آیه علم الکتاب: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۳۹۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ نوامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۸: خط ۴۸:


== دلالت آیه ==
== دلالت آیه ==
=== دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام ===
از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر [[حقانیت]][[ رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم {{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] می‌کنند. <ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4</ref>.<ref>حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی</ref>.


=== دلالت بر حقانیت دین اسلام ===
=== دلالت بر [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
=== دلالت بر [[امامت بلافصل]] امام علی{{ع}} ===


=== نکات مهم در دلالت [[آیه]] ===
یکی از [[ادله امامت]] و [[خلافت بلافصل]] امـیرالمؤمنین عـلیه السـلام نـزول آیـه [[مباهله]] در [[شأن]] آن حـضرت اسـت. [[حضرت امام رضا]]{{ع}} این [[آیه شریفه]] را از جهت دلالت بر [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بـهترین و روشـن‌تـرین [[آیه]] در [[قرآن]] معرفی کرده و [[عالمان شیعه]] نـیز بـه تـبعیت از امـام خـویش بـرای [[اثبات امامت]] و [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}} به این آیه [[استدلال]] می‌‌کنند.
#از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر [[حقانیت]][[ رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم {{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] می‌کنند. <ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیردچون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4</ref>.
 
#در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو [[شاهد]] ضروری است زیرا با [[شهادت]] یک فرد، [[علم عادی]] حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت [[خداوند متعال]] نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت [[قطعی]] و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که [[علم کتاب]] نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال [[علم]] حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه [[برهان]] و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است. <ref>مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج1 ، ص46</ref>.
به عنوان نمونه: [[شریف مرتضی]]، [[روایت]] استناد [[امام رضا]]{{ع}} به [[آیه مباهله]] را به نقل از [[شیخ مفید]] آورده است <ref>علم الهدی، الفصول المختارة، ص38</ref> که بر اساس آن، حضرت امام رضا{{ع}} با استناد به آیه شریفه مباهله و [[عمل ]] [[رسول خدا]]{{صل}} پس از نـزول آن، ثـابت می‌‌کند که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نفس [[پیامبر]] و با [[فضیلت]] ترینِ [[خلق]] [[خدا]] پس از [[رسول اکرم]]{{صل}} است و بدین صورت وجه دلالت آیه را بر امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین {ع}} بـیان مـی‌فرماید.
#در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده می‌شود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان [[مفسران]] به چشم می‌خورد، با این حال همه [[اذعان]] دارند که این [[علم]] از مقوله [[علوم]] ظاهری نیست، بلکه [[علمی]] است که [[آگاهی]] از [[اسرار]] عالم و [[توان]] [[تصرف در هستی]]، ازجمله [[شئون]] آن است.
 
#اهمیت این [[آیه]] از آن جهت است که در [[سوره مبارکه نمل]] [[آیه]] 40، از [[وصیّ]] سلیمانِ [[نبی]]{{ع}} یعنی [[آصف بن برخیا]]، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از [[دانش]] کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست [[تخت بلقیس]] را از فاصله‌ای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی{{ع}} نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر [[سوره رعد]] باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزون‌تر برخوردار باشد. <ref>{{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه40</ref>.<ref>حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی</ref>.
شیخ مفید نیز پس از بیان [[داستان مباهله]]، به منزله نفس [[رسول الله]] بودنِ امیرالمؤمنین{{ع}} را نشانة نهایت فضیلت و [[مساوات]] ایشان بـا پیـامبر{{صل}} در [[کمالات]] و [[عصمت]] دانسته و یادآور شده اسـت کـه [[خداوند]] امیرالمؤمنین و [[همسر]] و فرزندنش{{عم}} را [[حجت]] پیامبر{{صل}} و [[برهان]] دینش قرار داده است و این فضیلتی است که احدی از این [[امت]] در آن با ایشان شراکت ندارد. <ref>رک: مفید، الارشاد،ج1، ص169</ref>. [[سید مرتضی]] نـیز بـه همین صورت استدلال مـی کـند.[<ref> علم الهدی، الشافی، ج2، ص254</ref>
 
[[شیخ طوسی]] آیه مباهله را یکی از شواهدی می‌‌داند که با آن بر [[فضیلت امیرالمؤمنین]]{{ع}} استدلال می‌‌شود.<ref>طوسی، تلخیص الشافی، ج3، ص6 و 7</ref>
 
[[اربلی]]، [[بیاضی][[خواجه طوسی]] و [[علامه حلی]] و نیز دیگر [[عالمان]] شـیعه در هـر دوره با استناد به آیه مباهله به همین صورت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و امامت و خلافت بلافصل ایشان استدلال کرده‌اند.<ref>رک: اربلی، کشف الغمّة، ج1، ص233؛ نباطی العـاملی، الصراط المستقیم، ج1، ص210؛ علامه حلی، کشف المراد، ص304.</ref>  
 
'''خلاصه استدلال به آیه مباهله'''
 
این آیه [[نصّ]] است در امـامت حـضرت امیرالمؤمنین{{ع}}؛ زیرا به روشنی بر مساوات میان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد و چون رسول خدا{{صل}} [[اولی به تصرف]] است، پس مساویِ او یعنی [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} نـیز اولی بـه [[تصرف]] خواهد بود. مساوی بودن [[پیامبر]]{{صل}} با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز از آنجا استفاده می‌‌شود کـه خـداوند امیرالمؤمنین{{ع}} را نفس پیامبر{{صل}} معرفی کرده است. نفس شیء به مـعنای خـود شـیء است اما از آنجا که [[خداوند]] به پیامبر دستور می‌‌دهد که نفس خود را برای مـباهله دعوت کن، روشن می‌‌شود که مراد از نفس پیامبر{{صل}} شخصی غیر از خود آن حـضرت است؛ زیرا [[دعوت]] کـننده کـسی است که دیگری را دعوت کند و دعوت شخص از خویشتن بی‌معناست؛ در نتیجه «نفس» در این [[آیه]] در معنای [[حقیقی]] به کار نرفته و معنای مجازی آن مراد است. در معنای مجازی نیز «[[اقرب]] المجازات» در نظر گرفته مـی شود و اقرب المجازات به [[حقیقت]]، [[مساوات]] است. پس باید گفت طبق [[نص]] [[آیه مبارکه]] [[مباهله]]، امیرالمؤمنین{{ع}} در جمیع [[کمالات]] ـ به جز [[نبوت]] ـ با [[رسول خدا]]{{صل}} مساوی است و از آنجا که رسـول خـدا{{صل}} [[اولی به تصرف]] هستند، این [[مقام]] برای امیرالمؤمنین{{ع}} نیز ثابت خواهد شد؛ همین طور دیگر کمالات رسول خدا{{صل}} مانند [[عصمت]]، [[افضلیت]] و... نیز برای امیرالمؤمنین{{ع}} ثـابت می‌شود.<ref>میلانی، سیدعلی؛ غلامی، اصغر، مقاله: دلالت آیه مباهله بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین{{ع}}، نشریه امامت پژوهی، پاییز 1390 - شماره3</ref>
 
=== دلالت بر علم امام علی به تمام قرآن ===
در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده می‌شود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان [[مفسران]] به چشم می‌خورد، با این حال همه [[اذعان]] دارند که این [[علم]] از مقوله [[علوم]] ظاهری نیست، بلکه [[علمی]] است که [[آگاهی]] از [[اسرار]] عالم و [[توان]] [[تصرف در هستی]]، ازجمله [[شئون]] آن است.
 
اهمیت این [[آیه]] از آن جهت است که در [[سوره مبارکه نمل]] [[آیه]] 40، از [[وصیّ]] سلیمانِ [[نبی]]{{ع}} یعنی [[آصف بن برخیا]]، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از [[دانش]] کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست [[تخت بلقیس]] را از فاصله‌ای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی{{ع}} نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر [[سوره رعد]] باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزون‌تر برخوردار باشد. <ref>{{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه40</ref>.<ref>حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی</ref>.
 
=== دلالت بر مقامات ویژه امام علی {{ع}} ===
=== دلالت بر حقانیت تشیع ===
 
=== نکته مهم در دلالت [[آیه]] ===
#در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو [[شاهد]] ضروری است زیرا با [[شهادت]] یک فرد، [[علم عادی]] حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت [[خداوند متعال]] نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت [[قطعی]] و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که [[علم کتاب]] نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال [[علم]] حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه [[برهان]] و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است.<ref>مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج1 ، ص46</ref>.<ref>حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۳٬۸۷۶

ویرایش