←بنی مالک و دوران حیات رسول خدا{{صل}}
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
با توجه به اینکه موطن [[بنی مالک]]، [[حجاز]] و به طور مشخص [[مدینه]] و [[مکه]] و مناطق اطراف این دو [[شهر]] بوده و [[مالکیها]] چونان دیگر بطون [[خزاعی]]، ارتباط وثیقی با اهالی این [[شهرها]] و امورات آنها داشتند، بیتردید [[مردم]] این [[طایفه]]، بسیار زودتر از دیگر [[قبایل]] [[جاهلی]] [[عرب]]، با [[پیامبر]]{{صل}} و [[دین]] نوظهورش آشنا شده بودند؛ از اینرو جای [[تعجب]] نخواهد بود که در نخستین سالهای [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}}، برخی از افراد این [[قبیله]] به [[اسلام]] گرویده باشند. این امر، با حضور برخی از آنان در جمع [[مهاجران]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵. نیز ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۱۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۴۰ و ج۱، ص۹۵.</ref> و [[اصحاب صفه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۸۰.</ref> و نیز مشارکت تعدادی از ایشان در [[نبرد بدر]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵۵؛ فسوی، المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۱۶۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۸۶.</ref> [[تصدیق]] میگردد. از جمله این [[پیشگامان]]، میتوان به نام [[ذو الشمالین عمیر بن عمرو بن نضله]]<ref>این در حالی است که بسیاری از منابع او را از نسل بنی ملکان بن افصی -برادر مالک بن افصی- دانستهاند. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲ و...)</ref> اشاره کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} بین او –که از [[احلاف]] [[بنی زهرة]] بن [[کلاب]] [[قریش]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۴؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۶۹.</ref> و از [[مهاجران به مدینه]] بود-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵.</ref>، و [[یزید بن حارث بن فسحم]]، [[عقد اخوت]] بست<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵.</ref>. [[ذوالشمالین]] و همراه با [[برادر]] انصاریاش –یزید- در [[جنگ بدر]] حضور یافتند و هر دو در این [[پیکار]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵. نیز ر.ک: واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵۵؛ فسوی، المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۱۶۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۸۶. ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۰.</ref>. «[[هند بن حارثة بن هند]]» و به [[نقلی]] «[[هند بن حارثة بن سعید]]»<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳۹؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۶، ص۳۵۳.</ref> و برادرش [[اسماء بن حارثه]] نیز از دیگر متقدمان در [[اسلام]] بودند که [[نسب]] از [[مالک بن افصی]] میبردند. این دو [[برادر]] -که از [[مهاجران به مدینه]] و در شمار [[اهل صفه]] ذکر شدهاند-<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۱۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۴۰ و ج۱، ص۹۵.</ref>، علاوه بر [[افتخار]] [[خادمی]] [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۴۰. بلاذری از هند با عنوان «ابوهند» یاد کرده و همراه با برادرش اسماء، از خادمان پیامبر{{صل}} برشمرده است. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۸۵.)</ref>، همراه با برادرانشان خراش، ذؤیب، [[فضاله]]، سلمه، مالک و [[حمران]] در [[حدیبیه]] حضور یافتند و نامشان را در شمار [[بیعتکنندگان]] [[بیعت رضوان]] در [[تاریخ]] ماندگار کردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۶، ص۳۵۳. نیز ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۱۷.</ref>. [[اسماء]] و [[هند بن حارثه]] در [[نبرد]] بزرگ [[خیبر]] ([[سال ششم هجرت]]) نیز حضور داشتند. بر اساس گزارش [[معتب بن عمرو أسلمی]] -که خود یکی از [[اصحاب]] و حاضران در این [[جنگ]] بود- «اسلمیان در [[جنگ خیبر]] با وجود آنکه ده [[روز]] حصارهای منطقة [[نطاه]] را در محاصره داشتند، اما موفق به فتح مکانی که در آن به آذوقه دست یابند، نشدند. این امر برای اسلمیها مشکلساز شد؛ از اینرو، تصمیم گرفتند که [[أسماء بن حارثه اسلمی]]<ref>اسماء خود از طایفه بنی مالک بن افصی –برادر اسلم بن افصی- است (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴۰) اما از آنجا که بنی مالک بن افصی در قیاس با طایفه بنی اسلم بن افصی، از شهرت کمتری برخوردار بود؛ این شهرت کمتر، باعث شده تا بیشتر افرادش بواسطه شهرت بیشتر اسلم بن افصی، بدو منتسب شده، «اسلمی» خوانده شوند. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۲۳)</ref> را به حضور [[پیامبر]]{{صل}} بفرستند تا جهت رفع این مشکل برای شان [[دعا]] کند. این تصمیم [[مخالفت]] [[بریدة بن حصیب اسلمی]] را بر انگیخت و این کار را [[زشت]] شمرد. لکن [[جماعت]] اسلمی، با این سخن هند بن حارثه که: «به [[خدا]] [[سوگند]] ما امیدواریم با فرستادن کسی به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} مایه خیر و کلید [[برکت]] باشد»، [[اسماء بن حارثه]] را نزد پیامبر{{صل}} فرستادند. وی نزد حضرت رفت و [[سلام]] بنوأسلم را به ایشان رساند و [[گرسنگی]] و [[ناتوانی]] ایشان را یادآور شد. پیامبر{{صل}} هم برای آنها دعا فرمود. طولی نکشید که به دعای حضرت، آنها موفق به فتح قلعهای به نام [[دژ]] صعب بن معاذ با آذوقههای بسیار شدند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۵۸-۷۰۰. نیز ر.ک: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۳۱۲؛ محمد بن یوسف شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۵، ص۱۲۱.</ref>. علاوه بر هند و [[اسماء]]، [[امیة بن اسعد خزاعی]] هم از کسانی یاد شده که در [[بیعت رضوان]] با رسول خدا{{صل}} تا پای [[جان]] [[بیعت]] کرد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۲، ص۳۵۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۶۴.</ref>. | با توجه به اینکه موطن [[بنی مالک]]، [[حجاز]] و به طور مشخص [[مدینه]] و [[مکه]] و مناطق اطراف این دو [[شهر]] بوده و [[مالکیها]] چونان دیگر بطون [[خزاعی]]، ارتباط وثیقی با اهالی این [[شهرها]] و امورات آنها داشتند، بیتردید [[مردم]] این [[طایفه]]، بسیار زودتر از دیگر [[قبایل]] [[جاهلی]] [[عرب]]، با [[پیامبر]]{{صل}} و [[دین]] نوظهورش آشنا شده بودند؛ از اینرو جای [[تعجب]] نخواهد بود که در نخستین سالهای [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}}، برخی از افراد این [[قبیله]] به [[اسلام]] گرویده باشند. این امر، با حضور برخی از آنان در جمع [[مهاجران]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵. نیز ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۱۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۴۰ و ج۱، ص۹۵.</ref> و [[اصحاب صفه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۸۰.</ref> و نیز مشارکت تعدادی از ایشان در [[نبرد بدر]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵۵؛ فسوی، المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۱۶۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۸۶.</ref> [[تصدیق]] میگردد. از جمله این [[پیشگامان]]، میتوان به نام [[ذو الشمالین عمیر بن عمرو بن نضله]]<ref>این در حالی است که بسیاری از منابع او را از نسل بنی ملکان بن افصی -برادر مالک بن افصی- دانستهاند. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲ و...)</ref> اشاره کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} بین او –که از [[احلاف]] [[بنی زهرة]] بن [[کلاب]] [[قریش]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۴؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۶۹.</ref> و از [[مهاجران به مدینه]] بود-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵.</ref>، و [[یزید بن حارث بن فسحم]]، [[عقد اخوت]] بست<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵.</ref>. [[ذوالشمالین]] و همراه با [[برادر]] انصاریاش –یزید- در [[جنگ بدر]] حضور یافتند و هر دو در این [[پیکار]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۵. نیز ر.ک: واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵۵؛ فسوی، المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۱۶۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۸۶. ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۰.</ref>. «[[هند بن حارثة بن هند]]» و به [[نقلی]] «[[هند بن حارثة بن سعید]]»<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳۹؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۶، ص۳۵۳.</ref> و برادرش [[اسماء بن حارثه]] نیز از دیگر متقدمان در [[اسلام]] بودند که [[نسب]] از [[مالک بن افصی]] میبردند. این دو [[برادر]] -که از [[مهاجران به مدینه]] و در شمار [[اهل صفه]] ذکر شدهاند-<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۱۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۴۰ و ج۱، ص۹۵.</ref>، علاوه بر [[افتخار]] [[خادمی]] [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۴۰. بلاذری از هند با عنوان «ابوهند» یاد کرده و همراه با برادرش اسماء، از خادمان پیامبر{{صل}} برشمرده است. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۸۵.)</ref>، همراه با برادرانشان خراش، ذؤیب، [[فضاله]]، سلمه، مالک و [[حمران]] در [[حدیبیه]] حضور یافتند و نامشان را در شمار [[بیعتکنندگان]] [[بیعت رضوان]] در [[تاریخ]] ماندگار کردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۴۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۶، ص۳۵۳. نیز ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۱۷.</ref>. [[اسماء]] و [[هند بن حارثه]] در [[نبرد]] بزرگ [[خیبر]] ([[سال ششم هجرت]]) نیز حضور داشتند. بر اساس گزارش [[معتب بن عمرو أسلمی]] -که خود یکی از [[اصحاب]] و حاضران در این [[جنگ]] بود- «اسلمیان در [[جنگ خیبر]] با وجود آنکه ده [[روز]] حصارهای منطقة [[نطاه]] را در محاصره داشتند، اما موفق به فتح مکانی که در آن به آذوقه دست یابند، نشدند. این امر برای اسلمیها مشکلساز شد؛ از اینرو، تصمیم گرفتند که [[أسماء بن حارثه اسلمی]]<ref>اسماء خود از طایفه بنی مالک بن افصی –برادر اسلم بن افصی- است (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴۰) اما از آنجا که بنی مالک بن افصی در قیاس با طایفه بنی اسلم بن افصی، از شهرت کمتری برخوردار بود؛ این شهرت کمتر، باعث شده تا بیشتر افرادش بواسطه شهرت بیشتر اسلم بن افصی، بدو منتسب شده، «اسلمی» خوانده شوند. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۲۳)</ref> را به حضور [[پیامبر]]{{صل}} بفرستند تا جهت رفع این مشکل برای شان [[دعا]] کند. این تصمیم [[مخالفت]] [[بریدة بن حصیب اسلمی]] را بر انگیخت و این کار را [[زشت]] شمرد. لکن [[جماعت]] اسلمی، با این سخن هند بن حارثه که: «به [[خدا]] [[سوگند]] ما امیدواریم با فرستادن کسی به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} مایه خیر و کلید [[برکت]] باشد»، [[اسماء بن حارثه]] را نزد پیامبر{{صل}} فرستادند. وی نزد حضرت رفت و [[سلام]] بنوأسلم را به ایشان رساند و [[گرسنگی]] و [[ناتوانی]] ایشان را یادآور شد. پیامبر{{صل}} هم برای آنها دعا فرمود. طولی نکشید که به دعای حضرت، آنها موفق به فتح قلعهای به نام [[دژ]] صعب بن معاذ با آذوقههای بسیار شدند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۵۸-۷۰۰. نیز ر.ک: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۳۱۲؛ محمد بن یوسف شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۵، ص۱۲۱.</ref>. علاوه بر هند و [[اسماء]]، [[امیة بن اسعد خزاعی]] هم از کسانی یاد شده که در [[بیعت رضوان]] با رسول خدا{{صل}} تا پای [[جان]] [[بیعت]] کرد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۲، ص۳۵۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۶۴.</ref>. | ||
[[سریه موته]] هم از دیگر وقایع مهم دوران [[نبوی]]{{صل}} است که برخی از [[مردمان]] بنی مالک بن افصی نقشآفرین آن بودند. این واقعه که در [[جمادی الاولی]] [[سال هشتم هجری]] اتفاق افتاد، [[رسول خدا]]{{صل}} گروهی از [[مسلمانان]] را به سالاری [[زید بن حارثه]] و سپس [[جعفر بن ابوطالب]] و بعد او، [[عبدالله بن رواحه]] عازم [[روم]] کرد. [[عامر بن سعد بن حارث بن عباد]] (عامر) و برادرش عمرو از جمله بنی مالکیهای این [[لشکر]] بودند که [[جعفر طیار]] را در [[سریه موته]] [[همراهی]] کردند. این دو [[برادر]] در کنار [[سرداران]] بزرگ این [[جنگ]]، از جمله شهدای این جنگ به شمار آمدهاند<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۸۹؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۲۰۰؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۳، ص۴۸۹.</ref>. [[مالکیها]] در ماجرای [[فتح مکه]] ([[سال هشتم هجری]]) نیز نقشی فعال ایفا نمودند. نقل است که با اعلام عمومی جنگ از سوی [[پیامبر]]{{صل}}، به تمام مسلمانان در همه [[قبایل]] [[نامه]] نوشته شد و از آنان خواسته شد تا مردان [[جنگی]] خود را به [[مدینه]] بفرستند. بر پایه برخی گزارشات، در این هنگام، رسول خدا{{صل}} [[أسماء بن حارثه اسلمی]] را [[مأمور]] کرد تا نزد [[قبیله]] خود برود و به آنها [[ابلاغ]] نماید که به [[فرمان پیامبر]]{{صل}}، [[ماه رمضان]] در مدینه حاضر باشند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۹۹.</ref>. پیرو این دستور، نیروهایی از برخی قبایل، از جمله [[قبیله اسلم]] و [[طوایف]] آن [[بنی مالک]] با افصی و [[ | [[سریه موته]] هم از دیگر وقایع مهم دوران [[نبوی]]{{صل}} است که برخی از [[مردمان]] بنی مالک بن افصی نقشآفرین آن بودند. این واقعه که در [[جمادی الاولی]] [[سال هشتم هجری]] اتفاق افتاد، [[رسول خدا]]{{صل}} گروهی از [[مسلمانان]] را به سالاری [[زید بن حارثه]] و سپس [[جعفر بن ابوطالب]] و بعد او، [[عبدالله بن رواحه]] عازم [[روم]] کرد. [[عامر بن سعد بن حارث بن عباد]] (عامر) و برادرش عمرو از جمله بنی مالکیهای این [[لشکر]] بودند که [[جعفر طیار]] را در [[سریه موته]] [[همراهی]] کردند. این دو [[برادر]] در کنار [[سرداران]] بزرگ این [[جنگ]]، از جمله شهدای این جنگ به شمار آمدهاند<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۸۹؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۲۰۰؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۳، ص۴۸۹.</ref>. [[مالکیها]] در ماجرای [[فتح مکه]] ([[سال هشتم هجری]]) نیز نقشی فعال ایفا نمودند. نقل است که با اعلام عمومی جنگ از سوی [[پیامبر]]{{صل}}، به تمام مسلمانان در همه [[قبایل]] [[نامه]] نوشته شد و از آنان خواسته شد تا مردان [[جنگی]] خود را به [[مدینه]] بفرستند. بر پایه برخی گزارشات، در این هنگام، رسول خدا{{صل}} [[أسماء بن حارثه اسلمی]] را [[مأمور]] کرد تا نزد [[قبیله]] خود برود و به آنها [[ابلاغ]] نماید که به [[فرمان پیامبر]]{{صل}}، [[ماه رمضان]] در مدینه حاضر باشند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۹۹.</ref>. پیرو این دستور، نیروهایی از برخی قبایل، از جمله [[قبیله اسلم]] و [[طوایف]] آن [[بنی مالک]] با افصی و [[بنی عمرو بن کعب]] –از شاخههای [[خزاعه]]- در مدینه گرد آمدند و سپس به سوی [[مکه]] [[حرکت]] کردند<ref>مقریزی، الامتاع الأسماع بما للنبی من احوال و الاموال الحفدة و المتاع، ج۸، ص۳۸۵.</ref>. | ||
[[وفد هلال بن عویمر اسلمی]] هم از دیگر وقایع مهم دوران [[حیات]] [[نبی اکرم]]{{صل}} است که در آن ذکری از [[فرزندان]] مالک بن افصی به میان آمده است. [[منابع تفسیری]] در باب [[شأن نزول آیه]] شریفه ۹۰ [[سوره نساء]]، متذکر شدهاند که هلال بن عویمر –رییس [[بنی اسلم]] [و بنی مالک]- که به نظر از [[کاهنان]] [[عرب]] نیز به شمار میرفته است<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۲.</ref>، به [[وکالت]] از طرف [[قوم]] خود، با رسول خدا{{صل}} در مدینه دیداری داشته و در این [[ملاقات]]، ضمن [[مذاکره]] با ایشان، با حضرت [[پیمان]] بست: «که ای محمد بر این پیمان میبندم که احدی از شما را که نزد ما آید نترسانیم، و شما نیز احدی از ما را که نزد شما بیایند نترسانید». در این هنگام، [[خداوند]] با [[نزول]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىٰ قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَـٰقٌ أَوْ جَآءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَـٰتِلُوكُمْ أَوْ يُقَـٰتِلُوا۟ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَـٰتَلُوكُمْ فَإِنِ ٱعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَـٰتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا۟ إِلَيْكُمُ ٱلسَّلَمَ فَمَا جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًۭا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر خداوند میخواست آنان را بر شما چیرگی میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> آن جناب را از تعرض به [[همپیمانان]] خود، [[نهی]] فرمود<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳ ص۱۵۲ به نقل از امام محمد باقر{{ع}}. نیز با اندک اختلاف: مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل، ج۱، ص۲۴۷؛ طبری، جوامع الجامع، ج۵، ص۲۶۲-۲۶۳؛ ثعلبی، تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۳۵۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | [[وفد هلال بن عویمر اسلمی]] هم از دیگر وقایع مهم دوران [[حیات]] [[نبی اکرم]]{{صل}} است که در آن ذکری از [[فرزندان]] مالک بن افصی به میان آمده است. [[منابع تفسیری]] در باب [[شأن نزول آیه]] شریفه ۹۰ [[سوره نساء]]، متذکر شدهاند که هلال بن عویمر –رییس [[بنی اسلم]] [و بنی مالک]- که به نظر از [[کاهنان]] [[عرب]] نیز به شمار میرفته است<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۲.</ref>، به [[وکالت]] از طرف [[قوم]] خود، با رسول خدا{{صل}} در مدینه دیداری داشته و در این [[ملاقات]]، ضمن [[مذاکره]] با ایشان، با حضرت [[پیمان]] بست: «که ای محمد بر این پیمان میبندم که احدی از شما را که نزد ما آید نترسانیم، و شما نیز احدی از ما را که نزد شما بیایند نترسانید». در این هنگام، [[خداوند]] با [[نزول]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىٰ قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَـٰقٌ أَوْ جَآءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَـٰتِلُوكُمْ أَوْ يُقَـٰتِلُوا۟ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَـٰتَلُوكُمْ فَإِنِ ٱعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَـٰتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا۟ إِلَيْكُمُ ٱلسَّلَمَ فَمَا جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًۭا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر خداوند میخواست آنان را بر شما چیرگی میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> آن جناب را از تعرض به [[همپیمانان]] خود، [[نهی]] فرمود<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳ ص۱۵۲ به نقل از امام محمد باقر{{ع}}. نیز با اندک اختلاف: مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل، ج۱، ص۲۴۷؛ طبری، جوامع الجامع، ج۵، ص۲۶۲-۲۶۳؛ ثعلبی، تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۳۵۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||