بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
# '''{{متن قرآن|أَسِيرًا}}:''' {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref>؛ | # '''{{متن قرآن|أَسِيرًا}}:''' {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref>؛ | ||
# '''{{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}}:''' که کنایه از گرفتن اسیر است {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت لیک (نگرفت) تا شما را به یکدیگر بیازماید و آنان که در راه خداوند کشته شدند هرگز (خداوند) کارهایشان را بیراه نمیسازد» سوره محمد، آیه ۴.</ref> | # '''{{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}}:''' که کنایه از گرفتن اسیر است {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت لیک (نگرفت) تا شما را به یکدیگر بیازماید و آنان که در راه خداوند کشته شدند هرگز (خداوند) کارهایشان را بیراه نمیسازد» سوره محمد، آیه ۴.</ref> | ||
# و نیز فعل {{متن قرآن|فَخُذُوهُمْ}}. {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست میدارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر میشدید تا با ایشان یگانه میبودید پس هیچیک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«دسته دیگری خواهید یافت که میخواهند هم از شما و هم از قوم خود در امان باشند؛ هر بار به سوی (چاه) فتنه بازگردانده شوند در آن سرنگون میگردند؛ پس، اگر از شما کناره نجستند و به سازش با شما رو نیاوردند و دست (از شما) باز نداشتند هر جا بر آنان دست یافتید بکش» سوره نساء، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | # و نیز فعل {{متن قرآن|فَخُذُوهُمْ}}. {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست میدارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر میشدید تا با ایشان یگانه میبودید پس هیچیک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«دسته دیگری خواهید یافت که میخواهند هم از شما و هم از قوم خود در امان باشند؛ هر بار به سوی (چاه) فتنه بازگردانده شوند در آن سرنگون میگردند؛ پس، اگر از شما کناره نجستند و به سازش با شما رو نیاوردند و دست (از شما) باز نداشتند هر جا بر آنان دست یافتید بکش» سوره نساء، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۵-۶۰۶.</ref> | ||
== [[اسارت]] در [[ملل]] و [[ادیان پیشین]] == | == [[اسارت]] در [[ملل]] و [[ادیان پیشین]] == | ||
آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> به عنوان [[سنت]] و قاعدهای فراگیر میان [[انبیا]] میگوید: هیچ [[پیامبری]] [[حق]] ندارد پیش از زمینگیر شدنِ [[دشمن]]، از آنان [[اسیر]] بگیرد. که از آن بهدست میآید گرفتن اسیر [[جنگی]] در عصر انبیا و ملتهای پیشین رایج بوده است؛ همچنین آیه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref> از وجود اسیرانی از [[بنیاسرائیل]] در نزد دشمنانشان خبر داده است.<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۶۱۱؛ الکشاف، ج۱، ص۳۹۱.</ref> افزون بر این، آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> بهسبب بیاعتنایی [[یهود]] به بعضی [[احکام]] و عمل به برخی، از جمله فدیه دادن در برابر [[آزادی]] اسیرانِ خود، آنها را مذمت کرده، که از این [[آیه]] نیز فهمیده میشود اسیر گرفتن از دشمن و نیز فدیه دادن برای آزادی [[اسیران]] میان یهود معمول بوده و [[حکم]] آن نیز در [[تورات]] آمده است<ref>کتاب مقدس، دوم پادشاهان، ۱۵: ۲۹ و ۱۷: ۲۴؛ قاموس کتاب مقدس، ص۶۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> به عنوان [[سنت]] و قاعدهای فراگیر میان [[انبیا]] میگوید: هیچ [[پیامبری]] [[حق]] ندارد پیش از زمینگیر شدنِ [[دشمن]]، از آنان [[اسیر]] بگیرد. که از آن بهدست میآید گرفتن اسیر [[جنگی]] در عصر انبیا و ملتهای پیشین رایج بوده است؛ همچنین آیه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref> از وجود اسیرانی از [[بنیاسرائیل]] در نزد دشمنانشان خبر داده است.<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۶۱۱؛ الکشاف، ج۱، ص۳۹۱.</ref> افزون بر این، آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> بهسبب بیاعتنایی [[یهود]] به بعضی [[احکام]] و عمل به برخی، از جمله فدیه دادن در برابر [[آزادی]] اسیرانِ خود، آنها را مذمت کرده، که از این [[آیه]] نیز فهمیده میشود اسیر گرفتن از دشمن و نیز فدیه دادن برای آزادی [[اسیران]] میان یهود معمول بوده و [[حکم]] آن نیز در [[تورات]] آمده است<ref>کتاب مقدس، دوم پادشاهان، ۱۵: ۲۹ و ۱۷: ۲۴؛ قاموس کتاب مقدس، ص۶۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۶.</ref> | ||
== موارد جواز اسیر گرفتن == | == موارد جواز اسیر گرفتن == | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
# '''پشتیبانی از دشمن:''' اسیر کردن کسانی که از [[دشمنان]] پشتیبانی کنند جایز است؛ هر چند خود مستقیماً با مسلمانان وارد جنگ نشده باشند. آیه {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا}}<ref>«و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دلهاشان هراس افکند، (چنانکه) دستهای را میکشتید و دستهای (دیگر) را اسیر میگرفتید» سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> به [[اسارت]] گروهی از [[بنیقریظه]] اشاره کرده است که به سبب پشتیبانی از [[قریش]] در [[جنگ احزاب]] به اسارت لشکر اسلام درآمدند. | # '''پشتیبانی از دشمن:''' اسیر کردن کسانی که از [[دشمنان]] پشتیبانی کنند جایز است؛ هر چند خود مستقیماً با مسلمانان وارد جنگ نشده باشند. آیه {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا}}<ref>«و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دلهاشان هراس افکند، (چنانکه) دستهای را میکشتید و دستهای (دیگر) را اسیر میگرفتید» سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> به [[اسارت]] گروهی از [[بنیقریظه]] اشاره کرده است که به سبب پشتیبانی از [[قریش]] در [[جنگ احزاب]] به اسارت لشکر اسلام درآمدند. | ||
# '''[[نقض پیمان]] [[صلح]]:''' اگر [[دشمنان]] [[پیمان]] ترک [[نزاع]] با [[مسلمانان]] را نقض کنند، مسلمانان میتوانند در مورد آنان یکی از ۴ [[حکم]] کشتن، اسیر کردن، محاصره و در کمین نشستن را به تناسب موقعیتشان با [[مشرکان]]، اجرا کنند: {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref>.<ref>المیزان، ج۹، ص۱۵۱ـ۱۵۲.</ref> | # '''[[نقض پیمان]] [[صلح]]:''' اگر [[دشمنان]] [[پیمان]] ترک [[نزاع]] با [[مسلمانان]] را نقض کنند، مسلمانان میتوانند در مورد آنان یکی از ۴ [[حکم]] کشتن، اسیر کردن، محاصره و در کمین نشستن را به تناسب موقعیتشان با [[مشرکان]]، اجرا کنند: {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref>.<ref>المیزان، ج۹، ص۱۵۱ـ۱۵۲.</ref> | ||
# '''توطئهگری:''' [[ستیز]] و [[توطئه]] با مسلمانان از دیگر عوامل جواز اسیرگیری است. طبق آیه {{متن قرآن|سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«دسته دیگری خواهید یافت که میخواهند هم از شما و هم از قوم خود در امان باشند؛ هر بار به سوی (چاه) فتنه بازگردانده شوند در آن سرنگون میگردند؛ پس، اگر از شما کناره نجستند و به سازش با شما رو نیاوردند و دست (از شما) باز نداشتند هر جا بر آنان دست یافتید بکشید و آنانند که ما شما را بر آنها چیرگی آشکاری دادهایم» سوره نساء، آیه ۹۱.</ref> [[منافقان]] برای اینکه هم از مسلمانان و هم از [[قوم]] خود آسوده خاطر باشند، [[نفاق]] را پیشه کرده، در [[نهان]] به توطئه بر ضدّ [[اسلام]] ادامه میدهند.<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۱۳۷.</ref> در صورتی که آنها دست از [[ستیزهجویی]] برندارند مسلمانان باید آنان را [[اسیر]] کرده، یا بکشند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | # '''توطئهگری:''' [[ستیز]] و [[توطئه]] با مسلمانان از دیگر عوامل جواز اسیرگیری است. طبق آیه {{متن قرآن|سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«دسته دیگری خواهید یافت که میخواهند هم از شما و هم از قوم خود در امان باشند؛ هر بار به سوی (چاه) فتنه بازگردانده شوند در آن سرنگون میگردند؛ پس، اگر از شما کناره نجستند و به سازش با شما رو نیاوردند و دست (از شما) باز نداشتند هر جا بر آنان دست یافتید بکشید و آنانند که ما شما را بر آنها چیرگی آشکاری دادهایم» سوره نساء، آیه ۹۱.</ref> [[منافقان]] برای اینکه هم از مسلمانان و هم از [[قوم]] خود آسوده خاطر باشند، [[نفاق]] را پیشه کرده، در [[نهان]] به توطئه بر ضدّ [[اسلام]] ادامه میدهند.<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۱۳۷.</ref> در صورتی که آنها دست از [[ستیزهجویی]] برندارند مسلمانان باید آنان را [[اسیر]] کرده، یا بکشند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۶-۶۰۷.</ref>. | ||
== موارد ممنوعیت اسیر گرفتن == | == موارد ممنوعیت اسیر گرفتن == | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
# محکم شدن جای پا در میدان [[جنگ]] که کنایه از پیروزی بر دشمن است<ref>الفرقان، ج۹ـ۱۰، ص۲۹۲؛ التحریر والتنویر، ج۲۶، ص۷۹؛ نمونه، ج۷، ص۲۴۳.</ref> و [[قرآن کریم]] در این [[آیات]] بهصورت قانونی کلی، و تاکتیکی نظامی به پیامبر و هر فرمانده نظامی دیگر [[فرمان]] میدهد که در بحبوحه جنگ و پیش از [[اطمینان]] از پیروزی کامل، وقت و توان خود را صرف گرفتن اسیر نکنند؛ زیرا مشغول شدن لشکر اسلام به گرفتن اسیر، بخشی از توان رزمی آنان را هدر داده، ممکن است زمینه [[شکست]] آنان را فراهم سازد. در صورتی که ملاک [[حکم]] را جلوگیری از شکست لشکر اسلام بدانیم میتوان از این [[آیه]] استفاده کرد که گرفتن اسیر به تار و مار شدن [[لشکر]] [[دشمن]] و خاتمه درگیری منحصر نیست؛ بلکه هر [[زمان]] که [[پیروزی]] لشکر اسلام قطعی شد، میتوان از دشمن اسیرانی گرفت؛ هرچند در آغاز درگیری باشد. | # محکم شدن جای پا در میدان [[جنگ]] که کنایه از پیروزی بر دشمن است<ref>الفرقان، ج۹ـ۱۰، ص۲۹۲؛ التحریر والتنویر، ج۲۶، ص۷۹؛ نمونه، ج۷، ص۲۴۳.</ref> و [[قرآن کریم]] در این [[آیات]] بهصورت قانونی کلی، و تاکتیکی نظامی به پیامبر و هر فرمانده نظامی دیگر [[فرمان]] میدهد که در بحبوحه جنگ و پیش از [[اطمینان]] از پیروزی کامل، وقت و توان خود را صرف گرفتن اسیر نکنند؛ زیرا مشغول شدن لشکر اسلام به گرفتن اسیر، بخشی از توان رزمی آنان را هدر داده، ممکن است زمینه [[شکست]] آنان را فراهم سازد. در صورتی که ملاک [[حکم]] را جلوگیری از شکست لشکر اسلام بدانیم میتوان از این [[آیه]] استفاده کرد که گرفتن اسیر به تار و مار شدن [[لشکر]] [[دشمن]] و خاتمه درگیری منحصر نیست؛ بلکه هر [[زمان]] که [[پیروزی]] لشکر اسلام قطعی شد، میتوان از دشمن اسیرانی گرفت؛ هرچند در آغاز درگیری باشد. | ||
جمله {{متن قرآن |حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا}} در آیه {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت لیک (نگرفت) تا شما را به یکدیگر بیازماید و آنان که در راه خداوند کشته شدند هرگز (خداوند) کارهایشان را بیراه نمیسازد» سوره محمد، آیه ۴.</ref> نیز در مورد زمان گرفتن اسیر است که برخی آن را غایت برای {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}} گرفته و [[آیه]] را چنین معنا کردهاند: "پس از [[غلبه]] بر [[دشمن]] آنان را [[اسیر]] کنید تا زمانی که [[جنگ]] به پایان رسد که در این [[زمان]] گرفتن اسیر جایز نیست.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۴۵؛ الفرقان، ج۲۶ـ۲۷، ص۸۹.</ref> برخی نیز آن را قید برای {{متن قرآن|فَضَرْبَ الرِّقَابِ}} دانستهاند که در این صورت بدین معنا است: دشمن را در جنگ بکشید تا جنگ بار سنگین خود را بر [[زمین]] نهاده، خاتمه یابد<ref> التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۴۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | جمله {{متن قرآن |حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا}} در آیه {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت لیک (نگرفت) تا شما را به یکدیگر بیازماید و آنان که در راه خداوند کشته شدند هرگز (خداوند) کارهایشان را بیراه نمیسازد» سوره محمد، آیه ۴.</ref> نیز در مورد زمان گرفتن اسیر است که برخی آن را غایت برای {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}} گرفته و [[آیه]] را چنین معنا کردهاند: "پس از [[غلبه]] بر [[دشمن]] آنان را [[اسیر]] کنید تا زمانی که [[جنگ]] به پایان رسد که در این [[زمان]] گرفتن اسیر جایز نیست.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۴۵؛ الفرقان، ج۲۶ـ۲۷، ص۸۹.</ref> برخی نیز آن را قید برای {{متن قرآن|فَضَرْبَ الرِّقَابِ}} دانستهاند که در این صورت بدین معنا است: دشمن را در جنگ بکشید تا جنگ بار سنگین خود را بر [[زمین]] نهاده، خاتمه یابد<ref> التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۴۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۶-۶۰۷-۶۰۸.</ref> | ||
=== در زمان [[عهد]] یا [[پیمان]] با دشمن === | === در زمان [[عهد]] یا [[پیمان]] با دشمن === | ||
اگر [[مسلمانان]] یک طرفه عهدی کرده، یا با دشمن بر [[ترک مخاصمه]] پیمان بسته باشند، در آن مدت [[حق]] جنگ و گرفتن اسیر از دشمن ندارند؛ چنانکه [[پیامبر]] {{صل}} در [[سال نهم هجری]] ۴ ماه به [[مشرکان]] مهلت داد تا بیندیشند و وضع خود را با مسلمانان روشن کنند: {{متن قرآن|فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ}}<ref>«چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است» سوره توبه، آیه ۲.</ref> پس از پایان این مدت به مسلمانان اجازه داده شد تا دشمن را کشته یا اسیر کنند: {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref> مراد از [[ماههای حرام]] در این آیه ۴ ماهی است که پیامبر {{صل}} از طرف [[خداوند]] به مشرکان مهلت داده بود؛<ref>المیزان، ج۹، ص۱۵۱.</ref> سپس آن دسته از مشرکانی را که بر پیمان خود باقی مانده بودند از این [[حکم]] (کشتن یا [[اسارت]] بعد از گذشت ۴ ماه) استثنا کرده است: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴.</ref>؛ همچنین در [[آیات]] {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست میدارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر میشدید تا با ایشان یگانه میبودید پس هیچیک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر خداوند میخواست آنان را بر شما چیرگی میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> پس از [[فرمان]] به کشتن و اسیر کردن مشرکان، کسانی که با همپیمانان پیامبر پیمان دارند نیز استثنا شدهاند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | اگر [[مسلمانان]] یک طرفه عهدی کرده، یا با دشمن بر [[ترک مخاصمه]] پیمان بسته باشند، در آن مدت [[حق]] جنگ و گرفتن اسیر از دشمن ندارند؛ چنانکه [[پیامبر]] {{صل}} در [[سال نهم هجری]] ۴ ماه به [[مشرکان]] مهلت داد تا بیندیشند و وضع خود را با مسلمانان روشن کنند: {{متن قرآن|فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ}}<ref>«چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است» سوره توبه، آیه ۲.</ref> پس از پایان این مدت به مسلمانان اجازه داده شد تا دشمن را کشته یا اسیر کنند: {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref> مراد از [[ماههای حرام]] در این آیه ۴ ماهی است که پیامبر {{صل}} از طرف [[خداوند]] به مشرکان مهلت داده بود؛<ref>المیزان، ج۹، ص۱۵۱.</ref> سپس آن دسته از مشرکانی را که بر پیمان خود باقی مانده بودند از این [[حکم]] (کشتن یا [[اسارت]] بعد از گذشت ۴ ماه) استثنا کرده است: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴.</ref>؛ همچنین در [[آیات]] {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست میدارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر میشدید تا با ایشان یگانه میبودید پس هیچیک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر خداوند میخواست آنان را بر شما چیرگی میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> پس از [[فرمان]] به کشتن و اسیر کردن مشرکان، کسانی که با همپیمانان پیامبر پیمان دارند نیز استثنا شدهاند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۸-۶۰۹.</ref>. | ||
=== در ماههای حرام === | === در ماههای حرام === | ||
در [[اسلام]] جنگ و در نتیجه گرفتن اسیر در ۴ ماه ذیالقعده، ذیالحجه، [[محرم]]، و [[رجب]] [[حرام]] است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگتر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگتر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>. [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} در [[ماه رجب]] گروهی را به فرماندهی [[عبداللّه بن جحش]] به اطراف [[مدینه]] فرستادند. آنان به کاروانی از [[قریش]] برخوردند و برخلاف فرمان پیامبر به آنان حمله کرده، ضمن کشتن [[عمرو بن حضرمی]]، کاروان را با ۲ نفر [[اسیر]] خدمت [[پیامبر]] آوردند؛ ولی پیامبر در [[غنایم]] و [[اسیران]] دخالتی نکرد که [[آیه]] فوق نازل شد و ضمن حرام دانستن [[جنگ]] در این ماه و تقبیح [[عمل]] [[مسلمانان]]، [[گناه]] [[کافران]] قریش در [[اخراج]] مسلمانان از [[مکه]] را بزرگتر شمرد؛<ref>المیزان، ج۲، ص۱۶۶ـ۱۶۷.</ref> همچنین آیه {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref> به صراحت، کشتن و اسیر کردن [[مشرکان]] را به انقضای [[ماههای حرام]] موکول کرده است که طبق یک نظر مراد از "[[اشهر حرم]]" در این آیه همان ماههای حرام معروف است؛<ref>مجمعالبیان، ج۵، ص۱۲.</ref> اما اگر مشرکان [[حرمت]] این ماههای حرام را نگه نداشتند و به مسلمانان هجوم آورده، از آنان اسیرانی گرفتند، آنان [[حق]] [[مقابله به مثل]] را خواهند داشت: {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، | در [[اسلام]] جنگ و در نتیجه گرفتن اسیر در ۴ ماه ذیالقعده، ذیالحجه، [[محرم]]، و [[رجب]] [[حرام]] است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگتر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگتر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>. [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} در [[ماه رجب]] گروهی را به فرماندهی [[عبداللّه بن جحش]] به اطراف [[مدینه]] فرستادند. آنان به کاروانی از [[قریش]] برخوردند و برخلاف فرمان پیامبر به آنان حمله کرده، ضمن کشتن [[عمرو بن حضرمی]]، کاروان را با ۲ نفر [[اسیر]] خدمت [[پیامبر]] آوردند؛ ولی پیامبر در [[غنایم]] و [[اسیران]] دخالتی نکرد که [[آیه]] فوق نازل شد و ضمن حرام دانستن [[جنگ]] در این ماه و تقبیح [[عمل]] [[مسلمانان]]، [[گناه]] [[کافران]] قریش در [[اخراج]] مسلمانان از [[مکه]] را بزرگتر شمرد؛<ref>المیزان، ج۲، ص۱۶۶ـ۱۶۷.</ref> همچنین آیه {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref> به صراحت، کشتن و اسیر کردن [[مشرکان]] را به انقضای [[ماههای حرام]] موکول کرده است که طبق یک نظر مراد از "[[اشهر حرم]]" در این آیه همان ماههای حرام معروف است؛<ref>مجمعالبیان، ج۵، ص۱۲.</ref> اما اگر مشرکان [[حرمت]] این ماههای حرام را نگه نداشتند و به مسلمانان هجوم آورده، از آنان اسیرانی گرفتند، آنان [[حق]] [[مقابله به مثل]] را خواهند داشت: {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ۶۰۹.</ref> | ||
== [[احکام]] اسیر == | == [[احکام]] اسیر == | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
## [[آزادی]] با فدیه: فدیه گرفتن از [[اسیران]] [[دشمن]] در برابر آزادی آنان جایز است: {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت لیک (نگرفت) تا شما را به یکدیگر بیازماید و آنان که در راه خداوند کشته شدند هرگز (خداوند) کارهایشان را بیراه نمیسازد» سوره محمد، آیه ۴.</ref>؛ همچنین آیه {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«از آنچه غنیمت گرفتهاید حلال و پاک بخورید و از خداوند پروا کنید، به راستی خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۶۹.</ref> استفاده از [[غنایم]] ([[جنگ بدر]]) را برای [[مسلمانان]] [[حلال]] شمرده است. افزون بر [[اموال]]، فدیهای که در برابر آزادی اسیران گرفته شده را نیز شامل است؛<ref>المیزان، ج۹، ص۱۳۷.</ref>. اما بیشتر [[مفسّران]] [[اهلسنّت]] بر این عقیدهاند که مدلول [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> که درباره جنگ بدر نازل شده، [[نهی]] از گرفتن فدیه در برابر آزادی اسیران است و در واقع آیه، فدیه گرفتن مسلمانان در برابر آزادی اسیران را برخلاف رضای [[خداوند]] دانسته است؛ به همین جهت آیه بعد آنان را شدیداً [[سرزنش]] کرده است. که طبق این [[تفسیر]] مراد از "ما اَخَذتُم" فدیه است و در [[تأیید]] این [[نظریه]] [[روایات]] متعددی از [[صحابه]] و [[تابعان]] نیز [[نقل]] کردهاند؛ از جمله از [[ابوهریره]] در [[تفسیر آیه]] فوق نقل شده که گرفتن فدیه تا [[روز]] جنگ بدر [[حرام]] بود و زمانی که مسلمانان پیش از [[حلیت]] آن به گرفتن فدیه [[اقدام]] کردند آیه مذکور در [[مذمت]] آنان نازل شد. <ref>جامع البیان، مج۶، ج۱۰، ص۵۹.</ref> در روایتی دیگر در تفسیر همین آیه از او چنین نقل شده است: اگر نه این بود که در [[علم]] من ([[خدا]]) گذشته است که در [[آینده]] [[فدیه]] اسیران را حلال خواهم کرد، به جهت گرفتن فدیه پیش از [[حلیت]] آن، [[عذاب]] بزرگی بر شما وارد میشد.<ref>جامع البیان، مج۶، ج۱۰، ص۵۹.</ref> از [[حسن بصری]] نیز [[نقل]] شده که [[مسلمانان]] پیش از [[دستور خداوند]]، از [[اسیران]] فدیه گرفتند؛ به همین جهت آنان را [[سرزنش]]، سپس گرفتن فدیه را جایزکرد.<ref>جامع البیان، مج۶، ج۱۰، ص۵۸.</ref> برخی معتقدند که [[پیامبر]] در گرفتن فدیه [[خطا]] کرده است؛ ازاینرو این سرزنش او را نیز شامل میشود. چنین عقیدهای برخی از [[مفسران اهلسنت]] را بر آن داشته تا به نحوی آن را توجیه کنند. به گفته [[ابوعلی جبائی]] گرفتن فدیه و [[آزاد]] کردن اسیران از [[گناهان]] [[صغیره]] بوده که به [[عدالت پیامبر]] و اصحابش لطمهای نمیزند؛ زیرا بر عدم خروج عاملان این [[گناه]] از [[عدالت]] [[اجماع]] شده است.<ref> التبیان، ج۵، ص۱۵۷.</ref> به گفته برخی دیگر، [[رسولخدا]] در این امر به [[اجتهاد]] خود عمل کرده و خطا در اجتهاد، [[کیفر]] ندارد.<ref>المنار، ج۱۰، ص۹۴.</ref> در پاسخ باید گفت: اولاً هرگونه خطا و [[معصیت]] با [[عصمت پیامبر]] {{صل}} منافات دارد؛ ثانیاً مراد اصلی آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> [[نهی]] از گرفتن [[اسیر]] در بحبوحه [[جنگ]] و پیش از [[شکست]] [[دشمن]] است، نه گرفتن فدیه و مراد از "ما اَخَذتُم" نیز همان گرفتن اسیر پیش از اثخان است، نه فدیههایی که گرفته شد؛<ref>الفرقان، ج۱۰، ص۲۹۳.</ref> ثالثاً نهتنها بر [[حرمت]] گرفتن فدیه پیش از [[جنگ بدر]]، دلیلی نیست؛ بلکه بر حلیت آن نیز شواهدی وجود دارد؛ از جمله از آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> برمیآید که فدیه در [[شرایع]] گذشته جایز بوده است <ref>احکام القرآن، ج۱، ص۵۷.</ref> و بر [[نسخ]] آن [[پس از ظهور]] [[اسلام]] دلیلی نیست و بر فرض حرمت، طبق برخی نقلها [[حکم]] جواز آن پیش از جنگ بدر و در [[سریّه]] [[عبداللّه بن جحش]] نازل شده است؛<ref>السیرة الحلبیه، ج۲، ص۱۹۲؛ الصحیح من سیره، ج۵، ص۱۱۱.</ref> رابعاً [[تهدید]] و سرزنش در [[آیه]]، پیامبر را در بر نمیگیرد؛ زیرا پیامبر هیچگاه بدون [[فرمان خداوند]] دست بهکاری نمیزد تا مورد [[عتاب]] قرار گیرد. مؤید این مطلب [[سیاق آیه]] است که ابتدا که سخن درباره [[قانون]] کلی ممنوعیت گرفتن [[اسیر]] در حین درگیری است [[پیامبر]] را مخاطب قرار میدهد: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ }}؛ اما در ادامه که گرفتن فدیه مطرح است لحن را [[تغییر]] داده، به [[جماعت]] [[مسلمانان]] خطاب میکند: {{متن قرآن| تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا }}. پرداخت فدیه به [[دشمن]] برای آزادسازی [[اسیران]] در [[ادیان]] گذشته معمول بوده است. آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> [[یهود]] را بهسبب [[ایمان]] به برخی از [[احکام]] [[تورات]]، از جمله پرداخت فدیه برای [[آزادی]] اسیران و عدم ایمان به برخی دیگر، [[توبیخ]] کرده است و [[فقیهان]] [[اسلامی]] نیز به جز [[حنفیان]] آن را جایز شمردهاند<ref>الاسلام و العلاقات الدولیه، ص۲۴۰.</ref>. | ## [[آزادی]] با فدیه: فدیه گرفتن از [[اسیران]] [[دشمن]] در برابر آزادی آنان جایز است: {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت لیک (نگرفت) تا شما را به یکدیگر بیازماید و آنان که در راه خداوند کشته شدند هرگز (خداوند) کارهایشان را بیراه نمیسازد» سوره محمد، آیه ۴.</ref>؛ همچنین آیه {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«از آنچه غنیمت گرفتهاید حلال و پاک بخورید و از خداوند پروا کنید، به راستی خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۶۹.</ref> استفاده از [[غنایم]] ([[جنگ بدر]]) را برای [[مسلمانان]] [[حلال]] شمرده است. افزون بر [[اموال]]، فدیهای که در برابر آزادی اسیران گرفته شده را نیز شامل است؛<ref>المیزان، ج۹، ص۱۳۷.</ref>. اما بیشتر [[مفسّران]] [[اهلسنّت]] بر این عقیدهاند که مدلول [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> که درباره جنگ بدر نازل شده، [[نهی]] از گرفتن فدیه در برابر آزادی اسیران است و در واقع آیه، فدیه گرفتن مسلمانان در برابر آزادی اسیران را برخلاف رضای [[خداوند]] دانسته است؛ به همین جهت آیه بعد آنان را شدیداً [[سرزنش]] کرده است. که طبق این [[تفسیر]] مراد از "ما اَخَذتُم" فدیه است و در [[تأیید]] این [[نظریه]] [[روایات]] متعددی از [[صحابه]] و [[تابعان]] نیز [[نقل]] کردهاند؛ از جمله از [[ابوهریره]] در [[تفسیر آیه]] فوق نقل شده که گرفتن فدیه تا [[روز]] جنگ بدر [[حرام]] بود و زمانی که مسلمانان پیش از [[حلیت]] آن به گرفتن فدیه [[اقدام]] کردند آیه مذکور در [[مذمت]] آنان نازل شد. <ref>جامع البیان، مج۶، ج۱۰، ص۵۹.</ref> در روایتی دیگر در تفسیر همین آیه از او چنین نقل شده است: اگر نه این بود که در [[علم]] من ([[خدا]]) گذشته است که در [[آینده]] [[فدیه]] اسیران را حلال خواهم کرد، به جهت گرفتن فدیه پیش از [[حلیت]] آن، [[عذاب]] بزرگی بر شما وارد میشد.<ref>جامع البیان، مج۶، ج۱۰، ص۵۹.</ref> از [[حسن بصری]] نیز [[نقل]] شده که [[مسلمانان]] پیش از [[دستور خداوند]]، از [[اسیران]] فدیه گرفتند؛ به همین جهت آنان را [[سرزنش]]، سپس گرفتن فدیه را جایزکرد.<ref>جامع البیان، مج۶، ج۱۰، ص۵۸.</ref> برخی معتقدند که [[پیامبر]] در گرفتن فدیه [[خطا]] کرده است؛ ازاینرو این سرزنش او را نیز شامل میشود. چنین عقیدهای برخی از [[مفسران اهلسنت]] را بر آن داشته تا به نحوی آن را توجیه کنند. به گفته [[ابوعلی جبائی]] گرفتن فدیه و [[آزاد]] کردن اسیران از [[گناهان]] [[صغیره]] بوده که به [[عدالت پیامبر]] و اصحابش لطمهای نمیزند؛ زیرا بر عدم خروج عاملان این [[گناه]] از [[عدالت]] [[اجماع]] شده است.<ref> التبیان، ج۵، ص۱۵۷.</ref> به گفته برخی دیگر، [[رسولخدا]] در این امر به [[اجتهاد]] خود عمل کرده و خطا در اجتهاد، [[کیفر]] ندارد.<ref>المنار، ج۱۰، ص۹۴.</ref> در پاسخ باید گفت: اولاً هرگونه خطا و [[معصیت]] با [[عصمت پیامبر]] {{صل}} منافات دارد؛ ثانیاً مراد اصلی آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> [[نهی]] از گرفتن [[اسیر]] در بحبوحه [[جنگ]] و پیش از [[شکست]] [[دشمن]] است، نه گرفتن فدیه و مراد از "ما اَخَذتُم" نیز همان گرفتن اسیر پیش از اثخان است، نه فدیههایی که گرفته شد؛<ref>الفرقان، ج۱۰، ص۲۹۳.</ref> ثالثاً نهتنها بر [[حرمت]] گرفتن فدیه پیش از [[جنگ بدر]]، دلیلی نیست؛ بلکه بر حلیت آن نیز شواهدی وجود دارد؛ از جمله از آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> برمیآید که فدیه در [[شرایع]] گذشته جایز بوده است <ref>احکام القرآن، ج۱، ص۵۷.</ref> و بر [[نسخ]] آن [[پس از ظهور]] [[اسلام]] دلیلی نیست و بر فرض حرمت، طبق برخی نقلها [[حکم]] جواز آن پیش از جنگ بدر و در [[سریّه]] [[عبداللّه بن جحش]] نازل شده است؛<ref>السیرة الحلبیه، ج۲، ص۱۹۲؛ الصحیح من سیره، ج۵، ص۱۱۱.</ref> رابعاً [[تهدید]] و سرزنش در [[آیه]]، پیامبر را در بر نمیگیرد؛ زیرا پیامبر هیچگاه بدون [[فرمان خداوند]] دست بهکاری نمیزد تا مورد [[عتاب]] قرار گیرد. مؤید این مطلب [[سیاق آیه]] است که ابتدا که سخن درباره [[قانون]] کلی ممنوعیت گرفتن [[اسیر]] در حین درگیری است [[پیامبر]] را مخاطب قرار میدهد: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ }}؛ اما در ادامه که گرفتن فدیه مطرح است لحن را [[تغییر]] داده، به [[جماعت]] [[مسلمانان]] خطاب میکند: {{متن قرآن| تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا }}. پرداخت فدیه به [[دشمن]] برای آزادسازی [[اسیران]] در [[ادیان]] گذشته معمول بوده است. آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> [[یهود]] را بهسبب [[ایمان]] به برخی از [[احکام]] [[تورات]]، از جمله پرداخت فدیه برای [[آزادی]] اسیران و عدم ایمان به برخی دیگر، [[توبیخ]] کرده است و [[فقیهان]] [[اسلامی]] نیز به جز [[حنفیان]] آن را جایز شمردهاند<ref>الاسلام و العلاقات الدولیه، ص۲۴۰.</ref>. | ||
# [[بردگی]] : در مورد برده قرار دادن اسیران [[کافر]]، فقیهان به [[آیات قرآن]]، [[سیره پیامبر]] و [[روایات]] [[اهلبیت]] {{ع}} استناد کردهاند؛ از جمله به آیه {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگر» سوره محمد، آیه ۴.</ref> استناد شده است. برخی جمله {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}} را در این [[آیه]] [[دلیل]] بر برده قرار دادن اسیر دانستهاند <ref>الفقه الاسلامی، ج ۸، ص۵۹۱۶.</ref> و گروهی به جمله {{متن قرآن|فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ}} [[استدلال]] کرده و گفتهاند: [[منت]] گذاشتن بر اسیر به این است که او را نکشند.<ref>التحریروالتنویر، ج۲۶، ص۸۰؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۷.</ref>استدلال به این آیه ناتمام است؛ زیرا جمله اوّل کنایه از گرفتن اسیر است و هیچ ظهوری در برده قرار دادن اسیر ندارد و استدلال به جمله دوم نیز صحیح نیست؛ زیرا چنین استدلالی زمانی تمام است که کشتن اسیر جایز باشد. افزون بر اینکه جمله {{متن قرآن|فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ}} در برابر جمله {{متن قرآن|وَإِمَّا فِدَاءً}} است؛ یعنی منت گذاشتن بر اسیر به این است که او را بدون فدیه [[آزاد]] کنند، نه اینکه از کشتن او صرف نظر کرده، او را برده قرار دهند. از [[سیره نبوی]] نیز به [[برخورد پیامبر]] با اسیران [[استشهاد]] شده است که آن [[حضرت]] اسیران را برده قرار داده، میان مسلمانان قسمت میکرد، یا میفروخت.<ref> الفقه الاسلامی، ج۸، ص۵۹۱۶؛ نیل الاوطار، ج۸، ص۱۴۵ـ۱۵۶.</ref> از جمله در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا}}<ref>«و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دلهاشان هراس افکند، (چنانکه) دستهای را میکشتید و دستهای (دیگر) را اسیر میگرفتید» سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> [[نقل]] شده که [[پیامبر]] حدود ۷۵۰ نفر از [[زنان]] و [[کودکان]] [[بنیقریظه]] را به [[اسارت]] گرفت <ref> المیزان، ج۱۶، ص۳۰۲.</ref> و گروهی از آنان را میان [[مسلمانان]] قسمت کرد و گروهی را با سعدبنزیدانصاری به نجد فرستاد، تا با فروش آنان [[سلاح]] و اسبان [[جنگی]] تهیه کنند؛<ref> السیرة النبویه، ج۳، ص۲۴۵؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۰۳.</ref> همچنین در شأن نزول آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> که درباره [[جنگ]] مسلمانان با [[قبیله هوازن]] نازل شده نقل گردیده است که پیامبر {{صل}} حدود ۶۰۰۰ نفر از زنان و کودکان این قبیله را [[اسیر]] و میان مسلمانان قسمت کرد؛ اما با [[اسلام آوردن]] هوازن، آنان نمایندگانی را برای [[آزادی]] [[اسیران]] خود نزد پیامبر فرستادند که آن [[حضرت]] سهم خود و [[بنیهاشم]] را به آنان بخشید و دیگر مسلمانان نیز به جز گروهی که درخواست فدیه کردند، اسیران خود را آزاد کردند.<ref>مجمعالبیان، ج۵، ص۲۸ـ۳۱.</ref> همچنین از [[امامان معصوم]] {{ع}} [[روایت]] شده است که [[کافر]] بعد از اسارت، [[ملک]] مسلمانان محسوب شده، [[امام]] مخیر است او را در برابر فدیه یا بدون فدیه [[آزاد]] کند، یا او را به [[بردگی]] بگیرد.<ref>وسائلالشیعه، ج۱۵، ص۷۱ـ۷۲؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۵ـ۱۲۷.</ref> [[فقیهان]] [[شیعی]] براساس [[دلایل]] مذکور و [[اهلسنّت]] به استناد [[سیره]] [[خلفا]]، به اتفاق به جواز بردگی زنان و اطفال اسیر شده کافر [[حکم]] کردهاند.<ref>الفقهالاسلامی، ج۸، ص۵۹۱۱ـ۵۹۱۲؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۰.</ref> بیشتر فقیهان بردگی مردان را نیز جایز دانستهاند.<ref>آثار الحرب، ص۴۴۵؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۶.</ref> البته اجرای چنین حکمی شرایط خاص زمانی و مکانی خود را دارد و در هر عصری اجرا نمیشود. | # [[بردگی]] : در مورد برده قرار دادن اسیران [[کافر]]، فقیهان به [[آیات قرآن]]، [[سیره پیامبر]] و [[روایات]] [[اهلبیت]] {{ع}} استناد کردهاند؛ از جمله به آیه {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگر» سوره محمد، آیه ۴.</ref> استناد شده است. برخی جمله {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}} را در این [[آیه]] [[دلیل]] بر برده قرار دادن اسیر دانستهاند <ref>الفقه الاسلامی، ج ۸، ص۵۹۱۶.</ref> و گروهی به جمله {{متن قرآن|فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ}} [[استدلال]] کرده و گفتهاند: [[منت]] گذاشتن بر اسیر به این است که او را نکشند.<ref>التحریروالتنویر، ج۲۶، ص۸۰؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۷.</ref>استدلال به این آیه ناتمام است؛ زیرا جمله اوّل کنایه از گرفتن اسیر است و هیچ ظهوری در برده قرار دادن اسیر ندارد و استدلال به جمله دوم نیز صحیح نیست؛ زیرا چنین استدلالی زمانی تمام است که کشتن اسیر جایز باشد. افزون بر اینکه جمله {{متن قرآن|فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ}} در برابر جمله {{متن قرآن|وَإِمَّا فِدَاءً}} است؛ یعنی منت گذاشتن بر اسیر به این است که او را بدون فدیه [[آزاد]] کنند، نه اینکه از کشتن او صرف نظر کرده، او را برده قرار دهند. از [[سیره نبوی]] نیز به [[برخورد پیامبر]] با اسیران [[استشهاد]] شده است که آن [[حضرت]] اسیران را برده قرار داده، میان مسلمانان قسمت میکرد، یا میفروخت.<ref> الفقه الاسلامی، ج۸، ص۵۹۱۶؛ نیل الاوطار، ج۸، ص۱۴۵ـ۱۵۶.</ref> از جمله در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا}}<ref>«و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دلهاشان هراس افکند، (چنانکه) دستهای را میکشتید و دستهای (دیگر) را اسیر میگرفتید» سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> [[نقل]] شده که [[پیامبر]] حدود ۷۵۰ نفر از [[زنان]] و [[کودکان]] [[بنیقریظه]] را به [[اسارت]] گرفت <ref> المیزان، ج۱۶، ص۳۰۲.</ref> و گروهی از آنان را میان [[مسلمانان]] قسمت کرد و گروهی را با سعدبنزیدانصاری به نجد فرستاد، تا با فروش آنان [[سلاح]] و اسبان [[جنگی]] تهیه کنند؛<ref> السیرة النبویه، ج۳، ص۲۴۵؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۰۳.</ref> همچنین در شأن نزول آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> که درباره [[جنگ]] مسلمانان با [[قبیله هوازن]] نازل شده نقل گردیده است که پیامبر {{صل}} حدود ۶۰۰۰ نفر از زنان و کودکان این قبیله را [[اسیر]] و میان مسلمانان قسمت کرد؛ اما با [[اسلام آوردن]] هوازن، آنان نمایندگانی را برای [[آزادی]] [[اسیران]] خود نزد پیامبر فرستادند که آن [[حضرت]] سهم خود و [[بنیهاشم]] را به آنان بخشید و دیگر مسلمانان نیز به جز گروهی که درخواست فدیه کردند، اسیران خود را آزاد کردند.<ref>مجمعالبیان، ج۵، ص۲۸ـ۳۱.</ref> همچنین از [[امامان معصوم]] {{ع}} [[روایت]] شده است که [[کافر]] بعد از اسارت، [[ملک]] مسلمانان محسوب شده، [[امام]] مخیر است او را در برابر فدیه یا بدون فدیه [[آزاد]] کند، یا او را به [[بردگی]] بگیرد.<ref>وسائلالشیعه، ج۱۵، ص۷۱ـ۷۲؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۵ـ۱۲۷.</ref> [[فقیهان]] [[شیعی]] براساس [[دلایل]] مذکور و [[اهلسنّت]] به استناد [[سیره]] [[خلفا]]، به اتفاق به جواز بردگی زنان و اطفال اسیر شده کافر [[حکم]] کردهاند.<ref>الفقهالاسلامی، ج۸، ص۵۹۱۱ـ۵۹۱۲؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۰.</ref> بیشتر فقیهان بردگی مردان را نیز جایز دانستهاند.<ref>آثار الحرب، ص۴۴۵؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۲۶.</ref> البته اجرای چنین حکمی شرایط خاص زمانی و مکانی خود را دارد و در هر عصری اجرا نمیشود. | ||
# [[ازدواج]] با زنان اسیر : یکی از پیآمدهای رایج بردگی زنان، میان [[اعراب]] [[نکاح]] با آنان بوده است که در [[اسلام]] نیز بهصورت تعدیل شده و قانونمند جایز دانسته شده است. [[آیات]] {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است. و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهرهمند شدهاید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، همداستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۳-۲۴.</ref> [[ازدواج]] با گروهی از [[زنان]] ازجمله زنان شوهردار را [[حرام]] دانسته است؛ اما زنان [[شوهرداری]] را که [[اسیر]] و برده [[مسلمانان]] باشند از این [[حکم]] مستثنا کرده است. که برخی مراد از {{متن قرآن|مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ}} را زنان شوهرداری دانستهاند که به [[اسارت]] مسلمانان درآمدهاند؛ چنانکه از [[علی]] {{ع}} نیز [[روایت]] شده است. <ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۵۱.</ref> گفته شده: این [[آیه]] درباره [[اسیران]] [[غزوه]] اوطاس نازل شده و [[پیامبر]] بعد از [[اطمینان]] از باردار نبودن زنان شوهردار به مسلمانان اجازه داد با آنان ازدواج کنند.<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۵۱.</ref> روا بودن ازدواج با چنین زنانی، به جهت فسخ شدن زوجیت آنها با شوهرانشان است.<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۴۰ـ۱۴۱.</ref> البته برخی معتقدند درصورتی که به همراه شوهرانشان اسیر شوند [[نکاح]] آنان فسخ نمیشود.<ref>المنیر، ج۵، ص۱۰؛ احکام القرآن، ج۲، ص۱۹۵.</ref> درباره [[فلسفه]] این جواز گفته شده: باقی گذاردن چنین زنانی بدون شوهر [[ظلم]] به آنان و بازگرداندنشان به محیط [[کفر]] نیز برخلاف [[اصول تربیتی]] [[اسلام]] است<ref>نمونه، ج۳، ص۳۳۳ـ۳۳۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | # [[ازدواج]] با زنان اسیر : یکی از پیآمدهای رایج بردگی زنان، میان [[اعراب]] [[نکاح]] با آنان بوده است که در [[اسلام]] نیز بهصورت تعدیل شده و قانونمند جایز دانسته شده است. [[آیات]] {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است. و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهرهمند شدهاید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، همداستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۳-۲۴.</ref> [[ازدواج]] با گروهی از [[زنان]] ازجمله زنان شوهردار را [[حرام]] دانسته است؛ اما زنان [[شوهرداری]] را که [[اسیر]] و برده [[مسلمانان]] باشند از این [[حکم]] مستثنا کرده است. که برخی مراد از {{متن قرآن|مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ}} را زنان شوهرداری دانستهاند که به [[اسارت]] مسلمانان درآمدهاند؛ چنانکه از [[علی]] {{ع}} نیز [[روایت]] شده است. <ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۵۱.</ref> گفته شده: این [[آیه]] درباره [[اسیران]] [[غزوه]] اوطاس نازل شده و [[پیامبر]] بعد از [[اطمینان]] از باردار نبودن زنان شوهردار به مسلمانان اجازه داد با آنان ازدواج کنند.<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۵۱.</ref> روا بودن ازدواج با چنین زنانی، به جهت فسخ شدن زوجیت آنها با شوهرانشان است.<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۴۰ـ۱۴۱.</ref> البته برخی معتقدند درصورتی که به همراه شوهرانشان اسیر شوند [[نکاح]] آنان فسخ نمیشود.<ref>المنیر، ج۵، ص۱۰؛ احکام القرآن، ج۲، ص۱۹۵.</ref> درباره [[فلسفه]] این جواز گفته شده: باقی گذاردن چنین زنانی بدون شوهر [[ظلم]] به آنان و بازگرداندنشان به محیط [[کفر]] نیز برخلاف [[اصول تربیتی]] [[اسلام]] است<ref>نمونه، ج۳، ص۳۳۳ـ۳۳۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۹-۶۱۴.</ref> | ||
== [[احسان]] به اسیر == | == [[احسان]] به اسیر == | ||
در [[جاهلیت]]، اسیران [[جنگی]] در معرض انواع [[شکنجه]]، [[قتل]]، قطع عضو و بیگاری قرار میگرفتند و حتی گاهی در بارگاه [[خدایان]] [[قربانی]] میشدند؛<ref>الاسیر فی الاسلام، ص۱۱۶.</ref> ولی اسلام [[نیکی]] کردن به اسیر را لازم دانسته تا آنجا که [[اطعام]] او را از صفات [[ابرار]] شمرده است: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref> [[مفسران]] در [[تفسیر]] کلمه اسیر در این آیه از زندانی، [[عبد]]، عیال مرد نیز نام بردهاند؛ لکن بیشتر [[مفسّران]] اسیران جنگی را از مصادیق بارز آن دانسته <ref>جامعالبیان، مج۱۴، ج۲۹، ص۲۶۰ـ۲۶۱؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۱۷؛ روضالجنان، ج۲۰، ص۷۵.</ref> و گروهی آن را در اسیران جنگی منحصر دانستهاند.<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۶ـ۱۲۷.</ref> در این آیه [[خداوند]] اطعام کنندگان به اسیر را [[مدح]] کرده، در آیات بعد به آنان پاداش نیک و [[حفظ]] از [[عذاب]] [[قیامت]] را [[وعده]] داده است: {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref>«پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱.</ref> در [[روایات]] نیز [[اطعام]] [[اسیران]] و [[احسان]] و [[نیکی]] به آنان سفارش شده است<ref>تهذیب، ج۵، ص۱۲۰ـ۱۲۱؛ جامعالبیان، مج۱۴، ج۲۹، ص۲۶۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | در [[جاهلیت]]، اسیران [[جنگی]] در معرض انواع [[شکنجه]]، [[قتل]]، قطع عضو و بیگاری قرار میگرفتند و حتی گاهی در بارگاه [[خدایان]] [[قربانی]] میشدند؛<ref>الاسیر فی الاسلام، ص۱۱۶.</ref> ولی اسلام [[نیکی]] کردن به اسیر را لازم دانسته تا آنجا که [[اطعام]] او را از صفات [[ابرار]] شمرده است: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref> [[مفسران]] در [[تفسیر]] کلمه اسیر در این آیه از زندانی، [[عبد]]، عیال مرد نیز نام بردهاند؛ لکن بیشتر [[مفسّران]] اسیران جنگی را از مصادیق بارز آن دانسته <ref>جامعالبیان، مج۱۴، ج۲۹، ص۲۶۰ـ۲۶۱؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۱۷؛ روضالجنان، ج۲۰، ص۷۵.</ref> و گروهی آن را در اسیران جنگی منحصر دانستهاند.<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۶ـ۱۲۷.</ref> در این آیه [[خداوند]] اطعام کنندگان به اسیر را [[مدح]] کرده، در آیات بعد به آنان پاداش نیک و [[حفظ]] از [[عذاب]] [[قیامت]] را [[وعده]] داده است: {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref>«پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱.</ref> در [[روایات]] نیز [[اطعام]] [[اسیران]] و [[احسان]] و [[نیکی]] به آنان سفارش شده است<ref>تهذیب، ج۵، ص۱۲۰ـ۱۲۱؛ جامعالبیان، مج۱۴، ج۲۹، ص۲۶۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۱۴-۶۱۵.</ref> | ||
== [[دعوت]] [[اسیر]] به [[اسلام]] == | == [[دعوت]] [[اسیر]] به [[اسلام]] == | ||
یکی از اهداف [[جنگ]] در اسلام، دعوت [[کافران]] به [[دین خدا]] است؛ ازاینرو [[مسلمانان]] باید آنان را به اسلام [[تشویق]] کنند. آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! به اسیرانی که در دست دارید بگو: اگر خداوند در دلهایتان خیری ببیند به شما بهتر از آنچه از شما ستاندهاند خواهد رساند و شما را میآمرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۷۰.</ref> [[پیامبر]] را به تشویق اسیران به اسلام، با سخنان دلگرمکننده، سفارش میکند. که مقصود از اولین واژه {{متن قرآن|خَيْرًا}} اسلام و [[نور ایمان]] و مراد از {{متن قرآن|مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ}} فدیه گرفته شده از اسیران است.<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۸۶۰.</ref> [[نقل]] شده که از اسیران [[بدر]]، عبّاس، [[نوفل]] و [[عقیل]] [[مسلمان]] شدند و نیز [[روایت]] شده که روزی برای پیامبر اموالی آوردند. پیامبر به عبّاس فرمود: عبایت را پهن کن و مقداری از این [[اموال]] را برگیر. پس از آنکه عبّاس اموال را گرفت آن حضرت فرمود: این همان چیزی است که [[خداوند تعالی]] میگوید<ref>المیزان، ج۹، ص۱۳۹.</ref> و نیز از خود عبّاس نقل شده که این [[آیه]] درباره من و یارانم نازل شده است.<ref> مجمعالبیان، ج۴، ص۸۶۰.</ref> از آنجا که ممکن است برخی از اسیران [[مشرک]] از این کار [[سوء]] استفاده کرده، با [[تظاهر]] به اسلام <ref>جامعالبیان، مج۶، ج۱۰، ص۶۶.</ref> قصد [[خیانت]] به مسلمانان را داشته باشند، آیه بعد به آنها هشدار میدهد که اگر قصد خیانت داشته باشند [[خداوند]] قادر است بار دیگر آنان را به [[اسارت]] مسلمانان درآورد: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و اگر بخواهند به تو خیانت ورزند (باکی نیست) به خداوند نیز پیش از این خیانت کردهاند و (خداوند تو را) بر آنان دستیابی داد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۷۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص | یکی از اهداف [[جنگ]] در اسلام، دعوت [[کافران]] به [[دین خدا]] است؛ ازاینرو [[مسلمانان]] باید آنان را به اسلام [[تشویق]] کنند. آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! به اسیرانی که در دست دارید بگو: اگر خداوند در دلهایتان خیری ببیند به شما بهتر از آنچه از شما ستاندهاند خواهد رساند و شما را میآمرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۷۰.</ref> [[پیامبر]] را به تشویق اسیران به اسلام، با سخنان دلگرمکننده، سفارش میکند. که مقصود از اولین واژه {{متن قرآن|خَيْرًا}} اسلام و [[نور ایمان]] و مراد از {{متن قرآن|مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ}} فدیه گرفته شده از اسیران است.<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۸۶۰.</ref> [[نقل]] شده که از اسیران [[بدر]]، عبّاس، [[نوفل]] و [[عقیل]] [[مسلمان]] شدند و نیز [[روایت]] شده که روزی برای پیامبر اموالی آوردند. پیامبر به عبّاس فرمود: عبایت را پهن کن و مقداری از این [[اموال]] را برگیر. پس از آنکه عبّاس اموال را گرفت آن حضرت فرمود: این همان چیزی است که [[خداوند تعالی]] میگوید<ref>المیزان، ج۹، ص۱۳۹.</ref> و نیز از خود عبّاس نقل شده که این [[آیه]] درباره من و یارانم نازل شده است.<ref> مجمعالبیان، ج۴، ص۸۶۰.</ref> از آنجا که ممکن است برخی از اسیران [[مشرک]] از این کار [[سوء]] استفاده کرده، با [[تظاهر]] به اسلام <ref>جامعالبیان، مج۶، ج۱۰، ص۶۶.</ref> قصد [[خیانت]] به مسلمانان را داشته باشند، آیه بعد به آنها هشدار میدهد که اگر قصد خیانت داشته باشند [[خداوند]] قادر است بار دیگر آنان را به [[اسارت]] مسلمانان درآورد: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و اگر بخواهند به تو خیانت ورزند (باکی نیست) به خداوند نیز پیش از این خیانت کردهاند و (خداوند تو را) بر آنان دستیابی داد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۷۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۱۵.</ref> | ||
== شیوه برخورد پیامبر با اسیران و احکام آن == | == شیوه برخورد پیامبر با اسیران و احکام آن == | ||