پرش به محتوا

صحابه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲۳٬۵۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ نوامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = صحابه
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = صحابه
| عنوان مدخل  = صحابه
| مداخل مرتبط = [[صحابه در قرآن]] - [[صحابه در علوم حدیث]] - [[صحابه در نهج البلاغه]] - [[صحابه در اصول فقه]] - [[صحابه در معارف دعا و زیارات]] - [[صحابه در معارف و سیره سجادی]] - [[صحابه در فقه اسلامی]] - [[صحابه در کلام اسلامی]] - [[صحابه از دیدگاه اهل سنت]]
| مداخل مرتبط = [[صحابه در قرآن]] - [[صحابه در علوم حدیث]] - [[صحابه در نهج البلاغه]] - [[صحابه در اصول فقه]] - [[صحابه در معارف دعا و زیارات]] - [[صحابه در معارف و سیره نبوی]] - [[صحابه در معارف و سیره سجادی]] - [[صحابه در فقه اسلامی]] - [[صحابه در کلام اسلامی]] - [[صحابه از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== معناشناسی ==
[[صحابه پیامبر]]، به [[یاران]] و کسانی که [[توفیق]] [[مصاحبت]] [[پیامبر]] را داشته‌اند گفته می‌شود و در اصطلاح خاص به [[نزدیکان]] [[پیامبر]] اطلاق می‌شود و در مفهوم واژگانی آن مطلق و شامل همه کسانی است که به [[پیامبر]] کمک کرده می‌شود، اما در جایی که در کنار [[مهاجران]] و [[انصار]] به کار گرفته می‌شود، منظور آنانی هستند که به طور کلی در عصر پیامبر بودند و [[پیامبر]] را [[درک]] کرده هرچند بعدها [[مرتد]] شدند و یا به صفت [[نفاق]] در [[قرآن]] توصیف شده‌اند، خواه از [[اهل مکه]] و یا [[مدینه]] و یا [[یمن]] و مناطق دیگر بوده باشند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹-۵۱.</ref>.
واژه «صحابه» جمع «صاحب» از ریشه «ص – ح - ب»<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۵، «صحب».</ref>، به معنای ملازم، همنشین و قرین است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۵؛ لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹، «صحب».</ref>. این ریشه همواره بر گونه‌ای از نزدیکی و [[همراهی]] دلالت دارد<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۵؛ لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹، «صحب».</ref>. در کارکرد واژه صاحب، کثرت [[معاشرت]] و ملازمت به اقتضای ریشه «ص - ح - ب»<ref>اقرب الموارد، ج ۱، ص۶۳۳.</ref> یا به سبب الزام [[عرفی]] لحاظ شده است<ref>الکفایه فی علم الروایه، ص۷۰؛ التعریفات، ص۱۷۳.</ref>. شماری از [[اهل]] [[ادب]] تأکید کرده‌اند که صاحب در عرف فقط به کسی گفته می‌شود که همراهی و مجالست او با دیگری طولانی باشد<ref>العده، ج ۳، ص۹۸۸.</ref>. به‌نظر می‌رسد قیودی همچون «[[تبعیت]]» و «[[تعلّم]]» که برخی آن را مقوّم معنای صاحب و صحبت دانسته‌اند<ref>التعریفات، ص۱۷۳؛ الکفایه فی علم الروایه، ص۷۰.</ref>، به این ریشه ربطی نداشته و این مفاهیم صرفاً با صحبت و [[مصاحبت]] مقارنت خارجی دارند.
 
صحابه در شکل مصدری به معنای رفاقت کردن و همراهی کردن نیز به کار رفته است<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>. به‌گفته برخی لغویان، واژه صحابه در اصل مصدر بوده و بعدها به معنای جمع «صاحب» به کار رفته و هیچ جمع فاعلی جز صحابه بر این وزن وجود ندارد<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>. صحابه به فتح و کسر صاد کاربرد دارد<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>. «[[صحابی]]» صفت منسوب به صحابه، مفرد معنای اصطلاحی است<ref>الاصابه، ج ۱، ص۷-۸.</ref>. صحابه در [[علوم]] گوناگون [[اسلامی]] مانند [[تاریخ]]، [[کلام]]، [[حدیث]] و [[علوم قرآن]] اصطلاح است. دانشمندان [[مسلمان]] در تعریف صحابه بر یک نظر نیستند<ref>ادامه مقاله، تعریف و قلمرو صحابه</ref>. افزون بر [[اختلاف]] نظر در قلمرو اصطلاح صحابه، مهم‌ترین چالش این مبحث - که با طرح اصل مبحث صحابه همزاد بوده - موضوع [[شرافت]] و [[فضیلت]] بی‌بدیل و [[عدالت صحابه]] است؛ موضوعی که به یکی از [[منازعات]] شدید [[کلامی]] بدل شده است. در یک سوی این [[نزاع]]، اکثر [[اهل سنت]] قرار دارند که با عدم [[پذیرش امامت]] [[منصوص]] و با [[هدف]] برطرف کردن خلأ [[مرجعیت دینی]] و ساماندهی [[آموزه‌های اسلامی]] پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>مسند ابن‌راهویه، ج ۱، ص۲۶.</ref> به [[عدالت صحابه]] قائل شده و بر آن پای فشرده<ref>الاصابه، ج ۱، ص۸-۹.</ref> و از همین رو صدها کت[[اب]] و رساله در [[عدالت]] و [[فضایل صحابه]] نگاشته‌ و حتی از کنکاش درباره برهه [[تاریخی]] [[صحابه]] و [[منازعات]] آنان با یکدیگر منع کرده‌اند<ref>سیر اعلام النبلاء، ج ۱۰، ص۹۲.</ref>. بر پایه منابع و [[روایات اهل سنت]]، [[فضیلت]] یک [[ساعت]] از عمر صحابه، از عمل ۴۰ ساله دیگران [[برتر]] است<ref>سنن ابن‌ماجه، ج ۱، ص۳۶-۳۸.</ref> و [[اعمال نیک]] همه نسل‌های پسین با [[مقام]] پایین‌ترین [[صحابی]] [[برابری]] نمی‌کند<ref>شرح اصول اعتقاد اهل السنه، ج ۷، ص۱۳۲۳.</ref> و فضیلت صحابی بودن با دیگر [[فضایل]] سنجیدنی نیست<ref>صحیح المسلم بشرح النووی، ج ۱۶، ص۹۳.</ref>. [[ابن‌حزم]] با جمله {{متن قرآن|الصَّحَابَةُ كُلُّهُمْ أَهْلُ الجَنَّةِ قَطْعاً}} به [[بهشتی]] بودن همه صحابه تصریح کرده است<ref>الصواعق المحرقه، ص۲۱۱.</ref>. شماری دیگر از بزرگان [[اهل سنت]] همچون [[ابن‌عبدالبر]]<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۲.</ref>، [[ابن‌اثیر]]<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص۳-۴.</ref> و [[ابن‌حجر]]<ref>الاصابه، ج ۱، ص۱۳۱.</ref> نیز به همین مطلب تصریح کرده‌اند. به‌گفته ابن‌حجر عسقلانی، [[عقیده]] به [[پاکی]] صحابه از [[واجبات]] است؛ زیرا قطعاً آنان [[اهل]] بهشت‌اند و هیچ‌یک از آنان [[جهنمی]] نیست<ref>الاصابه، ج ۱، ص۸-۹.</ref>. در سوی دیگر این منازعات، [[شیعه]] قرار دارد که بسیاری از فضایل یادشده درباره صحابه را نپذیرفته و به نقد نظریه عدالت صحابه پرداخته، [[ادله]] آن را موهون شمرده و بسیاری از [[تعالیم]] مبتنی بر این اصل را نقد کرده است. از منظر شیعه افزون بر فضیلت [[همراهی]] [[پیامبر]]، فضیلت دیگری همچون عدالت یا برخورداری از مقام [[اجتهاد]] برای همه صحابه ثابت نیست و صحابه نیز مانند دیگر افرادِ [[امت]] مسلمان‌اند که در میان آنان [[مؤمن]]، [[منافق]]، [[عادل]]، [[فاسق]]، [[نیکوکار]] و زشت‌کار حضور دارد<ref>نظریة عدالة الصحابه، ص۵۹.</ref>. در فضای این [[مجادلات]]، شیعه [[اتهام]] بی‌توجهی به [[شأن]] صحابه و [[دشمنی]] با آنان را نپذیرفته و چنین اتهامی را برخاسته از [[تندروی]]، توهم، [[دشمنی]]، برداشت نادرست از برخی [[روایات]] یا ناظر به [[رفتار]] برخی [[عوام]] دانسته<ref>اضواء علی عقائد الشیعة الامامیه، ص۵۲۲.</ref> و تصریح کرده است که [[ایمان به پیامبر]] اکرم{{صل}} و [[مصاحبت]] با آن حضرت فضیلتی بزرگ است<ref>الرعایه فی علم الدرایه، ص۱۶۲.</ref> و در [[فضایل]] صحابه‌ای که [[حق]] مصاحبت را [[رعایت]] کرده‌اند، آثاری پدید آورده است<ref>دانشنامه سیره نبوی، ج ۱، ص۱۸؛ برای تفصیل بیشتر ر.ک: عدالت صحابه.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۰۱.</ref>
 
== تعریف و قلمرو صحابه ==
تعریف [[صحابه]] در میان [[اهل سنت]] بر اثر اعطای نقش [[مرجعیت دینی]] به آنان و واسطه بودنشان در انتقال [[تفسیر]] [[کتاب و سنت]] به نسل‌های پسین و نیز به علت طرح نظریه [[عدالت همه صحابه]]، اهمیتی ویژه‌ یافته است و از همین رو تعاریفی متفاوت از صحابه ارائه کرده‌اند: اهل سنت در تعریف صحابه، افزون بر [[پذیرش اسلام]] با اظهار [[شهادتین]] و [[رؤیت]] [[پیامبر اکرم]]، قیودی مانند طولانی بودن مراوده، شرکت در [[غزوه‌ها]] و نقل شمار قابل توجهی [[حدیث]] از [[پیامبر]] را در این اصطلاح [[دخالت]] داده‌اند<ref>مقدمة ابن‌الصلاح، ص۱۱۹؛ البحر المحیط، ج ۴، ص۳۱۰.</ref>. شماری از اهل سنت و به صورت خاص [[فقیهان]] و اصولیان آنان، هماهنگ با کارکرد [[عرفی]] صحابه بر طولانی بودن [[همنشینی]] تأکید کرده‌اند<ref>جامع الاصول، ج ۱، ص۱۳۴؛ الاحکام، ج ۱، ص۲۷۶؛ البحر المحیط، ج ۴، ص۳۰۱.</ref>، چنان‌که [[خطیب بغدادی]] تصریح کرده است که واژه «صحابه» درباره کسی که یک بار دیداری کوتاه با پیامبر داشته و حتی یک [[روایت]] هم از آن حضرت نقل کرده به کار نمی‌رود<ref>الکفایه فی علم الروایه، ص۶۳-۶۴.</ref>. گروهی دیگر از اهل سنت و به‌گونه خاص [[اهل حدیث]]، با این برداشت که معنای لغوی عام و فراگیر است و به محض تحقق [[همراهی]]، بدون هیچ‌گونه قید و شرطی، صاحب و صحابه اطلاق می‌شود، معنای اصطلاحی صحابه را عام دانسته‌اند<ref>الکفایه فی علم الروایه، ص۱۰۰؛ فتح المغیث، ج۳، ص۹۳-۹۴.</ref>. با همین رویکرد، [[ابن‌حجر عسقلانی]] پس از نقل تعاریف گوناگون، با حذف بیشتر قیود و [[توسعه]] در مفهوم [[صحابه]]، اطلاق [[صحابی]] را بر هر کسی که در حال [[ایمان]]، [[پیامبر]] را [[ملاقات]] کند و بر [[اسلام]] بمیرد روا دانسته و این تعریف را صحیح‌ترین تعریف می‌داند: {{متن قرآن|وَ أصُحُّ مَا وَقَفْتُ عَلَیْهِ مِنْ ذَلِک أنَّ الصَّحَابِیَّ مَنْ لَقِیَ النَّبِیَّ مُؤْمِناً بِهِ وَ مَاتَ عَلی الإسْلامِ}}. [[ابن‌حجر]] در ادامه تصریح می‌کند که مجالست طولانی،‌نقل [[روایت]]، شرکت در [[غزوه‌ها]] و رؤیت با چشم برای نابینا در کاربرد اصطلاح [[صحابی]] نقشی ندارد و همه را دربرمی‌گیرد. ابن‌حجر این [[توسعه]] را با آنچه از [[احمد بن حنبل]] در دست است{{متن قرآن|اصحاب رسول الله{{صل}} کُلُّ مَنْ صَحِبَهُ شَهْراً أوْ سَاعَةً أوْ رَآهُ}}<ref>الاصابه، ج ۱، ص۷-۸.</ref> و نیز با تعریف [[بخاری]]{{متن قرآن|وَ مَنْ صَحِبَ النَّبِیَّ أوْ رَآهُ مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَهُوَ مِنْ أصْحابِهِ}}<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۸۸.</ref> هماهنگ می‌داند<ref>الاصابه، ج ۱، ص۱۵۹.</ref>. براساس این تعریف، کسانی که هنگام [[ملاقات]] [[پیامبر]] [[مسلمان]] نبوده یا هنگام [[مرگ]] [[مرتد]] شده‌اند، در شمار [[صحابه]] قرار نمی‌گیرند. به رغم عدم همنوایی این توسعه با مفهوم [[عرفی]]<ref>فتح المغیث، ج ۳، ص۹۴.</ref> اکثر [[اهل‌سنت]] به این تعریف روآورده‌اند<ref>نک: عدالة الصحابه عند المسلمین، ص۲۶.</ref>. به‌نظر می‌رسد قید «[[بلوغ]]» نیز در این تعریف شرط نیست؛ زیرا [[صحابه‌نگاران]] حسنین و [[عبدالله بن زبیر]] و [[عبدالله بن عباس]] را جزو «صِغار صحابه» شمرده‌اند<ref>الاصابه، ج ۱، ص۸؛ تدریب الراوی، ج ۲، ص۲۴۲.</ref>. [[شیعه]] به دلیل [[باور]] به همانندی صحابه و دیگر [[مسلمانان]] در [[عدالت]] و [[فسق]] و عدم [[اعتقاد]] به وجود جایگاه قدسی برای آنان<ref>نک: ابوهریره، شرف الدین، ص۷.</ref> در تعریف و تبیین قلمرو صحابه با چالشی روبه‌رو نبوده و بر تعریف واحدی تمرکز نکرده است، از همین رو به‌نظر می‌رسد بیشتر مباحث شکل‌گرفته در منابع شیعه درباره تعریف صحابه، و اصرار بر [[تضییق]] قلمرو مفهومی این اصطلاح، واکنشی به دیدگاه‌های اهل‌سنت در ایجاد جایگاهی ویژه برای صحابه بوده و برخورداری از چنین جایگاهی را به صِرف ملاقات با پیامبر برنتابیده و از نظر [[عقلی]] و نقلی و قراین لغوی چنین شمولی را مخدوش دانسته است<ref>نک: نظریة عدالة الصحابه، ص۵۹.</ref>. به نظر می‌رسد طرح مباحث گسترده موجود در منابع در مفهوم‌شناسی [[صحابه]] و استمداد از مباحث نقلی و [[عقلی]] در تعیین قلمرو و گستره صحابه، ‌کم‌نتیجه است؛ زیرا روشن است که این اصطلاح از اصطلاحات متشرعه است؛ یعنی در دوره‌های پس از [[رسول خدا]]{{صل}} شکل گرفته است<ref>معالم المدرستین، ج ۱، ص۱۴۰.</ref>. بنابراین هنگامی که در [[قرآن]] و [[روایات]] بدون قرینه به کار رود، بر معنای اصطلاحی حمل نمی‌شود، از این رو با وجود اشکال‌های فراوانی که بر تعریف [[ابن‌حجر عسقلانی]] وارد شده، موضوع صحابه در این مقاله با همان گستره مورد نظر ابن‌حجر، که رایج‌ترین تعریف نزد [[اهل‌سنت]] است، پی گرفته می‌شود.
 
پذیرش [[توسعه]] مورد نظر [[اهل سنت]] در مفهوم صحابه در این مقاله، از این روست که اهل سنت در پیدایش و تبیین قلمرو این اصطلاح در قرون اولیه پیشگام بوده و از سویی نقض و ابرام‌ها و مباحث [[کلامی]] گسترده با محوریت صحابه با قلمرو مورد نظر اهل سنت شکل گرفته‌اند.
 
گفتنی است که اهل سنت برای [[شناسایی]] صحابه راه‌های مختلفی گفته‌اند؛ مانند نقل [[متواتر]]، [[شهرت]]، [[استفاضه]]، [[گواهی]] یکی از صحابه و ادعای خود شخص، به شرط معاصر بودن با [[پیامبر]] و [[عادل]] بودن<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۱۷؛ جامع الاصول، ج ۱، ص۷۴؛ الاصابه، ج ۱، ص۵.</ref>. بر اساس گزارش برخی منابع، شمار صحابه هنگام [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} ۱۱۴۰۰ تن بوده است<ref>الرعایه فی علم الدرایه، ص۳۴۵.</ref>. از آنجا که درگذشت آخرین [[صحابی]] به نام [[عامر بن واثله]] را پس از سال ۱۰۰ قمری دانسته‌اند<ref>الاصابه، ج ۳، ص۲۴۳.</ref>، دوره صحابه تا پایان قرن اول ادامه داشته است.
 
برای صحابه درجات و مراتبی گوناگون است که از آنها به «طبقات» یاد می‌شود. [[حاکم نیشابوری]] برای صحابه ۱۲ طبقه بدین شرح برشمرده است:
# گروندگان به [[اسلام]] پیش از [[هجرت]]؛
# [[یاران]] [[دارالندوه]]؛
# [[مهاجران به حبشه]]؛
# [[اصحاب عقبه]] اول؛
# اصحاب عقبه دوم؛
# [[مهاجران]] نخستین به [[مدینه]]؛
# [[اهل]] [[بدر]]؛
# [[مهاجران به مدینه]] میان بدر و [[حدیبیه]]؛
# حاضران در [[بیعت رضوان]]؛
# [[مهاجران به مدینه]] میان [[حدیبیه]] و [[فتح مکه]]؛
# طلقای گرونده به [[اسلام]] در فتح مکه؛
# کودکان دیدار کننده با [[رسول خدا]] در [[روز فتح مکه]]<ref>معرفة علوم الحدیث، ص۲۲-۲۴.</ref>.
 
گفتنی است که شماری از [[صحابه رسول خدا]] [[عجم]] ([[غیر عرب]]) بوده‌اند؛ مانند [[سلمان فارسی]] و ده‌ها [[صحابی]] [[ایرانی]] آن حضرت<ref>میقات حج، ش۸۴، ص۵۹-۷۳، «اصحاب ایرانی رسول الله».</ref>. در [[قرآن کریم]] مشتقات «ص - ح - ب» ‌۹۶ بار در شکل‌های مختلف مانند «صاحب»، «صاحبه» و «[[اصحاب]]» با اضافه به [[جنت]]،‌نار، [[اعراف]]، اَیْکَه،‌کهف، فیل و... به معنای لغوی به کار رفته و در هیچ‌یک از این موارد به معنای صحابی مصطلح به کار نرفته است. برخی از پژوهشگران با بررسی کارکردهای اشتقاقات ریشه «ص - ح - ب» در [[قرآن]] بر این باورند که از [[معاشرت]] و [[همراهی]] دوسویه با تعبیر «[[مصاحبت]]» (از باب مفاعله) یاد می‌شود؛ مانند اینکه از همراهی والدین و [[فرزندان]] از صیغه‌های باب مفاعله استفاده شده است: {{متن قرآن|وَصَاحِبْهُمَا فِى ٱلدُّنْيَا مَعْرُوفًۭا}}<ref>سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref> و از معاشرت یک‌سویه با تعبیر «صاحب» یاد می‌شود، چنان‌که در [[آیات]]{{متن قرآن|مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ}}<ref>سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref> و {{متن قرآن|وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍۢ}}<ref>«و [[همنشین]] شما، دیوانه نیست،» [[سوره تکویر]]، [[آیه]] ۲۲.</ref> از [[رسول خدا]]{{صل}} به «صاحب» تعبیر شده است. از این وصف استفاده می‌شود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در طول [[زندگی]] خود همراه [[قریش]] بوده است و آنها در این مدت طولانی جز [[امانتداری]]، [[راستی]] و [[تدبیر]] از او ندیده‌اند.
 
این همراهی سبب شده خصوصیات شخص متصف به «صاحب» برای دیگران روشن شود، چنان‌که در آیه{{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ لِصَـٰحِبِهِۦ لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا}}<ref>سوره توبه، آیه ۴۰.</ref> نیز همراهی یک‌سویه بوده و این همراهی موجب شده است خصوصیات و حالات شخص ملقب به «صاحب» برای پیامبر اکرم{{صل}} آشکار شود، از همین رو آن حضرت با [[آگاهی]] از وضع او فرمودند: {{متن قرآن|لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا}}<ref>سوره توبه، آیه ۴۰.</ref>. مفهوم معاشرت یک‌سویه در تعبیر «اصحاب» نیز وجود دارد. البته این همراهی یا در [[امور مادی]] و [[دنیوی]] است؛ مانند «أصحاب المیمنة»، «أصحاب السفینة»، «أصحاب القریة» و «أصحاب الفیل»، یا در [[امور معنوی]] است؛ مانند «أصحاب الیمین» و «أصحاب المشأمة» یا مربوط به [[آخرت]] است؛ مانند «أصحاب النار» و «أصحاب الجنة»، «أصحاب الأعراف»<ref>التحقیق، ج ۶، ص۱۹۶، «صحب».</ref>. موضوع [[صحابه]] در [[قرآن کریم]] از تعابیر و القابی مانند «[[مهاجرین]]»، «[[انصار]]»، «[[سابقون]]»، «[[مؤمنین]]»، «[[اهل البیت]]»، «[[نساء]] النبی»، «ازواج النبی» و «بنات النبی» استفاده می‌شود؛ همچنین با کمک روایات شأن نزول، برای نمونه، موصول‌هایی مانند {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم}}<ref>سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|مَنِ}}<ref>سوره انفال، آیه ۶۴.</ref> و نیز ضمایر مربوط به [[مسلمانان]] دوره [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِى مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍۢ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْـًۭٔا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ ٱلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ}}«بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref> ناظر به صحابه‌اند. از آنجا که [[آیات قرآن]] تدریجی و در مدت ۲۳ سال نازل شده‌اند و بسیاری از [[آیات]] ناظر به رخدادهای دوره [[رسول]] خدایند، می‌توان نتیجه گرفت که آیات بسیار فراوانی از قرآن کریم ناظر به موضوع صحابه‌اند.
 
با [[الهام]] از [[آیه ۱۰۰ سوره توبه]] صحابه به [[مهاجر]]،‌انصار و گروهی که در مرحله بعد [[ایمان]] آوردند، قسمت شده‌اند.
 
در برآیند کلی از [[آیات قرآن کریم]]، مباحث مرتبط با صحابه را می‌توان زیر عناوینی همچون «خاستگاه محیطی صحابه»، «ایمان صحابه»، «[[هجرت]] صحابه»، «[[جنگ]] و [[جهاد]] صحابه»، «صحابه و رسول خدا{{صل}}» جای داد؛ همچنین از موضوع «[[عدالت]]» صحابه، به دلیل چالش‌های [[کلامی]] گسترده و استناد موافقان و مخالفان به طیف وسیعی از [[آیات]]، می‌توان ذیل عنوانی مستقل بحث کرد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۰۳.</ref>.
 
== خاستگاه محیطی [[صحابه]] ==
بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] را می‌توان بازتاب و گزارشی از [[باورها]]، [[آیین‌ها]] و رفتارهای [[جامعه جاهلی]] دانست. با [[تأمل]] در این [[آیات]] و مقایسه آنها با آیاتی که به وصف صحابه می‌پردازند، می‌توان به تحول عظیمی که در باورها، [[اخلاق]] و رفتارهای صحابه پدید آمده پی برد؛ تحولی ژرف که می‌تواند رهاورد بزرگ [[ظهور اسلام]] و [[رسول خدا]]{{صل}} برای صحابه به شمار آید.
 
براساس [[آیات قرآن]]، جامعه جاهلی اگرچه از [[توحید ذاتی]] برخوردار بود، یعنی به [[اللّه]] [[ایمان]] داشت و او را مبدأ عالم می‌دانست و به او [[سوگند]] یاد می‌کرد و در [[مشکلات]] و تنگناها به او پناه می‌برد<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُسَيِّرُكُمْ فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ حَتَّىٰٓ إِذَا كُنتُمْ فِى ٱلْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍۢ طَيِّبَةٍۢ وَفَرِحُوا۟ بِهَا جَآءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌۭ وَجَآءَهُمُ ٱلْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍۢ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّـٰكِرِينَ}}«اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، [[خداوند]] را با [[پرستش]] خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۲۲. {{متن قرآن|وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍۢ فَمِنَ ٱللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْـَٔرُونَ}}«و هر نعمتی دارید از خداوند است سپس هنگامی که گزندی به شما می‌رسد به (درگاه) او لابه می‌کنید» [[سوره نحل]]، آیه ۵۳.</ref>‌، در [[توحید افعالی]] [[مشرک]] بود و به وجود خدایان متعدد اثرگذار [[باور]] داشت و بت‌های فراوانی را می‌پرستید<ref>الاصنام، ص۳۳؛ المفصل، ج ۱۱، ص۳۱، ۳۵.</ref>. برخی [[بت‌ها]] به [[قبایل]] یا تیره‌هایی از قبایل اختصاص داشتند و برخی بت‌ها مانند «[[عُزّی]]» نزد همه قبایل [[احترام]] داشت<ref>الاصنام، ص۱۵.</ref>. [[مردم]] [[بت‌پرست]] [[جاهلی]] در [[جنگ‌ها]] و سفرها [[بت‌ها]] را همراه خود می‌بردند تا از آنها کمک بگیرند و [[وظیفه]] [[عبادی]] خود نسبت به بت‌ها را انجام دهند<ref>المفصل، ج ۱۱، ص۷۶.</ref>. براساس گزارش [[تاریخ‌نگاران]]، بت‌هایی که به [[فرمان پیامبر]] شکسته شدند ۳۶۰ [[بت]] بودند<ref>الاصنام، ص۳۱؛ البدایة و النهایه، ج ۶، ص۲۷۲.</ref>. برخی از [[عرب]] با تأثر از باورهای [[بابلیان]] و [[صابئین]]<ref>المفصل، ج ۱۱، ص۵۲، ۵۵.</ref> الوهیت اجرام آسمانی مانند [[خورشید]]، ماه و [[زهره]] را [[باور]] داشتند و آنها را می‌پرستیدند<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِ ٱلَّيْلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا۟ لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ ٱلَّذِى خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}«و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید» سوره فصّلت، آیه ۳۷. {{متن قرآن|وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَعْمَـٰلَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ ٱلسَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ}}«او و قومش را (چنین) یافتم که به جای خداوند به خورشید سجده می‌برند و شیطان کارهایشان را برای آنان آراسته و از راه (درست) آنان را باز داشته است، از این روی راهنمایی نیافته‌اند» سوره نمل، آیه ۲۴. {{متن قرآن|أَلَّا يَسْجُدُوا۟ لِلَّهِ ٱلَّذِى يُخْرِجُ ٱلْخَبْءَ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ}}«(شیطان چنان کرد) تا برای خداوند سجده نبرند، همان (خداوند) که نهان آسمان‌ها و زمین را آشکار می‌گرداند و آنچه پنهان می‌کنید یا آشکار می‌دارید، می‌داند» سوره نمل، آیه ۲۵.</ref>. شماری از [[مشرکان]] بر این باور بودند که [[خدا]] فرزند دارد<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا سُبْحَـٰنَهُۥ بَل لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ كُلٌّۭ لَّهُۥ قَـٰنِتُونَ}}«و گفتند [[خداوند]] [[فرزندی]] گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در [[آسمان]] و [[زمین]] است از اوست؛ همه [[فرمانبردار]] اویند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۱۶.</ref> و مثلاً [[عیسی]] فرزند خداست<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ ٱلْمَسِيحُ يَـٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبَّكُمْ إِنَّهُۥ مَن يُشْرِكْ بِٱللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ ٱلْجَنَّةَ وَمَأْوَىٰهُ ٱلنَّارُ وَمَا لِلظَّـٰلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍۢ}}«به راستی آنان که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند در حالی که مسیح (می) گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید؛ بی‌گمان هر که برای خداوند شریک آورد خداوند بهشت را بر او حرام می‌گرداند و جایگاهش آتش (دوزخ) است» سوره مائده، آیه ۷۲.</ref>. به‌گفته [[جواد]] علی، [[پرستش]] برخی اشیاء و حیوانات نیز در میان شماری از [[مردم]] [[جاهلی]] رواج داشته است<ref>المفصل، ج ۱۱، ص۵۴، ۶۹.</ref>.<ref>{{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِٱلْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ}}«و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید، آیا شما را پس از مسلمانی‌تان به کفر فرمان می‌دهد؟» سوره آل‌عمران، آیه ۸۰. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدْ جَآءَكُم بُرْهَـٰنٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ نُورًۭا مُّبِينًۭا}}«ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۱۷۴.</ref>. از [[آیات قرآن]] برمی‌آید که در [[دوره جاهلی]]، افزون بر [[شرک]] و پرستش [[بت‌ها]]، ناهنجاری‌های [[رفتاری]] فراوانی نیز رواج داشته‌اند؛ مانند [[نیکی]] نکردن به [[والدین]]، کشتن [[فرزندان]] از [[ترس]] فقر<ref>{{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا۟ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَوْلَـٰدَكُم مِّنْ إِمْلَـٰقٍۢ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا۟ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>،‌ زنده به [[گور]] کردن [[دختران]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا ٱلْمَوْءُۥدَةُ سُئِلَتْ}}«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند» سوره تکویر، آیه ۸.</ref>، ‌نگاه منفی به [[زنان]]<ref>{{متن قرآن|يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلْقَوْمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓ أَيُمْسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُۥ فِى ٱلتُّرَابِ أَلَا سَآءَ مَا يَحْكُمُونَ}}«از بدی خبری که به او داده‌اند از قوم خود پنهان می‌گردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۹.</ref> و [[محروم]] نگه داشتن آنان از [[ارث]] و [[حقوق اجتماعی]]<ref>{{متن قرآن|لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ٱلْوَٰلِدَانِ وَٱلْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ٱلْوَٰلِدَانِ وَٱلْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًۭا مَّفْرُوضًۭا}}«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای می‌نهند، بهره‌ای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای می‌نهند؛ بهره‌ای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref>، رباخواری<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَأْكُلُونَ ٱلرِّبَوٰا۟ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ ٱلَّذِى يَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّيْطَـٰنُ مِنَ ٱلْمَسِّ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْبَيْعُ مِثْلُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَأَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلْبَيْعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰا۟ فَمَن جَآءَهُۥ مَوْعِظَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ فَٱنتَهَىٰ فَلَهُۥ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}}«آنان که ربا می‌خورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمی‌خیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان می‌گویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵. {{متن قرآن|يَمْحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَيُرْبِى ٱلصَّدَقَـٰتِ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ}}«خداوند ربا را کاستی می‌دهد و صدقات را افزایش می‌بخشد و خداوند هیچ ناسپاس بزهکاری را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۷۶.</ref>، [[زنا]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلزِّنَىٰٓ إِنَّهُۥ كَانَ فَـٰحِشَةًۭ وَسَآءَ سَبِيلًۭا}}«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref>، وادار کردن کنیزان به زنا<ref>{{متن قرآن|وَلْيَسْتَعْفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَٱلَّذِينَ يَبْتَغُونَ ٱلْكِتَـٰبَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًۭا وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِىٓ ءَاتَىٰكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا۟ فَتَيَـٰتِكُمْ عَلَى ٱلْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًۭا لِّتَبْتَغُوا۟ عَرَضَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعْدِ إِكْرَٰهِهِنَّ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}«و کسانی که (توان) زناشویی نمی‌یابند باید خویشتنداری کنند تا خداوند به آنان از بخشش خویش بی‌نیازی دهد و کسانی از بردگانتان که بازخرید خویش را می‌خواهند اگر در آنها خیری سراغ دارید بازخریدشان را بپذیرید و از مال خداوند که به شما بخشیده است به آنان (برای کمک به بازخرید) بدهید و کنیزان خود را که خواستار پاکدامنی هستند برای به دست آوردن کالای ناپایدار زندگانی این جهان به زنا واندارید و اگر کسی آنان را وادار کند (بداند که) پس از واداشتنشان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نور، آیه ۳۳.</ref>،‌شرابخواری<ref>{{متن قرآن|يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَآ إِثْمٌۭ كَبِيرٌۭ وَمَنَـٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْـَٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ ٱلْعَفْوَ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}«از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است. امّا گناه آنها از سود آنها بزرگ‌تر است و از تو می‌پرسند چه چیزی را ببخشند؟ بگو افزون بر نیاز (سالانه) را؛ این‌گونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن می‌گوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.</ref>، [[قماربازی]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْخَمْرُ وَٱلْمَيْسِرُ وَٱلْأَنصَابُ وَٱلْأَزْلَـٰمُ رِجْسٌۭ مِّنْ عَمَلِ ٱلشَّيْطَـٰنِ فَٱجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>، [[خوردن مال]] [[یتیمان]] از راه [[ازدواج]] با [[مادران]] آنان و [[افتخار]] به حسب و [[نسب]] و شمار افراد [[قبایل]] حتی [[مردگان]] آنها<ref>{{متن قرآن|بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ أَلْهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ * حَتَّىٰ زُرْتُمُ ٱلْمَقَابِرَ}}«زیاده‌خواهی شما را سرگرم داشت، * تا با گورها دیدار کردید» سوره تکاثر، آیه ۱-۲.</ref>. با [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ظهور اسلام]]، [[قرآن کریم]] به تخطئه بسیاری از [[عقاید]] و [[آداب و رسوم]] [[جاهلی]] پرداخت و به تدریج در میان گروندگان به [[آیین جدید]] یعنی [[صحابه]]، [[فرهنگ]] و باورهای برگرفته از [[وحی]]، جایگزین [[افکار]] و باورهای جاهلی شدند. آیات [[فرهنگ‌ساز]] [[قرآن]] و نیز کوشش‌های [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، از یک سو افکار و باورهای ریشه‌دار و عادت‌های ناپسند [[دوره جاهلی]] را ویران و از سوی دیگر بر آن ویرانه‌ها [[اندیشه]] و فرهنگ اسلامی را بنا می‌کردند و [[جامعه]] نوبنیان آن [[روز]] که مصداقی جز صحابه نداشت، قدم به قدم از [[آداب]] جاهلی فاصله می‌گرفت و به فرهنگ جدید رو می‌آورد.
 
شماری از هنجارها که پیامبر اکرم{{صل}} بر اساس [[تعالیم قرآن]] کریم کوشید آنها را میان صحابه رواج دهد و جایگزین ناهنجاری‌های دوره جاهلی کند، عبارت‌اند از جایگزینی [[وحدت]] و [[یکدلی]] به جای [[نزاع]] و دشمنی<ref>{{متن قرآن|وَٱعْتَصِمُوا۟ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعًۭا وَلَا تَفَرَّقُوا۟ وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَآءًۭ فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِۦٓ إِخْوَٰنًۭا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍۢ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَـٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدین‌گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌گوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۳.</ref>، [[تعقل]] و [[تفکر]] به جای [[جمود]] بر [[افکار]] و [[آداب]] پیشینیان<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَآ أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ أَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْـًۭٔا وَلَا يَهْتَدُونَ *وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ كَمَثَلِ ٱلَّذِى يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَآءًۭ وَنِدَآءًۭ صُمٌّۢ بُكْمٌ عُمْىٌۭ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}«و چون به آنان گفته شود از آنچه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید می‌گویند: (نه) بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم پیروی می‌کنیم؛ آیا حتی اگر پدرانشان چیزی را در نمی‌یافته و راه به جایی نمی‌برده‌اند، (باز از پدرانشان پیروی می‌کنند؟) * و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ می‌کند که جز فراخواندن و آوایی نمی‌شنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از این رو خرد نمی‌ورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۰-۱۷۱.</ref>، آراسته شدن به [[تقوا]] به جای [[تفاخر]] به حسب و [[نسب]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَـٰكُم مِّن ذَكَرٍۢ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَـٰكُمْ شُعُوبًۭا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓا۟ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۭ}}«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>، [[ایمان]] به روزی‌دهی خداوند به جای [[ترس]] از [[فقر]] و فرزندکشی<ref>{{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا۟ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَوْلَـٰدَكُم مِّنْ إِمْلَـٰقٍۢ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا۟ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>، [[ایمان]] همه‌جانبه به مراتب مختلف [[توحید]] به جای [[شرک]] و [[عقاید]] شرک‌آلود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلْحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ يُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ ٱلْمَيِّتِ مِنَ ٱلْحَىِّ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ * فَالِقُ ٱلْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ ٱلَّيْلَ سَكَنًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ حُسْبَانًۭا ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِ * وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهْتَدُوا۟ بِهَا فِى ظُلُمَـٰتِ ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ * وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ فَمُسْتَقَرٌّۭ وَمُسْتَوْدَعٌۭ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَفْقَهُونَ * وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ نَبَاتَ كُلِّ شَىْءٍۢ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًۭا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّۭا مُّتَرَاكِبًۭا وَمِنَ ٱلنَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌۭ دَانِيَةٌۭ وَجَنَّـٰتٍۢ مِّنْ أَعْنَابٍۢ وَٱلزَّيْتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُشْتَبِهًۭا وَغَيْرَ مُتَشَـٰبِهٍ ٱنظُرُوٓا۟ إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثْمَرَ وَيَنْعِهِۦٓ إِنَّ فِى ذَٰلِكُمْ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ * وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَكَآءَ ٱلْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا۟ لَهُۥ بَنِينَ وَبَنَـٰتٍۭ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ * بَدِيعُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٌۭ وَلَمْ تَكُن لَّهُۥ صَـٰحِبَةٌۭ وَخَلَقَ كُلَّ شَىْءٍۢ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ * ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَـٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍۢ فَٱعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ وَكِيلٌۭ * لَّا تُدْرِكُهُ ٱلْأَبْصَـٰرُ وَهُوَ يُدْرِكُ ٱلْأَبْصَـٰرَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلْخَبِيرُ}}«[[خداوند]] شکافنده هسته و دانه است، زنده را از مرده بیرون می‌آورد و بیرون آورنده مرده از زنده است، این است خداوند پس چگونه (از [[حق]]) بازتان می‌گردانند؟ * شکافنده بامداد پگاه است و شب را (برای) [[آرامش]] و [[خورشید و ماه]] را (برای) شمارش برگمارده است؛ این سنجش (خداوند) [[پیروز]] داناست * و او همان است که [[ستارگان]] را برای شما آفرید تا در تاریکی‌های خشکی و دریا بدان‌ها راه جویید؛ به [[راستی]] این [[آیات]] را برای گروهی که دانشورند روشن (بیان) داشته‌ایم * و اوست که شما را از یک تن پدید آورد، آنگاه آرامشگاه و [[ودیعه]] گاهی است، این آیات را برای گروهی که درمی‌یابند روشن (بیان) داشته‌ایم * و اوست که از [[آسمان]]، آبی فرو فرستاد و با آن هرگونه روییدنی را برون آوردیم آنگاه از آن جوانه سبزی بیرون کشیدیم که از آن دانه‌هایی بر هم نشسته بیرون می‌آوریم و از شکوفه خرما، خوشه‌هایی دسترس و باغستان‌هایی از انگور (بیرون می‌آوریم) و [[زیتون]] را و انار را همگون و غیر همگون (پدید می‌آوریم)؛ به میوه آن چون ثمر آورد و به رسیدن آن بنگرید! بی‌گمان در اینها برای گروه [[مؤمنان]] نشانه‌هایی است * و برای خداوند شریک‌هایی از [[پریان]] تراشیدند در حالی که او آنان را [[آفریده]] است و (برخی دیگر) از [[بی‌دانشی]] برای او پسرانی و دخترانی برساختند؛ پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (آنان) وصف می‌کنند * آفریننده [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] است، چگونه او را فرزندی تواند بود در حالی که او را همسری نیست و همه چیز را [[آفریده]] است و او به هر چیزی داناست * این است [[خداوند]] [[پروردگار]] شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی [[نگهبان]] است * [[چشم‌ها]] او را در نمی‌یابند و او چشم‌ها را در می‌یابد و او نازک‌بین [[آگاه]] است» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۹۵-۱۰۳.</ref>، تصمیم‌گیری بر اساس [[علم]] به جای [[تقلید]] از گذشتگان<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلزِّنَىٰٓ إِنَّهُۥ كَانَ فَـٰحِشَةًۭ وَسَآءَ سَبِيلًۭا}}«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref>، برخورداری از [[استقلال فکری]] به جای [[وابستگی]] محض به طایفه و قبیله<ref>{{متن قرآن|إِن تَكْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا۟ يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ}}«اگر [[ناسپاسی]] کنید [[خداوند]] از شما [[بی‌نیاز]] است و ناسپاسی را برای بندگانش نمی‌پسندد و اگر سپاسگزار باشید [[سپاسگزاری]] را برای شما می‌پسندد و هیچ باربرداری، بار ([[گناه]]) دیگری را برنمی‌دارد؛ سپس بازگشت شما تنها به سوی پروردگارتان است آنگاه شما را از آنچه انجام می‌» [[سوره زمر]]، آیه ۷. {{متن قرآن|لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَآ أَوْلَـٰدُكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ}}«[[خویشان]] و فرزندانتان در [[روز رستخیز]] سودی برایتان نخواهند داشت، (خداوند در آن [[روز]]) میان شما جدایی می‌افکند و خداوند بدانچه می‌کنید بیناست» [[سوره ممتحنه]]، آیه ۳.</ref>، پرداختن [[اموال]] [[یتیمان]] به جای [[تصرف]] [[ظالمانه]] در آن<ref>{{متن قرآن|وَءَاتُوا۟ ٱلْيَتَـٰمَىٰٓ أَمْوَٰلَهُمْ وَلَا تَتَبَدَّلُوا۟ ٱلْخَبِيثَ بِٱلطَّيِّبِ وَلَا تَأْكُلُوٓا۟ أَمْوَٰلَهُمْ إِلَىٰٓ أَمْوَٰلِكُمْ إِنَّهُۥ كَانَ حُوبًۭا كَبِيرًۭا}}«دارایی‌های یتیمان را به ایشان برسانید و (دارایی‌های آنان که برای شما) ناپاک (است) را، جایگزین (دارایی‌های) پاک (خود) نگردانید و دارایی‌های آنان را با افزودن به دارایی‌های خود نخورید که این گناهی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۲.</ref> و پرداختن [[حقوق زنان]] به جای [[ستم]] به آنان<ref>{{متن قرآن|وَٱلْمُحْصَنَـٰتُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ كِتَـٰبَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا۟ بِأَمْوَٰلِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَـٰفِحِينَ فَمَا ٱسْتَمْتَعْتُم بِهِۦ مِنْهُنَّ فَـَٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةًۭ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَٰضَيْتُم بِهِۦ مِنۢ بَعْدِ ٱلْفَرِيضَةِ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًۭا}}«و (نیز [[حرام]] است [[ازدواج]] با) [[زنان]] شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر [[حکم خداوند]] که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان [[حلال]] شده است که با [[دارایی]] خود به دست آورید در حالی که [[پاکدامن]] باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان [[واجب]] بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، [[هم‌داستان]] شوید بر شما گناهی نیست که [[خداوند]] [[دانایی]] فرزانه است» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۲۴.</ref>. باید توجه داشت که روش [[رسول خدا]]{{صل}} در [[دعوت]] و [[هدایت]] و تثبیت [[فرهنگ اسلامی]] در میان [[صحابه]]، تدریجی بود که این تدریج خود زمینه پذیرش را بیشتر فراهم می‌کرد. محتوای اصلی در آیات مکی بیان [[عقاید دینی]]، جدال‌های [[فکری]] [[شرک]] و [[توحید]] در قالب داستان‌های [[پیامبران]] و مباحث مربوط به [[قیامت]] است، در حالی که محتوای اصلی آیات مدنی، [[حدود الهی]]، بیان [[فرایض]] و [[احکام شرعی]]، [[جهاد]] و [[منافقان]] است. در [[بیان احکام]] نیز، احکامی که جنبۀ [[عقلی]] و [[فطری]] داشت مقدم شد؛ حتی برخی از این [[احکام]] مانند [[حرمت]] کشتن [[فرزندان]] از [[بیم]] [[فقر]]، حرمت [[زنا]] و ناروایی خوردن مال یتیم در دوران [[مکه]] برای [[مردم]] بیان شدند.
 
رسول خدا{{صل}} با [[شناخت]] خاستگاه صحابه و عُلقه‌ها و زمینه‌های موجود برای بازگشت آنان به [[دوره جاهلی]]، از جمله اعتماد به [[دشمن]] و [[گرایش]] شدید به [[قبیله]] و طایفه، همزمان با تثبیت آموزه‌های الهی در میان صحابه، می‌کوشید تا از بازگشت آنان به فرهنگ جاهلی پیشگیری کند، ‌از همین رو با هدایت وحیانی بر [[دشمنی]] با [[مشرکان]] و [[اهل کتاب]] پای می‌فشرد و به صحابه هشدار می‌داد که [[کافران]] درپی بازگرداندن [[مسلمانان]] به [[کفر]] و شرک‌اند: {{متن قرآن|إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا۟ لَكُمْ أَعْدَآءًۭ...وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز می‌کنند و زبان می‌گشایند و دوست می‌دارند که کاش شما نیز کافر می‌شدید» سوره ممتحنه، آیه ۲.</ref>؛ نیز هشدار می‌داد که [[جنگ]] بی‌وقفۀ [[کافران]] با [[مؤمنان]] با همین [[هدف]] است: {{متن قرآن|وَلَا يَزَالُونَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ ٱسْتَطَـٰعُوا۟}}<ref>«از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگ‌تر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگ‌تر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref> در [[غزوه]] احد و پس از [[شکست]] [[مسلمانان]] و [[شایعه]] کشته شدن [[رسول خدا]]{{صل}} گروهی از [[صحابه]] به [[فکر]] بازگشت به [[آیین]] [[جاهلی]] افتادند و برخی نیز بازگشتند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۵۲.</ref>. [[قرآن کریم]] آنان را به شدت نکوهش کرد که چرا با چنین شایعه‌ای [[دین حق]] را رها کردند، در حالی که محمد{{صل}} مانند [[پیامبران پیشین]]، [[رسول]] خداست و به صورت نکوهش‌آمیز از آنان می‌پرسد که اگر او بمیرد یا کشته شود، به [[جاهلیت]] بازمی‌گردید و از [[دین خدا]] و [[اسلام]] روی بر می‌تابید؟ و تأکید می‌کند که این بازگشت، برای [[خدا]] هیچ زیانی ندارد: {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ أَفَإِي۟ن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ ٱنقَلَبْتُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَـٰبِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا وَسَيَجْزِى ٱللَّهُ ٱلشَّـٰكِرِينَ}}<ref>«و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشته‌اند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز می‌گردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمی‌رساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد» سوره آل‌عمران، آیه ۱۴۴.</ref>. [[قرآن کریم]] همچنین گروهی از [[مسلمانان]] [[مکه]]<ref>مجمع البیان،‌ ج ۸، ص۴۲۹-۴۳۱.</ref> را به علت تحمل نکردن آزار مشرکان و بازگشت به [[آیین]] [[جاهلی]] نکوهش می‌کند: {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ فَإِذَآ أُوذِىَ فِى ٱللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ ٱلنَّاسِ كَعَذَابِ ٱللَّهِ}}<ref>«و برخی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: به خداوند ایمان آورده‌ایم آنگاه چون در راه خداوند، آزاری ببینند گزند مردم را همچون عذاب خداوند می‌انگارند و اگر از سوی پروردگارت امدادی برسد می‌گویند: بی‌گمان ما با شما بوده‌ایم؛ آیا خداوند به آنچه جهانیان در دل د» سوره عنکبوت، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۰۶.</ref>
 
== ایمان صحابه ==
مباحث [[قرآنی]] درباره ایمان صحابه بدین شرح‌اند:
=== سبقت در ایمان ===
صحابه، نخستین کسانی هستند که به [[رسول خدا]]{{صل}}‌ایمان آورده و [[اسلام]] را پذیرفته‌اند. با این حال، در میان صحابه گروهی بوده‌اند که در پذیرش ایمان و در [[هجرت]] و [[جهاد]] از دیگران پیشی گرفته‌اند. [[قرآن کریم]] از نخستین پذیرندگان اسلام که نخستین طبقه صحابه را تشکیل داده‌ و از [[مهاجر]] و [[انصار]] به شمار آمده‌اند، به «سابقون» تعبیر کرده‌ و از آنان به دلیل [[سبقت]] در پذیرش اسلام [[تمجید]] و اعلام [[رضایت]] کرده است: {{متن قرآن|وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلْأَوَّلُونَ مِنَ ٱلْمُهَـٰجِرِينَ وَٱلْأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحْسَـٰنٍۢ رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ...}}<ref>«و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>. وصف‌های «سابقون» و «اوّلون» در این [[آیه]] روشن می‌سازند که مراد آیه همه سابقون نیست، بلکه مراد، گروه نخست از سابقون است. در هر حال، آیه بر [[ستایش]][پیشگامان نخستین از صحابه دلالت دارد.
 
درباره مصداق این پیشگامان، دیدگاه‌های مختلفی بیان شده‌اند؛ از جمله گفته‌اند صحابه‌ای که به دو [[قبله]] [[نماز]] گزارده‌اند،‌مهاجران و [[انصاری]] که در [[جنگ بدر]] حضور داشتند، کسانی که در [[بیعت رضوان]] بودند و مسلمانانی که در [[هجرت به حبشه]] یا [[مدینه]] پیشگام بودند<ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۶؛ تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۸۳-۸۴.</ref>. برخی نیز همه [[اصحاب پیامبر]] را مصداق آیه دانسته و بر این اساس، همه آنان، اعم از [[نیکوکار]] و [[بدکار]] مشمول [[رحمت]] و [[عفو الهی]] قرار می‌گیرند و [[بهشتی]] خواهند بود<ref>زادالمسیر، ج ۲، ص۲۹۱.</ref>. افزون بر این، آیه ۷۴ [[سوره انفال]] نیز بی‌آنکه به پیشگامی تصریح کند، از پیشگامان در ایمان، هجرت،‌جهاد و [[یاری]] و [[پناه دادن]] به [[مهاجران]] تمجید کرده و آنان را [[مؤمنان]] راستینی برشمرده که سزاوار [[آمرزش]] و بهشت‌اند: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ حَقًّۭا لَّهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَرِزْقٌۭ كَرِيمٌۭ}}<ref>«و کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده و در راه خداوند جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند به راستی مؤمن‌اند؛ آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۰۹.</ref>
 
=== پایداری بر ایمان ===
در [[مکه]] شماری از [[مسلمانان]]، به‌ویژه کسانی که از حمایت‌های طایفه‌ای برخوردار نبودند، به دست [[مشرکان]] [[آزار]] و [[شکنجه]] می‌شدند؛ ولی در ایمان و [[عقیده]] [[توحیدی]] خویش [[ثابت‌قدم]] بودند. [[مفسران]] تعبیر «[[فتنه]]» در آیه ۱۹۱ [[سوره بقره]] و ۱۱۰ [[سوره نحل]] را ناظر به شکنجه مسلمانان در مکه دانسته‌اند<ref>المیزان، ج ۲، ص۶۱؛ ج ۱۲، ص۳۵۵.</ref>. به نقل مورخان، مشرکان، افراد [[ضعیف]] را آن‌قدر می‌زدند و نیز [[تشنه]] و گرسنه نگاه می‌داشتند که توان نشستن نداشتند؛ آن‌گاه از آنان می‌خواستند تا اعتراف کنند که به جای [[خدا]] به «[[لات]]» و «[[عُزّی]]» [[باور]] دارند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۲۰؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۱۹۷.</ref>. به‌گفته [[ابن‌اسحاق]]، هر قبیله‌ای به آزار مسلمانان [[قبیله]] خود می‌پرداخت. آنان مسلمانان را با [[گرسنگی]] و [[تشنگی]] و قرار دادن روی [[زمین]] داغ شکنجه می‌کردند. کسانی که در ایمان خود ضعیف بودند از [[دین]] خود بازمی‌گشتند و کسانی کشته می‌شدند و برخی نیز از دست آنان در [[امان]] می‌ماندند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۱۷.</ref>. [[بلال]] به دست [[امیة بن خلف]] شکنجه می‌شد. او را بر زمین داغ می‌خوابانیدند و بر سینه‌اش سنگ می‌نهادند<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۱۸۴؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۱۷.</ref>. عمار و پدر و مادرش به دست [[بنی‌مخزوم]] شکنجه می‌شدند. آنها این [[خانواده]] را زیر [[آفتاب]] سوزان شکنجه می‌کردند و مادر عمار [[مقاومت]] ‌کرد تا به [[شهادت]] رسید<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۲۰؛ المنتظم، ج ۵، ص۱۴۶.</ref> و نخستین [[شهید]] [[اسلام]] نام گرفت<ref>دلائل النبوه، ج ۲، ص۲۸۲؛ تاریخ الاسلام، ج ۱، ص۲۱۸.</ref>. در دوره [[مدینه]] که [[صحابه]] [[اجازه]] یافتند با [[مشرکان]] بجنگند، [[قرآن]] به آنان [[فرمان]] داد هرجا بر مشرکان دست یافتند آنان را بکشند و از [[مکه]]، همان شهری که [[مسلمانان]] را از آن بیرون کردند، بیرونشان کنند. آنان بر [[شرک]] اصرار می‌ورزند و مسلمانان را به انواع عذاب‌ها [[شکنجه]] دادند و شرک و شکنجه از [[کشتار]] سنگین‌تر است<ref>المیزان، ج ۲، ص۶۱.</ref>: {{متن قرآن|وَٱقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَٱلْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ ٱلْقَتْلِ...}}<ref>«و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همان‌جا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>. در کتاب‌های [[سیره]] دو اصطلاح «[[فتنه]]» و «[[استضعاف]]» درباره [[شکنجه‌ها]] و آزارهای مشرکان رواج دارد. فتنه درباره شرایط [[سختی]] به‌کار می‌رود که مشرکان با ایجاد آن درصدد بازگرداندن مسلمانان به شرک‌اند و استضعاف درباره مسلمانانی به‌کار می‌رود که در معرض این شرایط دشوار قرار می‌گرفتند و به [[کناره‌گیری]] از [[عقاید]] [[توحیدی]] خود [[تهدید]] می‌شدند<ref>سیره رسول خدا، ص۲۷۸؛ نک: جامع البیان، ج ۸، ص۴۳۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۰۹.</ref>
 
=== التزام به ایمان (بیعت) ===
از [[آیات قرآن]] و دیگر متون [[اسلامی]] برمی‌آید که صحابه برای اعلام التزام به ایمان و [[پایبندی]] خود به [[اسلام]] و [[فرمانبرداری]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} براساس [[سنت]] رایج در میان [[عرب]] با آن حضرت بیعت می‌کردند که از آن به «بیعت اسلام» تعبیر می‌شود<ref>تاریخ ابن‌خلدون، ج ۲، ص۳۴۸.</ref>. به تبع این [[پیمان]]، بیعت‌کنندگان رسماً و علناً در شمار مسلمانان و صحابه قرار می‌گرفتند؛ همچنین گاه صحابه در شرایط [[بحرانی]] و سخت بر التزام به ایمان و [[جهاد]] و [[جانفشانی]] در راه اسلام و حمایت از [[رسول خدا]]{{صل}} پیمان می‌بستند.
 
[[قرآن کریم]] به بیعت‌های «[[عشیره]]»، «[[عقبه اول]]»، «[[عقبه دوم]]»، «[[رضوان]]»، «[[نساء]]» و «[[غدیر]]» اشاره دارد. براساس [[روایات]] متواتری که [[شیعه]] و [[سنی]] از علی{{ع}} نقل کرده‌اند، پس از نزول آیۀ{{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> علی{{ع}} به [[فرمان]] [[رسول خدا]] طعامی فراهم کرد و مردان [[بنی‌هاشم]] را به مهمانی فراخواند. در این مهمانی حدود ۴۰ تن از [[خویشاوندان پیامبر]]، از جمله [[ابوطالب]]، [[حمزه]]، عباس و [[ابولهب]]، عموهای آن حضرت، حضور داشتند. رسول خدا پس از [[اطعام]]، [[رسالت]] و [[مأموریت]] خود را اعلام کرد و آنها را به [[پذیرش اسلام]] و [[بیعت]] با خود فراخواند و فرمود که کدام یک از شما با من بیعت می‌کند تا [[برادر]]، [[پشتیبان]] و [[وصی]] و [[جانشین]] من پس از مرگم باشد؟ در این مجلس هیچ‌یک از حاضران پاسخ مثبت نداد و علی{{ع}} که خردسال‌ترین فرد مجلس بود، برخاست و با آن حضرت بیعت کرد. در اینجا رسول خدا فرمود این علی برادر، [[وزیر]]، وصی و [[خلیفه]] من در میان شماست<ref>تفسیر فرات کوفی، ص۳۰۰؛ تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص۱۸۲.</ref>. گرچه [[ایمان]] علی{{ع}} و [[خدیجه]] در [[آغاز بعثت]] بوده و به تبع آن پیشینه پدید آمدن عنوان [[صحابی]] همزمان با [[بعثت]] بوده است، می‌توان واقعه [[بیعت عشیره]] را مبدأ شکل‌گیری رسمی [[صحابه]] به شمار آورد؛ زیرا در این مجلس بود که [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} علنی و در حضور دیگران [[اسلام]] خود را ابراز کرد.
 
براساس روایات شأن نزول، شماری از [[آیات قرآن کریم]] به بیعت ۱۲ تن از یثربیان در سال دوازدهم بعثت اشاره دارند. این بیعت در جمره [[عقبه]] در [[منا]] و در [[موسم حج]] میان رسول خدا{{صل}} و ۱۰ نفر از [[خزرجیان]] و دو نفر از [[اوسیان]] بسته شد<ref>الطبقات، ج ۱، ص۱۷۱.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این بیعت با یثربیان شرط کرد که از [[شرک]]،‌زنا، [[دزدی]]، فرزندکشی و [[بهتان]] بپرهیزند و از آن حضرت [[پیروی]] کنند و در عوض آن حضرت نیز به آنان [[وعده]] [[بهشت]] داد و فرمود که اگر این [[عهد]] را شکستید، امر شما با خداست؛ یا می‌بخشاید یا [[مجازات]] می‌کند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۳۴؛ مسند احمد،‌ ج ۵، ص۳۲۳.</ref>. [[ثعالبی]] محتوای [[پیمان]] [[رسول خدا]] با یثربیان در [[عقبه اول]] را هماهنگ با محتوای [[آیه]] ۱۲۰ [[سوره توبه]] می‌داند<ref>تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۲۲۶.</ref> و شاید از همین رو برخی [[پیمان عقبه]] نخست را همان [[بیعت نساء]] دانسته‌اند<ref>البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۱۹.</ref>. در [[حج]] سال سیزدهم بعثت، بیش از ۷۰ تن از [[مردم یثرب]] در همان [[عقبه]] با رسول خدا{{صل}} [[بیعت]] کردند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۴۱-۴۴۲؛ اعلام الوری، ج ۱، ص۱۴۲.</ref> که به «[[بیعت عقبه دوم]]» [[شهرت]] یافته است. در این پیمان که زمینه‌ساز [[هجرت]] [[رسول‌خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] شد<ref>الکامل، ج ۲، ص۹۸.</ref>، بیعت‌کنندگان ضمن تأکید بر جنگ‌آوری، [[متعهد]] شدند از آن حضرت همانند عضوی از [[خانواده]] خود [[دفاع]] و حمایت کنند و در شرایط سخت او را تنها نگذارند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۴۵-۴۴۶؛ الطبقات، ج ۱، ص۱۷۲.</ref>. شماری از [[مفسران]]، [[میثاق]] در آیه ۷ [[سوره مائده]] را اشاره به بیعت عقبه دوم می‌دانند<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۶۰؛ روح المعانی، ج ۳، ص۲۵۴.</ref>: {{متن قرآن|وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَـٰقَهُ ٱلَّذِى وَاثَقَكُم بِهِۦٓ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ}}<ref>«و نعمت خداوند را به یاد آورید و (نیز) پیمانی را که استوار با شما بسته است هنگامی که گفتید: شنیدیم و گردن نهادیم؛ و از خداوند پروا کنید بی‌گمان خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره مائده، آیه ۷.</ref>، چنان‌که برخی [[معاهده]] بر عدم [[فرار]] در آیه ۱۵ [[سوره احزاب]] را ناظر به این بیعت دانسته‌اند<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۶۰.</ref>: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَانُوا۟ عَـٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ ٱلْأَدْبَـٰرَ وَكَانَ عَهْدُ ٱللَّهِ مَسْـُٔولًۭا}}<ref>«و بی‌گمان اینان پیش‌تر با خداوند پیمان بسته بودند که (در جنگ به دشمن) پشت نکنند و پیمان خداوند بازخواست می‌گردد» سوره احزاب، آیه ۱۵.</ref>. محتوای بیعت در [[عقبه دوم]] از آیه ۱۱۱ سوره توبه نیز استفاده می‌شود؛ زیرا برخی این آیه را درباره این رخداد می‌دانند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۲۶۷.</ref>. براساس این آیه، [[جهاد در راه خدا]] و کشتن [[دشمن]] تا سرحدّ [[شهادت]] از تعهدهای [[انصار]] و [[وعده]] [[بهشت]] از تعهدهای [[پیامبر]] و [[خدا]] بوده است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ ٱشْتَرَىٰ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلْجَنَّةَ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّۭا فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَٱلْإِنجِيلِ وَٱلْقُرْءَانِ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِ فَٱسْتَبْشِرُوا۟ بِبَيْعِكُمُ ٱلَّذِى بَايَعْتُم بِهِۦ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>.
 
برخی مراد از انصار پیشگام در [[ایمان]]: {{متن قرآن|وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلْأَوَّلُونَ مِنَ ٱلْمُهَـٰجِرِينَ وَٱلْأَنصَارِ...}}<ref>«و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> در [[آیه]] ۱۰۰ [[سوره توبه]] را شرکت‌کنندگان در [[بیعت عقبه اول]] و دوم دانسته‌اند<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۹۵.</ref>، چنان‌که برخی مقصود از {{متن قرآن|أَنصَارُ ٱللَّهِ}} در آیه ۱۴ [[سوره]] صفّ را همین گروه [[بیعت‌کننده]] دانسته‌اند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۲۶۷.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُونُوٓا۟ أَنصَارَ ٱللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّـۧنَ مَنْ أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ قَالَ ٱلْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ...}}<ref>«ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دسته‌ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دسته‌ای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند» سوره صف، آیه ۱۴.</ref>.
 
در ماجرای [[حدیبیه]] که [[مشرکان]] مانع ورود [[مسلمانان]] به [[مکه]] برای ادای [[عمره]] شدند، [[رسول خدا]]{{صل}} عثمان را به سوی [[قریش]] فرستاد تا اعلام کند که رسول خدا و [[صحابه]] آن حضرت قصد [[جنگ]] ندارند و فقط برای عمره آمده‌اند<ref>المغازی، ج ۲، ص۶۰۰.</ref>. تأخیر سه [[روزه]] عثمان موجب [[شایعه]] [[قتل]] وی در مکه شد و رسول خدا این شایعه را در حالی که زیر درختی نشسته بود، شنید و در این هنگام برای یکسره کردن کار قریش،‌صحابه را به [[بیعت]] فراخواند<ref>جامع البیان، ج۱۳، ص۱۱۱.</ref>. این [[پیمان]] به مناسبت [[آیه]] نازل شده، به «[[بیعت رضوان]]» و از این رو که زیر درختی بسته شده بود، به «[[بیعت شجره]]» [[شهرت]] یافت<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۴.</ref>. صحابه در این بیعت [[متعهد]] شدند [[پیامبر]] را تنها نگذارند و در برابر قریش [[مقاومت]] کنند<ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۱۰.</ref>. با انتشار خبر [[بیعت صحابه]] با رسول خدا،‌قریش به [[هراس]] افتادند و از درِ [[مصالحه]] درآمدند<ref>المغازی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref>. [[قرآن کریم]] این بیعت را بیعت با [[خدا]] و [[زیان]] [[پیمان‌شکنی]] را متوجه [[پیمان‌شکنان]] می‌داند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ يَدُ ٱللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَـٰهَدَ عَلَيْهُ ٱللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًۭا}}<ref>«بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref> ‌و در ادامه از بیعت‌کنندگان اعلام [[رضایت]] می‌کند و نزول [[آرامش]]، [[پیروزی]] و [[غنایم]] فراوان را [[پاداش]] این اقدام صحابه می‌داند: {{متن قرآن|لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَـٰبَهُمْ فَتْحًۭا قَرِيبًۭا * وَمَغَانِمَ كَثِيرَةًۭ يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًۭا}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد * و نیز به غنیمت‌های فراوانی که به دست خواهند آورد؛ و خداوند، پیروزمندی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۱۸-۱۹.</ref> برخی با توجه به تکرار بحث [[رضایت خداوند]] از [[مؤمنان]] در [[آیه ۱۰۰ سوره توبه]] این [[آیه]] را نیز در وصف این بیعت‌کنندگان دانسته‌اند<ref>مجمع البیان،‌ ج ۵، ص۹۷.</ref>: {{متن قرآن|وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلْأَوَّلُونَ مِنَ ٱلْمُهَـٰجِرِينَ وَٱلْأَنصَارِ...}}<ref>«و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>. از [[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل شده است که [[علی بن ابی طالب]]، [[عبدالله بن وهب]] و [[سلمان فارسی]]، به ترتیب نخستین بیعت‌کنندگان با رسول خدا{{صل}} در [[حدیبیه]] بودند<ref>بحار الانوار، ج ۳۸، ص۲۱۷.</ref>. با [[فتح مکه]] در [[سال هشتم هجری]]، [[مکیان]] اعم از مرد و [[زن]] با [[رسول خدا]]{{صل}}‌بیعت کردند. آیه ۱۲ [[سوره ممتحنه]] به [[بیعت زنان]] و مفاد [[تعهد]] آنان پرداخته است<ref>مجمع البیان،‌ ج ۹، ص۵۱۲.</ref>. در این آیه رسول خدا{{صل}} [[فرمان]] یافته تا بیعت زنان در [[پرهیز]] از [[شرک]]،‌دزدی، [[ زنا]]، فرزندکشی، [[بهتان]] و [[مخالفت با پیامبر]] را بپذیرد و برای آنان [[آمرزش]] بخواهد: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلْمُؤْمِنَـٰتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِٱللَّهِ شَيْـًۭٔا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَـٰنٍۢ يَفْتَرِينَهُۥ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِى مَعْرُوفٍۢ فَبَايِعْهُنَّ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُنَّ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌ای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایسته‌ای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>.
 
آخرین [[بیعت صحابه]] در [[زمان رسول خدا]]{{صل}} که شماری از [[آیات قرآن]] به آن اشاره دارند، [[بیعت غدیر]] است. [[رسول خدا]] در [[خطبه]] خود در [[روز غدیر]] به [[اصحاب]] خویش اعلام کرد که پس از پایان خطبه، شما را به [[بیعت]] با خودم و بیعت با [[علی بن ابی‌طالب]] [[دعوت]] می‌کنم و این بیعتی که از شما می‌گیرم از جانب [[خدا]] و به [[فرمان]] اوست و بیعت کنندگان در واقع با خدا بیعت می‌کنند. بر اساس روایات شأن نزول، شماری از [[آیات]]، به [[حادثه غدیر]] و این بیعت اشاره دارند<ref>اسباب النزول، واحدی، ص۲۰۴-۲۰۵؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۱۱۷.</ref>؛ از جمله [[آیه ۶۷ سوره مائده]] درباره [[لزوم]] اعلام [[جانشینی]] و [[امامت علی بن ابی‌طالب]] نازل شده است: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُۥ...}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>؛ همچنین [[آیه]] ۳ این [[سوره]] پس از خطبه رسول خدا و بیعت مردم نازل شده است<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص۲۰۲؛ الغدیر، ج ۱، ص۲۳۰.</ref>: {{متن قرآن|ٱلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلْإِسْلَـٰمَ دِينًۭا}}<ref>سوره مائده، آیه ۳.</ref>.
 
افزون بر بیعت‌های نامدار که به آنها اشاره شد، صحابه‌ بیعت‌های دیگری نیز با رسول خدا{{صل}} داشته‌اند. این بیعت‌ها معمولاً در موضوعات مهم و در شرایط سخت منعقد می‌شده است.
 
به گفته [[مفسران]]، شماری از آیات قرآن مرتبط با این [[پیمان‌ها]] دانسته‌ شده‌اند؛ مانند [[آیات]] ۲۰ [[سوره رعد]]<ref>تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۲۰۲.</ref>: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ ٱللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ ٱلْمِيثَـٰقَ}}<ref>«آنان که به عهد خداوند وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند؛» سوره رعد، آیه ۲۰.</ref>، ۱۵ [[سوره احزاب]]<ref>مجمع البیان،‌ ج ۸، ص۵۴۵.</ref>: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَانُوا۟ عَـٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ مِن قَبْلُ...}}<ref>«و بی‌گمان اینان پیش‌تر با خداوند پیمان بسته بودند که (در جنگ به دشمن) پشت نکنند و پیمان خداوند بازخواست می‌گردد» سوره احزاب، آیه ۱۵.</ref> و ۲۳ سوره احزاب<ref>مجمع البیان،‌ ج ۸، ص۵۴۹.</ref>: {{متن قرآن|رِجَالٌۭ صَدَقُوا۟ مَا عَـٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ عَلَيْهِ}}<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۰.</ref>.
 
=== تفاوت درجات ایمان صحابه ===
همان‌گونه که [[حقیقت ایمان]] شدت و [[ضعف]] دارد، [[ایمان]] صحابه نیز دارای مراتب و درجاتی است و ایمان همه آنها در یک درجه نیست، از همین رو صحابه و دیگر [[مؤمنان]] برای دستیابی به [[تجارت]] سودآور و نجات‌ از [[عذاب]]، باید به [[خدا]] ایمان آورند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَـٰرَةٍۢ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ * تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ...}}<ref>«ای مؤمنان! آیا (می‌خواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان می‌بخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید» سوره صف، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. ایمان دوم بدین معناست که خود را به مرتبه‌ای [[برتر]] از ایمان برسانند<ref>المیزان، ج ۱، ص۴۵۵.</ref>. [[آیات]] ۶۵ [[سوره نساء]]<ref>المیزان، ج ۱، ص۴۵۵.</ref> و ۶۲ - ۶۳ [[سوره یونس]]<ref>المیزان، ج ۱، ص۴۵۷.</ref> نیز می‌توانند بیانگر مراتب برتر ایمان در میان مؤمنان و صحابه باشند.
 
همچنین از [[قرآن کریم]] استفاده می‌شود که [[انفاق]] صحابه برای [[جهاد]] و نیز [[پیکار]] صحابه با [[دشمنان]] در شرایط گوناگون از جهت [[ارزش]] با یکدیگر متفاوت‌اند و انفاق و [[جنگ]] صحابیانی که پیش از [[فتح مکه]] یا [[صلح حدیبیه]] همراه [[رسول خدا]] بوده‌اند در مقایسه با کسانی که پس از این مقطع انفاق کرده و در صف جنگجویان قرار گرفته‌اند ارزش بیشتری دارد و این دو گروه یکسان نیستند، هر چند خدا به هر دو گروه پاداشی [[نیکو]] [[وعده]] داده است: {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ ٱلْفَتْحِ وَقَـٰتَلَ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةًۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَقَـٰتَلُوا۟ وَكُلًّۭا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلْحُسْنَى}}<ref>«و شما را چه می‌شود که در راه خداوند هزینه نمی‌کنید در حالی که میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و در میان شما آنکه پیش از پیروزی (مکّه)، هزینه و جنگ کرده است (با کسان دیگر) برابر نیست؛ آنان از کسانی که پس از آن پیروزی، هزینه و جنگ کرده‌اند بلند پایه‌ترند و خداوند به همه نوید پاداش نیک داده است و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره حدید، آیه ۱۰.</ref>. روشن است که بازگشت این تفاوت نیز به تفاوت در [[درجات ایمان]] است<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۳.</ref>.
 
=== کتمان ایمان (تقیه) ===
[[صحابه رسول خدا]]{{صل}} همچون دیگر [[مسلمانان]] [[اجازه]] داشتند، برای مصلحتی مهم‌تر مانند حفظ جان خود یا خویشاوندانشان، ایمان خود را کتمان کنند یا حتی برخلاف اقتضای ایمان سخنی بر زبان آورند. براساس روایات شأن نزول ذیل [[آیه]] ۱۰۶ [[سوره نحل]] [[کافران]] [[مکه]] عمار و پدر و مادرش [[یاسر]] و [[سمیه]] را سخت [[شکنجه]] کردند تا از [[اسلام]] دست بردارند و از [[رسول خدا]]{{صل}} [[تبری]] جویند. یاسر و سمیه زیر شکنجه‌‌های [[قریش]] چنان [[استقامت]] کردند تا به [[شهادت]] رسیدند؛ اما عمار بی‌آنکه کم‌ترین تردیدی در قلبش راه یابد، به زبان با خواسته‌های کافران [[همراهی]] کرد و از [[دین اسلام]] [[بیزاری]] جست. رسول خدا درباره این اقدام عمار فرمود که عمار از سر تا پایش از ایمان پر است و ایمان با گوشت و [[خون]] او عجین شده است و در مواجهه با [[گریه]] و اظهار [[پشیمانی]] عمار، او را دلداری داد و کار او را [[تأیید]] کرد و حتی به او [[فرمان]] داد تا در صورت تکرار چنین شرایطی، او نیز اقدام خود را تکرار کند. سپس این آیه نازل شد: {{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ إِيمَـٰنِهِۦٓ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُۥ مُطْمَئِنٌّۢ بِٱلْإِيمَـٰنِ وَلَـٰكِن مَّن شَرَحَ بِٱلْكُفْرِ صَدْرًۭا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>.
 
به جز عمار، شماری دیگر از [[مسلمانان]] [[تقیه]] کرده و [[ایمان]] خود را [[کتمان]] کردند. به‌گفته [[ابن‌جوزی]]، به‌جز کسانی که به [[حبشه]] [[مهاجرت]] کردند، دیگر مسلمانان ایمان خویش را پنهان کردند<ref>المنتظم، ج ۲، ص۳۷۴.</ref>. منابع تاریخی به صورت خاص از کسانی مانند [[خالد بن سعید]]<ref>الطبقات، ج ۴، ص۹۵.</ref>، [[سهیل بن بیضاء]]<ref>الطبقات، ج ۴، ص۲۱۳.</ref>، [[مصعب بن عمیر]]<ref>الطبقات، ج ۳، ص۱۱۶.</ref>، [[عبدالله بن اسید]]<ref>الطبقات، ج ۴، ص۱۳۸.</ref> و [[عبدالله بن سهیل]]<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۲۵۲.</ref> نام برده‌اند که ایمان خود را پنهان می‌کردند.
 
با عنایت به اینکه مؤمنانِ به [[رسول خدا]]{{صل}} در موارد وجود [[مصلحت]] مهم‌تر [[اجازه]] داشتند ایمان خود را کتمان کنند، ایمان برخی همچون [[ابوطالب]] مورد بحث و مناقشه [[شیعه]] و برخی از [[اهل سنت]] شده است. شیعه با استناد به [[روایات]] پرشمار<ref>الکافی، ج ۱، ص۴۴۰؛ البرهان، ج ۲، ص۴۶، ۶۷۲، ۶۷۸، ۷۱۹.</ref> و شواهد [[تاریخی]] فراوان<ref>الکامل، ج ۲، ص۸۷.</ref> و از جمله اشعار ابوطالب<ref>ایمان ابی طالب، ص۱۸.</ref> و حمایت‌های همه‌جانبه وی از رسول خدا بر ایمان او پای فشرده است و عدم ابراز [[ایمان ابوطالب]] را از این رو می‌داند که او کوشید [[نزاع]] [[پیامبر]] با دیگر طوایف [[قریش]] را به نزاعی میان دو طایفه بدل کند و از این راه چتر حمایتی خود و [[بنی‌هاشم]] را بر رسول خدا و اقدامات او بگستراند<ref>البدایه و النهایه، ج ۳، ص۹۸.</ref>، از این رو ابوطالب را باید از نخستین [[صحابه]] و اثرگذارترین آنها در حمایت از رسول خدا{{صل}} به شمار آورد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۴.</ref>.
 
=== اظهار دروغین ایمان (نفاق) ===
با [[ظهور اسلام]] و به‌ویژه با [[قدرت]] یافتن مسلمانان در [[مدینه]]، گروهی از [[مردم]] از روی [[طمع]]، [[ترس]] یا اغراضی دیگر بدون [[باور قلبی]]، اظهار ایمان کردند. اینان در فرهنگ اسلامی «[[منافق]]» شناخته می‌شوند. نفاق شماری اندک از این گروه، آشکار بوده و براساس تعریف ارائه شده از صحابه، در شمار [[اصحاب]] قرار نمی‌گیرند. با این حال، به تصریح [[قرآن]]، گروهی از [[بادیه‌نشینان]] پیرامون [[مدینه]] و نیز [[مردم مدینه]] منافق‌اند و بر [[نفاق]] خوگرفته‌اند و این در حالی است که حتی [[پیامبر خدا]] آنها را نمی‌شناسد: {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ ٱلْأَعْرَابِ مُنَـٰفِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ ٱلْمَدِينَةِ مَرَدُوا۟ عَلَى ٱلنِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٍۢ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیابان‌نشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کرده‌اند؛ تو آنان را نمی‌شناسی ما آنها را می‌شناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده می‌شوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref>. روشن است که این گروه از منافقانِ ناشناخته، در نگاه [[مسلمانان]] جزو [[صحابه]] با همان قلمرو گسترده آن قرار می‌گیرند؛ زیرا کسی از [[باور]] [[واقعی]] آنها خبر نداشت. در آیه‌ای دیگر نیز بر [[ناشناخته بودن]] این گروه تأکید شده است: {{متن قرآن|وَءَاخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ ٱللَّهُ يَعْلَمُهُمْ}}<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. ماجرای [[اصحاب عقبه]] نیز بیانگر ناشناخته بودن شماری از [[منافقان]] است. آنان ۱۲ تا ۱۵ تن از منافقان بودند<ref>المغازی، ج ۳، ص۱۰۴۴؛ الکشاف، ج ۲، ص۲۹۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۷۹.</ref> که در بازگشت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[غزوه تبوک]] تصمیم داشتند شتر آن حضرت را در گردنه‌ای خطرناک برمانند و ایشان را به [[قتل]] رسانند<ref>المغازی، ج ۳، ص۱۰۴۲؛ دلائل النبوه، ج ۵، ص۲۵۶.</ref>. به گزارش [[واقدی]]، به جز رسول خدا{{صل}} تنها [[حذیفه]] و عمار نام این منافقان را می‌دانستند<ref>المغازی، ج ۳، ص۱۰۴۴.</ref>. آیه ۷۴ سوره توبه: {{متن قرآن|وَهَمُّوا۟ بِمَا لَمْ يَنَالُوا۟}}<ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۹۱؛ تفسیر ماوردی، ج ۲، ص۳۸۳.</ref>، نیز [[آیات]] ۶۴ - ۶۵ سوره توبه: {{متن قرآن|يَحْذَرُ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌۭ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِى قُلُوبِهِمْ}} را درباره آنان دانسته‌اند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۷۰.</ref>. به سبب اهمیت مسأله نفاق، [[قرآن]] در [[سوره‌ها]] و آیات پرشماری از آنها یاد کرده است، تا آنجا که برخی یک‌دهم قرآن را درباره منافقان دانسته‌اند<ref>النفاق و المنافقون، ابراهیم علی سالم.</ref>. بعضی نزول چشمگیر این [[آیات]] را شاهدی بر حضور جمع کثیری از منافقانِ ناشناخته در میان [[صحابه]] دانسته‌اند<ref>مکتب اسلام، شماره ۳۴۶، ص۲۴.</ref>. شواهد دیگری نیز از حضور [[منافقان]] ناشناخته در میان صحابه حکایت دارند<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۳۳۵؛ اسدالغابه، ج ۱، ص۴۶۸.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۵.</ref>
 
=== ضعف در ایمان (بیماردلی) ===
شماری از صحابه از [[ایمانی]] [[قوی]] و بالا برخوردار نبوده‌اند. [[قرآن کریم]] از این گروه با تعابیر گوناگونی یاد کرده است و آنها را بیماردلانی شناسانده که همصدا با منافقان وعده‌های خدا و [[پیامبر]] را [[دروغ]] می‌دانند و [[مؤمنان]] را به خودفریفتگی متهم می‌کنند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ مَّا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ إِلَّا غُرُورًۭا}}<ref>«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده نداده‌اند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمْ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان می‌گفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref> و در [[سوره احزاب]] ضعیف‌الایمان‌ها را بیماردلانی می‌داند که طمع‌ می‌ورزند: {{متن قرآن|فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ}}<ref>«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>. همچنین در آیه‌ای ایمان آنها را غیرواقعی و دل‌های آنها را [[آلوده]] به [[شک]] معرفی کرده که برای عدم حضور در [[جهاد]] از [[رسول خدا]] [[اجازه]] می‌خواهند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَـْٔذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَٱرْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِى رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref>. اوصافی که برای بیماردلان گفته شده بر [[منافقان]] هم منطبق است؛ ولی بیماردلان خود عنوان و اوصاف مستقلی دارند و ظاهر عطف در [[آیه]] ۱۲ [[سوره احزاب]] هم بیانگر این تمایز است. از آیه ۲۰ [[سوره]] محمّد نیز برمی‌آید که بیماردلان گروهی غیر از منافقان‌اند؛ زیرا در این آیه آنان را از [[مؤمنان]] برشمرده است، در حالی که از [[منافق]] به «[[مؤمن]]» تعبیر نمی‌شود: {{متن قرآن|وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌۭ فَإِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌۭ مُّحْكَمَةٌۭ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلْقِتَالُ رَأَيْتَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ ٱلْمَغْشِىِّ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْمَوْتِ فَأَوْلَىٰ لَهُمْ}}<ref>«و مؤمنان می‌گویند: چرا سوره‌ای (برای جهاد) فرو فرستاده نمی‌شود و چون سوره‌ای (با آیات) محکم فرو فرستند و در آن از کارزار سخن رود کسانی را که بیماردلند می‌بینی که چون کسی در تو می‌نگرند که از (ترس) مرگ، بیهوش شده باشد پس آنان را سزاوارتر همین است» سوره محمّد، آیه ۲۰.</ref>.
 
به نظر می‌رسد شماری از مصادیق عنوان {{متن قرآن|ٱلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} در آیه ۶۰ [[سوره توبه]] نیز نو‌مسلمانانِ سست‌ایمانی باشند که از روی ترس و ناچاری و برای حفظ جان خویش هنگام [[فتح مکه]] و پس از آن [[اسلام]] اظهار کردند و [[رسول خدا]]{{صل}} برای تقویت ایمان آنان یا با [[هدف]] دفع ضرر و شرشان به آنها [[زکات]] می‌پرداخت، چنان‌که در [[غزوه حنین]] [[غنایم]] فراوانی به آنها بخشید<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۲؛ اسدالغابه، ج ۲، ص۲۴۹.</ref>. از آیه ۱۴ [[سوره حجرات]] که بر تفاوت مفهوم اسلام و [[ایمان]] دلالت دارد نیز برمی‌آید که بسیاری از صحابۀ [[بادیه‌نشین]] اگرچه با اظهار شهادتین از [[مسلمانان]] و [[صحابه]] به شمار می‌آمدند، به شهادت قرآن کریم، ایمان که امری [[حقیقی]] و [[باطنی]] و برخاسته از انگیزه‌های [[قلبی]] است، به دل‌های آنان راه نیافته بود: {{متن قرآن|قَالَتِ ٱلْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا۟ وَلَـٰكِن قُولُوٓا۟ أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ ٱلْإِيمَـٰنُ فِى قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَـٰلِكُمْ شَيْـًٔا إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمی‌کند که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>، چنان‌که از [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[روایت]] شده است که [[اسلام]] امری آشکار و [[ایمان]] در [[قلب]] است: {{متن قرآن|الإسْلامُ عَلَانیةٌ وَ الإیمَانُ فِی القَلْبِ}}<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۶.</ref>.
 
=== انصراف از ایمان (ارتداد) ===
براساس ظهور شماری از [[آیات قرآن]] و نیز براساس برخی روایات شأن نزول، شماری از [[صحابه]] از ایمان و اسلام منصرف شده و [[مرتد]] شدند یا در آستانه ارتداد قرار گرفتند. البته براساس تعاریف رایج از صحابه، به صرف اینکه شخص مرتد شود، عنوان [[صحابی]] از وی منسلخ می‌گردد. با این حال، این گروه به دلیل برخورداری از عنوان «صحابی» در یک مقطع زمانی، قابل بحث‌اند. براساس [[آیه]] ۱۱ [[سوره]] [[حجّ]] و [[شأن نزول]] آن، گروهی از [[مردم]] اسلام می‌آورند. پس اگر به آنها خیری برسد، مانند اینکه فرزند پسر یا [[سود]] [[مالی]] نصیبشان شود، دلشان مطمئن شده و [[خدا]] را [[عبادت]] می‌کنند و به [[دین الهی]] دلخوش می‌شوند؛ ولی چنانچه دچار [[رنج]] و محنتی شوند، مانند اینکه [[بیمار]] شوند یا فرزند دختری به آنها داده شود، از [[دین]] و [[عبادت خدا]] روی برمی‌تابند<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۱۹؛‌ ج ۲۳، ص۲۲.</ref>. در پایان آیه چنین کسانی زیانکاران [[دنیا]] و [[آخرت]] معرفی شده‌اند: {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعْبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍۢ فَإِنْ أَصَابَهُۥ خَيْرٌ ٱطْمَأَنَّ بِهِۦ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْخُسْرَانُ ٱلْمُبِينُ}}<ref>«و از مردم کسی است که خداوند را با دو دلی می‌پرستد، اگر خیری به او رسد بدان دل استوار می‌دارد و اگر بلایی بدو رسد دگرگون می‌شود؛ در این جهان و در جهان واپسین زیان دیده است؛ این همان زیان آشکار است» سوره حج، آیه ۱۱.</ref>.
 
آیه ۱۰ [[سوره عنکبوت]] نیز صحابه‌ای را که براثر [[شکنجه]] و [[آزار]]، [[مشرک]] می‌شوند، نکوهیده که چرا آنان [[عذاب]] زودگذر [[دنیوی]] را همانند عذاب همیشگی [[الهی]] می‌انگارند و در نتیجه به [[شرک]] روی می‌آورند: {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ فَإِذَآ أُوذِىَ فِى ٱللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ ٱلنَّاسِ كَعَذَابِ ٱللَّهِ...}}<ref>«و برخی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: به خداوند ایمان آورده‌ایم آنگاه چون در راه خداوند، آزاری ببینند گزند مردم را همچون عذاب خداوند می‌انگارند و اگر از سوی پروردگارت امدادی برسد می‌گویند: بی‌گمان ما با شما بوده‌ایم؛ آیا خداوند به آنچه جهانیان در دل د» سوره عنکبوت، آیه ۱۰.</ref>. در [[شأن نزول]] این [[آیه]]، [[شکنجه]] [[عیاش بن ابی‌ربیعه]] به دست برادرانش و [[ارتداد]] او و بازگشتش از [[مدینه]] به [[مکه]] گزارش شده است<ref>مجمع البیان،‌ ج ۷، ص۴۲۹.</ref>. در گزارش [[ابن‌عباس]] شکنجه [[مشرکان]] به‌گونه‌ای وصف شده که نشان می‌دهد عده‌ای بر اثر آن ناچار به ارتداد شدند<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۲۲۲-۲۲۳.</ref>. به گزارش [[منابع تاریخی]]، در کنار بسیاری از مسلمانانی که هرگونه شکنجه‌ را تحمل می‌کردند، کسانی هم بودند که توان تحمل [[آزار مشرکان]] را نداشتند و از همین رو [[مرتد]] می‌شدند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۱۷.</ref>، چنان‌که در گزارش [[ابن‌اسحاق]] از شکنجه [[مسلمانان]] به این گروه نیز اشاره شده است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۱۷.</ref>. از منظر [[قرآن کریم]]، سست‌ایمانان [[بیماردل]] کسانی هستند که پیشنهاد بازگشت به [[کفر]] را به [[سرعت]] می‌پذیرند. بر اساس آیه ۱۴ [[سوره احزاب]]، گروهی از مسلمانان که هنگام [[هجوم]] [[دشمن]] و محاصره مدینه در [[جنگ احزاب]] به خانه‌های خود بازگشتند، [[ضعف ایمان]] آنان به‌گونه‌ای بود که اگر افرادی از اطراف مدینه به آنها هجوم می‌آوردند و پیشنهاد کفر می‌دادند، پس از درنگی کوتاه می‌پذیرفتند: {{متن قرآن|وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا۟ ٱلْفِتْنَةَ لَـَٔاتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا۟ بِهَآ إِلَّا يَسِيرًۭا}}<ref>«و اگر بر آنان از پیرامون آن (شهر) درمی‌آمدند سپس از آنان (گرویدن به) آشوب (شرک) را می‌خواستند بدان سوی می‌رفتند و در آن (شهر) جز اندکی درنگ نمی‌کردند» سوره احزاب، آیه ۱۴.</ref>. بسیاری از [[مفسران]]، مراد از «[[فتنه]]»‌در این [[آیه]] را [[ارتداد]] دانسته‌اند<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ‌ص ۸۷؛‌ المیزان،‌ ج ۱۶،‌ ص۲۸۶.</ref>. براساس روایات شأن نزول، [[آیات]] پرشماری درباره برخی از [[صحابه]] [[مرتد]] نازل شده‌اند؛ از جمله آیات ۸۶ - ۸۹ [[سوره آل‌عمران]] درباره [[حارث بن سوید]]<ref>جامع البیان،‌ ج ۳، ص۲۴۱.</ref>، آیه ۹۳ [[سوره انعام]] درباره [[عبدالله بن سعد بن ابی‌سرح]]<ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۴۰.</ref>، آیه ۹۷ [[سوره نساء]] درباره [[قیس بن فاکه]]،‌ [[حارث بن زمعه]]، [[قیس بن ولید]] و [[علی بن امیة بن خلف]]<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۵۰.</ref>، آیه ۱۱۰ [[سوره نحل]] درباره [[عیاش بن ابی‌ربیعه]]<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۵۹۸.</ref>، آیه ۲۵۶ [[سوره بقره]] درباره پسران [[ابوالحصین]] که [[رسول خدا]]{{صل}}‌آنها را «نخستین مرتدشدگان» معرفی کرد<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۱۰-۱۱؛‌ مجمع البیان،‌ ج ۲، ص۶۳۰.</ref>، آیه ۹۳ سوره نساء درباره مقیس بن صبابه [[کنانی]]<ref>جامع البیان،‌ ج ۵، ص۱۳۷.</ref>، آیه ۱۱۵ سوره نساء درباره [[شبیر بن ابیرق]]<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۹.</ref> و آیه ۲۷ [[سوره فرقان]] درباره [[عقبة بن ابی‌معیط]]<ref>التحریر والتنویر، ج ۱۹، ص۳۸.</ref>. شایان ذکر است که برخی از این [[مسلمانان]] پس از ارتداد، از [[مدینه]] به [[مکه]] گریختند و شماری از آنان نیز [[توفیق]] [[توبه]] یافتند. کلبی نام شماری از بزرگان مکه، مانند [[سلمة بن هشام]] و [[ولید بن عقبه]] را یاد کرده که پس از پذیرش اسلام مرتد شدند<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۲۲۳-۲۲۴.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۶.</ref>
 
== هجرت صحابه ==
هجرت [[مسلمانان]] در آغاز شکل‌گیری [[اسلام]] اقدامی بود که هم در برطرف شدن فشارها و [[آزار مشرکان]]، هم در مصونیت آنان از [[بازگشت به جاهلیت]] نقش داشت و هم عاملی برای گسترش و صدور اسلام به دیگر مناطق بود<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۲۰؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۲۵۵.</ref>. هجرت صحابه از جهاتی قابل بحث است: مقصد هجرت، [[حکم]] هجرت، استقبال [[انصار]] از [[مهاجران]] و [[تحکیم]] روابط مهاجران و انصار.
 
=== هجرت به حبشه ===
نخستین هجرت گروهی صحابه، هجرت به حبشه بود. بر اساس روایات شأن نزول، [[آیات]] ۴۱ - ۴۲ [[سوره نحل]] به این اقدام مسلمانان اشاره دارد و آن را «هجرت در [[راه خدا]]» دانسته است: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ وَلَأَجْرُ ٱلْـَٔاخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ * ٱلَّذِينَ صَبَرُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا می‌دهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند * همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند» سوره نحل، آیه ۴۱-۴۲.</ref>. این [[آیه]] به صراحت از ستمی حکایت می‌کند که در هجرت صحابۀ نخستین نقش داشته است. [[قرآن کریم]] در این دو آیه به مسلمانانِ ستم‌کشیده [[وعده]] می‌دهد که آنان را در سرزمینی [[نیکو]] جای دهد و البته از [[اجر]] [[آخرت]] که به مراتب بزرگ‌تر است نیز برخوردار خواهند بود. همه مورخان از کوچیدن صحابه به [[حبشه]] با عنوان «هجرت» نام برده‌اند. براساس گزارش منابع تاریخی، مسلمانان با اشاره [[رسول خدا]]{{صل}} ‌به حبشه هجرت کردند<ref>الطبقات، ج ۱، ص۲۰۴.</ref>. [[جعفر بن ابی‌طالب]] [[رهبر]] مهاجران نیز در دربار [[نجاشی]] فشار [[مشرکان]] برای بازگرداندن مسلمانان از اسلام را، علت [[مهاجرت]] اعلام کرد<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۳۶.</ref>. به گزارش [[ابن‌اسحاق]]، وقتی رسول خدا{{صل}} مشاهده کرد نمی‌تواند از صحابه و یارانش [[دفاع]] کند و خود با [[اذن خداوند]] و حمایت [[ابوطالب]] از [[شکنجه]] مشرکان در [[امان]] است، به آنان فرمود تا به [[حبشه]] [[هجرت]] کنند و [[مسلمانان]] برای [[حفظ دین]] خود و [[ترس]] از فتنۀ [[بازگشت به جاهلیت]] به حبشه رفتند و این [[نخستین هجرت در اسلام]] است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۲۱-۳۲۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز از این حرکت به «هجرت» تعبیر کرد و برای [[صحابیان]] مهاجر خود چنین [[دعا]] کرد: «خدایا! هجرت [[اصحاب]] مرا بپذیر و آنان را به [[جاهلیت]] بازمگردان»<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۲۵۵.</ref>. براساس گزارش‌های [[تاریخی]]، [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} دو بار به حبشه هجرت کردند: بار نخست در [[رجب]] [[سال پنجم بعثت]] بود<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۲۵۶؛ الکامل، ج ۲، ص۷۸.</ref> و براساس [[اختلاف]] نقل‌ها عدد آنان میان ۱۲ تا ۱۷ مرد و [[زن]] [[مسلمان]] و [[عثمان بن مظعون]] [[امیر]] آنان بود<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۲۱-۳۲۲.</ref>. براساس این گزارش، مسلمانان ماه‌های [[شعبان]] و [[رمضان]] را در حبشه ماندند و در این [[زمان]] [[شایعه]] مسلمان شدن [[مکیان]] در ماجرای [[غرانیق]] به [[گوش]] [[مهاجران]] رسید و آنان به [[مکه]] بازگشتند و با [[دروغ]] بودن خبر روبه‌رو شدند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۲۱-۳۲۲.</ref> و پس از مدتی که [[تاریخ]] آن دقیقاً روشن نیست، هجرت دوم با حضور [[جعفر بن ابی‌طالب]] روی داد. شمار مهاجران را در این هجرت بیش از ۸۰ نفر دانسته‌اند<ref>المنتظم،‌ ج ۲، ص۳۷۴-۳۷۶.</ref>. به نقل [[ابن‌عباس]]، [[آیه]] ۱۰ [[سوره زمر]]: {{متن قرآن|وَأَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّـٰبِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍۢ}}<ref>«بگو: ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، از پروردگارتان پروا کنید! برای کسانی که در این جهان، نیکی ورزند نیکی خواهد بود و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref> درباره جعفر و مهاجران حبشه نازل شده که در [[راه خدا]] هجرت و [[صبوری]] کردند<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۵، ص۲۴۰.</ref>؛ همچنین ابن‌عباس [[روایت]] کرده است که آیه {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟}}<ref>«و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا می‌دهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند» سوره نحل، آیه ۴۱.</ref> درباره جعفر، علی و [[عبدالله بن عقیل]] نازل شده است<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص۴۳۱.</ref>. براساس برخی روایت‌های [[شأن]] نزولی، [[آیات]] ۵۲ - ۵۴ [[سوره قصص]] نیز درباره مسیحیانی از [[حبشه]] است که به دست [[مهاجران]] به [[اسلام]] گرویدند و نزد [[رسول خدا]] آمدند و [[اموال]] خود را برای تقسیم میان [[مسلمانان]] [[تهیدست]] به آن حضرت تقدیم کردند؛ همچنین در جریان همین [[هجرت]]، [[جعفر بن ابی‌طالب]] که [[رهبری]] مهاجران را بر عهده داشت<ref>الطبقات، ج ۴، ص۲۵-۲۸.</ref>، به درخواست [[نجاشی]] آیاتی از [[سوره مریم]] را [[تلاوت]] کرد که بیانگر [[طهارت]] [[مریم]] از اتهامات [[یهود]] و [[پیامبری]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} بودند، این آیات اثری عمیق بر نجاشی گذاشتند و به [[درستی]] آنها اعتراف کرد<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۳۳۴.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۸.</ref>
 
=== هجرت به مدینه ===
با [[پیمان عقبه]] دوم میان رسول خدا{{صل}} و یثربیان و [[تعهد]] آنان به حمایت و دفاع از پیامبر و اسلام در همه شرایط<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۰۳.</ref>، زمینه هجرت به مدینه فراهم شد و بیشتر [[صحابه]] به شکل گروهی به [[مدینه]] هجرت کردند<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص۳۶۹.</ref>. [[مشرکان قریش]] تا جایی که [[قدرت]] داشتند، با [[غل و زنجیر]] کردن یا [[زندانی]] کردن برخی مسلمانان از هجرت آنان جلوگیری کردند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۷۴.</ref>. براساس روایات شأن نزول، [[آیه]] ۱۱۰ [[سوره نحل]] به مسلمانانی اشاره دارد که [[قریش]] مانع هجرت آنان شد و پس از تحمل سختی‌های فراوان [[مهاجرت]] کردند<ref>التبیان، ج ۳، ‌ص ۳۰۶.</ref>: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا فُتِنُوا۟ ثُمَّ جَـٰهَدُوا۟ وَصَبَرُوٓا۟ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعْدِهَا لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}<ref>«سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.</ref>. در این میان صحابه‌ای هم بودند که [[همسر]] و فرزندانشان با هجرت آنان [[مخالفت]] کردند. براساس برخی روایات شأن نزول، آیه ۱۴ [[سوره تغابن]] به چنین کسانی اشاره دارد و از آنها خواسته است تا از چنین [[همسران]] و فرزندانی که در [[حقیقت]] [[دشمن]] آنها هستند، [[حذر]] کنند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ مِنْ أَزْوَٰجِكُمْ وَأَوْلَـٰدِكُمْ عَدُوًّۭا لَّكُمْ فَٱحْذَرُوهُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! برخی از همسران و فرزندانتان دشمن شمایند پس، از آنان دوری گزینید و اگر درگذرید و ببخشایید و چشم بپوشید بی‌گمان خداوند (نیز) آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره تغابن، آیه ۱۴.</ref> <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۵۱؛ تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص۳۲۹.</ref>. در شرایطی که به جز چند نفر، از جمله [[رسول خدا]]{{صل}} ‌و علی{{ع}} و [[ابوبکر]]، همه [[صحابه]] [[هجرت]] کرده بودند، [[قریش]]، که از [[گسترش اسلام]] در یثرب و [[ناامن]] شدن مسیر [[تجاری]] خود به [[شام]] [[واهمه]] داشت، در [[دارالندوه]] گرد آمدند و مصمم شدند که برای یکسره کردن کار [[اسلام]]، افرادی از همه [[طوایف]] قریش و ازجمله [[ابولهب]] از [[بنی‌هاشم]]،‌شبانه رسول خدا را به [[قتل]] رسانند<ref>السیرة الحلبیه، ج ۲، ص۲۵؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۰۷.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۳۰ [[سوره انفال]] از این ماجرا و تصمیم گزارش می‌کند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ ٱللَّهُ وَٱللَّهُ خَيْرُ ٱلْمَـٰكِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ می‌باختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ می‌باختند و خداوند تدبیر می‌کرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره انفال، آیه ۳۰.</ref>. براساس منابع، رسول خدا{{صل}} از طریق [[جبرئیل]] از این [[توطئه]] [[آگاه]] و از [[خوابیدن]] در [[خانه]] در شب [[موعود]] منع شد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۸۲.</ref>. در این شب پرخطر، [[صحابی رسول خدا]]{{صل}} علی{{ع}} در جای آن حضرت خوابید و بُرد [[یمانی]] سبز رنگ رسول خدا{{صل}} را روی خود کشید تا مردان مراقب قریش مطمئن باشند که [[پیامبر]] در چنگ آنان است<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص۳۷۲؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۸۳.</ref>. صبحگاه که علی{{ع}} از جای خود برخاست،‌جنگجویان قریش دریافتند که رسول خدا از دسترس آنان خارج شده است.
 
بر اساس روایات شأن نزول، آیه {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref> درباره جانفشانی [[صحابی رسول خدا]] علی{{ع}} در رابطه با همین شب (لیلة ‌المبیت) نازل شده است<ref>التبیان،‌ ج ۲، ص۱۸۳.</ref>. روایات شأن نزول از [[همراهی]] [[ابوبکر]] با [[رسول خدا]] در [[غار ثور]] خبر داده‌اند<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص۱۲۵-۱۲۸؛ الدر المنثور، ج ۱، ص۲۴۰.</ref>. [[قرآن کریم]] از نگرانی همراه رسول خدا از عاقبت کار و دلداری آن حضرت از او، گزارش کرده است: {{متن قرآن|إِذْ أَخْرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ثَانِىَ ٱثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِى ٱلْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَـٰحِبِهِۦ لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا}}<ref>«اگر او را یاری ندهید بی‌گمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش می‌گفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۴۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۱۹.</ref>
 
=== وجوب هجرت صحابه به مدینه ===
پس از استقرار رسول خدا{{صل}} در مدینه و ایجاد مرکزی برای [[مسلمانان]] در این [[شهر]]،‌هجرت صحابه به این شهر لازم و دارای اهمیت فراوان بوده است، از همین رو قرآن کریم در شماری از [[آیات]] در کنار [[ایمان به خدا]] و [[جهاد]]، از هجرت یاد می‌کند و صحابه را به سبب هجرت در [[راه خدا]] می‌ستاید؛ از جمله، [[مؤمنان]] [[مهاجر]] و [[مجاهد]] را [[امیدوار]] به [[رحمت الهی]] می‌شناساند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}<ref>«بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۲۱۸.</ref>؛ نیز آنان را بلندپایه و [[رستگار]] شناسانده است: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ ٱللَّهِ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَآئِزُونَ}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده‌اند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیده‌اند، نزد خداوند بلند پایگاه‌ترند و آنانند که رستگارند» سوره توبه، آیه ۲۰.</ref>. [[ستایش]] از [[صحابه مهاجر]] از آن‌روست که آنان با ترک [[خانه]] و [[خانواده]] و [[سرمایه]] خود، [[آزار]] و اذیت‌هایی را در [[راه خدا]] تحمل کردند: {{متن قرآن|فَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ وَأُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِمْ وَأُوذُوا۟ فِى سَبِيلِى وَقَـٰتَلُوا۟ وَقُتِلُوا۟ لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّـَٔاتِهِمْ}}<ref>سوره آل‌عمران، آیه ۱۹۵.</ref>. برخی [[آیات]] هم ضمن [[تجلیل]] از [[هجرت]] [[صحابه]] به [[مدینه]]، به بیان [[شکنجه‌ها]] و آزار آنان پیش از هجرت می‌پردازد و آنان را به استقرار در جایگاهی [[نیکو]] (مدینه) و نیز [[پاداش]] [[آخرت]] [[وعده]] می‌دهد: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ وَلَأَجْرُ ٱلْـَٔاخِرَةِ أَكْبَرُ}}<ref>«و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا می‌دهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند» سوره نحل، آیه ۴۱.</ref>. به نظر می‌رسد اهمیت هجرت صحابه به مدینه از آن رو بوده است که با تشکیل [[نظام سیاسی اسلامی]] در مدینه، زمینه‌های [[دگرگونی]] [[فرهنگی]] و [[تربیتی]] و [[تأسی]] به [[رسول خدا]] به عنوان [[رهبر جامعه اسلامی]]، برای صحابه در [[جامعه]] نوبنیاد مدینه فراهم می‌گردید و از سویی جبهه [[مسلمانان]] برای رویارویی با [[دشمن]] و [[دفاع]] از [[حکومت اسلامی]] مدینه تقویت می‌شد. این اهمیت به‌گونه‌ای بوده است که [[سبقت]] صحابه در اقدام به هجرت، آنان را در رتبه و شأنی بالاتر قرار می‌داد، از همین رو صحابه مهاجر به مدینه را بر اساس سبقت هجرت طبقه‌بندی کرده‌اند<ref>نک: صحابة رسول الله، ص۱۰۳.</ref>. با این حال از ظاهر برخی [[آیات قرآن کریم]] برمی‌آید که شماری از مسلمانان به رغم [[پذیرش اسلام]]، در [[مکه]] و در کنار [[کافران]] مانده و [[هجرت]] نکرده‌اند. محتوا و از جمله نکوهش‌های موجود در این [[آیات]] به‌گونه‌ای است که ظهور قابل توجهی در [[وجوب]] هجرت دارد. [[قرآن کریم]] هشدار می‌دهد که با چنین کسانی [[دوستی]] نکنید، مگر اینکه در [[راه خدا]] هجرت کنند: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّخِذُوا۟ مِنْهُمْ أَوْلِيَآءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ}}<ref>سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>. [[آیه]] ۷۲ [[سوره انفال]] نیز [[مؤمنان]] را به [[مهاجران]] و کسانی قسمت کرده که هجرت نکردند و دوستی و [[ولایت]] را تنها میان مؤمنان [[مهاجر]] می‌داند و ولایت [[مسلمانان]] غیر مهاجر را به هجرت آنها مشروط کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَـٰٓئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍۢ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يُهَاجِرُوا۟...}}<ref>«کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده‌اند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکرده‌اند شما را با آنان هیچ پیوندی نیست تا آنکه هجرت گزینند و اگر از شما در دین یاری بجویند باید یاری کنید مگر در برابر گروهی که میان شما و آنان پیمانی است و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره انفال، آیه ۷۲.</ref>.
 
از آیه ۹۷ [[سوره نساء]] نیز به‌روشنی برمی‌آید کسانی که از هجرت سرباز زده‌اند، به خود [[ستم]] کرده و بهانه آنان به دلیل گستردگی سرزمین‌های قابل هجرت پذیرفته نیست و بنا به گزارش [[قرآن]]، جایگاه چنین کسانی [[دوزخ]] است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ ظَالِمِىٓ أَنفُسِهِمْ قَالُوا۟ فِيمَ كُنتُمْ قَالُوا۟ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِى ٱلْأَرْضِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةًۭ فَتُهَاجِرُوا۟ فِيهَا فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَأْوَىٰهُمْ جَهَنَّمُ وَسَآءَتْ مَصِيرًا}}<ref>«از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است» سوره نساء، آیه ۹۷.</ref>. در ادامه در [[آیه]] ۹۸ [[سوره نساء]] تنها عذر صحابه‌ای پذیرفتنی شمرده شده است که حقیقتاً مستضعف‌اند و هیچ‌گونه برای [[هجرت]] توان ندارند: {{متن قرآن|إِلَّا ٱلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلْوِلْدَٰنِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةًۭ وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًۭا}}<ref>«بجز آن مردان و زنان و کودکان ناتوان شمرده شده‌ای که نه چاره‌ای می‌توانند اندیشید و نه راه به جایی دارند» سوره نساء، آیه ۹۸.</ref>. براساس [[روایت]] [[سدّی]]، هنگام [[اسارت]] [[عباس بن عبدالمطلب]] و برادرزاده‌اش در [[بدر]]، [[رسول خدا]]{{صل}} [[آزادی]] آنها را در گرو پرداخت فدیه دانست. عباس از [[اقامه نماز]] به سوی [[کعبه]] و [[اسلام]] خود و همراهان خبر داد و رسول خدا{{صل}} برای ناموجه شمردن اقامت او در [[مکه]]، آیه{{متن قرآن|أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةًۭ}} را [[تلاوت]] کرد<ref>الدرالمنثور، ج ۲، ص۲۰۶.</ref>. [[مفسران]] از این [[آیات]] [[حکم]] [[وجوب]] هجرت را استفاده کرده‌اند<ref>احکام القرآن، ج ۳، ص۲۲۸.</ref>. براساس برخی گزارش‌ها در طول سال‌های پس از هجرت و پیش از [[فتح مکه]]، کسانی که به اسلام می‌گرویدند، افزون بر اسلام، بر هجرت و [[جهاد]] نیز [[بیعت]] می‌کردند<ref>مسند احمد، ج ۳، ص۴۲۹.</ref>؛ همچنین بر پایه برخی گزارش‌های [[تاریخی]]، شماری از [[صحابه]] برای [[زندگی]] در خارج [[مدینه]] از رسول خدا{{صل}} [[اذن]] گرفته‌اند<ref>الطبقات، ج ۱، ص۲۲۲؛ مجمع الزوائد، ج ۵، ص۲۵۳.</ref>. در خصوص وجوب [[هجرت به مدینه]] و [[حرمت]] ترک آن، اصطلاح «اعرابی» هم شکل گرفت. مراد از اعرابی، صحابی‌ای است که از [[وظیفه]] هجرت [[تخلف]] کرده و راهیِ [[بادیه]] و به تعبیری گرفتار «تعرّب بعد الهجره» شده است. بر پایه روایتی، رسول خدا [[برگزیدن]] بادیه پس از هجرت را از [[گناهان کبیره]] برشمرده<ref>الکافی، ج ۲،‌ ص۲۷۷؛ لسان العرب، ج ۱، ص۵۸۷، «عرب».</ref> و در روایتی دیگر چنین کسانی [[لعنت]] شده‌اند<ref>المصنف، عبدالرزاق،‌ ج ۳، ص۱۴۴.</ref>. گفتنی است که برخی تعرّب بعد الهجره را در حکم [[ارتداد]] به شمار آورده‌اند<ref>المصنف، عبدالرزاق، ج ۳، ص۱۴۴؛ لسان العرب، ج ۱، ص۵۸۷.</ref>. شایان گفتن است که براساس [[روایت]] مشهور {{متن قرآن|لاهِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ}}<ref>السرائر، ج ۳، ص۲۵؛ جامع المقاصد، ج ۳، ص۳۷۴.</ref>، رفتن به [[مدینه]] پس از [[فتح مکه]]، [[هجرت]] و فضیلتی به شمار نمی‌آمده است، از این رو پذیرش این روایت، برای شماری از [[صحابه]] - که پس از فتح مکه [[ایمان]] آورده و در مدینه سکنا گزیده‌اند ـ خوشایند نبوده است. به نقلی، هنگامی که [[ابوسعید خدری]]، روایت یاد شده را در حضور [[مروان بن حکم]] خواند، [[مروان]] او را [[دروغگو]] خواند و حتی خواست او را بزند<ref>دلائل النبوه، ج ۵، ص۱۰۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۰.</ref>
 
=== استقبال انصار از مهاجران ===
[[قرآن کریم]] در کنار [[ستایش]] از [[صحابیان]] [[مهاجر]] از پناه دادن و [[یاری]] صحابیان انصار نیز به [[نیکی]] یاد کرده است. در [[آیه]] ۷۲ [[سوره انفال]] ضمن ستایش از مهاجران و انصار از وجود [[ولایت]] میان آنان خبر می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَـٰٓئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْض..}}<ref>«کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده‌اند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکرده‌اند شما را با آنان هیچ پیوندی نیست تا آنکه هجرت گزینند و اگر از شما در دین یاری بجویند باید یاری کنید مگر در برابر گروهی که میان شما و آنان پیمانی است و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره انفال، آیه ۷۲.</ref> و در آیه ۷۴ دوباره مهاجران و انصار را ستوده و ایمان آنان را راستین معرفی کرده است: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ حَقًّۭا لَّهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَرِزْقٌۭ كَرِيمٌۭ}}<ref>«و کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده و در راه خداوند جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند به راستی مؤمن‌اند؛ آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>.
 
[[انصار]] چنان‌که از ریشه «ن - ص- ر» برمی‌آید<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۵۴۰، «نصر».</ref>، [[مهاجران]] را در رویارویی با دشمنان ([[قریش]] و دیگر [[مشرکان]]) [[یاری]] کرده و به آنان پناه دادند و کاستی‌های آنان را جبران کردند و [[دارایی]] [[خانه]] خود را در [[اختیار]] مهاجران نهادند<ref>الطبقات، ج ۱۳، ص۳۹۶، ۵۲۳.</ref>؛ نیز آنان را در محصولات [[کشاورزی]] خود [[شریک]] کرده و برخی زمین‌های اطراف منازل خود را به [[پیامبر]] بخشیدند<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۸۹-۳۹۰.</ref>. به گزارش ابن‌سوده، انصار در [[رقابت]] با یکدیگر بر اساس قرعه، حمایت از خانواده‌های [[مهاجر]] را بر عهده می‌گرفتند<ref>الطبقات، ج ۸، ص۳۳۶.</ref>. در همین باره [[قرآن]] از انصار می‌خواهد از محصولات مرغوب خود به آنها [[انفاق]] کنند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَنفِقُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّآ أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ...}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر می‌آوریم ببخشید و بر آن نباشید که از نامرغوب‌های آنها ببخشید در حالی که خود نیز آنها را جز با چشم‌پوشی نسبت به آنها نمی‌ستاندید؛ و بدانید که خداوند بی‌نیازی ستوده است» سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref> [[حمایت مالی]] انصار از مهاجران تا [[غزوه بنی نضیر]] در [[سال چهارم هجرت]] ادامه داشت. پس از [[تبعید]] [[بنی‌نضیر]] از [[مدینه]]، [[اراضی]] مرغوب و آب‌های آنها بر اساس [[حکم]] قرآن در اختیار [[رسول خدا]] قرار گرفت و آن حضرت از انصار خواست یکی از دو راه را برگزینند: نخست آنکه روابط مهاجر و انصار همچنان باقی بماند و بخشی از زمین‌های بنی‌نضیر میان مهاجر و انصار قسمت شود. دوم آنکه بخشی از [[زمین‌ها]] تنها در میان مهاجران قسمت شود و در مقابل، مهاجران آنچه را از انصار ستانده‌اند به آنها پس دهند؛ اما انصار از رسول خدا{{صل}} خواستند آن زمین‌ها را میان مهاجران قسمت کند و مهاجران نیز همچنان در [[اموال]] آنها شریک بمانند<ref>تاریخ المدینه، ج ۲، ص۴۸۹.</ref>. بر اساس گزارش [[قرآن کریم]]، انصار مهاجران را [[دوست]] دارند و در آنچه به [[مهاجران]] داده شده است احساس نیاز نمی‌کنند و حتی در استفاده از [[اموال]] خود، [[مهاجران]] را بر خودشان مقدم می‌دارند، اگرچه خود به [[سختی]] به آن نیازمند باشند: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلْإِيمَـٰنَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِى صُدُورِهِمْ حَاجَةًۭ مِّمَّآ أُوتُوا۟ وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌۭ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>. در ماجرای تنش میان یکی از مهاجران با فردی از [[انصار]] در [[غزوه]] بنی ‌المصطلق در [[سال ششم هجری]] و میانداری عبدالله بن اُبَیّ و [[تهدید]] به [[اخراج]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و مهاجران از [[مدینه]] که در [[آیات]] ۷ - ۱۰ [[سوره منافقون]] گزارش شده است و ورود [[پیامبر]] به ماجرا، انصار جانب [[رسول خدا]] را گرفتند و عبدالله بن اُبَیّ را نکوهش کردند<ref>سبل الهدی، ج ۳، ص۴۱۸.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۲.</ref>
 
=== پیمان برادری میان صحابه ===
برقرار ساختن [[پیمان]] [[مؤاخات]] ([[برادری]]) میان صحابه به صورت دو به دو، از نخستین اقدام‌های رسول خدا{{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]] بود. [[ابن‌اسحاق]] از [[عقد اخوت]] میان مهاجران و انصار یاد کرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۵۰۴.</ref>. به‌گفته [[بلاذری]]، هیچ مهاجری بدون [[برادر]] وانهاده نشد<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۱۹.</ref>. از برخی گزارش‌های [[تاریخی]] هم برمی‌آید که پیمان خواهری نیز میان برخی صحابیات برقرار شد<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۴۰.</ref>. چنان‌که برخی مورخان گفته‌اند، به‌نظر می‌رسد عقد اخوت دو بار انجام شده است: یک بار در [[مکه]] پیش از [[هجرت]] و دیگربار در مدینه میان [[مهاجر]] و انصار<ref>الطبقات، ج ۱، ص۲۳۸؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۱۸.</ref>. این [[پیمان‌ها]] چنان مستحکم بوده که یکی از آثار آنها ایجاد توارث بوده است<ref>الطبقات، ج ۳، ص۴۳۸؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص۶۹.</ref>. روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نیز مؤید برقراری توارث با [[مؤاخات]] بوده است<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۸۶۲-۸۶۵.</ref>. با [[نزول آیه]]{{متن قرآن| وَأُو۟لُوا۟ ٱلْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍۢ فِى كِتَـٰبِ ٱللَّهِ}}<ref>«و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کرده‌اند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref>[[حکم]] توارث با مؤاخات [[نسخ]] شد و توارث بر پایه [[خویشاوندی]] نهاده شد<ref>الطبقات، ج ۳، ص۴۳۸؛ الدر المنثور، ج ۴، ص۱۱۷.</ref>. با این حال، اصل مؤاخات باقی ماند و بر اساس [[آیه]] ۱۰ [[سوره حجرات]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ}} که در [[سال نهم هجری]] نازل شد، بر [[اخوت]] تمامی [[مؤمنان]] و [[صحابه]] با یکدیگر تأکید شد. در اهمیت [[عقد]] مؤاخات در شرایط نخستین سال [[هجرت]] گفته‌اند که [[رسول خدا]] با ورود به [[مدینه]] میان [[اصحاب]] خود [[عقد برادری]] بست تا [[وحشت]] [[غربت]] را از میان آنان بردارد و آنان را با یکدیگر مأنوس و برخی را [[یاور]] برخی دیگر کند؛ اما زمانی که [[اسلام]] [[عزت]] یافت و [[دل‌ها]] با یکدیگر انس یافتند و وحشت از میان رفت، [[خداوند]] آیه اولوا الارحام را نازل کرد و همه مؤمنان را با یکدیگر [[برادر]] ساخت<ref>الروض الانف، ج ۲، ص۲۵۲؛ سبل الهدی، ج ۲، ص۱۰۴.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۳.</ref>
 
== [[جنگ]] و [[جهاد]] [[صحابه]] ==
[[رسول خدا]] و صحابه تا پیش از [[هجرت]]، اگر چه به طرق گوناگون به دست [[مشرکان]] [[آزار]] و [[شکنجه]] می‌شدند<ref>{{متن قرآن|يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ قِتَالٍۢ فِيهِ قُلْ قِتَالٌۭ فِيهِ كَبِيرٌۭ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفْرٌۢ بِهِۦ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِۦ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ ٱللَّهِ وَٱلْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ ٱلْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ ٱسْتَطَـٰعُوا۟ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌۭ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}}«از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگ‌تر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگ‌تر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>، مجاز به رویارویی با مشرکان قریش نبودند؛ ولی پس از [[هجرت به مدینه]] و متفاوت شدن شرایط، [[قرآن کریم]] در آغاز هجرت به مدینه و با [[تشریع حکم]] [[جهاد دفاعی]]، به صحابه [[اجازه]] داد در برابر هجوم مشرکان مکه، به [[دفاع از خود]] بپردازند<ref>اسباب النزول، واحدی، ص۲۰۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۴.</ref>: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَـٰتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا۟ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ...}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست * همان کسانی که ناحق از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که می‌گفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد و بی‌گمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref> به‌گفته [[مفسران]]، این آیه در پی درخواست‌های مکرر [[صحابه]] از [[رسول خدا]] برای مقابله با [[آزار]] [[مشرکان قریش]] نازل شد و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تا پیش از [[هجرت]] با این [[استدلال]] که هنوز از سوی [[خدا]] در این مورد فرمانی نیامده، از پذیرش تقاضای صحابه خودداری می‌کرد<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۳۶؛ المیزان، ج ۴، ص۳۸۴.</ref>. پس از آنکه رسول خدا و صحابه مهاجری که به ترک [[مکه]] وادار شده بودند، [[اجازه]] [[جنگ]] یافتند، به کاروان‌های [[تجاری]] [[مشرکان]] هجوم بردند. بر اساس گزارش‌های [[تاریخی]]، عمده صحابۀ شرکت‌کننده در این [[حمله]]، [[مهاجران]] بودند تا از این راه برخی از ستمی را که بر آنان رفته بود جبران کنند. در ادامه، [[مسلمانان]] گسترده‌تر به جنگ و [[جهاد با مشرکان]] فرا خوانده شدند و یکی از اصولی که مسلمانان در بیعت‌ها به آن [[متعهد]] می‌شدند حضور در [[جهاد]] بود. در سوره‌های مدنی مانند بقره، [[آل‌عمران]]، [[انفال]] و [[توبه]] آیاتی پرشمار به موضوع جهاد مسلمانان با [[کافران]] اختصاص دارند.
 
در جهت عمل به این [[فریضه]]، صحابه اولیه نخستین مسلمانانی بودند که در رکاب رسول خدا{{صل}} یا به [[فرمان]] آن حضرت در [[غزوه‌ها]] و سرایای متعددی حاضر شدند. [[مسعودی]] [[غزوه‌های پیامبر]] اکرم{{صل}} را ۲۶ [[غزوه]] دانسته و قول به ۲۷ غزوه را نیز گزارش کرده‌اند<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص۲۸۰؛ دلائل النبوه، ج ۵، ص۴۶۵.</ref>. سرایای آن حضرت را نیز از ۳۵ تا ۴۸ سریه گفته‌اند<ref>تاریخ طبری، ج ۳، ص۱۵۲، ۱۵۸.</ref>. از لابه‌لای [[آیات]] پرشماری که به غزوه‌ها و جنگ‌های دوره رسول خدا{{صل}} نظر دارند، می‌توان اطلاعات فراوانی را درباره [[جنگ]] و [[جهاد]] [[صحابه]] استفاده کرد؛ از جمله:
 
=== تشویق صحابه به جهاد و پایداری ===
در [[غزوه بدر]]، [[رسول خدا]]، [[فرمان]] یافت تا [[صحابه]] را به [[جنگ با مشرکان]] و [[استقامت]] در برابر آنها [[تشویق]] کند. بر اساس این تشویق‌ها، از صحابه [[انتظار]] بود که هر نفر در برابر ۱۰ نفر [[مقاومت]] کند، از همین رو در [[آیه]] ۶۵ [[سوره انفال]] [[خداوند]] به ۲۰ تن یا ۱۰۰ تن از [[مسلمانان]] [[صابر]] [[وعده]] [[پیروزی]] بر ۲۰۰ تن یا ۱۰۰۰ تن از [[کافران]] را داده است: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَرِّضِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَى ٱلْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَـٰبِرُونَ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره انفال، آیه ۶۵.</ref>؛ ولی در آیه بعد، این [[حکم]] [[تخفیف]] داده شده و از صحابه خواسته شده تا ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ تن از آنان، تنها در برابر ۲۰۰ یا ۲۰۰۰ تن از کافران مقاومت کنند: {{متن قرآن|ٱلْـَٔـٰنَ خَفَّفَ ٱللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًۭا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ صَابِرَةٌۭ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>«اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۶.</ref>. [[اصحاب رسول خدا]] در [[جنگ‌ها]] [[وظیفه]] داشتند در برابر [[مشرکان]] مقاومت کنند و بجنگند و از هرگونه عقب‌نشینی برحذر و متخلفان، به [[دوزخ]] [[تهدید]] شدند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ زَحْفًۭا فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلْأَدْبَارَ * وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍۢ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفًۭا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍۢ فَقَدْ بَآءَ بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأْوَىٰهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید! * و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد - مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره انفال، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۱۴۶ [[سوره آل‌عمران]] با بیان [[مقاومت]] [[یاران]] پیامبران پیشین در [[جنگ‌ها]]، [[مسلمانان]] را برای حضور در جنگ‌ها و [[همراهی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} [[تشویق]] می‌کند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِىٍّۢ...وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>«و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد» سوره عمران، آیه ۱۴۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۵.</ref>
 
=== تخلف برخی صحابه از جنگ ===
شماری از صحابه در [[مکه]] و در زمانی که زمینه [[جهاد با مشرکان]] فراهم نبود، تقاضای جنگ و [[جهاد]] با آنان را می‌کردند و به آنها گفته می‌شد که فعلاً از جهاد خودداری کنید و هنگامی که در [[مدینه]] زمینه فراهم و فرمان جهاد داده شد، [[ترس]] وجود آنها را فراگرفت و به [[اعتراض]] لب گشودند که پروردگارا! چرا جنگ را بر ما مقرر داشتی<ref>التبیان، ج ۳، ص۲۶۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۲۸۱.</ref>: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوٓا۟ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌۭ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ ٱلنَّاسَ كَخَشْيَةِ ٱللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةًۭ وَقَالُوا۟ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا ٱلْقِتَالَ...}}<ref>«آیا به (حال و روز) کسانی ننگریسته‌ای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دسته‌ای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>. در [[آیات]] ۸۶ - ۸۷ [[سوره توبه]] نیز سخن از [[مسلمانان]] [[توانگری]] است که هنگام آمدن فرمانِ [[ایمان]] و [[جهاد]]، از [[رسول خدا]]{{صل}} [[اجازه]] می‌خواهند از شرکت در [[جنگ]] همانند معذوران معاف باشند: {{متن قرآن|وَإِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ ءَامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَجَـٰهِدُوا۟ مَعَ رَسُولِهِ ٱسْتَـْٔذَنَكَ أُو۟لُوا۟ ٱلطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا۟ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ ٱلْقَـٰعِدِينَ * رَضُوا۟ بِأَن يَكُونُوا۟ مَعَ ٱلْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«و چون سوره‌ای فرو فرستاده شوو چون سوره‌ای فرو فرستاده شود که به خداوند ایمان آورید و همراه با پیامبرش جهاد کنید، توانمندان از ایشان، از تو اجازه می‌گیرند و می‌گویند: بگذار تا ما با خانه‌نشینان بمانیم * راضی شده‌اند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) باشند و بر دل‌هایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۸۶-۸۷.</ref>. آیات ۳۸ - ۳۹ سوره توبه شماری از [[مؤمنان]] را به علت چسبیدن به [[زمین]] و سنگینی در امر جهاد نکوهش و آنان را به کیفری دردناک و جایگزینی قومی [[جهادگر]] [[تهدید]] می‌کنند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلْتُمْ إِلَى ٱلْأَرْضِ أَرَضِيتُم بِٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا مِنَ ٱلْـَٔاخِرَةِ فَمَا مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ * إِلَّا تَنفِرُوا۟ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًۭا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْـًۭٔا وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونه‌اید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی می‌ورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست * اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار می‌کند و قومی دیگر را به جای شما می‌آورد و شما هیچ زیانی به او نمی‌توانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۸-۳۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۵.</ref>
 
=== سلحشوری صحابه ===
[[رسول خدا]]{{صل}} با برخورداری از روحیه [[شجاعت]] در همه عرصه‌ها و از جمله صحنه [[نبرد]] با [[دشمن]]<ref>بحار الانوار، ج ۱۶، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref> و استفاده از سلحشوری صحابه توانست در مدت ۱۰ سال حضور در [[مدینه]] با بیش از ۸۰ [[غزوه]] و سریه به دفاع از کیان اسلام و [[مبارزه]] با [[دشمنان]] و [[مشرکان]] بپردازد. [[قرآن کریم]] در شماری از [[آیات]]، به تبیین [[مقاومت]] صحابه در [[غزوه‌ها]] پرداخته و آنان را به سبب شدت عمل در برابر [[کافران]] ستوده است: {{متن قرآن|مُّحَمَّدٌۭ رَّسُولُ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلْكُفَّارِ}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>. در [[حدیبیه]] نیز هنگامی که [[صحابه رسول خدا]] در آن شرایط دشوار با رسول خدا [[بیعت]] کردند که در صورت [[جنگ]] از صحنه نگریزند یا تا سر حدّ [[مرگ]] بایستند و بجنگند<ref>المغازی، ج ۲، ص۶۰۳؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۴۴۱.</ref>، [[خداوند]] از آنان [[ستایش]] و اعلام [[رضایت]] کرده است: {{متن قرآن|لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ}}<ref>سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۶.</ref>
 
=== برخورداری صحابه از امدادهای غیبی ===
برخورداری صحابه از امدادهای غیبی [[الهی]] در غزوه‌ها در موارد متعددی گزارش شده است. از گزارش [[آیات قرآن کریم]] برمی‌آید که اوج این امدادها، در [[غزوه بدر]] بوده است؛ مانند اینکه در این غزوه برای [[آرامش]] [[یاران رسول خدا]]{{صل}} [[خواب]] را بر آنان مسلط کرد و صبحگاهان که برای [[غسل]] نیازمند آب شدند، برای آنان [[باران]] فرستاد تا هم خود را با آن [[پاک]] کنند، هم با آن [[زمین]] را زیر پای آنان محکم کند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۲۹؛ التبیان، ج ۵، ص۸۶.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ ٱلنُّعَاسَ أَمَنَةًۭ مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ لِّيُطَهِّرَكُم بِهِۦ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ ٱلشَّيْطَـٰنِ وَلِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ ٱلْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه ۱۱.</ref>؛ نیز در [[غزوه بدر]]، هنگامی که [[مسلمانان]] کم‌شمار با [[سپاه مشرکان]] پرشمار روبه‌رو شدند، [[خداوند]] [[سپاه]] [[مشرک]] را در چشم مسلمانان کم‌شمار جلوه داد تا با روحیه‌ای [[قوی]] به [[جنگ]] وارد شوند<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۲۶.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ ٱلْتَقَيْتُمْ فِىٓ أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًۭا}}<ref>سوره انفال، آیه ۴۴.</ref>. در همین [[غزوه]]، [[قرآن کریم]] از حضور ۱۰۰۰ [[فرشته]] در آغاز جنگ برای [[یاری]] مسلمانان گزارش می‌کند<ref>التبیان، ج ۵، ص۸۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۸۴۱.</ref>: {{متن قرآن|فَٱسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّى مُمِدُّكُم بِأَلْفٍۢ مِّنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه ۹.</ref>. شمار [[فرشتگان]] در ادامه جنگ به ۳۰۰۰ افزایش یافت<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۵۰-۵۱؛ روض الجنان، ج ۵، ص۵۳.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلَـٰثَةِ ءَالَـٰفٍۢ مِّنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده (از سوی خود) شما را یاری رساند؟» سوره آل‌عمران، آیه ۱۲۴.</ref>. از امدادهایی که در غزوه بدر نصیب [[صحابه]] شد و در [[پیروزی]] آنان و [[شکست]] سپاه [[مکه]] نقشی مهم داشت، [[رعب]] و وحشتی بود که خداوند در دل‌های [[مشرکان]] افکند<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۵؛ اسباب النزول، واحدی، ص۱۲۹.</ref>: {{متن قرآن|سَأُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ}}<ref>سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>. چند [[آیه]] دیگر نیز از افکندن رعب در [[دل]] [[دشمن]] خبر داده‌اند؛ مانند {{متن قرآن|سَنُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ}}<ref>سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۱.</ref> و {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعْبَ}}<ref>سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref>. در برابر ایجاد رعب در دل [[دشمنان]]، خداوند [[سکینه]] و [[آرامش]] را در دل‌های [[مؤمنان]] پدید می‌آورد، چنان‌که در ماجرای [[ناکامی]] [[سپاه]] انبوه [[مسلمانان]] در حنین و [[شکست]] آنان، از نزول [[آرامش]] بر [[رسول خدا]] و [[مؤمنان]] خبر می‌دهد: {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِى مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍۢ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ...ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۵-۲۶.</ref> و در ماجرای [[فتح المبین]] که در آغاز [[سوره فتح]] از آن یاد شده است می‌فرماید<ref>تفسیر سمر قندی، ج ۳، ص۳۰۹.</ref>: {{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ فِى قُلُوبِ ٱلْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوٓا۟ إِيمَـٰنًۭا مَّعَ إِيمَـٰنِهِمْ}}<ref>«اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۴.</ref>. در بیشتر مواردی که از انزال [[سکینه]] سخن به میان آمده، پس از آن از فروفرستادن سپاهیانی از [[آسمان]] برای کمک به مؤمنان یاد شده است: {{متن قرآن|وَأَنزَلَ جُنُودًۭا لَّمْ تَرَوْهَا}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۶. {{متن قرآن|لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَـٰبَهُمْ فَتْحًۭا قَرِيبًۭا}}«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸. {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلْجَـٰهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ ٱلتَّقْوَىٰ وَكَانُوٓا۟ أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمًۭا}}«(یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره فتح، آیه ۲۶.</ref>. در [[غزوه احزاب]] نیز [[صحابه]] از [[امدادهای غیبی]] برخوردار شدند: بر اساس [[آیه]] ۹ [[سوره احزاب]]، [[خداوند]] از این [[امداد]]، به «[[نعمت]]» تعبیر کرده است و خطاب به [[مؤمنان]] می‌فرماید [[نعمت خدا]] را که در [[غزوه خندق]] بر شما نازل شد به یاد داشته باشید؛ هنگامی که سپاهیانی از [[قبایل]] گوناگون همپیمان شدند و آهنگ شما کردند و ما برای [[شکست]] آنان در شب‌های زمستانی بادی سرد بر آنان فرستادیم و لشکریانی از [[فرشتگان]] که شما آنها را نمی‌دیدید به سویشان گسیل داشتیم<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۸۱؛ مناقب، ج ۲، ص۳۲۴.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَآءَتْكُمْ جُنُودٌۭ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا وَجُنُودًۭا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره احزاب، آیه ۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۶.</ref>
 
=== فرار صحابه از جنگ ===
در شماری از [[آیات]]، صحابه برای [[سستی]] در جنگ نکوهش شده‌اند؛ از جمله هنگامی که آنان در [[جنگ احد]] متحمل شکست شدند درباره آن گفت‌وگو می‌کردند و گفتند این آسیب و شکست از کجا به ما رسید؟ خداوند به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرمان]] می‌دهد به آنان بگوید این شکست از نزد خود شماست و خودتان این‌گونه خواستید<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۱۰۸.</ref>: {{متن قرآن|قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَـٰذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ}}<ref>«آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) می‌گویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۵.</ref>. همچنین [[قرآن کریم]] صحابه شکست‌خورده در [[احد]] را به دلیل سستی، [[مخالفت]] با [[دستور پیامبر]]، [[اختلاف]] و [[دنیاطلبی]] نکوهش می‌کند و همین امور را عامل شکست آنان در [[اُحد]] می‌داند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۵۸-۸۵۹.</ref>: {{متن قرآن|حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۲.</ref>. در [[آیه]] بعد، از گریختن [[صحابه]] از صحنه [[نبرد]] و توجه نکردن به هیچ کس و [[بی‌اعتنایی]] آنان به فراخوان [[رسول خدا]]{{صل}} برای بازگشت خبر می‌دهد: {{متن قرآن|إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٍۢ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِىٓ أُخْرَىٰكُمْ}}<ref>«یاد کنید هنگامی را که (در احد) به بالا می‌گریختید و به کسی (جز خود) توجهی نمی‌کردید و پیامبر شما را از پی فرا می‌خواند آنگاه (خداوند) شما را با اندوهی از پی اندوهی کیفر داد تا بر آنچه از دست دادید یا بر سرتان آمد اندوه مخورید و خداوند از آنچه انجام می‌» سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۳.</ref>. بر پایه روایتی از [[ابن‌عباس]]، مراد از {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا}} جمعی از صحابه‌ است که برای گرد‌آوری [[غنایم]]، سنگر خود را رها کردند و مراد از {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ}} گروهی است که سنگر خود را رها نکردند<ref>التبیان، ج ۳، ص۱۹؛ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۲۵.</ref>. آیه ۱۵۵ [[سوره آل‌عمران]]، اقدام [[تیراندازان]] متخلف را لغزشی [[شیطانی]] می‌داند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَلَّوْا۟ مِنكُمْ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ إِنَّمَا ٱسْتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا۟}}<ref>«بی‌گمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۵.</ref>. به‌گفته بسیاری از [[مفسران]]، [[گناهان]] پیشین [[مسلمانان]] که از آن [[توبه]] نکرده بودند، سبب شد تا [[شیطان]] به هنگام [[جنگ]]، آنها را بلغزاند و از جنگ بگریزند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۶۴؛ روح المعانی، ج ۲، ص۳۱۱.</ref>. [[قرآن کریم]] در ماجرای [[غزوه احزاب]] نیز [[دنیاطلبی]] و [[ترس از مرگ]] را علت [[فرار]] برخی از [[صحابه]] دانسته است<ref>التبیان، ج ۸، ص۳۲۵.</ref>: {{متن قرآن|قُل لَّن يَنفَعَكُمُ ٱلْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ ٱلْمَوْتِ أَوِ ٱلْقَتْلِ وَإِذًۭا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}<ref>«بگو: گریز از مرگ یا از کشته شدن- اگر بگریزید- برای شما سودی ندارد و با آن جز اندکی (از زندگی) بهره‌ور نخواهید شد» سوره احزاب، آیه ۱۶.</ref>. همچنین قرآن کریم در ماجرای [[غزوه حنین]]، از [[غرور]] بیجای [[مسلمانان]] به سبب کثرت جمعیّت و [[شکست]] و فراری شدن آنها خبر می‌دهد و آنان را نکوهش می‌کند: {{متن قرآن|وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْـًۭٔا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ ٱلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>. این [[آیه]] چنان‌که تصریح شده، درباره غزوه حنین است که در برابر [[لشکر]] [[هوازن]] به [[فرماندهی]] [[مالک بن عوف]] بود. بر اساس گزارش مورخان، بر اثر [[یورش]] غافلگیرانه [[جنگجویان]] هوازن از تنگه‌ها و شکاف‌های [[کوه]]، طلایه‌داران [[سپاه اسلام]] از صحنه [[جنگ]] گریختند و درپی آنان [[اهل مکه]] و پس از آن دیگر دسته‌های سپاه اسلام با پذیرش شکست، فراری شدند<ref>المغازی، ج ۳، ص۸۹۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۴۲.</ref> و تنها شمار اندکی از صحابه در میدان جنگ [[ایستادگی]] و از [[پیامبر]]{{صل}} [[محافظت]] کردند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۲؛ الاستیعاب، ج ۱، ص۱۲۸.</ref>. برخی مورخان شمار مدافعان از [[رسول خدا]]{{صل}} را تنها ۹ تن از [[بنی‌هاشم]] دانسته‌اند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۲؛ الارشاد، مفید، ج ۱، ص۱۴۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۸.</ref>
 
=== دلجویی از صحابه پس از ناکامی ===
[[قرآن]] در مواردی که صحابه دچار آسیب و شکست می‌شدند به دلداری از آنها می‌پرداخت، چنان‌که پس از [[شکست]] [[اُحد]]، از آنان ‌خواست [[سست]] و [[غمگین]] نباشند و چنانچه به اقتضای [[ایمان]] عمل کنند آنان را از [[مشرکان]] [[برتر]] می‌داند<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۳۰۳؛ جامع البیان، ج ۴، ص۶۶.</ref>: {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره عمران، آیه ۱۳۹.</ref>؛ نیز به [[صحابه]] یادآوری می‌کند که اگر شما در این [[جنگ]] آسیب دیده‌اید، به [[دشمن]] هم در این جنگ و در [[جنگ بدر]] آسیب وارد شده است: {{متن قرآن|إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌۭ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌۭ مِّثْلُهُۥ وَتِلْكَ ٱلْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ ٱلنَّاسِ}}<ref>«اگر زخمی به شما (در احد) برسد زخمی همانند آن به آن گروه رسیده است، و ما این روزگاران را میان مردم (دست به دست) می‌گردانیم و تا مؤمنان را خداوند معلوم بدارد و از (میان) شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمگران را دوست نمی‌دارد» سوره عمران، آیه ۱۴۰.</ref>؛ نیز برای دلداری صحابه، به [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] پیشین اشاره می‌کند که آنان همراه یکدیگر پیکارها کردند و در برابر آسیب‌ها و شکست‌ها [[سستی]] نکردند و نالان نشدند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِىٍّۢ قَـٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌۭ فَمَا وَهَنُوا۟ لِمَآ أَصَابَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا۟ وَمَا ٱسْتَكَانُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>«و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد» سوره عمران، آیه ۱۴۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۹.</ref>
 
=== اختلاف صحابه در تقسیم غنایم ===
یکی از مباحث مهم در [[جنگ‌ها]] و در عین حال مرتبط به صحابه، موضوع [[غنایم جنگی]] بود. از شماری از [[آیات قرآن کریم]] برمی‌آید که تقسیم غنایم در مواردی مایه [[اختلاف]] میان صحابه بوده است؛ از جمله از [[آیه]] نخست [[سوره انفال]] که گروهی از [[مفسران]] مقصود از [[انفال]] در آن را غنایم جنگی دانسته‌اند<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۵؛ المیزان، ج ۹، ص۶.</ref>، برمی‌آید که [[مسلمانان]] در [[تقسیم غنایم]] با یکدیگر [[مشاجره]] می‌کردند و از همین رو [[خداوند]] آنان را به رعایت [[تقوا]] و [[صلح]] و [[آشتی]] و [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]] [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَنفَالِ قُلِ ٱلْأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَصْلِحُوا۟ ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«از تو از انفال می‌پرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱.</ref>.
 
از برخی [[آیات]] استفاده می‌شود که برخی [[صحابه]] در [[جنگ بدر]] خودسرانه و بی‌مشورت با [[رسول خدا]]{{صل}} و برای دستیابی به منافع مادی، پیش از [[غلبه]] کامل بر [[دشمن]]، به گرفتن [[اسیر]] از دشمن پرداختند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۱۴.</ref> تا در برابر [[آزادی]] آنان فدیه بگیرند. [[قرآن کریم]] این اقدام را در صورتی که موجب [[ضعف]] جبهه [[مسلمانان]] شود، [[دنیاطلبی]] و ناروا دانسته است: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِى ٱلْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را می‌خواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) می‌خواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref>. در [[غزوه اُحد]] نیز [[خداوند]] بر تحقق [[وعده]] خود در [[پیروزی]] مسلمانان در آغاز [[نبرد]] تأکید می‌کند و در عین حال از [[کشمکش]] و [[نافرمانی]] و [[سستی]] شماری از صحابه و رها کردن محل [[مأموریت]] خویش، برای دستیابی به [[غنایم جنگی]]، نکوهش می‌کند و از این گروه نافرمان و [[حریص]] در دستیابی به [[غنایم]]، با تعبیر {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا}} یاد می‌کند، چنان‌که از [[تیراندازان]] مقاومی که سنگرشان را رها نکردند به {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ}} تعبیر کرده است<ref>التبیان، ج ۳، ص۱۹؛ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۲۵.</ref>: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۲.</ref>. برخی [[آیه]] ۱۶۱ [[سوره آل‌عمران]] را مرتبط با [[تیراندازان]] نافرمان در [[جنگ احد]] می‌دانند؛ زیرا آنان [[بیم]] داشتند که [[رسول خدا]]{{صل}} [[غنایم]] را قسمت نکند و هرکس هرچه به‌دست آورده، از آنِ خودش باشد، از همین رو سنگر خود را ترک کردند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۵۸-۸۵۹.</ref> که در این صورت «غُلّ» و [[خیانت]] [[نفی]] شده در آیه، خودداری از تقسیم عادلانه غنایم خواهد بود: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۱.</ref>.
 
از [[آیات]] مرتبط با [[فتح خیبر]] برمی‌آید که برخی از [[صحابه]] برای دستیابی به غنایم با لشکر اسلام همراه می‌شده‌اند. در آیات ۱۸ - ۲۰ [[سوره فتح]] [[خداوند]] [[مسلمانان]] را به فتح خیبر و غنیمت‌های فراوان آن [[بشارت]] داد: {{متن قرآن|...وَأَثَـٰبَهُمْ فَتْحًۭا قَرِيبًۭا *...مَغَانِمَ كَثِيرَةًۭ تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَـٰذِهِۦ وَكَفَّ أَيْدِىَ ٱلنَّاسِ عَنكُمْ}}. آیه ۱۵ سوره فتح نیز به این مطلب اشاره دارد که برخی [[صحابه]] بیابان‌نشین در جریان [[عمره]] [[حدیبیه]] به علت [[ترس]] از [[قریش]]، با [[رسول خدا]] همراه نشدند؛ ولی پس از [[وعده الهی]] به [[فتح خیبر]] و [[غنایم]] فراوان آن می‌خواستند در این [[جنگ]] شرکت کنند. [[خداوند]] این گروه را از [[همراهی]] با [[رسول خدا]] و غنیمت‌های [[خیبر]] [[محروم]] کرد و به پیامبرش فرمود آنان را از همراهی در [[غزوه خیبر]] باز دارد<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۷۴.</ref>: {{متن قرآن|سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}<ref>«چون برای گرفتن غنیمت‌هایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک می‌برید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref>.
 
در [[غزوه حنین]] نیز که [[غنایم جنگی]] بسیار فراوان بود<ref>الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶؛ البدء و التاریخ، ج ۴، ص۲۳۷.</ref>، [[تقسیم غنایم]] موجب [[اختلاف]] شد: رسول خدا{{صل}} بخشی از غنایم را به نومسلمانانی بخشید که در [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شده بودند. این گروه از [[مسلمانان]] که [[قرآن کریم]] از آنان با تعبیر {{متن قرآن|الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} یاد می‌کند، [[ایمانی]] [[سست]] و حتی از مسلمانان [[نفرت]] داشتند و رسول خدا{{صل}} از این طریق درصدد بود که دل‌های آنان را به [[اسلام]] و مسلمانان نزدیک کند و از [[کینه]] آنان نسبت به مسلمانان بکاهد<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶.</ref>، از این رو رسول خدا{{صل}} به [[سران قریش]]، از جمله [[ابوسفیان]] و پسرانش معاویه و یزید ۱۰۰ شتر<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳.</ref> و به دیگر متنفذان [[قریش]] که عدد آنها را بیش از ۲۰ نفر گفته‌اند، ۴۰ تا ۵۰ شتر بخشید<ref>الاستیعاب، ج ۳، ص۱۲۲۱؛ اسدالغابه، ج ۲، ص۲۴۹.</ref>. اختصاص چنین سهمی به [[مؤلفة قلوبهم]] گلایه و [[شکایت]] برخی از [[صحابه]] را همراه داشت، چنان‌که مردی از [[بنی‌تمیم]] به نام [[حرقوص بن زهیر]]، معروف به ذوالخُوَیْصِره، [[پیامبر]] را به [[بی‌عدالتی]] متهم کرد که [[خشم]] دیگر [[صحابیان]] را برانگیخت<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۵.</ref>. [[انصار]] نیز از این تقسیم ناخشنود و بر این [[گمان]] بودند که پس از [[مسلمان]] شدن [[قریش]]، [[رسول خدا]]{{صل}} به آنها توجهی ندارد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳.</ref>. این نارضایتی در سروده [[حسّان بن ثابت]] درباره این رخداد آشکار است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۹۵؛ [[البدایه و النهایه]]، ج ۴، ص۳۶۱.</ref>. با خبردار شدن رسول خدا{{صل}} از این [[ناخرسندی]]، انصار را در مکانی جداگانه گرد آورد و ضمن [[ستایش]] و بیان خدمات انصار، به آنان فرمود آیا [[راضی]] نیستید که قریش با گاو و گوسفند به [[خانه]] خود بازگردند و شما همراه [[پیامبر خدا]] بازگردید؟ آن‌گاه برای انصار و [[فرزندان]] و دودمانشان [[دعا]] کرد. انصار با شنیدن سخنان پیامبر گریستند و از [[رفتار]] خود پشیمان شدند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. برخی [[نزول آیات]] ۵۸ - ۵۹ [[سوره توبه]] را درباره معترضان به [[تقسیم غنایم]] در حنین دانسته‌اند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۶۲.</ref>. این [[آیات]] درباره کسانی‌اند که از روی [[خودخواهی]] درباره تقسیم [[صدقات]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[اعتراض]] می‌کنند. پس اگر از صدقات به آنان داده شود راضی می‌شوند و گرنه به‌خشم می‌آیند و ‌ای کاش به آنچه [[خدا]] و پیامبرش به آنان داد راضی می‌شدند و به فضل و [[لطف خدا]] [[دل]] می‌بستند: {{متن قرآن|وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِى ٱلصَّدَقَـٰتِ فَإِنْ أُعْطُوا۟ مِنْهَا رَضُوا۟ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا۟ مِنْهَآ إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا۟ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ سَيُؤْتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ}}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند:» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. در همین [[غزوه]] بود که [[شتاب]] برخی سپاهیان برای گرفتن سهم خود از [[غنایم]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را آزرد. آن حضرت از همه حاضران در [[جنگ]] خواست اگر غنیمتی برده‌اند بازگردانند تا عادلانه میان همگان قسمت شود<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۸۹.</ref>. برخی از [[لشکریان]] از فرمان پیامبر اکرم{{صل}} [[اطاعت]] نکرده و [[غنایم]] برده شده را پنهان کردند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۱۷-۹۱۸.</ref>. بر اساس روایتی، [[آیه]] ۱۶۱ [[سوره آل‌عمران]] درباره همین افراد نازل شد و [[خائنان]] را به [[کیفر]] اعمالشان در [[قیامت]] [[تهدید]] کرد<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۱۰۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۷۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص ۱۲۹.</ref>


== ستایش یا نکوهش صحابیان ==
== ستایش یا نکوهش صحابیان ==
خط ۲۴۷: خط ۳۹۵:
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:IM009657.jpg|22px]] [[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|'''مقاله «دانش صحابه‌نگاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۱''']]
# [[پرونده:IM009657.jpg|22px]] [[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|'''مقاله «دانش صحابه‌نگاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۱''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش