اسارت: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۹۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ نوامبر ۲۰۲۵
 
(۳۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسارت در قرآن]] - [[اسارت در فقه اسلامی]] - [[اسارت در فقه سیاسی]] - [[اسارت در معارف و سیره نبوی]] - [[اسارت در معارف و سیره حسینی]] - [[اسارت در معارف و سیره رضوی]] - [[اسارت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[اسارت در تاریخ اسلامی]] | [[اسارت در حدیث]] | [[اسارت در کلام اسلامی]]| [[اسارت در فقه سیاسی]] | [[اسارت در معارف و سیره حسینی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[اسارت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


== مقدمه ==
اسارت به‌معنای محکم بستن چیزی با قید و طناب است و [[اسیر]] را از آن جهت که او را بسته، محصور می‌ساختند اسیر نامیده‌اند؛ سپس این مفهوم به هر کس که در بند یا [[حبس]] درآید، هرچند با چیزی بسته نشده باشد، توسعه یافته است<ref>المفردات، ص۷۶؛ لسان‌العرب، ج۱، ص‌۱۴۰، "أسر".</ref>.


'''اسارت''' دستگیر کردن، افرادی از [[لشکر]] [[مخالف]] یا افراد عادی را در [[جنگ‌ها]] بعنوان [[اسیر]] گرفتن و برده ساختن. در [[جنگ‌های صدر اسلام]] نیز گروهی از [[کفار]]، [[اسیر]] گرفته می‌شدند، یا بعضی از [[مسلمانان]] به اسارت [[مشرکین]] در می‌آمدند<ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۴۷تا۴۹.</ref>.
اسیر در اصطلاح [[فقه]] بر مردان کافری اطلاق می‌شود که در [[جنگ]] با [[مسلمانان]] دستگیر شوند و درباره کودکان و [[زنان]] واژه "سَبْی" به‌کار‌می‌رود<ref>الفقه‌الاسلامی، ج‌۸‌، ص‌۵۹۱۰‌؛ کتاب‌الجهاد، ص‌۳۰۴.</ref>. از ‌کلمات عده‌ای از [[فقها]] استفاده می‌شود که اصطلاح اسیر بر مردان، زنان و اطفال [[کافر]] یا [[مسلمانی]] که در جنگ یا غیر جنگ به‌دست مسلمانان یا غیر مسلمانان گرفتار شوند اطلاق می‌شود؛ گرچه درباره زنان و کودکان واژه "سبی" نیز به‌کار می‌رود<ref>الموسوعة الفقهیه، ج‌۲، ص‌۱۵۴‌ـ‌۱۵۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۵-۶۰۶.</ref>


==مقدمه==
== موارد جواز اسیر گرفتن ==
*در حادثه [[کربلا]]، این فاجعه که [[اهل بیت]] [[امام حسین]]{{ع}} را پس از [[عاشورا]] [[اسیر]] گرفته و [[شهر]] به [[شهر]] گرداندند<ref>بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۵۸</ref> و در [[کوفه]] و [[شام]] به نمایش گذاشتند، [[نقض]] [[آشکار]] [[قوانین]] [[اسلام]] بود، چرا که هم [[اسیر]] گرفتن [[مسلمان]] صحیح نیست و هم [[اسیر]] کردن [[زن]] [[مسلمان]]. آنگونه که [[امام علی|علی]] نیز در [[جنگ جمل]]، [[اسیر]] کردن را روا نشمرد و [[عایشه]] را همراه عده‌ای [[زن]] به [[شهر]] خودش باز گرداند. البته [[بسر بن ارطاة]] به [[دستور]] [[معاویه]] بر [[یمن]] حمله کرد و  [[زنان]] [[مسلمان]] را به اسارت گرفت. به اسیری بردن [[عترت]] [[پیامبر]] در دوره [[حکومت اموی]]، [[اهانت]] به [[مقدسات]] [[دین]] بود، تا آنجا که در دربار [[شام]]، یکی از [[شامیان]] از [[یزید]] می‌‌خواست که [[فاطمه]] دختر [[امام حسین|سید الشهدا]] را بعنوان [[کنیز]]، به او ببخشد! که با اخطار [[حضرت زینب]] رو به رو شد<ref>تاریخ طبری(چاپ قاهره)،ج ۴، ص ۳۵۳</ref>.
آیاتی از [[قرآن]]، علل و موجباتی را برای اسیر گرفتن دشمن برمی‌شمارد که عبارت است از:
*گرچه [[یزید]]، [[اهل بیت]] [[امام حسین]] را برای [[ترساندن]] [[مردم]] دیگر [[اسیر]] کرد و [[شهر]] به [[شهر]] با [[خفت]] و [[خواری]] گرداند، ولی این دودمان [[عزت]] و [[آزادگی]]، از اسارت هم بعنوان سلاحی در [[مبارزه با باطل]] و افشای چهره [[دشمن]] استفاده کردند و با [[خطبه‌ها]] و سخنرانی‌های بیدارگرشان [[حیله]] [[دشمن]] را نقش بر آب کردند. خطابه‌های [[زینب]] کبری و [[امام سجاد]]{{ع}} و دختر [[امام حسین]]{{ع}} در [[کوفه]] و [[شام]]، نمونه‌ای از [[مبارزه]] در اسارت بود. [[حضرت زینب]]، حتی در مجلس [[یزید]] و پیش روی او به این [[اسیر]] گرفتن و عمل ظالمانه و خارج از [[دین]] او [[اعتراض]] کرد: {{متن حدیث|أَ ظَنَنْتَ يَا يَزِيدُ حِينَ أَخَذْتَ عَلَيْنَا أَقْطَارَ اَلْأَرْضِ وَ ضَيَّقْتَ عَلَيْنَا آفَاقَ اَلسَّمَاءِ فَأَصْبَحْنَا لَكَ فِي إِسَارٍ نُسَاقُ إِلَيْكَ سَوْقاً فِي قِطَارٍ وَ أَنْتَ عَلَيْنَا ذُو اِقْتِدَارٍ أَنَّ بِنَا مِنَ اَللَّهِ هَوَاناً ... أَ مِنَ اَلْعَدْلِ يَا اِبْنَ اَلطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اَللَّهِ سَبَايَا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ يَحْدُو بِهِنَّ اَلْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ يَسْتَشْرِفُهُنَّ أَهْلُ اَلْمَنَاقِلِ‏}}<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص ۴۶۲</ref>.
# '''[[جنگ]]:''' [[مسلمانان]] می‌توانند در جنگ با [[کافران]] آنان را پس از [[غلبه]] و [[پیروزی]] به اسارت بگیرند<ref>سوره محمد، آیه ۴.</ref>.
*می‌توان گفت [[امام حسین]] [[با تدبیر]] و حساب‌گری دقیق، [[زنان]] و [[فرزندان]] را همراه خودبه [[کربلا]] برد، تا [[راوی]] [[رنج‌ها]] و گزارشگر صحنه‌های [[عاشورا]] و [[پیام]] رسان [[خون]] [[شهیدان]] باشند و [[سلطه]] یزیدی نتواند بر آن جنایت [[عظیم]]، پرده بکشد یا قضایا را به گونه‌ای وانمودکند. از این رو، وقتی [[ابن عباس]] به [[امام حسین|سید الشهدا]] گفت چرا [[زنان]] و [[کودکان]] را به [[عراق]] می‌بری، پاسخ داد: "[[خدا]] خواسته که آنان را [[اسیر]] ببیند"<ref>{{متن حدیث| إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا}}؛ حیاة الامام الحسین،ج ۲،ص ۲۹۷</ref> این اشاره به همان برنامه حساب شده است.
# '''پشتیبانی از دشمن:''' اسیر کردن کسانی که از [[دشمنان]] پشتیبانی کنند جایز است؛ هر چند خود مستقیماً با مسلمانان وارد جنگ نشده باشند. آیه ۲۶‌ سوره احزاب به اسارت گروهی از [[بنی‌قریظه]] اشاره کرده است که به‌ سبب پشتیبانی از [[قریش]] در [[جنگ احزاب]] به اسارت لشکر اسلام درآمدند.
*به گفته [[مرحوم کاشف الغطاء]]: اگر [[حسین]] و [[فرزندان]] او کشته می‌شدند، ولی آن سخنرانی‌ها و افشاگری‌های [[اهل بیت]] در آن موقعیت‌های حساس نبود، آن آثار و اهدافی که [[امام حسین]] در واژگون ساختن [[حکومت]] یزیدی داشت محقق  نمی‌شد<ref>حیاة الامام الحسین،ج ۲،ص ۲۹۸</ref>.
# '''[[نقض پیمان]] [[صلح]]:''' اگر [[دشمنان]] [[پیمان]] ترک [[نزاع]] با [[مسلمانان]] را نقض کنند، مسلمانان می‌توانند در مورد آنان یکی از ۴ [[حکم]] کشتن، اسیر‌ کردن، محاصره و در کمین نشستن را به تناسب موقعیتشان با [[مشرکان]]، اجرا کنند<ref>سوره توبه، آیه ۵.</ref>.<ref>المیزان، ج‌۹، ص‌۱۵۱‌ـ‌۱۵۲.</ref>
* اسارت [[اهل بیت]] با آن وضع [[رقت]] بار، [[عواطف]] [[مردم]] را به نفع [[جبهه حق]] و به زیان [[حکومت]] [[یزید]] برانگیخت و سخنان [[زینب]] و [[امام سجاد]]{{عم}} در طول اسارت، [[لذت]] [[پیروزی]] نظامی را در ذائقه [[یزید]] و [[ابن زیاد]]، چون زهر، تلخ ساخت و جلوی [[تحریف]] [[تاریخ]] را گرفت و به بازماندگان و خانواده‌های [[شهدا]] درس داد که [[شهیدان]] با خونشان و بازماندگان با رساندن [[پیام]] [[خون]]، باید [[حق]] را [[یاری]] کنند، [[شهیدان]] کاری [[حسینی]] کنند و ماندگان، کاری زینبی! اسارت، هرگز به معنای [[تسلیم شدن]] و [[انگیزه]] و [[هدف]] را فراموش کردن نیست. آزادگان سرافراز [[دفاع مقدس]] در [[ایران]] نیز، در اسارتگاه‌های [[عراق]]، ادامه دهنده [[جهاد]] [[رزمندگان]] بودند و [[صبر]] و استقامتشان را از کاروان اسرای [[اهل بیت]] آموخته بودند. [[زینب]] قافله سالار کاروان اسارت بود و مردانه و صبورانه، آن دوران تلخ را به پایان رساند<ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۴۷تا۴۹.</ref>.
# '''توطئه‌گری:''' [[ستیز]] و [[توطئه]] با مسلمانان از دیگر عوامل جواز اسیرگیری است. طبق آیه‌ ۹۱ سوره نساء [[منافقان]] برای اینکه هم از مسلمانان و هم از [[قوم]] خود آسوده خاطر باشند، [[نفاق]] را پیشه کرده، در [[نهان]] به توطئه بر ضدّ [[اسلام]] ادامه می‌دهند.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۳۷.</ref> در ‌صورتی که آنها دست از [[ستیزه‌جویی]] برندارند مسلمانان باید آنان را [[اسیر]] کرده، یا بکشند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۶-۶۰۷.</ref>.
 
== موارد ممنوعیت اسیر گرفتن ==
[[قرآن]] اسارت [[کافران]] و دشمنان را در چند مورد ممنوع کرده است:
# '''قبل از [[پیروزی]] کامل:''' سزاوار نیست که [[پیامبران]] پیش از [[اطمینان]] از پیروزی کامل، اسیر بگیرند: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را می‌خواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) می‌خواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref>.
# '''در زمان [[عهد]] یا [[پیمان]] با دشمن:''' اگر [[مسلمانان]] یک طرفه عهدی کرده، یا با دشمن بر [[ترک مخاصمه]] پیمان بسته باشند، در آن مدت [[حق]] جنگ و گرفتن اسیر از دشمن ندارند؛ چنان‌که [[پیامبر]] {{صل}} در [[سال نهم هجری]] ۴ ماه به [[مشرکان]] مهلت داد تا بیندیشند و وضع خود را با مسلمانان روشن کنند<ref>سوره توبه، آیه ۲.</ref> پس از پایان این مدت به مسلمانان اجازه داده شد تا دشمن را کشته یا اسیر کنند<ref>سوره توبه، آیه ۵.</ref>.
# '''در ماه‌های حرام:''' در [[اسلام]] جنگ و در نتیجه گرفتن اسیر در ۴ ماه ذی‌القعده، ذی‌الحجه، [[محرم]]، و [[رجب]] [[حرام]] است<ref>سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>. [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} در [[ماه رجب]] گروهی را به فرمان‌دهی [[عبداللّه ‌بن جحش]] به اطراف [[مدینه]] فرستادند. آنان به ‌کاروانی از [[قریش]] برخوردند و برخلاف فرمان پیامبر به آنان حمله کرده، ضمن کشتن [[عمرو بن حضرمی]]، کاروان را با ۲‌ نفر [[اسیر]] خدمت [[پیامبر]] آوردند؛ ولی پیامبر در [[غنایم]] و [[اسیران]] دخالتی نکرد که [[آیه]] فوق نازل شد و ضمن حرام دانستن [[جنگ]] در این ماه و تقبیح [[عمل]] [[مسلمانان]]، [[گناه]] [[کافران]] قریش در [[اخراج]] مسلمانان از [[مکه]] را بزرگ‌تر شمرد<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۱۶۶‌ـ‌۱۶۷.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۶۰۶ ـ ۶۰۹.</ref>
 
== [[احکام]] اسیر ==
# '''دربند کردن:''' در مورد گرفتن اسیر در آیه ۴ ‌سوره محمد تعبیر {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}} به‌کار رفته و کنایه از گرفتن اسیر است؛ ولی افزون بر این نکته، معنای لغوی آن (محکم بستن طناب) نیز می‌تواند مورد نظر باشد؛ از این‌رو بر مسلمانان لازم است پس از گرفتن اسیران، آنان را بسته، محصور کنند تا فرارشان ممکن نباشد<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۴۵ و ۱۴۷؛ جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۵۳؛ التبیان، ج‌۹، ص‌۲۹۱.</ref>.
# '''کشتن:''' از آیه ۴ سوره محمد استفاده می‌شود که کشتن اسیر پس از [[پیروزی]] جایز نیست و آنان باید با فدیه یا بدون فدیه [[آزاد]] گردند: {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً}}؛ مگر اینکه سابقه [[فتنه]] و جنایتی داشته باشند؛ چنان‌که [[پیامبر]] {{صل}} پس از [[جنگ بدر]] [[عقبة‌ بن ابی‌محیط]] و [[نضر‌ بن حارث]]<ref>تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۲۹۶.</ref> و در [[جنگ احد]] [[ابی‌عزة]] شاعر و [[معاویة ‌بن نضر]]<ref>السیرة‌النبویه، ج‌۳، ص‌۱۲۸.</ref> را کشت و در [[جنگ احزاب]] به کشتن مردان [[بنی‌قریظه]] به‌سبب [[خیانت]] آنان به [[مسلمانان]] و پشتیبانی از [[احزاب]]، [[دستور]] داد.
# '''آزادسازی:'''
## '''[[آزادی]] بدون فدیه:''' طبق [[آیه]] ۴ سوره محمد [[منت نهادن]] بر [[اسیر]] و [[آزاد]] کردن او بدون فدیه جایز است. سرّ تقدم {{متن قرآن|مَنًّا}} بر {{متن قرآن|فِدَاءً}}، ترجیح حرمت نفس بر گرفتن [[مال]] است؛ یعنی در حد امکان باید بر اسیر [[منت]] گذاشت و او را بدون گرفتن فدیه در [[راه خدا]] آزاد کرد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۴۴.</ref>.
## '''[[آزادی]] با فدیه:''' فدیه گرفتن از [[اسیران]] [[دشمن]] در برابر آزادی آنان جایز است: {{متن قرآن|فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً ...}}<ref>«پس هرگاه با کافران (حربی) روبه‌رو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید ...» سوره محمد، آیه ۴.</ref>.
# '''[[بردگی]]:''' در مورد برده قرار دادن اسیران [[کافر]]، فقیهان به [[آیات قرآن]]، [[سیره پیامبر]] و [[روایات]] [[اهل‌بیت]] {{ع}} استناد کرده‌اند؛ از ‌جمله به آیه‌ ۴ سوره محمد استناد شده است. برخی جمله {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ}} را در این [[آیه]] [[دلیل]] بر برده قرار دادن اسیر دانسته‌اند<ref>الفقه الاسلامی، ج ۸‌، ص‌۵۹۱۶.</ref> و گروهی به جمله {{متن قرآن|فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ}} [[استدلال]] کرده و گفته‌اند: [[منت]] گذاشتن بر اسیر به این است که او را نکشند<ref>التحریروالتنویر، ج‌۲۶، ص‌۸۰‌؛ جواهرالکلام، ج‌۲۱، ص‌۱۲۷.</ref>. استدلال به این آیه ناتمام است؛ زیرا جمله اوّل کنایه از گرفتن اسیر است و هیچ ظهوری در برده قرار دادن اسیر ندارد و استدلال به جمله دوم نیز صحیح نیست؛ زیرا چنین استدلالی زمانی تمام است که کشتن اسیر جایز باشد.
# '''[[ازدواج]] با زنان اسیر:''' یکی از پیآمدهای رایج بردگی زنان میان [[اعراب]] [[نکاح]] با آنان بوده است که در [[اسلام]] نیز به‌صورت تعدیل شده و قانون‌مند جایز دانسته شده است. [[آیات]] ۲۳ و ۲۴ سوره نساء [[ازدواج]] با گروهی از [[زنان]] از ‌جمله زنان شوهردار را [[حرام]] دانسته است؛ اما زنان شوهرداری را که [[اسیر]] و برده [[مسلمانان]] باشند از این [[حکم]] مستثنا کرده است<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۰۹-۶۱۴.</ref>.
 
== [[دعوت]] [[اسیر]] به [[اسلام]] ==
یکی از اهداف [[جنگ]] در اسلام، دعوت [[کافران]] به [[دین خدا]]ست؛ ازاین‌رو [[مسلمانان]] باید آنان را به اسلام [[تشویق]] کنند. آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! به اسیرانی که در دست دارید بگو: اگر خداوند در دل‌هایتان خیری ببیند به شما بهتر از آنچه از شما ستانده‌اند خواهد رساند و شما را می‌آمرزد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۷۰.</ref> [[پیامبر]] را به تشویق اسیران به اسلام، با سخنان دل‌گرم‌کننده، سفارش‌ می‌کند. که مقصود از اولین واژه {{متن قرآن|خَيْرًا}} اسلام و نور ایمان و مراد از {{متن قرآن|مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ}} فدیه گرفته شده از اسیران است.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۸۶۰‌.</ref> [[نقل]] شده که از اسیران [[بدر]]، عبّاس، نوفل و [[عقیل]] [[مسلمان]] شدند و نیز [[روایت]] شده که روزی برای پیامبر اموالی آوردند. پیامبر به عبّاس فرمود: عبایت را پهن کن و مقداری از این [[اموال]] را برگیر. پس از آنکه عبّاس اموال را گرفت آن حضرت فرمود: این همان چیزی است که [[خداوند تعالی]] می‌گوید<ref>المیزان، ج‌۹، ص‌۱۳۹.</ref> و نیز از خود عبّاس نقل شده که این [[آیه]] درباره من و یارانم نازل شده است.<ref> مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۸۶۰‌.</ref> از آنجا که ممکن است برخی از اسیران [[مشرک]] از این کار [[سوء]] استفاده کرده، با تظاهر به اسلام<ref>جامع‌البیان، مج‌۶‌، ج‌۱۰، ص‌۶۶‌.</ref> قصد [[خیانت]] به مسلمانان را داشته باشند، آیه بعد به آنها هشدار می‌دهد که اگر قصد خیانت داشته باشند [[خداوند]] قادر است بار دیگر آنان را به اسارت مسلمانان درآورد: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و اگر بخواهند به تو خیانت ورزند (باکی نیست) به خداوند نیز پیش از این خیانت کرده‌اند و (خداوند تو را) بر آنان دستیابی داد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۷۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۶۱۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[اسارت عقل]]
{{پایان مدخل وابسته}}


==منابع==
== منابع ==
* [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
{{منابع}}
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[اسارت - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «اسارت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۲''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:اسارت]]
[[رده:اصطلاحات فقهی]]
[[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]]
[[رده:جنگ]]
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش