برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{مدخل مرتبط
| | #تغییر_مسیر [[آمادگی نظامی]] |
| | موضوع مرتبط = پیامبر خاتم
| |
| | عنوان مدخل =
| |
| | مداخل مرتبط =
| |
| | پرسش مرتبط =
| |
| }}
| |
| | |
| ==آمادگی برای جنگ<ref>نک: تفسیر سورة الانفال، ص١٢۴-١٣٢.</ref>==
| |
| در [[علوم]] نظامی، آمادهشدن برای جنگ مرحلهای بسیار مهم و سرنوشتساز برای هر کشوری است. این مرحله پیش از جنگ، نقشی تعیینکننده در نتیجه جنگ و [[سرنوشت]] [[سربازان]] دارد. [[میزان]] آمادگی در این مرحله، در دسترسبودن یا دور از دسترس بودن [[پیروزی]] را مشخص میکند.
| |
| ملتی که از تمام فرصتهایش برای آمادهشدن در [[مقابله با دشمنان]] بهره میگیرد و تمام [[کوشش]] خود را در این راه بهکار میبرد، باید به [[پیروزی در جنگ]] [[امیدوار]] باشد؛ چراکه زمینه تحقق آن را فراهم آورده است. در نقطه مقابل، ملتی که گرفتار [[سستی]] است و آمادگی کافی را در خود برای [[مقابله با دشمن]] پدید نمیآورد و تمام ظرفیتها و داشتههایش را در این راه بهکار نمیگیرد، در [[رویارویی]] با شکستهای سنگین و ناکامیهای نابودکننده، [[هدف]] [[تجاوز]] [[دشمنان]] متعدد قرار میگیرد، سرزمینهایش به [[ستم]] گرفته، و ارزشهایش خُرد شمرده میشود، [[بزرگواری]] را از دست میدهد، آزادیاش سلب و هویتش نابود میگردد؛ تنها باید خود را [[سرزنش]] کند. اگر چنین مصیبتی بر ملتی [[سایه]] افکند، فقط زمانی میتواند خویش را از آن برهاند که به راه درست بازگردد و خود را برای زدودن [[ننگ]]، آماده کند.
| |
| | |
| [[خداوند]] بر [[مؤمنان]] [[واجب]] کرده است همانگونه که [[مشرکان]] با همه توشوتوان با آنها میستیزند، آنان نیز با تمام توان با مشرکان بجنگند. این [[وظیفه]]، ایجاب میکند که [[اهل]] [[ایمان]] پیش از رخدادن [[نبرد]]، آمادگی کامل و همهجانبه برای آن داشته باشند.
| |
| از همینرو، [[مکتب]] نظامی [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[آمادگی عمومی]] و همهجانبه تمام افراد [[مکلف]] [[امت اسلامی]]، توجه ویژهای دارد. [[خدای متعال]]، به تمام [[مسلمانان]]، و پیشاپیش آنان، [[رهبر]] و فرماندهشان یعنی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور داده است همواره برای [[جهاد]] آماده باشند و برای مقابله با تمام دشمنانی که در کمینشان هستند یا توطئهای بر ضد آنان را در سر میپرورانند، مهیا باشند. [[خداوند متعال]] میفرماید:
| |
| {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>.
| |
| این [[آیه کریمه]] بهروشنی، دیدگاه [[اسلام]] را درباره [[ضرورت آمادگی]] نظامی تبیین مینماید. با [[تأمل]] در این آیه [[شریف]] میتوان مواردی چند را از آن دریافت که در مجموع، نظریهای کامل در باب [[آمادگی نظامی]] را شکل میدهند:
| |
| | |
| ۱. در اسلام، [[آمادگی]] برای [[جنگ]]، [[واجب]] است. این امر، جزئی از [[جهاد]] و به عبارت دقیقتر، عین جهاد است. جهاد نیز تا [[روز قیامت]] ادامه دارد و [[ظلم]] [[ستمپیشگان]]، مانع آن نخواهد بود. بنابراین، بر [[امت اسلامی]] [[حرام]] است که از آمادگی برای جنگ، دست بکشد. آنچه در این آیه بر [[وجوب]] این امر دلالت میکند، فعل امر {{متن قرآن|أَعِدُّوا}} است و امر، تا زمانی که قرینهای آن را نقض نکند، وجوب را اقتضا میکند. این فرمانِ [[الهی]] نیز با قرینهای که بر نقض، و یا [[نهی]] از آن دلالت کند، همراه نشده است؛ بلکه [[نصوص دینی]] دیگر نیز وجوب مذکور را [[تأیید]] و تأکید میکنند.
| |
| | |
| ۲. آمادگی که تأثیری عمیق بر دشمن بهجا میگذارد، آمادگی همگانی است؛ لذا تمام افراد امت اسلامی، باید همه [[کوشش]]، ظرفیتها و داشتههای خود را در [[مقابله با دشمن]] و دور ساختن آن بهکار گیرند. ضرورت آمادگی همگانی امت اسلامی را میتوان از تعبیر {{متن قرآن|أَعِدُّوا}} فهمید که در آن، فعل امر، به همه [[مسلمانان]] [[خطاب]] میکند. پس این آمادگی برای تمام مسلمانان، [[واجب کفایی]] است. [[حکومت اسلامی]] باید بر رَوند این آمادگی همگانی [[نظارت]] کرده و زمینه تحقق آن را فراهم سازد. اگر آمادهشدن در برخی زمینههای مورد نیاز برای [[دفاع از امت]] [[اسلامی]]، تنها برای یک فرد مقدور باشد، فراهمآوردن آن [[آمادگی]] برای او، [[واجب عینی]] خواهد بود. دیگر افراد نیز باید وی را به آن [[الزام]] کنند و در صورت سرپیجی، او را [[تنبیه]] کنند؛ وگرنه آنها نیز [[گنهکار]] و در [[حق]] [[امت]] [[ستمکار]] تلقی خواهند شد.
| |
| | |
| ۳. آمادگیها و سلاحهای [[امت اسلامی]] باید [[جان]] [[دشمنان]] را [[هدف]] بگیرد و در پی نابود کردن آنان باشد نه آنکه از این آمادگیها و امکانات نظامی برای [[سرکوب]] امتهای [[اسلامی]] و خوارساختن آنها استفاده شود. عبارت {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ}} همین مسئله را بیان میکند. تأسفآور این است که در برخی [[کشورهای اسلامی]]، تیرها، بمبها و موشکها، سینههای [[مؤمنان]] را هدف میگیرد اما آنچه سهم سینههای دشمنان میشود، گلها، شکوفهها و عطرهای نیکوست!
| |
| | |
| ۴. [[آمادگی]]، تنها یک جنبه ندارد؛ بلکه جنبههای فراوان، از جمله جنبههای مادی، [[معنوی]]، [[فکری]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]] و جز آنها را در بر میگیرد. واژه {{متن قرآن|مَا}}، اسم موصول و از الفاظ دلالتکننده بر عمومیت است. در نتیجه تمام گونههای آمادگی در دوران پیشین، عصر حاضر و نیز شیوههای ناشناختهای که [[آینده]] از آنها پرده برخواهد داشت، در بر میگیرد.
| |
| | |
| ۵. امت اسلامی باید همه توان و ظرفیتهای خود را برای دست یافتن به تمام انواع [[قدرت]] و [[نیرومندی]] مبذول دارد. گام نخست این قدرت، در [[کلام]] و گفتار است و گام آخر آن، در [[تجهیزات نظامی]] پیشرفته، مانند جنگندهها و موشکهاست.
| |
| واژه {{متن قرآن|قُوَّةٍ}} نکره است که بر اطلاق و عمومیت دلالت مینماید و چون با هیچ وصف و قیدی [[مقید]] نشده است، تمام انواع قدرت قابلدستیابی را در بر میگیرد.
| |
| | |
| ۶. در این [[آیه کریمه]]، به شکل خاص از [[ضرورت]] بهرهمندی از اسبهای ورزیده برای [[مقابله با دشمن]] سخن رفته است. حال آنکه این مورد نیز یکی از انواع آمادگی و قدرتی است که پیشتر مجهز بودن به آن از [[مسلمانان]] خواسته شده بود. علت نامبردن به شکل ویژه، توجه دادن مسلمانان به اهمیت در [[اختیار]] داشتن اسبهای ورزیده بوده است؛ زیرا این مورد، قویترین [[سلاح]] آن دوران بوده است که با آن مرزها از گزند دشمنان [[حفظ]] میشد. اسب، بهسبب [[سرعت]] و نیز [[فرمانپذیری]] از سوار خود، بهترین ابزار [[هجوم]] بر [[دشمن]] بوده است. [[خداوند]] تبارکوتعالی میفرماید:
| |
| {{متن قرآن|وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا * فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا * فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا}}<ref>«سوگند به آن اسبان دونده (که) نفس زنان (تاختند) * و به (اسبان) اخگرافروز (با سم از سنگ راه) * و به آن اسبان تازنده در پگاهان * که با آن (تاختن)، غباری برانگیختند * و با آن (تاختن)، در میان جمعی (از دشمنان) درآمدند» سوره عادیات، آیه ۱-۵.</ref>.
| |
| بنابراین، [[مسلمانان]] باید در پی دستیافتن به تمام جنگافزارهای کارآمد هجومی، مانند جنگندههای گوناگون و موشکهای بالستیک قارهپیما و نیز تمام دستاوردهای [[آینده بشر]] در عرصه جنگافزارها باشند.
| |
| بیان این نکته بهجاست که اسب وسیلهای بسیار سریع برای انتقال پیامها و [[اخبار]] مرزها و میدانهای [[نبرد]] به پایتختها بوده است. از همین رو، [[دین]] توجه بسیاری به این [[حیوان]] داشته و دستور داده تا با آن به نیکویی [[رفتار]] شود. حتی امروز نیز که ابزارها و [[فنون]] [[جنگی]] [[پیشرفت]] بسیار کرده است، اسب و سواران آن همچنان نقش بهسزایی در [[جنگها]] دارند؛ زیرا اسب توان رسیدن به مکانهایی را دارد که ابزارهای جدید از آن ناتواناند.
| |
| | |
| ۷. در [[احادیث صحیح]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] شده است که حضرت در [[تفسیر]] {{متن قرآن|قُوَّةٍ}} فرموده است:
| |
| «[[آگاه]] باشید؛ [[نیرومندی]]، [در] [[تیراندازی]] است»<ref>مختصر صحیح مسلم، ج۲، ص۵۲، شماره ۱۱۰۲.</ref>.
| |
| محصور ساختن [[قدرت]] در تیراندازی از سوی حضرت، برای بیان اهمیت فراوان آن صورت گرفته است؛ همانگونه که حضرت فرمود:
| |
| «[[حج]]، [[عرفه]] است»<ref>درالجامع الصغیر (ج ۱، ص۲۵۸) آمده است: احمد، امامان چهارگانه، حاکم و بیهقی این حدیث را از عبدالرحمان بن یعمر روایت کردهاند و این حدیث، صحیح است.</ref>.
| |
| مقصود پیامبر{{صل}} آن است که مهمترین [[اعمال]] حج، در عرفه است و مقصود او، آن نیست که هر کس در عرفه وقوف کند، حتی اگر [[مناسک]] دیگر را بهجا نیاورده باشد، حج او صحیح است.
| |
| نکته دیگر آن است که تعبیر «تیراندازی» یا به بیان امروزی، «شلیککردن»، تمام انواعش را در بر میگیرد؛ چه آنچه شلیک میشود تیرهای چوبی باشد و چه گلوله، یا خمپاره و یا انواع گوناگون بمبهای معمولی، خوشهای، میکروبی، هیدروژنی، اتمی یا جز آن باشد<ref>گفتنی است استفاده از برخی سلاحها طبق قراردادهای بینالمللی ممنوع است؛ مثل بمبهای خوشهای. اگر مسلمانها به این قراردادها پیوسته باشند باید آنها را مراعات کنند. افزون بر این، اسلام بهجهت ارزش و کرامت انسانی هر سلاح و روشی را در جنگ مجاز نمیشمارد، مانند مثلهکردن کشتهها یا اسیران دشمن هر چند دشمن به این عمل ضدانسانی اقدام کند؛ شاید استفاده از سلاحهای کشتارجمعی هم از این قبیل باشد، چنانکه برخی عالمان چنین فتوا داده و استفاده از آنها را مجاز نمیدانند.</ref>.
| |
| | |
| [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[تیراندازی]] بسیار ماهر بود و دیگران را نیز به فراگیری آن [[تشویق]] میکرد. [[محمد بن اسماعیل بخاری]] در صحیح خود با سند خویش از [[سلمة بن اکوع]] آورده است:
| |
| «روزی [[پیامبر]]{{صل}} بر گروهی از افراد [[قبیله اسلم]] میگذشت که مسابقه تیراندازی میدادند. حضرت به آنان فرمود:
| |
| «تیر بیفکنید ای [[فرزندان]] اسماعیل!؛ چراکه پدرتان تیراندازی ماهر بود؛ من نیز با فلان گروه هستم».
| |
| در این هنگام یکی از گروهها، از تیراندازی دست کشید. حضرت فرمود:
| |
| «چرا تیر نمیافکنید؟»
| |
| پاسخ دادند:
| |
| «چگونه تیر بیفکنیم حال آنکه تو با گروه رقیبمان هستی!»
| |
| | |
| حضرت فرمود:
| |
| «تیر بیفکنید؛ من با همه شما هستم»<ref>احکام القرآن، ج۲، ص٨۶١؛ الجامع لاحکام القرآن، ج٨، ص٣۶.</ref>.
| |
| [[حاکم]] در [[روایت]] این [[حدیث]]، عبارت زیر را نیز نقل کرده است:
| |
| «آنان تمام [[روز]] را به تیراندازی گذراندند؛ سپس، در حالیکه به نتیجه برابر رسیده بودند، از یکدیگر جدا شدند»<ref>احکام القرآن، ج۲، ص٨۶١.</ref>.
| |
| | |
| ۸. [[اسلام]] میخواهد [[مسلمانان]] نیرومند باشند تا بتوانند [[حقوق]] خود را [[حفظ]] کنند و کسی از [[دشمنان]] در [[تجاوز]] به آنان [[طمع]] نبندد؛ کشورها و ملتهای [[ضعیف]]، همواره مورد طمع نیرومندان قرار میگیرند؛ زیرا نیرویی برای [[دفاع از خود]] ندارند؛ لذا یا حقوقشان پایمال میشود یا همواره در معرض [[تهدید]] و پایمالشدن حقوقشان خواهند بود.
| |
| چه [[نیکو]] گفتهاند: «[[قدرت]]، تضمینشدهترین راه [[احقاق حق]] است» و چه زیباست که قدرت و [[حق]] کنار یکدیگر باشند؛ زیرا حق، بدون وجود نیرو و قدرتی که از آن [[دفاع]] کند، از میان میرود و قدرت نیز اگر مبتنی بر حق نباشد، [[ظلم]] و تجاوز را سبب میشود؛ و همانگونه که میدانیم اسلام، هم ظلم و هم کوتاهی در [[دفاع از حق]] را، روا نمیداند.
| |
| | |
| بهترین ابزار یک [[حکومت]] در حفظ [[امنیت مرزها]] و [[منافع]] خود، آن است که [[قدرتمند]] باشد و [[دشمنان]] از آن [[ترس]] و [[واهمه]] داشته باشند. در چنین شرایطی، هیچ [[دشمنی]] سودای [[تجاوز]] به آن [[کشور]] را در سر نخواهد پروراند؛ زیرا قدرتی را در برابر خود میبیند که هراسانش میسازد و در صورت هرگونه دستاندازی، با شدت در برابرش خواهد ایستاد.
| |
| [[حفظ امنیت]]، [[صلح]] و [[بیطرفی]]، تنها با [[قدرتمندی]] ممکن خواهد بود و طرفهای [[ضعیف]] در پیمانهای صلح و [[سازش]]، هیچ اعتباری ندارند؛ چنانکه بیطرفی کشورهای [[ناتوان]] در کشمکشها بیفایده خواهد بود و اینگونه کشورها، گرفتار دستدرازیهای کشورهای قدرتمند میشوند.
| |
| واقعیتهای امروز عرصه بینالملل، بر [[درستی]] نظریهای که بهترین [[شیوه]] حفظ امنیت و صلح را قدرتمند بودن میداند، تأکید میورزد.
| |
| | |
| ۹. نیرومند بودن [[مسلمانان]]، دشمنان ناآشکار مانند [[منافقان]]، [[احزاب]] زیرزمینی و نیز مجریان تحرکات پنهانی برای نابودسازی بنیانهای [[حکومت اسلامی]] را، بیمناک خواهد ساخت.
| |
| هنگامی که [[امت]] و حکومت اسلامی نیرومند باشد، منافقان بهرغم آنکه دلهایشان آکنده از دشمنی و [[کینه]] به [[اسلام]] و مسلمانان است، چارهای ندارند جز آنکه در ظاهر علاقه خود به [[دین]] و [[مؤمنان]] را ابراز کنند؛ چراکه از برخورد و واکنش سخت مسلمانان در قبال خود میترسند اما اگر حکومت اسلامی ناتوان باشد، دشمنان ناپیدای آن، که غالب مسلمانان آنان را نمیشناسند، بهسرعت در عرصه [[جامعه]] ظاهر میشوند و با گسترشدادن فعالیتهای خود و به چالش کشیدن حکومت، در نهایت، ضد آن، سر به [[شورش]] خواهند آورد.
| |
| | |
| با بررسی رخدادهای [[تاریخی]]، بهروشنی میتوان فهمید که تحرکات زیرزمینی ویرانگر بر ضد [[حکومتها]] و [[جوامع اسلامی]]، تنها زمانی فعال میشوند که مسلمانان ناتوان و در موضع [[ضعف]] باشند.
| |
| برای نمونه: در ایام [[سیطره]] مغولها بر [[سرزمینهای اسلامی]]، [[مسیحیان]] فعالیتهای آشکاری ضد اسلام میکردند و [[آزار]] بسیاری به مسلمانان میرساندند. ابن تغری بردی اتابکی در کتاب النجوم الزاهرة فی [[تاریخ]] [[ملوک مصر]] و القاهرة این فضا را برای ما وصف کرده است:
| |
| «مسیحیان در [[دمشق]] بر مسلمانان گردنفرازی میکردند و به سبب آمد و شد مغولها به کلیساهایشان سخت [[سرکش]] شده بودند. گروهی از مسیحیان نزد هولاکو رفته بودند و فرمانی از او گرفته و با خود آورده بودند که متضمن سفارش او مبنی بر توجه به مسیحیان و رسیدگی به آنان بود. آنها در حالیکه صلیبهای خود را برافراشته بودند و آن [[فرمان]] را در دست داشتند، از «دروازه [[توما]]» وارد [[شهر]] شدند و با فریادهای بلند، [[شعار]] برتری یافتن [[دین]] خود و [[خوار]] شدن مسلمانان را سر دادند و بر سر و روی مسلمانان و نیز بر در [[مسجدها]] شراب پاشیدند. این رخدادها، اندوهی بزرگ را در میان مسلمانان پدید آورده بود... در آن [[روزگار]]، مسیحیان، مسلمانان را [[اجبار]] میکردند تا در مغازههای خود، [[صلیبی]] برافرازند و اگر [[مسلمانی]] چنین نمیکرد، به او [[اهانت]] میکردند»<ref>النجوم الزاهرة فی تاریخ ملوک مصر و القاهرة، ج۷، ص۸۰-۸۱.</ref>.
| |
| | |
| ۱۰. [[حمایت]] از [[مبلغان]] [[اسلام]]، فراهمآوردن [[آزادی]] مورد نیاز برای [[تبلیغ دین]] و نیز ایجاد فضایی [[آزاد]] برای [[مردم]] که در آن با [[اختیار]] خود و دور از اجبار، و [[ترس]] از برخوردهای فیزیکی، [[اعتقاد]] و دین خود را برگزینند، همه نیازمند وجود یک [[حکومت]] [[قدرتمند]] است.
| |
| یک حکومت قدرتمند میتواند با [[خشونتورزی]] مقابله کند و با از میانبردن گروههای تندرو، [[زندگی]] همراه با آزادی و [[کرامت]] را برای مردم به ارمغان آورد.
| |
| | |
| ۱۱. اسلام بر [[انفاق مالی]] به [[مجاهدان]] [[و]] [[تجهیز]] آنان برای [[جهاد]]، تأکید ورزیده و بسیار به آن [[ترغیب]] کرده است. [[قرآن کریم]] نیز در [[آیه]] «اعداد» ([[آمادگی]] برای [[جنگ]]) به این موضوع پرداخته و [[پاداش]] کسی را که در راه تجهیز [[سپاه اسلام]] برای جهاد انفاق مالی کند، همانند پاداش [[مجاهد]] دانسته است.
| |
| از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] شده است:
| |
| «هر کسی مجاهدی را در [[راه خدا]] تجهیز کند، [گویی] خود در جهاد شرکت کرده است»<ref>مختصر صحیح مسلم، شماره ۱۰۹۲.</ref>.
| |
| | |
| همچنین کسی که [[سرپرستی]] [[خانواده]] یکی از مجاهدان را بهعهده گیرد، پاداش [[جهادگر]] را خواهد داشت. [[پیامبر]]{{صل}} فرموده است:
| |
| «هر که سرپرستی خانواده مجاهدی را عهدهدار شود و آن را از [[نیکی]] خویش بهرهمند سازد، [گویی] خود در جهاد شرکت کرده است»<ref>مختصر صحیح مسلم، شماره ۱۰۹۲.</ref>.
| |
| حضرت درباره فراگیری شیوه ساختن [[سلاح]] و ساختن آن نیز فرمود:
| |
| «[[خداوند]] سه تن را با یک تیر به [[بهشت]] میبرد: سازنده تیر که در ساختن آن به [[پاداش الهی]] [[امید]] دارد، [[تیرانداز]] و کسی که تیر را به دست او میدهد»<ref>الجامع لاحکام القرآن، ج۸، ص٣۶.</ref>.
| |
| [[اطعام]] [[مجاهدان]] و [[خدمت]] به آنان نیز، جهاد شمرده شده است؛ همچنانکه هرگونه بخششی برای هر نوع جهاد.
| |
| | |
| [[خداوند متعال]] فرموده است:
| |
| {{متن قرآن|مَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>.
| |
| [[مراغی]] در [[تفسیر]] این بخش از [[آیه]] گفته است:
| |
| «این سخن خداوند متعال، اشاره است به اینکه آماده ساختن و [[تجهیز]] افرادی که تواناییهای رزمی لازم برای [[جهاد در راه خدا]] را دارند، جز با [[انفاق مال]] بسیار، محقق نمیشود. از همینرو، [[خداوند سبحان]] [[بندگان]] [[مؤمن]] خود را به [[انفاق]] در راه خود، [[تشویق]] کرده و به آنان [[وعده]] داده است که هر آنچه انفاق کنند، به شکل کامل به آنان باز خواهد گشت»<ref>تفسیر مراغی، ج۱۰، ص٢۶.</ref>.
| |
| | |
| ۱۲. انفاق در راه جهاد و جهادگران، حداقل یا حداکثری ندارد و تمام [[مسلمانان]]، چه [[فقیر]] و چه [[ثروتمند]] میتوانند در حد امکان انفاق کنند؛ در این صورت، مالِ بسیار یا اندک را اگر خالصانه و دور از [[ریا]] و [[شهرتطلبی]] انفاق کنند، از پاداش الهی بهرهمند میشوند.
| |
| ممکن است برخی [[ثروتمندان]]، [[اموال]] بسیار هنگفتی را در این راه انفاق کنند؛ حتی شاید تمام [[دارایی]] خود را انفاق کنند. اینگونه انفاقکردن را نباید هرگز [[اسراف]] قلمداد کرد؛ زیرا در کارِ خیر، اسراف نیست و اسراف، [[بیهوده]] هدردادنِ [[مال]] در لذتهای شخصی است.
| |
| خاستگاه این دیدگاه عبارت {{متن قرآن|مَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ}} «هر چه در [[راه خدا]] (و تقویت بنیه [[دفاعی]] [[اسلام]]) انفاق کنید» است که در آن، واژه {{متن قرآن|شَيْءٍ}} نکره و مطلق است و به همین دلیل، هم شامل اموال اندک میشود و هم اموال بسیار.
| |
| | |
| ۱۳. [[هدف]] از انفاق در راه [[جهاد]] و دیگر [[نیکیها]]، رضای [[خداوند]]، [[یاری دین]] او و بلند ساختن نام اوست؛ لذا انفاقکننده نباید انفاق خود را با رفتارهایی چون منتنهادن، [[آزاررسانی]] و [[فخرفروشی]] بر دیگران همراه سازد که با هدف والای انفاقکردن در [[تعارض]] باشد.
| |
| بنابراین، [[اسلام]]، جهاد و انفاق در راه آن را از تمام اغراض [[دنیایی]]، انگیزههای شخصی و [[احساسات]] قومی یا طبقاتی پیراسته میسازد تا جهاد و انفاق، خالصانه برای [[خدا]]، در راه او، برای جلب رضای او و تحقق {{متن قرآن|كَلِمَةُ اللَّهِ}} باشد. به همین دلیل، اسلام، از نخستین [[روز]]، تمام جنگهایی را که برای [[تأمین منافع]] اشخاص و [[حکومتها]] یا فتح بازارها و بهرهوریهای [[اقتصادی]] یا [[تحقیر]] و [[خوار]] ساختن دیگران یا [[سلطه]] دادن [[کشور]]، [[ملت]]، نژاد یا طبقهای بر کشور، ملت، نژاد یا طبقهای دیگر صورت بپذیرد، از خود [[نفی]] کرده است. بدینترتیب، تنها یک نوع [[جنگ]] باقی میماند که اسلام خود را متکفل آن میداند و آن جهاد در راه خداست؛ خدایی که خواهان سلطه یافتن کشور، ملت، نژاد، طبقه و یا فردی خاص بر همنوع خود نیست؛ بلکه خواهان حاکم شدن [[خدامحوری]] و [[عبودیت]] است؛ زیرا او از همه جهانیان [[بینیاز]] است. حاکم شدن خداوند، تنها راهی است که به تحقق [[نیکی]]، [[آزادی]] و [[کرامت]] [[انسانها]] خواهد انجامید<ref>فی ظلال القرآن، ج١٠، ص١۵۴۴-١۵۴۵.</ref>.
| |
| | |
| ۱۴. انفاق در راه جهاد، در [[دنیا]] و [[آخرت]]، صاحب خود را از ثمرات آن بهرهمند خواهد ساخت. بهره خداوند در دنیا به انفاقکننده، آن است که هر چه را انفاق کرده، بلکه بیشتر را به او باز میگرداند. انفاق، زمینهساز [[پیروزی]] است و پیروزی، غنیمتها و بهرهمندی از ثروتهایی را در قالب [[مالیات]]، [[جزیه]] و [[بخشش]] سبب خواهد شد که بخشی از آن به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به انفاقکننده باز خواهد گشت. استفاده غیرمستقیم انفاقکننده، در قالب استفاده از امکانات [[مؤسسات]] عمومی و نیز خدماتی است که [[حکومت]] [[کارگزار]] فراهمآوردنِ زمینه بهرهمندی [[شهروندان]] خود از آن است.
| |
| دیگر آنکه [[انفاق]]، [[دارایی]] انفاقکننده را از دستاندازی [[دشمنان]] [[حفظ]] خواهد کرد؛ زیرا دستکشیدن از انفاق، به [[ناتوان]] کردن [[مجاهدان]] و به [[شکست]] آنان میانجامد و در پی شکست، دشمنان بر داراییهای [[مسلمانان]] دست خواهند یافت. بنابراین، انفاق در راه [[جهاد]]، سبب حفظ داراییهای مسلمانان و در مرحله بعد، افزایش آن میشود.
| |
| در [[تاریخ اسلام]]، در موارد بسیاری، از مسلمانان [[ثروتمند]] درخواست میشد با انفاقِ بخشی از [[مال]] خود، از حرکتهای [[جهادی]] که از مسلمانان و [[عزت]] آنان [[دفاع]] میکنند، [[حمایت]] کنند اما [[خساست]] و [[بخل]] مانع میشد که آنان به این کار بپردازند. نتیجه این کوتاهی، آن بود که دشمنان بر [[سرزمین]] مسلمانان [[سلطه]] یابند، تمام داراییهایشان را [[مصادره]] و آنان را از [[املاک]] خود بیرون کنند. در چنین شرایطی، همان [[ثروتمندان]] چارهای نداشتند جز آنکه در [[غربت]] و آوارگی و دور از سرزمین و داراییهای خود [[زندگی]] کنند.
| |
| آیا برای افرادی که بخلشان به این درجه رسیده است، بهتر نیست که با بخشیدن مقداری هر چند اندک از [[دارایی]] خویش، تمام آن را حفظ کنند و با عزت در سرزمین خود به زندگی ادامه دهند؟
| |
| | |
| جنبه دیگر بهرهمندی [[دنیوی]] انفاقکننده آن است که [[خداوند]] داراییاش را بابرکت میگرداند. چنانکه میدانیم [[صدقه]] عادی نهتنها از دارایی صدقهدهنده نمیکاهد، بلکه بر آن بسیار میافزاید. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در اینباره فرموده است:
| |
| «مال، با [[صدقه دادن]] کم نمیشود»<ref>در مختصر صحیح مسلم (شماره ۱۷۹۰) این حدیث به این صورت روایت شده است: {{متن حدیث|مَا نَقَصَتْ صَدَقَةٌ مِنْ مَالٍ}}.</ref>.
| |
| حال که صدقه عادی چنین است، صدقه برای جهاد، تا چه حد برکتآور خواهد بود؟
| |
| اما بهره [[اخروی]] انفاقکننده آن است که خداوند [[پاداش]] مجاهدان را به او میدهد و او را در جایگاه آنان، جای داده، پاداشش را صدها برابر خواهد کرد. [[ابو داوود]] در [[سنن]] خود از پیامبر اکرم{{صل}} [[روایت]] کرده است:
| |
| «پاداش یک درهم [[انفاق در راه خدا]] هفتصد برابر خواهد شد»<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص٣۴٠.</ref>.
| |
| اکنون، به این مسئله میپردازیم که انواع تمرین و [[آموزش نظامی]]، همه از موارد [[آمادگی]] برای [[جنگ]] است. غالب سریّههایی که حضرت، [[یاران]] را به آن اعزام میکرد، بهویژه پیش از [[غزوه بدر کبری]]، برای فراگیری و تمرین [[فنون]] نظامی بود.
| |
| | |
| بر مبنای نقل کتابهای [[سیره]]: [[رزمندگان]] و [[فرماندهان]] تمام سریّههایی که پیامبر اکرم{{صل}} پیش از [[غزوه بدر]] اعزام کرده است، از [[مهاجران]] بودهاند. این مسئله با بررسی نامهای شرکتکنندگان در آنها روشن میشود.
| |
| این سریّهها اهدافی چند را محقق کرد:
| |
| # مهاجران، [[شهامت]] [[رویارویی]] با طاغوتهای [[سرکش]] و [[متکبر]] [[مکه]] را پیدا کردند. این سریّهها، [[هیمنه]] [[مشرکان]] را نزد مهاجران بسیار بیمقدار ساخت. | |
| # مهاجران، با ویژگیهای طبیعی سرزمینهایی که در آن میجنگیدند، آشنا شدند.
| |
| [[پیامبر]]{{صل}} با محدودسازی شرکتکنندگان در این سریّهها به مهاجران، در پی آن بود آنان را با ویژگیهای سرزمینهای جدیدی که در آن میجنگیدند، آشنا سازد. با این [[تدبیر]]، مهاجران سرزمینهایی تازه را با دقت میپیمودند و با وجبوجب آن [[کوهها]]، [[دشتها]]، بلندیها، چشمهها، [[آبها]] و راههای آنها آشنا میشدند. این [[شناخت]] آنان را [[یاری]] میداد تا آسانتر در این مناطق پیش روند و با بهرهگیری از شرایط جغرافیایی آن، [[نبرد]] را [[مدیریت]] و نقشههای تهاجمی یا [[دفاعی]] خود را ترسیم کنند. این [[سرزمینها]]، از آن پس، عرصه وقوع نبردهای بسیاری میان [[مسلمانان]] و مشرکان بود؛ لذا مسلمانان باید از نزدیک با آن و ساکنانش آشنا و از ظرفیتهای قابلاستفاده آن [[آگاه]] شوند.
| |
| #ادامه تمرینهای عملی؛ مهاجران در مکه قدرتی نداشتند. تمام [[همّت]] آنها برای [[دعوت]] بهسوی [[خداوند]] مصروف میشد و اساساً [[جنگ]] بر آنان [[حرام]] بود. این شرایط پابرجا بود تا پیامبر اکرم{{صل}} [[فرمان]] [[هجرت]] را صادر کرد و آن را بر افرادی که توان اجرای این کار را داشتند، [[واجب]] کرد. پس از هجرت، جنگ نیز بر مسلمانان واجب شد. آن برهه زمانی که مسلمانان در طول آن تنها به [[تبلیغ دین]] همّت گمارده بودند و مجالی برای پرداختن به [[عملیات نظامی]] نداشتند، آنان را از تمرینهای جدّی برای [[حفظ]] آمادگیهای رزمی دور ساخته بود. از همینرو، [[ضرورت]] بود که تمرینها را از سر گیرند و با فراهمآوردن زمینه مناسب، ادامه دهند. سریّههای پس از هجرت، فضای مناسبی را پدید آورده بود تا [[مهاجران]] بار دیگر با [[سلاح]] و استفاده از آن اُنس گیرند. نکته دیگر آنکه این سریّهها آنان را در شرایط دشوار قرار میداد. نتیجه چنین فضایی آن بود که مهاجران [[آمادگی روحی]] و رزمی بالایی پیدا کنند و آماده [[پیروزی]] در جنگهای سرنوشتساز شوند.
| |
| #تمرین تحرکات مخفیانه؛ از جمله [[اهداف]] مسلمانان در سریّههایشان عادتکردن به [[حرکت]] مخفیانه در [[جنگها]] و نیز پنهان نگاهداشتن اهدافی بود که در پی محقق ساختن آنها بودند. آنان در قالب تمرینهای عملی و در جریان حوادث [[واقعی]]، این [[عادت]] را در خود پدید میآوردند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[عبدالله بن جحش]] را برای سریّهای با شماری از یارانش بهسوی «[[نخله]]» فرستاد. حضرت در آغاز اعزام، نوشتهای به عبدالله داد که هیچکس از افراد [[سریّه]] محتوای آن را نمیدانست. حضرت به او [[فرمان]] داد که پس از دو [[روز]] طیکردن مسیر، نوشته را بخواند و محتوایش را [[اجرا]] کند. و البته هیچ یک از همراهان خود را به مشارکت در انجامدادن آن فرمان، [[اجبار]] نکند. پیامبر اکرم{{صل}} با کاربست این شیوه، قرنها پیش از [[فرماندهان نظامی]] معاصر، از ترفند «پیامهای نوشتاری» برای پنهانسازی [[عملیات نظامی]] بهره برده است<ref>نک: غزوه بدر الکبری، ص۱۹.</ref>.
| |
| # [[آزمون]] [[یاران]] و [[آگاهی]] از ظرفیتهای آنان و [[میزان]] [[تعهد]] و فداکاریشان در اجرای [[وظایف]] خود؛ این [[هدف]] [[پیامبر]]{{صل}} در نگاشتهاش به عبدالله بن جحش، نمود مییابد. حضرت از او خواست تا به «نخله» برود و در آنجا هیچیک از همراهانش را برای شرکت در عملیات نظامی خواسته شده، اجبار نکند. عبدالله در آن هنگام به همراهانش گفت: «هر که طالب [[شهادت]] است و بدان [[مشتاق]]، راه افتد و هر کس آن را خوش ندارد، برگردد. من برای اجرای [[فرمان پیامبر]]{{صل}} حرکت خواهم کرد». نتیجه این آزمون چه بود؟ و ظرفیتی که همراهان عبدالله از خود نشان دادند به چه اندازه بود؟ پاسخ تمام همراهان عبدالله به درخواست او، مثبت و پرشور بود و همه برای انجامدادن [[مأموریت]] محوّلشده، راه افتادند.
| |
| #تمرین گردآوری اطلاعات درباره [[دشمن]] و استفاده از آن؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} این هدف را با تشکیل تیمهای اطلاعاتی و اعزام آنها به مأموریتهایی، محقق میساخت. حضرت، این تیمها را برای رصد تحرکات دشمن و گردآوری اطلاعاتی درباره شمار، تجهیزات و مکان اردوگاه آنان، اعزام میکرد. اطلاعات جمعآوری شده از دشمن برای پیامبر اکرم{{صل}} و هر [[فرمانده]] دیگری، بسیار [[ارزشمند]] بود؛ زیرا به او کمک میکرد طرحی حسابشده در [[مقابله با دشمنان]] و [[غلبه]] بر آنان تدوین کند. نمونهای از این مأموریتها را در سریّه [[عبدالله بن جحش]] مییابیم؛ در نوشته حضرت به او، آمده بود: «هنگامی که این نگاشته را خواندی، [[حرکت]] کن تا به نَخله برسی. در آن منطقه، تحرکات [[قریشیان]] را زیر نظر بگیر و [[اخبار]] و اطلاعاتی از آنان برای ما بیاور»<ref>سیره نبوی ابن هشام، ج۱، ص۶٠٢.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} پیش از غزوههای خود نیز از تیمهای اطلاعاتی برای [[کسب اطلاعات]] درباره دشمن استفاده میکرد. [[ابن قیم جوزیه]] در اینباره گفته است: «پیامبر اکرم{{صل}} هنگام [[هجوم]] به [[دشمنان]] در سرزمینشان، یک [[تیم]] [[شناسایی]]، پیشاپیش [[سپاه]] خود میفرستاد»<ref>زاد المعاد، ج۳، ص۱۰۱.</ref>.
| |
| # [[آزمودن]] توان دشمن و آگاهییافتن از ویژگیهایش از نظر شمار نیروها، تجهیزات، نقاط [[ضعف]] و قوت؛ این [[شناخت]] به [[مسلمانان]] کمک میکرد با استفاده از نقاط ضعف دشمن خود به او آسیب برسانند. این سریّههای کوچک و درگیریهای محدود، همانند [[آمادهسازی]] [[سربازان]] کمشمار شرکتکننده در این سریّهها بود تا پیشدرآمد آغاز [[جنگی]] گسترده از سوی مسلمانان باشد. برخی سریّهها نیز با [[هدف]] شناخت چگونگی واکنش دشمن و [[میزان]] [[قدرت]] این واکنشها صورت میپذیرفت.
| |
| # [[کسب مهارت]] در پیشرویهای نظامی؛ [[سعد بن ابیوقاص]] از سریّه «[[خرار]]»<ref>خرار محلی است نزدیک جُحفه.</ref> میگوید: «هنگام [[روز]] پنهان میشدیم و با فرارسیدن شب به حرکت خود ادامه میدادیم»<ref>ترجمه مغازی، ص۸.</ref>. این سخن، نشان از [[درک]] بالای او از شیوه پیشروی نظامی دارد. او حرکت مخفیانه و [[تأمین امنیت]] نیروهای پیشرویکننده را در قالب یک اصل مهم نظامی، مبنای کارش قرار داده است؛ زیرا [[مسئولیت]] [[امنیت]] نیروها، بر عهده فرمانده است و از همین روست که [[فرماندهان نظامی]]، تمام [[کوشش]] خویش را برای تأمین آن به کار میبندند. چنانکه پیداست، نهانسازی تحرکات نیروها از چشم [[دشمن]]، یکی از ابزارهای تحقق این امنیت و [[سلامت]] است. بیشک، پیشروی در روز، نهتنها سبب میشود که دشمن بهسادگی به تحرکات نیروها پی ببرد، بلکه نیروها را در تیررس دشمن نیز قرار خواهد داد. حالآنکه پیشروی شبانه، تحرکات نیروها را پوشیده نگاه میدارد و در نتیجه مانع اقدام دشمن میشود. نکته دیگر آنکه سعد بن ابی وقاص به این مسئله توجه داشت که نیروهای او، در منطقهای بیابانی پیشروی میکنند که هیچ سایهبانی ندارد و در طول روز، دمای هوا بسیار بالاست و سطح [[زمین]] بر اثر تابش [[خورشید]]، گرم و سوزان است. او میدانست پیشروی در چنین شرایطی، نیروها را بهشدت خسته خواهد کرد. از همینرو تصمیم گرفت پیشرویاش در هوای معتدلتر و خنکتر شب باشد تا از فشار بر نیروهای خود بکاهد. سعد با اتخاذ این [[تدبیر]]، بر تمام [[فرماندهان نظامی]] پس از [[اسلام]]، پیشی گرفته است؛ چراکه حتی تا امروز نیز تحرکات نیروها، عملیاتهای تهاجمی و عقبنشینیها، شبانه انجام میشوند تا نیروها دور از چشم دشمن که پیوسته با دیدهبانها و گشتهای [[شناسایی]] خود در پی [[آگاهی]] از تحرکات نیروهای [[لشکر]] مقابل است، با [[آزادی]] عمل بیشتری [[وظایف]] خود را [[اجرا]] کنند<ref>العبقریة العسکریة فی غزوات الرسول، ص۲۳۲-۲۳۳.</ref>.<ref>[[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|مکتب نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۵-۱۲۸.</ref>.
| |
| | |
| == منابع ==
| |
| {{منابع}}
| |
| # [[پرونده:IM010889.jpg|22px]] [[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|'''مکتب نظامی پیامبر اعظم''']]
| |
| {{پایان منابع}}
| |
| | |
| == پانویس ==
| |
| {{پانویس}}
| |
| | |
| [[رده:پیامبر خاتم]]
| |