پرش به محتوا

نظام اخلاقی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱۳: خط ۱۳:
=== فطرت ===
=== فطرت ===
اهل لغت و [[تفسیر]] گویند «[[فطر]]» به معنای [[خلقت]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. مقصود از فطرت‌الله که [[خدای تعالی]] [[مردم]] را بر آن منظور فرموده، حالت و هیئتی است که [[خلق]] را بر آن قرار داده که از لوازم وجود آنها و از چیزهایی است که در اصل خلقت، فطرت خمیرة آنها بر آن مخمر شده است و فطرت‌های [[الهی]] از الطافی است که خدای تعالی [[انسان]] را به آن اختصاص داده از بین جمیع [[مخلوقات]] و دیگر موجودات یا اصلاً دارای این گونه فطرت‌هایی که ذکر می‌شود، نیستند یا ناقص‌اند و [[حظ]] کمی از آن دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. از ویژگی‌های [[امور فطری]] این است که شامل همه سلسله [[بشر]] از عالم و [[جاهل]]، سعید و [[شقی]]، [[متمدن]] و شهری با هر مذهبی و [[فرهنگی]] باشند خواهد شد و استثناء برنمی‌تابد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹ و ۱۸۰؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۷.</ref>؛ لذا [[احکام فطرت]] از جمیع [[احکام]] بدیهیه، بدیهی‌تر است؛ زیرا که در تمام احکام عقلیه، حکمی که بدین مثابه باشد که احدی در آن [[اختلاف]] نکند و نکرده باشد نداریم<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۰.</ref>.
اهل لغت و [[تفسیر]] گویند «[[فطر]]» به معنای [[خلقت]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. مقصود از فطرت‌الله که [[خدای تعالی]] [[مردم]] را بر آن منظور فرموده، حالت و هیئتی است که [[خلق]] را بر آن قرار داده که از لوازم وجود آنها و از چیزهایی است که در اصل خلقت، فطرت خمیرة آنها بر آن مخمر شده است و فطرت‌های [[الهی]] از الطافی است که خدای تعالی [[انسان]] را به آن اختصاص داده از بین جمیع [[مخلوقات]] و دیگر موجودات یا اصلاً دارای این گونه فطرت‌هایی که ذکر می‌شود، نیستند یا ناقص‌اند و [[حظ]] کمی از آن دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. از ویژگی‌های [[امور فطری]] این است که شامل همه سلسله [[بشر]] از عالم و [[جاهل]]، سعید و [[شقی]]، [[متمدن]] و شهری با هر مذهبی و [[فرهنگی]] باشند خواهد شد و استثناء برنمی‌تابد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹ و ۱۸۰؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۷.</ref>؛ لذا [[احکام فطرت]] از جمیع [[احکام]] بدیهیه، بدیهی‌تر است؛ زیرا که در تمام احکام عقلیه، حکمی که بدین مثابه باشد که احدی در آن [[اختلاف]] نکند و نکرده باشد نداریم<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۰.</ref>.
[[انسان]] در بدو [[خلقت]] دارای دو [[فطرت]] می‌باشد که یکی از آن دو اصلی و دیگری تبعی می‌باشد که این دو فطرت منشأ کمال و [[سعادت انسان]] است و دیگر [[فطریات]] از فروعات و تبعات این دو فطرت می‌باشند. منظور از فطرت اصلی [[عشق به کمال]] مطلق و خیر و [[سعادت]] مطلقه می‌باشد و منظور از فطرتی که جنبه تبعی و فرعیت دارد، فطرت [[تنفر]] از [[نقص]] و [[انزجار]] از [[شر]] و [[شقاوت]] است و این دو فطرت که عبارت باشد از فطرت مخمورة غیرمحجوبه فطرتی است که محکوم احکام [[طبیعت]] نشده و وجهه [[روحانیت]] و [[نورانیت]] آن باقی است و هرگاه فطرت محکوم احکام طبیعت و محجوب از روحانیت و عالم اصلی خود شد مبدأ جمیع [[شرور]] و منشأ جمیع شقاوت و بدبختی‌هاست<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۶ و ۷۷.</ref> که به آن فطرت محجوبه گفته می‌شود.
[[انسان]] در بدو [[خلقت]] دارای دو [[فطرت]] می‌باشد که یکی از آن دو اصلی و دیگری تبعی می‌باشد که این دو فطرت منشأ کمال و [[سعادت انسان]] است و دیگر [[فطریات]] از فروع و تبعات این دو فطرت می‌باشند. منظور از فطرت اصلی [[عشق به کمال]] مطلق و خیر و [[سعادت]] مطلقه می‌باشد و منظور از فطرتی که جنبه تبعی و فرعیت دارد، فطرت [[تنفر]] از [[نقص]] و [[انزجار]] از [[شر]] و [[شقاوت]] است و این دو فطرت که عبارت باشد از فطرت مخمورة غیرمحجوبه فطرتی است که محکوم احکام [[طبیعت]] نشده و وجهه [[روحانیت]] و [[نورانیت]] آن باقی است و هرگاه فطرت محکوم احکام طبیعت و محجوب از روحانیت و عالم اصلی خود شد مبدأ جمیع [[شرور]] و منشأ جمیع شقاوت و بدبختی‌هاست<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۶ و ۷۷.</ref> که به آن فطرت محجوبه گفته می‌شود.


و از آنجا که [[فطرت انسان]] توجه به [[کمال مطلق]] و نورانیت محض و خیر دارد و از نقص و شر تنفر دارد، هرچه از او صادر شود، در راه [[حق]] و [[حقیقت]] است و همه در راه وصول به خیر مطلق و [[جمال]] [[جمیل]] مطلق است، و خود این فطرت مبدأ و منشأ [[خیرات]] و سعادات است و خود خیر بلکه خیر است<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۲.</ref>. بنابراین اگر فطرت انسان مکدر به حجاب‌های [[دنیوی]] و طبیعت نگردد [[گرایش]] به [[فضایل اخلاقی]] که [[نور]] هستند خواهد داشت و از [[رذایل اخلاقی]] که شر و [[ظلمت]] هستند تنفر خواهد داشت و از این جهت یکی از مهم‌ترین منابع گرایش انسان به فضایل اخلاقی و تنفر از رذایل اخلاقی داشتن فطرتی سالم و غیرمحجوب می‌باشد. و برای [[تخلق]] به [[فضایل اخلاقی]] در مرحله اول لازم است با کنار گذاشتن [[معاصی]] و [[رذایل اخلاقی]] [[فطرت الهی]] را از حجاب‌های ظلمانی [[پاک]] گرداند تا درهای [[سعادت]] به روی [[انسان]] باز گردد و [[جاذبه]] [[الهی]] او را به سمت خود بکشاند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۶.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۷.</ref>
و از آنجا که [[فطرت انسان]] توجه به [[کمال مطلق]] و نورانیت محض و خیر دارد و از نقص و شر تنفر دارد، هرچه از او صادر شود، در راه [[حق]] و [[حقیقت]] است و همه در راه وصول به خیر مطلق و [[جمال]] [[جمیل]] مطلق است، و خود این فطرت مبدأ و منشأ [[خیرات]] و سعادات است و خود خیر بلکه خیر است<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۲.</ref>. بنابراین اگر فطرت انسان مکدر به حجاب‌های [[دنیوی]] و طبیعت نگردد [[گرایش]] به [[فضایل اخلاقی]] که [[نور]] هستند خواهد داشت و از [[رذایل اخلاقی]] که شر و [[ظلمت]] هستند تنفر خواهد داشت و از این جهت یکی از مهم‌ترین منابع گرایش انسان به فضایل اخلاقی و تنفر از رذایل اخلاقی داشتن فطرتی سالم و غیرمحجوب می‌باشد. و برای [[تخلق]] به [[فضایل اخلاقی]] در مرحله اول لازم است با کنار گذاشتن [[معاصی]] و [[رذایل اخلاقی]] [[فطرت الهی]] را از حجاب‌های ظلمانی [[پاک]] گرداند تا درهای [[سعادت]] به روی [[انسان]] باز گردد و [[جاذبه]] [[الهی]] او را به سمت خود بکشاند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۶.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۷.</ref>
خط ۴۷: خط ۴۷:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:نظام اخلاقی]]
[[رده:اخلاق]]
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش