←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == جد اعلای رسول خدا{{صل}} بود. مادرش فاطمه، دختر سعد بن سیل است و فرزندانش عبد مناف، عبدالدار، عبد العزی و عبد قُصَی بود و دو دختر داشت که همگی در قبرس...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
جد اعلای [[رسول خدا]]{{صل}} بود. مادرش [[فاطمه]]، دختر [[سعد بن سیل]] است و فرزندانش [[عبد مناف]]، [[عبدالدار]]، عبد [[العزی]] و عبد قُصَی بود و دو دختر داشت که همگی در [[قبرستان ابوطالب]] مدفون هستند<ref>معارف، ابن قتیبه، ص۴۲.</ref>. کنیهاش ابوالمغیره، نامش زید و [[لقب]] دومش مُجَمّع است. قصی به معنی دور از [[وطن]] است و چون چندین سال از عمرش را در اسپارت دور از [[مکه]] گذراند او را قصی میخواندند. او در آنجا با مدنیّت و | جد اعلای [[رسول خدا]]{{صل}} بود. مادرش [[فاطمه]]، دختر [[سعد بن سیل]] است و فرزندانش [[عبد مناف]]، [[عبدالدار]]، عبد [[العزی]] و عبد قُصَی بود و دو دختر داشت که همگی در [[قبرستان ابوطالب]] مدفون هستند<ref>معارف، ابن قتیبه، ص۴۲.</ref>. کنیهاش ابوالمغیره، نامش زید و [[لقب]] دومش مُجَمّع است. قصی به معنی دور از [[وطن]] است و چون چندین سال از عمرش را در اسپارت دور از [[مکه]] گذراند او را قصی میخواندند. او در آنجا با مدنیّت و شهرنشینی آشنا شد و بعد از مراجعت به مکه آن سرمایه [[علمی]] را در سامان دادن به مکه به کار برد. | ||
قصی نخستین کسی است که قریش را به [[عزت]] رساند و [[شرف]] و [[بزرگواری]] و | قصی در نوجوانی همراه [[حاجیان]] قُضاعه به مکه آمد تا این که بزرگ و [[بزرگوار]] شد و فرزندانی نیز از وی پدید آمدند. در آن [[زمان]] دربانی و کلید دارای [[کعبه]] با [[قبیله خزاعه]] بود که پس از [[جرهمیان]] بر مکه غالب شده بودند و [[اجازه]] [[حج]] (حرکت از [[عرفات]]، اجازه [[رمی]] جمرات و کوچ کردن از [[منا]]) با [[قبیله]] صوفه ـ یعنی [[غوث بن مر بن أدبن طابخه]] ـ بود. | ||
آب دادن و | |||
قصی زیر بار صوفه نرفت و پس از [[جنگی]] سخت بر آنان [[پیروز]] شد و دست آنان را از اجازه حج کوتاه کرد. [[خزاعه]] و [[بنوبکر]] فهمیدند که قصی کاری را که با صرفه کرده است، به زودی با آنها نیز خواهد کرد و دستشان را از کارهای مکه و کلید داری کعبه کوتاه خواهد ساخت؛ لذا از قصی کناره گرفتند و پس از آنکه در میان آنان [[جنگ]] [[سختی]] در گرفت، پیشنهاد [[صلح]] دادند. آنان «[[یعمر بن عوف بن کعب کنانی]]» را برای [[داوری]] [[انتخاب]] کردند و او به نفع قصی رأی داد و از آن [[روز]] شدّاخ نامیده شد. قصی امور کعبه و مکه را به دست گرفت و دست خزاعه را کوتاه کرد. او از [[اولاد]] کعب بن لُوَی، نخستین کسی بود که بر [[قوم]] خود [[حکومت]] و [[سلطنت]] یافت و [[حجابت]] (کلید داری [[خانه کعبه]])، رفادت (مهمان داری و [[پذیرایی]] [[حاجیان]])، سقایت (آب دادن حاجیان)، ندوه ([[اجتماع]] برای [[مشورت]]) و [[لواء]] (هرگاه سپاهی از [[مکه]] بیرون میفرستاد، برای فرمانده آن [[سپاه]]، لواء میبست) همه را به دست آورد. [[قریش]] او را مجمع نامیدند. کار قصی به جایی رسید که قریش در [[زمان]] [[حیات]] و پس از [[مرگ]] وی، کارهای او را مانند [[حکم]] [[دینی]]، [[واجب الاطاعه]] میدانستند. | |||
قصی نخستین کسی است که قریش را به [[عزت]] رساند و [[شرف]] و [[بزرگواری]] و سربلندی و هماهنگی آنان به وسیله وی آشکار شد. او قریش را - که برخی در درهها و قلهها [[منزل]] داشتند - گردهم آورد و در [[وادی]] مکه و نزدیک [[خانه]]، اسکان داد و جای هرکدام را معین کرد. به گفته یعقوبی، قصی مناصب را در میان [[فرزندان]] خود تقسیم کرد. | |||
آب دادن و سروری را به عبد ضفاف، دارالندره را به عبد الدار، پذیرایی حاجیان را به عبد [[العزی]] و دو کنار وادی را به عبد قصی واگذار کرد<ref>تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. قریش به خاطر بزرگواری قصی بن کلاب، مرگ وی را مبدأ [[تاریخ]] خود قرار دادند و وقتی [[عام الفیل]] پیش آمد و سال مشهوری بود، آن را مبدأ تاریخ شناختند و در نتیجه سال میلاد [[رسول خدا]]{{صل}} آغاز تاریخ آنها شد. وقتی قصی از [[دنیا]] رفت؛ عبد مناف بن قصی [[جانشین]] او شد و مقامش بالا گرفت و امور مکه بدون [[نزاع]] و [[اختلاف]] به دست فرزندان قصی اداره میشد<ref>تاریخ پیامبر اسلام، دکتر آیتی، ص۴۳.</ref>. قصی اولین کسی بود که در [[قبرستان ابوطالب]] به خاک سپرده شد و پس از او، [[قبایل]]، [[مردگان]] خود را کنار وی مدفون ساختند<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۴، ص۵۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||