پرش به محتوا

بنی یأم بن أصبی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۱: خط ۱۱:
# [[هشام بن مذکر]]. با شاخه‌های اصلی:
# [[هشام بن مذکر]]. با شاخه‌های اصلی:
##وعیل، عجیم، آل مطلق، آل فطیح و آل العرجاء؛ که هریک از آنان، خود، از زیر شاخه‌های متعددی تشکیل یافته‌اند.
##وعیل، عجیم، آل مطلق، آل فطیح و آل العرجاء؛ که هریک از آنان، خود، از زیر شاخه‌های متعددی تشکیل یافته‌اند.
##عجیم (عجمان) که از ساکنان جنوب شرقی ریاض محسوب شده و از فروعات اصلی آن می‌‌توان به مرزوق و وبیر - که هر یک دارای [[طوایف]] و [[بیوت]] متعددی‌اند - اشاره کرد.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۳۸.</ref>
##عجیم (عجمان) که از ساکنان جنوب شرقی ریاض محسوب شده و از فروع اصلی آن می‌‌توان به مرزوق و وبیر - که هر یک دارای [[طوایف]] و [[بیوت]] متعددی‌اند - اشاره کرد.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۳۸.</ref>
# [[واصل]] (هبرة) بن مذکر. با شاخه‌ها و طوایف متعددی نظیر آل سالم، [[آل محمد بن شریة]]، آل مسعد، آل زعیرزع، الیحامده و ولد مره. هر یک از این بیوت، خود، دارای انشعابات متعددی‌اند. امروزه از این شاخه با نام بنی هبره - که در [[حقیقت]] [[لقب]] واصل است - یاد می‌‌شود.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۳۹-۹۴۰.</ref> این دو شعبه (هبره و هشام) و شاخه‌ها و بیوت زیر مجموعه آنها را به جهت نام [[فاطمه]] مادر هبره و هشام، «آل فاطمه» می‌‌گویند. [[ریاست]] و شیخوخیت آل فاطمه در [[حال]] حاضر در خاندان ابوساق قرار دارد.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۰.</ref>
# [[واصل]] (هبرة) بن مذکر. با شاخه‌ها و طوایف متعددی نظیر آل سالم، [[آل محمد بن شریة]]، آل مسعد، آل زعیرزع، الیحامده و ولد مره. هر یک از این بیوت، خود، دارای انشعابات متعددی‌اند. امروزه از این شاخه با نام بنی هبره - که در [[حقیقت]] [[لقب]] واصل است - یاد می‌‌شود.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۳۹-۹۴۰.</ref> این دو شعبه (هبره و هشام) و شاخه‌ها و بیوت زیر مجموعه آنها را به جهت نام [[فاطمه]] مادر هبره و هشام، «آل فاطمه» می‌‌گویند. [[ریاست]] و شیخوخیت آل فاطمه در [[حال]] حاضر در خاندان ابوساق قرار دارد.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۰.</ref>
#مواجد بن مذکر. مواجد فرزند سوم در [[نسب]] یام بن أصبی است. از فروعات اصلی این شاخه می‌‌توان از: أسلوم بن مواجد بن مذکر بن یام و [[آل]] [[الحسن]] یاد کرد. [[ریاست]] بنی مواجد، نخست با ابن قعوان بود و بین آنها و [[آل سعود]] (عبدالله بن سعود) مواثیق و عهودی برقرار بود. پس از [[حمله]] محمد علی پاشا - [[حاکم مصر]] - به الدرعیه - [[دیار]] آل سعود - بنی یأم به [[یاری]] او برخاستند اما ابن قعوان بر اساس مواثیقی که با [[مردم]] این [[طایفه]] داشت، از [[یاری دادن]] به محمد علی خودداری کرد. از این رو، حسن بن هبه مکرمی، وی را از ریاست بنی مواجد برکنار کرد و ابن نصیب را به جای او بر همه مواجد ریاست داد. از آن [[زمان]] تا کنون آل نصیب، عهده دار ریاست و شیخوخیت بنی مواجد شدند.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۰-۹۴۱.</ref>
#مواجد بن مذکر. مواجد فرزند سوم در [[نسب]] یام بن أصبی است. از فروع اصلی این شاخه می‌‌توان از: أسلوم بن مواجد بن مذکر بن یام و [[آل]] [[الحسن]] یاد کرد. [[ریاست]] بنی مواجد، نخست با ابن قعوان بود و بین آنها و [[آل سعود]] (عبدالله بن سعود) مواثیق و عهودی برقرار بود. پس از [[حمله]] محمد علی پاشا - [[حاکم مصر]] - به الدرعیه - [[دیار]] آل سعود - بنی یأم به [[یاری]] او برخاستند اما ابن قعوان بر اساس مواثیقی که با [[مردم]] این [[طایفه]] داشت، از [[یاری دادن]] به محمد علی خودداری کرد. از این رو، حسن بن هبه مکرمی، وی را از ریاست بنی مواجد برکنار کرد و ابن نصیب را به جای او بر همه مواجد ریاست داد. از آن [[زمان]] تا کنون آل نصیب، عهده دار ریاست و شیخوخیت بنی مواجد شدند.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۰-۹۴۱.</ref>
به بیان دیگر، طایفه بنی [[مذکر]] بر دو شاخه اصلی آل [[فاطمه]] و مواجد تقسیم می‌‌شوند و هر یک از آنان به خاندانهای متعددی تقسیم می‌‌شوند که در برخی منابع، مفصل بدان پرداخته شده است.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۳۸-۹۴۰؛ پایگاه اینترنتی منتدیات المصعبین، المنتدیات العامه، منتدی قبائل العرب، قبیله یــــام وفرعها.</ref>
به بیان دیگر، طایفه بنی [[مذکر]] بر دو شاخه اصلی آل [[فاطمه]] و مواجد تقسیم می‌‌شوند و هر یک از آنان به خاندانهای متعددی تقسیم می‌‌شوند که در برخی منابع، مفصل بدان پرداخته شده است.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۳۸-۹۴۰؛ پایگاه اینترنتی منتدیات المصعبین، المنتدیات العامه، منتدی قبائل العرب، قبیله یــــام وفرعها.</ref>
[[بنی جشم]] نیز، دومین شاخه اصلی طایفه بنی یأم است که امروزه به سه طایفه اصلی [[ذهل]]، عیاد [[سلمان]] و آل [[مره]] تقسیم می‌‌شود.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۱. بیوت اصلی بنی جشم با اختلاف در دیگر منابع سخن به میان آمده، چندان که برخی از مصادر، بیوت اصلی این طایفه را آل هندی و طوایف آن، زبید، ابن سلیمان، الصقور، آل مصعب، آل ریح و آل جعران برشمردند و شیخ آن را ابن منیف گفته‌اند. (سایت اینترنتی منتدیات المصعبین، المنتدیات العامه، منتدی قبائل العرب، قبیله یام وفرعها.)</ref>از فروعات اصلی بنی ذهل می‌‌توان از بنی [[هندی]] و [[طوایف]] متعدد آن و آل مره با دو شعبه اصلی [[شبیب بن مره]] و [[علی بن مره]] و طوایف وابسته به آن، یاد کرد.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
[[بنی جشم]] نیز، دومین شاخه اصلی طایفه بنی یأم است که امروزه به سه طایفه اصلی [[ذهل]]، عیاد [[سلمان]] و آل [[مره]] تقسیم می‌‌شود.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۱. بیوت اصلی بنی جشم با اختلاف در دیگر منابع سخن به میان آمده، چندان که برخی از مصادر، بیوت اصلی این طایفه را آل هندی و طوایف آن، زبید، ابن سلیمان، الصقور، آل مصعب، آل ریح و آل جعران برشمردند و شیخ آن را ابن منیف گفته‌اند. (سایت اینترنتی منتدیات المصعبین، المنتدیات العامه، منتدی قبائل العرب، قبیله یام وفرعها.)</ref>از فروع اصلی بنی ذهل می‌‌توان از بنی [[هندی]] و [[طوایف]] متعدد آن و آل مره با دو شعبه اصلی [[شبیب بن مره]] و [[علی بن مره]] و طوایف وابسته به آن، یاد کرد.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


==مواطن و منازل بنی یأم==
==مواطن و منازل بنی یأم==
خط ۲۳: خط ۲۳:
«همدانی» در کتاب خود - صفة [[جزیرة العرب]] - در ذکر حدود جغرافیایی [[سرزمین]] بنی یأم بن اصبی، از دو موضع جداگانه و دور از هم، یکی نزدیک [[مأرب]] و دیگر، [[نجران]] و حبونن به عنوان منازل بنی یأم یاد کرده است. این در حالی است که برشمردن «محدوده اطراف مأرب» به عنوان سرزمین بنی یام، - همان [[طور]] که برخی [[محققان]] کنونی نیز بر آن تأکید دارند، - با آنچه که از حدود جغرافیایی منازل بنی حاشد در منابع و مصادر از جمله خود همین کتاب، ترسیم شده است، سازگاری ندارد. از این رو چنین به نظر می‌‌رسد که حدود و [[ثغور]] جغرافیایی ذکر شده، متعلق به [[بنی یأم بن عنس همدانی]] باشد نه بنی یأم حاشد همدانی.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۲.</ref> بر این اساس و بنا بر تصریح همدانی در کتاب صفة جزیرة العرب، می‌‌توان گفت که [[دیار]] یأم در نجران واقع بوده است؛ اما آنها، تنها ساکنان این سرزمین نبودند بلکه همراه با دیگر [[طوایف]] مشترکاً به سکونت [[اشتغال]] داشتند. گفته شده که وسعت سرزمین یأم در نجران، معادل نصف سرزمین کل [[بنی همدان]] در این منطقه بود. لکن یأمی‌ها، به مرور [[زمان]]، به سمت ناحیه [[حجاز]] تا حدود زبید و [[نهد]] در ناحیه حاره و اطراف آن یعنی حاره، ملاح و سنحان تا نزدیکی‌های دکم در قسمت علیای حبونن، [[حظیره]]، [[بدر]] و صیحان کوچ کردند و روبروی نجران و هداده [[مسکن]] گزیدند. ترسیمی که همدانی از منازل بنی یأم داشته، بر حدود جغرافیایی کنونی سرزمین‌های بنی یأم نیز منطبق است. در [[حال]] حاضر، بدر، هداده و سنحان از بخش‌های حبونن هستند و همه این اماکن در شمار سرزمین‌های بنی یأم قرار دارند.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۳.</ref>
«همدانی» در کتاب خود - صفة [[جزیرة العرب]] - در ذکر حدود جغرافیایی [[سرزمین]] بنی یأم بن اصبی، از دو موضع جداگانه و دور از هم، یکی نزدیک [[مأرب]] و دیگر، [[نجران]] و حبونن به عنوان منازل بنی یأم یاد کرده است. این در حالی است که برشمردن «محدوده اطراف مأرب» به عنوان سرزمین بنی یام، - همان [[طور]] که برخی [[محققان]] کنونی نیز بر آن تأکید دارند، - با آنچه که از حدود جغرافیایی منازل بنی حاشد در منابع و مصادر از جمله خود همین کتاب، ترسیم شده است، سازگاری ندارد. از این رو چنین به نظر می‌‌رسد که حدود و [[ثغور]] جغرافیایی ذکر شده، متعلق به [[بنی یأم بن عنس همدانی]] باشد نه بنی یأم حاشد همدانی.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۲.</ref> بر این اساس و بنا بر تصریح همدانی در کتاب صفة جزیرة العرب، می‌‌توان گفت که [[دیار]] یأم در نجران واقع بوده است؛ اما آنها، تنها ساکنان این سرزمین نبودند بلکه همراه با دیگر [[طوایف]] مشترکاً به سکونت [[اشتغال]] داشتند. گفته شده که وسعت سرزمین یأم در نجران، معادل نصف سرزمین کل [[بنی همدان]] در این منطقه بود. لکن یأمی‌ها، به مرور [[زمان]]، به سمت ناحیه [[حجاز]] تا حدود زبید و [[نهد]] در ناحیه حاره و اطراف آن یعنی حاره، ملاح و سنحان تا نزدیکی‌های دکم در قسمت علیای حبونن، [[حظیره]]، [[بدر]] و صیحان کوچ کردند و روبروی نجران و هداده [[مسکن]] گزیدند. ترسیمی که همدانی از منازل بنی یأم داشته، بر حدود جغرافیایی کنونی سرزمین‌های بنی یأم نیز منطبق است. در [[حال]] حاضر، بدر، هداده و سنحان از بخش‌های حبونن هستند و همه این اماکن در شمار سرزمین‌های بنی یأم قرار دارند.<ref>محمد سلیمان الطیب، کتاب موسوعة القبائل العربیه، ج۱۱، ص۹۴۳.</ref>


امروزه، [[قبائل]] بسیاری خود را منتسب به [[قبیله]] یأم می‌‌دانند که از جمله آنان می‌‌توان از [[العجمان]] - که در [[صحرای نجد]] ساکنند و به «یأمیه همدان» معروفند، - یاد کرد.<ref>زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۳۲؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۶۲۶.</ref> [[مردم]] یأم، در [[حال]] حاضر، در جوف، نجد، [[یمن]] و [[نجران]]<ref>زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۳۲؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۶۲۶.</ref> در حد فاصل نقاط مرزی [[عربستان]] و شمال یمن ساکنند و [[زندگی]] [[عشیره]] ای دارند. جمعی از آنان هم در [[کویت]] و قطر و امارات متحده [[عربی]] منتشر شده‌اند.<ref>پایگاه خلیج نت، مقاله «نسب قبیله یام».</ref>[[عجمان]] با طول [[ساحل]] ۱۶ کیلومتری خود، کوچک‌ترین امارت از امارات هفت گانه امارات متحده عربی است. این امیرنشین، دو قطعه جدا و دور افتاده به نام‌های «مصفوت» و «منامه» دارد. این امارت، از شمال به [[خلیج فارس]]، از جنوب به ام القیوین و رأس الخیمه، و از شمال و شمال غرب به شارجه و بعد از ارجه دبی، از شرق به ذید و فجیره محدود می‌‌شود. عجمان نام خود را وامدار [[مردمان]] [[طایفه]] العجمان است که در سده دهم [[هجری قمری]]، از [[بادیه]] نجد در شبه [[جزیره عربستان]] به این منطقه خالی السکنه [[مهاجرت]] کردند. قبیله العجمان از سلاله نشوان بن مرزوق بن علی بن هشام مرزوقی از فروعات قبیله یأم هستند.<ref>برداشتی از: ویکی پدیا، مقاله «امارت عجمان»</ref>
امروزه، [[قبائل]] بسیاری خود را منتسب به [[قبیله]] یأم می‌‌دانند که از جمله آنان می‌‌توان از [[العجمان]] - که در [[صحرای نجد]] ساکنند و به «یأمیه همدان» معروفند، - یاد کرد.<ref>زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۳۲؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۶۲۶.</ref> [[مردم]] یأم، در [[حال]] حاضر، در جوف، نجد، [[یمن]] و [[نجران]]<ref>زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۳۲؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۶۲۶.</ref> در حد فاصل نقاط مرزی [[عربستان]] و شمال یمن ساکنند و [[زندگی]] [[عشیره]] ای دارند. جمعی از آنان هم در [[کویت]] و قطر و امارات متحده [[عربی]] منتشر شده‌اند.<ref>پایگاه خلیج نت، مقاله «نسب قبیله یام».</ref>[[عجمان]] با طول [[ساحل]] ۱۶ کیلومتری خود، کوچک‌ترین امارت از امارات هفت گانه امارات متحده عربی است. این امیرنشین، دو قطعه جدا و دور افتاده به نام‌های «مصفوت» و «منامه» دارد. این امارت، از شمال به [[خلیج فارس]]، از جنوب به ام القیوین و رأس الخیمه، و از شمال و شمال غرب به شارجه و بعد از ارجه دبی، از شرق به ذید و فجیره محدود می‌‌شود. عجمان نام خود را وامدار [[مردمان]] [[طایفه]] العجمان است که در سده دهم [[هجری قمری]]، از [[بادیه]] نجد در شبه [[جزیره عربستان]] به این منطقه خالی السکنه [[مهاجرت]] کردند. قبیله العجمان از سلاله نشوان بن مرزوق بن علی بن هشام مرزوقی از فروع قبیله یأم هستند.<ref>برداشتی از: ویکی پدیا، مقاله «امارت عجمان»</ref>
همچنین، شاخه دیگر قبیله «العجمان» به [[سرپرستی]] [[راشد بن نشوان]] به ساحل فارس رسیدند و در مغویه مستقر شدند و مدتها مناطق گسترده ای از شیبکوه را زیر [[نفوذ]] داشته‌اند. از مشهورترین [[حکمرانان]] قبیله العجمان در کرانه فارس، شیخ [[سلطان]] مرزوقی بود که آثار کاخ بزرگ او موسوم به «قلعه شیخ سلطان»، هنوز هم در مغویه باقی است.<ref>ویکی پدیا، مقاله «امارت عجمان» به نقل از کتاب تاریخ لنجه تألیف حسین بن علی الوحیدی الخنجی.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
همچنین، شاخه دیگر قبیله «العجمان» به [[سرپرستی]] [[راشد بن نشوان]] به ساحل فارس رسیدند و در مغویه مستقر شدند و مدتها مناطق گسترده ای از شیبکوه را زیر [[نفوذ]] داشته‌اند. از مشهورترین [[حکمرانان]] قبیله العجمان در کرانه فارس، شیخ [[سلطان]] مرزوقی بود که آثار کاخ بزرگ او موسوم به «قلعه شیخ سلطان»، هنوز هم در مغویه باقی است.<ref>ویکی پدیا، مقاله «امارت عجمان» به نقل از کتاب تاریخ لنجه تألیف حسین بن علی الوحیدی الخنجی.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


خط ۴۵: خط ۴۵:
حضور جمعی از یأمی‌ها در [[شورش عبدالرحمن بن محمد بن اشعث کندی]] در [[سال ۸۲ هجری]] هم، دیگر موضعی است که حضور جمعی از بزرگان و [[مردم]] بنی یأم در آن به ثبت رسیده ست. [[حکم بن عبد الرحمن بن حارث]] یکی از این افراد بود که از او به عنوان یکی از شجاعان نبرد «[[دیرالجماجم]]» نام برده شده است<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۴؛حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۵.</ref>. [[طلحة بن مصرف]]، [[زید بن حارث]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۲۱. نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۲۳۰.</ref> و [[علاء بن عبدالکریم]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۲۲.</ref> هم دیگر افراد این طایفه‌اند که نامی از آنها در ضمن این واقعه برده شده است.
حضور جمعی از یأمی‌ها در [[شورش عبدالرحمن بن محمد بن اشعث کندی]] در [[سال ۸۲ هجری]] هم، دیگر موضعی است که حضور جمعی از بزرگان و [[مردم]] بنی یأم در آن به ثبت رسیده ست. [[حکم بن عبد الرحمن بن حارث]] یکی از این افراد بود که از او به عنوان یکی از شجاعان نبرد «[[دیرالجماجم]]» نام برده شده است<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۴؛حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۵.</ref>. [[طلحة بن مصرف]]، [[زید بن حارث]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۲۱. نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۲۳۰.</ref> و [[علاء بن عبدالکریم]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۲۲.</ref> هم دیگر افراد این طایفه‌اند که نامی از آنها در ضمن این واقعه برده شده است.


به نظر می‌‌رسد که بنی یأم در قبال [[شورش یزید بن مهلب]] (سال ۱۰۱-۱۰۲ [[هجری]])، برخلاف [[شورش ابن اشعث]]، [[سیاست]] عدم [[همراهی]] را پی گرفته بودند و این احتمال با برخی شواهد [[تاریخی]] [[تأیید]] می‌‌گردد. از جمله این شواهد، هدایای [[مسلمة بن عبدالملک]] به زبید یأمی - [[فقیه]] بنی یأم - و برخی دیگر از بزرگان [[بصره]] بعد از [[شکست]] و کشته شدن یزید بن مهلب است. نقل است که مسلمة بن عبدالملک پس از این [[پیروزی]] و ورود به [[بصره]]، زبید یأمی و [[مسلمة]] بن کهیل را نزد خود خواند و به هر یک ۵۰۰ درهم اعطا کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۳۶۴.</ref>.
به نظر می‌‌رسد که بنی یأم در قبال [[شورش یزید بن مهلب]] (سال ۱۰۱-۱۰۲ [[هجری]])، برخلاف [[شورش ابن اشعث]]، [[سیاست]] عدم [[همراهی]] را پی گرفته بودند و این احتمال با برخی شواهد [[تاریخی]] [[تأیید]] می‌‌گردد. از جمله این شواهد، هدایای [[مسلمة بن عبدالملک]] به زبید یأمی - [[فقیه]] بنی یأم - و برخی دیگر از بزرگان [[بصره]] بعد از [[شکست]] و کشته شدن یزید بن مهلب است. نقل است که مسلمة بن عبدالملک پس از این [[پیروزی]] و ورود به [[بصره]]، زبید یأمی و [[مسلمة بن کهیل]] را نزد خود خواند و به هر یک ۵۰۰ درهم اعطا کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۳۶۴.</ref>.
[[قیام زید بن علی]]{{ع}} در [[سال ۱۲۱ هجری]] نیز از مهمترین وقایع [[تاریخی]] [[صدر اسلام]] است که در آن به نام برخی از [[رجال]] بنی یأم پرداخته شده است. بر اساس برخی [[اخبار]]، زید پس از آغاز [[قیام]] خود، [[عطاء]] بن سهم را نزد زبید یأمی فرستاد و او را به [[جهاد]] فرا خواند. اما زبید با این سخن که: «خبر می‌‌دهم که [[نصرت]] زید [[حق]] است اما می‌‌ترسم که او هم مانند جدش حسین [[شکست]] بخورد»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>، از [[یاری]] وی چشم پوشید. همچنین در [[نقلی]] دیگر آمده است که [[منصور بن معتمر]] نزد زبید یأمی رفت و با چشمانی اشکبار از او و دیگر رجال خواست تا فرزند [[دختر رسول خدا]]{{صل}} را یاری کنند. اما زبید در پاسخ به او، با این گفته که: «ما موظف نیستیم جز با [[پیامبر]]{{صل}} خروج کنیم و من زید را پیامبر نیافتم پس خوددار باش». موضع خود را در عدم [[همراهی]] زید اعلام نمود<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۴.</ref>.
[[قیام زید بن علی]]{{ع}} در [[سال ۱۲۱ هجری]] نیز از مهمترین وقایع [[تاریخی]] [[صدر اسلام]] است که در آن به نام برخی از [[رجال]] بنی یأم پرداخته شده است. بر اساس برخی [[اخبار]]، زید پس از آغاز [[قیام]] خود، [[عطاء]] بن سهم را نزد زبید یأمی فرستاد و او را به [[جهاد]] فرا خواند. اما زبید با این سخن که: «خبر می‌‌دهم که [[نصرت]] زید [[حق]] است اما می‌‌ترسم که او هم مانند جدش حسین [[شکست]] بخورد»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>، از [[یاری]] وی چشم پوشید. همچنین در [[نقلی]] دیگر آمده است که [[منصور بن معتمر]] نزد زبید یأمی رفت و با چشمانی اشکبار از او و دیگر رجال خواست تا فرزند [[دختر رسول خدا]]{{صل}} را یاری کنند. اما زبید در پاسخ به او، با این گفته که: «ما موظف نیستیم جز با [[پیامبر]]{{صل}} خروج کنیم و من زید را پیامبر نیافتم پس خوددار باش». موضع خود را در عدم [[همراهی]] زید اعلام نمود<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۴.</ref>.


۲۲۴٬۸۶۴

ویرایش