جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -') |
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==[[مساکن]] و منازل [[بنی کعب]]== | ==[[مساکن]] و منازل [[بنی کعب]]== | ||
بنی کعب نیز بمانند [[قبایل]] [[مادری]] شان [[ازد]] و [[خزاعه]]، اصالتی [[یمنی]] داشتند و در «[[مأرب]]» در جنوب [[یمن]] میزیستهاند<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۴.</ref>. تا این که در پی آشفتگیهای [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] حاصل از کشمکشهای [[حمیریان]] و [[قحطانیان]] و [[تغییر]] راههای [[تجاری]] یمن که شریان اصلی [[اقتصاد]] یمن بسته بدان بود و سرانجام با تخریب [[سد مأرب]]<ref>ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...</ref> در حدود [[قرن اول]] و دوم میلادی<ref>احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.</ref> و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری مأرب، همراه با جمعی دیگر از [[ازدیان]] به [[رهبری]] عمرو بن عامر مُزَیقیاء جلای [[وطن]] کرده، به [[امید]] یافتن زیستگاهی بهتر روی به شمال آوردند و در نجد و تهامه وارد شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۲۸-۳۲۹. نیز ر.ک: ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳-۱۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. اندکی بعد، که [[طوایف]] ازد به چند جانب متفرق شدند و سرنوشتی مستقل در پیش گرفتند، بنی کعب بن عمرو و طوایف متعدد آن نیز، در کنار دیگر [[خویشان]] [[خزاعی]] خود، در [[حجاز]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸؛ ج۳، ص۱۶۷ و ۲۱۲. نیز ر.ک: ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷ و ۱۹۲-۱۹۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۳.</ref>، بهویژه [[شهر مکه]] و اطراف آن<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۶ و ج۳، ص۲۰۰؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷، ۱۹۲-۱۹۳ و۲۵۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱ و ۲۱۲.</ref> همچون قُدَید<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۰ و ج۸، ص۲۲۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۲، ص۳۱۳؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۸، ص۵۲۲.</ref> سکنی گزیدند. شماری از ایشان هم، در پی [[ظهور اسلام]] و در طی دورههای مختلف [[اسلامی]]، در [[مدینه منوره]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۶۲. نیز ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۴، ص۳۴۷؛ ابن شبه نمیری، تاریخ المدینه، ج۱، ص۲۴۶؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۳۹۲.</ref>، و نیز مناطقی چون [[شام]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبرى، ج۵، ص۱۳۴؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۵۶۵؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۳۹۱.</ref>، [[مصر]]<ref>ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۲؛ مجهول، اخبار الدولة العباسیه و فیه اخبار العباس و ولده، ص۲۱۸؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۴، ص۱۶۷.</ref> و [[عراق]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸.</ref> ساکن شدند. از مهمترین سکونتگاههای این [[قوم]] در عراق، میتوان به شهرهای [[بصره]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸ و ج۳، ص۱۶۲. نیز ر.ک: ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۷۴؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۷۸؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۴۲۴.</ref>، [[کوفه]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۱۹؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۱؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۶، ص۲۷۵.</ref> و [[بغداد]]<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۳۶-۱۳۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص: ۳۸۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۸۸.</ref> و حومه [[غربی]] این [[شهر]]، معروف به «[[ربض حمزة بن مالک بن هیثم]]»<ref>ابن فقیه، البلدان، ص۲۹۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۵.</ref> اشاره کرد. [[بنی حرام بن حبشیه]] از جمله | بنی کعب نیز بمانند [[قبایل]] [[مادری]] شان [[ازد]] و [[خزاعه]]، اصالتی [[یمنی]] داشتند و در «[[مأرب]]» در جنوب [[یمن]] میزیستهاند<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۴.</ref>. تا این که در پی آشفتگیهای [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] حاصل از کشمکشهای [[حمیریان]] و [[قحطانیان]] و [[تغییر]] راههای [[تجاری]] یمن که شریان اصلی [[اقتصاد]] یمن بسته بدان بود و سرانجام با تخریب [[سد مأرب]]<ref>ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...</ref> در حدود [[قرن اول]] و دوم میلادی<ref>احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.</ref> و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری مأرب، همراه با جمعی دیگر از [[ازدیان]] به [[رهبری]] عمرو بن عامر مُزَیقیاء جلای [[وطن]] کرده، به [[امید]] یافتن زیستگاهی بهتر روی به شمال آوردند و در نجد و تهامه وارد شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۲۸-۳۲۹. نیز ر.ک: ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳-۱۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. اندکی بعد، که [[طوایف]] ازد به چند جانب متفرق شدند و سرنوشتی مستقل در پیش گرفتند، بنی کعب بن عمرو و طوایف متعدد آن نیز، در کنار دیگر [[خویشان]] [[خزاعی]] خود، در [[حجاز]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸؛ ج۳، ص۱۶۷ و ۲۱۲. نیز ر.ک: ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷ و ۱۹۲-۱۹۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۳.</ref>، بهویژه [[شهر مکه]] و اطراف آن<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۶ و ج۳، ص۲۰۰؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷، ۱۹۲-۱۹۳ و۲۵۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱ و ۲۱۲.</ref> همچون قُدَید<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۰ و ج۸، ص۲۲۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۲، ص۳۱۳؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۸، ص۵۲۲.</ref> سکنی گزیدند. شماری از ایشان هم، در پی [[ظهور اسلام]] و در طی دورههای مختلف [[اسلامی]]، در [[مدینه منوره]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۶۲. نیز ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۴، ص۳۴۷؛ ابن شبه نمیری، تاریخ المدینه، ج۱، ص۲۴۶؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۳۹۲.</ref>، و نیز مناطقی چون [[شام]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبرى، ج۵، ص۱۳۴؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۵۶۵؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۳۹۱.</ref>، [[مصر]]<ref>ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۲؛ مجهول، اخبار الدولة العباسیه و فیه اخبار العباس و ولده، ص۲۱۸؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۴، ص۱۶۷.</ref> و [[عراق]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸.</ref> ساکن شدند. از مهمترین سکونتگاههای این [[قوم]] در عراق، میتوان به شهرهای [[بصره]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸ و ج۳، ص۱۶۲. نیز ر.ک: ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۷۴؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۷۸؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۴۲۴.</ref>، [[کوفه]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۱۹؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۱؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۶، ص۲۷۵.</ref> و [[بغداد]]<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۳۶-۱۳۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص: ۳۸۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۸۸.</ref> و حومه [[غربی]] این [[شهر]]، معروف به «[[ربض حمزة بن مالک بن هیثم]]»<ref>ابن فقیه، البلدان، ص۲۹۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۵.</ref> اشاره کرد. [[بنی حرام بن حبشیه]] از جمله فروع و شعب این قوم بودند که نخست در بصره قدیم [[منزل]] گزیدند و سپس، به بصره جدید نقل مکان کردند. آنان در این شهر، [[سرزمین]] و مسجدی معروف داشتند که حریری (م. ۵۱۶) مؤلف کتاب «المقامات» -که خود، از منتسبین این [[قبیله]] است - در چهل و هشتمین [[مقام]] کتابش به نام «الحرامیه» به آن اشاره کرده است<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۳۸.</ref>. [[ایران]] و بخصوص منطقه [[خراسان]] و از جمله آن، [[شهر]] معروف «نسا» نیز، از دیگر سرزمینهایی است که به عنوان یکی از مواطن بنی کعب بن عمرو و [[طایفه]] نامدارش [[بنی سعد بن کعب]] شناخته شده است<ref>مجهول، اخبار الدولة العباسیه و فیه اخبار العباس و ولده، ص۲۱۸ و ۲۲۰.</ref>. از [[دیر الزور]] [[سوریه]] هم میتوان به عنوان یکی از منازل و [[مساکن]] کنونی اقوامی از بنی حلیل بن حبشیه یاد کرد<ref>بامطرف، محمد عبد القادر، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلى الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۳۸۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی کعب بن عمرو و [[تاریخ]] [[جاهلی]] این [[قوم]]== | ==بنی کعب بن عمرو و [[تاریخ]] [[جاهلی]] این [[قوم]]== | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
[[ضرورت]] شیوة [[زندگی]] و [[لزوم]] دفع [[تهدیدها]] در [[جزیرةالعرب]]، [[قبایل]] را وادار میکرد تا برای رسیدن به [[اهداف]] [[امنیتی]] و [[دفاعی]] خود، با دیگر قبایل [[همپیمان]] شوند. این روابط [[جنگی]]، معمولاً به صورت موقت و ناپایدار بود و گاه وجود [[دشمن]] مشترک یا قویتر به این رابطة دوستانه و [[همپیمانی]] کمک میکرد. [[قبیله]] بنی کعب بن عمرو هم، چونان دیگر [[قبایل عرب]] از این قاعده مستثنی نبودند. از اینرو، آنان، در راستای [[تحکیم]] [[قدرت]] خود در [[مکه]]، پیمانهای حلفی با [[قریش]] برقرار نمودند که از جمله این [[احلاف]] و [[پیمانها]] میتوان به [[پیمان]] آنان با [[عبدالمطلب]] –رییس قریش- اشاره کرد. بر پایه این گزارش، [[قبیله خزاعه]] در تصمیمی میان گروهی با برشمردن ویژگیهای شخصیتی عبدالمطلب، مصمم به [[همپیمانی]] با وی شدند. آنها عبدالمطلب را از [[عزم]] خود مطلع نمودند که با موافقت او روبرو شد. از این روی، سران و بزرگان [[خزاعه]] از جمله [[بدیل بن ورقاء]]، [[سفیان بن عمرو]]، [[هاجر بن عبد مناف بن ضاطر]]، [[عبدالعزی بن قطن مصطلقی]] و [[خلف بن اسعد ملحی]] و جماعتی دیگر از خزاعه به [[دارالندوه]] رفتند و متن این پیمان را مکتوب کردند. عبدالمطلب با هفت تن از [[سران قریش]] از جمله [[ارقم بن نضلة بن هاشم]]، ضحاک و عمرو پسران [[صیفی بن هاشم]] بر آنان وارد شدند و پس از امضای این [[قرارداد]]، آن را در [[کعبه]] آویختند. نقل است که [[هاجر بن عبد مناف بن ضاطر]] با دیدن عبدالمطلب گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] اگر بخواهید در [[شأن]] و مرتبه پسرش به شما چیزی خواهم گفت که در یثرب به [[خواب]] دیدم». گفتند: «چه دیدی؟» گفت: «دیدم که [[بنی عبدالمطلب]] در یثرب بر بالای درختان خرما راه میروند و بر [[مردم]] خرما میریزند. پس بنی عبدالمطلب عن قریب به جایگاهی بلند دست خواهند یافت و مقر این جایگاه، یثرب خواهد بود». هاجر در ادامه گفت: «به خدا سوگند؛ عبدالمطلب، فقط یک پسر دارد که حارث نام دارد! پس با او [[بیعت]] کنید». آنان نیز چنین کردند. عبدالمطلب در آن [[روز]]، جهت [[استحکام]] این پیمان، با دو تن از [[دختران]] [[خزاعه]] به اسامی لبنی بنت [[هاجر بن عبد مناف بن ضاطر]] و [[ممنعه بنت عمرو بن مالک بن مؤمل حبتری]] [[ازدواج]] کرد که ما حصل این ازدواجها به ترتیب، تولد [[ابولهب]] و غیداق بود<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱. در روایتی از ابن حبیب بغدادی، متن همپیمانی عبدالمطلب و خزاعه اینچنین آمده است: «بار خدایا به نام تو. این پیمانی است که عبدالمطلب بن هاشم و مردان عمرو بن ربیعه از خزاعه، بر آن همداستان گشتهاند. سوگندی فراگیر و ناشکستنی یاد کردهاند که یاور و غمگسار یکدیگر باشند. پیران بر پیران، خردسالان بر خردسالان و شاهدان بر غایبان یاری کنند. با استوارترین پیمان و ریشهدارترین پیوند همپیمان و همپیوند گشتند که تا خورشید بر ثبیر میتابد و تا اشتری در بیابان به اشتیاق رسیدن به آبادانی، راه میپوید و تا أخشبان برجایند و انسانی در مکه عمره میگذارد، این پیمان بر جای مانَد و گسسته نگردد. پیمانی که به سبب بلندی زمان خود، جاودانه است؛ برآمدن آفتاب و فرا رسیدن تاریکی شب، بر استواری و دیرپایی آن خواهد افزود. بیشک، عبدالمطلب و فرزندان او و همراهان ایشان و مردم خزاعه، پشتیبان و مددکار یکدیگرند. بر عبدالمطلب است که همراه پیروان خویش، در برابر هر دشمنی، خزاعه را یاری دهد و نیز مردم خزاعه باید در برابر همة تازیان در خاور و باختر در دشت و کوهسار، به یاری عبدالمطلب و فرزندان وی وهمدستان ایشان، بشتابند». (ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷-۸۸؛ واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۱-۷۸۲).</ref>. | [[ضرورت]] شیوة [[زندگی]] و [[لزوم]] دفع [[تهدیدها]] در [[جزیرةالعرب]]، [[قبایل]] را وادار میکرد تا برای رسیدن به [[اهداف]] [[امنیتی]] و [[دفاعی]] خود، با دیگر قبایل [[همپیمان]] شوند. این روابط [[جنگی]]، معمولاً به صورت موقت و ناپایدار بود و گاه وجود [[دشمن]] مشترک یا قویتر به این رابطة دوستانه و [[همپیمانی]] کمک میکرد. [[قبیله]] بنی کعب بن عمرو هم، چونان دیگر [[قبایل عرب]] از این قاعده مستثنی نبودند. از اینرو، آنان، در راستای [[تحکیم]] [[قدرت]] خود در [[مکه]]، پیمانهای حلفی با [[قریش]] برقرار نمودند که از جمله این [[احلاف]] و [[پیمانها]] میتوان به [[پیمان]] آنان با [[عبدالمطلب]] –رییس قریش- اشاره کرد. بر پایه این گزارش، [[قبیله خزاعه]] در تصمیمی میان گروهی با برشمردن ویژگیهای شخصیتی عبدالمطلب، مصمم به [[همپیمانی]] با وی شدند. آنها عبدالمطلب را از [[عزم]] خود مطلع نمودند که با موافقت او روبرو شد. از این روی، سران و بزرگان [[خزاعه]] از جمله [[بدیل بن ورقاء]]، [[سفیان بن عمرو]]، [[هاجر بن عبد مناف بن ضاطر]]، [[عبدالعزی بن قطن مصطلقی]] و [[خلف بن اسعد ملحی]] و جماعتی دیگر از خزاعه به [[دارالندوه]] رفتند و متن این پیمان را مکتوب کردند. عبدالمطلب با هفت تن از [[سران قریش]] از جمله [[ارقم بن نضلة بن هاشم]]، ضحاک و عمرو پسران [[صیفی بن هاشم]] بر آنان وارد شدند و پس از امضای این [[قرارداد]]، آن را در [[کعبه]] آویختند. نقل است که [[هاجر بن عبد مناف بن ضاطر]] با دیدن عبدالمطلب گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] اگر بخواهید در [[شأن]] و مرتبه پسرش به شما چیزی خواهم گفت که در یثرب به [[خواب]] دیدم». گفتند: «چه دیدی؟» گفت: «دیدم که [[بنی عبدالمطلب]] در یثرب بر بالای درختان خرما راه میروند و بر [[مردم]] خرما میریزند. پس بنی عبدالمطلب عن قریب به جایگاهی بلند دست خواهند یافت و مقر این جایگاه، یثرب خواهد بود». هاجر در ادامه گفت: «به خدا سوگند؛ عبدالمطلب، فقط یک پسر دارد که حارث نام دارد! پس با او [[بیعت]] کنید». آنان نیز چنین کردند. عبدالمطلب در آن [[روز]]، جهت [[استحکام]] این پیمان، با دو تن از [[دختران]] [[خزاعه]] به اسامی لبنی بنت [[هاجر بن عبد مناف بن ضاطر]] و [[ممنعه بنت عمرو بن مالک بن مؤمل حبتری]] [[ازدواج]] کرد که ما حصل این ازدواجها به ترتیب، تولد [[ابولهب]] و غیداق بود<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱. در روایتی از ابن حبیب بغدادی، متن همپیمانی عبدالمطلب و خزاعه اینچنین آمده است: «بار خدایا به نام تو. این پیمانی است که عبدالمطلب بن هاشم و مردان عمرو بن ربیعه از خزاعه، بر آن همداستان گشتهاند. سوگندی فراگیر و ناشکستنی یاد کردهاند که یاور و غمگسار یکدیگر باشند. پیران بر پیران، خردسالان بر خردسالان و شاهدان بر غایبان یاری کنند. با استوارترین پیمان و ریشهدارترین پیوند همپیمان و همپیوند گشتند که تا خورشید بر ثبیر میتابد و تا اشتری در بیابان به اشتیاق رسیدن به آبادانی، راه میپوید و تا أخشبان برجایند و انسانی در مکه عمره میگذارد، این پیمان بر جای مانَد و گسسته نگردد. پیمانی که به سبب بلندی زمان خود، جاودانه است؛ برآمدن آفتاب و فرا رسیدن تاریکی شب، بر استواری و دیرپایی آن خواهد افزود. بیشک، عبدالمطلب و فرزندان او و همراهان ایشان و مردم خزاعه، پشتیبان و مددکار یکدیگرند. بر عبدالمطلب است که همراه پیروان خویش، در برابر هر دشمنی، خزاعه را یاری دهد و نیز مردم خزاعه باید در برابر همة تازیان در خاور و باختر در دشت و کوهسار، به یاری عبدالمطلب و فرزندان وی وهمدستان ایشان، بشتابند». (ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۷-۸۸؛ واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۱-۷۸۲).</ref>. | ||
[[همپیمانی]] [[بنی حرام بن حبشیة بن کعب]] با [[بنی منقذ بن عمرو]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۰۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۵۸؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۴، ص۲۹۶.</ref> و احتمالاً [[بنی کنانه]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۷.</ref>، همچنین، [[پیمان]] [[آل الفضیل بن عفیف]] –از | [[همپیمانی]] [[بنی حرام بن حبشیة بن کعب]] با [[بنی منقذ بن عمرو]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۰۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۵۸؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۴، ص۲۹۶.</ref> و احتمالاً [[بنی کنانه]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۷.</ref>، همچنین، [[پیمان]] [[آل الفضیل بن عفیف]] –از فروع بنی [[کلیب]] بن حبشیه- با [[بنی مخزوم]] –از [[طوایف]] [[قریش]]-<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۵۷.</ref> از دیگر [[احلاف]] و پیمانهای مستقل شناخته شده این [[قوم]] با طوایف و [[قبایل]] پیرامون است. ضمن این که حلف آل خراش بن امیه –شاخهای دیگر از [[بنی کلیب بن حبشیه]]- با [[بنی مخزوم]] که در محدوده زمانی سالهای نخستین [[بعث]] اتفاق افتاد هم، از پیمانهای دیگر این قوم است که بواسطه [[ازدواج]] خراش بن امیه با [[قذه بنت عرفجة بن عثمان بن عبدالله مخزومی]] رسمیت یافت<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۵۷.</ref>. | ||
گذشته از همپیمانیهای نظامی، ازدواجهای [[جاهلی]] هم بخشی از برنامههای هر [[قبیله]] -از جمله بنی کعب بن عمرو- در [[حفظ]] [[بقاء]] و صیانت از [[منافع]] خود بود که علاوه بر داشتن کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی، در پشتوانهسازی جهت [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههاى [[امنیت]] و [[آسایش]] خاطر آنان، در دستیابی به اهداف مورد نظر، محسوب میشدند. [[بنی کعب]] در کنار دیگر طوایف [[بنی خزاعه]]، در جهت رفع [[تهدیدها]] و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای قبیله خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و قبایل [[حجاز]] همچون قریش و [[کنانه]]، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. چندان که ازدواجهای متعددی که بین بنی کعب با [[منسوبان]] این قبایل انجام گرفت، خود میتواند دلیلی دیگر برگستردگی تعاملات و بده بستانهای [[سیاسی]] بنی کعب بن عمرو با آنان باشد. علاوه بر ازدواج [[عبدالمطلب]] با لبنی بنت [[هاجر بن عبدمناف بن ضاطر]] و [[ممنعه بنت عمرو بن مالک بن مؤمل حبتری]]<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۱۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۵؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۸.</ref>، و نیز [[پیمان]] [[زناشویی]] [[خراش بن امیه]] با قذه بنت [[عرفجة بن عثمان بن عبدالله مخزومی]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۵۷.</ref>، که در پیش بدان اشاره شد، ازدواج دختر [[ضاطر بن حبشیه]] با [[حجر بن عبد بن معیص]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۹۶۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۳.</ref> و دعد بنت [[منقذ بن غاضرة بن حبشیه]] با [[شیبان بن محارب بن فهر]] از [[بنی محارب]] -<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۱۱۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۴۵.</ref> نیز پیوندهای سببی حیّه بنت [[هاشم بن عبدمناف]] با [[اجحم بن دندنة بن عمرو خزاعی]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۱؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۲۸ و ۶۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۰۲. مصعب او را همسر هاشم بن اجحم بن دندنة بن عمرو خزاعی عنوان کرده است. (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۷)</ref>و [[امیمه]] بنت [[تیم بن سعد بن کعب]] با [[عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره قریشی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴.</ref>، همچنین وصلتی که بین دعد بنت سعد بن کعب بن عمرو با عمرو بن معیص بن عامر بن لؤی قریشی<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۹۶۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۵.</ref> و [[کلیب بن حبشیه]] با دختر [[حارثة بن تیم بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن نصر]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۴.</ref> صورت گرفت، از دیگر ازدواجهای مهم [[جاهلی]] گزارش شده از این [[قوم]] است که با همین منظور انجام گرفت. پیمانهای سببی سلمی بنت سعد بن کعب بن عمرو –از جدّات [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۸.</ref> و [[عبدالملک بن مروان]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴.</ref>- هجیره بنت أذاة بن ریاح بن عبداللّه از [[قریش]] با [[فضل بن عفیف بن کلیب بن حبشیه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۶۶؛ زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴.</ref>، [[عجماء بنت عامر بن فضل بن عفیف بن کلیب]] با [[اسود بن حارثة بن نضلة بن عوف عدوی قرشی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۸، ص۶.</ref>، ریطه بنت [[عبدالله بن عبدالله]] با عبدالله بن مطیع بن أسود بن حارثة بن نضله عدوی قریشی<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۰۹.</ref>، دختر خراش بن أمیه با [[مطیع بن أسود بن حارثه عدوی قرشی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۱۰.</ref> و [[فاطمه]] بنت ابوسفیان بن حارث بن أمیة بن فضل بن منقذ بن عفیف بن کلیب بن حبشیه با [[قدامة بن مظعون بن حبیب جمحی قریشی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۰۶.</ref> هم، از دیگر ازدواجهای [[زنان]] این [[قوم]] با مردانی از [[قریش]] به شمار رفته است. ضمن این که از ازدواجهای [[فرزندان]] [[کعب بن عمرو]] با دیگر [[اقوام]] و [[طوایف]] [[عربی]] باید از [[ازدواج]] [[منقذ بن عمرو بن عبید بن ضاطر]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ج۱۴، ص۳۴۸. منابع دیگر از او و نسبش با عنوان «منقذ بن عبید بن اصرم بن ضاطر» (مرزبانی، معجم الشعرا، ص۲۴۵)، «عمرو بن سعد بن عمرو بن ضاطر» (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۳) و «عمرو بن مُنْقِذ» (ابن درید، الاشتقاق، ص۴۷۴) یاد کردهاند.</ref> با زنی از بنی حِداد از طوایف [[بنی محارب بن خصفة بن قیس بن عیلان]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ج۱۴، ص۳۴۸؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۰۹.</ref> و به [[نقلی]] [[بنی حداد بن مالک بن کنانه]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۸۶.</ref> یاد کرد که ثمرهاش، تولد قیس بن حدادیه از شعرای بنام [[عرب]] بود.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | گذشته از همپیمانیهای نظامی، ازدواجهای [[جاهلی]] هم بخشی از برنامههای هر [[قبیله]] -از جمله بنی کعب بن عمرو- در [[حفظ]] [[بقاء]] و صیانت از [[منافع]] خود بود که علاوه بر داشتن کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی، در پشتوانهسازی جهت [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههاى [[امنیت]] و [[آسایش]] خاطر آنان، در دستیابی به اهداف مورد نظر، محسوب میشدند. [[بنی کعب]] در کنار دیگر طوایف [[بنی خزاعه]]، در جهت رفع [[تهدیدها]] و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای قبیله خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و قبایل [[حجاز]] همچون قریش و [[کنانه]]، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. چندان که ازدواجهای متعددی که بین بنی کعب با [[منسوبان]] این قبایل انجام گرفت، خود میتواند دلیلی دیگر برگستردگی تعاملات و بده بستانهای [[سیاسی]] بنی کعب بن عمرو با آنان باشد. علاوه بر ازدواج [[عبدالمطلب]] با لبنی بنت [[هاجر بن عبدمناف بن ضاطر]] و [[ممنعه بنت عمرو بن مالک بن مؤمل حبتری]]<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۱۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۵؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۸.</ref>، و نیز [[پیمان]] [[زناشویی]] [[خراش بن امیه]] با قذه بنت [[عرفجة بن عثمان بن عبدالله مخزومی]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۵۷.</ref>، که در پیش بدان اشاره شد، ازدواج دختر [[ضاطر بن حبشیه]] با [[حجر بن عبد بن معیص]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۹۶۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۳.</ref> و دعد بنت [[منقذ بن غاضرة بن حبشیه]] با [[شیبان بن محارب بن فهر]] از [[بنی محارب]] -<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۱۱۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۴۵.</ref> نیز پیوندهای سببی حیّه بنت [[هاشم بن عبدمناف]] با [[اجحم بن دندنة بن عمرو خزاعی]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۱؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۲۸ و ۶۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۰۲. مصعب او را همسر هاشم بن اجحم بن دندنة بن عمرو خزاعی عنوان کرده است. (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۷)</ref>و [[امیمه]] بنت [[تیم بن سعد بن کعب]] با [[عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره قریشی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴.</ref>، همچنین وصلتی که بین دعد بنت سعد بن کعب بن عمرو با عمرو بن معیص بن عامر بن لؤی قریشی<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۹۶۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۵.</ref> و [[کلیب بن حبشیه]] با دختر [[حارثة بن تیم بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن نصر]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۴.</ref> صورت گرفت، از دیگر ازدواجهای مهم [[جاهلی]] گزارش شده از این [[قوم]] است که با همین منظور انجام گرفت. پیمانهای سببی سلمی بنت سعد بن کعب بن عمرو –از جدّات [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۸.</ref> و [[عبدالملک بن مروان]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴.</ref>- هجیره بنت أذاة بن ریاح بن عبداللّه از [[قریش]] با [[فضل بن عفیف بن کلیب بن حبشیه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۶۶؛ زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴.</ref>، [[عجماء بنت عامر بن فضل بن عفیف بن کلیب]] با [[اسود بن حارثة بن نضلة بن عوف عدوی قرشی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۸، ص۶.</ref>، ریطه بنت [[عبدالله بن عبدالله]] با عبدالله بن مطیع بن أسود بن حارثة بن نضله عدوی قریشی<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۰۹.</ref>، دختر خراش بن أمیه با [[مطیع بن أسود بن حارثه عدوی قرشی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۱۰.</ref> و [[فاطمه]] بنت ابوسفیان بن حارث بن أمیة بن فضل بن منقذ بن عفیف بن کلیب بن حبشیه با [[قدامة بن مظعون بن حبیب جمحی قریشی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۰۶.</ref> هم، از دیگر ازدواجهای [[زنان]] این [[قوم]] با مردانی از [[قریش]] به شمار رفته است. ضمن این که از ازدواجهای [[فرزندان]] [[کعب بن عمرو]] با دیگر [[اقوام]] و [[طوایف]] [[عربی]] باید از [[ازدواج]] [[منقذ بن عمرو بن عبید بن ضاطر]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ج۱۴، ص۳۴۸. منابع دیگر از او و نسبش با عنوان «منقذ بن عبید بن اصرم بن ضاطر» (مرزبانی، معجم الشعرا، ص۲۴۵)، «عمرو بن سعد بن عمرو بن ضاطر» (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۳) و «عمرو بن مُنْقِذ» (ابن درید، الاشتقاق، ص۴۷۴) یاد کردهاند.</ref> با زنی از بنی حِداد از طوایف [[بنی محارب بن خصفة بن قیس بن عیلان]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ج۱۴، ص۳۴۸؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۰۹.</ref> و به [[نقلی]] [[بنی حداد بن مالک بن کنانه]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۸۶.</ref> یاد کرد که ثمرهاش، تولد قیس بن حدادیه از شعرای بنام [[عرب]] بود.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||