فقه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۶۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[فقه در لغت]] - [[فقه در قرآن]] - [[فقه در فقه سیاسی]] - [[فقه در فقه اسلامی]] - [[فقه در معارف و سیره علوی]] - [[فقه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{نبوت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فقه در قرآن]] | [[فقه در حدیث]] | [[فقه در نهج البلاغه]] | [[فقه در معارف دعا و زیارات]] | [[فقه در فقه اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فقه (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==تعریف فقه==
'''فقه''' به معنای فهم و فطانت، به معنای فهم عمیق از معارف و آموزه‏‌های [[اسلامی]] به [[کار]] رفته و در اصطلاح [[فقها]] عبارت است از [[علم به احکام شرعی]] فرعی از [[ادله]] تفصیلی آن. احکتم [[فقهی]] از چهار منبع [[قرآن]]، [[سنت]]، [[عقل]] و [[اجماع]] به‌دست می‌آید. موضوع [[علم]] فقه، فعل [[مکلف]] است.  
*در تعریف فقه آمده است: "فقه، [[علم به احکام شرعی]] فرعی از ادلۀ تفصیلی آن است"<ref>"هو العلم بالاحکام الشرعیۀ الفرعیۀ عن أدلتها التفصیلیه"؛ ابوالقاسم میرزای قمی، قوانین الاصول، ص۵.</ref><ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۱۲.</ref>.


==فقه در [[فرهنگ]] [[مطهر]]==
== معناشناسی ==
یعنی [[فهم]] عمیق، یعنی [[فکر]] کردن درباره امری که احتیاج به فهم عمیق دارد و باید روی آن فکر کرد، یعنی ممکن است شما چیزی از من [[روایت]] بکنید و خودتان نفهمید ولی آیندگان خواهند فهمید، یا ممکن است شما بفهمید ولی آن کسی که بعد از شما می‌آید از شما خواهد فهمید<ref>شرح مبسوط منظومه، ج۲، ص۴۴؛ سیری در سیره نبوی، ص۴۲؛ خاتمیت ص۱۶۷.</ref>.
=== معنای لغوی ===
“فقه” در اصطلاح اولی [[دینی]]، یعنی یک [[حقیقت]] دینی و یک [[حکمت]] دینی که [[نیازمند]] به تعمق و [[تفکر]] است. مقصود در اینجا حقایق و کلماتی است که [[مردم]] از خود آن [[حضرت]] می‌شنوند<ref>ده گفتار، ص۲۰۳؛ خاتمیت، ص۱۶۷؛ آشنایی با قرآن ج۳، ص۱۸۱.</ref>.
{{اصلی|فقه در لغت}}
“فقه” در اصطلاح امروز ما یعنی [[علم به احکام]]<ref>خاتمیت، ص۱۶۶.</ref>. فقه معنی غور کردن و به اعماق رسیدن را می‌دهد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ۱۶۹.</ref>.
فقه معانی مختلفی دارد: «فطانت و زیرکی»<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۴۲.</ref>، «بریدن و گشودن»<ref>{{عربی|الفقه حقیقة: الشق و الفتح، والفقیه: العالم الذی یشق الاحکام و یفتش عن حقائقها، و یفتح ما استغلق منها}}، زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۵.</ref>، «رسیدن از دانشی آشکار به دانشی پنهان»<ref>{{عربی|الفقه التوصل الی علم غائب بعلم شاهد}}، اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴.</ref> و «علم و [[آگاهی]] دقیق و عمیق به چیزی و فهم و [[درک]] آن»<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۵۲۲؛ اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴؛ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۱۲۴.</ref>. بنابراین، فقه معنا و مفهومی اخص از [[علم]] و [[دانش]] دارد. از نظر برخی از لغت‌شناسان به دلیل [[فضیلت]] و [[برتری]] [[دین]]، بر «علم و آگاهی و درک دین» اطلاق می‌شود<ref>ابن سیده، المحکم والمحیط الاعظم، ج۴، ص۱۲۸.</ref>. از برخی لغت‌شناسان هم نقل شده که آن را به معنای «بصیرت در امر دین» دانسته‌اند، نه فقط علم و آگاهی صِرف<ref>ر.ک: طریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۳۵۵.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref>
مراجعه به [[علم]] فقه<ref>اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۱۱۸.</ref>. و فن فقه.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۳.</ref>


===فقه [[خوارج]]===
=== معنای اصطلاحی ===
فقه خوارج فقه مخصوصی است. [[عقاید]] فقهیشان بسیار جامد است. گفتند تمام [[فرق اسلامی]] کافرند غیر از ما و هر کسی که [[گناه کبیره]] مرتکب بشود [[کافر]] است. یک فقه به اصطلاح مضیق، تنگ و تاریک به وجود آوردند. به همین [[دلیل]] اینها بعدها منقرض شدند، چون اساساً فقه اینها فقه عملی نبود، نمی‌شد جامعه‌ای خود را پایبند به این فقه بکند و بتواند به [[زندگی]] خود ادامه بدهد<ref>اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۱۱۸.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۴.</ref>
معنای اصطلاحی رایج فقه در زبان [[فقیهان]] عبارت است از: «آگاهی از [[احکام]] فرعی [[شرعی]] از روی [[دلایل]] تفصیلی و منابع استنباط»<ref>{{عربی|العلم بالاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلّتها التفصیلیه}}، مشکینی، مصطلحات الفقه، ص۱۸۰.</ref>. براساس این تعریف، آگاهی از اصول و [[معارف اعتقادی]] [[دین]]، همچنین مسائلی که در دانش اصول فقه مطرح می‌شود، و [[آگاهی]] سطحی شخص [[مکلف]]، فقه مصطلح نامیده نمی‌شود، تنها به آگاهی از احکام واقعی [[دین]] که از [[قرآن]]، [[سنت]] و [[عقل]] [[استنباط]] می‌شود و احکام ظاهری و وضعی [[دین]] که از [[اخبار]] آحاد، امارات دیگر و اصول عملیه به‌دست می‌آید، فقه گویند<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref>.


===فقه و فهم===
== پیشینه ==
“فقه” با “فهم” فرقش این است که “فهم” مطلق فهمیدن است و “فقه” فهم عمیق را می‌گویند. وقتی که فقه به [[کلام]] اطلاق بشود، یعنی سخنی که عمق زیاد دارد<ref>سیری در سیره نبوی، ص۴۲.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۴.</ref>
[[قانون]] و برنامه [[زندگی]] در [[تاریخ]] [[بشر]] پیشینه‌ای دراز دارد. [[فرعونیان]] [[مصر]] دربارۀ [[جرم]]، [[مالکیت]] و تقسیم [[ارث]]، [[قوانین]] دقیقی داشته‌اند<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۱۹۳–۱۹۴.</ref>. قدیمی‌ترین قانون بشری منظمی که به دست آمده، قانون حمورابی (۲۱۲۳–۲۰۸۱ق م) است که بسیاری از قوانین آن بر گرفته از [[شرایع آسمانی]] بوده است<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>، بلکه گفته شده این قانون‌نامه مانند [[شریعت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[آسمان]] نازل شده است<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۲۶۰.</ref>. همه [[ادیان آسمانی]] به‌ویژه [[آیین یهود]] دارای شریعت بوده‌اند<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>. در اسفار پنج‌گانه [[تورات]] و شریعت [[یهود]] همه چیز از خوراکی، پزشکی، [[بهداشت]] شخصی و عمومی، مسائل مربوط به [[زنان]] و فعالیت‌های جنسی به عنوان [[واجبات]] و [[محرمات]]، عنوان [[دینی]] دارند<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۳۸۴–۳۸۵.</ref>. در فرمان‌های ده‌گانه [[موسی]]{{ع}} دربارۀ مسائل [[خانواده]]، روزهای سال، [[مالکیت]]، [[جنگ]] و [[صلح]] و ارتباطات [[مردم]] با یکدیگر دستورهایی وارد شده است<ref>فرمان‌های ده‌گانه موسی{{ع}}، خروج، ب۲۰، ۱–۱۷؛ افشار، بازشناسی ده‌ فرمان در تورات و قرآن، ۲۶–۲۸.</ref>. [[مسیحیان]] نیز پیرو [[شریعت]] موسی{{ع}} بوده‌اند<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>. [[عرب جاهلی]] نیز در حوزه [[احکام]] مدنی، جزایی و پیمان‌های [[اجتماعی]] قوانینی داشتند<ref>علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۴/۳۳۳–۳۶۰ و ۵/۵۰۶، ۵۲۶.</ref> که برخی از آنها در [[اسلام]] پذیرفته شد<ref>احمد بن‌ حنبل، مسند الامام، ۲/۲۰۷؛ علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۵/۴۸۵.</ref> و برخی هم پذیرفته نشد<ref>نساء، ۱۹؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۴/۳۴۸–۳۴۹.</ref>.


==[[فقه حکومتی]]==
در [[قرآن کریم]] بنابر نظر مشهور، حدود پانصد [[آیه]] دربارۀ احکام آمده است<ref>فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱/۵.</ref> و تفصیل و جزئیات آنها در [[روایات]] آمده است. در [[قرآن]] به [[مسلمانان]] سفارش شده است در [[دین]] [[تفقه]] کنند و آن را به دیگران بیاموزند<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>.<ref>امام خمینی، معتمد الاصول، ۱/۴۸۲.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز در [[تفسیری]] از سخن ایشان<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۹۰–۳۹۱.</ref> [[دانش]] را به [[علوم]] [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[علم]] ظاهر و [[آداب]] قالبیه (فقه) تقسیم کرد<ref>کلینی، کافی، ۱/۳۲.</ref>؛ چنان‌که به [[دستور خداوند]]،<ref>توبه، ۱۲۲.</ref> مأمورانی برای [[تعلیم]] مردم به مناطق مختلف اعزام می‌کرد<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه{{صل}}، ۲/۱۸۴.</ref>.


==منابع==
در دوره [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} فقه شیعه گسترش یافت<ref>مفید، الارشاد، ۲/۱۶۰–۱۶۳؛ آقابزرگ، الذریعه، ۲/۱۳۱–۱۳۲؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۴/۳۷۳–۳۷۴.</ref> و طبقه‌ای از [[یاران]] امام صادق{{ع}} به «[[فقها]]» شهره شدند<ref>کشی، رجال، ۲۳۸ و ۳۷۵.</ref> و عده‌ای از [[اصحاب]] آن حضرت دارای کتاب [[فقهی]] بودند<ref>نجاشی، رجال، ۲۳۰–۲۳۲ و ۲۳۵.</ref>. در آغاز دوره غیبت، کتاب‌های فقهی در قالب [[حدیث]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۷۱.</ref> و فتوایی و استدلالی، به قلم [[ابن‌ ابی‌عقیل عمانی]]، ابن‌ جنید اسکافی، [[شیخ مفید]] و برخی دیگر نگاشته شدند<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۴۰–۱۴۱.</ref> و به‌تدریج گسترش یافتند و از آن [[زمان]] تاکنون حوزه‌های [[تدریس]] فقه برقرار بوده است و فقها آثار بسیاری در این زمینه نگاشته‌اند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۶۸–۸۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]] و [[محمد صادق مزینانی|مزینانی]]، [[فقه - رضوی و مزینانی (مقاله)| مقاله «فقه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۵۹۸ – ۶۱۱.</ref>
# [[پرونده:11123.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|'''فقه نظام سیاسی اسلام ج۱''']]
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]


==جستارهای وابسته==
== فقه در قرآن ==
{{اصلی|فقه در قرآن}}
در [[قرآن مجید]] مشتقات واژه فقه در معنای فهم و درک دقیق و عمیق به کار رفته است؛ برای نمونه، [[قوم شعیب]] به او گفتند: {{متن قرآن|يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ}}<ref>«گفتند: ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که می‌گویی درنمی‌یابیم» سوره هود، آیه ۹۱.</ref>. با آن‌که شعیب با قومش به زبان آنان سخن می‌گفت؛ اما آنان اظهار می‌داشتند که سخن او را نمی‌فهمند. مقصودشان این بود که به [[درستی]] عمق و ژرفای سخن او را درک نمی‌کنند.
 
در آیه‌ای دیگر [[خدای متعال]] [[مؤمنان]] را مورد خطاب و [[عتاب]] قرار داده، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ}}<ref>«و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>. در این [[آیه]] هم [[مؤمنان]] را به آشنایی عمیق و دقیق با [[معارف دین]] [[تشویق]] می‌کند ([[تفقّه]] در [[دین]])، وگرنه [[مؤمنان]] آشنایی اجمالی و سطحی با [[دین]] داشتند.
 
نکته حائز اهمیت آن است که در منطق قرآن و [[احادیث]]، غالباً [[فقیه]] به کسی گفته می‌شود که به مجموعۀ دین، اعم از معارف [[عقیدتی]] و [[اخلاقی]] و [[فروع دین]] [[آگاهی]] عمیق داشته باشد، نه فقط کسی که آشنایی عمیق به فروع [[احکام]] دارد؛ هرچند در برخی از احادیث، به ویژه در عصر صادقین{{عم}} در این معنای خاص هم استعمال شد. در این دوره که علوم اسلامی شاخه‌های متعددی پیدا کرد، برخی از شاگردان ایشان در [[مباحث اعتقادی]] و [[کلامی]] و برخی هم در مباحث فرعی و [[احکام شرعی]] [[دین]] صاحب‌نظر شدند، واژه فقه به صورت گسترده در معنای خاص آن به کار رفت<ref>ابن‌اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۶۵؛ برای آشنایی بیشتر در این زمینه ر.ک: ورعی، اندیشه‌های فقهی امام خمینی، ص۲-۴.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref>
 
== جایگاه علم فقه در میان [[علوم]] ==
پس از [[شناخت خداوند]] و [[رهبران الهی]] ([[پیامبران]] و [[جانشینان]] ایشان)، برترین علم، علم فقه است؛ زیرا سامان دهنده امور مربوط به معاش و [[معاد]] [[انسان]] است و در پرتو آن کمال نوع بشری و [[شناخت]] تمامی [[اوامر و نواهی الهی]] که سبب [[نجات]] [[ابدی]] است، حاصل می‏‌شود<ref>تحریرالاحکام، ج۱، ص:۴۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵]]، ص۷۲۳-۷۳۰.</ref>
 
== گستره ==
[[اندیشمندان اسلامی]] رویکردهای مختلفی در زمینه قلمرو فقه دارند. غزالی فقه را متکفل مصالح دنیوی مردم و فقیه را عالم به [[قانون]] سیاست و اداره امور دنیا و حل و فصل خصومات دانسته است<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱/۳۰–۳۲.</ref> برخی نگاه حداکثری دارند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲/۶۵؛ جوادی آملی، شریعت در آینه، ۱۳۰–۱۳۵.</ref> و برآن‌اند که برنامه [[دین]] و [[شریعت]]، [[سعادت ابدی]]<ref>عاملی، مدارک الاحکام، ۱/۳–۴.</ref> و [[صلاح]] [[زندگی]] دو [[جهان]]<ref>طباطبایی، المیزان، ۲/۱۴۰؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲/۱۷۵؛ صدر، الاسلام یقود الحیاة، ۲۴–۳۰.</ref> است. فقه حدود پنجاه کتاب یا باب دارد که از [[طهارت]] آغاز و به [[قصاص]] و دیات ختم می‌شود.<ref>شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱/۲۴۵ و ۱۰/۱۰۵؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۱۱۹–۱۲۰؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۱۴ و ۲/۵۷۷.</ref> این باب‌ها و کتاب‌ها همه شئون زندگی [[انسان]] را دربر می‌گیرند و مسائلی که در جهان امروز با انواع حقوق طرح می‌شود، همانند [[حقوق اساسی]]، حقوق مدنی، [[حقوق]] [[خانوادگی]]، حقوق جزایی و حقوق سیاسی در باب‌های گوناگون فقه آمده‌اند. افزون بر این در حوزه فقه، مسائلی چون [[عبادات]] وجود دارد که در حقوق امروز مطرح نیست<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۶۳.</ref>.
 
بسیاری از [[فقها]] برآن‌اند که [[اسلام]] افزون بر بُعد [[تبلیغ]]، متکفل [[اجرای احکام]] نیز است<ref>حلی، علامه، مختلف الشیعه، ۴/۴۶۳؛ نجفی، جواهر، ۲۱/۳۹۶؛ خویی، موسوعه، مبانی تکمله، ۴۱/۲۷۳؛ آهنگران و مسعودیان، اجرای حدود در عصر غیبت، ۱۵۱.</ref> و [[شریعت اسلام]] احکامش را بر اساس نهاد دولت و [[حکومت]] [[استوار]] ساخته است<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۹۱.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]] و [[محمد صادق مزینانی|مزینانی]]، [[فقه - رضوی و مزینانی (مقاله)| مقاله «فقه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۵۹۸ – ۶۱۱.</ref>
 
== اقسام احکام شرعی ==
احکام شرعی به دو بخش کلی تکلیفی و وضعی تقسیم می‏‌شود:
# '''[[احکام تکلیفی]]:''' عبارت از بایدها و نبایدهای الزامی و غیر الزامی است که به طور مستقیم مرتبط با فعل [[مکلف]] است و به پنج نوع [[واجب]]، [[مستحب]]، [[حرام]]، [[مکروه]] و [[مباح]] تقسیم می‏‌گردد.
# '''[[احکام وضعی]]:''' به طور مستقیم مرتبط با فعل مکلف نیست و بیشتر موضوع [[حکم تکلیفی]] قرار می‏‌گیرد، مانند: [[طهارت]] و [[نجاست]] که وصف اعیان خارجی است و یا صحّت و [[فساد]] که وصف [[اعمال عبادی]] و یا [[عقود]] و ایقاعات قرار می‏‌گیرد<ref>دروس فی اصول فقه الامامیة، ص:۳۹۶ ـ ۳۹۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵]]، ص۷۲۳-۷۳۰.</ref>
 
== ویژگی‌های فقه شیعه ==
[[مذهب]] [[فقهی]] [[شیعه]] که بر گرفته از [[اهل بیت]] {{عم}} است از ویژگی‌ها و شاخصه‌هایی برخوردار است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
# تکیه بر بیان [[شرعی]] که در کتاب و [[سنّت]] به عنوان دو منبع اساسی برای استخراج [[احکام شرعی]] در هر موضوع و رخدادی تجلی یافته است. این دو مصدر و منبع [[غنی]] پاسخ دهنده و برطرف کننده همه خواسته‏‌ها و نیازهای فقهی انسان در انواع و اشکال مختلف [[حیات]] اوست.
# سنّت زمانی [[حجّت]] است که از [[معصوم]]؛ یعنی وجود [[مبارک]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمّه]] {{عم}} صادر شده باشد.
# سنّت باید با [[قطع]] و [[یقین]] و یا حجّت معتبر شرعی ـ که حجّیت آن با قطع و یقین [[ثابت]] شده باشد ـ همچون خبر دادن فرد ثقه و مورد [[اطمینان]]، [[اثبات]] شود.
# سخن [[صحابه]] به صرف [[صحابی]] بودن حجّت شرعی نیست، مگر آنکه ثقه بوده و از معصوم {{ع}} [[نقل]] کرده باشد.
# [[قرآن کریم]]، نخستین مصدر [[تشریع احکام]] [[الهی]] است و ظهوراتش حجّت است؛ لکن استناد به ظهورات [[قرآن]] جز با کامل کردن بحث و تحقیق در دو مرحله ممکن نیست:
## [[ظهور]] دلالت [[آیات]] بر احکام شرعی باید احراز شود
## شناخت آیات عام و خاص، [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] از راه [[سنّت]]<ref>ر.ک: [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵]]، ص۷۲۳-۷۳۰.</ref>
 
== پرسش مستقیم ==
* [[فقیه به چه کسی گفته می‌شود؟ (پرسش)]]
 
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[فقه خرد]] ([[فقه فردی]])
* [[فقه خرد]] ([[فقه فردی]])
* [[فقه کلان]] ([[فقه نظام]] و [[فقه حکومتی]])
* [[فقه کلان]] ([[فقه نظام]] و [[فقه حکومتی]])
خط ۴۷: خط ۷۰:
* [[اجتهاد]]
* [[اجتهاد]]
* [[فتوی]]
* [[فتوی]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010571.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵ (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵''']]
# [[پرونده:IM009875.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی]] و [[محمد صادق مزینانی|مزینانی]]، [[فقه - رضوی و مزینانی (مقاله)| مقاله «فقه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۷''']]
# [[پرونده:1100625.jpg|22px]] [[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''درسنامه فقه سیاسی''']]
{{پایان منابع}}
== پانویس ==
{{پانویس}}


==پانویس==
{{فروع دین}}
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:فقه]]
[[رده:فقه]]
۱۳۱٬۶۲۶

ویرایش