل شرایط و معیارهای لازم برای [[اجرای احکام اسلامی]]، شرایط و متغیرها چنان فراوان است که راه را بر رسیدن به مرحله نهایی (مجازات کردن) می‌بندد و می‌توان با لحاظ اموری مانند آنچه امام انجام داده است، به فردی کردن [[مجازات‌ها]] و سوق‌دادن بیش‌تر [[احکام قضایی]] به سوی امور [[انسانی]] و [[اصلاحی]] [[حرکت]] کرد. بدیهی است بخشیدن [[مجرم]] به سبب ویژگی مثبت او به [[جرم]] سرقتی محدود نمی‌شود که با [[اقرار]] [[اثبات]] شده باشد؛ زیرا چنان‌که خود [[امام]] تصریح می‌کند، مادام که [[ادله]] [[قضایی]]، حدود را اثبات نکند، می‌توان به راه‌های دیگری [[تمسک]] جست.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۶۸.</ref>
===کوشش برای اصلاح مجرمان===
از جمله نکات بسیار مهمی که در روش‌های [[برخورد امام علی]]{{ع}} با مجرمان به دست می‌آید، این است که امام به صرف اجرای [[مجازات]] بسنده نمی‌کرده‌اند، بلکه می‌کوشیدند تا موجبات بازسازگاری و اصلاح هر چه بیش‌تر مجرمان را پدید آورند. [[واقعیت]] این است که هر چند مجازات می‌تواند اثر بازدارنده داشته باشد و به نوعی در [[پیشگیری از جرم]] کمک نماید، اگر این مهم بدون توجه به خشکانیدن ریشه‌ها و علل و عوامل [[بزه‌کاری]] صورت گیرد، جز در مدتی کوتاه اثری نخواهد داشت. چگونه می‌توان فردی را که به سبب نداشتن [[سرمایه]] لازم برای [[کسب و کار]]، دست به [[دزدی]] زده است، با صرف مجازات کردن از این مسیر باز داشت؟ وقتی انگیزه‌های روانی و نیازهای درونی فرد و فشارهای [[خانوادگی]] او غلیان یابد، چه‌بسا حتی از [[درد]] مجازات هم [[غافل]] می‌ماند. بنابراین، هر چند فرد به سبب [[آزادی اراده]] و [[اختیار]] و داشتن [[عقل]] و [[خرد]] [[مسئول]] [[رفتار]] خود است، باید کاری کرد که زمینه‌های لازم برای ارتکاب [[رفتارهای ناشایست]] در او خشکانده شود. در [[سیره قضایی امام علی]]{{ع}} این امر به خوبی [[مشاهده]] می‌شود:
[[روایت]] کرده‌اند چند دزد را نزد حضرت آوردند که در موردشان [[حدود الهی]] [[اجرا]] شده و دستشان قطع شده بود. حضرت به قنبر فرمود: اینان را پیش خود نگه دار و جراحاتشان را مداوا کن و از آنان به [[نیکی]] [[پذیرایی]] کن و آن‌گاه که بهبود یافتند مرا خبر کن. قنبر [[دستور امام]] را اجرا کرد. وقتی جراحت آنان بهبود یافت، خدمت امام آمد و جریان را به امام گزارش کرد. امام فرمود: به هر کدام از آنان دو [[لباس]] بپوشان و آنان را نزد من بیاور. قنبر نیز لباسی [[نیکو]] به آنان پوشاند و آنان را نزد [[امام]] آورد. [[امام علی]]{{ع}} که در این هنگام نشسته بود و با انگشت به خاک می‌زد، سر بلند کرد و فرمود: دستانتان را به طرف [[آسمان]] بلند کنید و بگویید خدایا، علی دست ما را قطع کرد. آنان نیز چنین کردند. سپس حضرت فرمود: «خدایا، بر کتاب تو و [[سنت]] پیامبرت»؛ آن‌گاه به قنبر فرمود: به هر کدام از آنان چیزی بده و آزادشان کن تا به شهرشان برسند<ref>نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴، ص۵۴۲.</ref>.
طبیعی است کسی که مرتکب [[سرقت]] می‌گردد و شرایط [[اجرای حد]] بر او جاری است، بایستی طعم [[حد الهی]] را بچشد و این [[مقتضای عدالت]] است؛ ولی اینکه [[امام]] دستور می‌دهد تا جراحات آنان را که در اثر [[اجرای حدود]] پدید آمده است التیام بخشند و خود به آنها یادآوری می‌کند که [[حکم]] [[کتاب و سنت]] [[خدا]] در مورد آنان جاری شده است، و از همه مهم‌تر [[هزینه]] بازگشت به موطنشان را به ایشان می‌پردازد، همه حکایت از آن دارد که باید کوشید تا فردی که [[مجازات]] شده است دوباره به دامن [[اجتماع]] بازگردد و مشتاقانه تن به پذیرش هنجارهای [[دینی]] و [[اجتماعی]] دهد.
امام درباره [[زندانیان]] نیز چنین رویه‌ای داشت. [[زندان]]، به عنوان یک مجازات، می‌تواند عاری از هرگونه برنامه [[تربیتی]] و [[اصلاحی]] باشد. ولی می‌توان در طول دوره زندان، آموزش‌های لازم را به زندانیان ارائه کرد و برنامه‌های پرورشی را جهت بازسازگاری ایشان به [[اجرا]] درآورد. به [[عقیده]] برخی [[دانشمندان]]، [[امام علی]]{{ع}} پایه‌گذار [[اندیشه]] ایجاد زندان اصلاحی در [[تاریخ]] [[بشریت]] است<ref>وائلی، احمد، احکام زندان در اسلام، ترجمه محمدحسن بکایی، ص۲۷۳.</ref>. [[تدارک]] شرایط لازم برای انجام [[عبادات]]، تنظیم و اجرای برنامه‌های تهذیبی و تربیتی، [[آموزش قرآن]]، فراگرفتن [[دانش]] و [[خواندن و نوشتن]]، از برنامه‌های اجباری دو زندان «نافع» و «مخیس» بود. امام به زندانیان [[اجازه]] حضور در [[نماز جمعه]] را می‌داد، هرچند که از اولیای آنان تضمین می‌گرفت تا زندانیان به زندان بازگردند<ref>محدث نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۴۰۳.</ref>.
نمونه‌ای دیگر از اقدامات امام در مورد بازسازگاری و [[اصلاح]] [[مجرمان]]، این است که مردی را به [[اتهام]] استمنا نزد امام آوردند و [[جرم]] او ثابت شد. حضرت او را شلاق زد و تعزیرش کرد، امام هزینه [[ازدواج]] او را نیز از [[بیت المال]] فراهم آورد<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۵۷۴، ابواب نکاح بهائم، باب ۳، ح۱.</ref>. این نمونه‌ها بیان‌گر آن است که نبایستی صرفاً در پی اجرای مجازات بود، بلکه باید از اقدامات لازم برای [[اصلاح]] [[مجرمان]] نیز بهره جست.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۷۰.</ref>
===مجازات نکردن مجرم مسلمان]] در سرزمین دشمن===
از جمله نکات بسیار مهم [[قضایی]] [[امام علی]]{{ع}} این است که می‌توان از اجرای مجازات مجرم در سرزمین دشمن صرف‌نظر کرد. ممکن است این مطلب در وهله نخست ابهام‌انگیز جلوه نماید؛ چه، مگر می‌توان حدود و دیگر مجازات‌های [[الهی]] را در سرزمینی که تحت [[سیطره]] [[حکومت]] دیگری است به [[اجرا]] درآورد و آیا این، خود، به نوعی [[نقض]] [[نظم اجتماعی]] آن حکومت نیست؟ بحث در این مورد، مجالی مفصل می‌طلبد. آن‌چه در اینجا مورد نظر است اینکه بر فرض امکانِ اجرای مجازات‌های الهی، در سرزمین دشمن آیا این امر به اصلاح هست یا خیر.
امام علی{{ع}} در این مورد می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا أُقِيمُ عَلَى رَجُلٍ حَدّاً بِأَرْضِ الْعَدُوِّ حَتَّى يَخْرُجَ مِنْهَا لِئَلَّا تَلْحَقَهُ الْحَمِيَّةُ فَيَلْحَقَ بِالْعَدُوِّ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۹، ص۹۷.</ref>. دقت در این [[کلام]] گهربار [[امام]]، [[فلسفه]] عدم برخورد با مجرم در سرزمین دشمن را به خوبی روشن می‌سازد. معمولاً مجرمان به سبب اجرای مجازات و [[درد]] و رنجی که از این ناحیه، در خود [[احساس]] می‌کنند و نیز احساس [[سرافکندگی]] و خجالتی که دارند، رابطه‌شان با [[اجتماع]] - ولو برای مدتی محدود- قطع یا تیره می‌گردد. واضح است در زمانی که رابطه [[خصومت]] و [[دشمنی]] بین دو [[دولت]] برقرار باشد و هر یک در صدد [[تضعیف]] دیگری و تقویت خود باشند، پذیرش مجرمان می‌تواند از جمله ابزارهای کارساز در این زمینه به شمار آید و اجرای مجازات مسلمان در سرزمین دشمن، زمینه را برای این [[پناهندگی]] و پذیرش و در نهایت، تضعیف [[دولت اسلامی]] فراهم سازد. بنابراین، در برخورد با مجرمان باید [[مصالح اجتماعی]] و [[حکومتی]] را [[رعایت]] نمود و از انجام کارهایی که راه را برای [[گسستگی]] پیوندهای فرد مجرم با دولت اسلامی و ابزار دست دشمن شدن او باز می‌کند، [[پرهیز]] کرد. بدیهی است این امر صرفاً به معنای تأخیر اجرای [[مجازات]] و نه تعطیل آن است. از این‌رو، هیچ‌گاه پذیرش این امر به معنای [[سازش]] و [[سستی]] در [[اجرای دین]] و [[احکام]] گرانسنگ آن نیست؛ چراکه سخن مذکور را کسی گفته است که می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا أُدَاهِنُ فِي دِينِي}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۲.</ref>؛ «در [[دین]] خویش [[سستی]] و [[مسامحه]] نمی‌ورزم».<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۷۲.</ref>
===پرده‌پوشی عیوب مجرمان و دعوت آنان به توبه===
از جمله ایراداتی که گاه برخی به ظاهر [[روشن‌فکران]] بر [[حقوق کیفری]] [[اسلام]] می‌گیرند، این است که چرا اسلام برای برخی [[رفتارها]] که تنها به حوزه [[زندگی فردی]] و شخصی مربوط می‌شود، [[مجازات]] تعیین کرده است. اینان از این طریق و به ویژه با توجه به نوع مجازاتی که در [[شریعت مقدس اسلام]] برای این دسته از رفتارهای ناصواب دیده شده است، سعی در مشوه و [[خشن]] نشان دادن چهره حیات‌بخش و زیبای اسلام دارند، اما غافلند که هیچ‌یک از [[احکام اسلامی]] بی‌مصلحت نیست و ورای هر یک از [[احکام]]، [[حکمت‌ها]] و مصالحی وجود دارد که چه‌بسا هیچ‌گاه به [[ذهن]] [[آدمی]] خطور نکند. البته اینان در [[فلسفه]] حقوق کیفری اسلام نیز [[تأمل]] نمی‌کنند و حتی در مورد شرایط لازم برای [[اجرای حدود الهی]] نمی‌اندیشند.
[[راستی]] کدام [[شریعت]] و قانونی را می‌توان سراغ داشت که برای برخی رفتارهایی که امروزه به کام مردمانی شهوت‌گرا خوش آمده - رفتارهایی که در صورت شیوع، کیان [[جامعه]] و [[نسل]] آدمی را از میان برمی‌دارد- مجازات تعیین کرده باشد، ولی هم [[حاکمان]] و هم افراد را، ضمن آن‌که از [[عذاب]] و مجازات [[اله]] ی [[بیم]] داده است، به پرده‌پوشی و فاش نکردن این جرایم دعوت کرده باشد و راه را بر اجرای [[مجازات مجرمان]] بسته و آنان را به توبه و [[انابه]] به [[درگاه الهی]] دعوت کرده باشد؟! و راستی کدام برخورد با [[مجرم]] زیباتر از اینکه او را به زبان فروبستن و [[اقرار]] نکردن و در فرض اقرار به ساکت شدن و بازنگفتن و دعوت او به توبه و انابه و بازگشت به دامان [[لطف]] و [[رحمت الهی]]، فراخوانیم؟ کدام عاقلی است که تبعات [[اصلاحی]] و [[تربیتی]] این‌گونه برخوردها را نادیده انگارد؟
آری، [[امام علی]]{{ع}} پرورش یافته چنین مکتبی است. آن‌چه از [[کلام]] و [[سیره]] آن [[امام همام]] نقل شده است، حکایت از این دارد که او با مجرمانی که مرتکب برخی از جرایم، مانند جرایم منافی با [[عفت]]، می‌شده‌اند، برخوردی این چنین داشته است. [[روایت]] شده است که بعد از [[اقرار]] فردی به [[زنا]]، [[امام]] با [[ناراحتی]] فرمود:
چقدر [[قبیح]] است که فردی از شما مرتکب این‌گونه جرایم شود و خود را در حضور [[مردم]] [[رسوا]] نماید. آیا نمی‌تواند در خانه‌اش [[توبه]] کند؟ به [[خدا]] قسم، توبه این فرد بین خود و خدا، بهتر از اقامه حد توسط من بر او است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی، ج۷، ص۱۸۸.</ref>.
امام حتی به حکم‌رانان خود دستور می‌داد تا [[عیوب]] مردم را بپوشانند و با کم‌تر شبهه‌ای از [[اجرای حدود]] سر باز زنند: {{متن حدیث|اُسْتُرْ عَوْرَةَ رَعِيَّتِكَ وَ لاَ تَكْشِفْ مَا طُوِيَ عَنْكَ}}<ref>ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران، ج۲، ص۱۸۱، به نقل از عامری نیشابوری، ابوالحسن، السعادة والاسعاد، ص۲۸۳.</ref>.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۷۳.</ref>
===عفو مجرمان و توصیه به آن===
از جمله روش‌های بسیار مورد تأکید [[امام علی]]{{ع}} در بر خورد با مجرمان، [[عفو و گذشت]] از ایشان و [[دعوت]] از بزه‌دیدگان به عفو بزه‌کاران است. در بخش پیشین، به هنگام بحث از مبانی روش‌های برخورد با مجرمان، ملاحظه شد که از دیدگاه امام علی{{ع}} اساساً [[مجرم]] فردی است که مستحق [[رأفت]] و [[رحمت]] و [[بخشش]] است و [[سیاست]] [[کیفری]] نیز باید به گونه‌ای باشد که فرد را از [[پیوندهای اجتماعی]] خود و جایگاهی که در [[اجتماع]] دارد منسلخ ننماید. به همین جهت، [[مجازات]] هر چند اثر ارعابی، پیش‌گیرانه و [[تربیتی]] و [[اصلاحی]] دارد، اجرای آن را بایستی به آخرین مراحل وانهاد؛ چه، مجازات در [[حقیقت]] واکنش سرکوب‌گرانه و [[خشن]] اجتماع در برابر فرد بزه‌کار است و طبیعی است که با اجرای مجازات نوعی [[حقد]] و [[کینه]] نسبت به اجتماع در فرد پدید آید؛ بگذریم از اینکه معمولاً عرف [[اجتماعی]]، فرد مجازات‌شده را به نوعی مطرود تلقی می‌کند و او انگشت‌نمای آحاد اجتماع می‌گردد. البته در مواردی، از اجرای مجازات گریزی نیست و همچنان‌که گفته شده، [[فلسفه]] [[حقیقی]] [[مجازات‌ها]] در [[اسلام]] [[تطهیر]] فرد است و از جمله اموری است که در [[متون دینی]] مایه رحمت، [[حیات]] و [[زندگی]] است، ولی بایستی توجه داشت که تلقی رایج در بیش‌تر [[جوامع]] این است که مجازات، در حقیقت، انعکاسی از کینه و [[بدخواهی]] اجتماعی درباره مجرمان است و از این‌رو است که مجازات به هر حال، به ویژه، اگر ناصواب باشد، کینه‌آفرین است. به همین جهت، امام علی{{ع}} از اجرای مجازات، به ویژه در مواردی که [[اختیار]] به دست [[حاکم]] است، ابا می‌نمود و می‌کوشید تا فرد [[مجرم]] را مدیونِ [[لطف]] و [[رحمت]] [[اجتماع]] بار آورد و از این طریق او را در اختیار [[حکومت]] و [[جامعه]] قرار دهد؛ همچنان‌که اگر افراد از [[جرم]] و خطاهای یکدیگر درگذرند نیز تعلق و [[وابستگی]] آنان به یکدیگر بیش‌تر خواهد شد. [[امام]] مکرراً [[مردم]] را به [[عفو]] توصیه می‌کرد و [[بخشش]] از موضع [[قدرت]] را یک [[ارزش اخلاقی]] می‌دانست<ref>از امام علی{{ع}} نقل شده است که: {{متن حدیث|الْعَفْوُ تَاجُ الْمَكَارِمِ}}؛ {{متن حدیث|الْعَفْوُ أَعْظَمُ الْفَضِيلَتَيْنِ}} و.... ر.ک: غرر الحکم و دررالکلم، ماده «عفو».</ref>. در روایتی از امام علی{{ع}} نقل شده است که: {{متن حدیث|أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۹.</ref>؛ «سزاوارترین مردم به عفو کسی است که بیش‌تر قدرت بر مجازات داشته باشد».
به همین جهت بود که امام حتی در مورد [[قاتل]] خویش فرمود:
دیروز [[همنشین]] شما بودم و امروز عبرتتان! و فردا از شما جدا می‌شوم. اگر زنده ماندم، خود، [[خون‌خواه]] خویشم؛ و اگر از [[دنیا]] رفتم و در میان شما نبودم، اگر قاتلم را بخشیدید برای من مقامی است و برای شما پاداشی<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳.</ref>.
آن حضرت، خود، در بیان [[سیره حکومتی]] خویش و اینکه تا چه [[میزان]] درباره مجرمان گذشت داشته است، [[خطاب]] به مجرمان - که اکنون [[شهروند]] عادی او بودند- می‌فرماید:
{{متن حدیث|فَعَفَوْتُ عَنْ مُجْرِمِكُمْ وَ رَفَعْتُ السَّيْفَ عَنْ مُدْبِرِكُمْ وَ قَبِلْتُ مِنْ مُقْبِلِكُمْ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۹.</ref>؛ «مجرمان شما را مورد عفو قرار دادم و [[شمشیر]] را از تعقیب فراریان برداشتم و روی‌آورندگان شما را پذیرفتم».
آری، این روش است که مجرم را در موضع [[انفعال]] قرار می‌دهد و در او نسبت به جامعه و مجنیٌ علیه، نگرش مثبت ایجاد می‌کند. از این‌رو، در فرهنگِ [[اخلاقی]] و [[قضایی]] [[امام علی]]{{ع}} [[گرایش]] به عفو و بخشش بر گرایش به [[مجازات]] تقدم و [[برتری]] دارد؛ امام در [[حدیثی]] گرانسنگ می‌فرماید: {{متن حدیث|قِلَّةُ الْعَفْوِ أَقْبَحُ الْعُيُوبِ وَ التَّسَرُّعُ إِلَى الِانْتِقَامِ أَعْظَمُ الذُّنُوبِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و دررالکلم، ح۶۷۶۶.</ref>. این [[روایت]] و [[روایات]] بسیار دیگری که از آن [[امام همام]] نقل شده است، در [[حقیقت]]، بیان‌گر یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های [[نظام قضایی]] مورد نظر آن حضرت است و آن اخلاقی بودن نظام قضایی است. پیوند [[اخلاق]] با [[قضاوت]] و [[حقوق کیفری]]، به نحوه بسیار روشنی در این روش برخوردی امام ملاحظه می‌شود. به همین جهت است که [[عفو و گذشت]]، به ویژه آن‌گاه که از موضع [[قدرت]] باشد و به خصوص برای دستگاهِ قدرت یعنی [[حکومت]]، که خود نماد و [[اسوه]] و الگویی برای عموم [[جامعه]] است، یک [[ارزش اخلاقی]] مؤکد تلقی می‌شود. امام می‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَفْوُ زَكَاةُ الْقُدْرَةِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و دررالکلم، ح۹۲۴.</ref>؛ {{متن حدیث|الْعَفْوُ زَيْنُ الْقُدْرَةِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و دررالکلم، ح۷۷۲</ref>؛ {{متن حدیث|أَحْسَنُ أَفْعَالِ الْمُقْتَدِرِ الْعَفْوُ}}<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و دررالکلم، ح۳۰۰۰.</ref>؛ {{متن حدیث|أَحْسَنُ الْعَفْوِ مَا كَانَ عَنْ قُدْرَةٍ}}<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و دررالکلم، ح۳۱۸۴.</ref>.
به همین جهت است که امام به افراد توصیه می‌کند حتی در مواردی که با شدیدترین نوع جنایات و خیانت‌ها به خود مواجه می‌شوند و شدیداً از [[مجرم]] منزجر می‌شوند، باز [[آشفتگی]] و [[کینه]] او را به [[دل]] نگیرند و کینه را با کینه پاسخ نگویند؛ بلکه از موضعی کاملاً اخلاقی و [[انسانی]] با مجرم برخورد نمایند:
{{متن حدیث|وَ لَا تَطْلُبَنَّ مُجَازَاةَ أَخِيكَ وَ لَوْ حَثَا التُّرَابَ بِفِيكَ}}<ref>حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۷۸.</ref> «خواستار [[کیفر]] برادرت مباش، گرچه خاک در دهان تو ریزد».
رویه عملی آن حضرت نیز چنین بود: نقل کرده‌اند که روزی حضرت مشغول سخن‌رانی بود. در این میان، مردی سؤالی کرد و ایشان بالبداهه و سریع پاسخ وی را گفت. یکی از [[خوارج]] در میان [[مردم]] فریاد زد: {{عربی|قَاتَلَهُ اللَّهُ مَا أَفْقَهَهُ}}؛ «[[خدا]] او را بکشد، چقدر دانشمند است».
مردم خواستند متعرض وی شوند، اما [[امام]] فرمود: رهایش کنید! او تنها به من [[فحش]] داد<ref>مطهری، مرتضی، جاذبه و دافعه علی{{ع}}، ص۱۴۴.</ref>.
بدیهی است، [[ترویج]] این [[روحیه]] می‌تواند عامل بسیار مهمی در رفع [[کینه‌ها]] و تقویت [[پیوندهای اجتماعی]] باشد و از این‌رو اهرمی بسیار مهم در جهت کاهش روند [[بزه‌کاری]] به شمار آید.
گذشته از آن‌چه در مورد تبعات [[اجتماعی]] [[عفو]] گفته شد، اساساً عفو [[مجرمان]] هرچند [[خطا]] باشد، نسبت به [[مجازات]] خطایِ مجرمان [[برتر]] و بهتر است؛ زیرا در فرض دوم، چه بسا راهی برای جبران آن نباشد و ظلمی عظیم به فرد - به ظاهر مجرم اما در واقع بی‌گناه- و [[خانواده]] او واقع شود؛ اما در فرض نخست، به هر حال، عفو عملی [[اخلاقی]] است که در پیشگاه خداوندی بی‌پاسخ نخواهد ماند و فرد از [[ثواب]] [[عمل نیک]] خویش بهره‌مند خواهد شد. بنابراین، کاهش [[تظلمات]] دستگاه جنایی نیز در گرو [[حاکمیت]] و [[سیطره]] این دیدگاه درباره مجرمان است. از اینجا می‌توان به [[حکمت]] گفتار امام پی برد:
{{متن حدیث|ادْرَءُوا الْحُدُودَ بِالشُّبُهَاتِ مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَإِنْ وَجَدْتُمْ لِمُسْلِمٍ مَخْرَجًا، فَخَلُّوا سَبِيلَهُ، فَإِنَّ الْإِمَامَ لِأَنْ يُخْطِئَ فِي الْعَفْوِ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يُخْطِئَ فِي الْعُقُوبَةِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۲۹۲.</ref>؛ «در موارد [[شبهه]] تا آنجا که می‌توانید از [[اجرای حدود]] خودداری کنید. اگر راهی برای عدم [[اجرای حد]] درباره [[مسلمانی]] بود، او را رها کنید؛ زیرا اگر امام در عفو [[اشتباه]] کند، بهتر است تا آن‌که در اجرای مجازات دچار اشتباه گردد».
متأسفانه، بسیاری از افراد، درباره اثر کارساز و سازنده عفو [[آگاهی]] ندارند. آری، درباره کسانی که ارتکاب [[اعمال ناشایست]] در [[روح]] و [[جان]] آنان [[ملکه]] شده است، عفو نمی‌تواند کارساز باشد؛ اما درباره کسی که بار نخست است دست به جرمی می‌زند که مکان [[عفو و گذشت]] آن در [[شریعت]] وجود دارد، چه بسا عفو و گذشت، کارسازتر از مجازات باشد. [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید:
{{متن حدیث|فَإِذَا اسْتَحَقَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ ذَنْباً فَأَحْسِنِ الْعَدْلَ فَإِنَّ الْعَدْلَ مَعَ الْعَفْوِ أَشَدُّ مِنَ الضَّرْبِ لِمَنْ كَانَ لَهُ عَقْلٌ}}<ref>حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۸۳.</ref>؛
«چون [[جرم]] کسی نزد تو ثابت شد، [[عدالت]] را به [[نیکی]] اجراکن؛ زیرا عدالت همراه با عفو و گذشت برای [[انسان]] [[عاقل]] شدیدتر (کارسازتر) از اجرای [[مجازات]] است».
دقت در تعبیر زیبای [[امام]] که می‌فرماید: {{متن حدیث|أَحْسِنِ الْعَدْلَ}} و سپس [[تفسیر]] آن حضرت از این تعبیر، برای [[مجرمان]] [[عدالت کیفری]] بسیار سازنده است؛ زیرا عفو و گذشت هرگز به معنای عدم [[اجرای عدالت]] نیست. عفو و گذشت یعنی اینکه [[دستگاه قضایی]] پذیرفته است شخص، [[مجرم]] است و مستحق مجازات، اما با گذشت از مجازات، در [[حق]] او نیکی می‌کند. به بیان دیگر، اجرای عدالت تنها به اجرای مجازات منحصر نمی‌شود؛ [[حکم]] به مجرمیت و [[اثبات]] [[مسئولیت]] [[کیفری]] برای فرد نیز، خود، اجرای عدالت است.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۷۴.</ref>
===آزاد ساختن مجرمان در انتخاب نوع مجازات===
از جمله روش‌های [[برخورد امام علی]]{{ع}} با مجرمان این است که در مواردی، امام [[اختیار]] تعیین نوع مجازات را به مجرمان واگذار می‌کرد و آنان را به انتخاب یکی از چند مجازات مقرر [[دعوت]] می‌نمود. مثلاً [[روایت]] شده است که در مورد فردی که خود [[اقرار]] به لواط کرده بود شرعاً مجرمیت او اثبات شده بود، امام وی را به انتخاب یکی از سه [[کیفر]] مخیر ساخت: ۱. یک ضربه [[شمشیر]]، هرجا برسد؛ ۲. بستن دست و پای و پرتاب از فراز [[کوه]]؛ ۳. [[سوزاندن]] با [[آتش]]. فرد، خود، سومی را انتخاب کرد و به درگاه [[خداوند]] عرض کرد که: خدایا، سخت‌ترینش را انتخاب کردم و از تو می‌خواهم که آن را [[کفاره]] گناهانم قرار دهی و مرا به [[آتش دوزخ]] نسوزانی، و [[گریه]] بسیار کرد و به سوی گودالی که آتش آن را فرا گرفته بود رهسپار شد. در این هنگام، امام از اجرای مجازات او چشم پوشید به وی فرمود که خداوند [[توبه]] تو را قبول کرده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی، «باب آخر من حد اللواط»، ح۱؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، «باب الحدود فی اللواط»، ح۷.</ref>.
آن‌چه برای نویسنده این سطور جالب می‌نماید، مخیر ساختن [[مجرم]] در انتخاب نوع [[مجازات]] است؛ زیرا اساساً مجازات در نظر [[مجرمان]]، بیان‌گر نوعی [[انتقام]] [[اجتماعی]] است و نظر به خاصیت زجر دهندگی و [[رسوا]] کنندگی [[مجازات‌ها]]، [[تحمل]] آنها معمولاً برای مجرمان بسیار دشوار است؛ اما با این وجود، اختیار دادن به مجرم در انتخاب یکی از چند مجازات، می‌تواند تا حدی از [[درد]] و [[رنج]] مجازات بکاهد و تحمل آن را برای مجرم آسان‌تر گرداند؛ به ویژه که معمولاً [[قضات]] از توان و ظرفیت جسمی و [[روحی]] مجرمان چندان اطلاعی ندارد، و از همه مهم‌تر اینکه به هر روی چون خودِ مجرم، نوع خاصی از مجازات را برمی‌گزیند، آن [[نگرش منفی]] به [[دستگاه قضایی]]، که در فرض عدم انتخاب برای او حاصل می‌آمد، کم‌تر خواهد شد.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۷۸.</ref>
===تأخیر در اجرای مجازات ناتوانان===
در بحث پیشین اشاره شد که از جمله قواعدی که [[رعایت]] آن در برخورد با مجرمان ضروری است، [[قواعد]] [[اخلاقی]] و [[رحمت]] و [[شفقت]] بر مجرمان و [[کوشش]] در جهت [[انسانی]] کردن مجازات‌ها است. از جمله موارد رعایت این اصل مهم در [[سیره قضایی امام علی]]{{ع}} این است که [[امام]] اجرای مجازات در مورد [[بیماران]]<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، کتاب الحدود.</ref> و [[زنان]] حائض و مستحاضه را به تأخیر می‌انداخت تا اینکه [[بیماری]] آنان مرتفع گردد و به لحاظ جسمی و روحی زجری افزون‌تر از مجازات را متحمل نگردند. همچنین آن حضرت [[اجرای حد]] در مورد زنان حامله را به این دلیل که ممکن است به حمل آسیب برساند، به تأخیر می‌انداخت.
این روش، گذشته از آن‌که مصداقی است از آن‌چه امروزه با عنوان فردی کردن مجازات‌ها از آن تعبیر می‌شود و بسیار مورد تأکید [[حقوق‌دانان]] است، خود، بیان‌گر [[سیطره]] اخلاقی [[اسلامی]] و اصول بشردوستانه بر [[قوانین]] [[قضایی]] [[اسلام]] است. بدیهی است رعایت این قاعده اساسی، محدود به مورد یادشده نمی‌شود و به اصطلاح نمی‌توان بر یک یا چند مصداق [[جمود]] ورزید؛ بلکه اساساً در هر موردی که از لحاظ [[شرعی]] منعی وجود نداشته باشد -که آن هم حتماً به خاطر [[مصلحت]] مهم‌تری است- می‌توان این قاعده را به کار بست.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۷۹.</ref>
===برخورد انسانی با مجرم مجازات شده===
در بحث از مبانی روش‌های برخورد با [[مجرمان]] در [[اندیشه]] [[امام علی]]{{ع}} ملاحظه شد که آن‌چه از ظاهر [[کلام]] آن حضرت به دست می‌آید این است که [[مجرم]] فردی همانند دیگر [[انسان‌ها]] است که راه [[خطا]] پیموده است و [[گرایش]] او به [[جرم]] و [[تبه‌کاری]]، ذاتی او نیست، بلکه امری است عارضی، و از این‌رو می‌توان با آن مقابله و آن را [[اصلاح]] کرد. از جمله لوازم پذیرش چنین دیدگاهی این است که برخورد سرکوب‌گرانه با مجرم نیز باید به میزانِ [[هنجارشکنی]] او باشد و پس از اجرای [[مجازات]] بایستی به فرد همان نگاهی را داشت که پیش از [[ارتکاب جرم]] به او داشته‌ایم. به بیان دیگر، برخورد با مجرم نباید به گونه‌ای باشد که نوع نگاه و نگرش ما به او منفی شود و او را از [[حقوق اجتماعی]] و [[انسانی]] [[محروم]] کند. مجرم انسانی است همانند انسان‌های دیگر که بایستی [[کفاره]] عمل خویش را بپردازد و مجازات شود، ولی باید تنها به آنچه مفاد آن مجازات است، اکتفا شود و نه بیش‌تر؛ زیرا در این صورت، در واقع [[میزان]] مجازات او نیز و نوع آن افزایش یافته و متکثر شده است و چنین امری، خود، نوعی اجحاف و [[ظلم و ستم]] به مجرم است.
آری، گاه مقتضای مجازات، نوعی محروم‌سازی مجرم از برخی حقوق اجتماعی است، ولی این امر نیز بایستی مشخص و معین باشد.
مقتضای منصفانه و عادلانه بودن مجازات و برخورد با مجرم و [[رعایت]] اصول بشردوستانه و انسانی و [[اخلاقی]] این است که با مجرمانِ مجازات‌شده همانند دیگر [[انسان‌ها]] برخورد شود و هرگونه رویه نادرست دیگری جز این، در [[حقیقت]]، نوعی [[جفا]] به مجرم است. این سخن حتی قبل از اجرای مجازات و یا حین اجرای مجازات، در مواردی صادق است و از این‌رو است که یک [[زندانی]] نیز [[حق]] حضور در [[نماز جمعه]]، [[رأی]] دادن و... دارد.
آن‌چه از [[سیره]] و [[کلام امام علی]]{{ع}} قابل [[استنباط]] است این است که [[امام]] با مجرمانِ مجازات‌شده برخوردی این‌چنین داشته‌اند؛ از این‌رو بوده است که امام [[گواهی]] و [[شهادت]] سارق مجازات‌شده را می‌پذیرفته است و خود [[حکم]] به پذیرش چنین شهادتی داده است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، باب شهادات.</ref>.
تحلیل چنین رویه و [[کلامی]] حاکی از این است که [[مجرم]] با [[تحمل]] [[مجازات]] از هرگونه گناهی - به حسب ظاهر و [[عرف]] [[اجتماعی]]- [[پاک]] می‌شود. متأسفانه نگرش‌های [[افراطی]] در طول [[تاریخ]] تحولات [[کیفری]] از مجرم، [[انسان]] و بلکه حیوانی قسی القلب که دیگر صلاحیت بازگشت به [[اجتماع]] را ندارد و بایستی همواره مطرود و منفور باشد، تصور کرده است و سالیانی در کشورهای به ظاهر [[متمدن]] امروز، این نگرش‌های متوحشانه [[حاکم]] بوده است. اما خوشبختانه [[اسلام]] در [[عصر جاهلیت]] [[عرب]] چنین پیام‌های انسان‌دوستانه و دل‌نشینی را به [[بشریت]] عرضه کرده و راه را برای بازگشت و [[اصلاح]] [[مجرمان]] همواره باز نگاه داشته است. [[تذکر]] این نکته ضروری است که اگر مجرم از آن دسته مجرمان باشد که در اصطلاح امروز از آنها به «مجرمان به [[عادت]]» تعبیر می‌شود، چنین رویه‌ای درباره آنها [[اجرا]] نمی‌شود. اینان کسانی هستند که به اصول [[انسانیت]] و [[کرامت]] ذاتی خویش یکسره پشت‌پا زده‌اند و شیاطینی انسان‌نمایند که در کار [[انحراف]] آحاد اجتماعند.<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۸۰.</ref>
===جبران خسارت مجرمان===
با وجود همه تلاش‌هایی که یک [[حکومت]] و نهاد متولی امر [[قضاوت]] در راه [[اجرای عدالت]] و [[مجازات مجرمان]] دارد، همیشه چنان نیست که [[قضات]] در تشخیص مجرم یا نوع [[جرم]] یا [[میزان]] [[مجازات]] صائب باشند و [[خطا]] نکنند. خطای [[قاضی]] هر چند امر عادی و رایجی نیست، چندان هم دور از [[انتظار]] نیست از این‌رو بایستی از سویی هشدارهای لازم را به قضات داد و آنان را به ت وجه بیش‌تر و دقیق‌تر به کار خویش [[آگاهی]] داد، و از سوی دیگر، در مقابل خطاهای قضات واکنش مناسب نشان داد و از فردی که بیش از [[استحقاق]] خود یا اصولاً به ناحق و اشتباهاً مجازات شده است جبران خسارت کرد.
این مهم، در [[سیره حکومتی امام علی]]{{ع}} به خوبی دیده می‌شود؛ [[امام]] از سویی [[کارگزاران حکومتی]] خود و از جمله قضات را به دقت در برخورد با خطاهای افراد [[دعوت]] می‌کرد و آنان را از زیر پاگذاشتن و نادیده گرفتن [[حقوق]] [[رعیت]] - و از جمله مجرمان- برحذر می‌داشت<ref>ر.ک: نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>، و از سوی دیگر، قضات را به [[عفو]] و [[بخشش]] دعوت می‌کرد و می‌فرمود: «اگر قاضی در عفو مجرم خطا کند، بهتر از آن است که در [[مجازات]] او خطا کند»<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۲۹۲.</ref>؛ زیرا در
فرض نخست، راه برای تجدید نظر در [[حکم]] وجود دارد، اما در فرض دوم و پس از اجرای مجازات همواره راه برای جبران خسارت باز نیست. افزون بر این، امام در برابر کسانی که در اجرای مجازات طفره رفته، بیش از استحقاق [[مجرمان]] با آنان برخورد می‌کرده‌اند، شدیداً واکنش نشان می‌داد و آنان را [[عتاب]] و حتی [[قصاص]] می‌فرمود؛ مثلاً وقتی قنبر -که [[مأمور]] اجرای مجازات بود- سه تازیانه بیش‌تر به مجرمی زده بود، توسط امام مورد قصاص قرار گرفت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی، ج۷، ص۲۶۰.</ref>. و سرانجام اینکه امام از کسانی که به ناحق و از روی خطای قاضی، بیش از [[میزان]] استحقاق خود مجازات شده بودند، جبران خسارت می‌کرد. [[روایت]] کرده‌اند که در ایام [[حکومت امام]] یکی از [[قضات]]، به ناحق و از روی خطا، حکم به قطع عضو یا [[قتل]] کسی داده بود و امام دستور داد تا [[دیه]] آن از [[بیت‌المال]] پرداخت گردد<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، باب ۱۰.</ref>. عبدالله بن [[معقل]] نیز روایت کرده است که [[امام علی]]{{ع}} کسی را [[تعزیر]] کرد، اما مأمور اجرای مجازات دو تازیانه بیشتر بر او زد؛ امام علی{{ع}} نیز قصاص کرد و دو تازیانه به وی زد<ref>ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۲، ح۳۴۳۸؛ به نقل از: کنز العمال، ح۱۴۰۰۳.</ref>.
این همه، بیان‌گر این نکته است که نبایستی به بهانه [[اجرای عدالت]]، عدالتْ [[قربانی]] گردد. [[رعایت]] این قاعده اقتضا می‌کند که [[روش برخورد]] با [[مجرم]] چنان باشد که هیچ‌گونه ستمی در [[حق]] وی [[اعمال]] نگردد و اگر خدای ناخواسته کوچک‌ترین اجحافی در حق او شد، به هر ترتیب ممکن از او اعاده حیثیت شود. معنی و مفهوم این روش، این است که هیچ‌گاه فرد مجرم به سبب [[ارتکاب جرم]] از [[حقوق انسانی]] خویش [[محروم]] نمی‌شود، جز آن‌چه مطابق با [[قانون]] درباره او روا داشته می‌شود. متأسفانه نگرش‌های ناصوابی ممکن است وجود داشته باشد مبنی بر اینکه بزه‌کار کسی است که با ارتکاب [[بزه]]، از زمره [[انسان‌ها]] و [[انسانیت]] بیرون رفته است و بایستی شدیداً او را مجازات کرد. این نگرش که با [[احساسات]] کینه‌توزانه به مجرم توأم می‌گردد، راه را برای رفتارهای ناصواب و غیرقانونی با مجرم هموار می‌گرداند و این زمینه روانی، مقدمه رفتارهای خلاف قانون از سوی مجریان قانون می‌گردد. بنابراین، بایستی با [[آموزش]] لازم و وضع تدابیری جلوی خودسری‌ها و [[خودکامگی]] و [[اشتباهات]] [[قضات]] را گرفت و آنها را از برخوردهای غیر مجاز، ناصواب و کینه‌توزانه با [[مجرمان]] بازداشت. [[امام علی]]{{ع}} در نامه‌ای به [[مالک اشتر]] می‌نویسد:
{{متن حدیث|وَ إِنِ ابْتُلِيتَ بِخَطَإٍ وَ أَفْرَطَ عَلَيْكَ سَوْطُكَ أَوْ سَيْفُكَ أَوْ يَدُكَ بِالْعُقُوبَةِ فَإِنَّ فِي الْوَكْزَةِ فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَةً فَلَا تَطْمَحَنَّ بِكَ نَخْوَةُ سُلْطَانِكَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى أَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «و اگر به [[خطا]] دچار شدی و در یک [[کیفر]] بر تازیانه، [[شمشیر]] یا دستت تندروی‌ای [[تحمیل]] شد -که گاه مشتی سبب قتلی می‌شود، چه رسد به بیش از آن- مبادا که [[غرور]] [[قدرت]] از پرداخت خون‌بها به اولیای مقتول بازت دارد و گرفتار سرکشی‌ات کند».<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۸۱.</ref>
==نتیجه‌گیری==
از آن‌چه در دو مبحث پیشین ارائه شده، چنین می‌توان دریافت:
#از دیدگاه امام علی{{ع}} روش برخورد با مجرمان، [[تابعی]] از نوع نگرشی است که بایستی، به [[شخصیت]] مجرم داشت. امام علی{{ع}} مجرم را [[انسانی]] متعارف [[مسئول]] و مستحق [[مؤاخذه]]، اما سزاوار [[رحمت]] و [[شفقت]] می‌داند و [[بزه‌کاری]] را نه امری ذاتی که عارضی می‌شمارد. از این‌رو، باید ریشه‌های [[جرم]] را خشکانید، اما از برخوردهای [[خشن]] و سرکوب‌گرانه و طرد و حذف مجرم از صحنه [[اجتماع]] خودداری ورزید؛ آری آن‌گاه که مجرم به حدی بر جرم خود [[اصرار]] می‌ورزد که در زمره مجرمان به [[عادت]] و خطرناک درمی‌آید، برای [[سلامت]] دیگر افراد اجتماع، چاره‌ای جز حذف و طرد او وجود ندارد.
# [[اهداف]] [[مجازات‌ها]] نیز از اموری است که در اتخاذ نوع روش برخورد با مجرمان بسیار مؤثر است. از دیدگاه امام علی{{ع}} مجازات‌ها ابزارهایی به شمار می‌آیند که اجرای [[عدالت]] را محقق می‌سازند، بازدارنده از [[زشتی‌ها]] و قبایحند، اصلاح‌کننده امور اجتماع و فردی‌اند و از این‌رو است که به نوعی زمینه‌های شکوفایی استعدادهای مثبت [[آدمی]] را فراهم می‌آورند و در راه‌یابی [[آدمیان]] به کمال و تعالی مؤثر می‌افتند. آن‌چه از [[سیره قضایی امام علی]]{{ع}} به دست می‌آید این است که [[هدف غایی]] مجازات‌ها همواره باید مطمح‌نظر باشد؛ هرچند که مواردی می‌توان از برخی از اهداف متوسط [[چشم‌پوشی]] کرد؛ فی المثل می‌توان از [[اجرای عدالت]] (به مفهوم [[ضرورت]] مجازات‌کردن) و سزادهی به [[مجرم]] صرف‌نظر کرد و در عوض زمینه‌های تعالی و [[تهذیب]] او را فراهم آورد.
#روش‌های [[مواجهه]] [[امام علی]]{{ع}} با [[مجرمان]] و سخنانی که از امام علی{{ع}} در مورد نگرش ایشان به مجرمان و اهداف مجازات‌ها در دست است، حکایت از آن دارد که [[امام]] بیش‌تر از روش‌های [[اصلاحی]]، انسان‌دوستانه و [[اخلاقی]] استفاده می‌کرده است و نه روش‌های خشن و سرکوب‌گرانه.
# و بالاخره باید به این نکته مهم توجه داشت که نوع جرم ارتکابی نیز در اتخاذ شیوه مواجهه با مجرم موثر است. از این‌رو است که امام علی{{ع}} در جرایمی که بیش‌تر ناقض [[حقوق اجتماعی]] است و [[تعدی]] به [[حقوق عمومی]] به [[حساب]] می‌آید، سخت‌گیر و خشن است، اما در جرایمی که ناقض [[حقوق الهی]] است یا ناقض [[حقوق فردی]]، آسان‌گیر و دعوت‌کننده به [[عفو و گذشت]].<ref>[[سید محمود میرخلیلی|میرخلیلی]] و [[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی]]، [[حقوق مجرمان (مقاله)|مقاله «حقوق مجرمان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۸۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۸۰

ویرایش