بیعت عقبه دوم: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۷۶۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ نوامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==جستارهای وابسته== +== جستارهای وابسته ==))
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[بیعت]]''' است. "'''[[بیعت عقبه دوم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| موضوع مرتبط = بیعت
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[بیعت عقبه دوم در قرآن]] - [[بیعت عقبه دوم در حدیث]] - [[بیعت عقبه دوم در نهج البلاغه]] - [[بیعت عقبه دوم در تاریخ اسلامی]] - [[بیعت عقبه دوم در سیره پیامبر خاتم]]</div>
| عنوان مدخل = [[بیعت عقبه دوم]]
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[بیعت عقبه دوم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| مداخل مرتبط = [[بیعت عقبه دوم در قرآن]] - [[بیعت عقبه دوم در تاریخ اسلامی]] - [[بیعت عقبه دوم در سیره پیامبر خاتم]]
| پرسش مرتبط  =
}}


'''بیعت عقبه دوم'''، یک سال پس از [[بیعت عقبه اول]] در سال سیزدهم [[بعثت]]، روی داد و هفتاد مرد و دو [[زن]] از تیره‌های مختلف دو قبیلۀ [[اوس]] و [[خزرج]]، به [[مکه]] آمدند و در ایام تشریق با [[رسول خدا]]{{صل}} در [[عقبه]] بیعت کردند. این بیعت که به "بیعة الحرب" هم مشهور شد زمینۀ [[هجرت]] حضرت را به یثرب فراهم کرد.
'''بیعت عقبه دوم'''، یک سال پس از [[بیعت عقبه اول]] در سال سیزدهم [[بعثت]]، روی داد و هفتاد مرد و دو [[زن]] از تیره‌های مختلف دو قبیلۀ [[اوس]] و [[خزرج]]، به [[مکه]] آمدند و در ایام تشریق با [[رسول خدا]] {{صل}} در [[عقبه]] بیعت کردند. این بیعت که به "بیعة الحرب" هم مشهور شد زمینۀ [[هجرت]] حضرت را به یثرب فراهم کرد.


==مقدمه==
== مقدمه ==
یک سال پس از [[بیعت عقبه اول]] در ایام [[حج]] سال سیزدهم [[بعثت]]، هفتاد مرد و دو [[زن]] از تیره‌های مختلف دو قبیلۀ [[اوس]] و [[خزرج]]، به [[مکه]] آمدند و پس از ملاقات‌هایی‌ با [[پیامبر]]{{صل}} و انجام [[مناسک]] [[حج]]، در ایام تشریق با [[رسول خدا]]{{صل}} در [[عقبه]] بیعت کردند. در این بیعت، مسئلۀ [[دفاع]] و [[جهاد]] مطرح شد<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۴۲؛ اعلام الوری، ج ۱، ص ۱۴۲؛ دلائل النبوه، ج ۲، ص ۴۴۳ و عیون الاثر، ج ۱، ص ۱۹۱.</ref>. لذا این بیعت به عقبۀ دوم یا "بیعة الحرب" مشهور شد و زمینۀ [[هجرت]] حضرت را به یثرب فراهم کرد<ref>ر.ک: [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۴۶؛ [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۲۲۷-۲۲۸؛ [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.
در سال سیزدهم بعثت، هنگام موسم [[حج]]، در حالی که اسلام در یثرب منتشر شده بود، مسلمانان همراه با پانصد نفر از [[حجاج]] کاروان اوس و خزرج که [[مشرک]] بودند، برای حج و دیدار با رسول خدا {{صل}} حرکت کردند. آنان چون به [[مکه]] رسیدند، خدمت رسول خدا {{صل}} آمدند و آن حضرت با آنان در ایام تشریق در [[منی]] [[وعده]] دیدار گذاشت و به آنان فرمود به گونه‌ای حاضر شوند که کسی متوجه‌شان نشود. آنها در موعد مقرر آمدند و دیدند [[عباس]]، عموی رسول خدا {{صل}} که هنوز [[مسلمان]] نشده بود نیز حضور دارد<ref>البته برخی درباره حضور عباس تردید کرده‌اند، ر.ک: جعفری مرتضی، الصحیح، ج۳، ص۳۱۹-۳۲۱.</ref>. در این دیدار نخست عباس سخن گفت که درباره برادرزاده‌اش، رسول خدا {{صل}} به [[اهل]] یثرب سفارش‌هایی کرد و آنان را از اینکه رسول خدا {{صل}} را تنها بگذارند و از ایشان حمایت نکنند، برحذر داشت. سپس رسول خدا {{صل}} پس از [[تلاوت قرآن]] و [[دعوت]] به [[خداوند]] و [[تشویق]] به اسلام، فرمود: "من با شما [[بیعت]] می‌کنم بر اساس آنکه همچنان که از [[خانواده]] و [[فرزندان]] خود [[دفاع]] می‌کنید، از من نیز دفاع کنید". پس از آنکه [[انصار]] این شرط را پذیرفتند و به طور کامل اظهار [[وفاداری]] کردند. در این بیعت، مسئلۀ دفاع و [[جهاد]] مطرح شد<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۴۲؛ اعلام الوری، ج ۱، ص ۱۴۲؛ دلائل النبوه، ج ۲، ص ۴۴۳ و عیون الاثر، ج ۱، ص ۱۹۱.</ref>. لذا این بیعت به عقبۀ دوم یا "بیعة الحرب" مشهور شد، چنان که آن را "عقبة الاخیره" یا "عقبة الآخره" هم خوانده‌اند<ref>ابن هشام، ج۲، ص۹۷؛ ابن سعد، ج۱، ص۱۷۱.</ref> و زمینۀ [[هجرت]] حضرت را به یثرب فراهم کرد<ref>ر.ک: [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۵۳-۵۴؛ [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۴۶؛ [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۲۷-۲۲۸؛ [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶]]؛ [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶]].</ref>.


==مفاد [[بیعت]]==
بیشتر منابع، تعداد شرکت کنندگان در بیعت عقبه دوم را ۷۳ مرد و دو [[زن]] آورده‌اند<ref>ابن هشام، ج۲، ص۹۷.</ref>. اما هفتاد تن<ref>ابن سعد، ج۱، ص۱۷۱؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۲۷۷.</ref> یا هفتاد مرد و دو زن<ref>ابن سعد، ج۱، ص۱۷۱؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۲۹۳؛ یعقوبی، ج۲، ص۳۸.</ref> نیز گفته شده است. [[ابن جوزی]]<ref>ابن جوزی، المنتظم، ج۳، ص۴۲-۳۹.</ref> با آنکه تعداد شرکت کنندگان در [[عقبه دوم]] را ۷۲ نفر دانسته، ولی نام ۹۱ تن را آورده است که احتمال مشترک بودن یا [[اشتباه]] در برخی نام‌ها وجود دارد، نیز می‌توان احتمال داد که "تسعون" به "سبعون" تصحیف شده و در [[حقیقت]] همان نود صحیح باشد، اما به هر حال این تعداد با دیگر منابع که هفتاد گفته‌اند، سازگار نیست. [[زمان]] وقوع دیدارهای رسول خدا {{صل}} با [[انصار]] و بیعت‌های [[عقبه]]، در منابع مشخص نشده است، اما با توجه به آنکه رسول خدا {{صل}} حدود دو ماه پس از بیعت عقبه دوم به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد و نیز بیشتر منابع، مدت زمان [[دعوت]] رسول خدا {{صل}} را در [[مکه]] سیزده سال<ref>ابن سعد، ج۱، ص۱۷۴؛ یعقوبی، ج۲، ص۳۹؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۱۹۹؛ حاکم، المستدرک، ج۳، ص۲.</ref> آورده‌اند، باید زمان بیعت عقبه دوم را در موسم [[حج]] سال آخر حضور آن حضرت در مکه، یعنی سال سیزدهم بعثت دانست و چون [[عقبه اول]] [[سال]] قبل از آن بوده است، پس در سال دوازدهم [[بعثت]] و دیدار با [[اهل]] یثرب نیز چون یک سال قبل از آن بوده، در سال یازدهم بعثت روی داده است. شرکت در [[بیعت عقبه]]، برای شرکت کنندگان در آن افتخار و در برخی موارد امتیاز به شمار آمد؛ به طوری که آنان را با عنوان "عَقَبیون"<ref>بلاذری، انساب، ج۱، ص۲۹۳؛ ابن اعثم، ج۲، ص۵۰۶؛ ابن‌شهرآشوب، ج۱، ص۳۳۳؛ ابن العربی، احکام القرآن، ج۲، ص۵۷۰.</ref> و "[[اجماع]] [[أهل]] اثر"<ref>ابوالقاسم کوفی، ج۲، ص۶۹.</ref> شناخته و از بسیاری از آنان با تعبیر "عَقَبی" یاد کرده‌اند<ref>برای نمونه، ر.ک: واقدی، ج۳، ص۱۰۰۹؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۲۸۶، ۲۸۸ و ۲۹۰؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۳۹، ۳۶۰ و ۳۶۴.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۵۳-۵۴.</ref>
 
== مفاد [[بیعت]] ==
مفاد [[بیعت]]، بیانگر نقش فعال [[مسلمانان]] و هماهنگی‌های از پیش صورت گرفته بود و آیۀ {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«و نعمت خداوند را به یاد آورید و (نیز) پیمانی را که استوار با شما بسته است هنگامی که گفتید: شنیدیم و گردن نهادیم؛ و از خداوند پروا کنید بی‌گمان خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره مائده، آیه ۷.</ref> به مفاد این [[بیعت]] اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۶۰؛ التفسیر الکبیر، ج۴، ص۳۱۹؛ روح المعانی، مج ۴، ج۶، ص۱۲۱.</ref> که عبارت‌اند از:
مفاد [[بیعت]]، بیانگر نقش فعال [[مسلمانان]] و هماهنگی‌های از پیش صورت گرفته بود و آیۀ {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«و نعمت خداوند را به یاد آورید و (نیز) پیمانی را که استوار با شما بسته است هنگامی که گفتید: شنیدیم و گردن نهادیم؛ و از خداوند پروا کنید بی‌گمان خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره مائده، آیه ۷.</ref> به مفاد این [[بیعت]] اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۶۰؛ التفسیر الکبیر، ج۴، ص۳۱۹؛ روح المعانی، مج ۴، ج۶، ص۱۲۱.</ref> که عبارت‌اند از:
# [[اطاعت از رسول خدا]]{{صل}} در [[راحتی]] و [[سختی]]؛
# [[اطاعت از رسول خدا]] {{صل}} در راحتی و [[سختی]]؛
# [[انفاق]] در [[تنگدستی]] و [[ثروت]]؛
# [[انفاق]] در [[تنگدستی]] و [[ثروت]]؛
# [[امر به معروف و نهی از منکر]]؛
# [[امر به معروف و نهی از منکر]]؛
#گفتار[[حق]] و [[نهراسیدن از سرزنش]] دیگران؛
# گفتار[[حق]] و نهراسیدن از سرزنش دیگران؛
# [[دفاع]] از [[پیامبر]]{{صل}} هنگام [[هجرت]] به یثرب، همچون [[دفاع]] از [[زنان]] و فرزندانشان<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۲.</ref>.
# [[دفاع]] از [[پیامبر]] {{صل}} هنگام [[هجرت]] به یثرب، همچون [[دفاع]] از [[زنان]] و فرزندانشان<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۲.</ref>.
 
[[مسلمانان]] با این [[بیعت]]، پیمان‌هایشان با [[یهود]] را قطع کردند و از [[پیامبر]] {{صل}} خواستند پس از [[پیروزی]]، آنها را ترک نکند و [[رسول خدا]] {{صل}} نیز ‌فرمود: من از شما هستم و شما از من، با هر که شما بجنگید می‌جنگم و با هر که [[صلح]] کنید [[صلح]] می‌کنم"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۳۰؛ [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۴۷؛ [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶]].</ref>


[[مسلمانان]] با این [[بیعت]]، پیمان‌هایشان با [[یهود]] را قطع کردند و از [[پیامبر]]{{صل}} خواستند که پس از [[پیروزی]]، آنها را ترک نکند و [[رسول خدا]]{{صل}} نیز ‌فرمود: من از شما هستم و شما از من، با هر که شما بجنگید می‌جنگم و با هر که [[صلح]] کنید [[صلح]] می‌کنم"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۲۳۰؛ [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۴۷؛ [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]].</ref>
== نتایج [[بیعت]] ==
نتیجه بیعت عقبه دوم، [[وفاداری]]، ایجاد [[انضباط]] و [[تشکل]] [[سیاسی]] و در نهایت حکومت نبوی{{صل}} بود. لذا پس از [[بیعت]]، بنا به درخواست [[پیامبر]] {{صل}}، آنها از بین خود دوازده نفر ـ نُه تن آنان از [[خزرج]] و سه نفر از [[اوس]] ـ را به عنوان [[نقیب]] (برای تکفل امور) [[انتخاب]] کردند و [[رسول خدا]] {{صل}} به آنان فرمود: "شما همچون [[حواریون حضرت عیسی]] {{ع}}، کفیل قوم خود هستید و من نیز کفیل قوم خود هستم"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۳-۴۴۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲.</ref>. هنگام [[بیعت]] [[خزرجیان]]، [[عباس بن عبادة بن نضله انصاری]] از خزرجیان اعتراف گرفت که آنان باید با هرکس که با رسول خدا {{صل}} در [[جنگ]] باشد، بجنگد و اگر با پیش آمدن [[مصیبت]] یا از دست دادن بزرگانشان، رسول خدا {{صل}} را [[تسلیم]] می‌کنند، بدانند که نتیجه آن [[خواری]] [[دنیا]] و [[آخرت]] است و اگر به [[پیمان]] خود با آن حضرت [[وفادار]] باشند، [[خیر]] دنیا و آخرت برای آنان خواهد بود آنها نیز بر این اساس با آن حضرت دست بیعت دادند<ref>ابن هشام، ج۲، ص۸۹-۸۱؛ ابن سعد، ج۱، ص۱۷۱ و ۱۷۲؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۶۰-۳۶۴؛ و به اختصار، یعقوبی، ج۲، ص۳۸؛ بلاذری، أنساب، ج۱، ص۲۷۷؛ و با تغییراتی اندک، بیهقی، دلائل، ج۲، ص۴۵۵-۴۴۲.</ref>.


==نتایج [[بیعت]]==
در پی تقویت جبهۀ [[مسلمانان]]، [[آیات]] [[جهاد]] با [[کفار]] نیز پس از بیعت دوم عقبه نازل شد: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۳۰-۲۳۱؛ [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۴۷؛ [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۵۳-۵۴.</ref>
نتیجه بیعت عقبه دوم، [[وفاداری]]، ایجاد [[انضباط]] و [[تشکل]] [[سیاسی]] و در نهایت [[حکومت نبوی]]{{صل}} بود. لذا پس از [[بیعت]]، بنا به درخواست [[پیامبر]]{{صل}}، آنها از بین خود دوازده نفر ـ نُه تن آنان از [[خزرج]] و سه نفر از [[اوس]] ـ را به عنوان [[نقیب]] (برای تکفل امور) [[انتخاب]] کردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۳-۴۴۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲.</ref> و در پی تقویت جبهۀ [[مسلمانان]]، [[آیات]] [[جهاد]] با [[کفار]] نیز پس از بیعت دوم عقبه نازل شد: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۲۳۰-۲۳۱؛ [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۴۷.</ref>


==عکس‌العمل [[مشرکان]] [[مکه]]==
== عکس‌العمل [[مشرکان]] [[مکه]] ==
پس از انعقاد [[پیمان]]، صدایی بلند از بالای کوه [[عقبه]] برخاست که خبر از این [[اجتماع]] و محتوای [[بیعت]] می‌داد که به فرموده [[پیامبر]]{{صل}}، [[ندای شیطان]] بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۷-۴۴۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۴-۳۶۵.</ref>. [[مشرکان]] نیز که مشکوک شده بودند از فردای همان [[شب]]، با پرسش‌هایی از یثربیان درصدد کسب اطلاعات برآمدند و زمانی به [[یقین]] رسیدند که کاروان [[اهل]] یثرب از [[مکه]] خارج شده بود<ref>ر.ک: [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۲۳۲.</ref>.
پس از انعقاد [[پیمان]]، صدایی بلند از بالای کوه [[عقبه]] برخاست که خبر از این [[اجتماع]] و محتوای [[بیعت]] می‌داد که به فرموده [[پیامبر]] {{صل}}، ندای شیطان بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۷-۴۴۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۴-۳۶۵.</ref>. [[مشرکان]] نیز که مشکوک شده بودند از فردای همان شب، با پرسش‌هایی از یثربیان درصدد کسب اطلاعات برآمدند و زمانی به [[یقین]] رسیدند که کاروان [[اهل]] یثرب از [[مکه]] خارج شده بود<ref>ر.ک: [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[پیمان عقبه دوم (مقاله)|پیمان عقبه دوم]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۳۲.</ref>. البته جز بر دو نفر دست نیافتند؛ یکی [[سعد بن عباده]] و دیگری [[منذر بن عمرو]] که منذر بن عمرو فرار کرد و سعد گرفتار شد. سعد را به [[مکه]] بردند که با پناه دادن [[جبیر بن مطعم]] به او، از دست قریش [[نجات]] یافت<ref>ابن هشام، ج۲، ص۹۳-۹۰؛ ابن سعد، ج۱، ص۱۷۳؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۶۵ و ۳۶۷.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۵۳-۵۴.</ref>


== بیعت کنندگان عقبه دوم==
== بیعت کنندگان عقبه دوم ==
[[بیعت کنندگان]] در بیعت عقبه دوم 75 نفر بودند. دو تن از آنها از [[زنان]]، یازده تن از [[قبیله اوس]] و بقیه از [[قبیله خزرج]] بودند:
[[بیعت کنندگان]] در بیعت عقبه دوم ۷۵ نفر بودند. دو تن از آنها از [[زنان]]، یازده تن از [[قبیله اوس]] و بقیه از [[قبیله خزرج]] بودند:
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
# [[ابوبرده هانی بن نیار]]
# [[ابوبرده هانی بن نیار]]
خط ۱۰۴: خط ۱۱۰:
# [[یزید بن منذر]]
# [[یزید بن منذر]]
{{پایان فهرست اثر}}
{{پایان فهرست اثر}}
==[[خشک‌سالی]] و دعای [[پیغمبر]]{{صل}}==
فشارهای سخت و توان‌فرسایی که در آن روزهای غم‌انگیز بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وارد می‌شد، موضع‌گیری منفی [[قبیله ثقیف]] و [[گستاخی]] [[قریش]] در [[آزار]] و اذیّت [[رسول خدا]]{{صل}}، [[پیامبر]] [[رحمت]] را چنان در تنگنا قرار داد که لب به [[نفرین]] گشود. خشک‌سالی سخت و سهمگینی [[مردم]] [[مکّه]] را در تنگنا قرار داد.
چنان که به خوردن گوشت سگ و مردار، [[خون]] و پوست خشکیده، استخوان‌های سوخته و گوشت [[مردگان]] زیر [[خاک]] روی آوردند و [[مادران]]، [[فرزندان]] و گوشه خود را برای [[سدّ]] [[جوع]] توان فرسا خوردند.
با آمدن [[سال یازدهم]]، [[ابو سفیان]] به پیامبر{{صل}} [[پناه]] آورد و گفت: ای [[محمّد]]؛ تو خود بر [[پیوندهای خویشاوندی]] تأکید نموده‌ای. [[قوم]] و [[قبیله]] تو از [[گرسنگی]] هلاک شدند. اینک برایشان [[دعا]] کن. پس رسول خدا{{صل}} دعا فرمود. با دعای آن [[حضرت]]، [[عذاب]] و [[رنج]] طاقت‌فرسای مردم برطرف شد. [[خداوند]] فرمود:
{{متن قرآن|إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ}}<ref>«ما اندکی عذاب را (از شما) می‌گردانیم (اما) بی‌گمان شما (به آیین خود) باز می‌گردید. ترجمه قرآن ۵۱۵» سوره دخان، آیه ۱۵.</ref>.
ما این عذاب را اندکی از شما برمی‌داریم (ولی) شما در [[حقیقت]] باز از سر می‌گیرید.
آمدن ابوسفیان به نزد پیامبر{{صل}} تأکید بر این مطلب است که [[مشرکان]]، به [[حقّانیت]] [[آیین]] حضرت [[اعتقاد]] داشتند، امّا از روی [[استکبار]]، [[برتری‌طلبی]]، [[سرکشی]] و [[حفظ]] امتیازهای ظالمه خویش [[انکار]] می‌کردند.
از سوی دیگر پاسخ مثبت پیامبر{{صل}} به درخواست ابوسفیان فقط به خاطر پیوندهای خویشاوندی نبود،؛ چراکه پیوند [[حقیقی]] همه [[انسان‌ها]]، [[اسلام]] است و بر همین اساس همگان با هم [[برادر]] می‌شوند. رسول خدا{{صل}} می‌خواست دلیل دیگری بر حقّانیت آیین خویش در [[اختیار]] او قرار دهد و [[حجّت]] را بر وی و [[مردم قریش]] که [[شاهد]] ماجرا بودند، تمام کند. از سوی دیگر به کسانی که [[مصالح]] [[دنیایی]] چندانی ندارند، [[فرصت]] دهد تا به دور از جوّ ساختگی و فضای متلاطم و کاذب [[جامعه]]، در این باره [[اندیشه]] کنند.<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۴۰۸.</ref>.
==[[دعوت]] قبایل‌==
رسول خدا{{صل}} [[فرصت]] را در موسم [[حج]] [[غنیمت]] می‌شمرد و [[آیین]] خود را به تک‌تک [[قبایل]] عرضه می‌کرد تا با [[پذیرش اسلام]]، در زمینه نشر و [[تأیید]] و [[حمایت]] و [[یاری]] آن بکوشند. هرگاه می‌شنید، مسافری صاحب نام و [[شرف]]، وارد [[مکّه]] شده است، به هر طریقی به سراغ او می‌رفت و او را به [[اسلام]] [[دعوت]] می‌کرد. عمویش [[ابو لهب]] همواره به دنبالش روان بود و از مخاطبان وی می‌خواست که به سخنانش گوش ندهند و از او [[پیروی]] نکنند. چنان که برادرزاده‌اش را به [[جنون]] و [[جادو]]، و [[شعر]] و [[شاعری]] متهم می‌کرد.
در اغلب اوقات [[مردم]] سخنان [[قریش]] را می‌پذیرفتند: به خاطر [[ترس]] از [[نفوذ]] و [[قدرت]] قریش یا [[حفظ]] [[مصالح]] و پیوندهای [[اقتصادی]] خود در مکّه خصوصا در موسم حج و بازار عکّاظ. چنان که اقدامات تخریبی ابو لهب در این میان بیشترین تأثیر را داشت. چه او [[عموی پیامبر]]{{صل}} بود و از همگان بیشتر او را می‌شناخت.
البته این تلاش‌های [[رسول خدا]]{{صل}} چندان بی‌تأثیر هم نبود، بلکه در [[آینده]] خصوصا پس از [[فتح مکّه]] نقش مهمّی در [[گسترش اسلام]] داشت. مورّخان تصریح کرده‌اند که [[مردم عرب]] [[منتظر]] اسلام قریش بودند؛ زیرا آنها [[امام]] مردم، [[اهل]] [[حرم]] و [[فرزندان]] [[اسماعیل]] بودند و احدی منکر این امتیازات نبود. آن‌گاه که مکّه [[فتح]] شد و قریش دست‌های خود را به نشانه [[تسلیم]] در مقابل آیین [[محمّد]]{{صل}} بالا برد، مردم عرب گروه گروه به آیین [[مسلمانی]] درآمدند<ref>بنگرید: الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۸۶- ۲۸۷.</ref>.
گاهی اوقات که [[پیامبر]]{{صل}} قبائل را به اسلام دعوت می‌کرد، با زشت‌ترین واژه‌ها او را رد می‌کردند و می‌گفتند: [[خانواده]] و خویشاوندانت ترا بهتر می‌شناسند که از تو پیروی نکرده‌اند<ref>سیره حلبی، ج۲، ص۳.</ref>. این نشان می‌دهد که فقط ترس از قریش مانع ورود دیگران به اسلام نبوده است، بلکه عوامل دیگری هم در این میان دخالت داشته است. از سوی دیگر [[جنبش]] [[تبلیغی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دعوت قبایل به اسلام و مسافرت‌های متعدد [[حضرت]] نشان‌گر [[ضعف]] و بی‌اعتباری این [[منطق]] است که می‌گوید: بر صاحب [[دعوت]] است که در [[خانه]] خویش بنشیند تا [[مردم]] به سراغ او بیایند.<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۴۰۹.</ref>.
==دعوت [[فرزندان]] عامر بن صعصعه‌==
یکی از حوادثی که در خلال دعوت [[قبایل]] روی داد، گفتگویی است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با فرزندان [[عامر بن صعصعه]] داشت. بدین ترتیب که:
[[رسول خدا]]{{صل}} نزد فرزندان عامر رفت و آنان را به [[توحید]] دعوت و [[نبوّت]] خویش را بر آنان عرضه داشت. مردی از میان آنان به نام: [[بیحرة بن فراس]] به‌ اطرافیان گفت: به [[خدا]] قسم؛ اگر می‌توانستم این [[جوان]] [[قریش]] را در [[اختیار]] داشته باشم، [[عرب]] را به کمک او می‌خوردم! سپس به [[پیامبر]]{{صل}} چنین گفت: اگر با تو [[بیعت]] کنیم و به [[یاری]] تو برخیزیم و [[خداوند]] ترا بر دشمنانت [[پیروز]] گرداند، آیا این کار پس از تو، ما را خواهد بود؟ پیامبر{{صل}} در پاسخ او فرمود: این کار در اختیار خداوند است، آن را هرکجا بخواهد، قرار می‌دهد. بیحره گفت: آیا به خاطر تو گلوهایمان را [[هدف]] تیر عرب قرار دهیم و آن‌گاه که خداوند ترا پیروز گرداند، کار [[مال]] دیگران باشد؟ برو که ما را به کار تو حاجتی نیست.
بدین ترتیب فرزندان عامر از [[پذیرش اسلام]] [[سرپیچی]] کردند و آنگاه که مردم به مناطق خود بازگشتند، نزد شیخ [[قبیله]] رفتند. پیر از آنان درباره حوادثی که در موسم [[حج]] روی داده بود، پرسید. گفتند: [[جوانی]] از قریش، یکی از [[بنی عبد المطلب]]، نزد ما آمد که [[گمان]] می‌برد، پیامبر است، از ما می‌خواست که او را [[حمایت]] کنیم و با او بپا خیزیم و او را با خود به [[سرزمین]] خویش بیاوریم.
پیر دست خود را بر سر زد و گفت: ای فرزندان عامر؛ آیا می‌توان [[تلافی]] کرد؟ آیا می‌شود، آنچه را از دست داده‌ایم، دوباره به دست آوریم؟ [[سوگند]] به آنکه [[جان]] فلانی در دست اوست، هرگز [[خاندان]] [[اسماعیل]] به [[دروغ]] مدّعی نبوّت نشده‌اند. ادّعای او قطعا [[حقّ]] است. [[عقل]] شما کجا بود؟!<ref>بنگرید: سیره ابن هشام، ج۲، ص۶۶؛ الثقات، ج۱، ص۸۹- ۹۱؛ الروض الانف، ج۱، ص۱۸۰؛ حیاة الصحابة، ج۱، ص۷۸- ۷۹؛ دلائل النبوه (ابو نعیم)، ص۱۰۰؛ حیاة محمّد، ص۱۵۲؛ بهجة المحافل، ج۱، ص۱۲۸.</ref>چنین حادثه‌ای میان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[قبیله کنده]] هم پیش آمد<ref>البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌های وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[بیعت]]
* [[بیعت]]
* [[بیعت عقبه اول]]
* [[بیعت عقبه اول]]
{{پایان مدخل‌های وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']]
# [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[محمد رضا فرخی|فرخی، محمد رضا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']]
خط ۱۴۷: خط ۱۲۴:
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


{{پیامبر خاتم افقی}}
[[رده:مدخل]]
[[رده:پیمان‌نامه‌های پیامبر خاتم]]
[[رده:پیمان‌نامه‌های پیامبر خاتم]]
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش