پرش به محتوا

بنی‌قینقاع در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۴۷: خط ۴۷:
برخی روایات تفسیری در ذیل برخی [[آیات]] از نقش عبدالله بن ابیّ در نبرد بنی‌‌قینقاع سخن گفته‌‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ }}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۱-۵۲.</ref>، در این [[آیات]] [[خداوند]] از [[مؤمنان]] می‌‌خواهد [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را [[دوستان]] خود نشمارند و گرنه در شمار آنها شناخته خواهند شد. بیماردلان (عبدالله بن ابیّ) در [[گرایش]] به آنها ([[بنی قینقاع]]) شتاب دارند و می‌‌گویند که ما نگران روزهای سختیم. چه بسا خداوند ظفری بیاورد، آنگاه به سبب آنچه در [[دل]] پنهان می‌‌کردند پشیمان خواهند شد<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۶۲.</ref>. عموم [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ}}<ref>«به کافران بگو: از پا در خواهید آمد و در دوزخ گردتان می‌آورند و این بستر، بد است» سوره آل عمران، آیه ۱۲.</ref> را نیز [[پیشگویی]] [[قرآن]] از [[شکست]] ایشان دانسته و در این‌‌باره از [[قبایل]] سه‌‌گانه [[یهود]] یثرب نام برده‌‌اند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۷، ص ۲۰۰.</ref>. با توجه به اینکه خداوند در آغاز این [[سوره]]، از نزول [[تورات]] [[سخن]] گفته، مفسران خطاب آیات بعدی را عمدتاً متوجه یهودیان دانسته و این آیه را بر یهودیان شکست خورده تطبیق کرده‌‌اند؛ امّا تطبیق کافران بر یهود و همچنین تطبیق شکست بر شکست یهودیان از [[پیامبر]] در [[زندگی دنیوی]] چندان صریح نیست. ضمن آنکه واژه کافران در آیه، بر بت‌‌پرستان بیش از یهودیان قابل تطبیق است، در نتیجه به نظر می‌‌رسد مفسران سده‌‌های نخست وعیدهای خداوند به بت‌‌پرستان [[عرب]] را به یهودیان نسبت داده‌‌اند تا ذهنیت منفی آیات را از بت‌‌پرستان عرب و از جمله [[قریش]] بازگردانند.
برخی روایات تفسیری در ذیل برخی [[آیات]] از نقش عبدالله بن ابیّ در نبرد بنی‌‌قینقاع سخن گفته‌‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ }}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۱-۵۲.</ref>، در این [[آیات]] [[خداوند]] از [[مؤمنان]] می‌‌خواهد [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را [[دوستان]] خود نشمارند و گرنه در شمار آنها شناخته خواهند شد. بیماردلان (عبدالله بن ابیّ) در [[گرایش]] به آنها ([[بنی قینقاع]]) شتاب دارند و می‌‌گویند که ما نگران روزهای سختیم. چه بسا خداوند ظفری بیاورد، آنگاه به سبب آنچه در [[دل]] پنهان می‌‌کردند پشیمان خواهند شد<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۶۲.</ref>. عموم [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ}}<ref>«به کافران بگو: از پا در خواهید آمد و در دوزخ گردتان می‌آورند و این بستر، بد است» سوره آل عمران، آیه ۱۲.</ref> را نیز [[پیشگویی]] [[قرآن]] از [[شکست]] ایشان دانسته و در این‌‌باره از [[قبایل]] سه‌‌گانه [[یهود]] یثرب نام برده‌‌اند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۷، ص ۲۰۰.</ref>. با توجه به اینکه خداوند در آغاز این [[سوره]]، از نزول [[تورات]] [[سخن]] گفته، مفسران خطاب آیات بعدی را عمدتاً متوجه یهودیان دانسته و این آیه را بر یهودیان شکست خورده تطبیق کرده‌‌اند؛ امّا تطبیق کافران بر یهود و همچنین تطبیق شکست بر شکست یهودیان از [[پیامبر]] در [[زندگی دنیوی]] چندان صریح نیست. ضمن آنکه واژه کافران در آیه، بر بت‌‌پرستان بیش از یهودیان قابل تطبیق است، در نتیجه به نظر می‌‌رسد مفسران سده‌‌های نخست وعیدهای خداوند به بت‌‌پرستان [[عرب]] را به یهودیان نسبت داده‌‌اند تا ذهنیت منفی آیات را از بت‌‌پرستان عرب و از جمله [[قریش]] بازگردانند.


درباره [[غنایم]] بنی‌‌قینقاع جزئیات فراوانی گزارش نشده است. از برآیند گزارش‌ها برمی‌‌آید که پیامبر از دارایی‌های منقولشان تنها تجهیزات رزمی ایشان را به [[غنیمت]] گرفته باشد و از میان آن افزون بر کنار نهادن [[خمس]] غنایم، چند [[شمشیر]]، زره، نیزه و کمان برای خود برداشته است<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۴۸۶ ـ ۴۸۹؛ ترکة النبی {{صل}}، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref><ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
درباره [[غنایم]] بنی‌‌قینقاع جزئیات فراوانی گزارش نشده است. از برآیند گزارش‌ها برمی‌‌آید که پیامبر از دارایی‌های منقولشان تنها تجهیزات رزمی ایشان را به [[غنیمت]] گرفته باشد و از میان آن افزون بر کنار نهادن [[خمس]] غنایم، چند [[شمشیر]]، زره، نیزه و کمان برای خود برداشته است<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۴۸۶ ـ ۴۸۹؛ ترکة النبی {{صل}}، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref><ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶؛ [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱]]، ص ۱۸۱.</ref>


== [[بنی قینقاع]] پس از [[تبعید]] ==
== [[بنی قینقاع]] پس از [[تبعید]] ==
خط ۵۵: خط ۵۵:


به رغم تبعید بنی‌‌قینقاع در [[سال دوم هجری]]، در سال‌های بعد نیز گاه گزارش‌هایی از آنان به چشم می‌‌خورد؛ از جمله اینکه تنی از آنها در [[نبرد خیبر]] در سپاه اسلام حضور داشتند<ref> الام، ج ۴، ص ۲۷۶.</ref>. [[ابن هشام]] نیز هنگامی که [[منافقان]] مدینه را برمی‌‌شمرد تنی چند از بنی‌‌قینقاع را چون [[زید بن لصیب]]، [[نعمان بن اوفی]]، [[رافع ‌‌بن حریمله]]، [[رفاعة بن زید]]، [[سلسلة بن برهام]] و [[کنانة ‌‌بن صوریا]] نام می‌‌برد<ref> السیرة‌‌ النبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref>. به نظر می‌‌رسد این عده پیش از تبعید بنی‌‌قینقاع [[اسلام]] آورده بودند تا بتوانند در یثرب بمانند و شاید بتوان منافع [[اقتصادی]] را عامل محافظه کاری ایشان دانست، اگرچه منابع، بیشتر از اقدامات فرهنگی و [[سیاسی]] ایشان بر ضدّ پیامبر یاد کرده‌‌اند<ref> السیرة‌‌النبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref> و کمتر از وضعیت اقتصادی ایشان سخنی هست<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.
به رغم تبعید بنی‌‌قینقاع در [[سال دوم هجری]]، در سال‌های بعد نیز گاه گزارش‌هایی از آنان به چشم می‌‌خورد؛ از جمله اینکه تنی از آنها در [[نبرد خیبر]] در سپاه اسلام حضور داشتند<ref> الام، ج ۴، ص ۲۷۶.</ref>. [[ابن هشام]] نیز هنگامی که [[منافقان]] مدینه را برمی‌‌شمرد تنی چند از بنی‌‌قینقاع را چون [[زید بن لصیب]]، [[نعمان بن اوفی]]، [[رافع ‌‌بن حریمله]]، [[رفاعة بن زید]]، [[سلسلة بن برهام]] و [[کنانة ‌‌بن صوریا]] نام می‌‌برد<ref> السیرة‌‌ النبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref>. به نظر می‌‌رسد این عده پیش از تبعید بنی‌‌قینقاع [[اسلام]] آورده بودند تا بتوانند در یثرب بمانند و شاید بتوان منافع [[اقتصادی]] را عامل محافظه کاری ایشان دانست، اگرچه منابع، بیشتر از اقدامات فرهنگی و [[سیاسی]] ایشان بر ضدّ پیامبر یاد کرده‌‌اند<ref> السیرة‌‌النبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref> و کمتر از وضعیت اقتصادی ایشان سخنی هست<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.
== رویارویی با [[یهود]] و بیرون راندن بنی قینقاع‌ ==
[[یهودیان]] خطر [[رشد]] روزافزون قدرت اسلام و [[مسلمانان]] را در [[مدینه]] [[حس]] کرده بودند؛ چراکه این [[نظام]] نوپا، قدرتمندانه و باصلابت هرچه تمامتر به یک [[قدرت]] [[حاکم]] تبدیل شده بود.
پیش از [[جنگ بدر]]، [[پیمان‌نامه]] [[صلح]] به دریچه اطمینانی می‌ماند که دو طرف را کنترل می‌کرد و مانع بروز [[جنگ]] می‌شد، ولی [[پیروزی]] [[پایدار]] مسلمانان، [[روح]] [[عداوت]] و [[دشمنی]] یهود را به سرحد انفجار رساند و [[احساسات]] شرارت‌آمیز آنها را برافروخت و دیگر فرقه‌های [[اهل]] [[نفاق]] نیز آنها را در این راستا [[یاری]] کرده و به [[عیب‌جویی]] و [[توطئه]] پرداختند و با سرودن اشعار، [[مردم]] را بر ضد مسلمانان تحریک می‌کردند؛ زیرا مسلمانان علاوه‌بر [[دین]] و [[آیین]] جدیدشان به [[حکومتی]] نوپا دست یافته بودند.
اطلاعات و [[اخبار]] مربوط به آنها، از [[رسول خدا]]{{صل}} پوشیده نبود و در [[دل]] و [[جان]] مسلمانان چنان جرأت [[دفاع]] و علاقه‌مندی به [[اسلام]] به [[جنبش]] درآمده بود که یکی از جان‌نثاران اسلام به نام [[سالم بن عمیر]] هنگامی که شنید مشرکی به نام ابو عفک از تیره [[بنی عوف]] [[پیامبر]]{{صل}} را [[ناسزا]] می‌گوید نتوانست خودداری کند و او را به هلاکت رساند<ref>مغازی، ج۱، ص۱۷۴.</ref> و همین ماجرا در مورد [[زن]] [[مشرک]] [[کینه‌توزی]] به نام عصماء دختر [[مروان]] نیز تکرار شد.<ref>مغازی، ج۱، ص۱۷۲.</ref> هم‌چنین مسلمانان‌ توانستند با [[ترور]] [[کعب بن اشرف]] که با گوشه و کنایه و [[تمسخر]]، حیثیت و آبروی مسلمانان را مورد تعرض قرار داده بود، او را از سر راه بردارند<ref>سیره نبوی، ج۲، ص۵۱.</ref>.
تلاش‌های تحریک‌آمیز یهودیان و انتشار یاوه‌گویی‌ها و [[تبلیغات]] [[دروغین]] آنان برای بدنام کردن مسلمانان هم‌چنان ادامه یافت و با این کار پیمان‌نامه [[همزیستی مسالمت‌آمیز]] خود را نقض کردند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تصمیم گرفت آنان را به [[آرامش]] فراخواند؛ لذا نزد یهودیان [[بنی قینقاع]] رهسپار شد و با [[حکمت]] و [[اندرز]] [[نیکو]] آنان را به [[خداشناسی]] [[دعوت]] کرد و در مورد فرجام [[سیاست‌ها]] و [[اعمال]] ناپسندشان به آنان هشدار داد و آنها را در محل بازارشان گرد آورد و به آنها فرمود: ای [[یهودیان]]! از [[خشم الهی]] که بر [[قریش]] فرود آمد برحذر باشید و [[اسلام]] آورید شما به خوبی دانسته‌اید که من [[فرستاده خدا]] هستم و آن را در [[کتاب آسمانی]] خود و پیمانی که [[خدا]] از شما گرفته بود، ملاحظه کرده بودید.
این سخنان، بر [[خودبینی]] و [[تکبر]] آنان افزود و اظهار داشتند: ای محمد! از رویارویی با چنان افرادی [قریش‌] [[مغرور]] نباش؛ زیرا تو بر انسان‌های بی‌تجربه و کارناآزموده‌ای [[پیروز]] گشته‌ای. به خدا [[سوگند]]! ما مرد جنگیم و اگر با ما [[مبارزه]] نمایی پی خواهی برد که تاکنون با افرادی چون ما، درگیر نشده‌ای‌<ref>مغازی، ج۱، ص۱۷۶.</ref>.
در جریان [[توهین]] به یک [[زن]] [[مسلمان]] که منجر به کشته شدن یک [[یهودی]] و یک مسلمان شد، [[فرومایگی]] [[یهود]] هویدا شد. به‌دنبال آن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با گسیل سپاه مسلمانان، یهود [[بنی قینقاع]] را مدت پانزده [[روز]] پیاپی در خانه‌های خود به محاصره درآورد به‌گونه‌ای که نه کسی از آنان قادر بر بیرون آمدن بود و نه کسی می‌توانست به داخل راه یابد و جز [[تسلیم شدن]] و تن دادن به فرمان پیامبر{{صل}} مبنی بر بیرون رفتن از [[مدینه]] و رهاکردن [[دارایی]] و سلاح‌های خود چاره‌ای نداشتند و بدین‌ترتیب، [[شهر مدینه]] از مهم‌ترین عناصر شرارت‌آمیز پاک‌سازی شد و آرامش سیاسی بر آن حکمفرما گردید، پس از [[اقتدار]] [[مسلمانان]] و [[تغییر]] [[نظام اداری]] آنان و پی بردن به توان [[رهبری]] [[حکیمانه]] و [[دولت اسلامی]] بود که حضور غیرمسلمانان در صحنه مبارزه آشکار، روبه کاهش نهاد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱]] ص ۱۸۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش