هجرت به مدینه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ نوامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۲: خط ۱۲:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
"[[هجرت]]" در لغت به معنای دوری و ترک کردن است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۲۵۰-۲۵۱.</ref>. [[هجرت]] خصوصاً اگر به منظور فراهم آوردن شرایط بهتری برای [[ترویج]] و [[حفظ دین]] و یا دوری از محیط [[گناه]] باشد، مورد سفارش [[اسلام]] است<ref>[[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۹۳-۳۹۸.</ref>.
"[[هجرت]]" در لغت به معنای دوری و ترک کردن است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۲۵۰-۲۵۱.</ref>. [[هجرت]] خصوصاً اگر به منظور فراهم آوردن شرایط بهتری برای [[ترویج]] و [[حفظ دین]] و یا دوری از محیط [[گناه]] باشد، مورد سفارش [[اسلام]] است<ref>[[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۹۳-۳۹۸.</ref>.


== هجرت در [[آیات]] و [[روایات]] ==
== هجرت در [[آیات]] و [[روایات]] ==
در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] به اهمیت چنین هجرت‌هایی که نمونه بارز آن در [[هجرت پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[مکه]] به [[مدینه]] تبلور یافته، اشاره شده است. [[خداوند متعال]] در [[آیه]] ۱۰۰ [[سوره نساء]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و هر که از خانه خویش برای هجرت به سوی خداوند و پیامبرش برون آید سپس مرگ او را دریابد؛ بی‌گمان پاداش او بر عهده خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۰۰.</ref>؛ در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«و کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده و در راه خداوند جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند به راستی مؤمن‌اند؛ آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره اهمیت [[هجرت]] (از محیط [[گناه]]) آمده است: "هر کس برای [[حفظ]] دینش از نقطه‌ای از [[زمین]] به نقطه‌ای دیگر [[هجرت]] کند، اگرچه یک وجب باشد، مستوجب رسیدن به [[بهشت]] است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ فَرَّ بِدِينِهِ مِنْ أَرْضٍ إِلَى أَرْضٍ وَ إِنْ كَانَ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ اسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ}}؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏۱۹، ص۳۱.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۹۳-۳۹۸.</ref>
در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] به اهمیت چنین هجرت‌هایی که نمونه بارز آن در [[هجرت پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[مکه]] به [[مدینه]] تبلور یافته، اشاره شده است. [[خداوند متعال]] در [[آیه]] ۱۰۰ [[سوره نساء]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و هر که از خانه خویش برای هجرت به سوی خداوند و پیامبرش برون آید سپس مرگ او را دریابد؛ بی‌گمان پاداش او بر عهده خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۰۰.</ref>؛ در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«و کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده و در راه خداوند جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند به راستی مؤمن‌اند؛ آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره اهمیت [[هجرت]] (از محیط [[گناه]]) آمده است: "هر کس برای [[حفظ]] دینش از نقطه‌ای از [[زمین]] به نقطه‌ای دیگر [[هجرت]] کند، اگرچه یک وجب باشد، مستوجب رسیدن به [[بهشت]] است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ فَرَّ بِدِينِهِ مِنْ أَرْضٍ إِلَى أَرْضٍ وَ إِنْ كَانَ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ اسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ}}؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏۱۹، ص۳۱.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۹۳-۳۹۸.</ref>


== علت انتخاب [[مدینه]] برای هجرت ==
== علت انتخاب [[مدینه]] برای هجرت ==
خط ۴۰: خط ۴۰:
[[دشمنان]] هنگام صبح به [[خانه]] حضرت ریختند؛ اما از آن حضرت خبری نبود. [[حضرت علی]] {{ع}} را دیدند که در بستر [[پیامبر]] خوابیده است. وقتی از آن حضرت از [[پیامبر]] {{صل}} سؤال کردند، آن بزرگوار اظهار بی‌اطلاعی کرد. طبق [[نقلی]] دیگر، [[حضرت علی]] {{ع}} فرمود: "شما از او خواستید از این [[شهر]] بیرون رود و او رفت"<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹.</ref>. [[ایثار]] و [[فداکاری]] [[علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} در این شب که به "[[لیلةالمبیت]]" مشهور شده است، سبب شد [[آیه]] ۲۰۷ [[سوره بقره]] در این باره نازل شود<ref>فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیرفرات الکوفی، ص۶۵.</ref>. در این [[آیه]] آمده است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref>.
[[دشمنان]] هنگام صبح به [[خانه]] حضرت ریختند؛ اما از آن حضرت خبری نبود. [[حضرت علی]] {{ع}} را دیدند که در بستر [[پیامبر]] خوابیده است. وقتی از آن حضرت از [[پیامبر]] {{صل}} سؤال کردند، آن بزرگوار اظهار بی‌اطلاعی کرد. طبق [[نقلی]] دیگر، [[حضرت علی]] {{ع}} فرمود: "شما از او خواستید از این [[شهر]] بیرون رود و او رفت"<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹.</ref>. [[ایثار]] و [[فداکاری]] [[علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} در این شب که به "[[لیلةالمبیت]]" مشهور شده است، سبب شد [[آیه]] ۲۰۷ [[سوره بقره]] در این باره نازل شود<ref>فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیرفرات الکوفی، ص۶۵.</ref>. در این [[آیه]] آمده است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref>.


[[مشرکان]] [[مکه]]، وقتی نقشه خویش را نقش بر [[آب]] دیدند [[ناامید]] نشدند. آنها با تمام توان [[تصمیم]] گرفتند به جستجوی [[پیامبر]] {{صل}} بپردازند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۷؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲ ص۳۹.</ref>. آنان در [[مکه]] اعلام کردند هر کس [[محمد]] {{صل}} را زنده دستگیر کند و به [[قریش]] بسپارد، صد شتر به او [[پاداش]] خواهند داد<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۴۸۹.</ref>. [[مشرکان]] [[مکه]] در جستجوی [[پیامبر]] {{صل}} تا نزدیک [[غار ثور]] هم آمدند؛ اما تارهای عنکبوت که بر در [[غار]] تنیده شده بود و کبوتری که در آنجا لانه ساخته بود، آنها را مطمئن ساخت که کسی داخل این [[غار]] نشده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۷؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۹۳-۳۹۸؛ [[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[گاه‌شمار (مقاله)|گاه‌شمار]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۸.</ref>
[[مشرکان]] [[مکه]]، وقتی نقشه خویش را نقش بر [[آب]] دیدند [[ناامید]] نشدند. آنها با تمام توان [[تصمیم]] گرفتند به جستجوی [[پیامبر]] {{صل}} بپردازند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۷؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲ ص۳۹.</ref>. آنان در [[مکه]] اعلام کردند هر کس [[محمد]] {{صل}} را زنده دستگیر کند و به [[قریش]] بسپارد، صد شتر به او [[پاداش]] خواهند داد<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۴۸۹.</ref>. [[مشرکان]] [[مکه]] در جستجوی [[پیامبر]] {{صل}} تا نزدیک [[غار ثور]] هم آمدند؛ اما تارهای عنکبوت که بر در [[غار]] تنیده شده بود و کبوتری که در آنجا لانه ساخته بود، آنها را مطمئن ساخت که کسی داخل این [[غار]] نشده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۷؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۹۳-۳۹۸؛ [[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[گاه‌شمار (مقاله)|گاه‌شمار]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۸؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۸۸ ـ ۱۰۹۰.</ref>


== آغاز هجرت ==
== آغاز هجرت ==
خط ۵۲: خط ۵۲:
بر اساس برخی [[اخبار]] هنگام ورود پیامبر به مدینه، [[مردم]] [[شهر]] در محلی به نام [[ثنیة الوداع]] به استقبال رسول خدا{{صل}} آمدند. در این [[مراسم]] سرودی از سوی مردم خوانده می‌شد که با عنوان {{عربی|طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَيْنَا}} [[شهرت]] دارد. خبر این سرود از طریق صحیحی وارد نشده و افزون بر [[مشکل سندی]]، در متن نیز دشواری‌هایی دارد، از جمله، در یکی از بیت‌های آن از [[شهر مدینه]] نام برده می‌شود و حال آنکه در این زمان نام «یثرب» هنوز به مدینه [[تغییر]] نیافته است. ضمن آنکه ثنیة الوداع مشهور در شمال مدینه و در مسیر [[شام]] قرار دارد، نه در مسیر مدینه به [[مکه]]. نخستین کتاب سیره‌ای که این [[روایت]] در آن آمده، [[دلائل النبوه]] [[بیهقی]] است که خبر را به نقل [[از ابن عائشه]] (م ۲۲۸) آورده که خود تا زمان حادثه فاصله زیادی دارد. بیهقی می‌نویسد: علمای ما این خبر را مربوط به وقت ورود آن [[حضرت]] به مدینه در هنگام هجرت از مکه می‌دانند نه وقت آمدن آن حضرت از [[تبوک]]<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۲، ص۵۰۶.</ref>، اما این سخن صحیح نیست و چنان که [[جعفر مرتضی عاملی]] [[استدلال]] کرده است، این سروده مربوط به بازگشت پیامبر از تبوک است<ref>عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج۴، ص۳۰۰.</ref>.
بر اساس برخی [[اخبار]] هنگام ورود پیامبر به مدینه، [[مردم]] [[شهر]] در محلی به نام [[ثنیة الوداع]] به استقبال رسول خدا{{صل}} آمدند. در این [[مراسم]] سرودی از سوی مردم خوانده می‌شد که با عنوان {{عربی|طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَيْنَا}} [[شهرت]] دارد. خبر این سرود از طریق صحیحی وارد نشده و افزون بر [[مشکل سندی]]، در متن نیز دشواری‌هایی دارد، از جمله، در یکی از بیت‌های آن از [[شهر مدینه]] نام برده می‌شود و حال آنکه در این زمان نام «یثرب» هنوز به مدینه [[تغییر]] نیافته است. ضمن آنکه ثنیة الوداع مشهور در شمال مدینه و در مسیر [[شام]] قرار دارد، نه در مسیر مدینه به [[مکه]]. نخستین کتاب سیره‌ای که این [[روایت]] در آن آمده، [[دلائل النبوه]] [[بیهقی]] است که خبر را به نقل [[از ابن عائشه]] (م ۲۲۸) آورده که خود تا زمان حادثه فاصله زیادی دارد. بیهقی می‌نویسد: علمای ما این خبر را مربوط به وقت ورود آن [[حضرت]] به مدینه در هنگام هجرت از مکه می‌دانند نه وقت آمدن آن حضرت از [[تبوک]]<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۲، ص۵۰۶.</ref>، اما این سخن صحیح نیست و چنان که [[جعفر مرتضی عاملی]] [[استدلال]] کرده است، این سروده مربوط به بازگشت پیامبر از تبوک است<ref>عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج۴، ص۳۰۰.</ref>.


هنگام ورود رسول خدا{{صل}} به یثرب، قبائل گوناگونی از ایشان [[دعوت]] می‌کردند که در میان آنان پیاده شود و اقامت کند. آن حضرت نیز در [[اندیشه]] یافتن محل مناسبی برای استقرار خود بود که مرکزیت و بر مناطق و محله‌های دیگر یثرب اشراف داشته باشد. از این رو، در پاسخ به [[اصرار]] [[بنی عمرو بن عوف]] فرمود: {{متن حدیث|أُمِرْتُ بِقَرْيَةٍ تَأْكُلُ الْقُرَى‌}}: «من مأمورم در محلی بمانم که محله‌های دیگر را دربر گیرد». محلی که سرانجام [[رسول خدا]]{{صل}} در آنجا پیاده شد، محله [[بنی مالک بن نجار]] بود که دایی‌های جدش [[عبدالمطلب]] در آن سکنی داشتند. این محل به لحاظ موقعیت جغرافیایی در میانه [[شهر]] یثرب قرار داشت و می‌توانست به مناطق دیگر شهر مشرف باشد. بنابراین، این مکان آگاهانه از سوی رسول خدا{{صل}} [[انتخاب]] شد<ref>ر.ک: جعفریان، حکمت انتخاب مسجد النبی، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} از [[مکه]] به [[مدینه]]، توسط خود آن حضرت مبدأ [[تاریخ هجری]] [[مسلمانان]] قرار گرفت<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۱۵۲؛ [[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۹۳-۳۹۸؛ [[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[گاه‌شمار (مقاله)|گاه‌شمار]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۸.</ref>.
هنگام ورود رسول خدا{{صل}} به یثرب، قبائل گوناگونی از ایشان [[دعوت]] می‌کردند که در میان آنان پیاده شود و اقامت کند. آن حضرت نیز در [[اندیشه]] یافتن محل مناسبی برای استقرار خود بود که مرکزیت و بر مناطق و محله‌های دیگر یثرب اشراف داشته باشد. از این رو، در پاسخ به [[اصرار]] [[بنی عمرو بن عوف]] فرمود: {{متن حدیث|أُمِرْتُ بِقَرْيَةٍ تَأْكُلُ الْقُرَى‌}}: «من مأمورم در محلی بمانم که محله‌های دیگر را دربر گیرد». محلی که سرانجام [[رسول خدا]]{{صل}} در آنجا پیاده شد، محله [[بنی مالک بن نجار]] بود که دایی‌های جدش [[عبدالمطلب]] در آن سکنی داشتند. این محل به لحاظ موقعیت جغرافیایی در میانه [[شهر]] یثرب قرار داشت و می‌توانست به مناطق دیگر شهر مشرف باشد. بنابراین، این مکان آگاهانه از سوی رسول خدا{{صل}} [[انتخاب]] شد<ref>ر.ک: جعفریان، حکمت انتخاب مسجد النبی، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} از [[مکه]] به [[مدینه]]، توسط خود آن حضرت مبدأ [[تاریخ هجری]] [[مسلمانان]] قرار گرفت<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۱۵۲؛ [[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۹۳-۳۹۸؛ [[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[گاه‌شمار (مقاله)|گاه‌شمار]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۸.</ref>.


== نخستین [[اقدامات پیامبر]] در مدینه ==
== نخستین اقدامات پیامبر در مدینه ==
رسول خدا{{صل}} از ورود به مدینه، مشکلاتی پیش روی خود داشت. از جمله این [[مشکلات]]، بافت قبیله‌ای ساکنان یثرب بود که پیش از این در قالب رقابت‌ها و نزاع‌های دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] بارها بروز کرده بود؛ چنان که حضور گروه‌هایی چون [[یهودیان]]، تنظیم [[روابط]] میان گروه‌های گوناگون را دشوار ساخت و تنظیم برنامه‌ای از سوی رسول خدا{{صل}} در این زمینه، ضروری به نظر می‌رسید. مشکل دیگر رسول خدا{{صل}}، نداشتن افراد نظامی و [[سازمان]] رزمی بود که اینک با توجه به [[دشمنان]] گسترده‌ای که برای آن حضرت با [[هجرت]] پدید آمده بود، ضروری [[احساس]] می‌شد. اقدامات بعدی رسول خدا{{صل}} برای مقابله با این مشکلات بود:
رسول خدا{{صل}} از ورود به مدینه، مشکلاتی پیش روی خود داشت. از جمله این [[مشکلات]]، بافت قبیله‌ای ساکنان یثرب بود که پیش از این در قالب رقابت‌ها و نزاع‌های دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] بارها بروز کرده بود؛ چنان که حضور گروه‌هایی چون [[یهودیان]]، تنظیم [[روابط]] میان گروه‌های گوناگون را دشوار ساخت و تنظیم برنامه‌ای از سوی رسول خدا{{صل}} در این زمینه، ضروری به نظر می‌رسید. مشکل دیگر رسول خدا{{صل}}، نداشتن افراد نظامی و [[سازمان]] رزمی بود که اینک با توجه به [[دشمنان]] گسترده‌ای که برای آن حضرت با [[هجرت]] پدید آمده بود، ضروری [[احساس]] می‌شد. اقدامات بعدی رسول خدا{{صل}} برای مقابله با این مشکلات بود:
#فعالیت‌ها و اقدامات پیامبر{{صل}} در سال اول حضور در مدینه نشانگر تلاش ایشان برای تأسیس و [[تشکیل حکومت]] است. نخستین کاری که [[پیامبر خدا]]{{صل}} در مدینه انجام داد، تأسیس مرکزی به نام [[مسجد]] برای فعالیت‌های خود بود.
#فعالیت‌ها و اقدامات پیامبر{{صل}} در سال اول حضور در مدینه نشانگر تلاش ایشان برای تأسیس و [[تشکیل حکومت]] است. نخستین کاری که [[پیامبر خدا]]{{صل}} در مدینه انجام داد، تأسیس مرکزی به نام [[مسجد]] برای فعالیت‌های خود بود.
خط ۶۷: خط ۶۷:
# [[سرزمین]]: در [[پیمان]] [[نامه]] عمومی بر مرزهای جغرافیایی مدینه و پیدایش [[حرم]] تأکید شده است. در این [[پیمان‌نامه]] مرکزیت [[حکومت]]، یثرب/ [[مدینة النبی]] تعیین شده و به عنوان منطقه [[امن]] و به دور از [[منازعات]] دانسته شده است؛
# [[سرزمین]]: در [[پیمان]] [[نامه]] عمومی بر مرزهای جغرافیایی مدینه و پیدایش [[حرم]] تأکید شده است. در این [[پیمان‌نامه]] مرکزیت [[حکومت]]، یثرب/ [[مدینة النبی]] تعیین شده و به عنوان منطقه [[امن]] و به دور از [[منازعات]] دانسته شده است؛
# حکومت: [[قدرت سیاسی]] پیامبر{{صل}} در پیمان نامه عمومی پذیرفته شده است و موقعیت [[رهبری]] وی در لابه‌لای بندهای پیمان نامه به خوبی پیداست و [[تصمیم‌گیری‌ها]] و [[داوری]] در [[اختلاف‌ها]] بر عهده اوست. وضعیت پرداخت هزینه‌ها و محدوده [[قدرت]] قبائل، آزادی‌ها و [[حقوق مدنی]] قبیله‌ها و افراد هم پیمان آنها مشخص شده است و به نحوی بر [[امنیت]] داخلی و [[دفاع]] مشترک از مدینه و جلوگیری از [[تجاوز]]، توجه شده و بدان پرداخته و قانون‌گذاری‌های [[سیاسی]]، [[مالی]] و قضائی انجام شده است؛ بدین‌سان، نهادهای [[فرمانروا]] و [[وظایف]] و اختیارات هر کدام و [[روابط]] میان آنها روشن و چگونگی و روش اداره [[اجتماع]] بیان شده است.
# حکومت: [[قدرت سیاسی]] پیامبر{{صل}} در پیمان نامه عمومی پذیرفته شده است و موقعیت [[رهبری]] وی در لابه‌لای بندهای پیمان نامه به خوبی پیداست و [[تصمیم‌گیری‌ها]] و [[داوری]] در [[اختلاف‌ها]] بر عهده اوست. وضعیت پرداخت هزینه‌ها و محدوده [[قدرت]] قبائل، آزادی‌ها و [[حقوق مدنی]] قبیله‌ها و افراد هم پیمان آنها مشخص شده است و به نحوی بر [[امنیت]] داخلی و [[دفاع]] مشترک از مدینه و جلوگیری از [[تجاوز]]، توجه شده و بدان پرداخته و قانون‌گذاری‌های [[سیاسی]]، [[مالی]] و قضائی انجام شده است؛ بدین‌سان، نهادهای [[فرمانروا]] و [[وظایف]] و اختیارات هر کدام و [[روابط]] میان آنها روشن و چگونگی و روش اداره [[اجتماع]] بیان شده است.
# [[حاکمیت]]: قدرت [[مشروع]] و [[وضع قوانین]] در [[جامعه]] بر عهده [[خدا]] و [[رسول]] نهاده شده و [[داوری]] بر عهده ایشان قرار گرفته است<ref>فیرحی، دولت شهر پیامبر، ص۱۸۳.</ref>؛ نظامی که [[رسول خدا]]{{صل}} آن را بر پا کرد، بر اساس هم‌خونی یا رابطه [[نژادی]] [[استوار]] نبود، بلکه بر پایه‌های [[اخلاقی]] و [[عقیدتی]] بنیان نهاده شده بود. در [[جامعه]] نوین، [[مسلمانان]] به پروردگاری یگانه [[ایمان]] داشته و به دستورهای [[دینی]] [[واحدی]]، سر [[تعظیم]] فرود می‌آوردند و از رسول خدا{{صل}} [[پیروی]] می‌کردند. در این دیدگاه، مسلمانان، مجموعه‌ای یگانه بودند که هر یک [[پشتیبان]] دیگری است. هر یک از آنان، از [[پشتیبانی]] دیگر افراد [[امت]] بهره‌مند بود و هنگام نیاز، از کمک و [[یاری]] دیگری برخوردار می‌شد. [[نظام قبیله‌ای]] [[حاکم]] در [[حجاز]] می‌توانست یکی از موانع تحقق ایده‌های رسول خدا{{صل}} باشد، اما آن [[حضرت]] اصل نظام قبیله‌ای [[عرب]] را پذیرفت و کوشید این [[نظام]] را [[هدایت]] کرده و در قالب [[شعارها]] و ایده‌های [[اسلامی]] کنترل کند و از رقابت‌های قبیله‌ای در [[پیشرفت]] [[اسلام]] بهره برد<ref>ر.ک: حسینیان مقدم، مناسبات مهاجر و انصار، ص۲۲۶. برای اطلاع از نظام اداری رسول خدا{{صل}} به بخش سیره، سیره سیاسی و نظام اداری مراجعه شود.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۱۵۷.</ref>
# [[حاکمیت]]: قدرت [[مشروع]] و [[وضع قوانین]] در [[جامعه]] بر عهده [[خدا]] و [[رسول]] نهاده شده و [[داوری]] بر عهده ایشان قرار گرفته است<ref>فیرحی، دولت شهر پیامبر، ص۱۸۳.</ref>؛ نظامی که [[رسول خدا]]{{صل}} آن را بر پا کرد، بر اساس هم‌خونی یا رابطه [[نژادی]] [[استوار]] نبود، بلکه بر پایه‌های [[اخلاقی]] و [[عقیدتی]] بنیان نهاده شده بود. در [[جامعه]] نوین، [[مسلمانان]] به پروردگاری یگانه [[ایمان]] داشته و به دستورهای [[دینی]] واحدی، سر [[تعظیم]] فرود می‌آوردند و از رسول خدا{{صل}} [[پیروی]] می‌کردند. در این دیدگاه، مسلمانان، مجموعه‌ای یگانه بودند که هر یک [[پشتیبان]] دیگری است. هر یک از آنان، از [[پشتیبانی]] دیگر افراد [[امت]] بهره‌مند بود و هنگام نیاز، از کمک و [[یاری]] دیگری برخوردار می‌شد. [[نظام قبیله‌ای]] [[حاکم]] در [[حجاز]] می‌توانست یکی از موانع تحقق ایده‌های رسول خدا{{صل}} باشد، اما آن [[حضرت]] اصل نظام قبیله‌ای [[عرب]] را پذیرفت و کوشید این [[نظام]] را [[هدایت]] کرده و در قالب [[شعارها]] و ایده‌های [[اسلامی]] کنترل کند و از رقابت‌های قبیله‌ای در [[پیشرفت]] [[اسلام]] بهره برد<ref>ر.ک: حسینیان مقدم، مناسبات مهاجر و انصار، ص۲۲۶. برای اطلاع از نظام اداری رسول خدا{{صل}} به بخش سیره، سیره سیاسی و نظام اداری مراجعه شود.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۱۵۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۴: خط ۷۴:
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[هجرت به مدینه (مقاله)|هجرت به مدینه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]
# [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']]
# [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']]
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۶۱۰

ویرایش