تعرب پس از هجرت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست')
 
خط ۹۳: خط ۹۳:
اگر [[روایت]] خلیفه دوم درست باشد، [[طُلَقا]] در شمار [[مهاجران]] خواهند بود؛ گر چه احتمال می‌رود که [[امویان]] اصل این روایت منقول از [[خلیفه]] را خود ساخته باشند<ref>جعفریان، رسول، سیره رسول خدا، ج۱، ص۴۲۵.</ref>. در [[حقیقت]]، دیدگاه عمومی [[مسلمانان]] این بود که [[ضرورت]] هجرت با فتح مکه به پایان رسیده و آن امتیازها و پاداش‌های [[اخروی]] پیشین، به سبب آمدن به [[مدینه]] به کسی تعلق نمی‌گیرد<ref>ابن شبّه، تاریخ المدینه، ج۲، ص۴۸۲-۴۸۳.</ref>. اما بر پایه گزارش‌هایی، همچنان دوری از [[تعرب]]، ارزشی [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] بود و بازگشت به [[بادیه]] [[نکوهیده]] به شمار می‌رفت<ref>جعفریان، رسول، سیره رسول خدا، ج۱، ص۴۲۴.</ref>.
اگر [[روایت]] خلیفه دوم درست باشد، [[طُلَقا]] در شمار [[مهاجران]] خواهند بود؛ گر چه احتمال می‌رود که [[امویان]] اصل این روایت منقول از [[خلیفه]] را خود ساخته باشند<ref>جعفریان، رسول، سیره رسول خدا، ج۱، ص۴۲۵.</ref>. در [[حقیقت]]، دیدگاه عمومی [[مسلمانان]] این بود که [[ضرورت]] هجرت با فتح مکه به پایان رسیده و آن امتیازها و پاداش‌های [[اخروی]] پیشین، به سبب آمدن به [[مدینه]] به کسی تعلق نمی‌گیرد<ref>ابن شبّه، تاریخ المدینه، ج۲، ص۴۸۲-۴۸۳.</ref>. اما بر پایه گزارش‌هایی، همچنان دوری از [[تعرب]]، ارزشی [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] بود و بازگشت به [[بادیه]] [[نکوهیده]] به شمار می‌رفت<ref>جعفریان، رسول، سیره رسول خدا، ج۱، ص۴۲۴.</ref>.


== تعرب در [[عصر خلفا]] ==
== تعرب در عصر خلفا ==
در عصر خلفا، منفی بودن تعرب در دیدگاه عمومی همچنان جریان داشت. در [[تبعید]] [[ابوذر]] به [[ربذه]]، [[عثمان]] که مانع حرکت [[ابوذر]] به [[شام]] و [[عراق]] شد و رفتن به نجد را به او [[اختیار]] داد، با واکنش ابوذر روبه‌رو شد که این کار را [[تعرب بعد الهجره]] دانست<ref> طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، ج۴، ص۱۱۹؛ طبسی، نجم الدین، النفی و التغریب، ص۱۸.</ref>.
در عصر خلفا، منفی بودن تعرب در دیدگاه عمومی همچنان جریان داشت. در [[تبعید]] [[ابوذر]] به [[ربذه]]، [[عثمان]] که مانع حرکت [[ابوذر]] به [[شام]] و [[عراق]] شد و رفتن به نجد را به او [[اختیار]] داد، با واکنش ابوذر روبه‌رو شد که این کار را [[تعرب بعد الهجره]] دانست<ref> طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، ج۴، ص۱۱۹؛ طبسی، نجم الدین، النفی و التغریب، ص۱۸.</ref>.


۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش