بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{شیعه}} | {{اعتقادات شیعه}} | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = پاسداری از دین| عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تقیه در لغت]] - [[تقیه در قرآن]] - [[تقیه در حدیث]] - [[تقیه در فقه اسلامی]] - [[تقیه در فقه سیاسی]] - [[تقیه در کلام اسلامی]] - [[تقیه در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تقیه در سیره معصوم]] - [[تقیه در معارف و سیره امام باقر]] - [[تقیه در معارف و سیره امام کاظم]] - [[تقیه در معارف و سیره رضوی]] - [[تقیه در معارف و سیره امام حسن عسکری]] - [[تقیه در معارف مهدویت]] - [[تقیه از دیدگاه اهل سنت]] - [[تقیه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | |||
'''تقیه''' | '''تقیه''' بهمعنای نگهداری و پنهان کردن [[عقاید]] خود به دلیل مصونیت از خطر [[دشمنان]]، از [[احکام]] [[قرآن]] و [[اعتقادات]] [[شیعه]] و آموزههای [[روایی]] است که مبنای [[عقلی]] و [[شرعی]] دارد. هدف از تقیه هم [[حفظ]] [[اسلام]] است و هم [[حفظ]] و ذخیرۀ نیروها و [[حفظ]] [[هویّت]] [[شیعه]] در برابر فرقههای دیگر. | ||
== | == معناشناسی == | ||
{{اصلی|تقیه در لغت}} | |||
تقیه یکی از [[احکام]] [[قرآنی]] و از [[اعتقادات]] [[شیعه|شیعی]] و آموزههای [[روایی]] است و مبنای [[عقلی]] و [[شرعی]] دارد. [[تقیّه]] یعنی نگهداری، پرواکردن، [[عقاید]] خود را پنهان داشتن جهت [[مصونیت]] از خطر [[دشمنان]]. وقتی یک [[مسلمان]] در میان [[کافران]] و مخالفان باشد و از سوی آنان بر [[مال]] و [[جان]] خود بیمناک باشد، بهگونهای سخن میگوید و عمل میکند که پی به عقیدۀ واقعی او نبرند و گزندی به او نرسانند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref>. | |||
[[شیخ صدوق]]، دربارۀ تقیه میگوید: "[[کتمان]] [[حق]] و پوشیده داشتن [[عقیده]] از مخالفان، به خاطر [[ضرر]] [[دینی]] و [[دنیوی]]<ref>صحیح الأعتقاد، ص ۱۱۵</ref>. تقیه به معنای [[حفظ]] کردن [[جان]] از تعرّض [[دشمن]] است. گاهی فرد یا افرادی که با [[دشمن]] خود سروکار پیدا میکنند، برای آسیب نخوردن، نکاتی را از قبیل [[استتار]]، [[پوشش]]، [[رازداری]]، معرّفی نکردن خود، پنهان داشتن [[عقیده]] و امکانات و... رعایت میکنند. این شیوه پنهان کاری در مقابل [[دشمن]] "[[تقیّه]]" نام دارد و امری است هم [[شرعی]] و هم [[فطری]] و عقلایی. حتی حیوانات هم برای دور ماندن از چشم صیّادان و [[دشمنان]]، همرنگ محیط زیست میشوند تا به راحتی دیده و شناخته نشوند. در [[قرآن کریم]]، مواردی وجود دارد که [[موحّدان]] در مقابل [[کافران]] مسلّط، برای حفظ جان خود از [[تقیّه]] استفاده کردهاند. مثل تقیه "[[عمّار یاسر]]" در مقابل [[مشرکین]]، پس از آنکه پدر و مادرش در زیر [[شکنجه]] به [[شهادت]] رسیدند: {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>. | |||
[[ | معمولاً نیروهای انقلابی که بر ضدّ یک [[حکومت]] فعالیت میکنند، در تشکیلات مخفی خود از این شیوه [[پیروی]] میکنند، تا نیروهایشان شناخته نشوند و به دست [[دشمن]] نیفتند. [[امام صادق]] {{ع}} [[پیروان]] خود را [[دستور]] میداد که در برابر حکومتهای [[ظالم]]، [[تقیّه]] کنند تا بیجهت کشته نشوند. به همین خاطر در بعضی [[روایات]] از تقیّه به عنوان "سپر" برای [[مؤمن]] یاد شده است. البته در مواردی هم تقیّه [[حرام]] است، مثل آنجا که [[اسلام]] در خطر باشد، یا [[خون]] بیگناهی بخواهد ریخته شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۵۷.</ref>. | ||
== تقیه در قرآن == | |||
{{اصلی|تقیه در قرآن}} | |||
در [[قرآن کریم]]، آیۀ {{متن قرآن|إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> اشاره به تقیه در برابر [[مشرکان]] دارد. در داستان [[عمّار یاسر]] نیز که زیر شکنجۀ [[کفار]]، پس از [[شهادت]] پدر و مادرش، سخنانی را گفت که عقیدۀ توحیدیاش برخلاف آن بود، [[قرآن]] عمل او را امضا کرده است: {{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ}}<ref>سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> که این را میتوان "تقیۀ اکراهی" نام نهاد. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] نیز کار او را [[تأیید]] کرد و فرمود: {{متن حدیث|إِنْ عَادُوا فَعُد}}<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref> | |||
در [[ | == تقیه از اعتقادات شیعیان == | ||
چنین [[رفتاری]] که معقول و موافق با [[احتیاط]] و پنهانکاری در شرایطی که مخالفان در [[قدرت]] و [[اکثریت]] باشند و [[آزار]] برسانند، جزء [[آموزههای دینی]] [[شیعه]] است. در عصر [[ائمه]] {{عم}}، سلطۀ [[امویان]] و [[عباسیان]] و بهانهجویی آنان برای کشتن و ایجاد فشار بر شیعه و [[ائمه]] و هوادارانشان، گاهی سبب میشد در برخی مسائل [[اعتقادی]] و [[فقهی]] با تقیه حرف بزنند یا عمل کنند، تا [[جان]] [[پیروان]] آنان به خطر نیفتد. این دربارۀ هرگروه در اقلیّت نیز میتواند معقول و پذیرفته باشد. البته گاهی [[تقیّه]] برای [[حفظ]] [[عقاید]]، یا از روی [[ترس]] از [[دشمن]] است، گاهی هم به خاطر پرهیز از ایجاد [[اختلاف]] و درگیری و برای [[حفظ وحدت]] که آن را تقیۀ خوفی و تقیۀ کتمانی و این را تقیۀ مداراتی میگویند. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "[[تقیّه]] سپر حفاظتی [[مؤمن]] است و کسی که تقیّه ندارد، [[دین]] ندارد<ref>{{متن حدیث|إِنَّ التَّقِيَّةَ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ، وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَه}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۴۶۸.</ref>، این مضمون به صورتهای دیگر نیز [[نقل]] شده است. در [[احادیث]]، تقیه را در [[رفتار]] [[اصحاب کهف]] نیز برشمردهاند که با [[اعتقاد]] [[قلبی]] به [[خدای یکتا]]، آن را بروز نمیدادند و در ظاهر مثل همان [[مسیحیان]] [[رفتار]] میکردند<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۸.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref> | |||
== مبانی و اهداف تقیه == | |||
[[تقیّه]]، با همۀ [[لزوم]] و اهمیتش، نیاز به [[شناخت]] موقعیت دارد. گاهی [[واجب]] است، گاهی جایز و گاهی [[حرام]]! گرچه کسانی همچون "[[ابن تیمیّه]]" این [[دستور]] [[قرآنی]] و [[حدیثی]] را که در [[شیعه]] مورد عمل قرار میگیرد، [[نفاق]] میدانند و بر [[شیعه]] میتازند. بر آگاهان پوشیده نیست که [[تقیّه]]، عاملی برای [[حفظ]] [[ایمان]] و [[حفظ]] [[مؤمن]] از [[شرّ]] [[دشمنان]] و نوعی رعایت اصول [[کتمان]] و [[استتار]] و [[رازداری]] مرامی است و مبنای [[عقلی]] دارد و هرگز نباید بهانه و مستمسکی برای ترک [[وظیفه]] و رهاکردن [[تکلیف]] [[مبارزه]] با [[ظالمان]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] شود. تعابیری که در منابع [[دینی]] و [[حدیثی]] دربارۀ این موضوع بهکار رفته است، ماهیّت [[رازداری]] در برنامههای مکتبی و مبارزاتی تقیه را نشان میدهد، مانند: تقیه، جنّه، [[حصن]] حصین، سدّ، [[ردم]]، حرز، خباء، [[حجاب]]، [[مدارا]]، [[کتمان]] [[اسرار]]، [[عبادت]] سرّی، مجامله، جلب [[مودّت]]، [[نومه]]، توریه، [[حفظ]] اللسان، عدم [[اذاعه]]، مماسحه، [[ترس]]<ref>برگرفته از تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، طیبی شبستری ص ۴۷</ref>. | |||
اهدافی که در تقیه نهفته است، هم [[حفظ]] [[اسلام]] است، هم حفظ و ذخیرۀ نیروها، حفظ [[هویّت]] [[شیعه]] در برابر فرقههای دیگر، پنهانکردن برنامهها، حفظ جان در برابر [[کافران]]، حفظ [[مسلمان]] در برابر [[پیروان ادیان]] دیگر. انجام این [[وظیفه]] هم در عصر [[ائمه]] بوده است، هم در عصر غیبت. مخالفان [[شیعه]]، [[تقیّه]] را نوعی [[نفاق]] پنداشتهاند، در حالی که نفاق آنجاست که کسی [[کافر]] باشد و به [[دروغ]]، اظهار [[ایمان]] و [[مسلمانی]] کند و در تقیّه برعکس آن است. بنابه اهمیّت موضوع تقیه در فرهنگ شیعی، در گذشته فقیهانی به [[تبیین]] آن و حدّ و حدود و موارد و شرایط و اقسامش پرداخته و تألیفهای مستقلّی نگاشتهاند<ref> ر.ک: الذریعه، ج ۴ ص ۴۰۳، از جمله: تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، سیّد احمد طیبی شبستری، التقیة عند اهل البیت مصطفی قصیر العاملی.</ref>. برای آشنایی با مباحث [[تقیّه]]، به منابع مستقل و [[روایات]] آن نیز میتوان مراجعه کرد<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۵ ص ۳۸، واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیه، ثامر هاشم و ترجمۀ آن به نام تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقههای اسلامی غیرشیعی از محمّد صادق عارف، "جایگاه و نقش تقیه در استنباط"، "نعمت اللّه صفری، تقیه در اسلام" علی تهرانی، "مبانی و جایگاه تقیه در استدلالهای فقهی" محمّد حسین واثقی راد، "التقیة فی الفکر الاسلامی" مرکز الرساله، "التقیّة، اصولها و تطوّرها" کامل الشیبی.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref> | |||
[[امام | == شواهد تاریخی و روایی بر تقیه == | ||
[[امامان]] [[شیعی]] در دورانی [[زندگی]] میکردند که هم حاکمانی [[جائر]]، زمام [[حکومت]] را در دست گرفته بودند و هم فضای عمومی [[جامعه]] به لحاظ [[عقیدتی]] و [[فقهی]] با ایشان موافق نبود. اختناق [[حاکم]] بر آن دوران، گرچه برای همه [[امامان]] یکسان نبود، اما در اصل وجود آن برای همه ایشان تردیدی نیست. بیگمان انتشار آشکار دیدگاههای اصیل [[اسلامی]] و [[شیعی]] در آن دوران، نابودی [[مذهب تشیع]] را در پی داشت؛ ازاینرو بود که ایشان هم خود به وقت [[احساس]] خطر، تقیه و از بیان دیدگاه صحیح خودداری میکردند و هم [[شیعیان]] را به تقیه سفارش میفرمودند؛ تا آنجا که وقتی [[جابر جعفی]] برای کسب [[علم]] نزد [[امام باقر]] {{ع}} آمد و ابراز داشت از [[اهل کوفه]] است، حضرت فرمود: "اگر از تو پرسیدند [[اهل]] کجایی، بگو: [[اهل مدینه]]". [[جابر]] میپرسد: آیا [[دروغ]] نیست؟ حضرت فرمود: "هرکس تا زمانی که در یک [[شهر]] باشد، [[اهل]] همانجا محسوب میشود"<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۱۹۳؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب {{عم}}، ج۴، ص۲۰۰.</ref>. به نظر میرسد چون در آن دوران، [[کوفی]] بودن مساوی با [[شیعه]] بودن بود، حضرت با [[آموزش]] این سخن، به دنبال [[نجات]] [[جان]] [[اصحاب]] خود بودند. ایشان در روایتی صحیح به [[ابن مسکان]] یادآور شدند نسبت به کسی که به [[امام على]] {{ع}} [[ناسزا]] میگوید، [[خشونت]] به [[خرج]] ندهد. آنگاه فرمودند: "به [[خدا]] [[سوگند]]، گاهی میشود که من صدای کسی را که به على {{ع}} ناسزا میگوید، میشنوم و میان من و او تنها یک ستون فاصله است. پس پشت آن ستون پنهان شده، آنگاه که از [[نماز]] فراغت یافتم، بر او [[سلام]] کرده، با او [[مصافحه]] میکنم"<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>. در موارد متعددی، [[امام]] {{ع}} [[شیعیان]] خود را به حضور در [[نماز]] مخالفان [[دعوت]] میکند؛ چنانکه (براساس روایتی صحیح) وقتی یکی از [[شیعیان]] دراینباره از ایشان سؤال کرد، [[امام]] {{ع}} به بیان [[ثواب]] چنین نمازی نیز اشاره کردند<ref>{{متن حدیث|...أَ مَا تَرْضَى أَنْ تُحْسَبَ لَكَ- بِأَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةً}}؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۰۷). برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۷۹-۳۸۱. شیخ حر عاملی نیز روایات متعددی را زیر عنوان «بَابُ اسْتِحْبَابِ حُضُورِ الْجَمَاعَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ لِلتَّقِيَّةِ وَ الْقِيَامِ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ مَعَه» نقل میکند (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۲۹۹).</ref>. | |||
[[امام | [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] میکند عبدالحمید از [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[قنوت]] [[نماز جمعه]] سؤال میکند. ایشان ابتدا جواب تقیهای میدهد، وقتی عبدالحمید اصرار میکند که [[شیعیان]] شما، جز این را میگویند، [[امام]] قبول نمیکند، اما همین که امام متوجه میشود دیگران به کار خود مشغولاند، [[حکم]] واقعی را بیان میکند<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۷.</ref>. | ||
[[امام | بر اساس شواهد [[تاریخی]]، [[امام]] ترککنندگان تقیه را نیز [[سرزنش]] میکنند؛ چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} در روایتی معتبر، [[معلی بن خنیس]] را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَلّى، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref> با وجود این، معلی سفارش [[امام]] را رعایت نکرده، کشته میشود. [[امام]] {{ع}} پس از شنیدن خبر [[قتل]] وی، بیان کردند که [[انتظار]] این خبر را داشتند و [[ضرر]] [[دشمن]]، کمتر از [[ضرر]] [[دوستی]] است که [[اسرار]] را فاش میکند<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. | ||
[[ | در [[نقلی]] آمده است [[امام کاظم]] {{ع}} به مناسبت [[مرگ]] [[موسی]]، [[برادر]] [[هارون عباسی]]، به مادر [[هارون]] (خیزران) نامه نوشته، ضمن ابراز [[همدردی]]، برای [[موسی]] طلب [[رحمت]] کرده، [[خلافت]] [[هارون]] را تبریک گفته، برای [[هارون]] طلب طول عمر میکنند<ref>عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص۱۲۶. گفتنی است علامه مجلسی پس از نقل این نامه مینویسد: "ببین شدت تقیه در زمان امام {{ع}} را؛ بهگونهای که حضرت مجبور است چنین نامهای را به خاطر مرگ کافری که به روز جزا ایمان ندارد، بنویسد" (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۳۵).</ref>. جالب آنکه [[امام کاظم]] {{ع}} خودْ در نمازهای [[اهل سنت]] شرکت و اعلام میکردند که در این کار به [[سیره]] [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} استناد میکنند که در [[نماز]] [[مروان]] شرکت میکردند<ref>{{متن حدیث|صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ وَرَاءَ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم}}؛ على بن جعفر، مسائل على بن جعفر، ص۱۴۴.</ref>. باری، [[سخن]] دراینباره فراوان است و شواهد [[تاریخی]] پرشماری وجود دارد که نشان از رعایت تقیه از سوی [[امامان معصوم]] {{عم}} برای [[حفظ]] و [[پایداری]] [[مذهب]] بر [[حق]] [[شیعه]] دارد<ref>برای تفصیل بیشتر دراینباره، ر.ک: محمد جواد واعظی، سیره عملی ائمه معصومین {{عم}} و اصحاب در برخورد با مخالفین (پایاننامه کارشناسی ارشد)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، ص۷۳-۱۰۳. برای نگارش این بخش، از منبع اخیر بسیار استفاده شده است.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref> | ||
[[امام صادق]] {{ع}}، ضمن توصیه به مراعات تقیه از سوی پیروانش برای حفاظت [[ایمان]]، میفرماید شما در میان این [[مردم]] (مخالفان [[شیعه]]) همچون زنبور عسل در میان پرندگانید، اگر پرندگان بدانند که چه شهدی در [[دل]] زنبور است همۀ آنها را میخورند، اینان نیز اگر بدانند که در [[دل]] شما [[محبت]] ما [[خاندان]] است، شما را با زبانهایشان میخورند و در [[نهان]] و آشکار به شما نسبتهایی میدهند<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح۵.</ref>. [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} نیز به [[یاران]] خود میفرماید: "پس از من شما را وادار میکنند که به من بد بگویید، اگر چنین شد، مانعی ندارد از من بدگویی کنید، ولی از من [[برائت]] نجویید، چون من بر [[آیین]] محمّدم"<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} نیز میفرمود: "تقیه [[دین]] من و پدران من است"<ref>{{متن حدیث|التَّقِيَّةُ دِينِي وَ دِينُ آبَائِي}}؛ اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref> | |||
== منابع == | |||
==منابع== | |||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:457575.jpeg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|'''بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت''']] | # [[پرونده:457575.jpeg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|'''بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت''']] | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۲: | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{کلام اسلامی}} | {{کلام اسلامی}} | ||
{{ارزشهای اجتماعی}} | {{ارزشهای اجتماعی}} | ||
[[رده:اصطلاحات اسلامی]] | [[رده:اصطلاحات اسلامی]] | ||
[[رده:مدخل موعودنامه]] | [[رده:مدخل موعودنامه]] | ||
[[رده:اعتقادات شیعه]] | [[رده:اعتقادات شیعه]] | ||