|
|
| (۴۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}} | | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = همسران پیامبر خاتم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ماریه قبطیه در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} |
| {{همسران پیامبر}} | | {{جعبه اطلاعات همسران پیامبر خاتم |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | نام = ماریه قبطیه |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| | | همسر = همسر رسول خدا{{صل}} |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | تصویر = امهات_المؤمنین.png |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[ماریه قبطیه در قرآن]] |[[ماریه قبطیه در تاریخ اسلامی]] | [[ماریه قبطیه در حدیث]] |[[ماریه قبطیه در نهج البلاغه]]</div>
| | | اندازه تصویر = |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | نسب = |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ماریه قبطیه (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| | | ملقب به = |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| | | تاریخ تولد = |
| | | محل تولد = مصر |
| | | نام پدر = شمعون |
| | | نام مادر = |
| | | قبیله = |
| | | تاریخ عقد = ۷ هجری |
| | | سن به هنگام عقد = |
| | | فرزندان = ابراهیم |
| | | محل درگذشت = مدینه |
| | | تاریخ درگذشت = ۱۶ هجری |
| | | طول عمر = |
| | | آرامگاه = قبرستان بقیع |
| | }} |
|
| |
|
| ==مقدمه==
| | '''ماریه قبطیه''' دختر «شمعون» و [[همسر گرامی رسول خدا]] {{صل}} در [[مصر]] به [[دنیا]] آمد و در [[سال هفتم هجری]] در پی [[دعوت]] حاکم مصر به [[اسلام]]، او [[ماریه]] و خواهرش را به عنوان [[هدیه]] برای [[پیامبر]] فرستاد. حضرت با ماریه [[ازدواج]] کرد و در پی این ازدواج، ابراهیم به دنیا آمد. [[حسادت]] سایر [[همسران]] موجب شد پیامبر او را در بالای [[مدینه]] اسکان دهد. او بانویی [[پاک]] و [[دیندار]] و مورد توجه و علاقه [[رسول خدا]] {{صل}} بود. ماریه پس از پیامبر تا [[زمان]] [[خلیفه دوم]] زنده بود. |
| *"ماریه قبطیه" دختر [[شمعون]] و [[همسر گرامی رسول خدا]]{{صل}}، از [[مادر]] رومیاش<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹.</ref> در قریه "حَفن" - از مناطق "اَنصِنا"ی [[مصر]] – به [[دنیا]] آمد <ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۱.</ref>. در [[سال هفتم هجری]]، [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[حاطب بن ابیبلتعه]] را همراه نامهای به سوی [[مقوقس]] - [[حاکم مصر]] و اسکندریه – میفرستد تا او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۷.</ref>. [[مقوقس]] در پاسخ به [[دعوت]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}}، [[ماریه]] را که از دختران [[ملوک]] [[مصر]] بود، همراه خواهرش "سیرین"<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک ج۱۱، ص۶۱۷.</ref> - به [[نقلی]] "شیرین"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹.</ref> - همراه هدایای دیگر، برای [[حضرت]] میفرستد. همچنین، نامهای برای [[رسول خدا]]{{صل}} مینویسد که در بخشی از آن چنین آمده است: "من فرستاده تو را اکرام کردم و به سوی تو دو [[کنیز]] فرستادم که در سرزمین [[عظیم]] قبط، دارای [[منزلت]] هستند"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۰.</ref>. [[نقل]] شده [[عایشه]] نیز از او به عنوان "دختر [[حاکم]]" یاد کرده است<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۳۰۴.</ref>.
| |
| *[[روایت]] کردهاند که "[[حاطب بن ابیبلتعه]]" در بین راه، [[اسلام]] را بر آن دو عرضه میدارد؛ آنها نیز میپذیرند و [[مسلمان]] میشوند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، جا ص۳۱۱.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==ماریه قبطیه و [[زندگی]] با [[رسول خدا]]{{صل}}== | | == مقدمه == |
| *پس از ورود به [[مدینه]]، [[پیغمبر اسلام]]{{صل}} [[ماریه]] را برای خود برگزید و سیرین را به [[حسان بن ثابت]] بخشید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۱۹۱۲.</ref>. نخستین منزل [[امالمؤمنین]] [[ماریه]]، [[خانه]] [[حارثة بن نعمان]] بود. او یک سال در این منزل سکونت کرد؛ اما [[آزار]] و اذیتهای برخی از [[زنان پیامبر]]{{صل}} به ویژه [[عایشه]]، [[ماریه]] را بر آن داشت که مصرّانه از [[حضرت]] بخواهد که او را به جایی دیگر انتقال دهد. [[پیامبر]]{{صل}} او را در بخش بالای [[مدینه]]، در نخلستان کوچکی (که از [[اموال]] خودشان در [[غزوه بنینضیر]] بود و امروزه به مشربه امابراهیم معروف است) مسکن داد و او را ملزم به رعایت [[حجاب]] کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۷.</ref>. [[ماریه]] در تابستان و فصل خرماچینی همانجا ساکن بود و [[پیامبر]]{{صل}} برای دیدنش به آنجا میرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.
| | «ماریه قبطیه» دختر «[[شمعون]]» و [[همسر گرامی رسول خدا]]{{صل}}، از مادر رومیاش<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹.</ref> در [[قریه]] «حَفن» ـ از مناطق «اَنصِنا»ی [[مصر]] ـ به [[دنیا]] آمد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۱.</ref>. در [[سال هفتم هجری]]، [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[حاطب بن ابیبلتعه]] را همراه نامهای به سوی مقوقس ـ [[حاکم مصر]] و اسکندریه ـ میفرستد تا او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۷.</ref>. مقوقس در پاسخ به دعوت [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}}، [[ماریه]] را که از [[دختران]] ملوک مصر بود، همراه خواهرش «سیرین»<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک ج۱۱، ص۶۱۷.</ref> همراه هدایای دیگر، برای حضرت میفرستد. همچنین، نامهای برای [[رسول خدا]]{{صل}} مینویسد که در بخشی از آن چنین آمده است: «من فرستاده تو را [[اکرام]] کردم و به سوی تو دو کنیز فرستادم که در [[سرزمین]] عظیم قبط، دارای [[منزلت]] هستند»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۰.</ref>. |
| *[[عایشه]] در این باره میگوید: "[[ماریه]]، زنی [[زیبا]] با موهای مجعّد بود. برای همین، [[رسول خدا]]{{صل}} او را [[دوست]] میداشت. از این رو علیه هیچ یک از [[همسران پیامبر]]{{صل}} به اندازه [[ماریه]] [[بدگویی]] و [[سخن چینی]] نکردهام.... پس از آزارهای ما، [[رسول خدا]]{{صل}} [[ماریه]] را به مشربه امابراهیم منتقل کرد و خودش پیش او رفت و آمد میکرد. این کار باعث [[حسادت]] بیشتر ما نسبت به او شد. پس از آنکه [[ماریه]]، حامله شد، [[حسادت]] و [[کینه]] ما شدت بیشتری گرفت؛ چرا که او چیزی داشت که همه ما از آن [[محروم]] بودیم"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۱۱.</ref>.
| |
| *توجه [[فرستاده خدا]]{{صل}} به [[ماریه]] و شایستگیهای او، [[حسادت]] برخی از [[زنان پیامبر]]{{صل}} به ویژه [[عایشه]] و [[حفصه]] را برانگیخته بود. آنها از [[رفتار پیامبر]]{{صل}} با [[ماریه]] و علاقه خاص [[حضرت]] به او در [[رنج]] و [[سختی]] بودند تا اینکه روزی [[حفصه]] در روز مخصوص خود، نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و از ایشان اجازه خواست برای کاری نزد [[پدر]] برود. [[حضرت]] به او اجازه داد. پس از رفتن [[حفصه]]، آن [[حضرت]]، [[ماریه]] را نزد خود طلبید. [[حفصه]] به [[خانه]] برگشت و وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} را با [[ماریه]] دید، ناراحت شد و با [[پیامبر]]{{صل}} [[درشتی]] کرد. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} برای [[رضایت]] او [[ماریه]] را بر خود [[حرام]] کرد و از [[حفصه]] خواست تا قضیه را مخفی کند؛ اما او بیدرنگ به [[عایشه]] خبر داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۵۱؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۹، ص۶۰-۶۱.</ref> و گفت: "تو را [[بشارت]] میدهم که [[رسول الله]]{{صل}} کنیزش را بر خود [[حرام]] کرده است و [[خداوند]] ما را از دست او راحت کرد"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۵۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{ع}}، ج۲۲، ص۲۲۹؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۹، ص۶۱.</ref>.
| |
| *در این هنگام [[آیات]] اول [[سوره تحریم]] نازل شد. در این [[آیات]] ضمن ملامت [[حفصه]] و [[عایشه]]، به [[رسول خدا]]{{صل}} خطاب شد که {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام میداری؟ و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره تحریم، آیه ۱.</ref>.
| |
| *[[فرمان خداوند]] به شکستن [[تحریم]] [[ماریه]]، نشان از آن دارد که رابطه [[عاطفی]] [[پیامبر]] با [[ماریه]] به خودی خود، [[امر]] قابل قبولی بوده است. در نهایت، [[ماریه]]، نزد [[پیغمبر]] [[خدا]]{{صل}} ماند؛ اما توجه [[حضرت]] به [[ماریه]]، همچنان [[ناراحتی]] برخی [[زنان پیامبر]]{{صل}} به ویژه [[عایشه]] را در پی داشت. او که در [[آتش]] [[حسد]] میسوخت و نمیتوانست [[احساس]] خود را [[پنهان]] کند زبان به [[شماتت]] و [[تهمت]] به [[ماریه]] میگشود تا او را از چشم [[پیغمبر]] بیندازد<ref>سید جمیلی، نساء النبی، ص۱۳۷-۱۳۸.</ref>. این وضعیت با اعلان بارداری [[ماریه]] تشدید شد؛ از این رو [[رسول خاتم]]{{صل}} [[ماریه]] را از [[مدینه]] خارج و در منطقهای به نام "عالیه" ساکن کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ ج۸، ص۱۷۱.</ref> و برای وی نیز همچون سایر همسرانش [[حجاب]] مقرر فرمود. این مسئله بر زنهای [[پیامبر]]{{صل}} بسیار دشوار آمد و بر او [[رشک]] بردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۷ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۳۴۵.</ref>.
| |
| *مدتی پس از استقرار [[ماریه]] در مشربه امابراهیم، [[ابراهیم]]، [[فرزند]] [[رسول خدا]]{{صل}}، در ذیالحجه [[سال هشتم هجری]] به [[دنیا]] آمد. [[جبرئیل]] نازل شد و [[حضرت]] را با عنوان "ابا [[ابراهیم]]" [[سلام]] داد <ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۳۰۴.</ref>. [[نقل]] است که [[خاتم انبیا]]{{صل}} [[ابراهیم]] را به [[عایشه]] نشان داد و فرمود: "ببین چقدر این بچه، شبیه من است؟" [[عایشه]] از روی حسادتش این حرف حضرت را رد کرد و گفت: "او هیچ شباهتی به شما ندارد و این شباهتهایی هم که هست اثر شیر بز است"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. زمان [[گذشت]] تا اینکه بعد از چند [[ماه]]، [[ابراهیم]] [[فرزند پیامبر]]{{صل}} از [[دنیا]] رفت و در [[بقیع]] [[دفن]] شد<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۵۵-۲۵۷.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[حدیث]] إفک==
| | [[روایت]] کردهاند که «حاطب بن ابیبلتعه» در بین راه، اسلام را بر آن دو عرضه میدارد؛ آنها نیز میپذیرند و [[مسلمان]] میشوند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، جا ص۳۱۱.</ref>. بنا به روایت دیگر، [[رسول اکرم]]{{صل}} او و خواهرش سیرین را به اسلام فراخواند و آن دو پذیرفتند؛ روایت اخیر درستتر مینماید؛ زیرا [[پیامبر]]{{صل}} مالک ماریه و خواهرش بودند و بعید است که حاطب بیاجازه آن حضرت [[دست]] به این اقدام بزند؛ گرچه اقدامی مطلوب باشد<ref>دایرة المعارف تشیع، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۲۶۵.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۴-۲۵۵؛ [[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، [[ابراهیم فرزند رسول اکرم (مقاله)|مقاله «ابراهیم فرزند رسول اکرم»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳]]، ص۲۶؛ [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابراهیم بن رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۹۸-۹۹؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۲۰.</ref> |
| *[[علی بن ابراهیم قمی]] روایتی از سلسله سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که وقتی [[ابراهیم]] [[فرزند پیامبر]]{{صل}} [[وفات]] کرد، [[حضرت]] را حزنی شدید در برگرفت. [[عایشه]] گفت: "چرا بر این [[کودک]] میگریی؟ او که فرزندت نبود. او [[فرزند]] [[خادم]] شما جریح بود"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹ ۔ ۱۰۰؛ شیخ مفید، رسالة حول خبر ماریة، ص۱۶.</ref>. [[رسول الله]]{{صل}} از گفته [[عایشه]] به شدت عصبانی شد، [[علی]]{{ع}} را فرا خواندند و امر به [[قتل]] جریح داد؛ [[علی]]{{ع}} به مشربه امابراهیم رفت. جریح قبطی در حیاط بود. [[حضرت]] در زد، جریح پیش آمد تا در را باز کند، پس چون [[علی]]{{ع}} را با صورت برافروخته دید به عقب برگشت و فرار کرد. [[علی]]{{ع}} در را [[شکست]]، وارد شد و او را تعقیب کرد. جریح از [[ترس]] بر بالای درخت نخلی رفت. هنگامی که بالای درخت خرما رسید، بادی وزید و عورتش نمایان شد؛ معلوم شد که او از آلت [[مردانگی]] بیبهره است. پس [[علی]]{{ع}} برگشت و جریان را به [[رسول خدا]]{{صل}} اطلاع داد. بدین ترتیب [[ماریه]] از این [[اتهام]] تبرئه شد<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹-۱۰۰؛ رسالة حول خبر ماریه، ص۱۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۱۹۱۲.</ref>.
| |
| *سپس [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ را (وارد) آوردند دستهای از شمایند؛ آن را شرّی برای خود مپندارید بلکه آن برای شما خیر است؛ هر مردی از آنان را گناهی است که انجام داده است و آنکه بخش بزرگ آن را به گردن گرفته است عذابی سترگ خواهد داشت» سوره نور، آیه ۱۱.</ref><ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹.</ref>.
| |
| *شکی نیست که متهم کردن ماریه قبطیه، از مصادیق بارز تهمت زدن به [[زنان]] عفیف بوده است. بر این اساس، [[شیعه]] [[باور]] دارد که [[آیات]] إفک در [[برائت]] [[ماریه]] نازل شده است<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹.</ref>. در مقابل، [[اهل سنت]] [[روایت]] کردهاند که این [[آیات]] درباره [[عایشه]] است که در [[جنگ]] [[بنیالمصطلق]]، [[قبیله]] [[خزاعه]] به او نسبت ناروا دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۱۱؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۶۵ به بعد.</ref>. ماجرای إفک در اکثر [[منابع اهل سنت]] و تعدادی از منابع [[شیعی]] به همین صورت آمده است. با این [[وصف]]، برخی از [[عالمان]] و [[مفسران شیعه]] از جمله [[علی بن ابراهیم قمی]] یادآور این مطلب هستند و میگویند ماجرای إفک درباره ماریه قبطیه بوده است.
| |
| *دیدگاه [[اهل سنت]] درباره [[حدیث]] إفک، برخاسته از [[روایات]] متعددی است که از راههای مختلف، [[نقل]] شده است؛ ولی اشکالات زیادی بر این [[روایات]] وارد است که به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
| |
| #'''مناقشه در [[سند]] و متن:''' [[سند احادیث]] مورد نظر، مرسل، معلق و یا منقطع است و اگر دارای [[سند]] متصل هم باشد بر اساس [[اهل سنت]] ضعیف است و [[اعتماد]] برآن صحیح نیست؛ در محتوا نیز تناقضات متعدد و غیر قابل جمع وجود دارد.
| |
| #'''[[اختلاف]] زمانی [[نزول]] [[آیات]] و قضیه إفک:''' [[آیات]] إفک حدوداً در [[سال هشتم هجری]] نازل شده و حال آنکه ماجرای إفک در سال ششم و یا قبل از آن رخ داده است. [[روایات]] نیز صراحت دارد که [[آیات]] در زمان وقوع إفک نازل شده، پس چگونه ممکن است إفک در سال ششم باشد و [[آیات]] در سال هشتم نازل شود. در نتیجه، نسبت دادن آن به [[عایشه]] دشوار به نظر میآید؛ اما درباره [[ماریه]]، قراین نزدیکتری وجود دارد؛ از جمله:
| |
| ##[[سال]] و محل و ولادت [[ابراهیم]]، همان سال [[نزول]] [[آیات]] إفک است.
| |
| ##تمام کتب [[تاریخی]] [[اهل سنت]]، جریان [[تهمت]] به [[ماریه]] را با وجود تفاوتهایی [[نقل]] کردهاند و به این مسئله [[اذعان]] دارند که [[روایت]] "واقدی" قابل مطابقت با [[آیات]] إفک است<ref>جعفر مرتضی العاملی، حدیث الافک، ص۷۲-۱۳۷.</ref>. با وجود این، برخی از [[علما]] این [[شأن نزول]] را از لحاظ مضمون، ضعیف و نااستوار توصیف کرده و نپذیرفتهاند<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص۶۶۵.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۵۷-۲۵۹.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==علاقهمندی [[اهل بیت]]{{عم}} به [[ماریه]]== | | == ماریه قبطیه و [[زندگی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} == |
| *[[امام علی|امیرالمؤمنان علی]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} نیز توجه ویژهای به ایشان داشتند؛ چنان که گفتهاند پس از ولادت [[ابراهیم]]، [[امام علی|امیرالمؤمنان]]{{ع}} بسیار خوشحال شد. ایشان، همواره حامی [[ماریه]] بودند و خود به امور ایشان رسیدگی میکردند. [[حضرت علی]]{{ع}} نسبت به [[ماریه]]، [[تعصب]] خاصی داشت<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۲۲، ص۲۳۷.</ref>؛ چنانچه [[گذشت]]، موضوع رسیدگی به [[تهمت]] [[ماریه]] را هم [[علی]]{{ع}} پیگیری کرده بود<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۵۹.</ref>.
| | پس از ورود به [[مدینه]]، [[پیغمبر اسلام]]{{صل}} [[ماریه]] را برای خود برگزید و سیرین را به [[حسان بن ثابت]] بخشید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۱۹۱۲.</ref> و او [[عبدالرحمان بن حسان]] را به [[دنیا]] آورد<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۱-۲۲.</ref>، پس عبدالرحمان و ابراهیم پسر ماریه پسرخاله هستند<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۴۹.</ref>. |
|
| |
|
| ==[[اوصاف اخلاقی]]==
| | نخستین [[منزل]] [[امالمؤمنین ماریه]]، [[خانه]] [[حارثة بن نعمان]] بود. او یک سال در این منزل [[سکونت]] کرد؛ اما [[آزار]] و اذیتهای برخی از [[زنان پیامبر]]{{صل}} به ویژه [[عایشه]]، ماریه را بر آن داشت که مصرّانه از حضرت بخواهد او را به جایی دیگر انتقال دهد. [[پیامبر]]{{صل}} او را در بخش بالای مدینه، در نخلستان کوچکی (که از [[اموال]] خودشان در [[غزوه بنینضیر]] بود و امروزه به [[مشربه امابراهیم]] معروف است) [[مسکن]] داد و او را ملزم به رعایت [[حجاب]] کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۷.</ref>. ماریه در تابستان و فصل خرماچینی همانجا ساکن بود و پیامبر{{صل}} برای دیدنش به آنجا میرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷.</ref>. |
| *[[ماریه]]، بانویی [[پاک]]<ref>محمدبن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۱.</ref>، [[دیندار]]، [[نیکوکار]]، [[شایسته]] و مورد توجه و علاقه [[رسول خدا]]{{صل}} بود<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۷۴.</ref>. مؤرخان و سیرهنگاران او را به علت [[دینداری]] ستودهاند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} در بیانی، علاقه خود را به این بانو چنین اظهار میدارد: "آن گاه که [[مصر]] را [[فتح]] کردید با آنها به خوبی برخورد کنید؛ چون من داماد آنها هستم"<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۳۸؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۰، ص۷۷.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۵۹.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[زندگی]] [[ماریه]] پس از [[وفات پیامبر اکرم]]{{صل}}==
| | عایشه در این باره میگوید: «ماریه، زنی [[زیبا]] با موهای مجعّد بود. برای همین، رسول خدا{{صل}} او را [[دوست]] میداشت. از این رو علیه هیچ یک از [[همسران پیامبر]]{{صل}} به اندازه ماریه بدگویی و [[سخن چینی]] نکردهام.... پس از آزارهای ما، رسول خدا{{صل}} ماریه را به مشربه امابراهیم منتقل کرد و خودش پیش او رفت و آمد میکرد. این کار باعث [[حسادت]] بیشتر ما نسبت به او شد. پس از آنکه ماریه، حامله شد، حسادت و [[کینه]] ما شدت بیشتری گرفت؛ چراکه او چیزی داشت که همه ما از آن [[محروم]] بودیم»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۱۱.</ref>. |
| *پس از [[وفات]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} از [[زندگی]] و احوال [[ماریه]]، خبر چندانی به ما نرسیده است. تنها میدانیم که بعد از [[وفات رسول خدا]]{{صل}}، [[ابوبکر]]، [[حقوقی]] برای او در نظر گرفت. پرداخت این مقرری پس از [[مرگ]] [[ابوبکر]]، به [[دستور]] [[عمر بن خطاب]] نیز ادامه یافت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۸ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۶۰.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[وفات]]== | | توجه [[فرستاده خدا]]{{صل}} به [[ماریه]] و شایستگیهای او، [[حسادت]] برخی از [[زنان پیامبر]]{{صل}} به ویژه [[عایشه]] و [[حفصه]] را برانگیخته بود. آنها از [[رفتار پیامبر]]{{صل}} با [[ماریه]] و علاقه خاص حضرت به او در [[رنج]] و [[سختی]] بودند تا اینکه روزی حفصه در [[روز]] مخصوص خود، نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و از ایشان [[اجازه]] خواست برای کاری نزد پدر برود. حضرت به او اجازه داد. پس از رفتن حفصه، آن حضرت، ماریه را نزد خودطلبید. حفصه به [[خانه]] برگشت و وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} را با ماریه دید، ناراحت شد و با پیامبر{{صل}} درشتی کرد. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} برای [[رضایت]] او ماریه را بر خود [[حرام]] کرد و از حفصه خواست تا قضیه را مخفی کند؛ اما او بیدرنگ به عایشه خبر داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۵۱؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۹، ص۶۰-۶۱.</ref> و گفت: «تو را [[بشارت]] میدهم که [[رسول الله]]{{صل}} کنیزش را بر خود حرام کرده است و [[خداوند]] ما را از دست او راحت کرد»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۵۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{ع}}، ج۲۲، ص۲۲۹؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۹، ص۶۱.</ref>. |
| *سرانجام [[ماریه]] در [[محرم]] ۱۶ [[هجری]] و زمان [[خلافت عمر]]، [[وفات]] یافت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸.</ref>. [[عمر]]، [[مردم]] را برای [[تشییع]] جنازهاش خبر کرد، بر وی [[نماز]] خواند و او را در [[بقیع]] به [[خاک]] سپرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۱۹۱۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱ ص۴۵۳.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۶۰.</ref>.
| | |
| | در این هنگام [[آیات]] اول [[سوره تحریم]] نازل شد. در این آیات ضمن ملامت حفصه و عایشه، به رسول خدا{{صل}} خطاب شد که: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام میداری؟ و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره تحریم، آیه ۱.</ref>. |
| | |
| | مدتی پس از استقرار ماریه در مشربه امابراهیم، ابراهیم، فرزند رسول خدا{{صل}}، در [[ذیالحجه]] [[سال هشتم هجری]] به [[دنیا]] آمد. [[جبرئیل]] نازل شد و حضرت را با عنوان «ابا ابراهیم» [[سلام]] داد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۳۰۴.</ref>. نقل است که [[خاتم انبیا]]{{صل}} ابراهیم را به [[عایشه]] نشان داد و فرمود: «ببین چقدر این بچه، شبیه من است؟» عایشه از روی حسادتش این حرف حضرت را رد کرد و گفت: «او هیچ شباهتی به شما ندارد و این شباهتهایی هم که هست اثر شیر بز است»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. [[زمان]] گذشت تا اینکه بعد از چند ماه، [[ابراهیم فرزند پیامبر]]{{صل}} از [[دنیا]] رفت و در [[بقیع]] [[دفن]] شد<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۵-۲۵۷؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۲۰.</ref>. |
| | |
| | == [[حدیث إفک]] == |
| | [[علی بن ابراهیم قمی]] روایتی از سلسله سندش از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده است که وقتی ابراهیم فرزند پیامبر{{صل}} [[وفات]] کرد، حضرت را حزنی شدید در برگرفت. [[عایشه]] گفت: «چرا بر این کودک میگریی؟ او که فرزندت نبود. او فرزند خادم شما جریح بود»<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹ ۔ ۱۰۰؛ شیخ مفید، رسالة حول خبر ماریة، ص۱۶.</ref>. [[رسول الله]]{{صل}} از گفته عایشه به شدت عصبانی شد، علی{{ع}} را فرا خواندند و امر به [[قتل]] جریح داد؛ علی{{ع}} به مشربه امابراهیم رفت. جریح قبطی در حیاط بود. حضرت در زد، جریح پیش آمد تا در را باز کند، پس چون علی{{ع}} را با صورت برافروخته دید به عقب برگشت و فرار کرد. علی{{ع}} در را [[شکست]]، وارد شد و او را تعقیب کرد. جریح از [[ترس]] بر بالای درخت نخلی رفت. هنگامی که بالای درخت خرما رسید، بادی وزید و عورتش نمایان شد؛ معلوم شد که او از آلت [[مردانگی]] بیبهره است. پس علی{{ع}} برگشت و جریان را به [[رسول خدا]]{{صل}} اطلاع داد. بدین ترتیب [[ماریه]] از این [[اتهام]] تبرئه شد<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹-۱۰۰؛ رسالة حول خبر ماریه، ص۱۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۱۹۱۲.</ref>. |
| | |
| | سپس [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ را (وارد) آوردند دستهای از شمایند؛ آن را شرّی برای خود مپندارید بلکه آن برای شما خیر است؛ هر مردی از آنان را گناهی است که انجام داده است و آنکه بخش بزرگ آن را به گردن گرفته است عذابی سترگ خواهد داشت» سوره نور، آیه ۱۱.</ref>.<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۷-۲۵۹؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۲۰.</ref> |
| | |
| | == علاقهمندی [[اهل بیت]]{{عم}} به [[ماریه]] == |
| | امیرالمؤمنین علی{{ع}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} نیز توجه ویژهای به ایشان داشتند؛ چنان که گفتهاند پس از ولادت ابراهیم، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بسیار خوشحال شد. ایشان، همواره حامی ماریه بودند و خود به امور ایشان رسیدگی میکردند. [[حضرت علی]]{{ع}} نسبت به ماریه، [[تعصب]] خاصی داشت<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۲۲، ص۲۳۷.</ref>؛ چنانچه گذشت، موضوع رسیدگی به [[تهمت]] ماریه را هم علی{{ع}} پیگیری کرده بود<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۹.</ref>. |
| | |
| | == اوصاف اخلاقی == |
| | ماریه، بانویی [[پاک]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۱.</ref>، [[دیندار]]، [[نیکوکار]]، شایسته و مورد توجه و علاقه [[رسول خدا]]{{صل}} بود<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۷۴.</ref>. مؤرخان و سیرهنگاران او را به علت [[دینداری]] ستودهاند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۷.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} در بیانی، علاقه خود را به این بانو چنین اظهار میدارد: «آنگاه که [[مصر]] را فتح کردید با آنها به خوبی برخورد کنید؛ چون من داماد آنها هستم»<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۳۸؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۰، ص۷۷.</ref>.<ref> [[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۹.</ref> |
| | |
| | == [[زندگی]] ماریه پس از [[وفات پیامبر اکرم]]{{صل}} == |
| | پس از [[وفات]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} از زندگی و احوال ماریه، خبر چندانی به ما نرسیده است. تنها میدانیم که بعد از [[وفات رسول خدا]]{{صل}}، [[ابوبکر]]، [[حقوقی]] برای او در نظر گرفت. پرداخت این مقرری پس از مرگ ابوبکر، به دستور [[عمر بن خطاب]] نیز ادامه یافت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۸ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۶۰.</ref> |
| | |
| | == [[وفات]] == |
| | سرانجام [[ماریه]] در [[محرم]] ۱۶ هجری و [[زمان]] [[خلافت عمر]]، وفات یافت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸.</ref>. عمر، [[مردم]] را برای [[تشییع]] جنازهاش خبر کرد، بر وی [[نماز]] خواند و او را در [[بقیع]] به خاک سپرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۱۹۱۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱ ص۴۵۳.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۶۰.</ref> |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |
| | {{مدخل وابسته}} |
| | * [[ابراهیم فرزند پیامبر خاتم]] (فرزند) |
| | {{پایان مدخل وابسته}} |
|
| |
|
| ==منابع== | | == منابع == |
| * [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']] |
| | # [[پرونده:IM009657.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله '''«ابراهیم بن رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱''']] |
| | # [[پرونده:1100352.jpg|22px]] [[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، [[ابراهیم فرزند رسول اکرم (مقاله)|مقاله «ابراهیم فرزند رسول اکرم»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳''']] |
| | # [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] |
| | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| ==پانویس== | | == پانویس == |
| {{یادآوری پانویس}} | | {{پانویس}} |
| {{پانویس2}}
| |
|
| |
|
| [[رده:مدخل]] | | [[رده:همسران پیامبر خاتم]] |
| [[رده:ماریه قبطیه]] | | [[رده:اصحاب پیامبر]] |
| [[رده:همسران پیامبر]]
| |